صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات واجب الوجود بودن خداوند

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8

    اثبات واجب الوجود بودن خداوند




    از واجب الوجود بودن خداوند در تاپیک های مختلف صحبت شده اما من اثباتی نیافتم با توجه به ارتباط موضوع با بخش براهین اثبات خدا ممنون میشوم به صورت جداگانه به این موضوع پرداخته شود

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    فرق واجب الوجود و ممکن الوجود

    هر موجودی بنا به تقسیم عقلی از یکی از دو قسم ممکن و واجب خارج نیست یعنی هر موجود بنا به تقسیم عقلی یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود، اگر واجب الوجود باشد نیاز جهان به یک علت یا فاعل واجب الوجود ثابت میشود و اگر ممکن الوجود باشد لامحاله باید به واجب الوجودی منتهی شود تا بتواند موجود شود زیرا می دانیم که ممکن الوجود از ناحیه ی خود ایجاب نمی کند که موجود یا معدوم باشد. مهم ترین ویژگی واجب الوجود یگانگی اوست. همان عقلی که وجود واجب را در هستی ضروری تشخیص می دهد، فقط یک واجب الوجود برایش قابل پذیرش است. بر اساس معیارهای منطقی، تنها یک واجب الوجود بالذات ثابت می شود و وجود دو واجب در هستی معقول نیست بنابراین هر آنچه غیر اوست ممکن الوجود و در نتیجه معلول ذات اوست. این موضوع با دلایل متعدد عقلی قابل توضیح و اثبات است؛ موجودی که واجب باشد به هیچ چیزی وابسته و نیازمند نیست و هیچ نقص و محدودیتی ندارد زیرا اگر نقصی در ذات او فرض شود برای رفع آن نقص نیازمند به غیر خود خواهد بود و باید کمال و وجودی را که ندارد به دست آورد اما واجب به چیزی غیر خودش وابسته و نیازمند نیست، به عبارت دیگر واجب حقیقتی بی انتها و بدون نقص است.

    مقام تفویض شده موجودات، لازمه نحوه وجود و مرتبه وجودی آنهاست. واجب بودن واجب و ممکن بودن ممکن، ذاتی آنها است یعنی نه این است که ممکن الوجود ممکن بود واجب باشد و واجب الوجود ممکن بود که ممکن باشد ولی تصادفا و یا به واسطه یک علت خارجی، آن یکی واجب شد و این یکی ممکن. خیر، ممکن الوجود واجب الامکان است و واجب الوجود، واجب الوجوب. همچنین است مراتب ممکنات، هر مرتبه از مراتب ممکنات در هر درجه و هر مقامی از وجود که هستند همین حال را دارند مثلا آنکه موکل بر بسط و رزق دادن موجودات است یا آنکه مأمور قبض و دریافت موجودات است، مقامی که به او تفویض شده است لازمه نحوه وجود و مرتبه وجودی است که به او افاضه شده است. نه چنین است که مثلا ممکن بود یک پشه با یک ابلاغ جای میکائیل را بگیرد و یک مورچه با ابلاغ دیگر جای عزرائیل را و یک انسان جای جبرائیل را. در فلسفه الهی ثابت شده است که " واجب الوجود بالذات واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است " یعنی همانطوری که واجب الوجود در ذات خود، معلول غیر نیست در صفات و افعال خود نیز امکان ندارد که تحت تأثیر علتی قرار گیرد، او مؤثر محض است و از هیچ چیزی انفعال و تأثر پیدا نمی کند، خداوند متعال همانطور که واجب الوجود بالذات است، واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است از این رو واجب الافاضه و واجب الوجود است.

    محال است که موجودی امکان وجود یا امکان کمال وجود پیدا کند و از طرف خداوند افاضه فیض و اعطاء وجود نشود. آنچه به نظر می رسد که در مواردی یک موجود قابلیت یک کمالی را دارد و از آن بی نصیب است، امکان به حسب علل جزئی و اتفاقی است نه امکان به حسب علل کلی و ضروری. وحدت ذات واجب از نوع وحدت عددی نیست و عدد در مرتبه متاخر از ذات او است و اینکه وجود او مساوی با وحدت است و دیگر بسیط الحقیقه بودن ذات واجب و با همه چیز بودن او و برخی مسائل دیگر، توحید ذاتی یعنی این حقیقت " دوئی " بردار و تعددپذیر نیست، مثل و مانند ندارد (لیس کمثله شیء؛ شوری/11)، در مرتبه وجود او موجودی نیست (و لم یکن له کفوا احد؛ توحید/4). اینکه موجودی فرد یک نوع شمرده می شود مثلا حسن فردی از نوع انسان است - و قهرا برای انسان، افراد دیگر قابل فرض است - از مختصات مخلوقات و ممکنات است، ذات واجب الوجود از این معانی منزه و مبراست و چون ذات واجب الوجود یگانه است پس جهان از نظر مبدا و منشا و از نظر مرجع و منتهی یگانه است.

    ویرایش توسط ایمان : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۲۳:۰۸ دلیل: تغيير فونت

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8



    لطفا تعریف در کنار اثبات رو هم قرار بدین.ممنون از مقایسه

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما سیر بحث اثبات واجب الوجود




    با سلام

    از شما و جناب گمنام، که پاسخ دقیقی در اثبات واجب الوجود ارائه دادند تشکر می کنم.


    مقدمه بحث

    دلایلى كه براى اثبات وجود خداى متعال اقامه شده فراوان و داراى اسلوبهاى گوناگونى است و بطور كلى مى‏توان آنها را به سه دسته تقسیم كرد.

    دسته اول دلایلى است كه از راه مشاهده آثار و آیات الهى در جهان اقامه مى‏شود مانند دلیل نظم و عنایت كه از راه انسجام و همبستگى و تناسب پدیده‏ها وجود طرح و هدف و تدبیر حكیمانه كشف و ناظم حكیم و مدبر علیم براى جهان اثبات مى‏گردد این دلایل در عین حال كه روشن و دلنشین و خرسند كننده است پاسخگوى همه شبهات و وساوس نیست و در واقع بیشتر نقش بیدار كردن فطرت و به آگاهى آوردن معرفت فطرى را ایفاء مى‏كند.

    دسته دوم دلایلى است كه از راه نیازمندى جهان وجود آفریدگار بى نیاز را اثبات مى‏كند مانند برهان حدوث كه از راه مسبوق بودن پدیده‏ها به عدم و نیستى نیازمندى ذاتى آنها اثبات مى‏شود و سپس به كمك ابطال دور و تسلسل آفریننده بى‏نیاز اثبات مى‏گردد یا برهان حركت كه از راه نیازمندى حركت به محرك و محال بودن تسلسل محركات تا بى نهایت وجود خدا بعنوان نخستین پدید آورنده حركت در جهان اثبات مى‏شود یا دلایلى كه از راه ابداعى بودن نفوس و صور جوهریه و عدم امكان صدور آنها از فاعلهاى طبیعى و مادى وجود علت هستى‏بخش و بى‏نیاز اثبات مى‏گردد این دلایل نیز كمابیش نیازمند به مقدمات حسى و تجربى مى‏باشد.

    دسته سوم دلایل فلسفى خالص است كه از مقدمات عقلى محض تشكیل مى‏شود مانند برهان امكان و برهان صدیقین این دسته از براهین ویژگیهاى خاصى دارند نخست آنكه نیازى به مقدمات حسى و تجربى ندارند دوم آنكه شبهات و وساوسى كه در پیرامون دیگر دلایل مطرح مى‏شود به اینها راه نمى‏یابد و به دیگر سخن از اعتبار منطقى بیشترى برخودار است و سوم آنكه مقدمات این براهین كمابیش مورد حاجت در دیگر استدلالات نیز هست مثلا هنگامى كه ناظم و مدبر حكیم یا محدث یا محرك اول اثبات شد باید براى بى‏نیازى ذاتى و واجب الوجود بودن او از مقدماتى استفاده كرد كه در براهین دسته سوم مورد استفاده قرار مى‏گیرند.

    با این همه سایر دلایل مزیتى دارند كه دسته سوم فاقد آن است و آن عبارت است از اینكه براهین دسته سوم تنها موجودى را بعنوان واجب الوجود اثبات مى‏كند و اثبات علم و قدرت و حكمت و حتى جسم نبودن و مغایرت او با عالم مادى نیازمند به براهین دیگرى است.

    در ادامه برخی از براهین فلسفی معروف در اثبات واجب الوجود را ذکر خواهیم کرد.

    موفق باشید ...

    منبع: بنقل از آموزش فلسفه، استاد محمد تقي مصباح يزدي، جلد2.
    اثبات واجب الوجود بودن خداوند

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با توجه به تعریفات واژه ها در پستهای قبلی این برهان را مطرح می کنم.
    این برهان چند مقدمه دارد:
    1-موجودات این جهان ممکن الوجود هستند و ذاتا اقتضایی نسبت به وجود ندارند زیرا اگریکی از آنها واجب الوجود باشد مطلوب ،ثابت خواهد شد.
    2-هر ممکن الوجودی برای موجود شدن نیازمند به علتی است که آنرا به وجود بیاورد .این مقدمه ،عبارت دیگری از نیازمندی هر معلولی به علت فاعلی است.
    3-دور وتسلسل در علل ،محال است.
    حال تقریر برهان:هر یک از موجودات این جهان که علی الفرض ممکن الوجود هستند نیازمند به علت فاعلی می باشند و محال است که سلسله علل تا بی نهایت پیش رود یا رابطه دور میان آنها برقرار باشد پس ناچار سلسله علل از جهت آغاز ،به علتی منتهی خواهد شد که خودش نیازمند به علت نباشد یعنی واجب الوجود باشد.

    آموزش فلسفه ،محمدتقی مصباح یزدی،ج2،ص 370.

    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۲۳:۳۶
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    80
    حضور
    1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    137



    سلام علیکم
    با احترام خواهشمندم وقتی که برهانی یا تعریفی را می نویسید از کلمات ثقیل استفاده نکنید چون ممکن است افرادی این سایت را ببینند و معنای این کلمات را ندانند و با دیدن این کلمات و نفهمیدن مفهوم آن دیگر آن را نگاه نکنند و این شک بر آنها بماند چون اطلاعاتی را که ما داریم بر بقیه که واجب نیست بدانند

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط ر.ض.ا نمایش پست ها
    از واجب الوجود بودن خداوند در تاپیک های مختلف صحبت شده اما من اثباتی نیافتم با توجه به ارتباط موضوع با بخش براهین اثبات خدا ممنون میشوم به صورت جداگانه به این موضوع پرداخته شود

    یا ستار.

    با سلام.

    برای سهولت در تفهیم یک مثال بزنیم:

    مثلا شما یک ماهیت مانند یک توپ یا هر چیز دیگری را در نظر بگیرید:

    این توپ يا هست است يا نيست ، يا قائم به هست . توپ نيست(عدم و پوچ) كه نيست ، هستى هم نيست ، بلكه با هستى هست است(موجود است) ، يعنى این توپ و هر موجودى از موجودات ممكنه ، نيست و عدم كه نيست ، و خدا هم نيست ، بلكه وجود آنها از خدا است ...

    نتیجتا مراد حاصل است...

    موفق باشید.


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما برهان امکان و وجوب در اثبات واجب الوجود




    نقل قول نوشته اصلی توسط ر.ض.ا نمایش پست ها
    از واجب الوجود بودن خداوند در تاپیک های مختلف صحبت شده اما من اثباتی نیافتم با توجه به ارتباط موضوع با بخش براهین اثبات خدا ممنون میشوم به صورت جداگانه به این موضوع پرداخته شود

    با سلام و درود

    در ادامه وعده ای که در پست قبلی دادم و با پوزش از تأخیر به ارائۀ براهین اثبات واجب الوجود بودن خداوند، طی چند پست می پردازیم.

    یكى از براهین معروف فلسفى براى اثبات واجب الوجود برهانى است كه بنام "برهان امكان" یا "برهان امكان و وجوب" نامیده مى‏شود و از چهار مقدمه تشكیل مى‏یابد:

    1. هیچ ممكن الوجودى ذاتا ضرورت وجود ندارد یعنى هنگامى كه عقل ماهیتش را در نظر مى‏گیرد آن را نسبت به وجود و عدم یكسان مى‏بیند و صرف نظر از وجود علت ضرورتى براى وجود آن نمى‏بیند.
    این مقدمه بدیهى و بى‏نیاز از اثبات است زیرا محمول آن از تحلیل مفهوم موضوع بدست مى‏آید و فرض ممكن الوجود بودن عینا فرض نداشتن ضرورت وجود است.

    2. هیچ موجودى بدون وصف ضرورت، تحقق نمى‏یابد یعنى تا هنگامى كه همه راههاى عدم به روى آن مسدود نشود بوجود نمى‏آید و بقول فلاسفه "الشى‏ء ما لم یجب لم یوجد" به دیگر سخن موجود یا ذاتا واجب الوجود است و خود بخود ضرورت وجود دارد و یا ممكن الوجود است و چنین موجودى تنها در صورتى تحقق مى‏یابد كه علتى آن را ایجاب كند و وجود آن را به سر حد ضرورت برساند یعنى بگونه‏اى شود كه امكان عدم نداشته باشد این مقدمه هم یقینى و غیر قابل تشكیك است.

    3. هنگامى كه وصف ضرورت، مقتضاى ذات موجودى نبود ناچار از ناحیه موجود دیگرى به آن مى‏رسد یعنى علت تامه وجود معلول را ضرورى بالغیر مى‏سازد.

    این مقدمه نیز بدیهى و غیر قابل تردید است زیرا هر وصفى از دو حال خارج نیست‏یا بالذات است و یا بالغیر و هنگامى كه بالذات نبود ناچار بالغیر خواهد بود پس وصف ضرورت هم كه لازمه هر وجودى است اگر بالذات نباشد ناچار در پرتو موجود دیگرى حاصل مى‏شود كه آن را علت مى‏نامند.

    4. دور و تسلسل در علل، محال است این مقدمه هم یقینى است و در مقاله «احكام علت و معلول» بیان گردید.

    با توجه به این مقدمات، "برهان امكان" به این صورت تقریر مى‏شود:
    موجودات جهان همگى با وصف ضرورت بالغیر موجود مى‏شوند زیرا از یكسوى ممكن الوجود هستند و ذاتا وصف ضرورت را ندارند. (مقدمه اول)
    و از سوى دیگر هیچ موجود بدون وصف ضرورت تحقق نمى‏یابد. (مقدمه دوم)
    پس ناچار داراى ضرورت بالغیر مى‏باشند و وجود هر یك از آنها بوسیله علتى ایجاب مى‏شود. (مقدمه سوم)
    اكنون اگر فرض كنیم كه وجود آنها بوسیله یكدیگر ضرورت مى‏یابد لازمه‏اش دور در علل است و اگر فرض كنیم كه سلسله علل تا بى نهایت پیش مى‏رود لازمه‏اش تسلسل در علل است و هر دوى آنها باطل و محال مى‏باشد. (مقدمه چهارم)

    نتیجه گیری: پس ناچار باید بپذیریم كه در راس سلسله علتها موجودى است كه خود بخود ضرورت وجود دارد یعنى واجب الوجود است.

    این برهان را بصورت دیگرى نیز مى‏توان تقریر كرد كه نیازى به مقدمه چهارم ابطال دور و تسلسل نداشته باشد و آن این است مجموعه ممكنات به هر صورت فرض شود بدون وجود واجب الوجود بالذات ضرورتى در آنها تحقق نمى‏یابد و در نتیجه هیچیك از آنها موجود نمى‏شود زیرا هیچكدام از آنها خود بخود داراى ضرورتى نیستند تا دیگرى در پرتو آن ضرورت یابد و به دیگر سخن ضرورت وجود در هر ممكن الوجودى ضرورت عاریتى است و تا ضرورت بالذاتى نباشد جایى براى ضرورتهاى عاریتى نخواهد بود.

    نیز مى‏توان آن را بصورت فشرده‏اى تقریر كرد كه "موجود یا واجب الوجود بالذات است و یا واجب الوجود بالغیر و هر واجب الوجود بالغیرى ناچار منتهى به واجب الوجود بالذات مى‏شود. "كل ما بالغیر ینتهى الى ما بالذات" پس واجب الوجود بالذات ثابت مى‏شود.

    موفق باشید ...

    منبع: بنقل از آموزش فلسفه، آیت الله استاد مصباح یزدی، ج 2.



    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۸۹/۰۳/۰۲ در ساعت ۲۱:۵۱ دلیل: تغییر جزئی
    اثبات واجب الوجود بودن خداوند

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    0



    اثبات خداوند

  19. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    104
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    84



    نقل قول نوشته اصلی توسط توسل نمایش پست ها
    اثبات خداوند
    به نام الله، سلام دوست عزيز من در حال مطالعه اين بخش بودم و اين كلمه شما را ديدم و متوجه نشدم يعني چه، لطفا توضيح بفرماييد.

  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود