صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خواهش می کنم یه راهی جلوی پای من بزارید... ( بدخلقی همسر )

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    4
    حضور
    3 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15

    خواهش می کنم یه راهی جلوی پای من بزارید... ( بدخلقی همسر )




    سلام من مرد 34 ساله هستم مدت 8 سال است ازدواج کردم .همسر بنده دارای خصوصیات اخلاقی بسیار بدی همچون بدبینی ،فحاشی حتی جلوی کودک 6 ساله مان ،غرزدن های پیاپی،درگیری با همسایه ها ،عدم احترام به بزرگترها ، و عدم رفت و آمد با خانواده اینجانب و .و.و.و....
    بوده که بنده هم برای حل این مشکلات هر کاری برای جلب اعتماد ایشان از دستم برآمده انجام داد ه ام . به مشاوره هم رفتیم ولی اثرش در حد سه روز بیشتر نبوده . ایشان احساس میکند من با همه زن ها رابطه دارم ولی من بیشتر از هر چیزی به خانواده ام وابسته ام ولی ایشان نمیخواهند این موضوع را قبول کند .در سال حداقل 9 ماه آن در خانه حرف نمیزند .علاقه مند به گوشه گیری و تنهایی بوده و از وقت گذاشتن برای خانواده بیزار میباشد .
    من به خانواده ام وابسته هستم و همیشه امید دارم که مشکل روحی ایشان حل شود ولی متاسفانه روز به روز و سال به سال بدتر میشود.
    واااااقعا گیر کردم نمیدونم چکاری باید انجام بدم . از دست بدبینی هاش خسته شدم .به راحتی به دیگران فحش میده. و فکر میکنه از همه سرتره .
    برای کودکمان هم وقت نمیزاره .ماهی یه بار خونه رو تمیز میکنه که اونم بعدش صدتا فش و فذیت میده که خونه رو کثیف نکنید .
    به شدت به شدت به شدت کینه ای هستش .
    نمیدونم طلاقش بدم یا نه .چون من اصلا به طلاق چون به آینده بچه ضربه میزنه اعتقاد ندارم .
    فعلا دارم تحملش میکنم . خیلی وقت ها کارمون به درگیری فیزیکی رسیده و کتک زدن ..
    به کی قسم بخورم که خسته شدم ..
    خواهش میکنم یه راهی جلوی پای من بزارید ......

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58343



    با نام و یاد دوست




    خواهش می کنم یه راهی جلوی پای من بزارید... ( بدخلقی همسر )




    کارشناس بحث: امیدوار





  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط bahman58 نمایش پست ها
    سلام من مرد 34 ساله هستم مدت 8 سال است ازدواج کردم .همسر بنده دارای خصوصیات اخلاقی بسیار بدی همچون بدبینی ،فحاشی حتی جلوی کودک 6 ساله مان ،غرزدن های پیاپی،درگیری با همسایه ها ،عدم احترام به بزرگترها ، و عدم رفت و آمد با خانواده اینجانب و .و.و.و....
    بوده که بنده هم برای حل این مشکلات هر کاری برای جلب اعتماد ایشان از دستم برآمده انجام داد ه ام . به مشاوره هم رفتیم ولی اثرش در حد سه روز بیشتر نبوده . ایشان احساس میکند من با همه زن ها رابطه دارم ولی من بیشتر از هر چیزی به خانواده ام وابسته ام ولی ایشان نمیخواهند این موضوع را قبول کند .در سال حداقل 9 ماه آن در خانه حرف نمیزند .علاقه مند به گوشه گیری و تنهایی بوده و از وقت گذاشتن برای خانواده بیزار میباشد .
    من به خانواده ام وابسته هستم و همیشه امید دارم که مشکل روحی ایشان حل شود ولی متاسفانه روز به روز و سال به سال بدتر میشود.
    واااااقعا گیر کردم نمیدونم چکاری باید انجام بدم . از دست بدبینی هاش خسته شدم .به راحتی به دیگران فحش میده. و فکر میکنه از همه سرتره .
    برای کودکمان هم وقت نمیزاره .ماهی یه بار خونه رو تمیز میکنه که اونم بعدش صدتا فش و فذیت میده که خونه رو کثیف نکنید .
    به شدت به شدت به شدت کینه ای هستش .
    نمیدونم طلاقش بدم یا نه .چون من اصلا به طلاق چون به آینده بچه ضربه میزنه اعتقاد ندارم .
    فعلا دارم تحملش میکنم . خیلی وقت ها کارمون به درگیری فیزیکی رسیده و کتک زدن ..
    به کی قسم بخورم که خسته شدم ..
    خواهش میکنم یه راهی جلوی پای من بزارید ......
    بسمه‌تعالي
    خدمت شما عرض سلام و ادب دارم و از حسن اعتمادتان سپاسگزارم.
    ضمن اينكه دشواري شرايط حضرتعالي را درك مي‌كنيم، توجهتان را به نكات زير جلب مي‌كنم:
    1- بر پايه توصيفات حضرتعالي، و در صورتيكه خصيصه گمان بد بردن، حمل رفتار بر خصومت، بي اعتمادي و بدبيني ايشان منحصر به شما نباشد بلكه نسبت به ديگران نيز(البته در ساير عرصه‌ها) بدون دليل، چنين رويه‌اي داشته باشند، بايد گفت ايشان مبتلاء به اختلال پارانويا (بدبيني) هستند. هرچند كه علائمي از خودشيفتگي (نارسيسزم) نيز در ايشان مشاهده مي‌شود.

    2- اختلال پارانويا از جمله اختلالات شخصيت است، كه در غالب و بلكه مي‌توان گفت در همه موارد درمان آن منوط به روان‌درماني و يا دارو درماني است. بنابراين مراجعه به يك روانشناس باليني به منظور روان‌درماني و يك روانپزشك به منظور دارو درماني ضرورت دارد.

    3- تا رسيدن به نقطه مطلوب و درمان، به منظور كنترل و مديريت بدبيني همسر پارانوييد، لازم است:
    الف) در همه موارد صداقت پيشه شود و هيچ دروغي به وي گفته نشود. خوب ميدانيم ‌در شرايط عادي و در فضايي كه همسران واجد سلامت رواني هستند، دروغ مي‌تواند مانند يك كبريت خرمن اعتماد را به آتش بكشاند، و وقتي دروغ در شرايط عادي اينگونه مخرب عمل مي‌كند، در وضعيتي كه شخصي بي دليل بي اعتماد باشد، مشخص است كه دروغ چه فاجعه‌اي به بار مي‌آورد ( مراد ما بيان قاعده كلي است و نه تطبيق با حضرتعالي).
    ب) سعي شود در بسياري از موارد قبل از اينكه وي چيزي بپرسد به او پاسخ سوالها و درخواستهاي احتمالي داده شود.
    ج) لازم است همسران فضاهاي اختصاصي براي هم داشته باشند و در چنين فضايي به اعتمادسازي بپردازند. فضايي مانند قدم زدن با يكديگر، خريد كردن با هم، و...
    د)لازم است موضوع از دريچه نگاه وي ديده شود. به اين منظور لازم است حساسيتهاي او مورد توجه جدي قرار بگيرد. در صورت عدم توجه به حساسيتها، تحريك‌پذيري و حساسيت وي بيشتر مي‌شود.
    ذ) نبايد حسادت او بواسطه گفتگو و ارتباط با ديگران برانگيخته شود. به اين منظور لازم است محبت به ديگران چندان در حضور ايشان اتفاق نيفتند
    ر) لازم است عشق و محبت همسر در قالب كلام و رفتار به وي اثبات شود.
    ز) در قالب گفتگوي صميمانه و با لحاظ شرايط ايشان، خطوط قرمز و حريمها مشخص شود و ايشان را به رعايت اين خطوط ملزم نمود.

    بر پايه اين نكات در رابطه با ارتباط با خانواده پدري لازم است حتي المقدور بواسطه گفتگو رضايت وي را جلب كنيد و در غير اينصورت به حداقلها اكتفا نماييد. چرا كه لجاجت و عدم توجه به احساسات ايشان، موضوع وخيم‌تر خواهد شد. اما همانطور كه گفته شد اين امر به معني تسليم محض وي شدن نيست، بلكه با رعايت شرايط لازم است خطوط قرمز را رعايت نمايند.

    بنده اميدوارم با رعايت اين نكات بهانه‌گيريهاي ايشان كنترل شود، و با پرهيز از شتاب و عجله، براي درمان ايشان و مراجعه به يك متخصص اقدامات لازم را به عمل آوريد تا نوبت پرداختن به طلاق فرا نرسد. ( بررسي موضوع طلاق منوط به اين است كه علي الرغم رعايت نكات فوق و همچنين اقدامات روانشناختي و پزشكي، اين وضعيت همچنان به قوت خود باقي باشد. در اين فرض مي‌توان به تحليل و بررسي طلاق و اثار آن پرداخت كه آيا طلاق بهتر است يا ادامه روند موجود)
    از خداي بزرگ زندگي مشترك همراه با آرامش را براي حضرتعالي و همسر محترمتان مسئلت دارم. حضرتعالي نيز ايشان را از دعاي خير خويش محروم نفرماييد.

    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۰۳/۱۲ در ساعت ۱۳:۱۰
    خواهش می کنم یه راهی جلوی پای من بزارید... ( بدخلقی همسر )
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    *نبرد پارتیزانی**طب**اسک دین*
    نوشته
    315
    حضور
    9 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    16
    صلوات
    1525



    *بسم ألله...*
    سلام
    از اینکه غمین هستین ناراحت شدم و از اینکه قصد طلاق ندارین و قوی هستین و فکر چاره و مشاوره هستین خیلی خوشحال شدم.
    انشاءالله بانوی گلتون با حمایت بیش از پیش حضرتعالی و توسل به ائمه "علیهم السلام" و مدد الهی حالشون خوب میشه و خونتون با وجود فرزند عزیزتون تبدیل به گلستان.آمین
    برادر بزرگوار
    خانومتون متاسفانه سردی بر بدنشون غلبه کرده و این بدبینی و تندخویی و خط و نشون کشیدن و عدم تمکین و...همه و همه نشان از سردی و خشکی است که بر مغز نشسته!
    خیلی بده اماااااا چاره داره و انشاءالله طی چهار ماه با رعایت فرمایشات و توصیه های جناب استاد امیدوار مهربون و بزرگوار حالشون خوب میشه.
    یقین دارم جنابعالی انقدر صبور و مهربون هستین که مثل گذشته مراعات حال ایشون و فرزند دلبندتون رو میکنین و پا به پاشون تا قله سلامتی پیش خواهید رفت! انشاءالله

    1)
    دود کردن اسفند "هر روز"
    2) استشمام عطر شبانگاه "گلاب هر شب زیر بینی گرفته هفت بار نفس عمیق بکشند"
    3)ارده با شیره انگور یا "شهد خرما" ۵ وعده صبحانه در هفته
    4)روزانه: خرما ۳ عدد ــ زیتون ۷ عدد صبحها ـ مویز ۲۱ عدد ـ بادام درختی ۱۴ عدد "دونه دونه مثل آدامس بجوند"
    5) سکنجبین شبی یک لیوان (دو قاشق عسل +دو قاشق عرق نعناع+ یک قاشق سرکه انگور طبیعی) در یک لیوان ریخته و مابقی آب جوشیده گرم بریزند و نقبل از خواب نوش جان کنن.
    6) ماساژ سر پا و پنجه پا "با روغن کنجد یا سیاه دانه" ده دقیقه صبح و شب
    7)شانه زدن موها با شانه ریز و یا برس فلزی آرام آرام در حالت نشسته
    8) بادکش کتف ۲۱ مرحله، یک شب درمیان "لیوان و پنبه الکل یا با دستگاه بادکش"
    9)حجامت عام "بین دو کتف" در فصل حزیران (بیست چهرم خرداد تا ششم تیر)
    10)ترک غذاهای سودازا خصوصا شبها (عدس،بادمجان،سوسیس و کالباس و خیارشور،سس و ادویه تند،گوشت گوساله و گاو،چای سیاه و سبز،قهوه و نسکافه و نوشابه و دوغ،سرخ کردنی ها،سیگار و قلیان)
    *** به جای چای لطفا دم کرده بهارنارنج میل کنین.
    (حدود دو قاشق غذاخوری گل بهارنارنج به ازای هر نفر در قوری چینی ریخته و آب جوش یک لیوان به ازای هر نفر اضافه کنید و بیست دقیقه روی شعله غیرمستقیم و بعد صاف کنید و با کمی نبات نوش جان کنید)

    نه سازش
    نه تسلیم
    مطیع رهبر هستیم
    إن شاءالله

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291



    سلام من مرد 34 ساله هستم مدت 8 سال است ازدواج کردم .همسر بنده دارای خصوصیات اخلاقی بسیار بدی همچون بدبینی ،فحاشی حتی جلوی کودک 6 ساله مان ،غرزدن های پیاپی،درگیری با همسایه ها ،عدم احترام به بزرگترها ، و عدم رفت و آمد با خانواده اینجانب و .و.و.و....
    بوده که بنده هم برای حل این مشکلات هر کاری برای جلب اعتماد ایشان از دستم برآمده انجام داد ه ام . به مشاوره هم رفتیم ولی اثرش در حد سه روز بیشتر نبوده . ایشان احساس میکند من با همه زن ها رابطه دارم ولی من بیشتر از هر چیزی به خانواده ام وابسته ام ولی ایشان نمیخواهند این موضوع را قبول کند .در سال حداقل 9 ماه آن در خانه حرف نمیزند .علاقه مند به گوشه گیری و تنهایی بوده و از وقت گذاشتن برای خانواده بیزار میباشد .
    من به خانواده ام وابسته هستم و همیشه امید دارم که مشکل روحی ایشان حل شود ولی متاسفانه روز به روز و سال به سال بدتر میشود.
    واااااقعا گیر کردم نمیدونم چکاری باید انجام بدم . از دست بدبینی هاش خسته شدم .به راحتی به دیگران فحش میده. و فکر میکنه از همه سرتره .
    برای کودکمان هم وقت نمیزاره .ماهی یه بار خونه رو تمیز میکنه که اونم بعدش صدتا فش و فذیت میده که خونه رو کثیف نکنید .
    به شدت به شدت به شدت کینه ای هستش .
    نمیدونم طلاقش بدم یا نه .چون من اصلا به طلاق چون به آینده بچه ضربه میزنه اعتقاد ندارم .
    فعلا دارم تحملش میکنم . خیلی وقت ها کارمون به درگیری فیزیکی رسیده و کتک زدن ..
    به کی قسم بخورم که خسته شدم ..
    خواهش میکنم یه راهی جلوی پای من بزارید ......
    سلام ...
    آقایونی که به خانواده خودشون خیلی خیلی وابسته باشن ... برن با مادرشون مشورت کنن تا با زنشون ... خانومشون رو در سطح خودشون نبینن ... چنین مشگلاتی برای اون خونواده بوجود میاد ...

    اگر ایشون مقاله شما رو میخوند و میخواست از خودش دفاع کنه ... به نظر شما حرف حساب ایشون چی بود ... چی میگفت ؟؟؟
    ویرایش توسط FTMH_Mohammadi : ۱۳۹۲/۰۳/۱۱ در ساعت ۱۸:۲۰
    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    19
    حضور
    15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    79



    سلام

    آقایونی که به خانواده خودشون خیلی خیلی وابسته باشن ... برن با مادرشون مشورت کنن تا با زنشون ... خانومشون رو در سطح خودشون نبینن ... چنین مشگلاتی برای اون خونواده بوجود میاد ...
    فکر میکنم مقصود آغازگر موضوع از وابستگی به خانواده , وابستگی به همسر و فرزند هست که چند بار تاکید کردن و در توضیح این مطلب آوردن که
    ایشان احساس میکند من با همه زن ها رابطه دارم ولی من بیشتر از هر چیزی به خانواده ام وابسته ام
    من به خانواده ام وابسته هستم و همیشه امید دارم که مشکل روحی ایشان حل شود

    ویرایش توسط تنـــــها و دلتنگ : ۱۳۹۲/۰۳/۱۱ در ساعت ۱۹:۵۲

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    4
    حضور
    3 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    با سلام و عرض تشکر فراوان به دوستان گرامی به خاطر پاسخ و محبت تون

    در اصطلاح روانشناسی همسر بنده پارانوئید هستن :
    بله دقیقا همسر بنده مشخصات کامل یک فرد پارانوئید را دارن اونم بدون کم و کسر.

    نظر من اینه که
    هیچ کودکی رو نباید از مادرش جدا کرد حتی اگه مادرش بیمار روانی باشه .
    همسر من اگه صد بار هم بمیره و زنده بشه بازم همینه . من نمیگم معصوم هستم و اشتباهی تو برخوردام نداشتم ولی باید باعث بشه جهنم درست بشه توی خونه. همه هم که کامل نیستن .تازه اگه کسی هم اشکالی داشته باشه باید بهش همون لحظه هجوم بیارن و فوش و ناسزا و ..... اصلا تمام تقصیر ها گردن من، ببینید کسی که یک جو از خود گذشتگی نداشته باشه آخه به درد چیه این دنیا یا خودش میخوره .
    به من میگه فک نکن من مثل زن های دیگه خر میشم و فراموش میکنم . (تعبیر ایشون از فداکاری و عشق به خانواده ) .
    ( تازه بیشتر کارایی که به من نسبت میده ساخته تخیلاتشه )

    با هماهنگی ایشان نوبت مشاوره گرفتم . مرخصی میگیرم از سر کار میرم تو مطب میشینم تماس میگیرم نیومدی ،میگه تو مشکل داری خودت برو...
    دفعه بعد میگم من مشکل دارم بیا منو به دکتر نشون بده به بازم نمیاد .
    اواخر میگه من نمیدونم دیگه واسه درست کردن تو باید چیکار کنم .
    میاد میگه نماز نمیخونی ( خودش حالا نماز نمی خونه )،شروع کردم نماز خوندم .. موقع نماز میاد متلک بار میکنه اونم وقتی بچمون کنارم وایساده داره ادای نماز رو درمیاره (داره نماز میخونه) سر کارای خانم نمازم گذاشتم کنار . آخه چه عبادتیه که باید بری تو اتاق در رو قفل کنی (منطقه جنگی هم اینطور نیست ).

    وقت امتحانشه الان و من بیشتر از گذشته وقت برا بچه مون میزارم تا مزاحم درس خوندنش نشه ، مشغول کارای آشپزخونه بودم درست کرن ناهار و شستن ظرفا، ربع ساعت مونده بود برم سر کار ، میاد میگه به بچه بلند (این کی میخواد شرش رو کم کنه بره سر کار) . هزاران بار بش گفتم میخوای ناسزا به جد واباد من بدی بریم تو اتاق هر چی میخوای بگو ولی جلو بچه چیزی نگو. بازم تکرار میکنه.

    جدی میگم میخوام برم پیش یه دعا نویس که کارش خوب باشه شاید بتونه بهم کمک کنه.
    آره شاید خنده دار به نظر برسه و آخرتم بشه توی جهنم ولی نمیخوام بیشتر از این بچمون آزار روحی ببینه .
    (نظرتون رو به صورت جدی در مورد این پیشنهاد آخریم میخوام چون از نظر پزشکی توی این نوع بیماری هیچ کس نمیتونه به این بیمار( پارانوئید) کمک کنه تا زمانی که بیمار پی نبره که واقعا بیماره ، که ماشاالله در نظر ایشون
    همه(همه که میگم همه آدما و اطرافیان) یا سادیسم دارن یا حسودن یا چیزی نباشه بگه میگه زشت قیافن .

    بازم ممنون از شما دوستان


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    *نبرد پارتیزانی**طب**اسک دین*
    نوشته
    315
    حضور
    9 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    16
    صلوات
    1525



    *بسم ألله...*
    سلام علیکم
    آقای Bahman58
    خسته هستین حق دارین!
    اما
    لطفا چند دقیقه ای به عرض حقیر،دقّت بفرمایین!
    ممنونم
    داداشم بین فضای دیواره شکم و لگن"صفاق جداری" و احشاء داخلی "صفاق احشائی" فضایی هست که هر زمان غلبه حادّ سردی رخ بده و خشکی در درون بدن بالا بره،یعنی خلط سودا بر بدن غالب شه این خلط میریزه در این فضا و بخاراتی از این خلط برخاسته،میشینه
    روی مغز!!
    حالتهایی دیده میشه از افراد مثلا حرفهایی میزنن خلاف واقع و یا نسبتهایی به دیگران میدن که انگاری دارن تهمت میزنن و یا خدای نکرده دروغ میگن و وقتی این افراد خشمگین شن دیگه نمیتونی جلو یدهانشون رو بگیری و آنچنان راحت توهین میکنن که
    اگر فرد مقابل بخواد مثل خود این شخص رفتار کنه یا باید برن کلانتری یا برن دادگاه برای جدایی...!
    از نظر این افراد همه روانپزشکان دورازجونشون نیاز به بستری دارن و همه روانشناسان دورازجونشون اختلالات خلقی و همه اشتباه میکنن جز این افراد...
    موقع دعوا پرونده هایی که باز میشه و گذشته تا به امروز فرد مقابل مرور میشه و خاطرات تلخ بازگو و فریاد و توهین و تحقیر ادامه داره
    تا جاییکه حس کنن پیروز شدن و اون موقع هست که کمی صداشون میاد پایین!
    اهل منت کشی یا پا پیش گذاشتن برای آشتی و عذرخواهی نیستن و وقتی بریم سمتشون برق سه فاز آدمو میگیره و دوبااااره روز از نو...
    اصولا کینه به دل میگیرن!
    اینکه حالا بچه اینجا نشسته نباید حرف بد بزنم ممکنه یاد بگیره و اینکه این مرد همسرم هست و بادی فردا تو چشمش نگاه کنمو اینا...
    اصلا اون لحظات در خاطرشون نیست!
    اگر بگید بیا بریم دکتر و یا با وساطت خونواده خودشون برن دکتر جرات دارید بگید عزیزم داروهات رو خوردی؟؟دیگه یا محمّداااا....(صلوات ألله علیه و آله
    )
    درباره دعانویسی بنده اطلاعاتی ندارم وکارشناسان محترم سایت انشاءالله توضیحات لازم رو میفرمایند.
    مدت حداقل چهار ماه درمان نیاز هست و حقیر، درمان دارویی توصیه نمیکنم چون تجربه نشون داده در نیمه راه درمان رو رها میکنن و میگن خب خوب شدم و شما مشکل داری خودت دارو بخور!!
    توضیحات بالا رو یه مقدار پیاز داغش رو زیاد کردم و این نه برای خدای نکرده زبونم لال اهانت به بانوی گلتون، نه خدا میدونه!
    برای اینکه احساس کنین اندکی درکتون میکنم و روزانه با این عزیزان مواجه هستیم و انشاءالله با رعایت مواردیکه در پست قبل تقدیم حضورتون شد بهبودی ایشون هرچه زودتر حاصل شه.آمین
    لطفا شما خودتون هم دم کرده بهارنارنج و زعفرونی که در انتها عرض شد بنوشین هم برای تجدید قوا و هم برای آرامش اعصابتون مفید ست انشاءالله.
    فرزند دلبندتون رو هم در فصل حزیران اواخر خردادماه به انستیتو حجامت و یا کلینیک های طب سنتی معتبر "زیر نظر دانشگاه" برده تا با حجامت خاص کودکان،گل وجودشون رو تا یک سال مصون از بیماریهای سخت کنید.
    اجازه بدید فرزند عزیزتون با همسالان خودش در محیطی امن،بازی کنه تا این تنش و هیجانات تخلیه شه.
    شنا برای حضرتعالی و کودکتون مفیده و برای بانو پیاده روی تند همراه با دم و بازدم عمیق و استفاده از زنجبیل در غذا بسیار نافع!
    همسر عزیزتون نیاااااز به تأییدتون دارن و هیییییچ چیز در درون انقدر آرومش نمیکنه وقتی که میبینه قبولش دارین و اونو با همین حالاتش دوست دارین و بهش ابراز علاقه میکنین!
    لطفا باز هم مثل گذشته قوی باشین و اجازه ندین این سردی که بر بدن بانو غلبه کرده حاکم شه بین روابطتون و میدونم خیلیییی سخته و آدم واقعا یه جاهایی کم میاره ولی لطف کنین با ایشون مدارا کنین تا این دوران تلخ به حرمت مادر "علیهاسلام" به دوران شادی تبدیل شه و هر سه در کنار هم خوشبخت باشید و تندرست. آمین
    [SPOILER]
    و تنها اوست شفادهنده روح،روان و جان

    نه سازش
    نه تسلیم
    مطیع رهبر هستیم
    إن شاءالله

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط bahman58 نمایش پست ها
    با سلام و عرض تشکر فراوان به دوستان گرامی به خاطر پاسخ و محبت تون

    در اصطلاح روانشناسی همسر بنده پارانوئید هستن :
    بله دقیقا همسر بنده مشخصات کامل یک فرد پارانوئید را دارن اونم بدون کم و کسر.

    نظر من اینه که
    هیچ کودکی رو نباید از مادرش جدا کرد حتی اگه مادرش بیمار روانی باشه .
    همسر من اگه صد بار هم بمیره و زنده بشه بازم همینه . من نمیگم معصوم هستم و اشتباهی تو برخوردام نداشتم ولی باید باعث بشه جهنم درست بشه توی خونه. همه هم که کامل نیستن .تازه اگه کسی هم اشکالی داشته باشه باید بهش همون لحظه هجوم بیارن و فوش و ناسزا و ..... اصلا تمام تقصیر ها گردن من، ببینید کسی که یک جو از خود گذشتگی نداشته باشه آخه به درد چیه این دنیا یا خودش میخوره .
    به من میگه فک نکن من مثل زن های دیگه خر میشم و فراموش میکنم . (تعبیر ایشون از فداکاری و عشق به خانواده ) .
    ( تازه بیشتر کارایی که به من نسبت میده ساخته تخیلاتشه )

    با هماهنگی ایشان نوبت مشاوره گرفتم . مرخصی میگیرم از سر کار میرم تو مطب میشینم تماس میگیرم نیومدی ،میگه تو مشکل داری خودت برو...
    دفعه بعد میگم من مشکل دارم بیا منو به دکتر نشون بده به بازم نمیاد .
    اواخر میگه من نمیدونم دیگه واسه درست کردن تو باید چیکار کنم .
    میاد میگه نماز نمیخونی ( خودش حالا نماز نمی خونه )،شروع کردم نماز خوندم .. موقع نماز میاد متلک بار میکنه اونم وقتی بچمون کنارم وایساده داره ادای نماز رو درمیاره (داره نماز میخونه) سر کارای خانم نمازم گذاشتم کنار . آخه چه عبادتیه که باید بری تو اتاق در رو قفل کنی (منطقه جنگی هم اینطور نیست ).

    وقت امتحانشه الان و من بیشتر از گذشته وقت برا بچه مون میزارم تا مزاحم درس خوندنش نشه ، مشغول کارای آشپزخونه بودم درست کرن ناهار و شستن ظرفا، ربع ساعت مونده بود برم سر کار ، میاد میگه به بچه بلند (این کی میخواد شرش رو کم کنه بره سر کار) . هزاران بار بش گفتم میخوای ناسزا به جد واباد من بدی بریم تو اتاق هر چی میخوای بگو ولی جلو بچه چیزی نگو. بازم تکرار میکنه.

    جدی میگم میخوام برم پیش یه دعا نویس که کارش خوب باشه شاید بتونه بهم کمک کنه.
    آره شاید خنده دار به نظر برسه و آخرتم بشه توی جهنم ولی نمیخوام بیشتر از این بچمون آزار روحی ببینه .
    (نظرتون رو به صورت جدی در مورد این پیشنهاد آخریم میخوام چون از نظر پزشکی توی این نوع بیماری هیچ کس نمیتونه به این بیمار( پارانوئید) کمک کنه تا زمانی که بیمار پی نبره که واقعا بیماره ، که ماشاالله در نظر ایشون
    همه(همه که میگم همه آدما و اطرافیان) یا سادیسم دارن یا حسودن یا چیزی نباشه بگه میگه زشت قیافن .

    بازم ممنون از شما دوستان

    بسمه‌تعالي
    ضمن عرض سلام و تحيت
    1- حق با شماست، پارانويا يك اختلال شخصيتي است و خصوصيات اختلالات شخصيت اين است كه افراد مبتلا نسبت به بيماري خود هشيار نيستند و منكر بيماري خويش هستند (برخلاف اختلالات رواني مانند وسواس، اضطراب و..)
    2- بخشي از مصونيت اطرافيان از چنين رفتارهايي بر پايه پيشگيري است كه اميدوارم به نكات مطرح شده در پست قبلي با عنايت بيشتري نگاه كنيد و آنها را عملي نماييد.
    3- راه درمان چنين اختلالي، روان درماني توسط يك روان‌شناس باليني ( ونه يك مشاور يا مددكار) در كنار دارو درماني با مراجعه به يك متخصص اعصاب و روان يا همان روانپزشك است. با توجه به توصيفات شما بنده فكر مي‌كنم مراجعه به يك متخصص اعصاب و روان و مصرف دارو نسبت به رواندرماني، از اولويت بيشتري برخوردار است. هرچند كه در موقع مناسب رواندرماني نيز بايد صورت بگيرد.
    4- بنده توصيه به طلاق نمي‌كنم اما اين را بدانيد اگر كودكي شاهد نزاع و مشاجره مكرر والدين باشد، در برخي موارد آسيبي كه اين كودك مي‌بيند به مراتب بيشتر از آسيبي است كه بواسطه طلاق متوجه اين كودك خواهد شد.
    5- اگر نظر ما را بخواهيد مراجعه به دعانويس امري غير منطقي و به دور از انتظار است اما تشخيص با شماست!
    6- به نظرم توجه به نكات مطرح شده توسط خواهر محترم سركار سادات، مي‌تواند مفيد و راهگشا باشد انشاءالله
    براي حضرتعالي از درگاه خداي متعال توفيق روزافزون همراه با نشاط را مسئلت دارم.

    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۰۳/۱۲ در ساعت ۱۳:۴۴
    خواهش می کنم یه راهی جلوی پای من بزارید... ( بدخلقی همسر )
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291



    نظر من اینه که من نمیگم معصوم هستم و اشتباهی تو برخوردام نداشتم ولی باید باعث بشه جهنم درست بشه توی خونه. همه هم که کامل نیستن .تازه اگه کسی هم اشکالی داشته باشه باید بهش همون لحظه هجوم بیارن و فوش و ناسزا و ..... اصلا تمام تقصیر ها گردن من، ببینید کسی که یک جو از خود گذشتگی نداشته باشه آخه به درد چیه این دنیا یا خودش میخوره .
    به من میگه فک نکن من مثل زن های دیگه خر میشم و فراموش میکنم . (تعبیر ایشون از فداکاری و عشق به خانواده ) .
    ( تازه بیشتر کارایی که به من نسبت میده ساخته تخیلاتشه )
    سلام ...
    آخه جناب بهمن 58 ... اینجوری که نمیشه بحث کرد ... شما میفرمایید من معصوم نیستم ...
    ولی باید مشخص بشه برای چی ایشون دارن تخیل بافی میکنن ... سررشته این تخیل از کجا اومده ؟؟؟
    اینی که شما میگین تمام تقصیرها اصلا گردن من ؟؟؟ چرا ؟؟؟ چرا همچین حرفی میزنید ؟؟؟ مگه شما با ایشون چی کار کردین ؟؟؟
    به عنوان مثال اگر ایشون شما رو با یه نامحرم دیده باشن ... حق دارن همیشه بهتون مشکوک باشن ... همیشه بخوان کنترلتون کنن ...
    فرض کنیم ایشون شما رو با یه نامحرم دیده باشن .... شبش شما اومده باشین خونه و رفته باشین نماز خونده باشین ... منم باشم میام و شما رو مسخره میکنم ...
    مریضی پارانویید هم که از فضا نیومده ... شاید شما و محیطی که شما برای ایشون فراهم کردین چنین بیماری رو برای ایشون بوجود آورده ...

    حرف حساب ایشون چی هست ؟؟؟ چرا اینقدر نسبت به شما تخیل بافی میکنن ؟؟؟ آیا چیزی از شما دیدن ؟؟؟
    من حدس میزنم ایشون سر مساله ای تعادل فکری و عصبیشون رو از دست دادن .... وگرنه هیچ مادری به فرزند خودش نمیگه این بچه کوچیک کی میخواد شرشو از سر ما کم کنه ....
    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود