جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پیامبر و اهل قبور

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    پیامبر و اهل قبور




    رابطه پیامبر و اهل قبور و یا توجه ایشان به سرایندگان زندگی در سرای آخرت را چگونه می توان ارزیابی کرد ؟

  2. صلوات


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    پیامبر و اهل قبور : گروهی از سیره نوسان می نویسند : نیمه شب آن روزی که پیامبر به شدت تب کرد و در بستر بیماری افتاد،همراه خدمت کار خود « ابی مویهبه » برای طلب آمرزش به قبرستان بقیع رفت . ولی مورخان شیعی معتقدند : روزی پیامبر احساس بیماری کرد ،دست علی گرفت و با گروهی که به دنبال وی بودند به جانب قبرستان بقیع حرکت کرد و به همراهانش گفت : از طرف خدا مامورم که برای اهل بقیع طلب آمرزش کنم . هنگامی که گام به بقیع نهاد ، بر اهل قبور سلام کرد و سخنان خود را چنین آغاز کرد : سلام من بر شما ای کسانی که زیر خاک قرار گرفته اید . حالتیکه در آن قرار دارید ، بر شما خوش و گوارا باد . فتنه ها مانند پاره های شب تاریک روی آورده و یکی به دیگری پیوسته است .سپس برای اهل بقیع طلب آمرزش کرد بعدا روبه علی کرد و گفت : کلید گنج های دنیا و زندگی ممتد در آن را به من عرضه داشته اند و مرا میان آن و ملاقات پرودگار و دخول در بهشت مخیر کرده اند ، ولی من ملاقات پروردگار و ورود به بهشت را ترجیح دادم . فرشته وحی ،هرسال قرآن را یکبار به من عرضه می کرد اما امسال دوبار عرضه کرده است و جهتی ندارد جز آنکه اجلم فرارسیده است .( طبقات الکبری ،ج2 ،ص 204 ؛ بحارالانوار ،ج 22 ، ص 466 ) . ابن کثیر در البدایه و النهایه آورده است : ابوهریره می گوید : پیامبر قبر مادرش آمنه را در حالی که گریه می کرد زیارت کرد و همراهان پیامبر از گریه او گریستند سپس پیامبر فرمود : پروردگار به من اجازه زیارت قبر مادرم را داده است و برای مادرم اجازه استغفار از باری تعالی گرفته ام ، شما هم قبرها را زیارت کنید تا به یاد مرگ بیافتید .( البدایه ، ج 2 ص280 ) .در میان اهل سنت می توان به حافظ ابو علی سکن اشاره کرد که در کتاب صحاح ماثور بابی برای کسانی که زیارت قبر پیامبر می کنند گشوده است .و باب من زار قبر النبی در این کتاب دقیقا نشان می دهد که اهل سنت به زیارت قبر پیامبر اعتقاد داشته و آنرا موجی برکات مید انستند . ابن عمر در حدیثی گفته آورده : پیامبر فرمود : من زار قبری وجبت له شفاعتی (شرح الشفا ،ملا علی قاری ، بیروت : دارالکتب العلمیه ، 1421،ج2،ص151 ). تاریخ الخمیس هم آورده که پیامبر وقتی از جنگ واقعه بنی لحیان باز میگشت سر قبر مادرش رسید ،وضو گرفت و دو رکعت نمازخواند و گریست و همراهان هم گریه کردند . ( تاریخ الخمیس ،دیار بکری ،بیروت : دار صادر ) . گرچه عده ای گفته اند آیه : ما کان للنبی و الذین آمنواان یستغفروا للمشرکین و لو کان ذوی القربی ، در این مکان نازل شده اما این اشتباه است همانطور که ابن اثیر هم این اعتقاد را دارد . جالب است گاهی اهل سنت می گویند این آیه زمانی نازل شد که ابوطالب از دنیا رفت و در حالی که پیامبربرای او استغفارمی کرد . اما حقیقت این است که این آیه زمانی نازل شد که مسلمانان پس از نزول آیات عذاب برای کفارو مشرکینی که از دنیا رفته بودند تصمیم گرفتند برای پدر و مادرشان که مشرک از دنیا رفته بودند استغفار کنند .از پیامبر روایت کرده اند اهل سنت که ،او فرمود : میت زمانی که کسی از دوستانش به زیارتش می رود با او انس می گیرد . ابن عباس هم روایتی دارد که : اگرکسی به زیارت قبر برادر مومنش برود و سلام کند او نیز وی را شناخته و جواب سلام را میدهد . روایت دیگری نیز هست که : اگر کسی جمعه ها به زیارت قبر مادر و پدرش و یا یکی از آندو برود برایش نیکی نوشته می شود گرچه در دنیا او را عاق کرده باشند .( وفاءالوفا ج4، ص 187،بیروت : دارالکتب العلمیه ،2006م ). پس از جنگ بدر ،قریش متحمل هفتاد کشته و هفتاد اسیر شد . پیامبر دستور داد کشته های بدر را درون چاهی بریزند . وقتی اجساد آنان میان چاه قرار گرفت ،پیامبر گرامی اسلام یک یک آنان را به نام صدا زد و گفت : عتبه ،شیبه ، امیه ،ابوجهل و ... آیا آنچه را پروردگارشما وعده داده بود ،حق و پا برجا یافتید ؟ من آنچه را پروردگارم وعده داده بود حق و حقیقیت یافتم . در این موقع گروهی از مسلمانان به پیامبر گفتند : آیا کسانی را که مرده اند صدا میزنید ؟ پیامبر فرمود : شما از آنان شنواتر نیستید ،آنان قدرت بر جواب ندارند. بنا بر سخن ابن هشام درآن لحظه پیامبر با آنان اینچنین سخن گفت : چه بستگان بدی برای پیامبر بودید .مرا تکذیب کردید و دیگران تصدیق نمودند . مرا از زادگاهم بیرون کردید ،مردم دیگر مرا جای دادند . با من به جنگ برخاستید و دیگران مرا یاری کردند .آیا آنچه را که پروردگارم وعده داده بود حق و پا برجا یافتید ؟ ( تاریخ طبری ج 3 ، ص 975،ترجمه ابوالقاسم پاینده ، تهران : اساطیر ، 1375 )( دلائل النبوه ، ج2 ،ص285 ،ترجمه محمود مهدوی دامغانی ،تهران : انتشارات علمی فرهنگی،1361 ش)،( جعفر سبحانی ،فرغ ابدیت )ادامه دارد
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۸/۰۸/۱۳ در ساعت ۱۹:۳۹ دلیل: ريز بودن خط

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود