صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: راهنماییم کنید که چه رفتاری داشته باشم ؟؟؟؟؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19648

    راهنماییم کنید که چه رفتاری داشته باشم ؟؟؟؟؟؟؟





    دوست داشتن هایی از جنس تظاهر

    وقتی ازدواج کردم خانواده شوهرم خیلی دوستم داشتن ....من و مثل دختر نداشتشون دوست داشتن ...دوست داشتن هر کسی یه نوع و یه جنسی داشت ....مامان با اون که نمیگفت ...ولی از کارهاش مشخص بودن ....برادر ها با حمایتشون بهم میفهموندن که حکم خواهرشون و دارم و وووووووبابا ..........با قربون صدقه رفتن و بوسیدن
    با همه ی اینا مامان و خیلی بیشتر دوست داشتم ....
    بابا بود و قربون صدقه های بی وقفه و بوسیدن ها و در اغوش فشردن
    حرفی نمیزدم ...اما از اینکه من وببوسه زیاد راضی نبودم ....کلا از اینکه کسی منو ببوسه ناراضی بودم
    همه چی خوب بود ....تا این که هر چی سن بابا بالاتر رفت ....دل نازک تر شد ..تند خو شد ..عصبی شد ...و این ها موقعی شدت گرفتن که بازنشسته شد و تغریبا خونه نشین شد
    بابا عصبی میشد ...جلو چشم من ..به مامانم بی احترامی میکرد و بی دلیل ناراحتش میکرد ....توی جمع اینقدر قربون صدقه من میرفت که توجه همه جلب میشد ...فامیل که مشکلی نداشت ..اما غریبه ها ؟یا کسایی که با این خانواده اشنایی نداشتن مسخره میکردن ...
    یه بار برای مرتب کردن باغچه ی خونه یه باغبون اورده بودن ....سینی شربت و مامانم بهم داد و منم بردم
    بابا با دیدنم شروع کرد به قربون صدقه رفتن ...دستت درد نکنه عزیزم ...فدات خوشگلم ..مرسی عزیزم .....عسلم ...ناز گلم ...
    این قدر گفت که باغبون سرشو بلند کرد و تو چشمام نگاه کرد ....اون موقع دلم میخواست سینی شربت و بکوبم رو زمین و از خونه فرار کنم
    بابای من ..اگه دوستم داری ؟قلبا دوستم داشته باش ...نه با زبون
    منم ادمم ..یه صبری و تحملی دارم ....اما تا کی؟
    کم کم ازش دلگیر شدم ....وقتی مامانم یا شوهرم یا داداشام و ناراحت میکرد ....احساس میکردم دیگه بابا رو که دوست ندارم هیچ؟داره کم کم از چشمم میافته
    به طور اتفاقی گوشیش به دستم افتاد ....با لیست مخاطب هایی که داشت ...دلم زیر و رو شد ....احساس میکردم یه شی نجس تو دستمه
    به رفتارش حساس شدم ....وقتی میخواست منو و ببوسه ..مقاومت میکردم و نمیزاشتم منو ببوسه ..به طور جدی هم گفتم دوست داشتن به بوس و قربون صدقه نیست ..باید قلبا باشه ....یا حتی وقتی دستم و میگرفت تا بوسم کنه ...دور تا دور خونه میدوییدم و اجازه نمیدادم منو ببوسه ....قهر میکرد و باهام حرف نمیزد ....جواب سلامم و نمیداد ....خلاصه اینقدر تلخی میکرد که از رفتن به خونشون سخت پشیمون میشدم .......

    وقتی هم که باهم اشتی میکردیم ...روز از نو ...روزی از نو
    همین رفتار هاش باعث شده که توی فامیل کوچیک شمرده بشه ...اگه به خاطر مامانم نبود که فامیل کلا باهاش قطع رابطه میکردن
    کابوس شبانه ام شده دعواهای لفظی من و بابام
    دوست دارم عروسش باشم ..اما دیگه با قربون صدقه هاش الکی توجه بقیه رو جلب نکنه ...یه دوست داشتن عادی میخوام
    ناراحتیش برام مهم نیست ...اما ناراحتی شوهرم و مامانم خیلی برام مهمه
    راهنماییم کنید که چه رفتاری داشته باشم

    سوالی بود ..در خدمتم

    راهنماییم کنید که چه رفتاری داشته باشم ؟؟؟؟؟؟؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58356





    با نام و یاد دوست






    راهنماییم کنید که چه رفتاری داشته باشم ؟؟؟؟؟؟؟






    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473



    سلام خدمت شما خواهر گرامی و محترم
    راستش در جامعه ما سوادو بینش ارتباط اجتماعی کم به همین دلیل در این مواقع نمی دونیم چه کنیم
    مدیریت ارتباط یک خانم و آقا بیش از آن که به دست مرد باشد به دست خانم است. خب جدای از مسائل شرع طبع زن این است که در سایه شوهرش قرار گیرد و شوهر چتر حمایت از همسرش را همه جانبه بر سرش بکشد.
    در این جا شوهر شما نیز مدیریت و اقتدارش کم بوده وگرنه ابتدا با روابط غیر کلامی( حالت نگاه، حالت چهره، چگونگی رفتارها و واکنش ها) رابطه پدر را مدیریت می کرد و اگر جواب نمی گرفت از زبان شما به پدرشان می گفت که شما این نوع ارتباط را دوست ندارید و حتی مثلا به دروغ مصلحتی می گفتید که مثلا پدر هم می داند و این کار را نمی کند چون نمی خواهد من ناراحت شوم.


    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473



    بله مدیریت ارتباط با شما بوده و بهتر بود که از همان ابتدا این حس منفی خود نسبت به آن رفتار خاص را ابراز می کردید
    ابراز وجود، احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس با هم ارتباط دارند. اگر ابراز وجود پایین باشد به دلیل کمرویی و نداشتن قاطعیت( صراحت + صمیمیت+ احترام متقابل) حق مال پایمال می شود و هر چه جلوتر برویم از خودمان احساس خوبی نخواهیم داشت.
    در واقع ما مدیریت زندگی و روابط ما را به دست سرنوشت و دیگران می دهیم.
    خداوند با بیان احکام شرعی بین زن و مرد به شخصیت زن بها می دهد و کمک به احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس او می کند.
    خب چه باید کرد؟
    - به طور غیر مستقیم به ایشان بفهمانید که از این نوع رفتار ها خوشتان نمی آید با زبان بدن نوع رفتار، نوع نگاه، بعد از طریق همسرشان و بعد از طریق شوهرتان
    - فرار کردن از دست او در این گونه مواقع تدبیر خوبی نیست. یعنی ایشان نمی فهمد که کارش سبب زجر شما می شود و این نوع رفتار شما می تواند برای او نیز لذت داشته باشد بنابراین باید احساس منفی تان را نسبت به این عمل او منتقل کنید.
    - حکم خدا را شفاف برای ایشان بگویید و یا از روی کتاب احکام بخوانید
    - اگر مادر شوهرتان نسبت به مسائل زنانگی و تمکین کاهلی می کند به او آموزش های لازم را بدهید. به احتمال زیاد مادر شوهرتان تمکین مناسبی ندارند و به سر و وضع خود رسیدگی نمی کنند
    - در برابر برادران و پدر شوهرتان پوشش تان کامل باشد از لباس های تحریک کنند چسبان و تنگ و رنگ های شاد و تیز استفاده نکنید نیز آرایش و استفاده عطر در برابر آنها خود محرک است.
    - اگر به تذکرات غیر مستقیم توجه نکرد خودتان هشدار دهید و بعد مدتی از روی قهر به منزل ایشان نروید. شوهرتان باید از شما حمایت کنند.
    - اجازه ندهید حرمت ها شکسته شود و نگویید شما نظر بدی دارید بلکه بیشتر بگوییم من از این کار احساس خوبی ندارم حتی اگر پدرم باشد. دوم این که خدا و ائمه هم این کار را مناسب و اخلاقی نمی دانند.
    - شوخی ها و خنده های تان را کنترل کنید اگر دقت نکنید و در همین مواقع باشد می توانند سبب تقویت رفتار پدر شوهرتان باشد.
    - کارهایی که اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی شما را افزایش می دهد در فهرست برنامه های عملی و روزانه خود قرار دهید مثل ورزش، ابراز وجود و بیان حق و دفاع از آن، تمرکز به تجارب کوچک و بزرگ زندگی تان مثل سفرها، گرفتن مدرک تحصیلی، یادگیری مهارت های اینترنتی، و....
    - برای رسیدن به خواسته خود از خدا و ائمه مدد بگیرید و ذکر لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و ذکر لااله الا الله را زیاد تکرار کنید.
    - با افراد معنوی بیشتر رفت و آمد کنید.
    - هرچیز که محرک است را از زندگی حذف کنید مثل موسیقی لهوی، دیدن فیلم های محرک و...در برابر چیزهایی که یاد آور خدا و معاد است را در زندگی ایجاد کنید مثل قاب عکس خانه خدا و..

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۰۴/۰۹ در ساعت ۰۱:۵۰
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19648



    سلام ...یه نکته رو عنوان کنم
    به نقل از یک دوست


    خیلی ممنون از جواب های کاملتون ..کم کم داشتم نا امید میشدم
    خب کم و بیش شوهرم به ایشون تذکر میدن .....حتی گاهی بین من و پدرشون قرار میگیرن ...........که منجر به یک دعوا یا یه بحث مفصل میشه
    مدام میگه من و دوست داره ...مثل دخترشم ....چون فرزند دختر ندارن
    جدا از اینکه از بوسیدن ..احساس بدی پیدا میکنم ..........از اینکه بین شوهرم و پدرشون جدایی میافته ناراضی ام
    همچنین بعد از اینکه سر این مسائل بحث میکنیم ....هر چی دق و دلی دارن سر مامانم خالی میکنن
    مامانم خیلی برام مهم و عزیزه .........ناراحتیش ناراحتم میکنه
    وقتی هم ناراحت باشن .........کل فامیل و در و همسایه متوجه میشن
    حتی با برادر ها هم تند خویی میکنه ...........اون بیچاره ها هم تو خونه مجبورن شاهد بحث و دعوا باشن
    از یه طرف نمیخوام مامانم ناراحت بشه .........از یه طرفم از این دوست داشتنای سطحی و مسخره متنفرم
    خب موقعی که من وارد خانواده شون شدم ..سن و سالم کم بود
    یه جورایی بابام تا سه سال من و میبرد مدرسه و بر میگردوند
    قبل از ازدواجم ...از فامیل های دور محسوب میشدن و رفت و امد خانوادگی داشتیم
    با اون که میدونم .بوسیدنشون ..بدون غرضه
    اما بدم میاد
    شاید به خاطر دیدن لیست مخاطب های گوشیش باشه ..یه طوری میشه گفت ذهنیتم راجع بهشون عوض شده
    هزار بار گفتم ...بابای خودم هم اینقدر منو بوس نمیکرد .....یا میگم
    داداشم که خیلی برام عزیزه ..........و خیلی دوستش دارم .........اما بدم میاد بوسم کنه
    اما بازم بعد از هر دعوایی
    روز از نو ............
    احساس میکنم ...........رفتار هایی که انجام میدن ...در شان یه مرد 50 ساله نیست
    بیشتر به یه پسر بچه با عقل 12 ساله و چهره یه مرد 50 ساله شبیهه
    بعضی وقت ها خود دار بودنم و از دست میدم و جلوی فامیل باهاشون بحث میکنم
    خب خیلی زشته
    فامیل چه فکری میکنن
    فکر میکنن من یه عروس بدم که قدر محبت های پدر شوهرشو نمیدونه
    ادم بده ی داشتان من میشم
    میشم عروسی که پدر شوهرش میخواست گونه اشو ببوسه ....اما عروس خانوم ..با اخم ایشون و کنار زد
    جدا از همه ی این ها ........مامانم هم خسته از این بحث شده
    بعضی وقتها میگه یه بوس کسی رو نمیکشه ..بزار ببوست ...پدر شوهر محرمه ....دوست داره
    اما نمیتونم ..نمیتونم و نمیخوام ..چون هنوزم لیست مخاطباشون جلو چشممه
    اگه یه درصد محبت شون از ته دل بود ...ناراحت نمیشدم
    اما وقتی میگن ..بیا بابا رو ببوس و من میگم ..خوشم نمیاد
    ایشونم میگن جهنم برو گم شو




    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۲/۰۴/۰۹ در ساعت ۱۲:۰۳

    راهنماییم کنید که چه رفتاری داشته باشم ؟؟؟؟؟؟؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    نقاشی/سفر/حقوق
    نوشته
    1,374
    حضور
    27 روز 3 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    5770



    منم یه محرم دارم که رفتارای اینچنینی داره و من اصلا خوشم نمیاد به جنس دخترای فامیل اینقد نزدیک باشه....از بوسیدن و شوخی ها و ...خوشم نمیاد حس میکنم زیادیه و حس بد بهم دست میده!!
    یه بار بهم برخورد حسابی و بهش گفتم ...وا !!فلانی...این چه حرکتیه (با اخم و غضب) جلو همه!
    الان دیگه جرات نمیکنه بهم دست بزنه!
    ویرایش توسط یاس... : ۱۳۹۲/۰۴/۰۹ در ساعت ۱۱:۱۳
    امام سجاد (ع):
    خدایا
    اگر مرابه بهشت ببری پیامبرت شاد میشود واگر به جهنم ببری دشمنت(شیطان)شاد میشود و من بخدا قسم میدانم که تو شادی پیامبرت را بیش از شادی دشمنت دوست داری
    دعای ابو حمزه ثمالی

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    اگه یه درصد محبت شون از ته دل بود ...ناراحت نمیشدم
    اما وقتی میگن ..بیا بابا رو ببوس و من میگم ..خوشم نمیاد
    ایشونم میگن جهنم برو گم شو
    سلام
    با توجه به اینکه رابطه به این حد رسیده و تقریبا شکرآب شده به قول قدیمی ها : یکبار مرگ و یک بار شیون
    بهش هشدار بدین اگر یک بار دیگه درخواست بوسه کرد دیگه خونشون نمیرید
    و این نرفتن باشد تا وقتی که اظهار ندامت کنه
    این مورد در صورتی توصیه میشه که کاملا با همسرتون هماهنگ و هم نظر باشین وگرنه عملیش نکنید
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس... نمایش پست ها
    الان دیگه جرات نمیکنه بهم دست بزنه!
    آفرین گاهی اوقات صراحت در برخورد مشکل رو برای همیشه حل میکنه
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    سلام!
    خدمت شما عرض کنم که اینجور مواقع نمیشه هم خدا را بخواهید هم خرما را!
    اما اینجور که از نوشته های شما برداشت کردم شما هردو را میخواهید ! شما هم میخوایید این پدر شوهر این رفتار رو باهاتون نداشته باشه هم میخوایید هیچ ناراحتیی بین هیچ کدوم از اعضای خانواده و حتی بین خودتون و پدر شوهرتون بوجود نیاد!
    خب این نمیشه!
    اینجور مواقع باید ببینید کدوم مسئله براتون مهم تره و همونو اصل قرار بدید و هرچی غیر از اون پیش اومد رو به جهنم بسپارید!
    من نمیدونم اون به غیر از یک بوسه معمولی با شما چیکار میکنه که اینقدر عصبیتون کرده! اما اگر میخوایید اون این رفتارو نداشته باشه و اگر فکر میکنید از حد معمولی تجاوز کرده و به دین و حیای شما لطمه وارد کرده باید خدا رو بخوایید و اون رو بیخیال بشید و هرکی هر حرفی زد رو به باد فنا بسپرید و حیای شما و حرف خدا براتون مهم تر از همه چیز باشه و هیچ چیز رو فدای اون نکنید! مثلا حرف مردم رو فدای حرف خدا نکنید و به خاطر اینکه فامیل پشت شما بد میگه نگذارید ملائکه ی خدا پشت شما بد بگن!
    اما اگر فکر میکنید رفتار پدر شوهرتون عادی هست و شما بیش از حد حساس هستید و از عرف و حدود خدا خارج نمیشوید و این عصبی بودنتون به خاطر حساسیت خودتونه باید شما خودتون رو اصلاح کنید و تقصیر رو گردن پدر شوهر نندازید!
    در ضمن شما تا وقتی از چیزی مطمئن نشدید راجب کسی قضاوت نکنید! فقط از روی چند تا اسم مخاطب که تو گوشیه یک نفر دیدید نمیشه راجب کسی قضاوت کرد و خدا گفته به همدیگه خوشبین باشید و گمان بد در مورد هم نکنید! حتی دستور داریم که اگر 90 درصد هم از چیزی مطمئن بودیم باز هم به اون 10درصد احتمال مثبت قضیه نگاه کنیم! مثلا اگر تو لیست گوشیش شماره ی دختر ذخیره کرده شما باید به جای فکرهای منفی با خودتون فکر کنید که اینها رو برای کمک مالی ذخیره کرده یا برای یک کار خیر!
    حتی اگر صددرصد هم مطمئنید که بیرون خونه خلافی میکنه این هیچ ربطی به شما نداره و اگر رفتارش با شما عادی باشه شما حق ندارید به خاطر لیست مخاطباش رفتار غیر عادی از خودتون نشون بدید!
    به هرحال بشینید با خودتون جمع و تفریق کنید ببینید تقصیر ها از کیه و بعد راه درست رو انتخاب کنید و به عواقبش کاری نداشته باشید!
    اگر بخوایید به خاطر حرف مردم مدام خودتون و شوهرتون رو تو معذوریت قرار بدید تا اخر عمر خیلی بدبختیای دیگه غیر از این میکشید!
    یا حق!

    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    نقاشی/سفر/حقوق
    نوشته
    1,374
    حضور
    27 روز 3 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    5770



    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها
    حتی اگر صددرصد هم مطمئنید که بیرون خونه خلافی میکنه این هیچ ربطی به شما نداره و اگر رفتارش با شما عادی باشه شما حق ندارید به خاطر لیست مخاطباش رفتار غیر عادی از خودتون نشون بدید!
    وقتی بدونه خلافی میکنه و مرتب هم بخواد ایشون رو ببوسه یا در آغوش بکشه خب باید بهش حق بدین که بدش بیاد.....حس اینکه اون هم مثل دخترای بیرون خونه برای پدر شوهرشه.....منم باشم بدم میاد
    خودتون باشید چندشتون نمیشه؟
    مثل اینه که بگیم اگه میدونی طرف بادوستاش صددرصد بیرون که میره شراب میخوره به تو ربطی نداره و بازم باید رابطه عادی داشته باشی باهاش!!!به نظرم بعی وقتا اگه بفهمن ما ابله نیستیم و به خاطر رودربایستی و تعارفات سکوت نمیکنیم بهتره....
    اما مهر... بهتره شما هم نظر آقای حامد رو اجرا کنید...یابه مادرشوهرتون بگید که ایشون آروم به پدرشوهر بگن...



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    آفرین گاهی اوقات صراحت در برخورد مشکل رو برای همیشه حل میکنه
    آخه بدیش این بود که بادختر خودش اینجوری نبود(تا جایی که میدونم)و دخترش قبل از ازدواج زندگی سختی داشت...همین بیشتر مارو ناراحت میکرد
    بابامم اصلا خوشش نمیومد...فک کنین زمانی که هردو پیشم بودند....بابا و نگاه عصبانیش!فلانی و شوخیای بی مزه اش!
    ویرایش توسط یاس... : ۱۳۹۲/۰۴/۰۹ در ساعت ۱۱:۱۴
    امام سجاد (ع):
    خدایا
    اگر مرابه بهشت ببری پیامبرت شاد میشود واگر به جهنم ببری دشمنت(شیطان)شاد میشود و من بخدا قسم میدانم که تو شادی پیامبرت را بیش از شادی دشمنت دوست داری
    دعای ابو حمزه ثمالی

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی چطوري حلاليت بگيرم؟؟؟؟؟؟؟
    توسط ديوانه ي عشق حسين در انجمن آداب
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۳۱, ۰۸:۴۲
  2. عقل انسان ناقصه یا کامل؟؟؟؟؟؟؟
    توسط lili2020 در انجمن نبوت
    پاسخ: 149
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۲۸, ۱۴:۱۶
  3. 10 سوالی که خدا از تو نمیپرسد؟؟؟؟؟؟؟
    توسط hamidreza در انجمن مسائل فلسفه اخلاق
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۷/۲۸, ۱۶:۱۴
  4. من اختیار دارم؟؟؟؟؟؟؟
    توسط یاسین72 در انجمن جبر و اختیار
    پاسخ: 161
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۱/۱۸, ۲۳:۱۳
  5. گناه غیبت چند برابر میشه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
    توسط سوال در انجمن مسائل جدید کلامی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۲۰:۲۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود