جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاهی متفاوت !!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    اشاره نگاهی متفاوت !!!




    سلام
    لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون ( انبیاء 23)
    از آنچه خدا انجام می دهد سوال نمی شود در حالی که از انسانها پرسیده می شود
    پدیده های جهان به حسب حقیقتی شگرفی که معارف عالیه دین به ما می آموزد در سطوح مختلف قابل مشاهده و تفسیر و قضاوت است .
    همانطور که همه می دانند ما به توحید افعالی معتقدیم یعنی اینکه هرفعلی ، هر پدیده ای فعل خداست و در عین حال برای انسان هم فعل و اختیار قائلیم . بزرگان اندیشه اسلامی با یک کد دقیق این معنای به ظاهر متضاد را حل کرده اند و آن اینستکه فعل خدا و انسان در طول همند و نه در عرض هم . این نکته ای بسیار مهم در فهم مطلب است .
    فعلی که از انسان صادر می شود ( بهتر است از فعل خوب آغاز کنیم ) در مرتبه وجود انسانی فعل انسان است .
    در مرتبه فعل انسانی
    یعنی چه ؟ یعنی اینکه فعل را در سطح روابط نزدیک یک موجود با خود و اطرافش ببینیم و نه در یک نقشه بزرگ که در آن شخص مطرح نیست بلکه تعاملات بی پایان موجودات عالم با هم است .
    در این سطح معیارهایی برای مشاهده ، تفسیر و قضاوت وجود دارد که درست هم هست . اما این فعل در آن ارتباط بی پایانش با سایر حقایق هستی دیگر فعل انسان بما هو انسان ( یعنی همان موجود محدود در روابط محدود ) نیست بلکه یک فعل از مجموعه افعال و یک پدیده از مجموعه پدیده های جهان هستی است . اگر بتوانیم فعل انسانی را در این مجموعه بیکران ببینیم دیگر نه محدوده مشاهده و نه معیار تفسیر و نه ملاک قضاوت چیزی است که قبلا داشتیم بلکه همه تغییر می کند .
    شما دست نوازشی بر سر کودکی می کشید و تنها از اثر روانی آن بر خود اطلاع دارید اما به دهها سوال نمی توانید پاسخ دهید ؟
    چرا من باید این کودک را ببینم چرا باید دلم به حالش بسوزد وووو
    اما در مجموعه آگاه و بیدار و هشیار جهان همه اینها پاسخ روشنی دارد
    للکمال والرحمه علی ما هو علیه الشی
    برای کمال و رحمت بنابر آنچه که شی بر آن است
    لذاست که از فعل انسانی سوال می شود چرا که خالی از آگاهی لازم و درگیر تاثیر و تاثرات محدود جسمی و روانی خویش است
    اما این سوال در مورد همان فعل در مجموعه هستی سوالی نمی توان کرد چرا که از ان جهت به هربعدش نگاه می کند آنرا در مسیر کمال بخشی و رحمت می یابد .
    اما چگونه ؟
    داستان پادشاه عادلی که از نیافتن داروی فصل مرد و پادشاهی ظالمی که در غیر فصل داروی خود را یافت و درمان شد را شنیده اید ؟
    آن داستان تازه یک سطح نازل از نقشه کمال و رحمت است
    نظر شما چیست ؟
    و هوالله الموفق


    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۱۴ در ساعت ۰۱:۰۲
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293





    با نام و یاد دوست






    نگاهی متفاوت !!!





    کارشناس بحث: استاد شعیب


  5. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427

    جمع بندی




    سوال:
    لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون ( انبیاء 23)
    از آنچه خدا انجام می دهد سوال نمی شود در حالی که از انسانها پرسیده می شود
    پدیده های جهان به حسب حقیقتی شگرفی که معارف عالیه دین به ما می آموزد در سطوح مختلف قابل مشاهده و تفسیر و قضاوت است .
    همانطور که همه می دانند ما به توحید افعالی معتقدیم یعنی اینکه هرفعلی ، هر پدیده ای فعل خداست و در عین حال برای انسان هم فعل و اختیار قائلیم . بزرگان اندیشه اسلامی با یک کد دقیق این معنای به ظاهر متضاد را حل کرده اند و آن اینستکه فعل خدا و انسان در طول همند و نه در عرض هم . این نکته ای بسیار مهم در فهم مطلب است .
    فعلی که از انسان صادر می شود ( بهتر است از فعل خوب آغاز کنیم ) در مرتبه وجود انسانی فعل انسان است .
    در مرتبه فعل انسانی
    یعنی چه ؟ یعنی اینکه فعل را در سطح روابط نزدیک یک موجود با خود و اطرافش ببینیم و نه در یک نقشه بزرگ که در آن شخص مطرح نیست بلکه تعاملات بی پایان موجودات عالم با هم است .
    در این سطح معیارهایی برای مشاهده ، تفسیر و قضاوت وجود دارد که درست هم هست . اما این فعل در آن ارتباط بی پایانش با سایر حقایق هستی دیگر فعل انسان بما هو انسان ( یعنی همان موجود محدود در روابط محدود ) نیست بلکه یک فعل از مجموعه افعال و یک پدیده از مجموعه پدیده های جهان هستی است . اگر بتوانیم فعل انسانی را در این مجموعه بیکران ببینیم دیگر نه محدوده مشاهده و نه معیار تفسیر و نه ملاک قضاوت چیزی است که قبلا داشتیم بلکه همه تغییر می کند .
    شما دست نوازشی بر سر کودکی می کشید و تنها از اثر روانی آن بر خود اطلاع دارید اما به دهها سوال نمی توانید پاسخ دهید ؟
    چرا من باید این کودک را ببینم چرا باید دلم به حالش بسوزد وووو
    اما در مجموعه آگاه و بیدار و هشیار جهان همه اینها پاسخ روشنی دارد
    للکمال والرحمه علی ما هو علیه الشی
    برای کمال و رحمت بنابر آنچه که شی بر آن است
    لذاست که از فعل انسانی سوال می شود چرا که خالی از آگاهی لازم و درگیر تاثیر و تاثرات محدود جسمی و روانی خویش است
    اما این سوال در مورد همان فعل در مجموعه هستی سوالی نمی توان کرد چرا که از ان جهت به هربعدش نگاه می کند آنرا در مسیر کمال بخشی و رحمت می یابد .
    اما چگونه ؟
    داستان پادشاه عادلی که از نیافتن داروی فصل مرد و پادشاهی ظالمی که در غیر فصل داروی خود را یافت و درمان شد را شنیده اید ؟
    آن داستان تازه یک سطح نازل از نقشه کمال و رحمت است
    نظر شما چیست ؟

    جواب:
    مطلبی که بیان فرمودید مطلب دقیق و زیبایی است که مشابه آن را در تعابیر کلامی در توضیح استناد قبایح اعمال به انسان و رفع آن از خداوند در کتب کلامی شیعه داریم:
    در بحث جبر و اختیار وقتی که افعال صادره از انسان را فعل خدا نیز دانسته و بحث طولیت مطرح می شود این سوال مطرح می شود که اگر این فعل در عین حالی که فعل انسان است فعل خدا نیز می باشد چگونه می توان قبایح اعمال را به خدا نسبت داد در حالی که خدا قبیح مرتکب نمی شود.
    در همین جا است که مکاتب مختلف موضع های متفاوتی می گیرند معتزله می گویند خدا که قبیح انجام نمی دهد پس باید این فعل فقط مستند به انسان باشد نه خدا. اشاعره می گویند اگر فعل قبیح را از دائره افعال خدا بیرون کنیم به توحید فاعلی ضربه زده ایم پس می گویند که خدا هم قبیح را انجام می دهد و عدل خدا و حکمت او را زیر سوال می برند.
    دقیقا همین عدم توانایی این افراد از تفسیر استناد وجه افعال به خدا(منظور از وجه همان حین و قبح افعال است) باعث می شود که آن را نفی کنند یا با وجه قبحش برای خدا ثابت کنند.
    این گونه تفاسیری که شما از بحث ارائه کردید می تواند به آنها کمک کند تا بحث را بفهمند که چگونه یک فعل انسانی که وجه و جهت قبح دارد هم به خدا منسوب است هم به انسان.
    حکما و متکلمین بحث تکوین و تشریع را راهگشای این مسئله می دانند آنها معتقد اند که افعال از آنجهت که فعل انسان است و جهت های تکلیفی آن (چه عقلی و چه شرعی) منتسب به قبح می شود اما فعل از آن جهت که فعل است بدون در نظر گرفتن جهات آن در اوج حسن و نیکویی است هر چند که نسبت به انسان قبیح باشد.
    پس به این ترتیب همه افعال انسان چه خوب و چه بد و چه حسن و چه قبیح از آن جهت که یک فعل وجودی است به خدا نسبت داده می شود
    علامه طباطبایی ذیل حدیثی از وجود مقدس امام کاظم اراده تشریعی و تکوینی خدا را توضیح می دهند:
    عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ إِرَادَتَيْنِ وَ مَشِيئَتَيْنِ إِرَادَةَ حَتْمٍ وَ إِرَادَةَ عَزْمٍ يَنْهَى وَ هُوَ يَشَاءُ وَ يَأْمُرُ وَ هُوَ لَا يَشَاءُ أَ وَ مَا رَأَيْتَ أَنَّهُ نَهَى آدَمَ وَ زَوْجَتَهُ أَنْ يَأْكُلَا مِنَ الشَّجَرَةِ وَ شَاءَ ذَلِكَ وَ لَوْ لَمْ يَشَأْ أَنْ يَأْكُلَا لَمَا غَلَبَتْ مَشِيئَتُهُمَا مَشِيئَةَ اللَّهِ تَعَالَى وَ أَمَرَ إِبْرَاهِيمَ أَنْ يَذْبَحَ إِسْحَاقَ وَ لَمْ يَشَأْ أَنْ يَذْبَحَهُ وَ لَوْ شَاءَ لَمَا غَلَبَتْ مَشِيئَةُ إِبْرَاهِيمَ مَشِيئَةَ اللَّهِ تَعَالَى‏(1)
    علامه می گوید خدا دو اراده دارد یکی اراده تکوینیه که به واسطه آن افعال را انجام می دهد و با این اراده اصلا وجه و جهتی شامل فعل نخواهد بود پس هر فعلی که از انسان چه حسن و چه قبیح صادر شود فعل خداست به اراده تکوینسه اما خدا به اراده تشریعیه از فعل بد نهی کرده و آن را مکروه می داند و به فعل خوب امر کرده و آن را شایسته می داند.
    علامه با عبارتی بسیار زیبا می گوید:
    فأفصح عن أنّ كلّ ما يطلق عليه الشيئيّة فهو مخلوق له تعالى قد ألبسه اللّه تعالى لباس الوجود و أنّ الكلّ من حيث المخلوقية و الموجوديّة حسن منزّه عن الشين و النقص فكل شي‏ء بما هو مخلوق للّه- عزّ اسمه- حسن فيدور الخلق مع الحسن حيثما دار.
    با این حساب هر فعلی و هر چیزی که بتوان اسم شی بر آن گذاشت مخلوق خداست و و خدا بر تن او لباس وجود پوشانده است و و هر چیزی که وجود دارد از این جهت که موجود است حسن و منزه از شین و نقص است پس هر چیزی از آنجهت که مخلوق خداست حسن است و و خلق دائر مدار حسن است.(2)
    آنگاه آیات قرآنی شاهد بر این بیانات ارائه می کنند:
    اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ* (3) و قوله عزّ اسمه: ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ (4) بضميمة قوله- سبحانه-: الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ. (5)

    1- اصول کافی، ج1، ص 151.
    2- تكملة شوارق الألهام، ص: 35

    3- الرعد (13): 16؛ الزمر (39): 62.
    4- غافر (40): 62.
    5- السجدة (32): 7.

  6. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود