|
|
1
|
||||||||||||
|
عضو آشنا
![]()
|
با سلام
ضمن تشکر از مدیرمحترم سایت و کارشناسان پر تلاش می خواستم درخواست کنم که در یکی از انجمنها بخشی را با عنوان فاطمه شناسی به بررسی ابعاد زندگی حضرت زهرا (س) اختصاص دهند تا زنان مسلمان ما با چهره حقیقی حضرت فاطمه (س) بیشتر آشنا شوند. اگر ممکن است در همین تاپیک اندکی از دریای معرفت فاطمه بگوئید. ارادتمند محب فاطمه |
||||||||||||
|
|
|
|
3
|
||||||||||||
|
دوست جديد
![]()
|
با او سلام علیکم و رحمه الله و انواره شعر زیر یکی از اشعار دیوان شعر آیت الله محمد حسین غروی اصفهانی(معروف به کمپانی که البته راضی نبوده اند به این نام خوانده شوند.) هست.ایشان از علمای بزرگ و یکی از اساتید آیت الله بهجت بوده اند.من بهترین شعری که دیده ام که اندکی از مقامات حضرت زهرا را نشان دهد این شعر بوده است.این شعر با دقت در کلماتش و تعمق در معانی اش یک دوره فاطمه شناسی تمام عیار است. دختر فکر بکر من ، غنچه ی لب چو وا کند ** از نمکین کلام خود ، حقّ نمک ادا کند طوطی طبع شوخ من ، چون که شکر شکن شود ** کام زمانه را پر از شکّر جان فزا کند بلبل نطق من ز یک نغمه ی عاشقانه ای ** گلشن دهر را پر از زمزمه و نوا کند خامه ی مشکسای من گر بنگارد این رقم ** صفحه ی روزگار را مملکت ختا کند مطرب اگر بدین نمط ساز طرب کند گهی ** دایره ی وجود را جنّت دلگشا کند منطق من هماره بندد چو نطاق نطق را ** منطقه ی حروف را منطه السّما کند شمع فلک بسوزد از آتش غیرت و حسد ** شاهد معنی من ار جلوه ی دلربا کند نظم برد،بدین نسق ،از دم عیسوی سبق ** خاصه دمی که از مسیحا نفسی ثنا کند وهم به اوج قدس ِ ناموسِ الاه کی رسد؟ ** فهمِ که نعتِ بانوی خلوت کبریا کند؟ ناطقه ی مرا مگر روح قدس کند مدد ** تا که ثنای حضرت سیّده ی نسا کند فیض نخست و خاتمه،نور جمال فاطمه ** چشم دل ار نظاره در مبدا و منتهی کند صورت شاهد ازل،معنی حُسن لم یزل ** وهم چگونه وصف آیینه ی حق نما کند؟ مطلع نور ایزدی،مبدا فیض سرمدی ** جلوه ی او حکایت از خاتم انبیا کند بسمله ی صحیفه ی فضل و کمال و معرفت ** بل که گهی تجلّی از نقطه ی تحت با کند دایره ی شهود را نقطه ی ملتقی بود ** بل که سزد که دعوی لَو کُشِفَ الغطا کند حامل سرّ مستسر ،حافظ غیب مستتر ** دانش او احاطه بر دانش ما سوی کند عین معارف و حِکَم ، بحر مکارم و کرم ** گاهِ سخا،محیط را قطره ی بی بها کند لیله ی قدر اولیا،نور نهار اصفیا ** صبح جمال او طلوع از افق عُلی کند بِضعه ی سیّد بشر،امّ ائمّه ی غرر ** کیست جز او که همسری با شه لا فتی کند؟ وحی و نبوّتش نسب،جود و فتوّتش حسب ** قصّه ای از مروّتش سوره ی هل اتی کند دامن کبریای او دسترس خیال نی ** پایه ی قدر او بسی پایه به زیر پا کند لوح قدر به دست او، کلک قضا به شصت او ** تا که مشیّت الهیّه چه اقتضا کند در جبروت حکمران،در ملکوت قهرمان ** در نَشَئات کن فکان ، حکم به ما تشا کند غیب مصون، نشانه ی پرده مشیمی اش بود ** سرّ قِدَم حدیث از آن ،سِتر و از آن حیا کند نفحه ی قدس بوی او، جذبه ی انس خوی او ** منطق او خبر ز لا یَنطِقُ عن هوی کند قبله ی خلق روی او،کعبه ی عشق کوی او ** چشم امید سوی او، تا به که اعتنا کند بهر کنیزی اش بود ، زهره کمینه مشتری ** چمشه ی خور شود، اگر چشم سوی سها کند مفتقرا ،متاب رو از در او به هیچ سو ** زان که مس وجود را فضّه ی او طلا کند الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیرالمومنین زیاده عرضی نیست. التماس دعا طارق
|
||||||||||||
|
ویرایش توسط طارق : 2010/02/03 در ساعت 07:45 AM |
|||||||||||||
|
|
![]() |
|
|
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |