صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: "برای خدا" یعنی چه ؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    "برای خدا" یعنی چه ؟؟؟




    سلام
    قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین ( انعام 62)
    بگو نماز و عباداتم و زندگی و مرگم برای خدای پروردگار عالمیان است

    یک اصطلاح دینی معروف در بین اهل ایمان هست و آن اینکه همه کارهای انسان باید
    برای خدا باشد
    این برای خدا بودن یعنی چه ؟
    ارکان برای خدا بودن فعل چیست ؟

    وهو الله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    کتاب​های علامه طهرانی (www.maarefislam.com)
    نوشته
    229
    حضور
    12 روز 16 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    287



    سلام
    یعنی حسن فاعلی علاوه بر حسن فعلی. بدنه عمل اهمیت کمی داره چیزی که مهمه نیته که با نفس متحد میشه و نیت هم به میزان ایمان و اعتقادات شخص برمیگرده البته رابطه ایمان و عمل دوطرفه است. لذا ایمان قوی به نیت و عمل خالص منتهی میشه طوری که یک ضربت شمشیر افضل از عبادت جن و انس تا قیامت میشه. میشه شعر عارف رومی رو اینطوری هم گفت:

    ای برادر تو همان نیتی
    مابقی را استخوان و ریشه ای
    ویرایش توسط Seyyed* : ۱۳۹۲/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۱:۴۰
    قسم به جان خودم آن کس که فهم مطالب تمهید القواعد و مصباح الانس؛ شرح قیصری بر فصوص الحکم و فتوحات مکیه (اثر محی الدین ابن عربی) و اشارات و تنبیهات و شفاء (اثر ابن سینا) و اسفار (اثر ملاصدرا) روزی​اش نشده فهم تفسیر انفسی آیات قرانی و جوامع روایی روزی​اش نشده است.

    فرازی از فرمایشات استاد علامه حسن زادهٔ آملی



  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    گام اول
    همان است که جناب سید فرمودند .
    صلاح عملی و عاملی
    صلاح عملی یعنی مطابقت فعل با دستور شرع مقدس و عقل
    صلاح عاملی یعنی نیت صالحه نیت تقرب نیت کسب رضایت حق نیت انجام فرمان الهی
    در صلاح عملی مساله فرمان خدای متعال تا حدود زیادی روشن است اما مساله مطابقت با عقل شاید نیاز به توضیحی داشته باشد
    منظور از مطابقت با عقل این است که برای تطبیق مصداق و موضوع بر حکم الهی و همچنین در نظر گرفتن جوانب ، شرایط و زمان و مکان عقل حاکم باشد
    مثلا اگر فرمودند نماز شب بخوان نماز شب خواندنت موجب بیدار شدن و بدخوابی دیگران نشود اگر فرمودند به نیازمند کمک کن جوری کمک نکنی که آبرویش پیش دیگران برود یا اگر فرمودند بجنگ بدانی کی و کجا بجنگی اگر گفتند ذکر بگو بدانی چطور بگویی ووو
    والله الموفق


    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    گام دوم
    این برای خدا بودن چطوری است ؟
    یک وقت میگویی این جنس مال فلانی است یک وقت میگویی این سفارش مال فلان آقاست یک وقت میگویی این کار از آن فلان هنرمند است
    و یک وقت می گویی این کار من برای خشنودی آن آقاست ووو
    شاید از تعبیر برای خدا بودن همان مورد آخر یعنی برای رضایت خدا بودن بیشتر به ذهن بیاید اما تنها این نیست بلکه قرار است نزدیکتر از این باشد یعنی اگر هم باشد برای رضایت بودن اول راه است
    قدم دوم در برای خدا بودن یک کار این است که تو جانشین خدا باشی در انجام آن
    یعنی چه ؟
    یعنی اینکه خدای متعال تورا خلیفه خود ساخت جانشین خود ساخت در زمین تا بجای او حرف بزنی بجای او کار کنی و بجای او آباد کنی بجای او بجنگی یا صلح کنی بجای او تسبیحش را بگویی و شعار توحید بدهی
    یک مثال :
    میری اتاق دوستت می بینی یک نفرپشت میز کامپیوتر دوستت نشسته و داره مطلبی را تایپ می کنه میگی سلام چیکار میکنی ؟ میگه سلام جانم دارم مطلب آقای فلانی ( دوست شما ) را براشون تایپ میکنم
    یعنی این آقا جانشین دوست شما شده پشت او میز کامپیوتر در تایپ کردن اون متنی که خودش نوشته
    من و شما هم در انجام فرامین الهی جانشین او در به انجام رساندنیم
    این برای خدا بودن یعنی جانشین خدا در انجام فعل او
    یا بگو ظهور فعل الهی در دایره وجود انسانی
    پس بگو :
    دین تعیین حدود اخلاق و افعال الهی در حوزه وجود انسانی است
    چه اینکه انسان خلیفه خداست
    ساده بگم :
    وقتی داری کاری انجام میدی تو داری بجای خدا انجام میدی
    حالا ببین چطوری انجامش میدی
    اگه خدا بود چطور انجام میداد؟
    همونطوری انجام بده
    اشاره :
    شنیدی این آیه رو که میفرماید:
    الذی خلق الموت والحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا
    یعنی اینکه زندگی و مرگ برای اینه که ما نشون بدیم کدومامون کار رو قشنگتر انجام میدیم
    کدوم این فعل الهی رو قشنگتر جلوه گر میسازیم
    پس :
    فراموش نکن من و تو جانشین خدا در انجام افعال او در دایره وجودی خودمون هستیم
    چه ماموریت بزرگی !
    والله الموفق


    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    گام سوم
    تا اینجا خلیفه بودی و حالا باید کم کم پاشی ، نه بشین ، از خود برخیز خودت رو حذف کن روی خودت خط بکش و بنویس ...
    چی ؟
    خدا
    و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی
    تو کار رو انجام ندادی خدا انجام داد
    وقتی خلیفه گری رو درست انجام بدی یعنی با باور تام به اینکه جانشینی سر خود نیستی در تمام شوونت حتی در قلبت حتی در نگاهت جانشین او هستی یک وقت می بینی که شاه جهان به مملکتش برگشته و تو دیگر نیستی
    از این به بعد او همه کارها رو انجام میده
    تو خلیفه او بودی در وجود خودت حالا او مملکت وجود تو رو اداره میکنه
    بجای تو حرف میزنه راه میره دوست میشه دشمن میشه سوال میکنه و جواب میده ووو
    اگه به اینجا رسیدی تو انسان خدایی هستی
    تو برای خدایی
    یعنی
    تمام تو مال خداست
    همانطور که تمام او مال توست
    ( حلوای تن تنانی تا نخوریم ندانیم )
    و هوالله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    کتاب​های علامه طهرانی (www.maarefislam.com)
    نوشته
    229
    حضور
    12 روز 16 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    287



    سلام
    جناب حامد گام دوم و سوم که با تصور و تخیل و مسائل ذهنی حل نمیشه نیاز به سلوک داره اینکه تصور کنی اراده خدا جانشین اراده خودت شده خوبه ولی مشکل اینه که کار با تصور و صور ذهنی حل نمیشه باید حقیقتا نفس این مسئله رو با خرق حجب ادراک کنه و خرق حجب نیاز به سلوک و استاد داره بعیده با تصور موضوع محقق بشه.
    قسم به جان خودم آن کس که فهم مطالب تمهید القواعد و مصباح الانس؛ شرح قیصری بر فصوص الحکم و فتوحات مکیه (اثر محی الدین ابن عربی) و اشارات و تنبیهات و شفاء (اثر ابن سینا) و اسفار (اثر ملاصدرا) روزی​اش نشده فهم تفسیر انفسی آیات قرانی و جوامع روایی روزی​اش نشده است.

    فرازی از فرمایشات استاد علامه حسن زادهٔ آملی



  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط Seyyed* نمایش پست ها
    جناب حامد گام دوم و سوم که با تصور و تخیل و مسائل ذهنی حل نمیشه نیاز به سلوک داره اینکه تصور کنی اراده خدا جانشین اراده خودت شده خوبه ولی مشکل اینه که کار با تصور و صور ذهنی حل نمیشه باید حقیقتا نفس این مسئله رو با خرق حجب ادراک کنه و خرق حجب نیاز به سلوک و استاد داره بعیده با تصور موضوع محقق بشه.
    سلام برادر
    بنده فقط نحوه خدایی بودن را ذکر کردم و نه راه رسیدن به آنرا
    بله رسیدن سلوک علمی و عملی در تحت تربیت ولی الهی می خواهد
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    سلام


    و تشکر از اینکه مطلب خیلی جالبی بود درباره تفاوت کار برای خدا و برای خود

    سوالی اینجا برام مطرح است البته شاید خارج از تاپیک باشه عذر می خوام



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    ساده بگم :
    وقتی داری کاری انجام میدی تو داری بجای خدا انجام میدی
    حالا ببین چطوری انجامش میدی
    اگه خدا بود چطور انجام میداد؟
    همونطوری انجام بده
    اشاره :
    اگر من نوعی کاری انجام بدم غیر خدایی
    در حالی که خدا شرایط انجام اون کارو در اختیار من قرار داده و یعنی اراده به انجام اون کرده
    چه اگه اینکه اراده به انجام ان کار نمی کرد ان کار اصلا وجود نداشت و انجام نمی شد
    حال چرا خدایی که اراده به انجام کار غیر خدایی کرده و وسایلشم با اراده خودش فراهم کرده
    ان وقت برای همان کار مجازات قرار دهد ؟

    مثلا من شکلاتی را جلوی بچه ای می گذارم و می گویم این شکلات برات ضرر داره ولی تو ازادی بخوری یا نخوری
    ان وقت اگر ان بچه شکلات را خورد من مجازاتش کنم ؟

    با تشکر

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    الله
    نوشته
    63
    حضور
    4 روز 22 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    176



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    سلام


    و تشکر از اینکه مطلب خیلی جالبی بود درباره تفاوت کار برای خدا و برای خود

    سوالی اینجا برام مطرح است البته شاید خارج از تاپیک باشه عذر می خوام





    اگر من نوعی کاری انجام بدم غیر خدایی
    در حالی که خدا شرایط انجام اون کارو در اختیار من قرار داده و یعنی اراده به انجام اون کرده
    چه اگه اینکه اراده به انجام ان کار نمی کرد ان کار اصلا وجود نداشت و انجام نمی شد
    حال چرا خدایی که اراده به انجام کار غیر خدایی کرده و وسایلشم با اراده خودش فراهم کرده
    ان وقت برای همان کار مجازات قرار دهد ؟

    مثلا من شکلاتی را جلوی بچه ای می گذارم و می گویم این شکلات برات ضرر داره ولی تو ازادی بخوری یا نخوری
    ان وقت اگر ان بچه شکلات را خورد من مجازاتش کنم ؟

    با تشکر
    دوست عزیز بحث اختیار که وسط باشه قطعا پاداش و جزا هم میاد وسط.
    چون اختیار ما کاملا به دست خودمونه پس نتیجه اعمالمون رو باید بدیم.
    اگر کار نیک کنیم پاداش و اگر کاری بد و غیر انسانی انجام دهیم جزا یا همون مجازات اعمالمون رو دریافت میکنیم نه بیشتر نه کمتر.
    دوست عزیز به صورت کلی انسان تمایل داره به سمت خوبی بره ولی این وسط چون اختیار وجود داره ممکنه که ما به سمت بدی و تاریکی یا هر چه که بگویید برویم
    وقتی اختیار وسط باشه نمیتوانیم بگوییم کار های انسان ها خواست خداست ولی میتوانیم بگوییم این اختیار رو خدا به ما عطا کرده که ما با انتخاب هایمان میتوانیم سرنوشتمان را رقم بزنیم.

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط reza_i7 نمایش پست ها
    دوست عزیز بحث اختیار که وسط باشه قطعا پاداش و جزا هم میاد وسط.
    چون اختیار ما کاملا به دست خودمونه پس نتیجه اعمالمون رو باید بدیم.
    اگر کار نیک کنیم پاداش و اگر کاری بد و غیر انسانی انجام دهیم جزا یا همون مجازات اعمالمون رو دریافت میکنیم نه بیشتر نه کمتر.
    دوست عزیز به صورت کلی انسان تمایل داره به سمت خوبی بره ولی این وسط چون اختیار وجود داره ممکنه که ما به سمت بدی و تاریکی یا هر چه که بگویید برویم
    وقتی اختیار وسط باشه نمیتوانیم بگوییم کار های انسان ها خواست خداست ولی میتوانیم بگوییم این اختیار رو خدا به ما عطا کرده که ما با انتخاب هایمان میتوانیم سرنوشتمان را رقم بزنیم.
    سلام و تشکر

    یک جورایی شما هم سوال و منو تکرار کردید
    و علت و نگفتید
    به قول خود شما خدا خودش اختیار داده و وسایلشم فراهم کرده و اذن هم صادر کرده
    خوب در چنین شرایطییگه مجازات بی معناست ؟ ایا غیر از این است ؟

  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 23
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۲۹, ۲۱:۴۳
  2. پاسخ: 126
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۲۲, ۱۰:۲۴
  3. پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰, ۱۳:۵۶
  4. "مورچه" داناتر از ""سلیمان"" ؟؟؟
    توسط حامد در انجمن نبّوت خاصه
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۰۹, ۱۷:۳۹
  5. """""""+++راستی،مهدی کیست؟؟+++"""""""""""
    توسط ستاره زهراء در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۰۶, ۱۷:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود