صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لطفا مرا از این دوراهی برهانید! واقعا نیاز به مشاوره دارم!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    علاقه
    توحید و حق گرایی
    نوشته
    10
    حضور
    3 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    39

    لطفا مرا از این دوراهی برهانید! واقعا نیاز به مشاوره دارم!




    سلام نمیدونستم این حرفارو باید کجای این سایت بزنم... یعنی من مسلمان شدن رو در این نمیدونم که صرفا چون خانوادم مسلمان بودن مسلمان باشم... از کودکی دین برام مهم نبود یعنی برام این معنا نداشت که چرا باید دینمو برتر بدونم و پیروان ادیان دیگه رو نهی کنم یا به شدت بهشون توهین کنم بگم کافر.... ولی اینکه خدا چیه و کیه برام سوال بود ولی خب من مثل تمام بچه دینی ها نماز می خوندم و دلیلشو نمیدونستم و .... ...
    اما یک دفعه تصمیم گرفتم نماز خوندن ر قطع کنم چون اون نماز بدون دلیل برام معنایی نداشت جز به سخره گرفتن نیروی مطلق... بزرگتر شدم .... با خارجی ها صحبت کردم و ناگهان با واژه ی بی خدا روبه رو شدم چیزی که برام تازگی داشته... بی خدایی .. کفر مطلق.... یعنی تا بحال شنیده بودم کسانی هستن که دینی ندارند ولی اعتقاد به خدا نداشتن برام قابل هضم نبود و به مبارزه و بحث با اونا پرداختم حتی یکی از اونا متقاعد شده بود ولی اونایی که قبول نداشتن سوالایی از من پرسیدن که من حتی نمیتونستم جواب بدم.. مگه من مسلمان نبودم؟ من چگونه مسلمانی بودم که حتا یارای پاسخ گویی به سوال های ساده ی اونا نداشتم... این چگونه دین داری بود که من داشتم... منی که نماز رو انداخته بودم کنار چگونه کسانی که نمیدونستن اسلام چیه رو میخواستم بسوی خدا بیارم؟؟؟؟؟؟؟؟! نادان بودم ولی من سنی نداشتم زیاد ولی تصمیم گرفتم ادیان رو مطالعه کنم از الهیش تا غیر الهیش .. همشو خوندم مطالعه کردم با موافقان و مخالفانشون حرف زدم.... و پس از چند سال . و کمک از کتاب های پر محتوای دینی در مدارس و به خصوص قرآن کریم و یکی از معلم هام که دیگه ازش سراغی ندارم.... به این نتیجه رسیدم که اسلام واقعا دین حقه... اما همیشه دین یکی بوده و هست و انتخاب دین دیگه برام معنا نداره یعنی تنها دین باید دین ابراهیم حنیف یا حق گرا باشه و خاتم آن حضرت محمد... حتی کتاب های ضد ... رو هم خوندم و اکنون میتونم به صراحت میتونم بگم همش پوچ و بی ارزش و غیر عقلانیه و فقط دید مادی در اون درنظر گرفته میشه همراه با ترس با گول خوردن.... و واقعا گاهی متاسف می شدم از اینکه تنها کوکورانه باید راهی را پیش برد...
    د.باره اومدم سر خونه ی اول و مسلمان بودن و دوباره مانند یک مسلمان زندگی کردم ولی الان توی دوراهی قرار گرفتم واقعا نمیدونم چکار باید بکنم شاید اطلاعاتی که سراغشون رفتم تنها 13 یا 14 سال داشتم و این باعث شده که الان که 18 سال دارم با انباری از اطلاعات و اینکه همیشه خودم بود که در مقابل مبارزه کردم و اندیشه کردم ... دیگه بریدم ... میدونم همش تفصیر خودم بوده و بی پروایی خودم! واقعا نمیدونم چرا احساس پوچی میکنم دیگه این دنیا برام ارزشی نداره ... حتی علاقه ای به ازدواج ندارم چون جایی که زندگی میکنم نمیتونم با عقاید و ریاکاری و ربا خواری ها و حق کشی ها کنار بیام...... دوست دارم زود تر از جایی که نمیخوام اسمشو ببرم به یه جای دیگه برم ولی دخترم چطوری ؟! احساس میکنم علمی که باعث کشتن دیگری باعث ظلم بخواد بشه همان بهتر که نشه ... از اینکه طبیعت داره نابود میشه حالم بد میشه از اینه احساس میکنم این منم من انسان که دارم با دست خوم خودمو به نابودی میکشونم بدم میاد ... همشو از حرص و از میدونم از اینکه در دنیای واقعی که مانند یک بازی هست حالم بهم میخوره و مدام از سرزنش های اطرافیان خسته شدم... برام فرقی نداره که اکنون چه انسانی باشه کجا زندگی کنه و چه دینی داشته باشه چون مطمئنم اکثر انسان ها فقط نام دینو دارن ولی واقعا خودشون هم نمیدونن چرا از اون دین ها دارن پیروی میکنن.... و میدونم با بندگی و خلوص و ایمان میشه آدم هایی که یکمی نشانه ی حقیقت گرایی توی ضمیرشون باشه و در خودشون نکشه باشن به حق دعوت کرد .. حق یعنی توحید .... و عدل الهی.... اما با این دوراهی ها چه کنم.... حتی گاهی تند خویی هم میکنم درمورد عقاید کورکورانه... کسی نیست از مشاوران اینجا که منو راهنمایی کنه... من جز همین اینترنت راهی برای ارتباط با افراد کارشناس دینی ندارم... ممنون

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,511
    حضور
    174 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58276



    با نام و یاد دوست




    لطفا مرا از این دوراهی برهانید! واقعا نیاز به مشاوره دارم!






    لطفا مرا از این دوراهی برهانید! واقعا نیاز به مشاوره دارم!




  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151445



    سلام بر شما خواهر بزرگوار
    خدا رو شکر که اسلام را آن طور که باید شناخته اید و اهل تحقیق و بررسی بوده اید.
    بله بزرگان اخلاق می گویند بزرگترین نعمت، نعمت هدایت است و شکر متناسب را می طلبد.
    وقتی داستان ائمه و انبیا را می خوانیم می بینیم آنها در همین زندگی دنیایی و در کنار دیگران رشد کردند
    خیلی ها با شهوت به جهنم می روند ولی یوسف به بهشت می رود.
    هابیل در کنار قابیل زندگی می کرد
    یوسف در کنار برادران حسود و کینه توز
    و حضرت موسی در دل حکومت پادشاهی بزرگ شد
    حضرت ابراهیم عمویش آذر را نصیحت می کرد که بت نپرست و...
    و آسیه با صبر و ایمانش که در کنار طاغوتی که ادعای خدایی می کرد به جایی رسید که در قرآن او را به عنوان الگوی همه مؤمنان، مرد و زن، نام برده اند
    «و ضَربَ اللهُ مَثَلاً لِلذينَ آمَنُوا امرَاَةَ فِرعَونَ اذ قالَتْ رَبِّ ابْنِِ لِي عِندَكَ بَيتاً فِي الجَنّةِ و نَجِّني مِن فِرعَونَ و عَمَلِهِ و نَجِّني مِنَ القَومِ الظالِمِين» (تحريم، 11)؛ براى كسانى كه ايمان آوردند خداوند همسر فرعون را مَثل آورده آنگاه كه گفت: پروردگارا پيش خود در بهشت براى من خانه اى بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات بخش و مرا از دست مردم ستمگر برهان.
    همین الان هم بسیاری از مسؤولان خداشناس با سختی کار می کنند به عنوان نمونه دوستی دارم قاضی است او از برخی از همکاران نادرستش در رنج است ولی می گوید چاره چیست نباید ما صحنه را برای رشوه گیران خالی کنیم.
    برای این که توان بیشتری داشته باشید باید به خدا پناه ببرید و از ایشان کمک بخواهید
    برای خود دوستانی همدل و هم کیش بیابید
    از خواهران ایمانی و موفق این سایت دوست برگزینید
    در زندگی مدیریت زمان داشته باشید: عبادت، تلاش، معاشرت سالم و استفاده از لذت های حلال. در روایت بیان شده که استفاده از لذت های حلال را نباید کم بگیریم چون نشاط و انرژی ما را برای سه بخش اول بیشتر می کند
    اگر سئوالی بود باز بفرمایید در خدمت شما هستم.
    سعی کنید با توجه به دقت های روان شناختی امر به معروف و نهی از منکر، افرادی را که بیشتر مستعد هستند، را کمک کنید
    موفق باشید

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کارم ، سریال کره ایی ، دعا کردن ، ایترنت و رایانه
    نوشته
    2
    حضور
    2 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    7



    من هم در جوانی سال ها دچار تزلزل و شک بودم .. دین مادر و پدرم نسبتا درست بود اما تو بعضی جزییات کمکاری داشتن من فک میکردم مطالعه کتاب یا شبهات دینی با مطالعه خود قرآن خیلی فرقی ندارد
    توحی - عدل - معاد آنطوری که الان هست در دل من محکم نبود
    وقتی به سن تکلیف ر سیدم حس میکردم دینم و مسلمان بودن بیخوده چون من چیزی را خودم تجربه نکرده بودم و ارثی بهم رسیده بود
    اما
    هیچ گاه تا قبل اینکه در مورد فکر هایی که تو ذهنم بود به یقین نرسیدم نماز یا اعتقاد دیگه از گذشته ام را رها نکردم
    پایه را نگه داشتم
    و دنبال یه سرنخ یه راهی برا شناخت کلاملا انفرادی خدا - دین - پیامبر بودم.
    هیچ گاه دلم به هیچ کتابی یا حرفی محکم نشد
    بجز به قرآن

    من از 18 سالگی خواندن روزی 1 صفحه از قرآن فقط به هدف نزدیک شدن به خدا می خونم اما
    همین قرآن دل مرا دربرابر همهد چیز محکم کردن و چرایی بوجود آودن این دوگانگی ها
    کمبود ها ، بی عدالتی ، نافرجام ها حتی مسائل دنیوی مثل طلاق زلزله روابط انسان ها گوناگونی نژاد یا نتها شدن انسان
    بدستم اومد

    قرآن مستقیما چیزهایی که نیاز داشتم را نوینویسه بلکه عملا آنهارا در نفس مطمئنه من تزریق میکنه


    خلاصه حرفم: برای رفع دو دلی ات یه مدت قرآن بعلوه فهمیدن آن مستمر اما سبک بخوان ... متن+معنی یادت نره مهم اونه
    اِنّ اللهَ وَ مَلائِکتهَ یُصلونَ علَی النَبی ، یا اَیهَا الَذینَ آمَنوا صَلوا عَلیهِم وَ سَلِموا تَسلیما

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر بی نشان نمایش پست ها
    و میدونم با بندگی و خلوص و ایمان میشه آدم هایی که یکمی نشانه ی حقیقت گرایی توی ضمیرشون باشه و در خودشون نکشه باشن به حق دعوت کرد .. حق یعنی توحید .... و عدل الهی.... اما با این دوراهی ها چه کنم.... حتی گاهی تند خویی هم میکنم درمورد عقاید کورکورانه... کسی نیست از مشاوران اینجا که منو راهنمایی کنه... من جز همین اینترنت راهی برای ارتباط با افراد کارشناس دینی ندارم... ممنون
    سلام
    باید به شما که برای کشف حقیقت ذهنی سعی و تلاشی اینچنین کردید آفرین گفت
    کارتون قابل ستایش و تقدیره
    اما چیزی که شما بهش رسیدید فقط میتونه ذهن شما رو قانع کنه
    اما همانطور که خودتون گفتید درونتون آرام نگرفته و هنوز عمق اونو پیدا نکردید
    اما نگران نباشید به خودتون فشار عصبی وارد نکنید
    بگو با تحقیق و تلاش به اینجا رسیدم اما این پایان راه نیست
    بلکه کاری که کردم قدمهای ارزشمندی در یک راه پرشکوهه
    باید استقامت کنید و اطمینان و یقینی رو که بدست آوردین با شک و دو دلی عوض نکنید
    همچنان معیارتون همون ارزشهای والایی باشه که بدست آوردین اونو با عمل افراد محک نزنید بلکه افراد رو با اون محک بزنید
    او در حقیقت ، حقیقت شماست براش ارزش قائل بشید و به این سادگیها از دستش ندین
    بذارید مردم و دنیا هرطور میخواد باشه شما با اون حقایق والا باقی بمونید
    ولی همچنان راه بازه
    حالا که میدونی چه مکتب و آئینی حقه بیشتر درش مطالعه کن تا مقصد و راه رو بهتر بشناسی
    بعد در راه حقیقتی که یافتی استقامت کن
    اگر خار مغیلان بیابان جامعه تورا هم آزار دهد همچنان مسیرت رو ادامه بده
    هرجایی هستی با هرکه و در هر شرایط
    بدان که او با شماست
    و هو معکم اینما کنتم
    با اونی که دائما باهاته انس بگیر و به گل روی او از همه خطاها و زشتیها چشم پوشی کن
    شیخ ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
    و اما بعد از این باید راه درون رو پیدا کنی
    راه جان ، راه چشیدن و دیدن آن حقایقی که در مقام ذهن و عقل بهش رسیدی
    تا جان آرام گیرد و دل راضی شود
    و این مسیر مسیر معرفت و عشق الهی است
    و این راهی است که همیشه و بر همگان باز است
    من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی عشقنی
    کار آسان نیست
    تنها راه آسان شدنس دست زدن به دامان رهبران راه است
    چنگ زدن به محبت و تبعیت از پاکان پاک
    و البته اینها خود راههایی دارند
    راههایشان عالمان پرهیزکار و رسیده به جان حقیقت
    آنها را جستجو کن و در کنارشان آرام بگیر
    سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین
    فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی
    خدایت را برای یافتنش فریاد کن التماس کن گریه کن که او اجابت کننده است
    و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان
    یا علی
    و هوالله الهادی الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    مسائل مذهبی
    نوشته
    326
    حضور
    1 روز 22 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1424



    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر بی نشان نمایش پست ها
    سلام نمیدونستم این حرفارو باید کجای این سایت بزنم... یعنی من مسلمان شدن رو در این نمیدونم که صرفا چون خانوادم مسلمان بودن مسلمان باشم... از کودکی دین برام مهم نبود یعنی برام این معنا نداشت که چرا باید دینمو برتر بدونم و پیروان ادیان دیگه رو نهی کنم یا به شدت بهشون توهین کنم بگم کافر.... ولی اینکه خدا چیه و کیه برام سوال بود ولی خب من مثل تمام بچه دینی ها نماز می خوندم و دلیلشو نمیدونستم و .... ...
    اما یک دفعه تصمیم گرفتم نماز خوندن ر قطع کنم چون اون نماز بدون دلیل برام معنایی نداشت جز به سخره گرفتن نیروی مطلق... بزرگتر شدم .... با خارجی ها صحبت کردم و ناگهان با واژه ی بی خدا روبه رو شدم چیزی که برام تازگی داشته... بی خدایی .. کفر مطلق.... یعنی تا بحال شنیده بودم کسانی هستن که دینی ندارند ولی اعتقاد به خدا نداشتن برام قابل هضم نبود و به مبارزه و بحث با اونا پرداختم حتی یکی از اونا متقاعد شده بود ولی اونایی که قبول نداشتن سوالایی از من پرسیدن که من حتی نمیتونستم جواب بدم.. مگه من مسلمان نبودم؟ من چگونه مسلمانی بودم که حتا یارای پاسخ گویی به سوال های ساده ی اونا نداشتم... این چگونه دین داری بود که من داشتم... منی که نماز رو انداخته بودم کنار چگونه کسانی که نمیدونستن اسلام چیه رو میخواستم بسوی خدا بیارم؟؟؟؟؟؟؟؟! نادان بودم ولی من سنی نداشتم زیاد ولی تصمیم گرفتم ادیان رو مطالعه کنم از الهیش تا غیر الهیش .. همشو خوندم مطالعه کردم با موافقان و مخالفانشون حرف زدم.... و پس از چند سال . و کمک از کتاب های پر محتوای دینی در مدارس و به خصوص قرآن کریم و یکی از معلم هام که دیگه ازش سراغی ندارم.... به این نتیجه رسیدم که اسلام واقعا دین حقه... اما همیشه دین یکی بوده و هست و انتخاب دین دیگه برام معنا نداره یعنی تنها دین باید دین ابراهیم حنیف یا حق گرا باشه و خاتم آن حضرت محمد... حتی کتاب های ضد ... رو هم خوندم و اکنون میتونم به صراحت میتونم بگم همش پوچ و بی ارزش و غیر عقلانیه و فقط دید مادی در اون درنظر گرفته میشه همراه با ترس با گول خوردن.... و واقعا گاهی متاسف می شدم از اینکه تنها کوکورانه باید راهی را پیش برد...
    د.باره اومدم سر خونه ی اول و مسلمان بودن و دوباره مانند یک مسلمان زندگی کردم ولی الان توی دوراهی قرار گرفتم واقعا نمیدونم چکار باید بکنم شاید اطلاعاتی که سراغشون رفتم تنها 13 یا 14 سال داشتم و این باعث شده که الان که 18 سال دارم با انباری از اطلاعات و اینکه همیشه خودم بود که در مقابل مبارزه کردم و اندیشه کردم ... دیگه بریدم ... میدونم همش تفصیر خودم بوده و بی پروایی خودم! واقعا نمیدونم چرا احساس پوچی میکنم دیگه این دنیا برام ارزشی نداره ... حتی علاقه ای به ازدواج ندارم چون جایی که زندگی میکنم نمیتونم با عقاید و ریاکاری و ربا خواری ها و حق کشی ها کنار بیام...... دوست دارم زود تر از جایی که نمیخوام اسمشو ببرم به یه جای دیگه برم ولی دخترم چطوری ؟! احساس میکنم علمی که باعث کشتن دیگری باعث ظلم بخواد بشه همان بهتر که نشه ... از اینکه طبیعت داره نابود میشه حالم بد میشه از اینه احساس میکنم این منم من انسان که دارم با دست خوم خودمو به نابودی میکشونم بدم میاد ... همشو از حرص و از میدونم از اینکه در دنیای واقعی که مانند یک بازی هست حالم بهم میخوره و مدام از سرزنش های اطرافیان خسته شدم... برام فرقی نداره که اکنون چه انسانی باشه کجا زندگی کنه و چه دینی داشته باشه چون مطمئنم اکثر انسان ها فقط نام دینو دارن ولی واقعا خودشون هم نمیدونن چرا از اون دین ها دارن پیروی میکنن.... و میدونم با بندگی و خلوص و ایمان میشه آدم هایی که یکمی نشانه ی حقیقت گرایی توی ضمیرشون باشه و در خودشون نکشه باشن به حق دعوت کرد .. حق یعنی توحید .... و عدل الهی.... اما با این دوراهی ها چه کنم.... حتی گاهی تند خویی هم میکنم درمورد عقاید کورکورانه... کسی نیست از مشاوران اینجا که منو راهنمایی کنه... من جز همین اینترنت راهی برای ارتباط با افراد کارشناس دینی ندارم... ممنون

    //////////////////////////////////

    بسمه تعالی

    با سلام

    مشکل شما در این است که نمی دانید اصول دین را باید با تحقیق قبول کنید


    و برای انجام فروع دین دیگر مشکلی نیست چون اصول دین را با اعتقاد قبول کرده اید

    ثانیا ما خودمان و خانواده و اطرافیانمان را باید در جهت کمال انسانی بسازیم

    تا بتوانیم اگر لازم شد هدایتگر افراد جاهل هم باشیم تا وقتی که شما بنشینید و دنبال

    کسی بگردید که خوب دین را عمل کند زیاد موفق نیستید زیرا از نهاد و درون انسانهای دیگر باخبر نیستیم

    و شاید کار آنها به اندازه دانسته هایشان باشد و خدا بیشتر از ایشان انتظار نداشته باشد البته اگر سعی خود را کرده باشند

    و در ضمن برای خود اهداف مومنانه داشته باشید تا زندگی تان به پوچی نگراید

    اگر وقت شد ادامه خواهم داد ............





    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    809
    حضور
    33 روز 4 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    1
    گالری
    55
    صلوات
    3874



    سلام
    ببينيد من فكر مي كنم شما در "تفكر انتزاعي"(تفکر حل مسئله ای،يعني طرز فكري كه شخص خودش بتواند از راه عقلي بسياري از مسائل را كه حتي اطلاعات چنداني نسبت به آن ندارد حل كند.) يه مقدار مشكل دارين. شما انبار بزرگي از اطلاعات دارين در حالي كه قابليت استنباط اين اطلاعات رو به تناسب اطلاعاتتون ندارين.
    شخصا هر چند ماه كه تفكرم به سمت پوچ گرايي و عدم تفكر انتزاعي ميره با خوندن كتب فلسفي آرامش مي گيرم.پيشنهاد من اينه كه حتما فلسفه بخونيد البته فلسفه چيز سنگيني نيست فقط كافيه از اساتيداسك دين بخواهيد چند كتاب بهتون معرفي كنن.فلسفه دريچه اي به جهاني با طرزفكري متفاوت.
    (البته همه اين توضيحات و راه حل به شرطيه كه من مسئله و مشكل(عدم تفكر انتزاعي) رو درست تشخيص داده باشم.)
    البته توصيه هاي جناب حامي رو جدي بگيريد ويكبار ديگه عميق مطالعه كنيد.حرفاشون بجاست،خصوصا در مورد نشاط حلال من احساس مي كنم شما به خاطر دختر بودنتون برخي از شادي ها و نشاط زندگي رو از دست داديد چراشو نمي دونم .
    سعي كنيديه برنامه مطالعاتي مناسب و متناسب با سنتون در نظر بگيريد.والبته همين اسك دين واقعا نشاط و سرزندگي وآگاهي هاي زيادي به آدمي مي دهد كافيه به قسمت هاي مختلف سايت يه سري بزنيد.ونوشته هاي جناب حامي هم معمولا توام با خنده و طنزه و به دل ميشينه همينطور ساير اساتيد بزرگ وار مثل جناب روح بخش كه بيشتر در امور عرفان و خداشناسي و ... فعالن وصحبتاشون آرامش خوبي به آدم مي ده.خوب من زياد وبزرگ تر از خودم حرفيدم.
    فعلا خدا نگه دار.
    شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی***مردی از خویش برون آید و کاری بکند

    کو کریمی که ز بزم طربش غمزده ای***جرعه ای درکشد و دفع خماری بکند

    یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب***بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ورزش،مطالعه،تفریح،فیلم
    نوشته
    394
    حضور
    13 روز 21 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    2303



    سلام
    من هم خیلی خوشحال شدم که شما با این پشتکار و تلاش و تحقیق تونستید بفهمید که قضیه چی به چیه
    بنظر من شما کمی کمی افسرده شدید چون یبار در سن پایین یه چیز دیگه رو قبول کردید و حالا با عقل و دلیل فهمیدید که راه درست یه چیز دیگه هست پس این دو یه تضاد درونی بوجود میاره که تنها راهش رفتن به باطن چیزی هست که شما بهش رسیدید
    بنظر من این دوراهی نباید شما رو دلسرد کنه چرا که این راهی که انتخاب کردید مطمعنا ابتدای کارش راه اسونی نیس
    شما با دل و جان صبر داشته باشید و با تمرکز همین راه رو برید و روز به روز به دامنه اطلاعاتتون و شناخت حقیقی خودتون بیافزایید
    کم کم بعد از مدتی این دل زدگی این احساسی که حتی نشاط و شادابی رو از شما گرفته از بین می ره
    دو اصل رو رعایت کنید
    1:تلاش و پشتکار در همین راه و عدم قطع امید به خدا
    2:سعی کنید تا می تونید از تنهایی بپرهیزید سعی کنید ارتباطاطون زیاد کنید و جواب سوالاتتون رو از هر طریقی که شده پیدا کنید ولی از ته دل همیشه این امید داشته باشید که دین حقه
    همچنین هر چیزی که باعث بوجود اومدن افسردگی می شه بپرهیزید
    بازم خیلی خوشحالم شما با این سطح تفکر و ایمان با این سن
    یا علی


  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    7
    حضور
    2 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    24



    به نام خالق حوا

    خواهرم سلام

    یه نکته ای رو خدمتت عرض کنم !

    شما مسلمون شدی ولی مومن نشدی هنوز ، علم داری اما به این علمت ایمان نداری !
    تو میدونی خدا هست شاید خیلی بهتر از من اما هنوز عاشق خدا نشدی ، چه خوبه که علمت به سمت محبت کشیده بشه !

    ذکری که شما می گی با ذکری که یه آأم نا آگاه می گه باید باهم فرق داشته باشه .

    اسلام حقه ، میدونیم . مهم اینه که چقدر بتونیم به این حقانیت نزدیک بشیم و با پند و موعظه ی حسنه بقیه رو هم به این راه بکشونیم

    و در ضمن این که می گی این علم باعث احساس پوچی شده ،

    وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ

    یا علی
    شاید از حادثه می ترسیدیم

    تو به ما قدرت طوفان دادی



    پدر دو بخش دارد ؛ یک بخش بالای نی و دیگری سینه ی صحرا ،
    اما این که عمو چند بخش دارد را پدر می داند و خدا .

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    علاقه
    توحید و حق گرایی
    نوشته
    10
    حضور
    3 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    39



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    سلام بر شما خواهر بزرگوار
    خدا رو شکر که اسلام را آن طور که باید شناخته اید و اهل تحقیق و بررسی بوده اید.
    بله بزرگان اخلاق می گویند بزرگترین نعمت، نعمت هدایت است و شکر متناسب را می طلبد.
    وقتی داستان ائمه و انبیا را می خوانیم می بینیم آنها در همین زندگی دنیایی و در کنار دیگران رشد کردند
    خیلی ها با شهوت به جهنم می روند ولی یوسف به بهشت می رود.
    هابیل در کنار قابیل زندگی می کرد
    یوسف در کنار برادران حسود و کینه توز
    و حضرت موسی در دل حکومت پادشاهی بزرگ شد
    حضرت ابراهیم عمویش آذر را نصیحت می کرد که بت نپرست و...
    و آسیه با صبر و ایمانش که در کنار طاغوتی که ادعای خدایی می کرد به جایی رسید که در قرآن او را به عنوان الگوی همه مؤمنان، مرد و زن، نام برده اند
    «و ضَربَ اللهُ مَثَلاً لِلذينَ آمَنُوا امرَاَةَ فِرعَونَ اذ قالَتْ رَبِّ ابْنِِ لِي عِندَكَ بَيتاً فِي الجَنّةِ و نَجِّني مِن فِرعَونَ و عَمَلِهِ و نَجِّني مِنَ القَومِ الظالِمِين» (تحريم، 11)؛ براى كسانى كه ايمان آوردند خداوند همسر فرعون را مَثل آورده آنگاه كه گفت: پروردگارا پيش خود در بهشت براى من خانه اى بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات بخش و مرا از دست مردم ستمگر برهان.
    همین الان هم بسیاری از مسؤولان خداشناس با سختی کار می کنند به عنوان نمونه دوستی دارم قاضی است او از برخی از همکاران نادرستش در رنج است ولی می گوید چاره چیست نباید ما صحنه را برای رشوه گیران خالی کنیم.
    برای این که توان بیشتری داشته باشید باید به خدا پناه ببرید و از ایشان کمک بخواهید
    برای خود دوستانی همدل و هم کیش بیابید
    از خواهران ایمانی و موفق این سایت دوست برگزینید
    در زندگی مدیریت زمان داشته باشید: عبادت، تلاش، معاشرت سالم و استفاده از لذت های حلال. در روایت بیان شده که استفاده از لذت های حلال را نباید کم بگیریم چون نشاط و انرژی ما را برای سه بخش اول بیشتر می کند
    اگر سئوالی بود باز بفرمایید در خدمت شما هستم.
    سعی کنید با توجه به دقت های روان شناختی امر به معروف و نهی از منکر، افرادی را که بیشتر مستعد هستند، را کمک کنید
    موفق باشید
    از کمک شما واقعا متشکرم راستش من خیلی دیر دوباره اومدم این سایت تا جواب بدم و از این بابت شرمنده ... راستش همون موقع کامپیوترم دچار نقص شدو من نتونستم بیام و تا الان طول کشید... توی این مدت خیلی چیزا رو برای خودم تغییر دادم و فکر میکنم کمی آرام شدم و لی قطعا از راهکار های شما بیشتر بهره خواهم برد... ممنونم!

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۲/۰۷/۲۳, ۱۲:۲۵ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود