صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توسل به معصومین علیهم السلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    17
    حضور
    2 روز 5 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    64

    اشاره توسل به معصومین علیهم السلام




    سلام.ان شاء الله طاعات و عبادت همه دوستان مورد قبول حضرت حق قرار گرفته باشه.سوالی داشتم....برای توسل به ائمه علیهم السلام ،آیا باید مستقیماً از خود آنها حاجت بخواهیم(مثلا یا امام رضا علیه السلام مریضی من را شفا دهید) یا باید ایشان را واسطه قرار دهیم؟(مثلا خدایا به حق امام رضا علیه السلام مریضی من را شفا بده)
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۸:۱۲

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله






    توسل به معصومین علیهم السلام





    کارشناس بحث: استاد کریم


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط Asef14 نمایش پست ها
    سلام.ان شاء الله طاعات و عبادت همه دوستان مورد قبول حضرت حق قرار گرفته باشه.سوالی داشتم....برای توسل به ائمه علیهم السلام ،آیا باید مستقیماً از خود آنها حاجت بخواهیم(مثلا یا امام رضا علیه السلام مریضی من را شفا دهید) یا باید ایشان را واسطه قرار دهیم؟(مثلا خدایا به حق امام رضا علیه السلام مریضی من را شفا بده)
    هر دو حالت صحيح است ، در آیه 35 سوره مائده آمده است که یا ایهاالذین آمنوا اتقو االله وابتغوا الیه الوسیلة ، که به پیشگاه خدا وسیله ای واسطه ای قرار دهید که در روایات چند چیز مصداق این وسیله بیان شده اند مثل توبه وائمه اطهار علیهم السلام وما ائمه را چه به طور مستقیم مورد خطاب قرار دهیم ویا واسطه برای خدا در دو حالت واسطه قرار دادن در پیشگاه خداست واگر ائمه حاجت ما بر طرف می کنند به اذن واراده خداست وامر مستقلی نیست . ما در زیات امام رضا علیه السلام می خوانیم فکن لی شافعا الی الله یوم فقری وفاقتی ویا در دعای توسل می خوانیم یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله که طلب درخواست مستقیم است ودر واقع مقام ومنزلت ائمه در رفع حاجات به خاطر آبرویی است که در پیشگاه الهی دارند. اما آنچه در لسان روایات ودعاهای ماثور وارد شده بیشتر ائمه به عنوان واسطه قرار داده اند خدایا حاجت مارا بر طرف کن به خاطر امام صادق علیه السلام وسایر ائمه.
    پس اصل واسطه رار دادن ائمه در پیشگاه خدا برای بر طرف شدن حاجات است واگر مستیم هم مورد خطاب برای رفع حوائج قرار بگیرند از باب همان واسطه بودن ومقام وآبرویی است که در پیشگاه الهی دارند
    توسل به معصومین علیهم السلام
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    کالباس،سوسیس،خیار
    نوشته
    315
    حضور
    28 روز 2 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    497



    با سلام

    اگر اینطورست که گفتید پس آیات چه می گویند؟

    [ قُلْ إِنَّمَا أَدْعُوا رَبِّي‌وَ لَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا قُلْ إِنِّي‌لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لَا رَشَدًا قُلْ إِنِّي‌لَنْ يُجِيرَنِي‌مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدُ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا ]


    جن20-22
    اينكه تنها خدا را می خوانم و برایتان صاحب ضرر و زیانی نمی باشم یعنی چه؟

    وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (آیا خدا به واسطه نیاز دارد؟)
    ق-16

    وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي‌عَنِّي‌فَإِنِّي ‌قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي‌وَلْيُؤْمِنُوا بِي‌لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ
    بقره 186
    پس با این همه چرا از غیر خدا حاجت بخواهیم (شفا و سلامتی و پیروزی و...) أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ؟


    فقط این نکته ذکر شود که در موارد بالا بحث طلب استغفار یا دعا نیست بلکه طلب حاجت است همچنانکه در جامعه امروز می بینیم از غیر خدا طلب حاجت می شود نه دعا و استغفار!



  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کامپیوتر (سخت افزار)
    نوشته
    148
    حضور
    3 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1134



    در بینشی که بر اساس توحید شکل گرفته باشد، جز خداوند متعال، هیچ موجودی در سراسر نظام هستی، استقلالی از خود ندارد. تمام موجودات جهان، آیات و نشانه‌های قدرت و حکمت و علم و شعور بی نهایت ِخالق ِ هستی‌اند. بنابراین، مستقل دیدن هر موجودی غیر از خدا نادرست است و وابسته‌دیدن موجودات به نشانه‌های صفات خداوند، صحیح و منطقی است و منافاتی با توحید ندارد.
    امامان معصوم علیهم السلام نیز نشانه‌های خدا و آینه‌های حق‌نمایند. آنان چون بندگانی شایسته و صالح‌اند، خداوند بسیاری از امور را ، با واسطه و بدون واسطه، از طریق وجود پر برکت آنان پیش می‌برد. بنابراین، توسل به ائمه علیهم السلام به معنای دور شدن از توحید و صراط مستقیم نیست، بلکه عین توحید و حقیقت است.
    خود خداوند متعال به مومنان فرمان داده است که برای روی آوردن به او، در جستجوی وسیله و واسطه باشند:«ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای خدا را رعایت کنید و برای رسیدن به خدا در جستجوی وسیله باشید.» (سوره مائده، آیه 35 )
    امامان معصوم علیهم السلام نیز بهترین وسیله‌های قرب به حق و نیل به کمال مطلوب‌اند. در بسیاری از روایات قرآنی نیز «وسیله برای رسیدن به خداوند متعال» به «امامان معصوم» تفسیر شده است.

    منابع:
    قرآن کریم، تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 626، شماره های 176، 177، 179.


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    336
    حضور
    10 روز 14 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    459



    نقل قول نوشته اصلی توسط Asef14 نمایش پست ها
    آیا باید مستقیماً از خود آنها حاجت بخواهیم(مثلا یا امام رضا علیه السلام مریضی من را شفا دهید) یا باید ایشان را واسطه قرار دهیم؟(مثلا خدایا به حق امام رضا علیه السلام مریضی من را شفا بده)
    با اجازه برادر محترم جناب کریم نکاتی عرض کنم
    دوست محترم کل هدف دین مبین اسلام و معصومین(ع) که مصداق دین میباشند ، در مرحله اول شناساندن توحید حقیقی بمردم است و توسل به معصومین(ع) آدابی دارد و هرگونه توسل به معصومین(ع) بدون یاد و توجه به الله سبحان، مصداق شرک میباشد!!!

    مثلا کسی در زیارت و توسل بگوید: یا امام رضا گناهان مرا ببخش!!!
    در صورتیکه بخشش گناهان بندگان فقط و فقط در محدوده اختیارات خداست و معصوم(ع) اساسا چنین قدرت و جایگاهی ندارد که گناه بندگان را ببخشد! بلکه واسطه و شفیع میشود بین بنده متوسل و خدا و از خدا میخواهد تا خدا بواسطه فضل و رحمت بیکرانش، گناهان بنده متوسل را ببخشد یا حاجاتش را براورده کند.

    چنانکه در بخشی از ایت الکرسی میخوانیم:
    مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ
    کیست آن کسی که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟

    و بکار بردن کلمات در دعاها و توسلها بسیار مهم است و نشان دهنده میزان معرفت ما نسبت به حق تعالی و جایگاه توحید و جایگاه معصومین(ع) میباشد و در هر دعا و توسلی حتما باید ذکر و یاد خدا و توجه به وحدانیت الله سبحان باشد و این مفهوم را منعکس کند که خدایا قادر مطلق و براورده کننده نیازها و بخشاینده گناهان فقط تو هستی پس به حق معصومین (ع) که حجت تو بر خلق و واسطه فیض و رحمت تو هستند حاجات ما را برآورده کن و گناهان ما را ببخش و ما را هدایت فرما
    و حتی وقتی در دعاهایمان معصوم(ع) را خطاب قرار میدهیم و انها را شفیع و واسطه قرار میدهیم حتما این مفهوم را رعایت کنیم چنان که در زیارت میخوانیم :
    یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله
    یعنی ای کسی که نزد خدا آبرو (و مقامی محمود و شایسته) داری ، پس شفاعت و وساطت ما را نزد خدا بکن(زیرا که خدا دعای ولیش را مستجاب میکند).

    نکته دیگر اینکه بهنگام زیارت گاهی دیده میشود افرادی از روی محبت بیش ازحد و البته از روی نا آگاهی به ضریح مطهر سجده میکنند!!! یا در حدی تعظیم میکنند که در ان حالت دستانشان بتواند به زانو برسد (تعظیم در حد رکوع) و اینها هم از مصادیق شرک است و رکوع و سجده فقط شایسته ذات مقدس الله سبحان است و معصوم(ع) درست است که تجلی صفات و اسما الحسنی الله میباشد (بطور نسبی و نه مطلق) اما معصوم(ع) هم مخلوق است و در احادیث معصومین(ع) هم زائران و شیعیان از سجده به مرقد مطهر معصوم(ع) نهی شده اند .

    خدا محبت روز افزون اهلبیت(ع) و توفیق شناخت هر چه بیشتر انها را به همه ما اعطا نماید و بحق محمد و آل محمد(ص) همه مسلمین و بخصوص شیعیان را عاقبت بخیر کند انشا الله !

    الحمد لله رب العالمین
    ویرایش توسط خادم الیمانی(ع) : ۱۳۹۲/۰۵/۳۱ در ساعت ۰۴:۴۰

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    36
    حضور
    1 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    36

    توسل




    به نام مسمی به اسامی حسنی

    سلام بر دوست محترم vivaziba

    سوال دوستان در این قسمت است که آيا جايز است استعانت بمخلوق جست يا نه ،  دوم آنكه اگر جايز است آيا استمداد از حضرت رضا علیه السلام یا دیگر ائمه مثل حضرت علی عليه السلام در اين اوقات ميسر است يا نه و كاري از آن بزرگوار ساخته ميشود يا نميشود ، و اين دو مطلب را انشاء الله در ضمن فصولي شرح ميدهم :



    فصل شكي نيست كه خداوند عالم فاعل كليه افعال است و افعال خلق همه بحول و قوه او است و خلق و اعمالشان همه خلق خدايند چنانچه در كتاب خود فرموده خلقكم و ما تعملون يعني خلق كرده شما را و آنچه را كه عمل ميكنيد و فرموده قل الله خالق كل شئ يعني بگو خداوند خالق هر چيزي است و بنا بر اين همه افعال و صفات و همه چيزها خلق خدايند و خداوند بوجودآورنده آنها است و در اين شكي نيست
    ولي سخن در اين است كه آيا فعل خداوند عين ذات او است يا غير ذات او ؟

    اگر بگوئيم فعل او عين ذات او است از آن لازم ميآيد كه ذات خداوند  قرين مخلوقات شود چون فعل هميشه قرين با مفعول است و خداوند منزه است از اينكه قرين با خلق و محدود بخلق خود شود پس بايد معتقد شويم كه فعل خداوند غير ذات خداوند و خلق او است

    ولي اين مسأله باقي ميماند كه آيا مبدء افعال خداوند ذات خداوند است يا آنكه خداوند براي هر فعلي مبدئي در خلق آفريده و فعل را از آن بيرون آورده است .
    اگر بگوئيم كه مبدء افعال ذات باري تعالي است و افعال او از ذات او بيرون آمده‌اند مثل طفلي كه از شكم مادر بيرون ميآيد لازم ميآيد كه بگوئيم ذات خداوند مثل صندوقي است كه افعال در آن نهفته‌اند و آنها را يكي يكي بيرون ميآورد و اين سخن منافي توحيد است و خود او فرموده است لم‌يلد و لم‌يولد يعني نزائيده و زائيده نشده و معني بيرون آمدن فعل از ذات اين ميشود كه نعوذ بالله خداوند افعال خود را زائيده است پس ناچار بايد معتقد شويم كه خداوند براي هر يك از افعال خود  در مقام خلق مبدئي آفريده و آن فعل را از آن مبدء بيرون آورده است .


    فصل بمبدء فعل فاعل ميگويند و بنا بر آنكه خداوند افعال خود را خلق فرموده و محل و مبدء آنها در خلق و از خلق است ميگوئيم كه صفت فاعليت خداوند خلق او است كه آنرا در مبادي افعال قرار داده و اسم فاعليت خود را بآن مبادي عطا فرموده است مثلا فعل سوختن را خلق فرموده و مبدء آنرا آتش قرار داده و فعل سوختن را از آتش بيرون آورده و صفت سوزانندگي را بآتش عطا فرموده است و اگر چه سوزاننده خود او است اين اسم را بآتش عطا فرموده و فعل را بآتش نسبت داده است و شاهد اين مطلب در كتاب خداوند بسيار است مثلا با اينكه ميراننده خداوند عالم است و ميفرمايد الله يتوفي الانفس حين موتها يعني خداوند ميميراند نفسها را در وقت مرگشان . چون ملك الموت را مبدء فعل ميرانيدن  قرار داده مي‌بينيم كه در آيه ديگر ميرانيدن را باو نسبت ميدهد و ميفرمايد قل يتوفاكم ملك الموت الذي وكل بكم يعني بگو ميميراند شما را ملك الموتي كه موكل بر شما شده است و همچنين با اينكه خداوند زنده‌كننده است ميفرمايد و الله يحيي و يميت يعني خداوند زنده ميكند و ميميراند در جاي ديگر از زبان حضرت عيسي عليه السلام ميفرمايد و احيي الموتي باذن الله يعني زنده ميكنم مردگان را باذن خدا . و در آيات بسيار خداوند افعال خلق را بخود نسبت داده چون حقيقتا فاعل خود او است و خلق اسباب اجراي افعال اويند مثلا فرموده است افرأيتم ما تحرثون ءانتم تزرعونه ام نحن الزارعون يعني پس خبر دهيد بمن كه آنچه زراعت ميكنيد آيا شما زراعت ميكنيد آنرا يا مائيم زراعت‌كنندگان . يا به پيغمبر خود ميفرمايد و مارميت اذ رميت و لكن الله رمي يعني تو نيفشاندي ( خاك را ) وقتيكه افشاندي ولي خداوند افشاند .  و از آنچه عرض شد معلوم شد كه با اعتقاد باينكه فاعل همه افعال و خالق آنها خداوند عالم است افعال را بمبدء خلقي آنها كه خداوند آنها را از آنجا بيرون آورده نسبت بدهيم اشكالي ندارد و جايز است كه سوختن را بآتش نسبت دهيم و سرد كردن را به يخ و ميرانيدن را به عزرائيل و زنده كردن را بعيسي عليه السلام و هكذا كليه افعال .

    فصل
    همانطور كه افعال خداوند صادر از ذات خداوند نيستند و خداوند آنها را خلق فرموده و جاي آنها در خلق است و مقرون با مفعولاتند جميع معاملات خلق هم با خداوند در مقام خلق است و ذات خداوند مفعول افعال خلق واقع نميشود چون هميشه فعل قرين مفعول است و اگر ذات خداوند مفعول واقع شود لازمه آن اين ميشود كه اولا فعل مخلوق كه خلق خداوند است بذات خداوند برسد و با ذات خدا قرين شود  و ثانيا آنكه ذات خداوند تغيير پيدا كند و اين هر دو محال است ولي از آنجا كه خداوند خلق را مكلف فرموده كه معاملاتي با او داشته باشند و عبادت او را بكنند و معامله با ذات مقدور آنها نبود و خداوند هم از عدل خود تكليف بآنچه كه در وسع خلق نيست نميفرمايد و در كتاب خود فرموده است لايكلف الله نفسا الا وسعها يعني تكليف نميفرمايد خداوند بكسي مگر بقدر وسعش . در ميانه خلق محلهاي شريفي قرار داده كه معاملات خلق با آنها انجام شود و آن محلها را نسبت بخود داده و معامله با آنها را معامله با خود خوانده است مثلا خداوند منزه از مكان است و بهمه جا محيط است و در جهتي از جهات نيست كه مردم رو بآن جهت نمايند خانه كعبه را در خلق قرار داده كه مردم در موقع عبادت رو بآن بكنند و آن خانه را خانه خود شمرده است يا آنكه خداوند براي او دستي مثل دست مخلوقات نيست كه با آن بيعت كنند ولي  دست پيغمبر خود را دست خود خوانده و بيعت با او را بيعت با خود شمرده و فرموده است ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله يد الله فوق ايديهم يعني كساني كه با تو بيعت ميكنند اين است و جز اين نيست كه بيعت با خداوند ميكنند دست خداوند بالاي دستهاي آنها است . و چون خلق بذات خداوند دسترسي ندارند كه او را اطاعت كنند خداوند در ميانه خلق پيغمبر خود را خليفه خود قرار داده و اطاعت او را اطاعت خود شمرده است و فرموده است من يطع الرسول فقد اطاع الله يعني هر كس اطاعت رسول را بكند پس بتحقيق اطاعت خدا را كرده است و همچنين براي اينكه خلق خداوند را بخوانند چون ذات خداوند قابل ادراك مشاعر آنها نيست كه رو باو بكنند و او را بخوانند خداوند اسمهائي براي خود در ميانه خلق قرار داده كه او را بآنها بخوانند و فرموده است قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن ايا ما تدعوا فله الاسماء الحسني  يعني بگو بخوانيد الله را يا رحمن را هر كدام را كه بخوانيد پس از براي او است اسمهاي نيكو . و اين اسمها ملك و مملوك خداوند عالمند نه ذات او و اگر اين اسمها ذات او بودند چون اسمها متعددند لازم ميآمد كه ذات خداوند متعدد يا صاحب جهات مختلفي باشد

    باري از آنچه در اين فصول عرض كردم معلوم شد كه خداوند براي هر يك از افعال خود مبدئي در خلق قرار داده و افعال خود را از آن مبادي بروز داده است و همچنين محلهاي شريفي در خلق قرار داده و معامله با آنها را معامله با خود قرار داده و آن مبادي و آن محل‌ها را باب و واسطه بين خود و خلق خود قرار داده و امر فرموده است كه از آن ابواب داخل شوند فرموده است و اتوا البيوت من ابوابها يعني داخل خانه‌ها بشويد از درهاي آنها مثلا آتش را باب گرم كردن خود قرار داده هر كس بخواهد خداوند او را گرم كند بايد از اين باب داخل شود و خود را بآتش  نزديك كند يا يخ را باب سرد كردن خود قرار داده هر كس بخواهد خداوند او را سرد كند بايد از اين باب داخل شود و خود را به يخ نزديك كند يا آنكه براي رحمت خود بابي قرار داده و براي عذاب خود بابي قرار داده چنانچه فرموده فضرب بينهم بسور له باب باطنه فيه الرحمة و ظاهره من قبله العذاب يعني پس زده شد بين آنها حصاري كه براي آن بابي است باطن آن در آن رحمت است و ظاهر آن از جانب آن عذاب است .

    فصل از آنچه عرض شد معلوم شد كه جميع معاملات خلق در خلق و با خلق است و فاعل همه افعال كه از خلق صادر ميشوند خداوند عالم است و معامله با آن محلهاي شريفي كه در خلق قرار داده و نسبت بخود داده معامله با او است و توجه بآن محلها كه آنها را وجه خود قرار داده توجه باو است و استعانت از آنها استعانت از او است و با اين اعتقاد توجه و طلب  از هر بابي كه خداوند براي مطلبي قرار داده توجه بخداوند و طلب از خداوند است و شركي در آن نيست از جمله طلبها طلب كمك است و شخص موحد خداوند را كمك‌كننده ميداند و تنها از او استعانت ميجويد چنانچه در سوره مباركه حمد ميخوانيم اياك نعبد و اياك نستعين يعني تنها تو را عبادت ميكنيم و تنها از تو طلب كمك مي‌كنيم . ولي طلب كمك را از بابي ميكند كه خداوند در خلق براي برآوردن آن حاجت قرار داده است و اين شركي نيست و شاهد اين عرض از قرآن فرمايش خداوند عالم است كه سخن ذوالقرنين بنده مقرب و موحد خود را حكايت ميفرمايد كه از آن جماعت كمك خواست و فرمود اعينوني بقوة يعني كمك كنيد بمن بقوت و اين استعانت او خلاف اياك نعبد و اياك نستعين نبود حال كه اين را دانستيد عرض ميكنم كه استعانت شيعيان هم از اميرالمؤمنين عليه السلام بهمين دليل است و از آن جهت از او مدد مي‌طلبند كه او را  دست مدددهنده خدا ميدانند و در واقع طلب مدد از خداوند عالم مي‌كنند چه خداوند مدد و كليه افعال خود را بسبب خلق جاري ميفرمايد و اين عمل با اين اعتقاد از عين توحيد است .
    باقي ماند مطلب دوم كه آيا استمداد از اميرالمؤمنين عليه السلام در اين اوقات ميسر است يا نه و از اين راه خداوند مددي ميرساند يا نميرساند و براي توضيح مطلب فصول ديگري عنوان ميكنم
    ادامه دارد...
    با تشکر



  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    36
    حضور
    1 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    36

    استعينوا بالصبر و الصلوة يعني استعانت بجوئيد بصبر و نماز




    باقي ماند مطلب دوم كه آيا استمداد از اميرالمؤمنين عليه السلام در اين اوقات ميسر است يا نه و از اين راه خداوند مددي ميرساند يا نميرساند و براي توضيح مطلب فصول ديگري عنوان ميكنم :


    فصل از آنچه كه در فصول گذشته عرض شد معلوم شد كه خداوند عالم افعال خود را از مبادي آنها كه در خلق قرار داده بيرون ميآورد و مبدء هر فعلي را سبب پيدايش مفعولات آن فعل قرار داده مثلا آتش را سبب پيدايش حرارت قرار داده يخ را سبب پيدايش برودت آفتاب را سبب روئيدن گياهان و روشني زمين رحم مادر را سبب پرورش طفل زهر را سبب هلاكت و ترياق را سبب شفا قرار داده است  و هكذا كليه افعال خود را با اسبابي كه خلق فرموده جاري فرموده است و حكمت او اينطور اقتضا كرده است و البته در قدرت او هست كه چيزي را بي‌سبب ايجاد فرمايد ولي چنانچه مشهود است چنين نفرموده چون بر خلاف حكمت او بوده است و نه هر چه كه خداوند در قدرت دارد آنرا انجام ميدهد بلكه هر چه موافق حكمت او است آنرا بروز ميدهد و آنچه خلاف حكمت است در امكان او را باقي ميگذارد مثلا در قدرت خداوند يقينا هست كه انسان ده سر يا چهار چشم يا شش پا خلقت كند ولي چون خلاف حكمت او بوده چنين خلقي نفرموده و اين موجب نقصي در قدرت او نيست بلكه اثبات حكمت او است و حكمت او كه همين نظام مشهود ملك است بر اين است كه امور را با اسباب جاري فرمايد و آيات بسياري از كتاب خدا شاهد بر اين مطلبند و از آنجمله اين آيه شريفه است و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت  صوامع و بيع يعني اگر نبود دفع كردن خداوند بعض مردم را ببعض هراينه خراب ميشدند صومعه‌ها و عبادتگاهها . و خداوند البته ميتواند بدون سبب خلقي دفع بعض مردم را بكند ولي حكمت او چنين اقتضا دارد كه دفع خود را از مبادي خلقي يعني بعض ديگر مردم ظاهر فرمايد و آن مبادي را سبب اين كار قرار دهد و در آيه ديگر ميفرمايد درباره حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله و ايدناه بنصرنا و بالمؤمنين يعني تأييد كرديم او را بياري خودمان و بسبب مؤمنين و البته خداوند ميتوانسته كه پيغمبر خود را بدون سببيت مؤمنين تأييد فرمايد ولي نفرموده بلكه مؤمنين را سبب قرار داده و در آيه ديگر مي‌فرمايد و ايدناه بروح القدس يعني و تأييد كرديم او ( عيسي ) را بروح‌القدس و در آيه ديگر ميفرمايد و ايدناه بجنود لم‌تروها يعني و تأييد فرمود او ( پيغمبر (ص‌) ) را بلشكرياني كه آنها را نديديد و همه اين آيات شاهدند بر اينكه  خداوند امور را با اسباب جاري ميفرمايد و جز خلق اول كه خداوند خود او را سبب آفرينش او قرار داده هر امري را در ملك با سببي كه مقدم بر آن امر است جاري فرموده و اول سبب را آفريد و بعد مسبب را و خلايق پيشين اسبابي هستند كه خداوند آنها را براي پيدايش خلايق بعدي قرار داده اول آفتاب را خلقت فرموده و بعد آنرا سبب ايجاد انوار قرار داده اول مادر را آفريده و بعد او را سبب پرورش طفل قرار داده اول نجار را آفريده و بعد او را سبب پيدايش در و پنجره قرار داده و هكذا پس سبب هر خلقي خلقي ديگر است كه مقدم بر او است و بنا بر اين در مجموع ملك هم خلق اول را سبب پيدايش ساير خلق و مبدء همه افعال خود قرار داده و او را سبب الاسباب ملك خود و فعل او را امر اول خود قرار داده است و آن امر اصل است و همه اوامر ديگر فرع اويند و مثل آن در انسان كه آئينه جهان‌نماي اين ملك است اراده او است كه فعل  اول اوست و بسبب آن اراده ساير افعال خود را بوجود ميآورد اول اراده ميكند و بعد بآن اراده دست خود را حركت ميدهد يا پاي خود را پيش ميبرد يا چشم خود را ميگشايد حال در ملك هم همينطور است و خداوند آيات خود را در نفس ما بطور نمونه قرار داده تا با مشاهده آنها استنباط كنيم كه وضع عالم چگونه است چنانچه فرموده است سنريهم آياتنا في الآفاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق يعني خواهيم نماياند آيات خود را در آفاق ( عالم ) و در نفسهاي آنها تا آنكه آشكار شود براي آنها كه آن حق است و چون مي‌بينيم حكمت او در خلق نفوس ما باينطور جاري شده مي‌فهميم كه در همه ملك حكمت او بهمين طور جاري شده است و آن خلق اول را سبب الاسباب و سبب پيدايش ساير موجودات قرار داده و فعل او را سبب پيدايش همه افعال قرار داده است .


    فصل حال كه بطور اجمال دانستيم كه خداوند  خلق اول خود را سبب الاسباب قرار داده ميخواهيم صفات آن خلق اول را هم بفهميم پس عرض ميكنم و لا حول و لا قوة الا بالله كه سبب هر صفتي بايد خود صاحب آن صفت باشد تا بتواند آن صفت را بديگري عطا كند مثلا آفتاب كه خداوند بسبب او ساير چيزها را گرم ميكند خود او را صاحب گرمي قرار داده و يخ كه سبب سردي ساير اشياء ميشود خود صاحب سردي است و چراغ كه سبب روشن شدن خانه است خود صاحب روشني است و نميشود كه صفتي در سبب نباشد و آن سبب سبب آن صفت باشد مثلا يخ كه فاقد صفت گرمي است نميشود كه سبب گرمي چيزها شود و ذغال سياه كه خود صاحب روشني نيست سبب روشن شدن خانه شود و بنا بر اين هر صفتي كه در مسبب هست يقينا سبب آن نيز صاحب آن صفت است پس هر صفتي كه ما در اين ملك مي‌بينيم آن صفت در خلق اول و سبب الاسباب موجود است و كافي است كه در  اين عالم بديده بصيرت نظر كنيم و پي بصفات مخلوق اول ببريم حال شروع ميكنيم بنظر كردن ببينيم چه مي‌بينيم ، در اين ملك عظمت و كبرياي بي‌منتهائي مي‌بينيم و از آن مي‌فهميم كه مخلوق اول كه خداوند او را سبب پيدايش اين عظمت و كبريا قرار داده اول بخود او اين عظمت و بي‌انتهائي را عطا فرموده و او عظيم و بي‌منتهي است ، در اين ملك ذواتي مي‌بينيم و از آن ميفهميم كه آن مخلوق اول ذاتي است كه سبب پيدايش ذوات شده و او ذات الذوات است ، در اين ملك امتدادي مي‌بينيم بنام زمان و از آن ميفهميم كه مخلوق اول محدود در قسمتي از اين زمان نيست چون او سبب پيدايش سر تا سر زمان است و نسبت او بزمان گذشته و حال و آينده يكي است و در همه ازمنه ظاهر است ،  در اين ملك حيوة مي‌بينيم و مي‌بينيم گياهان حيوة دارند حيوانات حيوة دارند انسانها حيوة دارند و ميدانيم كه جن و ملئكه حيوة دارند و از آن ميفهميم كه مخلوق اول حيوة دارد و زنده است و اگر حيوة نداشت سبب پيدايش حيوة در مخلوقات نميشد ، در اين ملك بينائي و شنوائي مي‌بينيم و از آن ميفهميم كه مخلوق اول بينا و شنوا است چه او سبب پيدايش همه بينائيها و شنوائيها است ، در اين ملك علم و علما مي‌بينيم و از آن ميفهميم كه مخلوق اول عالم است چه او سبب پيدايش علم و علما است ، در اين ملك شرافتها و تقربها بخداوند مي‌بينيم و از آن مي‌فهميم كه مخلوق اول اشرف مخلوقات و مقربتر آنها در نزد خداوند است ، در اين ملك مي‌بينيم كه خلق همه جاي آنرا پر كرده‌اند از آن ميفهميم كه آن مخلوق اول كه سبب  پيدايش اينها شده در همه جا بوده و همه جا را پر كرده است و چون علي الدوام بايد فيض هستي بمخلوق برسد تا پابرجا و باقي بماند و واسطه و سبب فيض مخلوق مقدم است پس مخلوق اول هميشه همه جا هست و بهمه جا احاطه دارد و فيوض خداوند را بخلق ميرساند و اگر بهمين ترتيب بهمه امور ملك نظر كنيم يك يك صفات آن مخلوق اول را مي‌توانيم استنباط كنيم و از آنچه عرض شد معلوم شد كه آن مخلوق اول دست تواناي خدا و گوش شنوا و چشم بينا و زبان گوياي خداوند عالم است و صفت قريب بودن و احاطه خود را در اين مخلوق اول قرار داده كه قريب و محيط ببندگان باشد و خداوند دعاي بندگان را باين گوش ميشنود و شنيدن اين گوش را شنيدن خود قرار داده و باين دست و زبان دعاي آنها را اجابت ميفرمايد و اجابت او را اجابت خود قرار داده و خلاصه آنكه اين مخلوق اول كه خداوند او را قبل از مكان و زمان  و كليه مخلوقات از جن و انس و ملئكه و دنيا و آخرت آفريده است او را مصدر همه افعال خود و سبب الاسباب و علة العلل قرار داده و جميع عطاها را از دست او عطا ميكند و جميع آنچه بمخلوق ميرساند از فيض وجود و حيوة و رزق و غير آنها از راه او ميرساند و چون خلق دسترسي بذات پروردگار ندارند اين مخلوق اول كه او را اشرف مخلوقات خلق فرموده او را خليفه و قائم مقام و پيغمبر خود در همه ملك قرار داده و همه اوامر و نواهي شرعي و كوني خود را از زبان اين مخلوق براي خلق بيان فرموده و جميع معاملات خلق را با او معامله با خود قرار داده است با گوش او ميشنود و با زبان او جواب ميفرمايد و با دست او عطا ميفرمايد اين بود شمه‌اي از فضايل آن خلق اول صلي الله عليه و آله .



    فصل حال كه بعض صفات كليه آن مخلوق اول را دانستيم ميخواهيم بدانيم كه او كيست و كجا است  ما كه ابتداء چيزي نميدانيم و جاهليم مگر آنكه خداوند بما بفهماند براي شناختن او اول بكتاب خدا مراجعه ميكنيم و از آن چنين ميفهميم كه آن مخلوق اول حضرت خاتم الانبياء است صلي الله عليه و آله چه در جائي از آن ميخوانيم قل ان كان للرحمن ولد فانا اول العابدين يعني بگو اگر براي خداوند فرزندي بود پس من اول عابدين هستم و مسلم است كه همان مخلوق اول از همه جلوتر خداوند را عبادت كرده و او اول عابدين است و در آيه ديگر ميفرمايد قل اني امرت ان اكون اول من اسلم يعني بگو كه هراينه من امر شده‌ام كه اول كسي باشم كه اسلام آورده و بنا بر اين آن حضرت مخلوق اولند چه همه اهل آسمان و زمين اسلام آورده‌اند و خداوند ميفرمايد و له اسلم من في السموات و الارض يعني براي او اسلام آورده‌اند آنها كه در آسمانها و زمينند و در آيه ديگر است و انا اول المسلمين يعني من اول اسلام آورندگانم  و در آيه ديگر است و امرت لان اكون اول المسلمين يعني امر شده‌ام كه اول مسلمين باشم و مسلما آن مخلوق اول اول اسلام آورده و تسليم امر خداوند عالم بوده و او ساير خلق را كه بعد از اويند دعوت باسلام كرده و اسلام آورده‌اند و چون بسنت و فرمايشات آن حضرت مراجعه كنيم مي‌بينيم كه در احاديث بسيار كه از طرق شيعه و سني روايت شده تصريح باين امر فرموده‌اند و چون روي سخن با اهل سنت است اول از احاديثي كه از طرق آنها روايت شده است روايت ميكنم .

    در كتاب ينابيع‌المودة تأليف شيخ سليمان حسيني بلخي قندوزي كه از علماي اهل سنت است از كتاب ابكارالافكار تأليف شيخ صلاح الدين بن زين‌الدين بن احمد مشهور بابن‌صلاح حلبي از جابر بن عبدالله انصاري روايت ميكند كه گفت سئلت رسول الله صلي الله عليه و آله عن اول شئ خلقه الله تعالي قال هو  نور نبيك يا جابر خلقه الله ثم خلق فيه كل خير و خلق بعده كل شئ و حين خلقه اقامه في مقام القرب اثني‌عشرالف سنة ثم جعله اربعة اقسام فخلق العرش من قسم و الكرسي من قسم و حملة العرش و خزنة الكرسي من قسم و اقام القسم الرابع في مقام الحب يعني سؤال كردم از رسول خدا صلي الله عليه و آله از اول چيزي كه خلق فرموده است آنرا خداوند تعالي فرمود او نور پيغمبر تو است اي جابر خلقت فرمود او را پس خلق فرمود در او هر خيري را و خلق فرمود بعد از او هر چيزي را و وقتي كه او را خلق فرمود او را برپا داشت در مقام قرب دوازده‌هزار سال پس آن ( نور ) را چهار قسمت كرد پس خلق فرمود عرش را از يك قسمت و كرسي را از يك قسمت و حمله عرش و خزينه‌داران كرسي را از يك قسمت و قسمت چهارم را در مقام حب واداشت . و حديث طولاني است و بتفصيل مدت اقامت آن نور را در مقامات مختلفه و خلقت قلم و لوح و جنت  و آفتاب و ماه و كواكب و علم و حلم و عصمت و توفيق را از اجزاي آن نور بيان ميفرمايد و بعد ميفرمايد فترشح ذلك النور عرقا فقطرت منه مأة‌الف و عشرون‌الفا و اربعة‌آلاف قطرة من النور فخلق الله سبحانه من كل قطرة روح نبي و رسول ثم تنفست ارواح الانبياء فخلق الله من انفاسهم ارواح الاولياء و الشهداء و السعداء و المطيعين الي يوم القيامة يعني پس عرقي ترشح كرد آن نور و از آن صد و بيست و چهارهزار قطره نور چكيد پس خداوند از هر قطره‌اي روح پيغمبر و رسولي را خلقت فرمود پس تنفس نمودند ارواح انبياء پس خلق فرمود خداوند از نَفَسهاي آنها ارواح اولياء و شهداء و سعداء و مطيعين را تا روز قيامت بعد ميفرمايد فالعرش و الكرسي و حملة العرش و خزنة الكرسي من نوري و القلم و اللوح و الكروبيون و الروحانيون من الملئكة و الجنة و ما فيها من النعيم من نوري و ملئكة السموات السبع و الشمس و القمر و الكواكب  من نوري و العقل و العلم و الحلم و العصمة و التوفيق من نوري و ارواح الانبياء و الرسل من نوري و ارواح الاولياء و الشهداء و الصالحين من نتايج نوري يعني پس عرش و كرسي و حاملين عرش و خزينه‌داران كرسي از نور منند و قلم و لوح و كروبيون و روحانيون از ملئكه و بهشت و آنچه در آن است از نعمت از نور منند و ملئكه آسمانهاي هفتگانه و آفتاب و ماه و كواكب از نور منند و عقل و علم و حلم و عصمت و توفيق از نور منند و ارواح انبياء و رسولان از نور منند و ارواح اولياء و شهداء و سعداء و صالحين از نتايج نور منند تا آنكه فرمود ثم خلق آدم عليه السلام و اودع نوري في صلبه يعني پس خلق فرمود آدم عليه السلام را و وديعه گذاشت نور مرا در پشت او تا آنكه فرمود ثم اخرجني الي الدنيا فجعلني سيد المرسلين و خاتم النبيين و مبعوثا الي كافة الناس اجمعين و رحمة للعالمين و قائد الغر المحجلين هذا كان بدء خلقة نبيك يا جابر  يعني پس آورد مرا بدنيا پس قرار داد مرا سيد رسولان و خاتم پيغمبران و مبعوث بسوي همه مردم و رحمتي براي عالميان و قائد غر محجلين اين بود ابتداي خلقت پيغمبر تو اي جابر تمام شد حديث شريف و براي رعايت اختصار بعض قسمتهاي حديث را نقل نكردم

    و باز در ينابيع‌المودة از مناقب از علي كرم الله وجهه روايت ميكند
    فرمود قال رسول الله صلي الله عليه و آله ان الله خلق خلقه في ظلمة ثم رش عليهم من نوره فمن اصابه من النور شئ اهتدي و من اخطأه ضل يعني فرمود رسول خدا صلي الله عليه و آله هراينه خداوند خلق فرمود خلقش را در ظلمت پس ترشح كرد بر آنها از نورش پس هر كس چيزي از نور باو رسيد هدايت يافت و هر كس كه باو نرسيد گمراه شد ثم فسره علي كرم الله وجهه فقال ان الله عز و جل حين شاء تقدير الخليقة يعني پس تفسير فرمود علي كرم الله وجهه آن ( فرمايش پيغمبر ) را پس فرمود خداوند  عز و جل وقتيكه خواست تقدير خلق را بفرمايد . و بعد از آن فرمايشات آن حضرت را در ترتيب خلقت نقل ميكند كه خلاصه آن اين است كه نوري از نور خداوند مجتمع شد و موافق صورة پيغمبر ما محمد صلي الله عليه و آله شد تا اينكه ميفرمايد ثم انتقل النور في جميع العوالم عالما بعد عالم و طبقا بعد طبق و قرنا بعد قرن الي ان ظهر محمد صلي الله عليه و آله و سلم بالصورة و المعني في آخر الزمان يعني منتقل شد نور در جميع عوالم عالمي بعد از عالمي و طبقي بعد از طبقي و قرني بعد از قرني تا اينكه ظاهر شد محمد صلي الله عليه و آله و سلم بصورت و معني در آخر الزمان و بعد اشعاري از عباس عموي خود در اين معني نقل ميفرمايد و مي‌فرمايد ان نبينا بسر روحانيته يستمد من الفيض الاقدس الاعلي و يمد العالم اجمع يعني هراينه پيغمبر ما بسر روحانيت خود استمداد مي‌فرمايد از فيض اقدس اعلي و مدد ميدهد بهمه عالم تمام شد نقل از فرمايشات  اميرالمؤمنين عليه السلام در تفسير فرمايش حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله و احاديث بسيار در آن كتاب در اين معني روايت كرده است

    از جمله از كتاب اصابه از ميسرة‌الفجر روايت ميكند كه قلت يا رسول الله متي كنت نبيا قال و آدم بين الروح و الجسد يعني عرض كردم اي رسول خدا كي پيغمبر بودي فرمود در حالي كه آدم بين روح و جسد بود و در بعض احاديث است از آن حضرت كه من پيغمبر بودم و آدم بين آب و گل بود و احاديث ديگري ان شاء الله در فصل آتيه ذكر ميكنم و حاصل اين احاديث و آن احاديث و آيات مذكوره اين است كه خداوند اول نور حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله را خلقت فرموده و مخلوق اول ايشانند و جميع آنچه كه در صفات مخلوق اول در فصول گذشته عرض كردم در شأن مقام اول ما خلق اللهي حضرت خاتم الانبياء است
    ادامه دارد ...

    با تشکر


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    36
    حضور
    1 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    36



    ​ادامه ...

    فصل می گویم كه همه آن فضايل جز نبوت براي حضرت اميرالمؤمنين  علي بن ابيطالب عليه السلام نيز ثابت است چه آن حضرت بنص آيه قرآن نفس پيغمبرند چنانچه خداوند ميفرمايد به پيغمبر خود قل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم يعني بگو ( بنصاراي نجران ) بيائيد بخوانيم پسرهايمان و پسرهايتان و زنهايمان و زنهايتان را و نفسهاي خودمان و نفسهاي خودتان را . و اين آيه دستور مباهله بود و حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله در آنروز حسنين و حضرت فاطمه و اميرالمؤمنين را با خود بردند پس آن حضرت نفس پيغمبر هستند و همانطور كه حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله اولي بمؤمنين از خود مؤمنين هستند و خداوند فرموده النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم يعني پيغمبر اولي است بمؤمنين از نفسهاي آنها حضرت امير هم اولي بمؤمنين از خود مؤمنين هستند چنانچه خداوند ميفرمايد انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة  و هم راكعون يعني اين است و جز اين نيست ولي شما خداست و رسول او و آنها كه ايمان آوردند آن كسان كه برپا ميدارند نماز را و ميدهند زكوة را در حالي كه در ركوع هستند . و اين آيه بتصديق همه مسلمين در شأن اميرالمؤمنين عليه السلام نازل شده است كه در هنگام نماز انگشتر خود را بسائل مرحمت فرمودند . و احاديث بسيار در شأن آن حضرت از طريق شيعه و اهل سنت وارد شده است كه قابل شماره نيست و ما در اينجا همان احاديث خاصي كه دلالت بر اول ما خلق اللهي آن حضرت نيز دارد
    از كتب اهل سنت روايت ميكنيم در كتاب ينابيع‌المودة از ابن‌مغازلي واسطي شافعي در كتابش بنام مناقب از سلمان فارسي روايت ميكند قال سمعت حبيبي محمدا صلي الله عليه و آله و سلم يقول كنت انا و علي نورا بين يدي الله عز و جل يسبح الله ذلك النور و يقدسه قبل ان يخلق الله آدم باربعة‌عشرالف  عام فلما خلق آدم اودع ذلك النور في صلبه فلم‌يزل انا و علي شئ واحد حتي افترقنا في صلب عبدالمطلب ففي النبوة و في علي الامامة يعني گفت شنيدم حبيبم محمد صلي الله عليه و آله ميفرمود بودم من و علي نوري در نزد خداوند عز و جل تسبيح ميكرد خداوند را آن نور و تقديس ميكرد او را پيش از آنكه خلق بفرمايد آدم را به چهارده‌هزار سال پس چون خلق فرمود آدم را وديعه گذارد آن نور را در پشت او پس من و علي يك چيز بوديم تا آنكه جدا شديم در صلب عبدالمطلب پس در من است نبوت و در علي است امامت .
    و ديلمي اين حديث را در كتابش بنام فردوس از سلمان روايت نموده و ابن‌مغازلي از سالم بن ابي‌الجعد از ابي‌ذر روايت كرده قال سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله يقول كنت انا و علي نورا عن يمين العرش بين يدي الله عز و جل يسبح الله ذلك النور و يقدسه قبل ان يخلق الله آدم  باربعة‌عشرالف عام فلم‌يزل انا و علي شئ واحد حتي افترقنا في صلب عبدالمطلب فجزء انا و جزء علي و مضمون اين حديث بسيار قريب بمضمون حديث سابق است و حاجت بترجمه نيست
    و حمويني در كتابش بنام فرائدالسمطين و موفق خوارزمي بهمين مضمون از اميرالمؤمنين عليه السلام از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله روايت نموده‌اند و حمويني بسندش از سعيد بن جبير از ابن‌عباس روايت نموده قال سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله يقول لعلي خلقت انا و انت من نور الله عز و جل يعني شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله ميفرمود به علي خلقت شدم من و تو از نور خداوند عز و جل
    تمام شد نقل از كتاب ينابيع‌المودة

    و در نعيم‌الابرار بنقل از كتاب مناقب ترمذي از كتاب اربعين تأليف ابي‌المكارم دامغاني و نزل‌السائرين تأليف شرف‌الدين و مناقب خطيب خوارزمي و مودات سيد علي همداني و مسند احمد بن حنبل و بحرالانساب  جعفر الحجة از سلمان فارسي بمضمون همان حديث كه از ينابيع‌المودة روايت نموديم روايت شده است و نيز از صحيح بخاري و هداية‌السعداء از جابر بن عبدالله انصاري از پيغمبر صلي الله عليه و آله روايت شده

    قال ان الله تعالي خلقني و عليا من نور واحد بين يدي العرش يسبح الله تعالي و يقدسه قبل ان يخلق آدم بالفي عام الخ ، يعني فرمود هراينه خداوند تعالي خلق فرمود مرا و علي را از نور واحدي در جلوي عرش تسبيح ميكرد خداوند تعالي را و تقديس ميكرد او را قبل از آنكه خلق بفرمايد آدم را به دوهزار سال
    و در اين باب از طريق شيعه و سني احاديث بسيار رسيده است و همينقدر كه عرض شد براي اهل انصاف كفايت است .


    فصل از آنچه عرض شد معلوم شد كه حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام صاحب مقام اول ما خلق اللهي هستند و آن مقامي است فوق زمان و مكان و آن مقام از اول خلق بوده  و هست و خواهد بود و اختصاص بزمان و مكان معين ندارد اما اين هياكل بشريه كه از ايشان در آن اوقات كه در ميانه مردم تشريف داشتند مشاهده شد جلوه‌اي از جلوات ايشان بوده است و اين مقام خلافت خداوند در زمين بود و آن مقام مقام خلافت خداوند در همه عوالم است كه هميشه بوده و هست و خواهد بود و فنا و زوال براي آن نيست و آن مقام وجه پروردگار است كه مي‌فرمايد كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذو الجلال و الاكرم يعني هر كه بر روي آن است فاني است و باقي ميماند وجه پروردگار تو صاحب جلال و اكرام و توجه بآن وجه باقي توجه بخداوند عالم است و استعانت از او استعانت از خداوند عالم است و اعانت او اعانت خداوند عالم است و خداوند بايشان بهمه خلق از اولين و آخرين از انبياء و غير انبياء كمك و اعانت فرموده و ميفرمايد
    چنانچه ترمذي كه از علماي اهل سنت است در كتاب خود بنام المناقب المرتضوية خطبه طويلي از حضرت  اميرالمؤمنين عليه السلام روايت ميكند كه بعض فقرات آنرا در اينجا از كتاب نعيم‌الابرار نقل ميكنم و از آن خطبه است كه فرمود انا الذي عندي مفاتيح الغيب لايعلمها بعد محمد غيري انا بكل شئ عليم يعني منم كسي كه نزد من است كليدهاي غيب نميداند آنها را بعد از محمد ( كسي ) غير از من من بهر چيزي دانا هستم تا آنكه مي‌فرمايد انا النور الذي اقتبس منه موسي فهدي يعني منم نوري كه اقتباس كرد از آن موسي پس هدايت يافت تا آنكه مي‌فرمايد انا صاحب نوح و منجيه انا صاحب ايوب المبتلي و منجيه و شافيه انا صاحب يونس و منجيه يعني منم صاحب نوح و نجات‌دهنده او منم صاحب ايوب مبتلي و نجات‌دهنده و شفادهنده او منم صاحب يونس و نجات‌دهنده او تا آنكه ميفرمايد انا صلوة المؤمنين و زكوتهم و حجهم و جهادهم يعني منم نماز مؤمنين و زكوة آنها و حج آنها و جهاد آنها تا آنكه ميفرمايد انا اول ما خلق  الله يعني منم اول ما خلق الله تا آنكه ميفرمايد انا وجه الله في السموات و الارض كل شئ هالك الا وجهه يعني منم وجه خداوند در آسمانها و زمين هر چيزي هلاك‌شونده است جز وجه او تا آنكه مي‌فرمايد انا اسم من الاسماء الحسني و هو الاعظم يعني منم اسمي از اسمهاي حسني و آن ( اسم ) اعظم است تا آنكه ميفرمايد انا الذي اري اعمال العباد لايعزب عني شئ في الارض و لا في السماء يعني منم كسي كه مي‌بينم اعمال بندگان را پنهان نمي‌ماند از من چيزي در زمين و نه در آسمان تا آنكه مي‌فرمايد انا الذي يعلم ما يحدث في مشارق الارض و مغاربها و لايخفي علي شئ منهم يعني منم كسي كه ميداند آنچه حادث ميشود در مشرقهاي زمين و مغربهاي آن و پوشيده نمي‌ماند بر من چيزي از آنها تا آخر خطبه شريفه و ملاحظه كنيد كه آنچه عرض كردم فرمايش خود آن بزرگوار است كه خليفه خداوند  و صادق و مصدق است و روايت هم از كتاب معتبر اهل سنت است و شيعه كه اكنون استمداد از آن حضرت ميكنند و ( يا علي مدد ) ميگويند استمداد از آن مقام ميكنند كه حاضر و ناظر و مطلع است و تا خلق خدا بوده بوده و تا خلق خدا هست هست نجات‌دهنده نوح بوده و شفادهنده ايوب و معلم موسي و مصاحب يونس آن كسي كه خود نماز مؤمنين است و خداوند امر بمدد خواستن از او فرموده و فرموده استعينوا بالصبر و الصلوة يعني استعانت بجوئيد بصبر و نماز آن كسي كه اول ما خلق الله است و وجه باقي خداوند و اسم اعظم او است همه اعمال بندگان را مي‌بيند و مطلع بر مشارق و مغارب عالم است و از او چيزي پوشيده نيست و گوش شنواي خداوند عالم است و نداي ( يا علي مدد ) ما را ميشنود و دست تواناي خداوند عالم است و بحول و قوه او ما را ياري ميكند

    با تشکر


  18. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    36
    حضور
    1 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    36



    به نام مسمی به اسامی حسنی

    سلام بر دوست محترم آقای خادم الیمانی

    با اینکه با بعضی از سخنان شما بنوعی موافقم ولی لازم است که به سه چیز از سخنان شما که در نظر بنده یقینا اشتباه است اشاره ای داشته باشم
    1- مساله نماز بر قبر و قبله قرار دادن آن و به سوی آن سجده کردن
    2- توجه به ال محمد اشتباه نیست و ابدا نمی شود به ذات خدا توجهی کرد و این جمله بی معنا است
    3- ذات ازلی خداوند دارای صفت موصوف نیست

    اما جواب مورد سوم را به لینک توحید حقیقی ارجاع می دهم
    http://www.askdin.com/thread30042.html

    پس باقی می ماند قسمت 1 و 2

    اما
    قسمت اول:

    نکته دیگر اینکه بهنگام زیارت گاهی دیده میشود افرادی از روی محبت بیش ازحد و البته از روی نا آگاهی به ضریح مطهر سجده میکنند!!! یا در حدی تعظیم میکنند که در ان حالت دستانشان بتواند به زانو برسد (تعظیم در حد رکوع) و اینها هم از مصادیق شرک است و رکوع و سجده فقط شایسته ذات مقدس الله سبحان است و معصوم(ع) درست است که تجلی صفات و اسما الحسنی الله میباشد (بطور نسبی و نه مطلق) اما معصوم(ع) هم مخلوق است و در احادیث معصومین(ع) هم زائران و شیعیان از سجده به مرقد مطهر معصوم(ع) نهی شده اند .


    اولا سجده بر قبر اگر برای امام باشد گناه و شرک و مخالف دستور ائمه است ولی اگر قبر را جهت سجده خود قرار بدهد و خدا را معبود در نظر بگیرد اشکالی ندارد اتفاقا احادیث متواتر در قبله قرار دادن قبر مطهر امام علیه السلام در هنگام نماز زیارت است و این هم ربطی به شرک ندارد قبر هم مثل کعبه جهت سجده است و هیچ شیعه ای قصد پرستش امام ندارد ولی چون فرشتگانی که به سمت حضرت آدم سجده کردند و همینطور چون برادران یوسف و پدر و مادرش که به سمت یوسف سجده کردند سجده می کنند و این سجده برای خداست و جهتش به سمت قبر است که این کار هم دستور آل محمد است
    کامل الزیارات 247:
    6 حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ قَالَ حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَلْ يُزَارُ وَالِدُكَ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ وَ يُصَلَّى عِنْدَهُ وَ قَالَ وَ يُصَلَّى خَلْفَهُ وَ لَا يُتَقَدَّم‏
    وقتی خوانده شود پشت آن پس کنار ان دیگر نیست
    وَكامل الزيارات، ص: 246
    عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ إِنَّا نَزُورُ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع‏ فَكَيْفَ نُصَلِّي عِنْدَهُ قَالَ تَقُومُ خَلْفَهُ عِنْدَ كَتِفَيْهِ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ ص وَ تُصَلِّي عَلَى الْحُسَيْنِ ع‏، از این هم مشخص است که پشت قبر باید بخوانیم بین دو کتف حضرت
    حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ره عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا فَرَغْتَ مِنَ التَّسْلِيمِ عَلَى الشُّهَدَاءِ أَتَيْتَ [فَأْتِ‏] قَبْرَ الْحُسَيْنِ ثُمَّ تَجْعَلُهُ بَيْنَ يَدَيْكَ ثُمَّ تُصَلِّي مَا بَدَا لَك‏ این هم صریح است که باید قبر امام را رو به روی خودمان قرار بدهیم
    یا این روایت در کامل الزیارات ص 124:
    وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَصَمِّ قَالَ حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَالَ أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَلْ يُزَارُ وَالِدُكَ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ وَ يُصَلَّى عِنْدَهُ وَ قَالَ يُصَلَّى خَلْفَهُ وَ لَا يُتَقَدَّمُ
    الي الفقيه عليه السلام يسأل عن الرجل يزور قبور الائمة عليهم السلام هل يجوز ان يسجد علي القبر ام لا و هل يجوز لمن صلي عند قبورهم ان يقوم وراء القبر و يجعل القبر قبلة و يقوم عند رأسه و رجليه و هل يجوز ان يتقدم القبر و يصلي و يجعله خلفه ام لا فأجاب اما السجود علي القبر فلايجوز في نافلة و لا فريضة و لا زيارة بل يضع خده الايمن علي القبر و اما الصلوة فانها خلفه و يجعله الامام و لايجوز ان يصلي بين يديه لان الامام لايتقدم و يصلي عن يمينه و شماله ، يعني نوشته شد بحضرت موسي بن جعفر (ع*) و سؤال ميكرد از كسي كه زيارت ميكند قبور ائمه عليهم السلام را آيا جايز است كه سجده بر قبر نمايد يا نه و آيا جايز است براي كسي كه نماز ميكند در نزد قبور ايشان
    كه پشت قبر بايستد و قبر را قبله خود قرار دهد و بايستد در نزد سر يا در نزد پا و آيا جايز است كه مقدم بر قبر شود و نماز بگذارد و قبر را پشت سر خود قرار دهد يا نه پس جواب فرمود اما سجود بر قبر پس جايز نيست نه در نافله نه در فريضه نه در زيارت بلكه گونه راست خود را بر قبر ميگذارد و اما نماز پس پشت قبر است و قبر را جلو خود يا امام خود قرار ميدهد و جايز نيست جلو امام نماز كنند براي اينكه امام تقدم جسته نميشود و نماز ميشود براست او و چپ او و كتب
    ( الاحتجاج جلد 2 ص 491

    ( َ فِي كِتَابٍ آخَرَ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحِمْيَرِيِّ إِلَى صَاحِبِ الزَّمَانِ ع مِنْ جَوَابِ مَسَائِلِهِ الَّتِي سَأَلَهُ عَنْهَا فِي سَنَةِ سَبْعٍ وَ ثَلَاثِمِائَة وَ كَتَبَ إِلَيْهِ ص أَيْضاً فِي سَنَةِ ثَمَانٍ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ كِتَاباً سَأَلَهُ فِيهِ عَنْ مَسَائِلَ أُخْرَى كَتَب‏ ) و في رواية عن صاحب*الزمان عليه السلام مثله الا انه قال و لايجوز ان يصلي بين يديه و لا عن يمينه و لا عن شماله لان الامام لايتقدم و لايساوي يعني در روايتي است از حضرت صاحب*الزمان عليه السلام مثل حديث سابق الا اينكه فرمود و جايز نيست كه نماز گذارده شود جلو امام و نه از راست او و نه از چپ او زيرا امام تقدم جسته نميشود و مساوي نميشود


    دوما برای ذات ازلی خداوند سجده و رکوع معنی ندارد که بخواهیم به سوی آن ذات رکوع کنیم چون ذات در جهتی از جهات نیست که بخواهیم در جهت رکوع کنیم و اگر جهتی داشته باشد همین کعبه و قبر ال محمد است که این جهت را خداوند برای خود پسندیده .

    اما مورد دوم شما توجه که معتقدید باید توجه به ذات خدا شود نه آل محمد
    با اجازه برادر محترم جناب کریم نکاتی عرض کنم
    دوست محترم کل هدف دین مبین اسلام و معصومین(ع) که مصداق دین میباشند ، در مرحله اول شناساندن توحید حقیقی بمردم است و توسل به معصومین(ع) آدابی دارد و هرگونه توسل به معصومین(ع) بدون یاد و توجه به الله سبحان، مصداق شرک میباشد!!!
    اگر شما از نانوا بخواهید که نان بدهد این شرک است ؟ کدام شیعه ای هست که از امام رضا چیزی بخواهد و فکر کند امام رضا بدون اذن خدا چیزی به او میدهد؟ آیا امام رضا ع از نانوا کمتر است ؟ نانوا هم بدون اذن خدا نان نمی دهد و لا حول و لا قوه الا بالله . اما توجه به ذات خداوند هم کاملا بی معنی است و وجه خداوند تماما و کمالا آل محمدند.
    همینطور هر امری از دین را خداوند به آل محمد تفویض کرده و ال محمد به اذن خدا امور دینی را در هر امری در دست دارند و احادیث زیادی است که حتی حساب مردم هم در دست ال محمد است زیرا انها پادشاهان دنیا و آخرتند بهمین دلیل بخشش از آنها هم اشکالی ندارد زیرا میدانیم انها به اذن خدا خلیفه خدا هستند در زمین و آسمان.

    و بعضي از ادعيه توجه كه از اهل‌بيت عليهم السلام روايت شده است در اين مقام روايت ميكنم و مختصري در شرح آنها عرض ميكنم در كتاب‌المبين ادعيه بسيار روايت شده است بعضي از آنها دعائي است كهحضرت صادق عليه السلام از حضرت امير عليه السلام روايت ميفرمايد كه هر كه اين قول را بگويد با محمد و آل‌محمد خواهد بود هرگاه برخيزد پيش از آنكه استفتاح نماز كند  اللهم اني اتوجه اليك بمحمد و آل‌محمد و اقدمهم بين يدي صلوتي و اتقرب بهم اليك فاجعلني بهم وجيها في الدنيا و الآخرة و من المقربين مننت علي بمعرفتهمفاختم لي بطاعتهم و معرفتهم و ولايتهم فانها السعادة فاختم لي بها فانك علي كل شئ قدير و در دعاي بين اذان و اقامه از حضرت امام رضا عليه السلام روايت شده اللهم اني اتوجه اليك بنبيك نبي الرحمة محمد صلي الله عليه و آله و اقدمهم بين يدي حوائجي كلها فصل عليهم تا آخر ، و در دعاي يوم عرفه است از حضرت علي بن الحسين عليهما السلام اللهم انا نتوجه اليك في هذه العشية التي شرفتها و عظمتها بمحمد نبيك و رسولك و خيرتك من خلقك و در دعاي دفع غم بعد از نمازي در روز جمعه از حضرت باقر عليه السلام اتوجه اليك بنبيك نبي الرحمة محمد (ص‌) يا رسول الله اني اتوجه بك الي الله ربي  و ربك لينجح بك طلبتي و يقضي بك حاجتي اللهم صل علي محمد و آل‌محمد و انجح طلبتي و اقض حاجتي بتوجهي اليك بنبيك محمد صلي الله عليه و آله و در دعاي يوم مباهله است از حضرت امام موساي كاظم عليه السلام اللهم صل علي محمد و علي اخيه و صنوه اميرالمؤمنين و قبلة العارفين و علم المهتدين و در دعاي شب اول رجب است از حضرت جواد عليه السلام اللهم اني اتوجه اليك بنبيك نبي الرحمة صلي الله عليه و آله يا محمد يا رسول الله اني اتوجه بك الي الله ربك و ربي لينجح لي بك طلبتي و از حضرت قائم عليه السلام در دعاي سجود بعد از دعاي عبر است فاني استشفع عليك بكرامتك و الصفوة من انامك الذين انشأت لهم ما تظل و تقل و برأت ما يدق و يجل اتقرب اليك باول من توجته تاج الجلالة و احللته من الفطرة الروحانية محل السلالة و نيز از همين دعاء است و بمن جعلته (كذا) لنوره مغربا  و عن مكنون سره معربا و همچنين از اين قبيل عبارات در ادعيه و اخبار آنقدر روايت شده كه از حد احصاء در اين مختصر خارج است و در اين مطلب كه بسبب ايشان و از راه ايشان بايد توجه بخداوند نمود شبهه نيست ولي بدون شبهه معبودي هم سواي خدا نيست و ايشان جهت عبادت هستند چنانكه كعبه جهت عبادت است و حال اينكه ايشان اشرف از كعبه‌اند بلكه در حديث شريف وارد شده است كه مؤمن اشرف از كعبه است و اگر بگوئي كه پس علت اختيار كعبه چيست عرض ميكنم علت آن است كه شخص پيغمبر صلي الله عليه و آله اولا كه بحسب لوازم بشريت حيات و موتي دارد و ثاني اينكه در زمان حيات هر وقتي در جائي است و خلق عالم را ممكن نيست كه علم حاصل كنند كه در كجا است تا اقبال بسوي جهت او كنند اين است كه جهتي جمادي اختيار شده كه تغيير  حالات و اماكن نداشته باشد و اقبال بسوي ايشان را هم باز قرار داده‌اند بوجهي كه منافات نداشته باشد اما باز ميگويم شبهه نيست كه خود ايشان معبود نيستند و خداوند لعنت كند كسي كه ايشان را معبود بداند و ما بحكم خداوند اقبال بسوي ايشان ميكنيم و اگر شفيعي اقرب از ايشان به خداوند مي‌يافتيم هراينه او را شفيع مي‌گرفتيم چنان كه در دعا عرض مي‌كني اللهم اني لو وجدت شفعاء اقرب اليك من محمد و آل‌محمد لجعلتهم شفعائي پس معني رو كردن به ايشان استشفاع به ايشان است چنانكه هر كس كه نزد سلطان تقصيري نموده باشد همين كه مي‌خواهد رو باو رود يكي از مقربان درگاه پادشاه را شفيع خود ميگيرد و متصل باو مي‌شود و بحضور پادشاه مي‌رود تا اينكه پادشاه به آبروي شفيع از او ببخشد و عفو كند و مرحمت نمايد و بسيار عجب است كه در معاملات دنيويه خود راه  پيشرفت كار خود را خوب مي‌دانيم ، اما در عبادت پروردگار با اين همه كه در اخبار اهل‌بيت و صريح كتاب خداوند دستورالعمل داده‌اند باز شيطان نمي‌گذارد كه ما از راه داخل شويم تا اينكه محروم بمانيم چنانكه خداوند به موسي عليه السلام فرمود درباره يكي از سائلين كه اگر آن قدر مسألت كند كه زبان او بيفتد از او قبول نميكنم تا از آن راه كه گفته‌ام داخل شود خلاصه و مختصري اشاره ميكنم كه اسباب معرفت شود ، پس عرض ميكنم كه خداوند آل‌محمد عليهم السلام را معاني خود قرار داده است و اسماء حسني و صفات علياي خود چنانكه فرموده‌اند اما المعاني فنحن معانيه و نحن جنبه و يده و لسانه و امره و علمه و حقه و اما المعاني فنحن معانيه و ظاهره فيكم و نحن والله الاسماء الحسني التي امر الله ان تدعوه بها و اخبار باين معاني بسيار است  پس ايشانند رحمة الله علي الابرار و نقمته علي الفجار و ايشانند قدرة الله و مشية الله و يد الله و لسان الله و عين الله و نفس الله و قلب الله و غير اينها ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله يد الله فوق ايديهم و مارميت اذ رميت و لكن الله رمي و من يطع الرسول فقد اطاع الله و غير اينها از آيات و اخبار و بديهي است كه خدا است صاحب همه اين صفات و احدي شريك او نيست پس خداوند رحيم است و ايشانند رحمت خدا و خداوند قادر است و ايشان قدرت خدا و خدا است صاحب مشيت و ايشانند مشيت خدا چنانكه در صفت امام (ع‌) ميفرمايد حضرت امير عليه السلام الامام قدرة الرب و مشيته و غير اينها از اخبار پس بنده كه عرض ميكند يا رحيم پرورنده‌اي را ميخواند كه صاحب رحمت است و ايشانند رحمت خدا و اگر عرض ميكند يا قادرپرورنده‌اي را ميخواند كه صاحب قدرت است و ايشانند قدرت خداوند و اگر  عرض ميكند يا ذا اليد الباسطة في الارضين و السموات پرورنده‌اي را ميخواند كه صاحب اين دست يعني قدرت باشد و همچنان كه هرگاه صاحب دستي را بخواني كه با دست خود اعانت تو را بكند هيچ منافات با اقبال بسوي او ندارد ولو اينكه دست او را بگيري و بوسه بزني و بچشم خود بكشي و التماس و تضرع بكني ابدا خلاف اقبال بسوي او نيست و از توحيد او خارج نشده زيرا كه دست از خود وجودي ندارد و حركت او و حيات او و منع و عطاي او تمام بمشيت صاحب دست است و از خود هيچ ندارد پس شركتي براي دست با صاحب او نيست و اگر صاحب دست بخواهد منع كند دست را قدرت عطا نيست و هر چه تو بوسه بر اين دست بزني و بچشم خود بكشي خلاف تعظيم و تكريم او نميشود بلكه تعظيم او به همين است كه دست او را ببوسي بلكه خاك پايش را جواهر سرمه چشم خود بكني و اگر بخواهي اين تعظيمات را نسبت  بروح او و ذات او بكني نميتواني و راهي بسوي او سواي همين دست و پا نداري اما معذلك غرض تو هم از همه اينها خود اين دست و پا نيست و با اينكه آن را ميبوسي كأنه آن را نديده‌اي و رو به آن نكرده‌اي و از دست چيزي نخواسته‌اي و ابدا آن را شريك صاحب دست نگرفته‌اي پس از آن چه عرض شد مطلب خود را درياب
    باتشکر ...

    ویرایش توسط ابراهیمی : ۱۳۹۲/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۰:۱۸

  19. صلوات


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود