صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عوامل برتری و شرافت معرفت عرفانی بر معرفت عقلی و فلسفی

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428

    عوامل برتری و شرافت معرفت عرفانی بر معرفت عقلی و فلسفی




    باسمه تعالی
    باسلام:

    الف:در معرفت عرفانی انسان مستقیما به ساحت حقیقت واصل می شود
    مهمترین عامل برتری شناخت شهودی و عرفانی این است که : در این نوع معرفت انسان مستقیما به ساحت حقیقت واصل می گردد و آن را به طور شهودی در می یابد معرفت شهودی نوعی یافتن و دریافت مستقیم و بلاواسطه حقایق است از طریق سیر و سلوک قلبی ، در حالی که معرفت های عقلی از راه تعلم و آموختن و درس و بحث و کتاب و معلم حاصل می گردد(1)

    به عبارت دیگر آن علم الیقین و از قبیل علوم حصولی و اکتسابی است ،

    ولی این نوری است که خداوند بر قلب انسان افاضه می کند لذا وقتی «عنوان بصری » برای آموختن و تعلم چنین علمی به امام صادق علیه السلام مراجعه کند امام علیه السلام در جواب می فرمایند:
    لیس العلم بالتعلم انما هو نور یقع فی قلب من یرید الله تبارک و تعالی ان یهدیه ،آن علم آموختنی نیست همانا آن نوری است که در دل آن کس که خداوند بخواهد راهنمایی و هدایتش کند قرار می گیرد.

    این سخن امام علیه السلام اشاره به آیه 35 سوره نور است که خداوند می فرماید:
    یهدی الله لنوره من یشاء،خداوند به نور خود آن کس را که بخواهد هدایت و راهنمایی می کند.

    این راه مسیری است که با درس و بحث و کتاب و معلم و علم حصولی پیموده نمی شود بلکه ره توشه اش صفای باطن ،تزکیه نفس و زهد و تقوا است.

    لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: آن کس که در دنیا زهد ورزد و آرزویش در دنیا کوتاه شود خدا به او علمی عنایت می کند بدون آموختن و هدایتی عطا نماید بدون راهنما و کوری و عدم معرفت را از او زایل می کند و به او بصیرت و شناخت حقایق می دهد(2

    علامه طباطبایی (ره) در ذیل آیه 122 انعام می فرماید: مقصود از نور در این آیه علم و معرفتی که از ایمان قلبی متولد می شود نه علمی که از راه تعلیم و تعلم حاصل می شود(3

    پی نوشت:
    1-ر.ک. مقدمه قیصری بر شرح تائبه ابن فارض-1
    2-بحارالانوار ،ج77،ص263-2
    3-المیزان ،ج7 ،ص 339

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۰۰:۵۸

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    این علم و معرفت همان است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی که از خاصه و عامه نقل شده است فرمود: اگر بنده ای چهل صباح برای خداوند خالص گردد خداوند چشمه هایی از حکمت و معرفت را از قلبش بر زبانش جاری می سازد ((1

    امتیاز این نوع معرفت و شهود در این است که امام صادق علیه السلام می فرمایند: اگر می خواهی به سراغ این علم بروی باید نخست در خویش حقیقت عبودیت و بندگی خداوند را محقق سازی :
    فان اردت العلم فالطلب فی نفسک حقیقة العبودیة(2(

    عرفای اسلامی با الهام از کتاب و سنت راه رسیدن به این نوع معرفت را سیر و سلوک فلبی و باطنی دانستند و گفتند باید مراحل و منازلی طی شود تا دستیابی به آن میسور گرددو این نوع معرفت ها بر قلب انسان متجلی گردد ،از قبیل مرحله
    یقظه ،توبه ،انابه،تفکر،تذکر،اعتصام،ا نقطاع،ریاضت،نفس کشی،سماع،درک لطایف و ارتقای به جهان غیب(3)

    خطاب عرفا به علما و فلاسفه این است که:شما دانش و معرفت خود را از سلسله مردگان به دست می آورید در حالی که ما از سر سلسله زندگان ،یعنی خداوندی که حی لایموت است اخذ می کنیم
    اخذتم علمکم میتا عن میت و اخذنا علمنا عن الحی الذی لایموت(4)

    پی نوشت
    :
    1- بحارالانوار ، ج7 ،ص242

    2- همان ،ج1،ص 225
    3-ر.ک:خواجه عبدالله انصاری،منازل السائرین
    4-نقد النصوص،ص 267

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۰۱:۰۶

  5. صلوات ها 3


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    بیان دیگر:برتری معرفت عرفانی در این است که یگانه معرفت دور از تقلید است،بر خلاف فلسفه

    زیرا اولا: هریک از ایشان معمولا به مکتب یا شخصیت معروفی دل بسته،پیرو افکار و عقاید آن می گردد،مانند پیروان افلاطون یا ارسطو و غیره

    ثانیا:در صورت استقلال فکری هم باز در تفکر و استدلال خویش نوعی پیروی و تقلید از اصول مبادی و مقدمات قیاسی وجود دارد و این مبادی و مقدمات واسطه درک حقایقند چنانکه ابن عربی نیز تعقل را نوعی تقلید به شمار می آورد(1

    بر خلاف متکلم یا فیلسوف خود عارف شخصا و بی واسطه به حقیقت می پیوندد و آن را با تمام وجود در می یابد

    معرفت عرفانی از آن جا که معرفتی شهودی و حضوری و نتیجه نوعی بلوغ و کمال وجودی است به لحاظ ارزش و اطمینان هرگز با علم حصولی فلاسفه و اهل کلام برابر نیست چون در علم حصولی تنها با صورت ذهنی پدیده ها سر و کار داریم نه با وجود خارجی آنها

    به اصطلاح حقایق خارجی معلوم بالعرضند و معلوم بالذات تنها صورت های مرتسم در ذهن است که از حقایق خارجی به دست می آید در صورتی که معرفت عرفانی با اتصال و اتحاد عالم و معلوم آغاز شده است و به مرحله فنای عالم در معلوم می انجامد

    از این رو عرفا می گویند برای نیل به حقیقت اشیا وسیله ای جز معرفت عرفانی وجود ندارد چون در معرفت عرفانی است که عالم با معلول متصل و متحد می گردد و از راه شهود و حضور به حقایق اشیا دست می یابد(2

    پی نوشت:
    1-
    ر.ک. فتوحات مکیه ،ج2 ،ص 297
    2-
    ر.ک. سید یحیی یثربی ،عرفان نظری ،ص223

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۰۱:۱۰

  7. صلوات ها 3


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    برای همین است که امثال بوعلی سینا صعوبت و دشواری شناخت ماهیات و حقایق را مورد تاکید قرار می دهند(1

    و فیلسوفی مانند صدر المتاهلین از امثال بوعلی ،بهمنیار ،و محقق طوسی و دیگران نام می برد و می گوید هیچ کدام از اینها نتوانستند گره مساله معرفت و شناخت را بگشایند ....لم یاتوا بشیء یمک التعویل علیه
    آن گاه اضافه می کند:و ادا کان هذا حال هولاءالمعتبرین من الفضلاء فما لغیر هولاء....(2

    وقتی این فبیل شخصیت ها نتوانستند گره گشای باب معرفت باشند از غیر آنها انتظاری نمی رود.

    اما چشم بصیرت عارفان گره از اسرار معرفت خواهد گشود و هرگز از درک حقایق پدیده های عالم عاچز نخواهد بود چنانکه مولوی در این باره می گوید:

    عجـــز از ادراک ماهیّـت عمـو / حالـت عامّــه بـود ، مطلق مگو
    زانکـــه ماهیّـات و سـرّ سـرّ آن / پیـش چشـم کامـلان باشـد عیـان
    در وجــود از سـرّ حـقّ و ذات او/ دور تـر از وهـم و استبصـار کـو؟
    چون که آن مخفی نماند از محرمان / ذات وصفی چیست کان ماند نهان


    پی نوشت:
    1-
    ر.ک. رساله حدود از شیخ الرییس بو علی سینا
    2-
    صدر المتالهین ،الاسفار اربعه ج3 ،فصل 7 ص 312

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۰۱:۱۲

  9. صلوات ها 3


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    ب: در معرفت عرفانی شک و تردید و سهو و نسیان راه ندارد .

    امتیاز و شرف دیگر معرفت عرفانی این است که در معرفت عرفانی خطا و نسیان راه ندارد و مصون از اشتباه و شک و اوهام است . وقتی شهود حقایق بر کنار از حدود و قیود نفسانی و حجاب های ظلمانی و به صورت حق الیقین حاصل گردد چنان قوی و صحیح و بی واسطه است که مورد هیچ گونه شک و تردید و سهو نسیان قرار نمی گیرد


    به گفته جناب قیصری :

    معرفت عرفانی معرفتی است شهودی و حقیقی که در باطن ذات عالم مستقر شده است و عر فان ذایل چون علوم رسمی (علوم حاصل از برهان و نتیجه ترتیب مقدمات و تنظیم قیاسات ) نیست( 1

    محی الدین عربی در کتاب فتوحات اش چنین می گوید:
    برای شناخت خداوند دو راه بیشتر وجود ندارد .راه اول عبارت است از راه کشف و شهود که نتیجه آن ضروری و در خور انسان و به دور از شک و شبهه است.این نتیجه فابل دفع و رد نبوده و برهانش در درون همان است و به برهان دیگری نیازمند نیست.

    اگر چه از نظر کسانی مانند ابو عبدالله بن کتانی در کشف هم دلیل وجود دارد اما این دلیل همراه با مدلول به درون عارف القا می شود. هر چند که این نظر در بعضی موارد صحت دارد ولی در همه جا صحیح نیست زیرا گاهی اموربرای کسانی تنها از راه ذوق و یا تجلی الهی بدون وابستگی به دلیل کشف می شود ،مانند کشف انبیا و رسل و برخی از اولیا
    .

    راه دوم راه استدلال و برهان است که این راه به دلیل عروض شبهات نسبت به راه کشف اگر چه دشوارتر ولی اطمینان و ارزش آن کمتر است(2

    پی نوشت:

    1-
    ر.ک. شرح مقدمه قیصری ،ص9

    2-
    محی الدین عربی ،فتوحات مکیه ،ج1 ،ص319

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۰۱:۱۵

  11. صلوات ها 3


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    چون معرفت عرفانی متکی به واقعیت است و انسان در شهود عرفانی با متن واقعیت اتصال پیدا کرده بلکه اتحاد می یابد طبعا جایی برای تردید و شک و عدم اطمینان باقی نمی ماند(1

    اما علوم رسمی چون متکی به ذهنند و حوزه ذهن و اندیشه تابع اصول و مبادی اولیه ای است که پشتوانه صدق آنها همان قبول و داوری ذهن و اندیشه است پس انسان می تواند به این داوری ها اطمینان نکند اگر چه حکم و موضوع این داوری ها چیزی در حد اصل هو هویت یا امتناع اجتماع نقیضین بوده باشد چنانکه دکارت و غزالی خود به شک در این اصول بدیهی نیز اعتراف نموده اند(2

    ذهن در تلاشی که برای حصول معرفت به کار می بندد خود را ناچار به قبول می یابد چون کار دیگری نمی تواند بکند و راه دیگری در پیش ندارد و یا اینکه از راه های ممکن دیگر خبر ندارد و چون تسلیم تعدادی از اصول خود ساخته اش می شود ناچار به عواقب و نتایج آنها گردن می نهد مثلا وقتی علیت و سنخیت را پذیرفت ناچار است قاعده الواحد لایصدر عنه الا الواحد را نیز بپذیرد و چون این قاعده را پذیرفت نخستین آفریده ممکن و واقعی خداوند را موجودی به نام عقل اول می داند اما آیا به طور مطمئن می توان گفت که قضیه از این قرار است؟

    پی نوشت:
    1-
    البته این سخن به معنای نفی مشکلات راه معرفت شهود و عرفانی و گمراهی ها و اشتباهات ممکن آن راه نیست که این خود بحثی است جداگانه
    -2
    ر.ک. محمد غزالی ،المنقذ من الضلال ،ص27-31و رساله گفتار در روش دکارت بخش 4

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۰۱:۳۱

  13. صلوات ها 3


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    برتری دیگر معرفت عرفانی بر معرفت عقلی و فلسفی در وسعت قلمرو شناخت عرفانی و در مقابل محدود بودن قلمرو شناخت عقلی است

    توضیح مطلب اینکه:چنانکه سابقا اشاره شد عقل نیز همانند سایر قوا و حواس که کارشان محدود به حوزه و قلمرو قدرتشان است توانایی و قدرت عقل نیز محدود و محصور به حوزه و قلمرو و معیارها و مفاهیم و اصول و مبادی خویش است در حالی که حقایق جهان بسی وسیع تر از این قلمرو است.

    همچنانکه از چشم نمی توان انتظار شنیدن و یا از گوش انتظار دیدن داشت همچنین از عقل و اندیشه نمی توان انتظار درک حقایق را داشته باشیم که تنها با شهود و استبصار باطنی قابل وصولند

    از همین روست که محی الدین عربی مسائلی از قبیل معرفت اسمای الهی ،معرفت تجلیات حق و خطاب حق به زبان شرایع ،معرفت کمال وجود و نقص آن ،و......را تنها به وسیله کشف و شهود باطنی و بینش و معرفت عرفانی قابل وصول می داند و می گوید عقل محدود و معتاد به مسائل زندگی دنیوی ،قدرت درک این حقایق را ندارد
    .

    همچنین درباره درک ناتوانی عقل ،خود عقل که قادر به پیدا کردن نقص خود نیست همچنانکه سایر قوا از قبیل چشم و گوش نیز خود نمی توانند به خطاها و نارسایی های خود پی ببرند و ما به وسیله عقل است که نقص و خطای آنها را تشخیص می دهیم بنابراین نقص ها و نارسایی های عقل را نیروی دیگری که فوق عقل است باید تشخیص دهد که آن نیرو همان معرفت و شهود است(1

    پی نوشت:
    1-ر.ک. فتوحات مکیه ،ج2،ص 297 به بعد

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۰۱:۲۳

  15. صلوات ها 3


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    د:هدف های والا و نتایج ارزشمند معرفت عرفانی نسبت به سایر معرفت ها:

    یکی دیگر از عوامل برتری و شرافت معرفت عرفانی بر سایر معارف در هدف های والا و نتایج ارزشمند این نوع معرفت نسبت به سایر معرفت هاست .
    هدف معرفت در عرفان رساندن انسان به حقیقت ،وصول عبد به رب و قرب به پروردگار و نشان دادن راه رهایی انسان از تعلقات مادی است ولی هدف علوم دیگر به دست آوردن معلوماتی در رابطه با معاش و معاد انسان است.

    در پایان بجاست بیان علامه حسن زاده آملی را درامتیاز معرفت عرفانی برمعرفت فلسفی متذکر شویم:

    فلسفه حرف می آورد و عرفان سکوت ،آن عقل را پر و بال می دهدو این عقل را پر و بال می کند آن نور است و این نار ،آن درسی بود و این در سینه ،از آن دلشاد شوی و از این دلدار ،از آن خداجو شوی و از این خداخوی ،آن به خدا کشاند و این به خدا رساند. آن راه است و این مقصد ،آن شجر است و این ثمر ،آن فخر است و این فقر ،آن کجا و این کجا(1

    پی نوشت:
    1-
    حسن ،حسن زاده آملی ،هزار و یک نکته ،ص 196

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۰۱:۲۵

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    باسمه تعالی
    باسلام:
    الف:در معرفت عرفانی انسان مستقیما به ساحت حقیقت واصل می شود
    مهمترین عامل برتری شناخت شهودی و عرفانی این است که : در این نوع معرفت انسان مستقیما به ساحت حقیقت واصل می گردد و آن را به طور شهودی در می یابد معرفت شهودی نوعی یافتن و دریافت مستقیم و بلاواسطه حقایق است از طریق سیر و سلوک قلبی ، در حالی که معرفت های عقلی از راه تعلم و آموختن و درس و بحث و کتاب و معلم حاصل می گردد(1)

    به عبارت دیگر آن علم الیقین و از قبیل علوم حصولی و اکتسابی است ،

    ولی این نوری است که خداوند بر قلب انسان افاضه می کند لذا وقتی «عنوان بصری » برای آموختن و تعلم چنین علمی به امام صادق علیه السلام مراجعه کند امام علیه السلام در جواب می فرمایند:لیس العلم بالتعلم انما هو نور یقع فی قلب من یرید الله تبارک و تعالی ان یهدیه ،آن علم آموختنی نیست همانا آن نوری است که در دل آن کس که خداوند بخواهد راهنمایی و هدایتش کند قرار می گیرد.
    سلام
    شکی نیست که اگر استعداد باشد این مسیر اشرف است هرچند آن نیز از فراگیری طریقه تزکیه در مراتب مختلف خالی نیست ولی عموما راه را باید با کسب مقدمات و ورزش فکری و روحی همراه با تزکیه انجام داد چه اینکه تفکر و اندیشه خاصه انسان است و اغلب انسانها دوست دارند برای هرکاری دلیل عقلی خوبی داشته باشند و بدون آن آرامش لازم را نمی یابند لذا شرع مقدس به علم آموزی هم ارزش داد چنانکه در مکاتب دیگر ارزش نداده اند و امروزه که اکثر افراد اهل علم و دانش و تحصیل هستند نفی یا تضعیف این طریقه خلاف حکمت است
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    حضور
    4 روز 12 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    549



    پس نتیجه میگیریم، که شرافت معرفت تنها از راه فاسد فلسفه و عرفان بدست می آید. درسته؟ شما چه کتبی رو برای بدست آوردن شرافت توصیه می کنید؟

    با تشکر

  21. صلوات


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۲/۰۷/۰۷, ۱۹:۰۳ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود