صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالی در مورد تعدد زوجات

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    195
    حضور
    3 روز 19 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    402

    سوالی در مورد تعدد زوجات




    به طور عمده دو دلیل برای ازدواج مجدد مردانی که همسر دارند وجود دارد یکی کمک به زنان بیوه هست و دیگری هوسرانی. مورد اول منطقی هست اما مورد دوم غیر منطقیست و ستم آشکار به زن هست. اگر مرد مشروط به اجازه همسرش بتواند ازدواج مجدد انجام دهد مجبور است ابتدا همسرش را راضی کند و بر همین اساس دیگر نمیتواند برای هوسرانی ازدواج مجدد انجام دهد. چرا خدا در قرآن ازدواج مجدد مرد را مشروط به اجازه همسرش نکرده است؟

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58288



    با نام و یاد دوست





    سوالی در مورد تعدد زوجات






    کارشناس بحث: استاد عمار

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۳/۲۳ در ساعت ۱۹:۰۷

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    با سلام
    اولا مرد ذاتا تنوع طلب هست و اگر اجازه همسر در این مورد لحاظ شود فسادهای بیشتری صورت می گیرد.
    در ثانی اگر قرآن اجازه همسر اول را در مورد دوم هم لحاظ میکرد 99 درصد زنان چنین اجازه ای نمی دادند که کاملا مشخص است.
    ثالثا احکام الهی تعبدی هستند و تابع مصالح و مفاسد واقعی که ماها از علت واقعی آنها اطلاعی نداریم.

    سوالی در مورد تعدد زوجات

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط a1ireza نمایش پست ها
    به طور عمده دو دلیل برای ازدواج مجدد مردانی که همسر دارند وجود دارد یکی کمک به زنان بیوه هست و دیگری هوسرانی. مورد اول منطقی هست اما مورد دوم غیر منطقیست و ستم آشکار به زن هست. اگر مرد مشروط به اجازه همسرش بتواند ازدواج مجدد انجام دهد مجبور است ابتدا همسرش را راضی کند و بر همین اساس دیگر نمیتواند برای هوسرانی ازدواج مجدد انجام دهد. چرا خدا در قرآن ازدواج مجدد مرد را مشروط به اجازه همسرش نکرده است؟
    سلام
    ما از علت احکام اطلاع نداریم مگر اینکه خود شارع بدان تصریح کند لذا اموری که بعنوان علل احکام از سوی ما مطرح می شود حکمتهایی است که به ذهن و عقل ما رسیده است پس دلیلی ندارد بر اساس آن شرع را محکوم کنیم
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    929
    حضور
    15 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    2409



    نقل قول نوشته اصلی توسط a1ireza نمایش پست ها
    به طور عمده دو دلیل برای ازدواج مجدد مردانی که همسر دارند وجود دارد یکی کمک به زنان بیوه هست و دیگری هوسرانی. مورد اول منطقی هست اما مورد دوم غیر منطقیست و ستم آشکار به زن هست. اگر مرد مشروط به اجازه همسرش بتواند ازدواج مجدد انجام دهد مجبور است ابتدا همسرش را راضی کند و بر همین اساس دیگر نمیتواند برای هوسرانی ازدواج مجدد انجام دهد. چرا خدا در قرآن ازدواج مجدد مرد را مشروط به اجازه همسرش نکرده است؟
    هوالعالم

    وقتی شما حتی در اصطلاح
    شریک زندگی کسی شدی
    باید ببینی قوانین شراکت چه حکم میکنه ...

    در قران
    اگر حرفی از رضایت نزدن اما حکم صادر شده !

    همیشه فقط این دو مورد نیست که مرد رو به سمت زن دوم سوق میده
    مورد سوم نیاز مردی ست که همسر وقت جوابگوی اون نیست
    یا علم به نحوه رضای هوای مرد نداره یا در توانش نیست ...

    گرفت ؟ بگیره ! اما وقتی پرسیدن که ایا گرفتی ؟
    نگه نه . چون دروغی هست که عمل رو به خیانت مبدل میکنه
    و بازتاب نادرستی در زندگی خودش و آیندگانش خواهد داشت .

    اینجا منظور از زن دوم یا غیر.
    تعدد زوجات بوده و این ربطی به تجدید و ازدواج مجدد بعد از ازدواج باطل شده نداره.

    يا علی جان در بند دنیا نیستم ** بنده ی هر لبخند دنیا نیستم

    | با اذن خدای رحمان بشکن پیمان با شیط!ن
    برای دوری از زنا نه حمار را! عشق مرغ عشق و نجابت حیوان به ظاهر پست را مثال بزن که به حکم و حکمت خداوند خیانت به جفت نداشته و گاها در غم فراق یار دق می کنند.به حبشی ها بگو ! سحر نزدیک است وبانگ اذان عشق و بام مساجد دنیا برازنده شما!اگر امروز حرکت کنید!

    چشمي كه با طمع به خورشيد مي نگرد عاقبت كار كور مي شودحتي.دربرنورازودورميشود.

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    ورزش
    نوشته
    2
    حضور
    2 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    نخیر واسه چی ازدواج مجدد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    385
    حضور
    6 روز 22 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    2818



    وقتی در مورد ازدواج و صیغه و تعدد زوجات بجث میشه ؛خیلی از مردها فکر میکنن که همه مردها باید اینکار رو انجام بدن
    و خودشون رو جزء همون شرایط میدونن
    من خیلی ها رو دیدم که زن محبتش زیاده و همینطور عشق و علاقش
    اما مرد در کمال بی اجساسی میره دنبال یکی دیگه
    اونم مخفیانه
    بعد زن از همسایه اش میشنوه که مردش با یکی دیگه دیده!!
    بعد که تحقیق میکنن میبینن که آآآآره


  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط a1ireza نمایش پست ها
    به طور عمده دو دلیل برای ازدواج مجدد مردانی که همسر دارند وجود دارد یکی کمک به زنان بیوه هست و دیگری هوسرانی. مورد اول منطقی هست اما مورد دوم غیر منطقیست و ستم آشکار به زن هست. اگر مرد مشروط به اجازه همسرش بتواند ازدواج مجدد انجام دهد مجبور است ابتدا همسرش را راضی کند و بر همین اساس دیگر نمیتواند برای هوسرانی ازدواج مجدد انجام دهد. چرا خدا در قرآن ازدواج مجدد مرد را مشروط به اجازه همسرش نکرده است؟
    با سلام و آرزوی توفیق باری شما .
    در ابتدا باید اشاره شود : هیچ کدام از دو نکته ی یاد شده برای تعدد زوجات از نظر دین به عنوان دلیل جواز تلقی نمی شود
    با ذکر این مقدمه در مورد فلسفه و حکمت های تعدد زوجات در اسلام در ذیل به برخی از آنها اشاره می‏شود . تحقیق بیشتر را با معرفی منابعی به خودتان می‏گذاریم:
    فلسفه تعدد زوجات: مسأله تعدد زوجات یکی از احکام بسیار بااهمیت و ارزشمند از نظر اجتماعی و نظام خانوادگی دراسلام است.
    در قرون پیشین مستشرقین و اسلام‏شناسان غربی این مسأله را براسلام خرده می‏گرفتند. اما تحقیقات اخیر و واقعیات و رخدادهای اجتماعی قرن ما اهمیت این حکم را به آنان ثابت کرد به طوری که اندیشمندانی چون برناردشاو جان دیون پورت گوستاو لوبون و ... در این مورد از در تحسین آمدند و به حکمت آن گواهی دادند. زیرا:
    1- آمارهای موجود درسطح جهان نشان می‏دهد میزان تولد دختر غالباً بیش از پسر می‏باشد. بنابراین تکیه بر «تک زنی» باعث می‏شود همواره تعدادی از زنان تا آخر عمر از نعمت ازدواج محروم بمانند و در تجرد و عزوبت به سربرند واین ظلمی‏ فاحش درحق آنان است.
    2- در طول تاریخ همواره براثر حوادث و مسایل اجتماعی - مانند جنگ‏ها - تعداد بی شماری از مردان تلف می‏شوند و همسران آنان بی‏سرپرست می‏گردند. طبیعی است که غالب مردان جوان حاضر به ازدواج با چنین کسانی برای اولین بار نیستند. بنابراین اگر از نظر قانون و نظام اجتماعی اینان نتوانند به عنوان همسر دوم گزینش شوند همواره بدون شوهر خواهند ماند و این نیز ظلم برآنان است .
    تنها راه‏حل آن جواز چندزنی با قیود و شرایط خاص است. جالب است بدانید که پس از جنگ جهانی دوم در آلمان چند هزار بیوه زن که سرپرستان خود را در جنگ از دست داده بودند ،به تظاهرات پرداخته و از کلیسا درخواست کردند که چند همسری را مجاز گرداند ولی کلیسا در برابر این خواست سرسختی نشان داد و همین باعث شد که پس از آن فساد و بزهکاری در آلمان به شدت رواج یابد.
    3- بلوغ جسمی و جنسی دختران معمولا چندین سال پیش از پسران است . درطول زمان همراه با رشد جمعیت بشری باعث می‏شود که در جامعه تک همسرگرا همواره انبوه کثیری از زنان که آمادگی و علایق جنسی دارند در برابر مردانی فاقد شعور و درک جنسی قرار داشته و تمایلات جنسی آنان به گونه مشروع ارضا نگردد.
    4- از نظر روان شناسی تفاوتی اساسی بین ساختار روانی و گرایش‏ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان‏شناسان معتقدند که زنان به طور طبیعی «تک شوهرگرا» می‏باشند وفطرتاً از تنوع همسر گریزانند و خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفی و عملی یک مرد می‏باشند .تنوع گرایی در زنان نوعی بیماری است ولی مردان ذاتا تنوع گرا و «چند زن‏گرا» می‏باشند .
    احکام اسلام همه متناسب با نیازهای واقعی و ویژگی‏ها و خصلت‏های ذاتی انسان‏ها وضع گردیده است. افزون بر آن زنان در ایام معینی محدودیت عادت ماهانه را دارا می باشند. اکنون باید پرسید در برابر این حقایق چه باید کرد؟ در این جا سه راه وجود دارد:
    الف) همیشه تعدادی از زنان درمحرومیت کامل جنسی به سربرند.
    ب ) راه و روابط نامشروع و اشتراک جنسی گشوده شود.
    ج ) به طور مشروع و قانونمند با قیود و شرایطی عادلانه راه چند همسری گشوده شود.
    کدام یک؟ دین مبین اسلام راه سوم را که حکیمانه‏ترین و بهترین راه است ، گشوده و اجازه چند زنی را تنها به مردانی می‏دهد که توانایی کشیدن بارسنگین آن را عادلانه داشته باشند . دستورهای اکیدی در این زمینه برای آنان وضع نموده ، و این نه تنها به ضرر زنان نیست بلکه درواقع بیشتر برای تأمین مصالح و منافع آنان است. در ضمن آنچه که در قرآن آمده ، آن است که مر دان حق دارند چهار زن دایمی - با توجه به شرایط - داشته باشد .
    5- تعدد همسر به عنوان یک مسئله اجتماعی و با توجه به ضرورت ها و با توجه به شرایط خاصی که مرد دارای آن است ، می تواند انجام پذیرد و این بدان معنا نیست که هر کس در هر شرایط مجاز به ازدواج مجدد باشد.
    6- تعدد زوجات تنها یک حکم به جواز است و مقابل حکم جواز ،حرمت همیشگی آن است و این بدان معنا است که اگر کسی دارای شرایط باشد و زمینه اجتماعی آن فراهم باشد و همسر اول نیز رضایت داشته باشد ، باز ازدواج مجدد ممنوع و نامشروع باشد ؛ در حالی که این حکم عاقلانه نیست ؛ بنابراین در مقابل حکم حرمت که جواز است ، منطقی و معقول است ؛ یعنی با وجود شرایط نباید این حکم ممنوع باشد و راه آن از هر جهت بسته باشد
    (1)
    پی نوشت:
    1- زن در آیینه جلال و جمال، آیه‏ الله جوادی آملی

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    زیارت،صوت عبدالباسط،رزم شب،مطالعات دینی و پزشکی،کوهنوردی و شنا
    نوشته
    119
    حضور
    3 روز 18 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    515



    "هوالشافی"
    سلام.طاعات قبول حق إن شاءالله

    مطلب زیر برگرفته از سایت "اسلام کوئست" است
    با بررسی وضع محیط های مختلف قبل از اسلام به این نتیجه می‏رسیم که تعدد زوجات، بدون این که ضابطه و محدوده ای داشته باشد امر عادی بوده و از ابتکارات اسلام نیست، بلکه اسلام آن را در چارچوب ضرورت‏های زندگی انسان محدود ساخته و برای آن قیود و شرایط سنگینی قرار داده است.
    قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشر است، وقتی مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات روشن می‏شود. هیچ کس نمی‏تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشکیل می‏دهند.
    نیز نمی‏توان انکار کرد که بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است؛ زیرا اکثر زنان در سن معینی، آمادگی جنسی خود را از دست می‏دهند، در حالی که در مردان چنین نیست.
    همچنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.
    از همه گذشته زنانی هستند که به علل گوناگونی همسران خود را از دست می‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند.
    با درنظر گرفتن این واقعیت‏ها در این گونه موارد (که تعادل میان مرد و زن به هم می‏خورد) ناچاریم یکی از راه های زیر را انتخاب کنیم:
    أ. مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.
    ب. مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل معشوقه برقرار سازند.
    ج. کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آنها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.
    حال اگر بخواهیم راه اوّل را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود می‏آید، با فطرت و غرایز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. همچنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم، اما این مبارزه‏ای است که پیروزی در آن نیست. به فرض که این طرح عملی شود، جنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
    تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از نگاه همسر اوّل مورد بررسی قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعی نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد. آنها که مشکلات همسر اوّل را در صورت تعدد زوجات عنوان می‏کنند، کسانی هستند که یک مسئله سه زاویه‏ای را تنها از یک زاویه نگاه می‏کنند؛ زیرا تعدد همسر هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دید همسر اوّل، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم.
    اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه تأمین دارند و نه آینده‏ای؛ چنان که شخصیت آنها پایمال شده است. اینها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.
    بنابراین، تنها راه سوم می‏ماند که هم به خواسته‏های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت داده شود و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شود و جامعه از گرداب گناه بیرون آید.[1]

    راز کاستی عاطفه و احساسات در جوامع غربی و پناه بردن آنان به حیوانات با ابراز محبت به آنان همین است، نه حس قوی عاطفه بشری آنها. آنان که بشریت را چنان از دم تیغ گذرانده و با وحشیانه ترین راه‏ها انسان های مظلوم را می‏کشند تا ثروت و سرمایه‏های آنان را به یغما ببرند، چه بویی از عاطفه برده‏اند!



    [1] ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏3، ص 256 - 260؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ‏19، ص 357 – 361؛ تفسیر المیزان، ج‏4، ص 319.

    ما همه عمّار،او باشد ولیّ
    جان ما قربان تو سیّد علی

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    زیارت،صوت عبدالباسط،رزم شب،مطالعات دینی و پزشکی،کوهنوردی و شنا
    نوشته
    119
    حضور
    3 روز 18 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    515



    "هوالشافی"

    این مطالب نیز برگرفته از سایت "اسلام کوئست" است.
    بعضی قسمتها تکراری است به دلیل اینکه دو پرسش متفاوت درباره "تعدد زوجات" بود.پوزش می طلبم.

    همه احکام بر اساس مصالح و مفاسد است؛ و هر حکمی دارای فلسفه و علتی است؛ ولی بیان و کشف علت تمام جزئیات احکام، کار بسیار مشکلی است؛ نهایت اینکه بتوان ضوابط کلی برای احکام بیان نمود؛ که البته کلیت در اینجا به معنای اکثری است که قابل استثناست

    قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشر و مصلحت تمام جامعه وضع شده است

    برای روشن شدن مطلب چند نکته را باید تذکر دهیم:
    1. بر اساس نظریه صحیح و درست که فقهاء و دانشمندان شیعه بدان معتقدند، احکام خداوند بر اساس مصالح و مفاسد است؛ یعنی اگر انجام عملی دارای منفعت مهم و حیاتی است، آن عمل واجب خواهد بود یا اگر منفعت آن حیاتی نباشد آن عمل مستحب است؛ و اگر انجام عملی، دارای ضرر خطرناک و مهلک باشد، انجام آن حرام؛ و اگر ضرر آن خطرناک و مهلک نبوده، مکروه است؛ و در صورتی که منفعت یا ضرر آن غالب نباشد و مساوی الطرفین باشد آن عمل مباح است؛ البته منظور از منفعت و ضرر صرف منفعت و ضرر مادی نیست بلکه به معنای عام و گسترده است که به جامعیت و گستردگی ابعاد وجودی انسان می باشد.
    2. هرچند اصل کلیت این قاعده که احکام الهی بر اساس مصالح و مفاسد است، قطعی و یقینی است ولی کشف مصالح و مفاسد در جزئیات و مصادیق، بسیار مشکل است.
    چون اولاً: نیازمند داشتن امکانات وسیع، در ابعاد مختلف علمی است.
    و ثانیاً: بشر هر قدر از نظر علم و صنعت پیشرفت کند، باز معلومات او در برابر مجهولاتش، قطره ای است در برابر دریا «جز اندکی از دانش به شما داده نشده است [1] ».
    و شاید علت عدم بیان علت و فلسفه ی تمام احکام، از سوی اولیاء الهی دین، یکی این بوده که بیان تمام اسرار احکام برای انسان هایی که بسیاری از حقایق علمی هنوز برایشان کشف نشده، مانند گفتن معما و لغز است، که چه بسا موجب تنفر شنوندگان گردد، امام علی (ع) می فرماید: «مردم، دشمن آن چیزی هستند که نمی دانند [2] » لذا اولیاء الهی در حد فهم انسان ها به بعضی از علت ها و فلسفه ها و احکام اشاره نمودند.
    علاوه اینکه، هدف از دین و شریعت، آراستگی انسان ها به خوبی های علمی و عملی، و اجتناب از زشتی های فکری و عملی است، و این هدف با عمل به شریعت به دست می آید، ولو اینکه افراد فلسفه و علت احکام را ندانند، نظیر اینکه: مریض با انجام دادن دستورات پزشک، بهبودی را به دست می آورد ولو فایده و فلسفه، دارو و دستورات پزشکی را نداند.
    مضافاً اینکه: مؤمنین، چون اطمینان و یقین دارند به اینکه دستورات دینی، از کسانی صادر می شود که علم و آگاهی آنان خطاناپذیر است، پس یقین به اثربخشی و مفید بودن این دستورات دارند.
    3. هرچند فهم علت و فلسفه احکام مشکل است، ولی پیدا نمودن ضوابط کلی احکام، امر ممکنی است. البته کلیت در مسایل حقوقی، مثل کلیت در مسایل فلسفی نیست که استثناء ناپذیر باشد بلکه کلیت در مسایل حقوقی و اجتماعی به معنای اکثری است و لذا قابل استثناست. [3] [4]
    حال با توجه این مطالب در مورد فلسفه حلیت تعدد زوجات برای مرد و حرمت آن برای زن می توان گفت:
    با بررسی وضع محیط های مختلف قبل از اسلام به این نتیجه می‏رسیم که تعدد زوجات، بدون این که ضابطه و محدوده ای داشته باشد امر عادی بوده و از ابتکارات اسلام نیست، بلکه اسلام آن را در چارچوب ضرورت‏های زندگی انسان محدود ساخته و برای آن قیود و شرایط سنگینی قرار داده است.
    قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشر است، وقتی مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات روشن می‏شود. هیچ کس نمی‏تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشکیل می‏دهند.
    نیز نمی‏توان انکار کرد که بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است؛ زیرا اکثر زنان در سن معینی، آمادگی جنسی خود را از دست می‏دهند، در حالی که در مردان چنین نیست.
    همچنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.
    از همه گذشته زنانی هستند که به علل گوناگونی همسران خود را از دست می‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند.
    با درنظر گرفتن این واقعیت‏ها در این گونه موارد (که تعادل میان مرد و زن به هم می‏خورد) ناچاریم یکی از راه های زیر را انتخاب کنیم:
    أ. مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.
    ب. مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل معشوقه برقرار سازند.
    ج. کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آنها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.
    حال اگر بخواهیم راه اوّل را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود می‏آید، با فطرت و غرایز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. همچنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم، اما این مبارزه‏ای است که پیروزی در آن نیست. به فرض که این طرح عملی شود، جنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
    تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از نگاه همسر اوّل مورد بررسی قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعی نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد. آنها که مشکلات همسر اوّل را در صورت تعدد زوجات عنوان می‏کنند، کسانی هستند که یک مسئله سه زاویه‏ای را تنها از یک زاویه نگاه می‏کنند؛ زیرا تعدد همسر هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دید همسر اوّل، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم.
    اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه تأمین دارند و نه آینده‏ای؛ چنان که شخصیت آنها پایمال شده است. اینها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند. بنابراین، تنها راه سوم می‏ماند که هم به خواسته‏های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت داده شود و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شود و جامعه از گرداب گناه بیرون آید. [5]


    [1] «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلاً»، اسراء، 85.
    [2] «الناس اعداء ماجهلوا»، گزیده میزان الحکمة، ج 1، ص 214.
    [3] اقتباس از سؤال 1967 (سایت: 2070).
    [4] اقتباس از سؤال 1967 (سایت: 2070).
    [5] ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏3، ص 256 - 260؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ‏19، ص 357 – 361؛ تفسیر المیزان، ج‏4، ص 319.


    ما همه عمّار،او باشد ولیّ
    جان ما قربان تو سیّد علی

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۹, ۰۴:۲۶ : 5

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود