صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات ائمه دوازده گانه و بطلان ادعای احمد الحسن ملعون

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260

    اثبات ائمه دوازده گانه و بطلان ادعای احمد الحسن ملعون




    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمد لله الرب العالمین و صلی الله محمد و آله الطیبین الطاهرین
    اما بعد در این اوان محنت اقتران بسیاری از فتنه های آخرالزمان بوقوع پیوست از جمله ادعاهای فریبنده شخصی به نام احمد الاسماعیل که خود را ابتدا یمانی موعود دانست بعد این احمد الاسماعیل شد احمد الحسن و ادعای فرزندی قائم را کرد و خود را اول مهدیون دانست و بعد این احمد الحسن شد امام احمد الحسن و ادعا کرد که خود او قائم آل محمد است بمانند آن محمد علی شیرازی ملعون که ابتدا ادعای بابیت و نیابت کرد و چون دید مردمانی احمق و فاسق دورش را گرفتند جرئت کرد ادعای بزرگتری کند و گفت که او خود قائم است و چون دید طرفداران ملعونش بی چون و چرا ادعایش را پذیرفتند باز جرئت کرد و ادعای نبوت کرد و از خدا نترسید و جهال را فریفت و امروز می بینیم احمد الحسن که جرئتش بیشتر شده قرار است ادعا کند که او خودش قائم است و عیسی پشت او نماز می خواند و شاهد من مطالبی است که بین آقای عبادی و یوسف الانصار در فیس بوک رد و بدل می شود که در همین موضوع است چرا که آقای عبادی روزگاری از طرفداران احمد الاسماعیل ملعون بودند ولی وقتی می فهمند که احمد الاسماعیل قرار است همان قائمی باشند که عیسی پشت سر او نماز می خواند متوجه اشتباه خود می شود و بر می گردد و سپس با آقای کهندل و انصار الله که دو دعوت کننده اصلی آن ملعون هستند این موضوع را در جریان می گذارد و می گوید چطور است که احمد الاسماعیل طبق حدیث وصیت پیغمبر باید بعد از فوت حضرت صاحب الامر خلیفه باشند ولی می بینیم که بدون فوت او همین الان و اینده خلیفه می شوند ؟ آقای کهندل در فیسبوک و انصار الله در پالتاک به او جواب می دهند که این از اسرار است و منظور از این فوت بطور استثناء مرگ نیست بلکه منظور خواب است !!! آقای عبادی که می بیند دو لیدر و دعوت کننده اصلی احمد الحسن هر دو با یک جواب سخیف قصد گمراهی مردمان را دارند از طرفداری احمد الاسماعیل ملعون دست می کشد( هنوز این مطالب از زبان خود آقای عبادی در فیس بوک قسمت گروه یمانی آل محمد وجود دارد ). و این سیاست قاشق قاشق خوراندن است که یکی از روش های بهاییان است که اگر کسی مثلا به کتاب دلایل عرفان ابوالفضل گلپایگانی ملعون نظر کند می بیند که آنها کم کم مطالبشان را بخورد طرفدارانشان می دهند و این روش شیطان است که از انحرافات کم شروع کند و سپس دامنه ی این انحرافات را بتدریج اضافه کند. حقیر در این مقالاتی که به سایت اسکدین می فرستم قصد دارم دلایل محکمی بیاورم که روشن تر از آفتاب باشند بطوری که همه آنها را ساکت کند . و این دلایل در ابتدا دلایل کلی است که هر کس هم در آینده با ادعای مشابه احمد الاسماعیل ملعون آمد برای او هم ردی باشد وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقا
    همانطوری که می دانید ما می خواهیم بر طبق اعتقاد خودشان بر آنها رد بیاوریم و آن این است که اولا ما احادیثی را که صراحتا می گویند که ائمه دوازده تاست را می آوریم دوما این احادیث را به آیات قرآن رجوع می دهیم که دیگر برای آنها بهانه ای برای نپذیرفتن نباشد چرا که خودشان معتقدند بر طبق کلام پیغمبر صلی الله علیه و آله نباید احادیثی را که مخالف قرآن است را بپذیرند و باید به احادیثی که موافق قرآن هستند عمل کنند سوما ما حل تمامی شبهات آنها را خواهیم کرد و ما ثابت خواهیم کرد که بسیاری از آن احادیث درست هستند ولی آنها منظور آن احادیث را نفهمیدند مثل اینکه حدیث وصیت که مربوط به دوازده مهدی است درست است ولی اینها جزو شیعیان محسوب می شوند واینکه یمانی می آید ولی یمانی امام یا قائم نیست و اینکه تقلید از فقهای شیعه در این دوران واجب است و بسیاری دیگر از شبهات آنها را جواب خواهیم داد .

    اما قبل از بیان دلایل باید بگویم که طبق تحقیقاتی که حقیر کردم به این نتیجه رسیدم که این ملعون تمام حرف هایش را از اخباری ها و شیخی هایی که در بصره هستند گرفته چرا که جناب سید علی موسوی که رئیس علمای شیخیه هستند و در بصره حضور دارند معتقدند که 1- اجتهاد حرام است ( کتابی در تاریخ اجتهاد از ابوالقاسم خان ابراهیمی) 2- علم رجال علمی بی سود است ( همان کتابی که در تاریخ اجتهاد است ) 3- خمس مباح است ( هفتاد مساله) 4- قرآن تحریف شده است ( هفتاد مساله ) 5- دوازده مهدی می آیند ( کتاب ارشاد العوام جلد 4 ) پس باید گفت این ملعون چیز جدیدی نگفته که طرفدارانش سر و صدا به پا کردند که او آمد و این حرف ها را برای اولین بار گفت . البته در مورد شیخیه باید گفت که طبق نظر علامه طباطبائی در کتاب شیعه در اسلام آنها فرقه ای جدا از شیعه نیستند و در پاره از مسائل نظری با بعضی ها اختلاف نظر دارند . بنده هم همین را معتقدم و معتقدم این اختلاف نظر ها که میان شیعیان هست نباید باعث عدم اتحاد آنها بشود چه این که این چیز بدیهی است که همه انسان ها نمی توانند از در مسائل نظری با هم یکی باشند مانند فلاسفه و مخالفان فلاسفه که هر دو در شیعه هم موجود هستند و اختلاف نظر دارند . خلاصه اولین دلیلی را که ما بر آنها می آوریم که نتوانند انکار کنند این است که ائمه دوازده تا هستند و بیشتر نمی شوند طبق احادیثی که موافق کتاب خدا هستند و چون این احادیث موافق کتاب خداست و احادیث انها مخالف کتاب خداست پس باید احادیث ما را بپذیرند . پس شروع می کنم به بیان این دلیل و لا حول و لا قوه الا بالله
    اولا باید گفت احادیثی که به دوازده بودن ائمه اشاره دارد شاید بیش از هزار حدیث محکم باشد که آوردن همه آنها در این مقاله امکان پذیر نیست ولی خب ما بعضی از این احادیث را خواهیم آورد که دلالت کامل دارد بر این دارد که ائمه بیش از دوازده تا نیستند
    اولین حدیثی که دلالت صریح دارد که ائمه بیشتر از دوازده نمی شود حدیث حضرت صادق علیه السلام است با این اسناد حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ حَاتِمٍ النَّوْفَلِيُّ الْمَعْرُوفُ بِالْكِرْمَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ عِيسَى الْوَشَّاءُ الْبَغْدَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ طَاهِرٍ الْقُمِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَحْرِ بْنِ سَهْلٍ الشَّيْبَانِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَارِثِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ مَنْصُورٍ الْجَوَاشِنِيِّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبُدَيْلِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبِي عَنْ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ دَخَلْتُ أَنَا وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو بَصِيرٍ وَ أَبَانُ بْنُ تَغْلِبَ عَلَى مَوْلَانَا أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِق‏
    و حضرت در مورد غیبت صحبت می کردند تا اینکه فرمودند أَمَّا غَيْبَةُ عِيسَى ع فَإِنَّ الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى اتَّفَقَتْ عَلَى أَنَّهُ قُتِلَ فَكَذَّبَهُمُ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ بِقَوْلِهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ كَذَلِكَ غَيْبَةُ الْقَائِمِ فَإِنَّ الْأُمَّةَ سَتُنْكِرُهَا لِطُولِهَا فَمِنْ قَائِلٍ يَهْذِي بِأَنَّهُ لَمْ يُولَدْ وَ قَائِلٍ يَقُولُ إِنَّهُ يَتَعَدَّى إِلَى ثَلَاثَةَ عَشَرَ وَ صَاعِداً وَ قَائِلٍ يَعْصِي اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِقَوْلِهِ إِنَّ رُوحَ الْقَائِمِ يَنْطِقُ فِي هَيْكَلِ غَيْرِه
    یعنی اما غیبت عیسی علیه السلام پس یهود و نصاری متفق شدند بر اینکه او کشته شده است پس خداوند جل ذکره آنها را تکذیب کرد بقولش " و نکشتند او را و بصلیب نکردند او را و لکن مشتبه شد بر آنها " این چنین است غیبت قائم که گروهی انکار خواهند کرد او را برای طول( غیبتش ) پس کسی هزیان گوید که او متولد نشده و گوینده ای بگوید که او تجاوز می کند به سوی سیزده و بالاتر و و گوینده ای معصیت کند خدای عزوجل را به قولش که می گوید قطعا روح قائم سخن می گوید در هیکل ( بدن) غیر او.
    عرض می کنم کسانی که معتقدند که قائم متولد نشده اهل سنت هستند و کسانی که معتقدند که قائم در هیکل غیرش سخن می گوید گروهی از متصوفه و بابیها هستند امثال ابولفضل کلپایگانی ملعون که در کتاب دلایل العرفانش بصراحت چنین چیزی را بیان می کند و کسی هم که معتقد است که امام سیزدهمی هست و او قائم است و بیشتر هم میشود همین احمد الاسماعیل ملعون است که بصراحت چنین چیزی را در کتابهایش مثل متشابهات بیان کرده. همانطوری که میبینید این پیشگویی را حضرت صادق علیه السلام کرده بودند که ما بفهمیم در دوران غیبت چه کسانی با چه گویش هایی از دین بیرون می روند و این از الطاف الهی است که چنین حدیثی را فرمودند و صراحتا اعلام کرده اند قائم سیزدهم یا امام سیزدهم نداریم .
    از جمله احادیثی که صراحتا اشاره دارد بر این که دوازده امام داریم حدیث زیر است
    (امالی صدوق ص111)
    حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْجَبَّارِ عَنْ أَبِي أَحْمَدَ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْأَزْدِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ يَا عَلِيُّ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِي يَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ عَلَى يَدَيْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَاحضرت پیغمبر فرمودند که ائمه بعد از من دوازده تا هستند اول آنها تو هستی ای علی و آخر آنها قائم است که خدای تعالی ذکره بر دستش مشرق های زمین و مغربهایش را فتح می کند .
    عرض می کنم همین طور که در حدیث می بینید صراحتا حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله خبر می دهند که ائمه دوازده تا هستند و اول آنها علی و آخر آنها قائم است . و از مثل این احادیث متجاوز از هزار حدیث داریم که بسیاری از آنها در جلد اول اصول کافی وجود دارد . اکنون می خواهیم بسراغ آیات قرآن و تفسیر آنها که اهل بیت فرمودند برویم تا بفهمیم احادیث چه کسانی مخالف قرآن و احادیث چه کسانی موافق قرآن است . و همانطور هم که می دانید که ما نمی توانیم به رای و گمان خود آیات قرآن را تفسیر کنیم پس برای تفسیر یکی از این آیات به حدیثی که در کتاب الغیبه طوسی است اشاره می کنیم و همین است معنی قول رسول خدا که قرآن و عترت از هم جدا نمی شوند و منظور این است که آن دو باهم بر ما حجت هستند و امکان دارد حدیثی باشد مخالف قرآن که نباید بپذریم و امکان دارد آیه متشابهی باشد مخالف محکمات احادیث که آن آیه قرآن را هم نباید به گمانمان تفسیر کنیم پس قرآن و احادیث به تنهایی حجت نیستند مگر اینکه همدیگر را تایید کنند و حدیث زیر گواه است که ما راستگو هستیم و این است برهان ما چنانچه خداوند فرموده قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين‏ ما هم برهانمان را آوردیم که موافق احادیث و آیات قرآن است و حرف شما هم مخالف محکمات احادیث و قرآن است چنان حدیث زیر گواه بر صدق ماست.
    ( بحار الأنوار ، ج‏24، ص: 241)
    الغيبة للشيخ الطوسي وَ رَوَى جَابِرٌ الْجُعْفِيُّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ تَأْوِيلِ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ- يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ‏ قَالَ فَتَنَفَّسَ سَيِّدِيَ الصُّعَدَاءَ ثُمَّ قَالَ يَا جَابِرُ أَمَّا السُّنَّةُ فَهِيَ جَدِّي رَسُولُ اللَّهِ ص وَ شُهُورُهَا اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فَهُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِلَيَّ وَ إِلَى ابْنِي جَعْفَرٍ وَ ابْنِهِ مُوسَى وَ ابْنِهِ عَلِيٍّ وَ ابْنِهِ مُحَمَّدٍ وَ ابْنِهِ عَلِيٍّ وَ إِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ وَ إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْهَادِي الْمَهْدِيِّ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً حُجَجُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ أُمَنَاؤُهُ عَلَى وَحْيِهِ وَ عِلْمِهِ وَ الْأَرْبَعَةُ الْحُرُمُ الَّذِينَ هُمُ الدِّينُ الْقَيِّمُ أَرْبَعَةٌ مِنْهُمْ يَخْرُجُونَ بِاسْمٍ وَاحِدٍ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ فَالْإِقْرَارُ بِهَؤُلَاءِ هُوَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِمْ أَنْفُسَكُمْ أَيْ قُولُوا بِهِمْ جَمِيعاً تَهْتَدُوا .
    روایت کرد جناب جابر جعفی که گفتند پرسیدم از حضرت صادق علیه السلام از تاویل قول خدای عز و جل که " إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ- يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ‏" حضرت نفس عمیقی کشید و سپس فرمود ای جابر اما سال جدم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است ،و ماهها كه دوازده ماه است امير المؤمنين و يكايك از امامان تا منتهى بمن مى‏شود و بعد از من پسرم جعفر و پسرش موسى و پسرش علي و پسرش محمّد و پسرش علي و منتهى به پسرش حسن و از او به پسرش محمّد هادى و مهدى دوازده امام و حجت خدا بر خلقش و امانتداران بر وحیش و علمش هستند و چهار ماه حرام كه دين قیمند آن چهار نفرى هستند كه داراى يك نام ميباشند علي امير المؤمنين و پدرم علي بن الحسين و علي بن موسى و علي بن محمّد اقرار باينها دين قیم است فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ يعنى معتقد بهمه آنها شويد هدايت مى‏يابيد.
    عرض می کنم همانطوری که می بینید نزد خداوند دوازده ائمه هست در کتاب خدا از آن روزی که آسمان و زمین خلق شده و چهار تای آنها هم نام هستند که اسمشان علی است و این دین قیم است و در احادیثی قیم بمعنی حضرت فاطمه است یعنی این دین فاطمه هست چرا که او حجت بر ائمه هست طبق احادیث پس معتقد شوید به همه آنها تا هدایت یابید و خداوند نفرموده که ائمه سیزده یا بیشتر می شوند و فرموده شهور که ائمه باشند نزد او دوازده هست و نه بیشتر و نه کمتر . پس ای طالبان حق اگر دنبال حقید این است حق و ای گمراهان اگر چشم و گوش دارید این است برهان که موافق آیه قرآن است پس دنبال احادیثی که مخالف قرآن است نروید که ظالم بر نفس خود باشید و حدیثی را بپذیرید که موافق قرآن است قرآن بدون احادیث معصومین کافی نیست و احادیث معصومین بدون تایید کلام خدا کافی نیست . حال هر حدیثی که غیر از ایه قرآن می گوید را نباید بپذیرید باید حدیث موافق کلام خدا را بپذیرید و شک و شبهه بر هیچ احدی نیست که بسیاری از احادیث جعلی یا حاصل اشتباه راوی است مثل اینکه روایت را درست حفظ نکرده یا روایت را درست در کتابش ننوشته و سهو کرده و مثل اینکه نقل به معنی کرده و شاید بعضی هایشان هم از عمد دروغ می بستند که شیعه را گیج کنند یا این که گمراه کنند و شک در تعداد ائمه آنها بیاندازند که به این گونه باعث گمراهی انها شوند پس باید برویم سراغ کتاب خداوند و احادیثی که موافق آیات قرآن است را بپذیریم و عمل کنیم و راهی غیر از این نیست در اینطور حوادث و راه ائمه هم همین بوده که وقتی یک ملعونی آمد احادیثی در تمجید ابوبکر ملعون و عمر ملعون گفت حضرت صادق با آیات قرآن بر او رد آوردند . و حال ما هم همین کار را با شما کردیم و با برهان خداوند با شما سخن گفتیم . آری از جمله احادیث دیگر که موافق کتاب خداست این است که( جامع الاخبار ص 18 ) پیغمبر فرموده الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ كُلُّهُمْ أُمَنَاءُ أَتْقِيَاءُ مَعْصُومُونَ‏. که ائمه بعد از من دوازده نفر بعدد نقباء بنی اسرائیل هستند که همه آنها امانتدار و باتقوا و معصوم هستند .
    و می دانی خداوند در قرآن فرموده َ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقيبا . که خداوند از بنی اسرائیل میثاقی گرفت و مبعوث کرد از آنها دوازده نقیب را . و همین طور است که وقتی خداوند برای بنی اسرائیل دوازده نقیب مبعوث کرد برای مسلمانان هم دوازده امام مبعوث می کند .چرا که هر سنتی در بنی اسرائیل جاری شود بر مسلمانان هم جاری می شود سُنَّةَ اللَّهِ الَّتي‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْديلا . و پیغمبر فرموده هرچه در بنی اسرائیل بوده کفش به کفش و تیر به تیر برای مسلمانان هم هست . پس به حکم این آیه قرآن و حدیثی که در تاییدش بود باید برای ما دوازده امام باشد . و اگر هم کسانی دیگر بیایند امثال مهدییون یا یمانی و سید حسنی ربطی به امامت ندارند و این مورد را نباید به آنها مربوط کرد پس طبق آیه قرآن باید دوازده تا امام داشته باشیم و این ائمه سیزده و بیشتر نمی شوند . البته باید عرض کنم اینکه مهدییون دوازده تا هستند ربطی به امامت ندارد و آن هم دلیلی دارد و همین را باید دانست که آنها هم باید دوازده تا باشند نه بیشتر و نه کمتر ولی امام نیستند چون اگر باشند مخالف آیه قرآن است و مطابق حدیث این دوازده مهدی شیعه هستند . پس با تاییدات کلام خداوندی احادیث درست و اشتباه را از هم تشخیص می دهیم و همین است که به قرآن می گویند فرقان . از جمله ایات قرآن که دلالت دارد که ائمه دوازده تا هستند آیه ای است که در حدیث زیر ذکر شده :
    ( بحار الأنوار ، ج‏24، ص: 178 )إكمال الدين الدَّقَّاقُ عَنْ حَمْزَةَ الْعَلَوِيِّ عَنِ الْفَزَارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْأَزْدِيِّ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ "وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَ"‏ مَا هَذِهِ الْكَلِمَاتُ قَالَ هِيَ الْكَلِمَاتُ الَّتِي تَلَقَّاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هُوَ أَنَّهُ قَالَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ إِلَّا تُبْتَ عَلَيَّ فَتَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ قُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا يَعْنِي عَزَّ وَ جَلَّ بِقَوْلِهِ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ يَعْنِي فَأَتَمَّهُنَّ إِلَى الْقَائِمِ ع اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْن
    : مفضل بن عمر از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه سؤال كردم از آن جناب راجع بآيه "وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ "كه كلمات در اين آيه چيست؟ فرمود: همان كلماتى است كه آدم از پروردگار خود فرا گرفت و پس از آن توبه‏اش را پذيرفت و آن چنين بود كه گفت: خدايا از تو درخواست ميكنم بحق محمّد و علي و فاطمه و حسن و حسين كه از من درگذرى خداوند توبه‏اش را پذيرفت إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.عرض كردم پس منظور خداوند كه ميفرمايد: فَأَتَمَّهُنَّ (پس آنها را بپايان رسانيد) چيست؟ فرمودند يعنى آنها را بوسيله قائم بپایان رسانید ،دوازده امام كه نه نفر از اولاد حسين هستند.
    عرض می کنم همانطور که مشاهده می کنید خداوند کلماتی به ابراهیم آموخت که پنج تن بودند و سپس این کلمات را با نه نفر از ائمه دیگر که آخرینشان قائم بود تمام کرد و بپایان رسانید و این دلالت صریح دارد که هیچ کس به مانند چهارده معصوم نیست و این مهدییون اگر واقعا امام بودند به مانند ائمه که اسمشان در آنجا ذکر می شد نه این که خداوند با اسم قائم آنها را بپایان برساند پس بعد از قائم کسی به مانند ائمه نیست و نبوده و نخواهد آمد طبق آیه قرآن .و طبق آیه قرآن شهور که ائمه باشند 12 تن هستند از روزی که آسمان و زمین خلق گشته و طبق حدیث حضرت صادق گروهی از گمراهان به قائمی که سیزدهمین امام است و بالاتر از آن معتقد می شوند و طبق حدیث پیغمبر تعداد ائمه به تعداد نقبای بنی اسرائیل است که همه اینها دلالت دارد احمد الحسن ملعون گمراه و گمراه کننده است . وقتی که فهمیدیم ائمه دوازده تا هستند سپس به سراغ احادیث متشابه آن دعوت کنندگان آن ملعون می رویم که ثابت کنیم این احادیث هم دلالت بر ادعای آنها ندارند . پس پست بعدی بنده در جواب شبهات آنهاست ان شاء الله و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین







  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260

    اول مهدیون کیست ؟




    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمد لله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین

    همانطوری که وعده داده شد قرار است در این پست به بیان اصلی ترین شبهه احمد الاسماعیل کذاب ملعون بپردازیم و آن شبهه در مورد حقیقت دوازده مهدی است که در این پست می خواهیم ثابت کنیم اولین دوازده مهدی عیسی ع است که در ادامه به اثبات آن می پردازیم اول باید عرض کنم که طبق پست قبل اثبات شد که ائمه یا امامان تنها دوازده تا هستند پس مهدیون باید کسانی غیر از ائمه باشند و باید اینها جزو شیعیان این ائمه دوازده گانه باشند و عیسی جزو شیعیان ائمه هست چنانچه ابراهیم جزو شیعیان ائمه بود و در تفسیر آیه وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لَإِبْراهيمَ
    آمده که ابراهیم از شیعه علی ع بود.اولین حدیثی که دلالت بر بودن دوازده مهدی دارد حدیث وصیت حضرت پیغمبر در شب وفاتشان میباشد و آن حدیث در زیر آمده است .

    امام صادق (ع) فرمود : رسول خدا (ص) در شبى كه وفاتش در آن بود ، به على (ع) فرمود : اى ابا الحسن ، كاغذ و دواتى بياور . و رسول الله (ص) وصيت خود را املاء فرمود ، تا این که بدين جا رسيد كه فرمود : يا على ! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى هستند . پس تو يا على اولين دوازده امام مى باشى . ... .، و چون وفات او ( امام حسن عسکری (ع) ) برسد ، آن را به پسرش محمد كه مستحفظ از آل محمد (ص) است ، تسليم كند ،
    و آنها دوازده امام هستند . سپس بعد از او دوازده مهدى مى باشند . پس خلافت را به پسرش كه اولين مهديین است ، مى سپارد . براى او سه اسم است . يك اسمش مانند اسم من ، و اسم ديگرش اسم پدر من است ، و آنها عبد الله و احمد هستند ، و نام سوم مهدى است و او اولين مومنان است.
    الغیبة الطوسي ص150 ح111 .

    عرض می کنم می بینیم در وصیت پیغمبر دوازده مهدی را امام معرفی نکردند و اگر واقعا امام بودند حضرت می فرمود بعد از من بیست و چهار امام می آیند و چون می بینیم امامان را از مهدیون تفکیک کرده با وجودی که ائمه خود مهدی هستند متوجه این امر می شویم که مهدیون امام نیستند . بنابراین هر امامی مهدی است ولی هر مهدی امام نیست . چنانچه خداوند در قرآن فرموده
    لکل قوم هاد پس اگر قرار باشد هر هدایت کننده یا مهدی قومی خود امام هم باشند پس براستی تعداد ائمه این کذاب ملعون باید به صدها امام برسد زیرا خداوند برای هر قومی از ابتدای ورود حضرت آدم تا این قوم مهدیانی قرار داده و برای امت آخر الزمان در زمان قائم هم دوازده مهدی قرار داده چنانچه خداوند در زمان حضرت موسی دوازده نقیب قرار داده است
    َ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقيباً . و این دوازده مهدی در زمان خود قائم هستند نه در زمان بعد از فوت او چنانچه در متن وصیت که همه کتب از کتاب الغیبه طوسی نقل کردند مشخص می شود که این دوازده مهدی در زمان خود حضرت قائم این وظیفه را بر دوش می گیرند و در وصیت چیزی از مرگ قائم نیامده است .
    ابتدا باید به آنها گفت که شما از بیان درست این حدیث هم عاجز بودید و دلیل حقیر که شبیه دلایل خودتان میباشد این است که قسمتی از وصیت در داخل پرانتز است و در دیگر کتب می بینیم این پرانتز نیست یا در بعضی از کتب می بینیم عبارت داخل پرانتز موجود نمی باشد. و شاهد قولم که این وصیت در پرانتز آمده احادیثی است که بین خود شما و بین برادران اسکدین که هیچ کدامتان ارتباطی با حقیر نداشته اید و آن زمان ها حقیر نبودم رد و بدل شده مثلا این اولین حدیثی است که برادران اسکدین در مورد وصیت آورده اند که از کتاب الغیبه طوسی است. فَذَلِكَ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً ثُمَّ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً (فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ) فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ لَهُ ثَلَاثَةُ أَسَامِيَ اسْمٌ كَاسْمِي وَ اسْمِ أَبِي وَ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِيُّ هُوَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِين. همینطور که مشاهده میکنید عبارت فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ در پرانتز قرار دارد همین طور این حدیث در بحار که از الغیبه طوسی نقل کردند دیگر این واژه درون پرانتز در آن موجود نیست سند از کتاب بحارالانوار، ج‏36، ص 261 ‏. و همینطور در کتاب المسترک وافی و کتاب منتخب الانوار مضیئه هم بدون فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ بود که از کتاب الغیبه نقل کرده بودند ، عرض می کنم اگر کسی به خود نسخه کتاب الغیبه که اولین جایی است که حدیث در آن نقل شده نگاهی بیاندازد یا این عبارت را در پرانتز می بیند یا اصلا نمی بیند مثلا این نسخه كتاب الغيبة للحجة، 1جلد، دار المعارف الإسلامية - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1411ق. حقیر سعی کردم تمامی نسخه های کتب الغیبه را نگاه کنم و متوجه شدم در هیچ کدام از این نسخه ها عبارت بدون پرانتز نیست و در بعضی از نسخه ها اصلا وجود ندارد و بدیهی است دیگر کتب از این کتاب الغیبه روایت می کردند پس نیازی برجوع به دیگر کتب نیست بنابراین نتیجه می گیریم شما باید اول بروند وصیت درست را بیاموزند بعد بیایند ادعای احتجاج به آنرا کنند .
    حال می رویم سراغ احادیث که ثابت شود دوازده مهدی قومی از شیعیان ائمه هستند :

    اکمال الدین و تمام النعمة ج2 ص358" عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ أَبِيكَ ع أَنَّهُ قَالَ يَكُونُ بَعْدَ الْقَائِمِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً فَقَالَ إِنَّمَا قَالَ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً وَ لَمْ يَقُلْ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً وَ لَكِنَّهُمْ قَوْمٌ مِنْ شِيعَتِنَا يَدْعُونَ النَّاسَ إِلَى مُوَالاتِنَا وَ مَعْرِفَةِ حَقِّنَا.
    ابی بصیر گوید : به امام صادق جعفر بن محمد (ع) گفتم : ای پسر رسول خدا از پدرتان امام باقر (ع) شنیدم که می فرمود : پس از قائم دوازده مهدی می باشند . امام صادق (ع) فرمود : بلکه ایشان فرمود دوازده مهدی و نگفت دوازده امام . و آنها قومی از شیعیان ما می باشند که مردم را به ولایت ما و شناساندن حق ما دعوت می کنند.

    همانطوری که میبیند حضرت صادق این دوازده مهدی را قومی از شیعیان معرفی می کنند که وظیفه آنها دعوت بسوی شناساندن و ولایت ائمه هست پس معلوم می شود مقام اینها از ائمه پایین تر است که دعوت بسوی ائمه می کنند ولی آنها شبهه می افکنند طبق حدیثی که امام حسین ع و امام حسن ع و سلمان و ابوذر جزو شیعیان امام علی ع هستند پس این ها هم شیعه هستند به آنها می گوییم که حسین و حسن مقامشان از علی پایین تر بود پس می شود شیعه علی محسوب شوند ولی امام علی ع بدلیل مقام بالاتر شیعه امام حسین ع و امام حسن ع نیست ولی شما مقام مهدی اول را بالاتر از امامان بعد از امام حسین میدانید در حالی که حضرت صادق فرمودند این شیعیان دعوت بسوی ما می کنند پس باید مقام اول مهدیون پایین تر همه ائمه از جمله امام صادق باشد که شما اعتقادتان بر عکس این است .از متن هم مشخص است که مهدیون امام نیستند
    اما مهدی اول کیست ؟
    در اینجا می خواهیم با توجه به اعترافات احمد الحسن کذاب ملعون و احادیث معصومین ثابت کنیم مهدی اول کسی جز حضرت عیسی نیست و از خوانندگان می خواهم خوب دقت کنند .
    اول از اعتراف احمد الحسن ملعون حدیثی از کتاب خودش می آورم که
    در کتاب متشابهات 4 صفحه 130 است.
    از رسول الله روایت شده :عیسی در هنگام صبح فرود می آید در حالی که بین دو لباس زرد رنگ از زعفران است ، سرش شانه شده و فرق وسط آن باز است ، و بر سرش روغن زده است ، وسیله جنگی بر دست دارد، در این حال صلیب را می شکند و خوک را می کشد و دجال را به قتل می رساند و اموال قائم را از ستمگران باز می ستاند ، درپشت عیسی اصحاب کهف قرار دارند و او وزیر قائم است و حاجب و وصی اوست و از کرامت حجت بن حسن در شرق و غرب عالم امنیت را برقرار می کند .(غایه المرام ، سید هاشم بحرانی جلد 7 ص 93)
    عربی این حدیث این است :
    حلية الابرار ٠ عن عمر بن ابرهيم الاوسي في كتابه عن رسول الله صلي الله عليه و اله قال ينزل عيسي بن مريم عليه السلام عند انفجار الصبح ما بين مهرودين و هما ثوبان اصفران من الزعفران ابيض الجسم اصهب الرأس افرق الشعر كان رأسه يقطر دهنا بيده حربة يكسر الصليب و يقتل الخنزير و يهلك الدجال و يقبض اموال القائم عليه السلام و يمشي خلفه اهل الكهف و هو وزير الايمن للقائم عليه السلام و حاجبه و نايبه و يبسط في المغرب و المشرق الامن من كرامة الحجة بن الحسن صلوات الله عليه.
    پس عیسی وزیر راست قائم است (زیرا وزیر چپ الیاس است ) و عیسی حاجب و نایب ( البته آنها ترجمه کردند وصی که اشتباه ترجمه کردند) قائم است پس اگر کسی قرار باشد مهدی اول باشد جز عیسی شایسته این مقام نیست و در ادامه این حدیث آمده عیسی در زمان قائم فوت می کند

    ...ينشر الاسلام في المشرق و المغرب و الجنوب و القبلة و ذلك الوقت سنته كالشهر و شهره كالجمعة و جمعته كاليوم و اليوم كالساعة و ( الساعة خ ) لا بقاء لها ثم تقبل ريح باردة صفراء الين من الحرير مثل المسك فيقبض الله بها روح عيسي بن مريم عليهما السلام

    پس عیسی قبل از فوت قائم فوت می کنند و این چنین مشخص می شود که مهدی اول در زمان خود قائم است و بعد از فوت قائم حضرت سید الشهدا ثار الله بره ی ذبح ذکر شده در انجیل
    و ذبح عظیم ذکر شده در قرآن رجعت می کنند( سبحان الله این احمقان می گویند که بره ی ذبح شده در انجیل همان شبیه عیسی است در حالی که شبیه عیسی بصلیب رفت و ذبح نشد و از کلمات متعفنی که از دهان نجسشان خارج می کنند که قائم همان احمد الحسن ملعون است و او همان شبیه عیسی است و به اینچنین بحلول آن روح جسم اول که بصلیب رفت یعنی احمد الحسن( و معلوم است این جسمی که به صلیب رفت و خون از آن چکید جسمی جسدانی است و توهم نیست پس باید معتقد شوند این جسم از خاک و بدون پدر و مادر ظاهری خلق شده مثل حضرت آدم ) در این جسمی که از پدر و مادر بوجود آمده معتقد می شوند و مسخره تر از این هذیان در کل تاریخ وجود نداشته مثلا هر کسی می تواند ادعا کند من آدم هستم و الان روح او در این بدن من حلول کرده سبحان الله از حماقتشان که در دو جای این روایت قرار می گیرند که درپست بالا آورده شده گوینده ای بگوید که او تجاوز می کند به سوی سیزده و بالاتر و و گوینده ای معصیت کند خدای عزوجل را به قولش که می گوید قطعا روح قائم سخن می گوید در هیکل ( بدن) غیر او . بلی الحمد لله این گروه مارق به اینها مقر هستند . خب بالاخره یا جسم اول جسمی اصلی احمد الحسن است که بدون پدر و مادر بوده یا جسم دومی که از پدر و مادر خلق شده و چون هر دو را جسم او میدانید پس باید مقر شوید روح جسم اول در جسم دوم حلول کرده که اینچنین در این حدیث قرار می گیرید( به قسمت بیست و چهار شیخ در سایتشان یا کتاب متشابهات چهار رجوع کنید می بینید شبیه عیسی را احمد الحسن ملعون میدانند )

    اما طبق حدیث اثبات کردیم که عیسی نائب و حاجب و وزیر راست قائم است پس مشخص می شود اول مهدیون اوست . چطور ایشان فرزند قائم و در احادیث دیگر فرزند امام حسین است ؟ عرض می کنم با توجه از روایات معروف حضرت پیغمبر که فرمودند من و علی دو پدر( نبی و علی در مقام نورانیت واحد هستند) این امت هستیم ثابت می شود امت نبی از نور نبی خلق شده اند این نورانیت چیزی مجازی نیست بلکه حقیقی است و اول ما خلق الله نور نبی است که شیعه و سنی به این اعتراف دارند . حال عیسی که اکنون وجود دارد جزو امت نبی محسوب می شود ( اگر چه امت نبی از آدم است حقیقتا که نبی فرموده آدم در گل و آب بود و من نبی بودم ) و امت نبی اهل حق هستند طبق حدیث پس عیسی فرزند نبی و علی است .

    حال می خواهم باثبات این موضوع با دلایل محکم قرآنی بپردازم . همه میدانیم که عیسی پدر ظاهری نداشته ولی در قرآن میبینیم که روح بصورت بشری بر مریم متمثل شد( نه این که با بدن جسمانی بیاید فقط در چشم برزخی یا خیالی مریم اینگونه متمثل شد )
    فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا و به مریم فرمود : که من رسول پروردگار تو هستم و به تو غلامی پاک عطا می کنم قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا. حال نکته مهم در این است که این روح کیست که گفته بمریم من به تو فرزندی عطا می کنم پس مشخص است این فرزند از آن روح بوده زیرا او بخشیده و اگر پادشاهی فرستاده ای را برای تو بفرستند و فرستاده عطای پادشاه مثلا انگشتری از پادشاه را به تو بدهد و بگوید که اینرا من بخشیدم به او می گویی تو چکاره هستی که از جیب خلیفه می بخشی اینرا پادشاه داده است ولی اگر پادشاه فرستاده ای را بفرستد و بگوید که انگشترت را به او بده آن فرستاده می تواند بگوید من رسول پادشاه هستم و انگشترم را به تو میدهم پس مشخص می شود که عیسی فرزند روح است و آن روح کلیه الهی است که شریف ترین روح خداست و عیسی پدر باطنی یا روحانی داشته که همین روح کلیه الهی است ولی عیسی پدر ظاهری نداشته.

    ( کتاب کشکول شیخ بهایی / مجمع البحرین ج 1 ص 11 /غیر از این حدیث حدیثی دیگر به شکل این حدیث با توضیحات بیشتر از حضرت علی به شخصی دیگر نقل شده که برای اختصار نیاوردمش در کتاب کلمات مکنونه فیض آن حدیث نقل است) يا اميرالمؤمنين اريد ان تعرّفني نفسي فقال يا كميل و ايّ الانفس تريد ان اعرّفك قلت يا مولاي و هل هي الا نفس واحدة قال عليه السلام يا كميل انما هي اربعة النامية النباتية والحسية الحيوانية والناطقة القدسية والكلية الالهية ...و الكلية الالهية لها خمس قوي بقاء في فناء و نعيم في شقاء و عز في ذل و فقر في غناء و صبر في بلاء و لها خاصيتان الرضا و التسليم و هذه التي مبدؤها من الله و اليه تعود قال الله تعالي و نفخت فيه من روحي و قال الله تعالي يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية و العقل وسط الكل

    پس مشخص شد این روح شریف که نفس کلیه الهی است (
    نفخت فیه روحی ) همان نفس مطمئنه است و همه شیعه طبق ایه قرآن و تفاسیرش معتقدند نفس مطمئنه مقام حضرت سید الشهدا است که خداوند او را که روح کلیه الهی است را اینگونه خطاب می کند
    یا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة***ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة. حال مشخص شد که عیسی فرزند روحانی حسین است و اولین فرزند حسین اسمش عبدالله است زیرا حسین ابوعبدالله است پس عیسی عبد الله است زیرا اولین فرزند حسین که در جسمانیت آمد جز عیسی کسی نبود. و همین طور می دانیم عیسی هدایت کننده است و هر هدایت کننده ای باید خود هدایت شده باشدِّ أَ فَمَنْ يَهْدي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون‏. پس مشخص شد که عیسی مهدی است ولی حالا باید برویم سراغ اسم احمد .
    اول باید عرض کنم اسامی در نزد خداوند باید دارای حقیقت باشند و خبر از مسمی بدهند مثلا ابتدا اسم شیطان جنی عزازیل بود ولی بعد از اینکه به دستور خدا برای سجده بر آدم عمل نکرد اسمش ابلیس شد پس اسم آن چیزی نیست که در شناسنامه است و می شود این اسم هم عوض شد و بی معنی باشد . ولی اسم حقیقی هر کس در حقیقت خبر دهنده از مسمی است و کلام حضرت علی در تعریف اسم معروف است که فرمودند
    ( الفصول المختارة، ص: 92) فَالاسْمُ مَا أَنْبَأَ عَنِ الْمُسَمَّى
    . پس اسم خبر از مسمی می دهد مثلا نور خبر از خورشید می دهد پس در حقیقت اسم صفتی برای موصوف است چنانچه نور صفتی برای خورشید است . عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 130سَأَلْتُهُ يَعْنِي الرِّضَا ع عَنِ الِاسْمِ مَا هُوَ فَقَالَ صِفَةٌ لِمَوْصُوف. پس اسم صفتی از برای موصوف است .

    حال باید برویم سراغ رابطه صفت و موصوف که ببنیم که آنها برای هم چگونه حالتی دارند همانطوری که میدانید نور صفت خورشید است و گواهی بر خورشید می دهد و خورشید موصوف نور است و گواهی بر نور می دهد و هر کدام از اینها نباشند آن دیگری هم نیست و حضرت علی علیه السلام فرمودند
    شَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ وَ مَوْصُوفٍ بِالاقْتِرَان‏ پس هر صفت و موصوفی بر بودن و همراهی همدیگر شهادت میدهند حال می رویم سراغ کلام عیسی در انجیل که حضرت رضا علیه السلام فرمودند وَ فِي الْإِنْجِيلِ مَكْتُوبٌ أَنَّ ابْنَ الْبَرَّةِ ذَاهِبٌ وَ الْبَارِقْلِيطَا جَاءٍ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الَّذِي يَحْفَظُ الْآصَارَ وَ يُفَسِّرُ لَكُمْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ يَشْهَدُ لِي كَمَا شَهِدْتُ لَهُ أَنَا جِئْتُكُمْ بِالْأَمْثَالِ وَ هُوَ يَأْتِيكُمْ بِالتَّأْوِيل‏( عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 167) . همینطور که میدانید وقتی شیطان در بهشت بود خدا او را عزازیل نامید ولی وقتی خارج شد اسمش ابلیس شد همینطور است از برای عیسی که اسم خود را نفرمودند و گفتند فرزند بره که خودشان باشند می روند ( و منظور از بره حضرت سید الشهدا است زیرا او ذبح عظیم است که در انجیل از ذبح شدن بره در باب مکاشفات یوحنا سخن گفته می شود ) بنابراین عیسی در ابتدا اسمی نگفتند از خودشان و موصوف را بیان کردند و گفتند ابن بره می رود و بارقلیطا می اید و این کلمه چند معنی دارد یکی معنی ظاهری اش این است که بعد از پیامبری به نام احمد می آید ومعنی باطنی دارد که در مورد خودشان است یعنی ابن بره می رود و با اسم بارقلیطا که اسم خودشان باشد می آید و برای همین در ادامه میبنیم که عیسی در مورد ابن بره وبارقلیطا فرموده یشهد لی کما شهدت له و این رابطه صفت و موصوف است یعنی ابن بره که موصوف است شهادت بر صفت که بارقلیطا می دهد و بارقلیطا که صفت است شهادت بر موصوف که ابن بره است می دهد و این رابطه صفت و موصوف است که شهادت بر بودن یکدیگر می دهند و چون اسم صفت موصوف است پس ابن بره اسمش بارقلیطا یا احمد باشد زیرا احمد صفت ابن بره است پس عیسی اسم حقیقی اش احمد است .

    برای همین در انجیل عیسی فرموده
    الخرائج و الجرائح، ج‏1، ص: 77 الْفَارِقْلِيطُ رُوحُ الْحَقِّ الَّذِي يُرْسِلُهُ بِاسْمِي هُوَ يُعَلِّمُكُمْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ. ( این نوشته را جناب قطب راوندی در استدلال بر آیات انجیل آوردند) پس خود عیسی می گوید فارقلیط روح حق است که خود عیسی است که روح الله یا روح حق است و می گوید او را خدا به اسم من می فرستد یعنی بصفت این موصوفی که میبینید می فرستد پس اسم عیسی که خودش بصراحت گفته فارقلیط یا احمد است و کلام عیسی همیشه بر مثل بوده و باید تاویلش را از طریق احادیث که سخن ائمه وصی نبی است بیان کنیم أَنَا جِئْتُكُمْ بِالْأَمْثَالِ وَ هُوَ يَأْتِيكُمْ بِالتَّأْوِيل. پس مثل عیسی مثل ابن بره است و مثل نبی مثل بارقلیط است طبق سخن عیسی پس عیسی فقط خبر از نبی بعد از خود داده و نباید نصاری کلام مسیح را تاویل کنند و باید بشکل مثل آنرا ببینند زیرا عیسی بمثل سخن می گوید ولی نبی و وصیانش تفسیر همه چیز و تاویل این سخن را باید بگویند پس تاویلش در کلام ائمه این است که ابن بره موصوف است و بارقلیطا صفت است پس بارقلیطا اسم ابن بره است. پس مشخص شد عیسی احمد و مهدی و عبدالله و فرزند باطنی حسین و قائم ( یا همه ائمه ) است و عیسی نائب و وزیر قائم و اول مهدیون است و این چنین بطلان قول کافرینی چون احمد الحسن کذاب می شود آری آنها نمی توانند با دهانشان نور خدا را خاموش کنند و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260

    دلایل شناخت امامت





    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمد لله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
    اما بعد در این پست و در پستهای آینده در مورد دلایل شناخت امامت سخن خواهیم گفت و در هر پست یک حدیث جدید در مورد اثبات ائمه دوازده گانه غیر از احادیث و ایات قرآن مربوط به دلایل شناخت امامت می نویسیم
    و لا حول و لا قوه الا بالله.


    در کتاب الإنصاف فى النص على الأئمة ص: 465 عن يونس بن ظبيان قال: دخلت على الصّادق جعفر بن محمّد عليه السّلام‏ ( حدیث طولانی بود آخرش را کپی کردم ) قال يا يونس اذا اردت العلم الصحيح فعندنا اهل البيت فانا ورثناه و اوتينا شرع الحكمة و فصل الخطاب فقلت يا ابن رسول الله و كل من كان من اهل البيت ورث كما ورثتم من كان من ولد علي و فاطمة عليهما السلام فقال ماورثه الا الائمة الاثناعشر قلت سمّهم لي يا ابن رسول الله قال اولهم علي بن ابي‌طالب و بعده الحسن و بعده الحسين و بعده علي بن الحسين و بعده محمد بن علي الباقر ثم انا و بعدي موسي ولدي و بعد موسي علي ابنه و بعد علي محمد ابنه و بعد محمد علي ابنه و بعد علي الحسن ابنه و بعد الحسن الحجة عجل الله فرجهم اصطفانا الله و طهّرنا و آتانا ما لم‌يؤت احدا من العالمين.

    حضرت صادق :فرمودند ای یونس زمانی که اراده کنی علم صحیح را پس نزد ما اهل بیت است پس من وارث شدم آن را و به ما داده شده شرع حکمت و فصل الخطاب پس گفتم ای فرزند رسول خدا و هر کس باشد از اهل بیت (مثل حضرت ابوالفضل که از اهل بیت بودند)وارث میشود مانند آنچه شما وارث شدید از فرزندان علی و فاطمه علیهما السلام ؟ حضرت فرمودند وارث نشده آن را ( علم ) جز امامان دوازده گانه (و در ادامه همینطوری که میبینید حضرت صادق اسم تک تک ائمه را آوردند ).
    همینطوری که میبینید در حدیث بالا برای وراثت علم ائمه دوازده گانه کاملا حصر دیده می شود یعنی عبارت وارث نشده علم را جز امامان دوازده گانه

    دلیل اول شناخت ائمه دوازده گانه ( تکلم به همه زبانها)

    اول از احادیث : اکنون یک حدیث را بررسی می کنیم و در آخر پست دیگر احادیث را برای اثبات تواتر آن می آورم

    الكافي، ج‏1، ص: 286 أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ بِمَ يُعْرَفُ الْإِمَامُ قَالَ فَقَالَ بِخِصَالٍ أَمَّا أَوَّلُهَا فَإِنَّهُ بِشَيْءٍ قَدْ تَقَدَّمَ مِنْ أَبِيهِ فِيهِ بِإِشَارَةٍ إِلَيْهِ لِتَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةً وَ يُسْأَلُ فَيُجِيبُ وَ إِنْ سُكِتَ عَنْهُ ابْتَدَأَ وَ يُخْبِرُ بِمَا فِي غَدٍ وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ بِكُلِّ لِسَانٍ ثُمَّ قَالَ لِي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أُعْطِيكَ عَلَامَةً قَبْلَ أَنْ تَقُومَ فَلَمْ أَلْبَثْ أَنْ دَخَلَ عَلَيْنَا رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ فَكَلَّمَهُ الْخُرَاسَانِيُّ بِالْعَرَبِيَّةِ فَأَجَابَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع بِالْفَارِسِيَّةِ فَقَالَ لَهُ الْخُرَاسَانِيُّ وَ اللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا مَنَعَنِي أَنْ أُكَلِّمَكَ بِالْخُرَاسَانِيَّةِ غَيْرُ أَنِّي ظَنَنْتُ أَنَّكَ لَا تُحْسِنُهَا فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ إِذَا كُنْتُ لَا أُحْسِنُ أُجِيبُكَ فَمَا فَضْلِي عَلَيْكَ ثُمَّ قَالَ لِي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْإِمَامَ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ كَلَامُ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ وَ لَا طَيْرٍ وَ لَا بَهِيمَةٍ وَ لَا شَيْءٍ فِيهِ الرُّوحُ فَمَنْ لَمْ يَكُنْ هَذِهِ الْخِصَالُ فِيهِ فَلَيْسَ هُوَ بِإِمَام.
    یعنی ابوبصیر از حضرت ابی الحسن موسی بن جعفر علیهم السلام می پرسند فدایت شوم به چه شناخته می شود امام ؟ فرمودند بخصالی ،اما اول آن پس قطعا او بچیزی از پدرش که در آن اشاره ای باشد مقدم شود (بر دیگران تقدم جوید )تا همان بر آنها حجتی باشد، و پرسش شود پس پاسخ گويد، و اگر پرسشى نشد او خود آغاز سخن كند، و باينكه از فردا خبر دهد و با مردم بهر زبانى سخن گوید ، سپس فرمود: اى ابا محمد تا بر نخواسته‏ اى يك نشانه آن را بتو نشان خواهم داد، ابو بصير گويد: طولى نكشيد مردى از اهل خراسان وارد شد و بزبان عربى با آن جناب سخن گفت، موسى بن جعفر عليه السّلام بفارسى پاسخش گفت، مرد خراسانى عرضكرد: بخدا منع نکرد مرا به اینکه با شما بخراسانی سخن گویم غیر از اینکه گمان كردم شما آن را نيكو نميدانى!؟ حضرت فرمود: سبحان اللَّه اگر من بخوبى نتوانم پاسخ تو را بدهم پس برترى من بر تو در چيست؟ سپس فرمود: اى ابا محمد همانا امام مخفی نمی شود بر او کلام احدی از مردم و نه پرنده ای و نه بهیمه ای و نه چیزی که در آن روح است پس هس کس نباشد در او این خصال پس او امام نیست.

    دوم از قرآن: برای اثبات درستی و یقینی بودن حدیث بالا


    عرض می کنم خداوند در قرآن در مورد حضرت پیغمبر فرموده که و ماارسلنا من رسول الا بلسان قومه یعنی نفرستادیم رسولی مگر بزبان قومش باید ببینیم حضرت پیغمبر بسوی چه کسانی فرستاده شده و خداوند در قرآن در مورد حضرت پیغمبر فرمودند وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً یعنی نفرستادیم تو را جز برای همگی مردم بشارت دهنده و ترساننده .
    پس مشخص شد نبی بر همه مردم فرستاده شده و قوم او همگی مردم زمین هستند لذا باید زبان همگی مردم را بدانند و همچنین وصی نبی هم چون جز نبوت همه ویژگیهای نبی را دارا است هم باید همه زبانهای مردم را بدانند.

    حال چرا باید وصی زبان همه بهیمه ها و پرندگان را بداند ؟؟
    عرض می کنم خداوند در قرآن فرموده :
    وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُون‏
    یعنی نیست جنبنده ای در زمین و نه پرنده ای در آسمان که پرواز می کند ببالهایش جز اینکه امتهایی امثال شما هستند و ما چیزی را در این کتاب فروگذار نکردیم سپس بسوی پروردگارشان محشور می شوند

    پس حضرت پیغمبر و وصیانش چون باید زبان هر امتی را بدانند برای همین باید زبان جنبده ای از زمین امثال هر چیزی که در آن روح است
    شَيْءٍ فِيهِ الرُّوحُ و زبان حیوانات و زبان پرندگان را بدانند و این چیزی عجیب نیست زیرا سلیمان در گذشته زبان پرندگان را میدانست و می دانیم طبق حدیث معروف نبی که سنی و شیعه قبولش دارند هر چه در بنی اسرائیل باشد کفش به کفش و تیر به تیر برای امت اسلام هم هست و سلیمان از پیغمبران بنی اسرائیل است پس پیغمبر ما و وصیانش باید زبان پرندگان را بدانند و خداوند فرموده
    وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتينا مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبين‏
    .
    همینطوری که میبینید که سلیمان بر مردم با منطق طیر احتجاج کرد و فرمودند ای مردم زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده و بر ما از هر چیزی عطا شده و این فضل آشکاری است .
    عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قِيلَ لَهُ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ يُعْرَفُ الْإِمَامُ قَالَ بِالْوَصِيَّةِ الظَّاهِرَةِ
    وَ بِالْفَضْلِ إِنَّ الْإِمَامَ لَا يَسْتَطِيعُ أَحَدٌ أَنْ يَطْعُنَ عَلَيْهِ فِي فَمٍ وَ لَا بَطْنٍ وَ لَا فَرْجٍ فَيُقَالَ كَذَّابٌ وَ يَأْكُلُ أَمْوَالَ النَّاسِ وَ مَا أَشْبَهَ هَذَا.
    عرض می کنم همینطوری که میبینی که امام یکی از دلایل شناخت امام را فضل می داند و در مورد این فضل در یک مورد فرمودند کسی نمی تواند امام را در دهان یا گویشش طعن بزند و میبینی همه شیعیان احمد الحسن را در گویشش طعن می زنند که زبان همه مردم را نمیداند و خود انصار مهدی مقرند که احمد الحسن این ویژگی ها را ندارد که پایین از سخنانشان می آورم پس معلوم است ایشان این فضل را دارا نیستند همان فضلی را که سلیمان دارا بودند و آن دانستند زبان پرندگان است.

    سوم در اثبات تواتر احادیث مربوط به تکلم امام به همه زبان ها

    احادیث دیگر بحار ، ج25، ص: 142
    معاني الأخبار عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الْبَاقِرَ ع بِمَ يُعْرَفُ الْإِمَامُ قَالَ بِخِصَالٍ أَوَّلُهَا نَصٌّ مِنَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَيْهِ وَ نَصْبُهُ عَلَماً لِلنَّاسِ حَتَّى يَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةً لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص نَصَبَ عَلِيّاً وَ عَرَّفَهُ النَّاسَ بِاسْمِهِ وَ عَيْنِهِ وَ كَذَلِكَ الْأَئِمَّةُ ع يَنْصِبُ الْأَوَّلُ الثَّانِيَ وَ أَنْ يُسْأَلَ فَيُجِيبَ وَ أَنْ يُسْكَتَ عَنْهُ فَيَبْتَدِئَ وَ يُخْبِرَ النَّاسَ بِمَا يَكُونُ فِي غَدٍ وَ
    يُكَلِّمَ النَّاسَ بِكُلِّ لِسَانٍ وَ لُغَة

    الخرائج و الجرائح، ج1، ص: 341
    قَالَ أَبُو إِسْمَاعِيلَ السِّنْدِيُ
    سَمِعْتُ بِالسِّنْدِ أَنَّ لِلَّهِ فِي الْعَرَبِ حُجَّةً فَخَرَجْتُ مِنْهَا فِي الطَّلَبِ فَدُلِلْتُ عَلَى الرِّضَا ع فَقَصَدْتُهُ فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ أَنَا لَا أُحْسِنُ مِنَ الْعَرَبِيَّةِ كَلِمَةً.
    فَسَلَّمْتُ بِالسِّنْدِيَّةِ فَرَدَّ عَلَيَّ بِلُغَتِي فَجَعَلْتُ أُكَلِّمُهُ بِالسِّنْدِيَّةِ وَ هُوَ يُجِيبُنِي بِالسِّنْدِيَّةِ فَقُلْتُ لَهُ إِنِّي سَمِعْتُ بِالسِّنْدِ أَنَّ لِلَّهِ حُجَّةً فِي الْعَرَبِ فَخَرَجْتُ فِي الطَّلَبِ فَقَالَ بِلُغَتِي نَعَمْ أَنَا هُوَ ثُمَّ قَالَ فَسَلْ عَمَّا تُرِيدُ فَسَأَلْتُهُ عَمَّا أَرَدْتُهُ فَلَمَّا أَرَدْتُ الْقِيَامَ مِنْ عِنْدِهِ قُلْتُ إِنِّي لَا أُحْسِنُ مِنَ الْعَرَبِيَّةِ شَيْئاً فَادْعُ اللَّهَ أَنْ يُلْهِمَنِيهَا لِأَتَكَلَّمَ بِهَا مَعَ أَهْلِهَا فَمَسَحَ يَدَهُ عَلَى شَفَتِي فَتَكَلَّمْتُ بِالْعَرَبِيَّةِ مِنْ وَقْتِي

    إعلام الورى بأعلام الهدى، ص: 333
    عَنِ أَبِي الصَّلْتِ الْهَرَوِيِّ قَالَ كَانَ الرِّضَا ع
    يُكَلِّمُ النَّاسَ بِلُغَاتِهِمْ وَ كَانَ وَ اللَّهِ أَفْصَحَ النَّاسِ وَ أَعْلَمَهُمْ بِكُلِّ لِسَانٍ وَ لُغَةٍ فَقُلْتُ لَهُ يَوْماً يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي لَأَعْجَبُ مِنْ مَعْرِفَتِكَ بِهَذِهِ اللُّغَاتِ عَلَى اخْتِلَافِهَا فَقَالَ يَا أَبَا الصَّلْتِ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيَتَّخِذَ حُجَّةً عَلَى قَوْمٍ وَ هُوَ لَا يَعْرِفُ لُغَاتِهِمْ أَ وَ مَا بَلَغَكَ قَوْلُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أُوتِينَا فَصْلَ الْخِطَابِ وَ مَا كَانَ فَصْلُ الْخِطَابِ إِلَّا مَعْرِفَةَ اللُّغَات

    بحار ، ج26، ص: 192
    قرب الإسناد عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ ثَلَاثُونَ مَمْلُوكاً مِنَ الْحَبَشِ وَ قَدِ اشْتَرَوْهُمْ لَهُ فَكَلَّمَ غُلَاماً مِنْهُمْ وَ كَانَ مِنَ الْحَبَشِ جَمِيلٌ فَكَلَّمَهُ بِكَلَامِهِ سَاعَةً حَتَّى أَتَى عَلَى جَمِيعِ مَا يُرِيدُ وَ أَعْطَاهُ دِرْهَماً فَقَالَ أَعْطِ أَصْحَابَكَ هَؤُلَاءِ كُلَّ غُلَامٍ مِنْهُمْ كُلَّ هِلَالٍ ثَلَاثِينَ دِرْهَماً ثُمَّ خَرَجُوا فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَقَدْ رَأَيْتُكَ تُكَلِّمُ هَذَا الْغُلَامَ بِالْحَبَشِيَّةِ فَمَا ذَا أَمَرْتَهُ قَالَ أَمَرْتُهُ أَنْ يَسْتَوْصِيَ بِأَصْحَابِهِ خَيْراً وَ يُعْطِيَهُمْ فِي كُلِّ هِلَالٍ ثَلَاثِينَ دِرْهَماً وَ ذَلِكَ أَنِّي لَمَّا نَظَرْتُ إِلَيْهِ عَلِمْتُ أَنَّهُ غُلَامٌ عَاقِلٌ مِنْ أَبْنَاءِ مَلِكِهِمْ فَأَوْصَيْتُهُ بِجَمِيعِ مَا احْتَاجَ إِلَيْهِ فَقَبِلَ وَصِيَّتِي وَ مَعَ هَذَا غُلَامٌ صِدْقٌ ثُمَّ قَالَ لَعَلَّكَ عَجِبْتَ مِنْ كَلَامِي إِيَّاهُ بِالْحَبَشِيَّةِ لَا تَعْجَبْ فَمَا خَفِيَ عَلَيْكَ مِنْ أَمْرِ الْإِمَامِ أَعْجَبُ وَ أَكْثَرُ وَ مَا هَذَا مِنَ الْإِمَامِ فِي عِلْمِهِ إِلَّا كَطَيْرٍ أَخَذَ بِمِنْقَارِهِ مِنَ الْبَحْرِ قَطْرَةً مِنْ مَاءٍ أَ فَتَرَى الَّذِي أَخَذَ بِمِنْقَارِهِ نَقَصَ مِنَ الْبَحْرِ شَيْئاً قَالَ فَإِنَّ الْإِمَامَ بِمَنْزِلَةِ الْبَحْرِ لَا يَنْفَدُ مَا عِنْدَهُ وَ عَجَائِبُهُ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ وَ الطَّيْرُ حِينَ أَخَذَ مِنَ الْبَحْرِ قَطْرَةً بِمِنْقَارِهِ لَمْ يَنْقُصْ مِنَ الْبَحْرِ شَيْئاً كَذَلِكَ الْعَالِمُ لَا يَنْقُصُهُ عِلْمُهُ شَيْئاً وَ لَا تَنْفَدُ عَجَائِبُه

    بحار الأنوار ، ج‏49، ص: 75
    إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيَّ ذَكَرَ عَنْكَ أَشْيَاءَ لَا تَقْبَلُهَا الْقُلُوبُ فَقَالَ الرِّضَا ع وَ مَا تِلْكَ قَالَ أَخْبَرَنَا عَنْكَ أَنَّكَ تَعْرِفُ كُلَّ مَا أَنْزَلَهُ اللَّهُ وَ
    أَنَّكَ تَعْرِفُ كُلَّ لِسَانٍ وَ لُغَةٍ فَقَالَ الرِّضَا ع صَدَقَ مُحَمَّدُ بْنُ الْفَضْلِ فَأَنَا أَخْبَرْتُهُ بِذَلِكَ فَهَلُمُّوا فَاسْأَلُوا قَالَ فَإِنَّا نَخْتَبِرُكَ قَبْلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ بِالْأَلْسُنِ وَ اللُّغَاتِ‏ وَ هَذَا رُومِيٌّ وَ هَذَا هِنْدِيٌّ وَ فَارِسِيٌّ وَ تُرْكِيٌّ فَأَحْضَرْنَاهُمْ فَقَالَ ع فَلْيَتَكَلَّمُوا بِمَا أَحَبُّوا أُجِبْ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِلِسَانِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَسَأَلَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مَسْأَلَةً بِلِسَانِهِ وَ لُغَتِهِ فَأَجَابَهُمْ عَمَّا سَأَلُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ لُغَاتِهِمْ فَتَحَيَّرَ النَّاسُ وَ تَعَجَّبُوا وَ أَقَرُّوا جَمِيعاً بِأَنَّهُ أَفْصَحُ مِنْهُمْ بِلُغَاتِهِمْ ثُمَّ نَظَرَ الرِّضَا ع إِلَى ابْنِ هَدَّابٍ فَقَالَ إِنْ أَنَا أَخْبَرْتُكَ أَنَّكَ سَتُبْتَلَى فِي هَذِهِ الْأَيَّامِ بِدَمِ ذِي رَحِمٍ لَكَ كُنْتَ مُصَدِّقاً لِي قَالَ لَا فَإِنَّ الْغَيْبَ لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ تَعَالَى قَالَ ع أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ يَقُولُ عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ «1» فَرَسُولُ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ مُرْتَضًى وَ نَحْنُ وَرَثَةُ ذَلِكَ الرَّسُولِ الَّذِي أَطْلَعَهُ اللَّهُ عَلَى مَا شَاءَ مِنْ غَيْبِهِ فَعَلِمْنَا مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة.

    چهارم در رد بر قول و ادعای آنها
    عرض می کنم در سایتشان پستی گذاشته اند و گفته اند

    قابل توجه آقایانی که ادعا میکنند امام مسلط به تمام زبانهای زنده دنیاست و این امر را نه بصورت معجزه و کرامت و نشانه ای الهی که در بعضی مواقع به اذن خدا و برای اتمام حجت و اثبات حقانیت بروز میکند، بلکه مسئله ای بسیار عادی و پیش پا افتاده فرض میکنند!
    وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌلِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ
    اگر رسول الله(ص) به همه زبانهای غیر از عربی مسلط بود که شبهه همچنان پا برجا بود، یعنی این شبهه بود که مفاهیم قران را (نعوذ بالله ) از عجم زبان(احتمالا اشاره به سلمان فارسی) میگرفت و به عربی ترجمه میکرد!!!
    پس نه رسول الله زبانی غیر از عربی میدانست ( مگر به اذن و قدرت خدا در مواقع خاص که حتی زبان حیوانات را هم میفهمید چون وارث سلیمان نبی است)


    عرض می کنم اولا ایشان ابدا ترجمه آیه را نمی دانند که همینطور انکار فضائل آل محمد را می کنند و آیه و ترجمه آن این است که :
    وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبين(نحل -103)
    و ما می دانیم که آنها می گویند این آیات را بشری به او می آموزد در حالی که زبان کسی که اینها را به او نسبت می دهند عجمی است و این زبان عربی مبین است.

    عرض می کنم که اولا آیه تنها مربوط به این است که آن کس که نویسنده این پست آنرا را سلمان می دانند ( اولا باید حدیث بیاورید که این شخص سلمان است نه اینکه به ظن خودتان حکم کنید شاید منظور غلام رومی باشد) او زبان عربی اشکار را بلد نیست (و معجزه قرآن یکی از آن همین فصاحت و بلاغت عربی است )و هیچ کجای ایه نیست که دلالت داشته باشد که نبی زبان عجمی را بلد نیستند و اگر هم بلد باشند هیچ اشکالی وارد نیست زیرا آن عجم نمی توانسته که بزبان عربی آشکار سخن بگوید و همین مهم است که چطور آن عجم به نبی این آیات را می آموزد؟ در حالی که این آیات در نهایت فصاحت و بلاغت عربی است که کسی توان ندارد به این گونه سخن بگوید و این عربی آشکار است. لذا می بینیم که نویسنده این پست در سایتشان به ظن خودش آیه را که ترجمه اش را هم بلد نیست در انکار فضائل نبی می آورند که واقعا جای بسی شرم است و من از طرف ایشان از خوانندگان عذر خواهی می کنم .

    وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى


    ویرایش توسط afzali.polaris : ۱۳۹۲/۰۵/۰۶ در ساعت ۱۲:۱۲ دلیل: اضافه کردن بعضی نکات

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260

    تحقیقات




    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمد لله الرب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین
    اما بعد لازم میبینم قبل از ورود به ادامه بحث دلایل شناخت امام چند عکسی راکه چند وقتی بود از طرفداران انصار پیدا کرده بودم را برای بقیه دوستان هم بفرستم
    (از دوستان می خواهم که پستی قرار ندهند و آنها را مسخره نکنند چرا که نباید شیعه بهانه ای بدست آنها بدهد فقط این حقایق را همگی مشاهده کنند و اگر خواستند منتشر کنند)
    چند وقت پیش سندی در سایت شبیه نیوز نشان داده شد و آن سند مربوط به یکی از اسناد القاعده است که در آن به ذکر پشتیبانی از یمانی یا احمد الحسن پرداخته بودند و آن سند این است:
    اثبات ائمه دوازده گانه و بطلان ادعای احمد الحسن ملعون

    طرفداران مدعی یمانی چند وقت بعد سر و صدا راه انداختند و گفتند که این سند جعلی است و دلیلشان این بود:

    برای هر تصویری پیکسلی معین است، و اگر چه تغییری در تصویر صورت گیرد، پیکسل آن نیز تغییر می یابد و روشن می شود که تصویر یا چاپ شده، یا بر روی آن نوشته شده، یا اینکه از آن بریده شده یا تصویری دیگر به آن اضافه شده است.

    ملاحظه فرمایید که شما نیز می توانید تصویر را نزدیک کنید و متوجه می شوید که در آنجا فرقی بسیار واضح و بزرگ در پیکسل بین نوشته و امضاء و بین تصویر اصلی (پس زمینه) وجود دارد.

    همانا فقهای ....(اینجا توهین کرده بودند که حذفش کردم .افضلی.پلاریس)و پیروانشان این تصویر را از کتابی که توسط (مرجع شیعی محمود حسنی صرخی) نوشته و منتشر شده است برداشته و....

    1- تصویر را 180 درجه (Rotate) وارانه کردند، جائیکه وثیقه اصلی کاملاً از چپ به راست و از راست به چپ بر عکس شد.

    2- تقریباً نوشته اصلی را پنهان ساختند، اما فراموش کردند یا در واقع خدا آنها را به فراموشی وادار ساخت تا حجتی روشن و قوی و عار و خواری برای آنها باقی بماند، تا نوشته اصلی را کاملاً و100%مخفی کنند.
    3-وثیقه جعلی خود را بالای وثیقه محمود حسنی صرخی که خدا هیچ برهانی بر آن نازل نکرده است را نوشتند.

    و این تصاویر کذب و دجل و جرأت آنها بر آل محمد (ع) را روشن می سازد، آن هم بعد از اینکه عاجز شدند دلایل امام احمد الحسن (ع) را رد کنند.

    آنچه انجام داده شد:
    1- تصویر را
    (Rotate) وارانه کردیم تا پس زمینه وثیقه اصلی محمود حسنی صرخی برگردد.
    2- در وثیقه جعلی و ساختگی بعضی از رنگها تغییر داده شد تا جعل و دجل آنها روشن شود.
    اثبات ائمه دوازده گانه و بطلان ادعای احمد الحسن ملعون


    اثبات ائمه دوازده گانه و بطلان ادعای احمد الحسن ملعون

    اینها تصاویری بود که نشان میداد در پست این سند یک نوشته دیگر هم موجود است و آن نوشته نامه سید صرخی یعنی دشمن آیت الله سیستانی است کسی که تقریبا تمامی علمای شیعه او را قبول ندارند و همه او را یک فتنه گر میدانند . و پشت این سند یک حقیقت دیگر را هم نشان میدهد که در ادامه توضیح میدهیم . متن خود نامه سید صرخی به این چنین است:
    اثبات ائمه دوازده گانه و بطلان ادعای احمد الحسن ملعون


    مدعیان یمانی ادعا کرده بودند که چون تصویر تغییر پیکسلی یا ناهمگونی پیکسلی نسبت به پیش زمینه دارد جعلی است و می گفتند که وثیقه اصلی همین نامه سید صرخی است و شیعیان آمده اند وثیقه سید صرخی را وارونه کردند و شفافیتش را کم کردند و این سند را روی آن جعل کردند !!!!! ولی بعد با مطالب زیر که بنده نوشته بودمشان مواجه شدند که عاجز از جواب شدند و بحث را عوض کردند.

    عرض می کنم برادر عزیزم آیا تا حالا از چیزی اسکن پیشرفته گرفتید با اسکنر ؟ من اسکنرم epson است و هر چیزی که با آن اسکن می گیرم همه نوشته ها را همینطور با تغییر پیکسلی نشان می دهد که برای نمونه دو تصویر را از صفحه کتابی که از آن اسکن گرفتم برایتان می فرستم که وقتی تصویر را نزدیک کنید دقیقا همین چیزی که در این سند می بینید اتفاق می افتد آنجا هم اتفاق افتاده لذا این دلیل جعل شما بی اساس است .

    برادر عزیزم عرض می کنم این تصویر وثیقه سید محمود صرخی دقیقا در پشت برگه قرار داشته برای همین وارونه دیده می شود وگرنه مگر اینها دیوانه هستند که تصویر سند را بر روی وثیقه سید محمود صرخی قرار بدهند و 180 درجه هم تصویر را تغییر درجه بدهند؟ خب روی یک برگه سفید جعل می کردند اینکه کاری ندارد برادر عزیزم لذا با عکسی که در زیر قرار دادم این دلیل شما را هم رد می کنم و ثابت می شود این تهمت جعلی که به فقهای شیعه زدید کاملا بی اساس است ، اتفاقا از تصویر وارونه شده پشتی این کاغذ خیلی چیزها مشخص می شود چون بالای آن نوشته شده وثائق و اگر هم کسی بخواهد چیزی را جعل کند و نخواهد آنرا مردم ببینند چرا باید چنین جمله ای یعنی وثائق را بالای آن متن بنویسد پس مشخص می شود یک وثیقه در کار نبوده بلکه وثائقی در کار بوده پس سخن شما که تنها آن وثیقه را اصل می دانید باطل است زیرا این سند هم وثیقه ی دیگری است غیر آن وثیقه که اتفاقا هر دو سند حق هستند.
    اثبات ائمه دوازده گانه و بطلان ادعای احمد الحسن ملعون

    اثبات ائمه دوازده گانه و بطلان ادعای احمد الحسن ملعون

    صفحه 59 و هم صفحه 60 مشخص است و در تصویر بعد تصویر پشت صحفه 60 و صفحه 59 مشخص است و خط تصاویر پشتی هم وارونه است و
    همینطور اگر تصویر را بزرگ کنید متوجه همان تغییر پیکسلی که در سند هست در اینجا هم می شوید ( لذا قبل از ایراد گرفتن بهتر بود که چند تصویر را اسکن رنگی پیشرفته می کردید بعد ای برادر گلم ایراد می گرفتید اگر چه خودتان هم ایراد نگرفته بودید بلکه دیگران در سایت عربی ایراد گرفته بودند و جای شما فکر کرده بودند و شما ای برادر خوبم خودتان باید تحقیق می کردید و چنین چیزی را بیان می کردید ) لذا تهمت جعل شما کاملا بی اساس است و اتفاقا حالا مشخص می شود بین محمود صرخی و این سند ارتباطاتی است و این ارتباط مربوط به تنها کسی است که ادعای یمانی بودن در عراق می کند با توجه سند ((حرکه الیمانی فی العراق)) یعنی جناب احمد الحسن.
    برادر عزیزم از این سند واقعا مشخص است که جعلی نیست نمی دانم چرا شما می خواهید بر روی خورشید گل بمالید . خلاصه عرض کردم دلایلتان گمانی بود و ثابت کردم که این دلایل شما همگی مردود هستند . لذا دوباره برای شما و دیگر دوستان و خودم طلب هدایت الهی در همه اوقات می کنم و همیشه من و شما و ائمه در نمازهایمان و نمازهایشان حتی با اینکه هدایت شده بودند طلب هدایت به راه مستقیم می کردند اهدنا الصراط المستقیم.


    لذا برای اینکه دوباره بهانه ای نسازید تصویر بزرگ شده را هم برایتان می فرستم باشد که متوجه تغییر پیکسلی نوشته های روی صفحه بشوید
    اثبات ائمه دوازده گانه و بطلان ادعای احمد الحسن ملعون

    همانطور که می بینید جمله پناهتان در راهست دارای تغییر پیکسلی است ولی تصویر پس زمینه که مربوط به پشت صفحه است تغییر پیکسلی ندارد ، و دارای شفافیت کمتر و همینطور وارونه است پس ثابت می شود دلایل شما کاملا بی اساس است
    در ادامه باز توضیحاتی بیشتر به آنها دادم و گفتم :

    در مورد اینکه این وثیقه ها چرا پشت و رو هست دلیلش این است که بالای وثیقه سید صرخی نوشته وثائق و این خبر می دهد یک وثیقه در کار نبوده پس معلوم می شود آن طرف برگه و یا شاید در برگه های دیگر وثائقی موجود است ولی دو تا بودن آن قطعی است زیرا وثائق جمع است، اعتقاد حقیر این است که این دو وثیقه به هم مربوط می باشند و همینطور که میبینید در وثیقه ای که از خود سید محمود صرخی اعلام شده بود عبارت وثائق در بالا نبود پس معلوم می شود اینها دقیقا یکی نیستند و در همین عبارت وثائق مختلف هستند با اینکه هر دوی اینها چاپ کامپیوتری هستند پس معلوم می شود کسی وثیقه سید محمود صرخی را از قبل با عنوان وثائق در بالا داشته در یک نسخه دیجیتالی داشته و آنرا چاپ کرده است و در پشت همین وثیقه یک وثیقه دیگر مربوط به همین وثیقه چاپ می شود و امضاها و مهرهایی بر روی آن می شود . دلیل دیگری که اینها به هم مربوط هستند سخنان سید محمود صرخی است که دارد از یک حادثه ای سخن می گوید که در سال 2004 بوده یعنی قبل از سال 2007 پس معلوم می شود یک جنگهایی قبل از این جریان مربوط به سخنان سید صرخی در وثیقه اش بوده. اما بنده عرض کردم دلایلی که شما برای تحریف آوردید دلایل درستی نیست و من خودم با یک اسکن ساده این را به همه اثبات کردم ، ...... (در ادامه گفتم ). اما برادر عزیزم کسی که این را اسکن کرده البته مشخص است اسکنرش حرفه ای نبوده ببینید یک اسکنر حرفه ای و دقیق نور را بطور یکسان در همه جا پخش می کند در حالی که میبینیم در همین تصویر پایین سمت راست و کل قسمت کمی از سمت چپش نور کمتری دارد که مشخص است اسکنرش غیر حرفه ای بوده . لذا باز تهمت جعل به کسی که اسکنر حرفه ای هم در اختیار نداشته بسی عجیب است بالاخره این متن اسکن شده و عمده جعل ها از طریق اسکنر است که مثلا حروفی کاغذی را جدا می کنند و بر کاغذ می چساپانند و بعد از روی آن اسکن می گیرند که ابدا مشخص نمی شود که طرف جعل کرده . البته بسیار واضح است که این وثیقه ی سید صرخی دقیقا بر پشت این سند است زیرا تصویر وارونه 180 درجه ای شده و همینطور این نوشته های کمرنگ بعضی هاشون دقیقا در پشت نوشته های سند قرار دارند که قرار دادن یک متن جعلی به این شکل و آنهم بدون هیچ دلیلی هم کار غیر ممکن و هم کار عجیبی است که چرا اینقدر وقت بیهوده صرف کرده که از این چیزی که فرضا اگر جعل کرده باشد به او احتجاج هم بشود و با این دلیل آنرا رد کنند پس یک جاعل اینقدر احمق نیست که سندی را به این شکل جعل کند بلکه برای جعلش تنها کافی بود روی یک برگه آچار بدون نوشته چنین چیزهایی را جعل کند که خلاصه خیلی واضح است و نیاز به توضیح بیشتری نیست و دلیلش تنها این است که وثیقه سید صرخی بر پشت آن بوده.
    و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین



    ویرایش توسط afzali.polaris : ۱۳۹۲/۰۵/۰۶ در ساعت ۱۸:۳۲

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    336
    حضور
    10 روز 14 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    459



    عرض شود تمامی این مباحث با اقای افضلی در سایت مهدییون انجام شده است و جوابهای انصار به مطالب و شبهات ایشان در انجا موجود است.

    در مورد ائمه و مهدیین و مصداق مهدیین
    http://www.mahdyeen.org/showthread.php?t=21972

    در مورد وثیقه
    http://www.mahdyeen.org/showthread.php?t=22777

    الحمد لله رب العالمین

  11. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260



    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمد لله در آنجا هم بطور کلی رسوا شدید و در آخر هم نگذاشتید جوابتون رو بدم و حذفم کردید با اینکه بنده تنها توهینهای خودتون رو بخودتون بر گردوندم پس معلومه شما خیلی خیلی بی تربیت هستین چون من تنها اندکی از توهین های شما را بخودتون بر گردوندم آیا من فحش روباه دادم یا خانم یا عبد صالح ایا هر چه من گفتم شما قبل از آن همانرا نگفته بودید ؟ چه کسی ابتدا تهمت ابوحنیفه را به من زد و رسوا شد ؟ بلی آقای انصار الله که ثابت شد خودش مثل ابوحنیفه است به مانند شما که تنها قیاس بلدید بکنید ، مثل اینکه بنگ را با مواد مخدر قیاس کردید که نباید قیاس شوند ،من کی گفتم مرفین و بقیه مواد مخدر حرام هستند؟ من گفتم طبق حدیث پیغمبر بنگ حرام است و در حرام شفا و دوا نیست . ایا چه کسی واقعا عین ابوحنیفه قیاس احکام می کند ؟
    ایا ندیدی که امام فقاع را در نوشیدنی هایی قرار داد که زیاد خوردنش عقل را زایل نمی کند . خواهشا برو یکبار دیگه اون حدیث را بخوان بعد قیاس کن . امام فرمودند نوشیدنی هایی که زیاد خوردنش عقل را تغییر نمی دهند حلال هستند به( سوای) استثنای فقاع که دلیل حرام بودنش چیز دیگری است. این یعنی چه ؟؟؟
    چرا جرات نکردی پست بیست و چهار شیخ را بیاوری که دو هفته است جوابی به ان آقای انصار الله نداده ؟ آیا این جز نشانه شکست است ؟
    http://www.mahdyeen.org/showthread.php?t=9197&p=63397#post63397

    شما که فقط بلد بودید طفره بروید اگر جوابی دارید بهمین دلیل آخر دلایل شناخت امام که آوردم جواب بده . چطور منکری که امام به همه زبانها تکلم نمی کنند ولی احادیث و ایات قرآن چیز دیگری می گویند .
    بسم الله بفرما همینجا اینو جواب بده . اونجا که همش طفره می رفتی .
    فقط بحثو عوض نکن و بهمین فقط جواب بده اگر قادر هستی که نیستی .
    یادت باشه وقتی جوابی به این سوال ندی و فرار کنی معنیش تنها شکست و بطلان باطلتون هست.
    قابل توجه همه دوستان که جملات زیر که نمی گویم احمقانه یا عاقلانه است از ایشان است که در بالا آوردمشون
    قابل توجه آقایانی که ادعا میکنند امام مسلط به تمام زبانهای زنده دنیاست و این امر را نه بصورت معجزه و کرامت و نشانه ای الهی که در بعضی مواقع به اذن خدا و برای اتمام حجت و اثبات حقانیت بروز میکند، بلکه مسئله ای بسیار عادی و پیش پا افتاده فرض میکنند!
    وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌلِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ
    اگر رسول الله(ص) به همه زبانهای غیر از عربی مسلط بود که شبهه همچنان پا برجا بود، یعنی این شبهه بود که مفاهیم قران را (نعوذ بالله ) از عجم زبان(احتمالا اشاره به سلمان فارسی) میگرفت و به عربی ترجمه میکرد!!!
    پس نه رسول الله زبانی غیر از عربی میدانست ( مگر به اذن و قدرت خدا در مواقع خاص که حتی زبان حیوانات را هم میفهمید چون وارث سلیمان نبی است)
    حال که جواب این سخنانت را دادم و در آنجا هیچ جوابی به سخنانم را ندادی معنی اش چیست ؟
    خیلی از بچه ها فیلتر شکن ندارند اگر واقعا فکر می کنی حقی نشان بده ببینیم که حقیقت حرفهایت چیست
    حضرت پیغمبر فرموده برای هر حقی حقیقتی است و برای هر درستی نوری است و جملات شما چیزی جز ظلمت در مقابل ان احادیث و آیات نورانی نیست و ما هنوز آنقدر احمق نشدیم که از پیروی ثقلین دست بکشیم و پیرو تحریفات و دروغها و تفسیر بظن های شما شویم. قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین
    و صلی الله علی محمد و اله الطیبین الطاهرین

    ویرایش توسط afzali.polaris : ۱۳۹۲/۰۵/۰۶ در ساعت ۲۰:۵۲

  12. صلوات

    ask

  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    336
    حضور
    10 روز 14 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    459



    و اما بحول و قوه الهی به شبهات جناب افضلی پاسخهایی کوتاه و منطقی ارائه خواهم کرد انشا الله
    چون ایشان بسیار طولانی مینویسند پس فقط بخش کوچکی از کامنت ایشان را نقل قول خواهم کرد که منظور و مفهوم اصلی شبهات ایشان را میرساند!

    اولین حدیثی که دلالت صریح دارد که ائمه بیشتر از دوازده نمی شود حدیث حضرت صادق علیه السلام است
    ما هم نمیگوییم ائمه(ع) بیش از 12 نفرند ولی طبق وصیت رسول الله(ص) اوصیا بعد از رسول الله(ص) 24 نفرند که 12 نفر از انها ائمه(ع) و 12 نفر بعدی مهدیین(ع) هستند و مهدیین(ع) وارثین علم و عصمت رسول الله(ص) و حجت الهی و خلیفه الله بعد از امام مهدی(عج) هستند.
    و از احادیث متواتر 12 امام(ع)، حکم حصر وصایت در این 12 نفر استخراج نمیشود همانطوری که از احادیث زیر حصر وصایت در امیر المومنین(ع) استخراج نمیشود!

    قال رسول الله :
    (يا علي ما سألت ربّي شيئاً إلاّ سألت لك مثله غير أنّه قال : لا نبوّة بعدك أنت خاتم النبيين وعلي خاتم الوصيين )

    روى أيضاً ابن أبي الحديد في «شرح نهج البلاغة» عن حكيم بن جبير أنّه قالَ :
    خَطَبَ عَلِيّ عَلَيهِ السّلامُ فَقَالَ فِي أثناءِ خُطبَتِهِ :
    أَنَا عَبْدُاللَهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ لَايَقُولُهَا أَحَدٌ قَبْلِي وَلَا بَعْدِي إلّا كَذّابٌ . وَرِثتُ نَبِيّ الرّحْمَةِ وَ نَكَحْتُ سَيّدَةَ نِساءِ هَذِهِ الأُمّةِ ، وَ أنا خاتَمُ الْوَصِيّينَ


    و توضیحات بیشتر در مورد ائمه و مهدیین و جایگاه انها در پست زیر داده شده است:

    http://www.askdin.com/thread27644-9.html#post354489

    إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ
    البته لازم بتوضیح است که نص این ایه در در جه نخست مربوط به ماههای سال است و غیر معتبر بودن ماههای تقویم یهودیان برای مسلمانان است چون در تقویم یهودیان سالهای کبیسه 13 ماه است .

    و در مراحل بعد اهمیت عدد 12 در باطن آیه قرار دارد که به تعداد نقبا بنی اسرائیل، تعداد ائمه(ع)، تعداد مهدیین(ع) نیز اشاره دارد .

    عرض می کنم می بینیم در وصیت پیغمبر دوازده مهدی را امام معرفی نکردند و اگر واقعا امام بودند حضرت می فرمود بعد از من بیست و چهار امام می آیند و چون می بینیم امامان را از مهدیون تفکیک کرده با وجودی که ائمه خود مهدی هستند متوجه این امر می شویم که مهدیون امام نیستند .
    حضرت رسول الله(ص) جانشینان بعد از خود را معرفی فرموده است

    همانا امری که امام مهدی علیه السلام تسلیم فرزندش می کند منصب خلیفه الهی عامه در زمین می باشد، و چیزی که بر این امر دلالت دارد واحد بودن سیاق و توالی این عبارت (فلیسلمها)، می باشد، در حالی که این عبارت برای تسلیم امامت و خلافت عامه و وصایت یکی بر دیگری می باشد، پس تسلیم امامت و خلافت و وصایت امام مهدی علیه السلام به فرزندش می باشد. زیرا چیزی امام علی علیه السلام به امام حسن و امام حسن به امام حسین علیهم السلام و... امام حسن عسکری علیه السلام به فرزندش امام مهدی علیه السلام تسلیم می کنند عین آن امام مهدی علیه السلام نیز به فرزندش تسلیم می کند. زیرا که سیاق این عبارت (فلیسلمها) در روایت برای همه امامان یکی است.

    و اما در خصوص روایت امام صادق علیه السلام که می گوید آنها قومی از شیعیان هستند، همانا دلالت بر این دارد که مقام مهدیین کمتر از مقام ائمه می باشد، همانگونه که مقام امامان از مقام انبیاء به غیر از رسول خدا ص بالاتر است، زیرا که هیچ کسی به مقام رسول خدا ص نرسید و نخواهند رسید.


    بلکه روایت شده که امامان حسن و حسین علیهم السلام از شیعیان امام علی ع بودند و در جواب امام رضا ع برای کسانی که زعم می کنند از شیعیان امام علی ع هستند فرمود:... و اثبات شده همانا که حسن و حسین و ابوذر و سلمان و مقداد و عمار و محمد بن ابی بکر از شیعیان امام علی ع هستند، کسانی که هیچ گونه مخالفتی با دستورات امام نداشتند.
    و به همین دلیل مهدییون علیهم السلام از شیعه امامان تلقی می شوند ولی انها خلیفه و حجت خدا و وارثان علم و عصمت رسول الله(ص) هستند و
    مقام مهدییون(ع) نیز از مقام انبیاء به غیر از حضرت محمد ص بالاتر است

    سپس روایتها به مهدیین علیهم السلام فرمانروایی عامه بعد از امام مهدی عج را دادند، و آنها را به قائمان و امامان خطاب کردند، برای مثال:

    امام صادق علیه السلام در یکی از ادعیه های مشهور فرمود: اللهم كن لوليك القائم بأمرك ، محمد بن الحسن المهدی عليه وعلى آبائه أفضل الصلاة والسلام ، فی هذه الساعة وفی كل ساعة ، وليا وحافظا وقائدا و ناصرا ودليلا ومؤيدا ، حتى تسكنه أرضك طوعا وتمتعه فيها طولا وعرضا ، و تجعله وذريته من الأئمة الوارثين . بحار الأنوار جـ 49 : ص 349

    و این دوازده مهدی در زمان خود قائم هستند نه در زمان بعد از فوت او چنانچه در متن وصیت که همه کتب از کتاب الغیبه طوسی نقل کردند مشخص می شود که این دوازده مهدی در زمان خود حضرت قائم این وظیفه را بر دوش می گیرند و در وصیت چیزی از مرگ قائم نیامده است .
    این ادعا خلاف نص صریح وصیت است که میفرماید .....و ليسلمها الحسن ع إلى ابنه م‏ح‏م‏د المستحفظ من آل محمد ص فذلك اثنا عشر إماما . ثم يكون من بعده اثنا عشر مهديا

    یعنی طبق نص صریح وصیت امر مهدیین(ع) پس از 12 امام است و طبق وصیت امام مهدی(عج) امر را به فرزندش(احمد) میسپارد نه به دیگر مهدیین
    و اینکه امام مهدی(ع) قبل از وفات امر را به فرزندش میسپارد نیز اتفاقا نکته ای است که با بسیاری از احادیث از جمله حدیث یمانی(ع) مطابقت دارد که یمانی دعوت کننده اصلی به امر امام مهدی(عج) میباشد و برای امر امام مهدی(عج) بر علیه سفیانی خروج(قیام) میکند.

    عن أمير المؤمنين عليه السلام قال : فانظروا أهل بيت نبيكم ، فإن لبدوا فالبدوا ، وإن استنصروكم فانصروهم ، فليفرجن الله الفتنة برجل منا أهل البيت ، بأبي ابن خيرة الاماء لا يعطيهم إلا السيف هرجا هرجا ، موضوعا على عاتقه ثمانية أشهر ، حتى تقول قريش : لو كان هذا من ولد فاطمة لرحمنا ، يغريه الله ببني أمية حتى يجعلهم حطاما ورفاتا ، مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا * سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا
    امیر المومنین (ع) فرمود : پس نظر کنید به اهل بیت پیامبرتان . اگر سکوت کردند ، سکوت کنید . و اگر از شما یاری خواستند ، آنها را یاری کنید . پس خداوند فتنه ها را توسط مردی از ما اهل بیت از میان می برد . پدرم فدای فرزند بهترین کنیزان . کسی که به آنها جز شمشیر بی ملاحظه ندهد . که به مدت هشت ماه شمشیر بر دوشش است . تا جایی که قریش گویند : اگر از فرزندان فاطمه بود به ما رحم می کرد . خداوند او را بر بنی امیه مسلط می کند تا این که آنها را دگرگون و نابود سازد . آنها ملعون هستند هر کجا یافت شوند ، گرفته و به سختی کشته خواهند شد * سنت خداوند است که در پیشینیان نیز بوده است و هرگز در سنت خداوند تبدیل و تغییر نخواهی یافت
    بحار الانوار ج 51 ص 121 . منتخب الاثر ص 238 . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ج 7 ص 58 . ينابيع المودة ص 498 باب 96

    طبق این آیه و تفسیر امام علی (ع) متوجه می شویم آن کسی که فتنه ها را از بین می برد و بنی امیه را نابود می سازد و خداوند او را بر آنها مسلط می کند ، کسی است که شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می کند

    و با توجه به حدیث بعدی متوجه می شویم که این شخص امام محمد بن الحسن (ع) نیستند . بلکه فرزند امام مهدی (ع) هستند که قبل از امام مهدی (ع) قیام می کنند

    عن الامام علی عليه السلام قال : ... ويخرج قبله (المهدی) رجل من أهل بيته بأهل المشرق ، يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر ، يقتل ويمثل
    امام علی (ع) فرمود : ... و مردی قبل از او (مهدی) از فرزندانش به اهل مشرق خروج می کند . او شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می کند . او می کشد و مُثله می کند
    الملاحم ابن طاووس ص 66 باب 133 . الفتن ابن حماد ص 96 . عقد الدرر ص 129 . جمع الجوامع ج 2 ص 103 . برهان المتقي ص 103 . كنز العمال ج 14 ص 589

    پس برایمان روشن شد که این شخص ، فرزند امام مهدی (ع) است که قبل از ایشان (ع) قیام کرده و به مدت هشت ماه شمشیر را بر دوششان حمل می کنند

    عن الاصبغ بن نباتة، قال: أتيت أمير المؤمنين عليه السلام فوجدته ينكت في الارض، فقلت له: يا أمير المؤمنين ما لي أراك مفكرا تنكت في الارض ؟ أرغبة منك فيها ؟. قال: لا والله ما رغبت فيها ولا في الدنيا قط، ولكني تفكرت في مولود يكون من ظهر الحادي عشر من ولدي هو المهدي الذي يملاها عدلا وقسطا كما ملئت ظلما وجورا، يكون له حيرة وغيبة تضل فيها أقوام ويهتدي فيها آخرون.قلت: یا مولای فکم تکون الحیرة و الغیبة؟ قال: ستة أیامٍ أو ستة أشهر أو ست سنین.
    اصبغ بن نباته گوید: خدمت امیرالمؤمنین(ع) رسیدم: دیدم که ایشان در حال فکر کردن بوده، چوبی در دست گرفته و به زمین می زند، به ایشان عرض کردم: ای امیرمؤمنان! چه شده است که به این صورت فکر می کنید و سر چوب را به زمین می زنید؟ این عمل شما از روی رغبت شما به زمین است؟ حضرت فرمودند: خیر، به خدا قسم که هیچ وقت رغبتی به زمین و دنیا نداشته ام ، لکن در مورد مولودی فکر می کنم که از نسل فرزند یازدهم از فرزندانم می باشد، او همان مهدی است که زمین را پر از عدل و داد می کند چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. حیرت و غیبتی برای او پیش می آید که در آن بعضی از اقوام گمراه و بعضی دیگر هدایت می شوند. عرض کردم: یا امیر المؤمنین! حیرت و غیبت چه مدتی خواهد بود؟ حضرت فرمودند: شش روز یا شش ماه یا شش سال. الکافی ج 1 ص 338 باب فی الغیبة ح 7.

    منظور از مهدی در این حدیث مهدی اول(ع) است که از نسل فرزند یازدهم از فرزندان علی(ع) می باشد
    فرزند یازدهم علی(ع) میشود امام مهدی(عج) و فرزند او میشود یمانی(مهدی اول)


    مفضل بن عمر گويد: شنيدم امام صادق(ع) فرمود: براي صاحب اين امر دو غيبت است. يكي از آنها طولاني شود تا بعضي از آنها بگويند مرده است و بعضي گويند كشته شده است و بعضي ديگر بگويند رفته و بازگشتي ندارد. از موضع و مكان ايشان اطلاعي ندارد چه از فرزندانش و چه ديگران مگر آن مولي كه امر او را بر عهده مي‌‌گيرد. الغيبة - الطوسي ص 161 . الغيبة – النعماني ص 171 . بحار الأنوار ج 52 ص 152 . إثبات الهداة ج 3 ص 500، الغيبه الكبرى ج1 ص 55
    یعنی امام صادق(ع) میفرمایند که امام مهدی(عج) در زمان غیبتشان،
    فرزندانی دارند که این فرزندان از مکان پدرشان اطلاعی ندارند مگر یکنفر که امر امام را برعهده میگیرد.

    عن سلمان عن رسول الله (ص): ... ثم ضرب بیده على الحسین علیه السلام فقال: یا سلمان، مهدی أمتي الذی یملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلما من ولد هذا، إمام ابن إمام، عالم بن عالم، وصی بن وصی، أبوه الذي یلیه إمام وصي عالم، قال: قلت: یا نبی الله، المهدي أفضل أم أبوه؟ قال: أبوه أفضل منه
    سلمان از رسول خدا (ص) نقل می كند: ایشان با دستش به حسین (ع) زد و فرمود: یا سلمان، مهدی امتم كه دنیا را پر از عدل و داد می كند در حالی كه پر از ظلم و ستم شده است از فرزندان این است . امام فرزند امام، عالم فرزند عالم و وصی فرزند وصی است . پدرش كسی است كه او را امام، وصی و عالم می گرداند. سلمان گوید: گفتم: ای پیامبر خدا، مهدی افضل (برتر) است یا پدرش ؟ فرمود: پدرش از او افضل (برتر) است . كتاب سلیم بن قیس ص 430
    در این حدیث نیز برای ما روشن می شود كه از القاب شخصی كه قبل از امام مهدی (ع) می آید، مهدی نیز می باشد . و نكته ی جالبی كه در این حدیث برای ما روشن می شود این است كه امام مهدی (ع) ایشان را امام و وصی و عالم می گرداند.
    شاید برخی گمان كنند كه این حدیث مربوط به امام مهدی محمد بن الحسن (ع) است. اما آن چه از خود این حدیث روشن است، این است كه پدر مهدی (ع) در این حدیث، افضل و برتر از او می باشد . در حالی كه طبق كلام اهل بیت (ع) امام محمد بن الحسن (ع)، در بین امامان از فرزندان امام حسین (ع)، یعنی بعد از آل كساء، از همه افضل و برتر است.

    رسول الله (ص) درباره مهدی (ع) و آنچه را که خداوند از خیرات و برکات و فتح و پیروزی به دست او برایش قرار داده ذکر می‌ کرد پس به ایشان گفته شد : یا رسول الله آیا همه اینها را خداوند برای او قرار داده است ؟ رسول خدا (ص) فرمود : بله ، و هر آنچه که در دوران زندگی و زمان خودش نباشد ، در زمان امامان بعد از او از فرزندانش می‌ باشد.
    شرح الاخبار ج 2 ص 42

    امام کاظم (ع) فرمود : ... خداوند عزوجل در کتاب مبینش فرمود : بدرستی که ما در زبور بعد از ذكر (صحف قبل از زبور) مقرر داشتیم كه بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد . و تمام آن منسوب به مهدی است . زیرا او مفتاح (گشایشگر) آن است و با دعوت او امرش امتداد می یابد . و هر قائمی از فرزندانش که بعد از او می باشد ، مهدی است . همانا خداوند عزوجل آنها را هدایت کرده است . و توسط آنها بندگانش به سوی خداوند سبحان هدایت می شوند . پس آنها امامان مهدیین هستند . و آن بندگان صالحی که خداوند آنها را در کتابش ذکر فرموده است که آنها را وارث زمین گرداند و خداوند خلف وعده نمی کند
    شرح الاخبار ج 3 ص364


    پس عیسی وزیر راست قائم است (زیرا وزیر چپ الیاس است ) و عیسی حاجب و نایب ( البته آنها ترجمه کردند وصی که اشتباه ترجمه کردند) قائم است پس اگر کسی قرار باشد مهدی اول باشد جز عیسی شایسته این مقام نیست و در ادامه این حدیث آمده عیسی در زمان قائم فوت می کند


    طبق وصیت و احادیث فوق ثابت شد که وصی و وزیر امام مهدی(عج) فرزندش یمانی(ع) که نام او احمد(ع) است و او لقب قائم را نیز دارد و این هم احادیثی دیگر

    (ابـو خديجه از امام صادق عليه السلام راجع به امام قائم عليه السلام پرسيد، فرمود: همه ی ما قائم به امر خدائيم؛ يكى پس از ديگرى تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد، چـون صاحب شمشير آمد، امر و دستورى غير از آنچه بوده مى آورد).اصول کافی جلد 2 صفحه 487 روایت 2.

    امام باقر عليه السلام فرمودند: «عمر بن خطاب از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد: آيا اسم مهدي را به من مي‌گوييد؟ حضرت فرمودند: تحقيقا حبيب من شاهد است و از من عهد گرفته است تا نام او را نگويم تا زماني كه خدا او را مبعوث نمايد.» غيبت طوسي، ص470 ح487
    و همه مي‌دانيم كه اسم محمد بن الحسن ع را همه مي‌دانستند، پس اين مهدي، همان مهدي اول است كه تا زمان بعثتش قرار بوده اين امر مخفي بماند

    امام باقر (ع) فرمود: قائم دو نام دارد نامي مخفي و نامي آشكار، «نام مخفياحمد و نام آشكار محمد است.» كمال الدين و تمام النعمه ج2 ص653
    محمد نام امام مهدی(عج) و احمد نام مهدی اول و هر دو موجود در وصیت رسول الله(ص)

    عن الإمام الصادق (ع) قال: (إن منا بعد القائم (ع) اثنى عشر مهدياً من ولد الحسين).
    از امام صادق ع فرمودند: (از ما بعد از قائم (ع) دوازده مهدی از فرزندان حسين (ع) خواهند بود).مختصر بصائر الدرجات-لحسن بن سليمان الحلی ص 48.

    عن أبي عبد الله الصادق (ع): (إن منا بعد القائم أحد عشر مهدياً من ولد الحسين).
    از ابي عبد الله صادق (ع ): (از ما بعد از قائم يازده مهدی از فرزندان حسين (ع) خواهند بود).غیبت شیخ طوسی.

    وقتی میگوید 11 مهدی بعد از قائم، منظور از قائم مهدی اول(یمانی) است.

    وقتی میگوید 12 مهدی بعد از قائم منظور از قائم امام مهدی(عج) است.

    پس آن قائمی که عیسی(ع) وزیر و دست راست اوست یمانی یا احمد(ع) است.

    ضمن اینکه طبق نص صریح وصیت و احادیث متواتر که بخشی از انها ارائه شد وصی امام مهدی(عج) که اول مهدیین است فرزند اوست و نامش احمد است و عیسی(ع) نه فرزند امام مهدی(عج) است و نه نامش احمد است !

    و وصیت نصی محکم و صریح و بنابر توصیف رسول الله(ص) متنی است که گمراه کننده نمیباشد و تمامی فرزندان ذکر شده در وصیت ، فرزند به معنی حقیقی و با رابطه
    خونی و ژنتیکی میباشد و نه فرزند بمعنی معنوی یا مجازی !

    پس منظور از حدیثی که میگوید وزیر قائم (ع) عیسی(ع) است ، منظور از آن قائم احمد(ع) است نه امام مهدی(عج)!

    الحمد لله رب العالمین




    ویرایش توسط خادم الیمانی(ع) : ۱۳۹۲/۰۵/۰۷ در ساعت ۰۴:۵۴

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    336
    حضور
    10 روز 14 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    459



    الحمد لله در آنجا هم بطور کلی رسوا شدید و در آخر هم نگذاشتید جوابتون رو بدم و حذفم کردید با اینکه بنده تنها توهینهای خودتون رو بخودتون بر گردوندم پس معلومه شما خیلی خیلی بی تربیت هستین چون من تنها اندکی از توهین های شما را بخودتون بر گردوندم آیا من فحش روباه دادم یا خانم یا عبد صالح ایا هر چه من گفتم شما قبل از آن همانرا نگفته بودید ؟ چه کسی ابتدا تهمت ابوحنیفه را به من زد و رسوا شد ؟ بلی آقای انصار الله که ثابت شد خودش مثل ابوحنیفه است به مانند شما که تنها قیاس بلدید بکنید
    از همین لحن سخنت معلوم میشود چه کسی بی تربیت است بنده نه با شخص شما مشکل دارم و نه با مکتبتان شیخیه و هیچ لعن و نفرین و توهینی نه به مکتبتان کردم و نه به مشایختان
    فقط فکر و اندیشه را نقد میکنم و هر کس مایل باشد میتواند به لینکها مراجعه کند و خود قضاوت کند:

    الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ


    مثل اینکه بنگ را با مواد مخدر قیاس کردید که نباید قیاس شوند ،من کی گفتم مرفین و بقیه مواد مخدر حرام هستند؟ من گفتم طبق حدیث پیغمبر بنگ حرام است و در حرام شفا و دوا نیست . ایا چه کسی واقعا عین ابوحنیفه قیاس احکام می کند ؟
    و همین برای اثبات کم سوادیت کافی است ، تا جایی که بنده میدانم در لغت عامیانه به مواد مخدر "بنگ" میگویند و به معتادان بنگی

    معنی بنگ از فرهنگ معین:گردی که از کوبیدن برگ ها و سرشاخه های گلدار شاهدانه می گیرند که به خاطر داشتن مواد سمی مخدر است ، حشیش

    و ظاهرا فراموش کردی که بحث بر سر فتوای یمانی(ع) در مورد مصارف پزشکی مواد مخدر بود !

    در مورد فقاع هم گفتی منظور از فقاع همین دلستر یا ابجوی تخمیر نشده و غیر الکلی است که انهم حرام است!!!
    در صورتیکه توضیح دادم آن فقاعی که حرام است و کم خوردن آن باعث زوال عقل نمیشود و زیاد آن عقل را ضایع کرده و موجب مستی میشود آبجوی تخمیر شده و دارای الکل است هر چند بر خلاف مثلا شراب انگور در صد الکل فقاع کم و زیر 10 درصد است ولی ان مقدار هم حرام است.

    الحمد لله رب العالمین

  16. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260



    بسم الله الرحمن الرحیم
    برادر عزیز تکرار می کنم بجای عوض کردن بحث تنها به مساله تکلم ائمه به همه زبانها جواب بدهید که بنده تنها در این مورد از شما سوال کردم ، و تاکید کردم از این دلیل شناخت آل محمد طفره نروید . ان شاء الله به همه شبهاتتان پس از پاسخ به این سوالی که کردم جواب داده خواهد شد . در مورد مرفین و دیگر مواد مخدر عرض می کنم که اینها از خشخاش هستند(که تریاک از آنها بدست می اید) نه از شاهدانه و این دو به هم قیاس نمی شوند(لطفا بی سوادیتان را برخ ما نکشید). و پیغمبر بنگ را که از شاهدانه بدست می اید حرام کرده و امامتان هم در مورد مواد مخدر دیگر حرفی نزدند و جواب ایشان در مورد شاهدانه بود که کسی از مصرف بنگ از امامتان سوال کرده بود. در مورد فقاع هم حدیث امام رضا را بیاورید و از روی همان حدیث سخن بگویید اگر جرات دارید
    امام رضا صراحتا گفته اند که فقاع زیاد خوردنش عقل را زایل نمی کند و بسیاری از علمای شیعه فقاع را همان ماء شعیری میدانند که مسکر نیست . حال جواب همان سوالی را کردم بگویید و اینقدر مطلب اضافی نفرستید وصلی الله علی محمد و آل الطیبین الطاهرین

    ویرایش توسط afzali.polaris : ۱۳۹۲/۰۵/۰۶ در ساعت ۲۳:۰۸

  17. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260



    اگر می گویید که عیسی نائب(طبق ترجمه کتاب متشابهات 4 وصی) و وزیر و حاجب مهدی اول است پس مهدی دوم عیسی است . به این چه جوابی می دهید ؟ این را چه می گویید که امام رضا عیسی را ابن بره خواندند ؟ طبق اعتقاد شما بره احمد الحسن است . این بره کیست که عیسی فرزند اوست ؟(واقعا مشخص است که چه کسی پست طولانی میدهد)
    ویرایش توسط afzali.polaris : ۱۳۹۲/۰۵/۰۶ در ساعت ۲۳:۰۶

صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود