صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه از همسرم و محیط زندگی ام تاثیر نپذیرم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    192
    حضور
    9 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    932

    چگونه از همسرم و محیط زندگی ام تاثیر نپذیرم؟




    سلام خدمت شما اعضا و کارشناسان محترم.
    من21 سال سن دارم و حدود سه ساله ازدواج کردم.همسرم و خانواده ایشون تفاوت های اعتقادی زیادی با من دارن و من تو این سه سال خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.
    مثلا وقتی همسرم به خیلی مسائل اهمیت نمیده منم ناخودآگاه همونطوری میکنم.
    مثلا قبلا حجابم محکمتر بود و به نماز اهمیت بیشتری میدادم با نامحرم همکلام نمیشدم...،و همچنین چون تو جلسات مذهبی اجازه شرکت بهم نمیدن خیلی از معنویات دور شدم.
    اما این دور شدنم باعث نزدیکی بیشترم به همسرم شده(اوایل خیلی از نظر عاطفی ازش دور بودم)
    لطفا کمکم کنید تا بتونم ایمانمو حفظ کنم بدون اینکه از ضعف ایمان همسرم اذیت باشم.
    سوالی اگر هست در خدمتم
    ممنونم

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58273



    با نام و یاد دوست




    چگونه از همسرم و محیط زندگی ام تاثیر نپذیرم؟





    کارشناس بحث: امیدوار





  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام خدمت شما اعضا و کارشناسان محترم.
    من21 سال سن دارم و حدود سه ساله ازدواج کردم.همسرم و خانواده ایشون تفاوت های اعتقادی زیادی با من دارن و من تو این سه سال خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.
    مثلا وقتی همسرم به خیلی مسائل اهمیت نمیده منم ناخودآگاه همونطوری میکنم.
    مثلا قبلا حجابم محکمتر بود و به نماز اهمیت بیشتری میدادم با نامحرم همکلام نمیشدم...،و همچنین چون تو جلسات مذهبی اجازه شرکت بهم نمیدن خیلی از معنویات دور شدم.
    اما این دور شدنم باعث نزدیکی بیشترم به همسرم شده(اوایل خیلی از نظر عاطفی ازش دور بودم)
    لطفا کمکم کنید تا بتونم ایمانمو حفظ کنم بدون اینکه از ضعف ایمان همسرم اذیت باشم.
    سوالی اگر هست در خدمتم
    ممنونم
    بسمه‌تعالي
    با عرض سلام و تحيت محضر حضرتعالي، توجه شما را به نكات زير جلب مي‌كنم.
    اينكه انسان از همنشين و مصاحب خويش تاثير مي‌پذيرد جاي انكار ندارد، لكن در خصوص موضوع مطرح شده لازم است:
    1- بحمدالله دغدغه حضرتعالي بيانگر ايمان شماست
    2- با دليل و برهان، پايه‌هاي ايمان و اعتقادات خويش را مستحكم كنيد. تا متاثر از رفتار ديگران متزلزل نشويد.
    3- به ايمان خويش، ايمان داشته باشيد و بدانيد كه در حقانيت ايمان شما، جاي كوچكترين ترديدي نيست.
    4- اعتماد به نفس پايين و دست كم گرفتن خود باعث مي‌شود افراد زودتر از رفتار ديگران متاثر شوند، لذا براي خود، افكار و باورهايتان، بيشتر ارزش قائل شويد و سطح اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد.
    5- به جاي رفتار منفعلانه، رفتاري فعال داشته باشيد و با رعايت مراتب و شرايط، از روي مسوليت پذيري و دلسوزي (و نه تحقير و..) همسرتان را امر به معروف و نهي از منكر كنيد. طبيعتا شما وظيفه‌اي جز تذكر دادن نداريد.
    6- حتي المقدور به نماز اول وقت، اهتمام داشته باشيد.
    7- با گفتگوي دوستانه و صميمي از ايشان بخواهيد كه اجازه دهند بيشتر در مراسمها و جماعتهاي مذهبي مانند نماز جماعت و... شركت كنيد.
    8- سطح تعامل با دوستان و بستگان صالح را افزايش و با افراد ناصالح را كاهش دهيد
    9- روزانه سعي كنيد، در محضر قرآن آياتي را تلاوت كنيد.
    10- مرگ و قيامت ( نه به صورت افراطي كه سبب افسردگي و اضطراب شود) را فراموش نكنيد.
    11- با رفتار نيك و برخورد شايسته خود، ديگران و از جمله همسرتان را به آموزه‌هاي ديني علاقمند نماييد.
    12- در رفتارهاي معمول و مرسوم، همواره در كنار همسرتان باشيد، ايشان را همراهي نماييد و اوقات خوشي را در كنار وي سپري كنيد، اما با مشارطه، مراقبه و محاسبه از همراهي با رفتارهاي مذموم خودداري نماييد.
    در پناه خداي متعال براي هميشه موفق و سربلند باشيد.

    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۰۳/۰۶ در ساعت ۰۸:۲۶
    چگونه از همسرم و محیط زندگی ام تاثیر نپذیرم؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام خدمت شما اعضا و کارشناسان محترم.
    من21 سال سن دارم و حدود سه ساله ازدواج کردم.همسرم و خانواده ایشون تفاوت های اعتقادی زیادی با من دارن و من تو این سه سال خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.
    مثلا وقتی همسرم به خیلی مسائل اهمیت نمیده منم ناخودآگاه همونطوری میکنم.
    مثلا قبلا حجابم محکمتر بود و به نماز اهمیت بیشتری میدادم با نامحرم همکلام نمیشدم...،و همچنین چون تو جلسات مذهبی اجازه شرکت بهم نمیدن خیلی از معنویات دور شدم.
    اما این دور شدنم باعث نزدیکی بیشترم به همسرم شده(اوایل خیلی از نظر عاطفی ازش دور بودم)
    لطفا کمکم کنید تا بتونم ایمانمو حفظ کنم بدون اینکه از ضعف ایمان همسرم اذیت باشم.
    سوالی اگر هست در خدمتم
    سلام
    پیشنهاد می کنم :
    1- همه اعمال شایسته را درقبال ایشان انجام دهید و آنرا به حساب اوامر دین بگذارید
    2- برای هدایت همسرتان زیاد دعا کنید بلکه اشک بریزید
    3- این دعا را زیاد و بخصوص بعد نمازهایتان بخوانید : یا الله یا رحمان و یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دینک بعد هم صلوات
    4- مخالفت با امور غیر دینی را به عدم تمایل شخصی خود نسبت دهید و نه التزام به دین
    والله الهادی الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    - به جاي رفتار منفعلانه، رفتاري فعال داشته باشيد و با رعايت مراتب و شرايط، از روي مسوليت پذيري و دلسوزي (و نه تحقير و..) همسرتان را امر به معروف و نهي از منكر كنيد. طبيعتا شما وظيفه‌اي جز تذكر دادن نداريد.
    6- حتي المقدور به نماز اول وقت، اهتمام داشته باشيد.
    7- با گفتگوي دوستانه و صميمي از ايشان بخواهيد كه اجازه دهند بيشتر در مراسمها و جماعتهاي مذهبي مانند نماز جماعت و... شركت كنيد.
    باسلام و کسب اجازه از کارشناس محترم
    رعایت نکات گفته شده توسط کارشناس محترم بسیار ان شاءالله مثمر ثمر واقع میشوند،

    نکاتی هم بنده اضاف میکنم امیدوارم مفید واقع شوند:

    1-سعی در نماز اول وقت و ادعیه و.. همانطور که دوستان عرض کردند باید تقویت شود البته نه طوری که از وقت گذاشتنتان برای همسرتان بکاهد.

    2-مومن زیرک است، در عین رابطه گرم عاطفی با همسرتان و تقویت ان، نه تنها شئون اسلامی را اجرا کنید و با مهربانی، شوخی و گاهی منطقی به او بگویید که شما هم وی را دوست دارید هم اینکه می خواهید زندگیتان رنگ معنوی داشته باشد زیرا اینطور وفاداری و محبت شما به هم بیشتر میشود ،برایش بگویید که طبق تحقیقات علمی دینداری به بهبود سلامت روان و ارامش کمک میکند و من میخواهم زندگیمان از این که هست بهتر شود و حرفهایی از این قبیل.

    3-یادتان باشد شما اصلا نباید در تغییر منش همسرتان عجله داشته باشد، ارام ارام و به ترتیب از اثار مهم بعضی چیزهای مهم که ایشان ممکن است انجام ندهند و برای شما در اولویت هستند مثل نماز میگویید و برنامه خود را طی چند سال برای متقاعد کردن ایشان صرفا برای نماز خواندن یا امور مذهبی واجب دیگر قرار میدهید.

    ویرایش توسط همره : ۱۳۹۲/۰۳/۰۶ در ساعت ۱۴:۳۱
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    192
    حضور
    9 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    932



    سلام علیکم
    از همه شما بزرگواران که زحمت کشیدین و به من پاسخ دادید ممنونم.
    خیلی عذر میخوام اما این حرفها در کلام ساده است. وقتی که من زمان خودم در طول روز دانشگاه هستم و بعد با همسرم و خانواده همسرم چه طوری میتونم احساسات معنوی خودمو تقویت کنم؟
    وقتی اگر موقع اذان من برای نماز اقدام کنم همسرم ناراحت میشن و من مجبورم نمازمو دیر بخونم،رفته رفته حتی زمان هایی که ایشون نیست هم نمازم دیرتر خونده میشه.
    من دعا و قرآن میخونم اما نمیدونم چرا تاثیر خیلی کمی در من داره و بیشترین تاثیرو از اطرافم میگیرم.
    من در خیلی مسائل که مطمئن بودم کار درست رو انجام میدم الان به خاطر حرفهای همسرم خیلی متزلزل شدم.
    برای مثال: ایشون اوایل منو مسخره میکردن که یه ذره برنج دور نمیریزی،چند بار شیر ابو بازو بسته میکنی تا اب کمتر هدر شه و...
    کم کم اینقدر بهم گفت که اخه مگه این چند تا برنج میخواد چی کار کنه؟که من واقعا الان دیگه کمتر به دور ریختن مواد عذایی اهمیت میدم.
    من خیلی تلاش کردم تحت هیچ شرایطی با فشار همسرم چادرمو برندارم.اما وقتی در جمع دوستان و خانواده او خانم ها ارایش کرده با لباس های زیبا جلوی همسر من هستن من نمیتونم کمی ارایش نکنم چون میبینم که همسرم چقدر این مدل خانم هارو دوست دارن
    خیلی تنها هستم و در محیط دانشگاه هم دوستان نزدیکم از من خیلی بالاتر نیستن تا بتونم برای حفظ ایمانم ازشون کمک بگیرم.
    چطوری بفهمم حرف من درسته یا همسرم و چطوری تحت تاثیر قرار نگیرم؟
    یک مثال دیگه.مثلا من نماز صبح اگه اول وقت ساعتمو کوک کنم ،همسرم با صدای زنگ بیدار میشن و عصبانی میشن منو بد خواب کردی(نماز صبح کلا نمیخونن و ظهر گاهی میخونن وشبو میخونن)
    من مجبور میشم ساعتو برای نزدیک قضا شدن کوک کنم تا وقتی بد خواب میشن چون نزدیک رفتنشون به سر کاره عصبانی نشن.
    این دو وعده نماز که دیر میخونم تاثیر زیادی در تنها وعده نماز که تنها هستم(ظهر ) داره.
    جلسات مذهبی که میشناسم همه بعد از ظهرا هست که من به دلیل حضور همسرم نمیتونم شرکت کنم.
    در ایامی که همه انسان ها غرق معنویت میشن و به خدا نزدیکتر(مثل ماه رمضان و لیالی قدر...) زندگی ما هیچ فرقی نداره و من هم در این محیط زندگی میکنم و خیلی عذاب میکشم.
    من دو سال تلاش کردم که با بهترین کارها همسرمو به دین جذب کنم اما فهمیدم که شخصیت محکم و استواری دارن که اصلا قابل فروپاشی نیست(حد اقل با چند سال نیست) و من کلا بیخیال تغییر ایشون هستم و میخوام فقط خودمو حفظ کنم
    ویرایش توسط شمیم الزهرا : ۱۳۹۲/۰۳/۰۸ در ساعت ۲۰:۵۵

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    192
    حضور
    9 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    932



    و اینکه بسیار از بچه دار شدن میترسم.چون فرزندی که حاصل چنین خانواده متزلزلی باشه رو دیدم و نمیخوام یک طفل بی گناه قربانی ازدواجی اشتباه بشه.
    و همسرم هم به شدت اصرار به بچه دار شدن دارن و فعلا به بهانه دانشگاه تونستم که ایشونو راضی کنم اما از دی که انشاالله فارغ التحصیل میشم نمیدونم چه جوابی باید بدم؟
    ویرایش توسط شمیم الزهرا : ۱۳۹۲/۰۳/۰۸ در ساعت ۲۲:۳۰

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    سلام مجدد بر شمیم الزهرا

    بله همیشه میان گفتن و عمل تفاوت وجود دارد و عمل سخت تر از گفتن است اما برای رسیدن به هدف راهی جز رفتن و عمل کردن نیست.

    مسلما اجر فردی که شرایط نامساعدتری را تحمل میکند از فرد در شرایط مساعد مضاعف تر است تا الان هم مقاوت شما جای تبریک دارد.


    دوست گرامی ، بیماری های مختلف درمانهای مختلف دارند گاهی برای بعضی بیماری ها مجبورید روش های مختلف را امتحان کنید، گاهی طول میکشد، گاهی فقط مجبور به کنترل ان هستید تا از این بدتر نشود ، گاهی مجبورید دردی را تحمل کنید ولو تا اخر عمر.......!

    در قران امده در جهاد در راه خداوند: ولئن متم او قتلتم الی الله تحشرون ؛ واگر مردید و یا کشته شدید بسوی خداوند باز میگرید (یعنی شما در هر صورت به وظیفه یتان عمل کنید)

    و در جای دیگر امده: لا تکلف الله نفسها الا وسعها ؛ یعنی خداوند از شما نمیخواهد مگر به اندازه وسعتان.

    در رابطه با معنویت ممکن است مجبور باشید فقط زمانی که همسرتان باشد به واجبات ان هم سریع عمل کنید مانعی ندارد دل دادن مهم است.

    همانطور که گفتم با ظرافتهای زنانه جلو همسرتان خود را زیبا کنید و با گفتن جملاتی که خدمتتان در پست قبل عرض کردم ارام ارام وی را متقاعد کنید.


    من مردی را میشناسم که نماز نمیخواند اما سه فرزند او نماز میخوانند و تا حدی به معنویات گرایش دارند شما در راه خداوند با همسرتان مدارا کنید و مادر خوبی برای فرزندانتان باشید خداوند خودش علیم و حکیم است .

    دور از جان شما و همسرتان یزد ملعون فرزند بنام محمد داشت که در راه حقانیت اهل بیت جان خود را از دست داد.


    البته به جناب امیدوار(کارشناس محترم هم اطلاع برای راهنمایی به شما داده میشود منتظر باشید.)
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    192
    حضور
    9 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    932



    سلام به همره محترم.
    من فکر میکنم اگر مشکل من ریزتر بررسی بشه بهتر متوجه بشم که چه کاری انجام بدم.
    چون با جملات کلی زیاد چیزی دستمو نمیگیره.
    من دیگه قصد جذب همسرم به دینو ندارم(اون دو سال تلاش کافی بود،دیگه نه توانشو دارم و نه هیچ انگیزه ای).فقط میخوام خودمو حفظ کنم
    من به اختصار مشکلمو گفتم،اما در مسائل اخلاقی مانند عفت کلام، ، صبوری ، دروغ ، غیبت و... بسیار در تنگنا هستم و متاسفانه همسرم در زمینه اخلاقیات حتی بدتر از اعتقاداتن(البته این دو از هم جدا نیست) مثلا خیلی کلمات زشت و غیر محترمانه و حتی فحش میدن،دروغ و غیبت که اصلا براشون تعریفی نشده و من از نظر حلال بودن مالشون هم هیچ اعتمادی ندارم...
    و خمس هم که طبیعتا نمیدن...

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام به همره محترم.
    من فکر میکنم اگر مشکل من ریزتر بررسی بشه بهتر متوجه بشم که چه کاری انجام بدم.
    چون با جملات کلی زیاد چیزی دستمو نمیگیره.
    من دیگه قصد جذب همسرم به دینو ندارم(اون دو سال تلاش کافی بود،دیگه نه توانشو دارم و نه هیچ انگیزه ای).فقط میخوام خودمو حفظ کنم
    من به اختصار مشکلمو گفتم،اما در مسائل اخلاقی مانند عفت کلام، ، صبوری ، دروغ ، غیبت و... بسیار در تنگنا هستم و متاسفانه همسرم در زمینه اخلاقیات حتی بدتر از اعتقاداتن(البته این دو از هم جدا نیست) مثلا خیلی کلمات زشت و غیر محترمانه و حتی فحش میدن،دروغ و غیبت که اصلا براشون تعریفی نشده و من از نظر حلال بودن مالشون هم هیچ اعتمادی ندارم...
    و خمس هم که طبیعتا نمیدن...

    بله خوندم حرفهای شما رو و تا حدی درکتون میکنم چون من هم تا حدی تو بعضی از شرایط شما بودم و فقط خودمو حفظ کردم و البته سازش با اطرافیان.

    بنده هم نگفتم باید همسرتون رو درست کنید اگه به عرایضم دقت کنید تقریبا تمام جوانب رو خدمتتون گفتم.

    البته تحمل و صبر سخت هست و جز با عنایت خداوند بسیار دشوار هست .

    اگه میخواهید فقط خودتون رو حفظ کنید خواهش میکنم پست های قبلی بنده و دوستان رو با دقت بخونید و نکته برداری کنید،

    به این سئوالات خودتون پاسخ بدید :

    1- چطور جلو گناه بیشتر رو بگیرم؟

    الف- طوری که اون متوجه نشه.......

    ب- طوری که به من بی محبت نشه........

    2-چطور بیشتر بخدا نزدیک بشم؟(لیست کنید)
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود