صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا قتل کسی صرفا به خاطر عقیده اش ، از نظر اخلاقی و اسلامی مجاز است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955

    آیا قتل کسی صرفا به خاطر عقیده اش ، از نظر اخلاقی و اسلامی مجاز است؟




    سلام

    در مشهورترین ایه قرانی داریم لااکراه فی الدین یعنی هیچ اجباری در دین نیست
    از طرفی شبهاتی مطرح می شود که امام علی ع خوارج را بخاطر عقایدشان کشت
    یا قتل مرتد یعنی ازدین برگشته مجاز است
    چطور این داستانها را می توان با این ایه از قران تطبیق داد ؟



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58288



    با نام و یاد دوست





    آیا قتل کسی صرفا به خاطر عقیده اش ، از نظر اخلاقی و اسلامی مجاز است؟





    کارشناس بحث: استاد صدیق
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۴/۲۷ در ساعت ۲۱:۳۶ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    در مشهورترین ایه قرانی داریم لااکراه فی الدین یعنی هیچ اجباری در دین نیست
    از طرفی شبهاتی مطرح می شود که امام علی ع خوارج را بخاطر عقایدشان کشت.
    یا قتل مرتد یعنی ازدین برگشته مجاز است
    چطور این داستانها را می توان با این ایه از قران تطبیق داد ؟
    باسلام
    در مورد ایه شریفه، بحث از دو جهت قابل بحث است. ایه شریفه ای که بیان شد، یکی از اصول اساسی تبلیغ دین است و نشان دهنده این است که تبلیغ دین با اکراه و اجبار فایده ندارد و ایمانی از این راه برای فرد ایجاد نمیشود. اسلام نمى‏گويد براى اينكه توحيد را تحميل كنيد بجنگيد، چون تحميل شدنى نيست، چون ايمان است، ايمان را بايد تشخيص داد و انتخاب كرد. تشخيص كه زورى نمى‏شود، انتخاب هم زورى نمى‏شود، لا اكْراهَ فِى الدّين يعنى شما كسى را مجبور نكنيد، يعنى ايمان اجباربردار نيست.[1] به همین جهت است که تقلید در اصول دین پذیرفتنی نیست و هر کس باید اصول عقائدش را خودش کسب کند و نسبت به انها اطمینان داشته باشد. این یک مسأله است.
    اما از سوی دیگر، اگر در راه ایمان دیگران و تفکر انان در مورد مذهب صحیح، مانعی وجود داشت و عده ای خواستند که جلوی ایمان دیگران را بگیرند و با تبلیغات مسموم خود، اذهان دیگران(مومنان یا کافران) را مملو از شبهاتی نمایند و اجازه طرح پاسخ انها نیز داده نشود، در این صورت اسلام در صدد مقابله با این موانع بر می اید و به حسب نوع ان مانع، دستورات پیشگیرانه و برطرف کننده ای دارد.
    بعلاوه این آیه به نظر مفسران و علمای شیعه و اهل تسنن، مربوط به انتخاب اولیه دین است نه بقای بر دین. یعنی اگر کسی هنوز به اسلام ایمان نیاورده و معتقد به مسلک ومرامی دیگر است، نمیتوان او را مجبور کرد که به اسلام و اموزه های ان ایمان بیاورد. نگاهی به شأن نزول این آیه موید این نکته است.
    حال به سوال شما می پردازیم و به دو نقضی که بیان کردید.

    در مورد نقض اول: جنگ حضرت علی ع با خوارج ربطی به مسأله ازادی انتخاب عقیده و دین نداشت. حضرت تا زمانی که انان دست به شمشیر نبردندو به صورت رسمی از شهر بیرون و در منطقه مخصوص جمع اوری لشگر در بیرون شهر نرفتند، با انان جهاد ننمود. اما زمانی که وجود انان خطری برای جان و ناموس مردم شد و انان برای حکومت مرکزی خطر ایجاد کردند، حضرت با شرایط خاص و با هشدارهای زیادی که به انان دادند به مقابله با انان پرداختند.

    در مورد نقض دوم:
    ارتداد عبارتست از انکار خدا، صفات قطعی و مسلم خدا، نبوت پیامبر یا انکار یکی از ضروریات دین که به صورت مسلم در میان مسلمانان پذیرفته شده است. بنابراین انکار ضروریات مذهب مانند انکار اصل امامت، به نظر معروف فقها موجب ارتداد نیست،[2] به شرطی که همراه با توهین نباشد که در این صورت فحش و ناسزایش موجب قتل او میشود.[3]
    قتل مرتد نیاز به شرایط و ضوابط زیادی دارد.
    اولا: این شخص باید مرتد فطری باشد یعنی قبل از بلوغ یکی از والدینش مسلمان بوده باشند و خودش نیز قبل از ارتداد در حالی که بالغ بوده و توان فکر کردن داشته مسلمان بوده و سپس مرتد شده است.[4]
    دوم: باید متوجه لوازم حرفش باشد و با علم و قصد اعلام ارتداد کرده باشد.[5]
    سوم: قتل مرتد مخصوص مردان است و شامل زنان نمیشود.[6]
    چهارم: ارتداد او از روی تحقیق نباشد. یعنی اگر شخصی بنابر تحقیق و بررسی به این نتیجه رسید که مثلا دین اسلام، خوب نیست و از اسلام برگشت، این شخص از نظر حقوقی به قتل نمیرسد. البته باید شرایط تحقیق را رعایت کرده باشد و ناشی از کج فهمی و تحت تأثیر شرایط و احساسات و عواطف نباشد.
    پنجم: باید ارتداد خود راعلنی کرده باشد تا جرم او جنبه اجتماعی پیدا کند. بنابراین اگر کسی از دین برگشته باشد ولی ارتداد خود را جار نزند و اعتقاد جدیدش را در بوق و کرنا نکند، اعدام نمیشود.[7]
    ششم: شخص مرتد باید به ضروری دین بودن آنچه انکار می نماید علم داشته باشد.[8]
    هفتم: ارتدادش را باید با کلام و الفاظ بیان کند. بنابراین اگر ضروریات مذهب را در عمل و فعل ترک کرده باشد، حکم مرتد شامل او نمیشود.[9] اگر انکار فعلی او مستلزم اهانت و مسخره کردن ضروری دین باشد نیز همین حکم را دارد و در غیر این صورت نه.[10]
    هشتم: شرایط کلی تکلیف را داشته باشد. یعنی شخص در صورت وجود شرایط بالا در صورتی حکم ارتداد را دارد که درحال ارتداد بالغ بوده، عاقل بوده و ارتدادش از روی اختیار باشد.[11]

    بنابراین با توجه به این شرایط و ضوابط مشخص میشود که عقوبتی که برای مرتد بیان شده، مصادیق بسیار نادر و کمی پیدا میکند. ولی بااین حال، سوال مورد نظر شما باز هم جای دارد و میتوان پرسید که با توجه به اکراهی نبودن ایمان پس چرا این شخص که شرایط و ضوابط مورد نظر را دارد، به قتل میرسد و احکام خاصی را می یابد.
    با توجه به مطالبی که در ابتدای این پست بیان شد، جواب این سوال نیز مشخص میشود. این شخص با توجه به این مشخصات، جرمش جنبه عمومی و اجتماعی پیدا کرده و خودش مانعی بر سر تبلیغ دین و ایمان مردم شده است و اعلام دشمنی با خدا و رسولش نموده است. این دیگر بحث اعتقاد شخصی و خصوصی این فرد نیست بلکه مقابل ایمان جامعه و سایر مردم شده است و گفتیم که ایه مورد نظر مربوط به ایمان و عقیده شخصی یا مربوط به آزادی تفکر است و اگر بی اعتقادی او جنبه عمومی بیابد از دایره ایه خارج است.





    [1] . مجموعه‏ آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏20، ص: 249

    [2] . قوانین الاصول ج 2 ص 212؛ کتاب الطهاره، امام خمینی، ج3 ص 441

    [3] . المقنعه ص 743

    [4] . موسوعه الفقه الاسلامی ج 8 ص 380

    [5] . القواعد ج3 ص 573

    [6] . وسائل الشيعه، ج 18ص 612.

    [7] . الکافی فی الفقه ص 311؛ مجله فقه اهل بیت، ج5 و 6، ص 283

    [8] . مجمع الفائده ج 3 ص 199

    [9] . مجمع الفائده ج 13 ص 334

    [10] . الدروس ج 2 ص 51

    [11] . الشرایع، ج 4 ص 183

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    آیا قتل کسی صرفا به خاطر عقیده اش ، از نظر اخلاقی و اسلامی مجاز است؟


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    سلام خدمت شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    سوم: قتل مرتد مخصوص مردان است و شامل زنان نمیشود
    چرا این حکم هست جناب صدیق؟خب به نظرم همه ی مفاسدی که یک مرد مرتد ممکنه ایجاد کنه و اسیب های اجتماعیی که میتونه بزنه توسط زن هم ممکنه.
    و البته یک نمونه رو در مورد زنان در همین سایت خواندم:http://www.askdin.com/thread22680.html#post273385


    ممنون از شما

    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    بعلاوه این آیه به نظر مفسران و علمای شیعه و اهل تسنن، مربوط به انتخاب اولیه دین است نه بقای بر دین. یعنی اگر کسی هنوز به اسلام ایمان نیاورده و معتقد به مسلک ومرامی دیگر است، نمیتوان او را مجبور کرد که به اسلام و اموزه های ان ایمان بیاورد. نگاهی به شأن نزول این آیه موید این نکته است.
    سلام

    اصلا نمیشه توجیه کرد که در ایمان اوردن اولیه شخص ازاد باشه ولی در بقای بر دین ازادی وجود نداشته باشه
    چون انسان ممکنه در هرزمانی از زندگیش شروع به تحقیق کنه و متوجه اشتباهش باشه
    و اینکه حکم بشه باید بر اشتباهت باشی وگرنه کشته می شوی حرف منطقی و عقلانی و دینی نیست



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اولا: این شخص باید مرتد فطری باشد یعنی قبل از بلوغ یکی از والدینش مسلمان بوده باشند و خودش نیز قبل از ارتداد در حالی که بالغ بوده و توان فکر کردن داشته مسلمان بوده و سپس مرتد شده است.[4]
    سلام


    این بند عادلانه نیست چون
    ممکن است شخص چون در خانواده مسلمان بدنیا امده مسلمان ارثی باشد و واقعا به اسلام ایمان نداشته باشد
    و بعد که به بلوغ می رسد و درباره ادیان تحقیق می کند به نتیجه ای برسد که خواسته باشد دینش را عوض کند

    تکلیف این شخص چیست ؟



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    با توجه به مطالبی که در ابتدای این پست بیان شد، جواب این سوال نیز مشخص میشود. این شخص با توجه به این مشخصات، جرمش جنبه عمومی و اجتماعی پیدا کرده و خودش مانعی بر سر تبلیغ دین و ایمان مردم شده است و اعلام دشمنی با خدا و رسولش نموده است. این دیگر بحث اعتقاد شخصی و خصوصی این فرد نیست بلکه مقابل ایمان جامعه و سایر مردم شده است و گفتیم که ایه مورد نظر مربوط به ایمان و عقیده شخصی یا مربوط به آزادی تفکر است و اگر بی اعتقادی او جنبه عمومی بیابد از دایره ایه خارج است.
    سلام

    به نظر حقیر بهترین مجازات برای چنین شخصی زندان یا تبعید است
    چون در زندان یا تبعید فرصت دارد دوباره بیندیشد و ممکن است اصلاح شود



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    185
    حضور
    15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    175



    در اینکه حکم مرگ برای مرتد غیرانسانی است شکی نیست و هر انسانی که از حداقل عاطفه انسانی برخوردار باشد نمیتواند چنین فاجعه ای را بپذیرد . معنی عملی حکم مرگ برای مرتد اینست که ای کسی که در خانواده مسلمان به دنیا آمدی حق انتخاب دین و عقیده نداری یا اسلام یا مرگ! این توجیهات که باعث تفرقه در امت اسلام! میشود خیلی مضحک و غیرمنطقی است . معنی ندارد که انسان یک بار حق انتخاب داشته باشد. تازه در اسلام عملا همان یک بار انتخاب هم نیست کسی که در کودکی و حتی سن بلوغ دین انتخاب نمیکند و تحت تاثیر خانواده و محیط است در جوانی هم میگویند مسلمان زاده ای پس مسلمانی! این یعنی دین ارثی و اجباری. تازه مثلا یک جوان 18 ساله هم به حدی از آگاهی و رشد نرسیده که بخواهد تحقیق گسترده ای کند و دینی را انتخاب کند. . مگر عرصه فکر و اندیشه را میتوان با اجبار و حبس و تهدید محدود کرد! اصلا واژه بی معنی امت اسلام و اینکه دینداری یا بی دین بودن افراد جامعه را با حکومت گره بزنیم از عجایب خود ساخته است تا دکانداران دین بتوانند به لطائف الحیل و با تحمیق انسانها و به دست گرفتن رگ خواب مذهب به حاکمیت تحمیلی خود ادامه دهند. اگر جز این است آیا ترس از این وجود دارد که مسلمانان دسته دسته از اسلام خارج شوند؟ واقعا اگر چنین باشد که اینها با تهدید به اسلام بر نمیگردند . چرا بقیه دنیا چنین ترسی ندارند؟ اصلا ایمانی که از سر ترس و اجبار باشد به چه درد میخورد؟ اگر کسی از نظر فکر و اندیشه به درجه ارتداد به دینی رسید که نمیشود با تهدید عقیده اش را عوض کرد و اگر بگوییم اعتقاد خود را علنی نکند باید گفت اعتقادی که علنی و عملی نشود که اعتقاد نیست و به درد نمیخورد . چرا مسیحیان امروز دنیا چنین واهمه ای ندارند چرا زرتشتیان امروز دنیا با جمعیتی فوق العاده اندک چنین احکام مضحکی ندارند. به قوانین گذشته و عصر سیاه و بی منطق قرون وسطی کاری ندارم. در دنیای امروز تنها دینی که از پیروان خود امت اجباری ساخته اسلام است. اگر یک مسیحی مسلمان شد آنرا در بوق و کرنا میکنید چرا فکر نمیکنید او هم نسبت به دین سابق خود مرتد شده است. ولی چرا یک مسلمان نباید این اختیار را داشته باشد که در هر لحظه از زندگی خود حق و اختیار انتخاب داشته باشد؟ نکند باید گفت که اسلام دین حق است و بقیه باطل! خب همین حرف را بقیه هم میتوانند بزنند و این عین انحصارطلبی است . اصلا دینداری یا بی دین بودن یا عوض کردن دین چیزی نیست که جایی ثبت شود و انسان بر اساس آن حقوق انسانی و شهروندی خود را بدست بیاورد یا از دست دهد.. دین صرفا یک اعتقاد قلبی و عقیده شخصی است که هر لحظه ممکن است تغییر کند و به حکومت و به هیچ کس ارتباطی ندارد. این که بگوییم انسان آزاد است ولی باید اسلام را انتخاب کند مثل اینست که بگوییم آزادی هر رنگی را انتخاب کنی به شرط آنکه مثلا آن رنگ مشکی باشد و این تناقض مضحک به شارلاتانی بیشتر شبیه است . حکم مرگ مرتد در دنیای امروز بی معنی است و موضوعیتی ندارد و صرفا باعث وهن اسلام و مسلمانان و بی منطق جلوه دادن آنها میشود و با هزاران دلیل و آیه و لطائف الحیل نمیتوان آنرا توجیه کرد. در قران هم حکم دنیوی برای آن تعیین نشده و انسان عقلمدار باید فرزند زمانه خود باشد نه اینکه عقل و منطق را تعطیل کنیم و با روایت 1400 سال پیش زندگی کنیم. مطمئنا اکثریت مردم دنیا چنین احکام غیرمنطقی را نمیپذیرند و آن چه اصل است آزادی انتخاب عقیده است و عرصه اعتقاد هیچ قانون و نیروی قهریه ای را بر نمیتابد. دنیا به این سمت میرود و با عوض شدن نسلها چنین احکامی منسوح شده و فقط باعث تعجب و تحیر و تمسخر آیندگان میشود چه بخواهیم چه نخواهیم. به هر حال آزادی تفسیر ندارد . آزادی " آزادی است نه بازی با الفاظ و مصادره به مطلوب کردن واژه ها . حتی در قانون اساسی فعلی ایران با همه جنبه های ایدئولوژی زدگی و خلاف حقوق بشری اش جرات نکرده اند چنین بندی وارد کنند و به صراحت گفته شده هیچ كس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. به طور حتم منظور عقیده ای بوده که ابراز شود وگرنه عقیده ای که ابراز نشود که کسی اطلاعی ندارد تا مواخذه بکند یا نکند. عقیده ای که در درون فکر انسان باشد که احتیاجی به قانون گذاری ندارد . کلمه عقیده هم بدون قید و شرط آمده پس میتواند هر چیزی را شامل شود از جمله تغییر عقیده دینی و یا کفر مطلق. البته در منطق امثال شما همواره حربه ای به نام تفسیر وجود دارد که با توسل به آن واضح تین امور را میتوان وارونه جلوه داد و شاید با تفسیر شورای محترم نگهبان ناگهان ببینیم ماست سیاه است! الفبای عقل و منطق حکم میکند اگر مطلبی غیر عقلانی و ضد انسانی در هر آیینی بود آن را دور بریزیم نه اینکه سعی کنیم به زور و با رنگ و لعاب آن را با منطق سازگار جلوه دهیم . حداقل در دنیای امروز نه من( که معتقدم ادیان را خود انسانها ساخته و پرداخته اند) بلکه هر کسی با هر عقیده مذهبی در صورتیکه از حداقل چارچوبهای انسانی برخوردار باشد نمیتواند چنین حکم فاجعه باری را بپذیرد و با اعدام یک انسان (با هر شرایطی که باشد) آنهم بخاطر ابراز اعتقاد و عقیده (ولو کفر) کنار بیاید. این یک مسئله انسانی است ربطی به درون دینی و برون دینی هم ندارد. مگر اینکه خاصیت افیونی ایدئولوژی و مذهب چنان انسان را ساقط کرده باشد که واقعیت فاجعه را نبیند و نشنود و دلخوش داشته باشد که این حکم خداست! و حتما حکمتی در کار است که در حیطه ادراک ما نیست! خدا به همه انسانیت و عقلانیت عطا کند .
    ویرایش توسط atila133f : ۱۳۹۲/۰۵/۱۱ در ساعت ۱۷:۱۲

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالبی دینی - روانشناسی - بهداشتی
    نوشته
    12
    حضور
    11 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    38

    اوج آزاداندیشی




    نقل قول نوشته اصلی توسط atila133f نمایش پست ها
    در اینکه حکم مرگ برای مرتد غیرانسانی است شکی نیست و هر انسانی که از حداقل عاطفه انسانی برخوردار باشد نمیتواند چنین فاجعه ای را بپذیرد . معنی عملی حکم مرگ برای مرتد اینست که ای کسی که در خانواده مسلمان به دنیا آمدی حق انتخاب دین و عقیده نداری یا اسلام یا مرگ! این توجیهات که باعث تفرقه در امت اسلام! میشود خیلی مضحک و غیرمنطقی است . معنی ندارد که انسان یک بار حق انتخاب داشته باشد. تازه در اسلام عملا همان یک بار انتخاب هم نیست کسی که در کودکی و حتی سن بلوغ دین انتخاب نمیکند و تحت تاثیر خانواده و محیط است در جوانی هم میگویند مسلمان زاده ای پس مسلمانی! این یعنی دین ارثی و اجباری. تازه مثلا یک جوان 18 ساله هم به حدی از آگاهی و رشد نرسیده که بخواهد تحقیق گسترده ای کند و دینی را انتخاب کند. . مگر عرصه فکر و اندیشه را میتوان با اجبار و حبس و تهدید محدود کرد! اصلا واژه بی معنی امت اسلام و اینکه دینداری یا بی دین بودن افراد جامعه را با حکومت گره بزنیم از عجایب خود ساخته است تا دکانداران دین بتوانند به لطائف الحیل و با تحمیق انسانها و به دست گرفتن رگ خواب مذهب به حاکمیت تحمیلی خود ادامه دهند. اگر جز این است آیا ترس از این وجود دارد که مسلمانان دسته دسته از اسلام خارج شوند؟ واقعا اگر چنین باشد که اینها با تهدید به اسلام بر نمیگردند . چرا بقیه دنیا چنین ترسی ندارند؟ اصلا ایمانی که از سر ترس و اجبار باشد به چه درد میخورد؟ اگر کسی از نظر فکر و اندیشه به درجه ارتداد به دینی رسید که نمیشود با تهدید عقیده اش را عوض کرد و اگر بگوییم اعتقاد خود را علنی نکند باید گفت اعتقادی که علنی و عملی نشود که اعتقاد نیست و به درد نمیخورد . چرا مسیحیان امروز دنیا چنین واهمه ای ندارند چرا زرتشتیان امروز دنیا با جمعیتی فوق العاده اندک چنین احکام مضحکی ندارند. به قوانین گذشته و عصر سیاه و بی منطق قرون وسطی کاری ندارم. در دنیای امروز تنها دینی که از پیروان خود امت اجباری ساخته اسلام است. اگر یک مسیحی مسلمان شد آنرا در بوق و کرنا میکنید چرا فکر نمیکنید او هم نسبت به دین سابق خود مرتد شده است. ولی چرا یک مسلمان نباید این اختیار را داشته باشد که در هر لحظه از زندگی خود حق و اختیار انتخاب داشته باشد؟ نکند باید گفت که اسلام دین حق است و بقیه باطل! خب همین حرف را بقیه هم میتوانند بزنند و این عین انحصارطلبی است . اصلا دینداری یا بی دین بودن یا عوض کردن دین چیزی نیست که جایی ثبت شود و انسان بر اساس آن حقوق انسانی و شهروندی خود را بدست بیاورد یا از دست دهد.. دین صرفا یک اعتقاد قلبی و عقیده شخصی است که هر لحظه ممکن است تغییر کند و به حکومت و به هیچ کس ارتباطی ندارد. این که بگوییم انسان آزاد است ولی باید اسلام را انتخاب کند مثل اینست که بگوییم آزادی هر رنگی را انتخاب کنی به شرط آنکه مثلا آن رنگ مشکی باشد و این تناقض مضحک به شارلاتانی بیشتر شبیه است . حکم مرگ مرتد در دنیای امروز بی معنی است و موضوعیتی ندارد و صرفا باعث وهن اسلام و مسلمانان و بی منطق جلوه دادن آنها میشود و با هزاران دلیل و آیه و لطائف الحیل نمیتوان آنرا توجیه کرد. در قران هم حکم دنیوی برای آن تعیین نشده و انسان عقلمدار باید فرزند زمانه خود باشد نه اینکه عقل و منطق را تعطیل کنیم و با روایت 1400 سال پیش زندگی کنیم. مطمئنا اکثریت مردم دنیا چنین احکام غیرمنطقی را نمیپذیرند و آن چه اصل است آزادی انتخاب عقیده است و عرصه اعتقاد هیچ قانون و نیروی قهریه ای را بر نمیتابد. دنیا به این سمت میرود و با عوض شدن نسلها چنین احکامی منسوح شده و فقط باعث تعجب و تحیر و تمسخر آیندگان میشود چه بخواهیم چه نخواهیم. به هر حال آزادی تفسیر ندارد . آزادی " آزادی است نه بازی با الفاظ و مصادره به مطلوب کردن واژه ها . حتی در قانون اساسی فعلی ایران با همه جنبه های ایدئولوژی زدگی و خلاف حقوق بشری اش جرات نکرده اند چنین بندی وارد کنند و به صراحت گفته شده هیچ كس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. به طور حتم منظور عقیده ای بوده که ابراز شود وگرنه عقیده ای که ابراز نشود که کسی اطلاعی ندارد تا مواخذه بکند یا نکند. عقیده ای که در درون فکر انسان باشد که احتیاجی به قانون گذاری ندارد . کلمه عقیده هم بدون قید و شرط آمده پس میتواند هر چیزی را شامل شود از جمله تغییر عقیده دینی و یا کفر مطلق. البته در منطق امثال شما همواره حربه ای به نام تفسیر وجود دارد که با توسل به آن واضح تین امور را میتوان وارونه جلوه داد و شاید با تفسیر شورای محترم نگهبان ناگهان ببینیم ماست سیاه است! الفبای عقل و منطق حکم میکند اگر مطلبی غیر عقلانی و ضد انسانی در هر آیینی بود آن را دور بریزیم نه اینکه سعی کنیم به زور و با رنگ و لعاب آن را با منطق سازگار جلوه دهیم . حداقل در دنیای امروز نه من( که معتقدم ادیان را خود انسانها ساخته و پرداخته اند) بلکه هر کسی با هر عقیده مذهبی در صورتیکه از حداقل چارچوبهای انسانی برخوردار باشد نمیتواند چنین حکم فاجعه باری را بپذیرد و با اعدام یک انسان (با هر شرایطی که باشد) آنهم بخاطر ابراز اعتقاد و عقیده (ولو کفر) کنار بیاید. این یک مسئله انسانی است ربطی به درون دینی و برون دینی هم ندارد. مگر اینکه خاصیت افیونی ایدئولوژی و مذهب چنان انسان را ساقط کرده باشد که واقعیت فاجعه را نبیند و نشنود و دلخوش داشته باشد که این حکم خداست! و حتما حکمتی در کار است که در حیطه ادراک ما نیست! خدا به همه انسانیت و عقلانیت عطا کند .
    انسان در اوج آزاداندیشی و اختیار به اسلام خواهد رسید. بجای اعدام مرتدان افکارشان را نقد کنید

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود