جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: که عشق آسان نمود اول ولی......(ازدواج متعدد)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469

    که عشق آسان نمود اول ولی......(ازدواج متعدد)





    که عشق آسان نمود اول
    ولی افتاد مشکل ها
    داستان واقعی از یک ازدواج متعدد
    (مشت نمونه خروار)









    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۴:۴۷
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    قسمت اول
    که عشق آسان نمود اول ولی......(ازدواج متعدد)

    الان که فکرش رو می کنم. می بینم خیلی ادعا داریم ولی در عمل کاری ازمون نمییاد. وقتی شب عید می خوایم لباس و کفش بگیریم با این که هنوز زندگی زناشویی تشکیل نداده ایم و مجردیم. گاهی از افراد با تجربه را با خودمون می بریم تا از نظرات اونا کمک بگیریم. به مغازه های مختلفی سر می زنیم، مدل ها و رنگهای مختلفی را می بینیم. قیمت را با جاهای مختلف مقایسه می کنیم. بعد پرو و امتحان می کنیم تا انتخاب کنیم. بعد از این همه بازم ته ته دلمون راضی نیست. به فروشنده میگیم: میشه اگه مشکلی داشت بیاوریم تعویض کنیم؟
    اما..اما چی میشه که برای انتخاب همسر این قدر خام و ناپخته عمل می کنیم؟ چشم و گوش بسته ولی دربست در خدمت دل و احساسمونیم؟ عمر لباس و کفش خیلی زیادی نیست ولی این همه دقت می کنیم ولی برای ازدواج و گزینش همسر که مربط به یه عمر زندگی است چون مثلا فلان دختر در نگاه اول به دل نشست دیگه باید حتما با همون ازدواج کنیم. عجیبه. نام این حماقت رو عشق مقدس گذاشتیم و بهش می بالیم، در حالی که خودمون را انسان عاقل و اشرف مخلوقات گذاشتیم. با مدرک تحصیلیمون بابا و مامان رو قبول نداریم که قدیمی هستن و اگه داداش یا خواهر کوچیکمون خطایی کنن داد می زنیم سرشون که خدا عقل بهت داده که باهش فکر کنی و خلاصه ادعای عقل کل بودن داریم.
    کوچیک که بودم بابام بهم یه حرفی میزد. توهین به خودم می دونستم اما اما حالا بعد از این همه آزمایش کردن و خطا کردن می فهمم که درست می گفت: می گفت: الاغ با اون همه نسبت نفهمی که بهش می دم اگه یه بار پاهاش روی پلی گیر کنه توی چوب های پل از اون مسیر نمیره. مؤمن هم از یه سوراخ دوباره گزیده نمی شود ولی من چی؟ من اندازه خر تو قصه ای که بابام می گفت درک و شعور نداشتم وگرنه...وگرنه این حال روزم نبود.


    ادامه دارد..........
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در ساعت ۱۸:۳۹
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    علاقه
    مسایل مذهبی
    نوشته
    178
    حضور
    2 روز 18 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1882



    سلام
    جناب حامی لطفا این بحث و همچنین تاپیک شیب شهوت و احساس رو ادامه بدید.
    با تشکر فراوان

    اندکی صبر سحر نزدیک است...

  7. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود