صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و دیدگاه آن در مورد نگاه به گذشته

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143

    قرآن و دیدگاه آن در مورد نگاه به گذشته




    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    سلام بر همه عزیزان :

    چند سوال برای بنده پیش آمده که امیدورام کارشناسان بزرگوار و سایر کابران عزیز بنده را در یافتن پاسخ آنها یاری کنند.

    قرآن کریم در آیات 134 و 141 سوره مبارکه بقره چنین می فرماید :

    " تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ "

    "
    آن جماعت را روزگار به سر آمد دستاورد آنان براى آنان و دستاورد شما براى شماست و از آنچه آنان می كرده‏ اند شما بازخواست نخواهيد شد " ترجمه فولادوند

    " آنها امتي بودند كه درگذشتند، اعمال آنها مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شما است، و هيچگاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود " ترجمه آیت الله مکارم شیرازی

    با توجه به این آیه شریفه سوالات زیر مطرح است :

    1) در این آیه خداوند به چه مفهومی اشاره دارد ؟ آیا این خبر قرآن می تواند حاوی دستوراتی در مورد تحقیق در گذشته باشد ؟

    2) طبق این آیه حکم تحقیق در گذشته چیست ؟ حکم تحقیق در وضعیت افراد و یا صدور رای در مورد آنان و اعمالشان چطور ؟

    3) منظور از اینکه اعمال آنها برای خودشان است و اعمال شما برای خودتان چیست ؟ آیا بیان نمی کند که مطرح کردن حال اقوام گذشته ( صرف نظر از جنبه عبرت پذیری از آن ) نفعی برای ما ندارد ؟ اینکه ما اعمال افراد را بیاوریم و مورد بررسی قرار داده و حکم بطلان یا حق بودن بر آن بزنیم آیا طبق این آیه بدون فایده نمی باشد ؟

    4) به طور کلی نظر قرآن در مورد تحقیق در گذشته چیست ؟ قرآن چه نظری در مورد رد اعمال یک گروه و حق دانستن اعمال گروه دیگر توسط ما انسان ها دارد ؟

    با تشکر فروان

    آخِرُ دَعْوَانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ





  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست




    قرآن و دیدگاه آن در مورد نگاه به گذشته





    کارشناس بحث: مقداد




  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرسول نمایش پست ها
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    سلام بر همه عزیزان :

    چند سوال برای بنده پیش آمده که امیدورام کارشناسان بزرگوار و سایر کابران عزیز بنده را در یافتن پاسخ آنها یاری کنند.

    قرآن کریم در آیات 134 و 141 سوره مبارکه بقره چنین می فرماید :

    " تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ "

    "
    آن جماعت را روزگار به سر آمد دستاورد آنان براى آنان و دستاورد شما براى شماست و از آنچه آنان می كرده‏ اند شما بازخواست نخواهيد شد " ترجمه فولادوند

    " آنها امتي بودند كه درگذشتند، اعمال آنها مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شما است، و هيچگاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود " ترجمه آیت الله مکارم شیرازی

    با توجه به این آیه شریفه سوالات زیر مطرح است :

    1) در این آیه خداوند به چه مفهومی اشاره دارد ؟ آیا این خبر قرآن می تواند حاوی دستوراتی در مورد تحقیق در گذشته باشد ؟

    2) طبق این آیه حکم تحقیق در گذشته چیست ؟ حکم تحقیق در وضعیت افراد و یا صدور رای در مورد آنان و اعمالشان چطور ؟

    3) منظور از اینکه اعمال آنها برای خودشان است و اعمال شما برای خودتان چیست ؟ آیا بیان نمی کند که مطرح کردن حال اقوام گذشته ( صرف نظر از جنبه عبرت پذیری از آن ) نفعی برای ما ندارد ؟ اینکه ما اعمال افراد را بیاوریم و مورد بررسی قرار داده و حکم بطلان یا حق بودن بر آن بزنیم آیا طبق این آیه بدون فایده نمی باشد ؟

    4) به طور کلی نظر قرآن در مورد تحقیق در گذشته چیست ؟ قرآن چه نظری در مورد رد اعمال یک گروه و حق دانستن اعمال گروه دیگر توسط ما انسان ها دارد ؟

    با تشکر فروان

    آخِرُ دَعْوَانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ



    با عرض سلام و ادب

    در رابطه با این آیه باید عرض کنم:

    این آیه پاسخ به يکى از اشتباهات يهود است ، چرا که آنها بسيار روى مساءله نياکانشان و افتخارات آنها و عظمتشان در پيشگاه خدا تکيه مى کردند و گمانشان اين بود که اگر خودشان آلوده باشند در پرتو چنين نياکانى اهل نجاتند.
    قرآن مى گويد: «آنها امتى بودند که درگذشتند، و اعمالشان مربوط به خودشان است ، و اعمال شما نيز مربوط به خود شما است:تلک امة قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم ».
    «و شما هرگز مسئول اعمال آنها نخواهيد بود- همانگونه که آنها مسئول اعمال شما نيستند- : و لا تسئلون عما کانوا يعملون».

    بنا بر اين به جاى اينکه تمام همّ خود را مصروف به تحقيق و مباهات و افتخار نسبت به نياکان خود کنيد در اصلاح عقيده و عمل خويش بکوشيد.

    گر چه ظاهرا مخاطب در اين آيه يهود و اهل کتابند ولى پيدا است اين حکم مخصوص آنها نيست ، ما مسلمانان نيز مشمول همين اصل اساسى هستيم که (از فضل پدر تو را چه حاصل ؟)!.[1]

    این دو آیه در صدد بیان این نکته مهم اخلاقی و عملی است که يک ملت زنده بايد به اعمال خويش متکى باشد نه به تاريخ گذشته خويش ، و يک انسان بايد به فضيلت خود متکى باشد چرا که از فضل پدر تو را چيزى حاصل نمى شود، هر چند پدرت فاضل باشد!.بنابراین این آیات با آیات دیگری که به بررس و عبرت گیری از تاریخ گذشتان سفارش می کنند،هیچگونه منافاتی ندارند.

    اما آیات دیگری در قرآن داریم که به تحقیق و تفکر و تدبر در سرنوشت گذشتان و پند و عبرت گیری از آنها سفارش شده است.
    در بيش از ده آيه قرآن، مردم را تشويق و ترغيب به مسافرت«سير في الارض»[2] نموده است. مسافرت و سير در زمين در فرهنگ قرآن، به معناي جهان گردي بي هدف نيست. بلكه به معناي پندگيري و عبرت آموزي و شناخت نشانه هاي خداوند و آگاهي از قدرت او و بررسي حوادث تاريخي گذشتگان است.«أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ...؛[3] آيا آنها سير در زمين نمي كنند، تا بنگرند سرنوشت آنان (طغيان گران پيشين) چگونه شد؟...»

    «قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ؛[4] بگو! سير در زمين داشته باشيد تا بنگريد عاقبت تكذيب كنندگان چگونه شد.»

    قرآن مجید نه تنها دوران های گذشته را با حال حاضر و زمان حاضر را با تاریخ گذشته پیوند می دهد بلکه پیوند فکری و فرهنگی نسل حاضر با گذشتگان را برای درک حقایق، لازم و ضروری می داند زیرا از ارتباط وگره خوردن این دو زمان (گذشته وحال) وظیفه و مسئولیت آیندگان روشن می شوند ، « قد خلقت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض »[5]
    خداوند سنت هایی را در اقوام گذشته قرار داده که آن سنن هرگز جنبه اختصاصی ندارد بلکه به صورت یک سلسله قوانین جهانی درباره همگان و هر سه زمان آینده، حال و گذشته اجرا می شود. در این سنن پیشرفت و تعالی افراد با ایمان ، مجاهد ، متحد و بیدار پیش بینی شده و شکست و نابودی ملت های پراکنده ،بی ایمان و آلوده به گناه در تاریخ بشریت ثبت گردیده است.
    شناخت و علم به تاریخ برای هر ملتی اهمیت حیاتی دارد در تاریخ خصوصیات اخلاقی ، کارهای نیک و بد ، آرا و سنت های فکری گذشتگان برای ما بازگو می شود و علل سقوط و سعادت و کامیابی و ناکامی جوامع انسانی را در اعصار و قرون مختلف نشان می دهد در حقیقت تاریخ گذشتگان آئینه زندگی روحی و معنوی برای آیندگان است و لذا به همین خاطر است که قرآن مجید به مسلمانان دستور می دهد تا در روی زمین بگردند و سیر نمایند و در آثار پیشینیان و ملت های گذشته و زمامداران و فراعنه گردنکش و جبار دقت کنند و بنگرند که پایان کار کسانی که کفر ورزیدند و پیامبران خدا را تکذیب کردند و بنیان ظلم و فساد را در زمین بنا نهاده و مستحکم کرده اند چگونه است و بدانند که سرانجام کار آنها به کجا منتهی شده است.تاریخ گذشتگان مملو از درس ها و پندهای ذی ارزش برای آیندگان است و انسان ها می توانند با بهره برداری درست از تاریخ مسیر حیات و زندگی صحیح خویش را بشناسند .

    بنا بر این هر گروه از این آیات به دنبال بیان مطلبی جداگانه و متفاوت هستند.آیات 134 و 141 سوره بقره این واقعیت را برای انسان ها بیان می کنند که به جاى اینکه تمام هم خود را مصروف به تحقیق و مباهات و افتخار نسبت به نیاکان خود کنید در اصلاح عقیده و عمل خویش بکوشید.چرا که اعمال نیک یا بد گذشتگان به پای شما نوشته نخواهد شد و هر شخصی باید پاسخگوی اعمال خود باشد.

    گروه دوم آیاتی که اشاره شد به این نکته سفارش و رهنمود م یشوند که با اطلاع از رفتار و کردار و سرنوشت آنها،عبرت بگیرید تا به سرنوشت بد آنها گرفتار نشوید.


    پی نوشتها:
    [1]. تفسیر نمونه،ذیل آیه 134 بقره.

    [2] . يوسف/ 109، حج/ 46، روم/ 9، فاطر/ 44، غافر/ 21، 82، آل عمران/ 137، انعام/ 11، نحل/ 36، نحل/ 69، عنكبوت/ 20، روم/ 42.

    [3] . يوسف/ 109.

    [4] . انعام/ 11.

    [5]. آل عمران/136.

    قرآن و دیدگاه آن در مورد نگاه به گذشته
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  7. صلوات ها 2


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143



    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    با سلام و تشکر به خاطر وقتی که صرف پاسخگویی به سوالات فرمودید.

    بنده پاسخ چند سوالم را دریافت کردم اما هنوز نقاطی مبهم وجود دارد که به نظرم با مطالعه متن جنابعالی کمی مبهم تر شدند که خدمتتان عرض میکنم:


    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    چرا که آنها بسيار روى مساءله نياکانشان و افتخارات آنها و عظمتشان در پيشگاه خدا تکيه مى کردند و گمانشان اين بود که اگر خودشان آلوده باشند در پرتو چنين نياکانى اهل نجاتند.
    مسلما این گفته آنها مخالفت صریح است با کلام خداوند :

    " إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ "

    اما بحثی که اینجا مربوط می شود این است که آیا در مذهب شیعه نیز چنین اعتقادی وجود دارد یا نه ؟

    مرحوم علامه مجلسی در جلد 44 کتاب بحار الانوار احادیثی در مورد فضیلت گریه بر امام حسین ( ع ) نقل می کند. من در اینجا به یک نمونه از آنها اشاره می کنم :

    حسن بن محبوب از امام باقر علیه السلام روایت مى كند كه حضرت زین العابدین علیه السلام مـى فـرمـود: «اگـر مـؤمـنى براى شهادت امام حسین علیه السلام گریه كند كه اشكهایش بر گونه اش جارى شود خداوند متعال او را در غرفه هاى بهشتى جاى مى دهد و هر مـؤمـنى بخـاطر صدمـه و اذیتى كه از دشمنان به ما رسیده بگرید، كه اشكش بر گـونه اش جارى شود خدا او را در بهشت در مقام صدیقین جاى دهد و هر مؤمنى به خاطر ما، اذیت و آزارى به او برسد كه اشكش به گونه هایش سرازیر شود خدا اذیت و آزار را از او دور گرداند و در روز قیامت از سخط و عذاب دوزخ ایمن باشد.» بحار الانوار ج 44 ص 280 و 281

    سوال اینجاست که گریه بر حوادثی که برای یکی از گذشتگان صالح مسلمانان اتفاق افتاده است چرا باید فضیلت داشته باشد آنهم فضیلتی معادل انجام اعمال صالح و ایمان قوی به خداوند که برابر رسیدن به بهشت هستند ؟ آیا این روایت و از این دست روایات مخالفت با آیه صریح قرآن نیست ؟ طبق فرمایشات شما


    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    يک ملت زنده بايد به اعمال خويش متکى باشد نه به تاريخ گذشته خويش ، و يک انسان بايد به فضيلت خود متکى باشد چرا که از فضل پدر تو را چيزى حاصل نمى شود، هر چند پدرت فاضل باشد
    چگونه می توان پذیرفت که صرف گریه ( همانطور که در نص روایت آمده است ) می تواند بهشت را فراهم کند ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    بنابر اين به جاى اينکه تمام همّ خود را مصروف به تحقيق و مباهات و افتخار نسبت به نياکان خود کنيد در اصلاح عقيده و عمل خويش بکوشيد.

    طبق این نظر می توان به افرادی نظیر علامه امینی خرده گرفت ؟ چرا که ایشان نیز طبق قول خودشان عمده عمر خود را صرف تحقیق در فضایل اهل بیت ( علیهم السلام ) کرده اند. آیا این تحقیقات و پی بردن به فضایل آنها نفعی به حالشان داشته است ؟ یا اگر تعمیم دهیم آیا کار تاریخ نویسانی که برای نوشتن افتخارات و زندگانی بزرگان عمر خود را صرف کرده اند طبق سخن شما مخالف قرآن است ؟

    یک سوال دیگر و آن اینکه : صدور حکم حق یا باطل بودن کار و اعمال افراد گذشته توسط ما آیا با منطق قرآنی ساز گار است یا خیر ؟

    با تشکر فراوان

    آخِرُ دَعْوَانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ




  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرسول نمایش پست ها
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    با سلام و تشکر به خاطر وقتی که صرف پاسخگویی به سوالات فرمودید.

    بنده پاسخ چند سوالم را دریافت کردم اما هنوز نقاطی مبهم وجود دارد که به نظرم با مطالعه متن جنابعالی کمی مبهم تر شدند که خدمتتان عرض میکنم:




    مسلما این گفته آنها مخالفت صریح است با کلام خداوند :

    " إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ "

    اما بحثی که اینجا مربوط می شود این است که آیا در مذهب شیعه نیز چنین اعتقادی وجود دارد یا نه ؟

    مرحوم علامه مجلسی در جلد 44 کتاب بحار الانوار احادیثی در مورد فضیلت گریه بر امام حسین ( ع ) نقل می کند. من در اینجا به یک نمونه از آنها اشاره می کنم :

    حسن بن محبوب از امام باقر علیه السلام روایت مى كند كه حضرت زین العابدین علیه السلام مـى فـرمـود: «اگـر مـؤمـنى براى شهادت امام حسین علیه السلام گریه كند كه اشكهایش بر گونه اش جارى شود خداوند متعال او را در غرفه هاى بهشتى جاى مى دهد و هر مـؤمـنى بخـاطر صدمـه و اذیتى كه از دشمنان به ما رسیده بگرید، كه اشكش بر گـونه اش جارى شود خدا او را در بهشت در مقام صدیقین جاى دهد و هر مؤمنى به خاطر ما، اذیت و آزارى به او برسد كه اشكش به گونه هایش سرازیر شود خدا اذیت و آزار را از او دور گرداند و در روز قیامت از سخط و عذاب دوزخ ایمن باشد.» بحار الانوار ج 44 ص 280 و 281

    سوال اینجاست که گریه بر حوادثی که برای یکی از گذشتگان صالح مسلمانان اتفاق افتاده است چرا باید فضیلت داشته باشد آنهم فضیلتی معادل انجام اعمال صالح و ایمان قوی به خداوند که برابر رسیدن به بهشت هستند ؟ آیا این روایت و از این دست روایات مخالفت با آیه صریح قرآن نیست ؟ طبق فرمایشات شما




    چگونه می توان پذیرفت که صرف گریه ( همانطور که در نص روایت آمده است ) می تواند بهشت را فراهم کند ؟



    طبق این نظر می توان به افرادی نظیر علامه امینی خرده گرفت ؟ چرا که ایشان نیز طبق قول خودشان عمده عمر خود را صرف تحقیق در فضایل اهل بیت ( علیهم السلام ) کرده اند. آیا این تحقیقات و پی بردن به فضایل آنها نفعی به حالشان داشته است ؟ یا اگر تعمیم دهیم آیا کار تاریخ نویسانی که برای نوشتن افتخارات و زندگانی بزرگان عمر خود را صرف کرده اند طبق سخن شما مخالف قرآن است ؟

    یک سوال دیگر و آن اینکه : صدور حکم حق یا باطل بودن کار و اعمال افراد گذشته توسط ما آیا با منطق قرآنی ساز گار است یا خیر ؟

    با تشکر فراوان

    آخِرُ دَعْوَانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ


    با عرض سلام و ادب

    اگر فقط به روایاتی که ارزش و فضیلت گریه و عزاداری برای معصومین(ع)،بویژه امام حسین(ع) توجه داشته باشیم،تا حدی حق با شماست.حال آنکه توجه به فلسفه و دلایل سفارش به اقامه عزا برای ائمه(ع)،خصوصاً امام حسین(ع) و نیز توجه به آیات و روایات فراوانی که ملاک سعادت و رسیدن به بهشت را عمل صالح معرفی کرده اند،این واقعیت را نشان خواهد داد که این امور مخالفتی با برخی آیات قرآنی که افتخار کردن به گذشتگان را توبیخ کرده است ندارند.

    همانگونه که عرض شد،این آیاتی که می فرمایند:«تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ»(سوره بقره،آیه 134). در پاسخ به يکى از اشتباهات يهود است ، چرا که آنها بسيار روى مساءله نياکانشان و افتخارات آنها و عظمتشان در پيشگاه خدا تکيه مى کردند و گمانشان اين بود که اگر خودشان آلوده باشند در پرتو چنين نياکانى اهل نجاتند.

    بنده در همان پست به این نکته اشاره کردم که گر چه ظاهرا مخاطب در اين آيه يهود و اهل کتابند ولى پيدا است اين حکم مخصوص آنها نيست ، ما مسلمانان نيز مشمول همين اصل اساسى هستيم. بنابراین اگر ما هم فکر کنیم به صرف گریه بر امام حسین(ع) بهشتی خواهیم شد،ولو مرتکب هر گناه یشویم،این آیه شامل ما هم خواهد شد.

    با مشاهده این روایتی که شما اشاره کرده اید و صدها روایت دیگری که در بیان فضیلت و ارزش اشک ریختن برای امام حسین(ع) وارد شده است،سوالاتی به ذهن خطور می کند که توجه به پاسخ این سوالات هرگونه شک و شبهه ای از بین خواهد رفت.

    1. آیا اعطای پاداش در برابر گریه برای امام حسین علیه‌السلام شامل هر گریه‌کننده‌ای با هر نیتی و با هرگونه عملکردی می‌شود؟

    2. چگونه اندکی گریه می‌تواند مایه سعادت‌مندی انسان و دخول در بهشت جاویدان شود؟

    در پاسخ به چنین پرسش‌هایی، ابتدا باید اذعان کرد که گریه بر امام حسین علیه‌السلام در جایگاه یک عمل عبادی که در خور اجر و ثواب فراوانی است، هم‌چون سایر عبادات، ارتباطی تنگاتنگ با نیت افراد پیدا می‌کند؛ به‌طوری که اگر اولاً خالصانه و به قصد تقرب به خداوند انجام شود، و ثانیاً با معرفت و شعور همراه باشد،‌ به بالاترین درجه پذیرش می‌رسد و فرد را به بالاترین پاداش‌ها می‌رساند. هم‌چنین شکی نیست که خداوند هرگز گریه از روی ریاکاری و خودنمایی را نمی‌پذیرد. برخی به اشتباه پنداشته‌اند ریا در گریه برای امام حسین علیه‌السلام استثنا شده و حرام نیست و گمان کرده‌اند که تباکی، تجویزی برای ریاکاری است. در حالی‌که همان‌گونه که پیش‌تر در بیان مفهوم تباکی گذشت، «تباکی» خود را به گریه واداشتن است که اگر از روی اخلاص و معرفت باشد، قطعاً اجر فراوانی دارد.

    افزون بر این، باید بر این نکته نیز پای فشرد که در پیشگاه خداوند، همه اعمال محاسبه می‌شوند، و این همه فضیلت که برای گریه بر امام حسین علیه‌السلام بیان شده و این‌که اشک چشم، آتش دوزخ را فرو می‌نشاند و غمگین‌شدن در سوگ شهیدان کربلا ایمنی از عذاب است، در صورتی است که گناه، فسق و آلودگی انسان به قدری نباشد که مانع رسیدن این فیض‌های الهی شود. بنابراین سزاوار است که عزادار حسینی درباره عزاداری خود و نیز نیتش، دچار شک و تردید و خدای ناکرده ناامیدی نشود و همواره بکوشد تا هم معرفت خود را به امام حسین علیه‌السلام و هم مراتب اخلاصش را بیفزاید. در این‌باره باید دانست که هدف اصلی از تشکیل مجالس و محافل حسینی، زنده نگاه‌ داشتن مکتب اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام است. بر این اساس، شایسته است عزاداران امام حسین علیه‌السلام به‌گونه‌ای رفتار کنند که این هدف تأمین شود و شکی نیست که با تسامح در ارتکاب گناه، یا با ریاکاری نمی‌توان به چنان هدف مقدسی دست یافت.

    اخباری که درباره ثواب و فضیلت عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام یا سردون شعر در سوگ آن حضرت، از معصومان علیهم‌السلام رسیده است، در واقع درصدد نفی دیگر تکالیف و وظایف یک مسلمان یا جایگزینی آن‌ها نیست؛ بلکه گویای این است که این اعمال، شأن و اقتضای چنان پاداش‌هایی را دارد.حال آنکه آیات قرآن اینگونه تفکر که با اعمال گذشتگان،نیازی نیست ما اعمال صالح انجام دهیم،را رد کرده و می فرماید که:«آنها امتى بودند که درگذشتند، و اعمالشان مربوط به خودشان است ، و اعمال شما نيز مربوط به خود شما است:تلک امة قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم ».
    «و شما هرگز مسئول اعمال آنها نخواهيد بود- همانگونه که آنها مسئول اعمال شما نيستند- : و لا تسئلون عما کانوا يعملون».

    در پایان مناسب است،به چند روایت که عمل صالح و ترک گناه را عامل سعادت معرفی می کنند،بیان کنیم:

    * امام زین العابدین علیه السلام:

    «اِنَّ اَبْغَضَ النّاسِ اِلَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ یَقْتَدی بِسُنَّةِ اِمامٍ وَلا یَقْتَدی بِاَعمالِهِ»(1)

    مبغوض ترین مردم نزد خداوند عزّ و جلّ کسی است که ادّعای پیروی از امامی را دارد ولی در عمل به او اقتدا نمی کند.

    * امام باقر علیه السلام:

    «ما شیعَتُنا اِلّا مَنِ اتَّقَی اللّهَ وَ اَطاعَهُ»(2)

    شعیه ما نیست، جز آن کس که از خدا پروا کند و مطیع او باشد.

    امام صادق علیه السلام:

    « لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ قالَ بِلِسانِه وَ خالَفَنا فی اَعْمالِنا و آثارِنا وَلکِنْ شیعَتُنا مَنْ وافَقْنا بِلِسانِه وَ قَلبِه وَاَتَّبَع آثارَنا و عَمِلَ بِاَعمالِنا»(3)

    کسی که با زبان مدّعی پیروی از ماست و در عمل و نحوه زندگی با ما مخالفت می کند، شیعه ما نیست. شیعه ما کسی است که با زبان و دل با ما همراه است و دنبال ما حرکت می کند و در عمل از ما پیروی می نماید. آنان پیروان راستین ما هستند.

    حضرت امام باقر (علیه السلام) در خطابی به یکی از صحابی خویش، جابر فرمودند:

    «يا جابِرُ! أَيَكتَفِي مَنِ انتَحَلَ التَّشَيُّع أن يَقُولَ بِحُبِّنا أهل البَيتِ، فَوَالله ما شيعَتُنا إلا مَنِ اتّقي الله وأطاعَهُ، وما كانُوا يُعرَفُون إلا بِالتَّواضُعِ

    والتَّخَشُّعِ وأَداءِ الأمانَةِ وكَثرَةِ ذِكرِ اللهِ والصَّوم والصَّلاة والبِرِّ بِالوالدينِ و التَّعاهُدِ لِلجيرانِ مِن الفُقراءِ وأَهلِ المَسكَنَة والغَارِمِينَ والأيتامِ وصِدقِ

    الحَديثِ وتَلاوَةِ القُرآنِ وكَفِّ الأَلسُنِ النَّاس إلا مِن خَيرِ وكانُوا أُمَناءَ عَشائِرِهِم فِي الأَشياءِ؛... يَا جَابرُ! ما يَتَقرَّبُ العَبدُ إلَي الله تبارك وتعالي

    إلا بِالطّاعَةِ، و مَا مَعنَا بَرائَةٌ مِنَ النّارِ ولاعَلَي الله لأحَدٍ مِنكُم حُجَّةٌ، مَن كَان ِلله مُطيعا فَهُو لَنا وَلِيٌّ و مَن كان لِلّه عَاصِياً فَهُو لَنا عَدُوٌّ، و ماتَنالُ

    وِلايَتُنا بِالعَمَل والوَرَعِ»(4)

    ای جابر! آیا کسی که خود را به شیعه ببندد و منتسب کند، همین بس باشد که دوستی ما خاندان را دارد؟ به خدا جز کسی که تقوای

    خدا را داشته و او را فرمان برد، شیعه ما نباشد. شیعه های ما شناخته نمی شوند جز به تواضع، خشوع، امانت داری، کثرت یاد خدا،

    روزه، نماز، نیکی کردن به پدر و مادر، وارسی حال همسایگان نیازمند و مستمند و بدهکار و یتیم، راستگویی، خواندن قرآن و نگه داشتن

    زیان از مردم جز به ذکر خیر . آن ها در هر چیز امین خویشان خود هستند... ای جابر! جز با اطاعت نمی توان به خداوند تبارک و تعالی

    نزدیک شد و ما برات آزادی از دوزخ برای کسی نداریم و احدی را برخدا حجّتی نیست. هر که مطیع خداست، دوست ما است و هر که

    نافرمانی خدا کند، دشمن ماست. به ولایت ما جز با عمل و ورع نمی توان رسید.

    نتیجه اینکه : شیعیان هرگز اینگونه اعتقاد ندارند که با صرف اشک ریختن برای امام حسین(ع) به بهشت خواهند رفت،ولو هر گناهی را مرتکب شده باشند.

    پی نوشتها:
    (1). بحارالانوار، ج 71، ص 178.

    (2). کافی، ج 2، ص 74.

    (3). بحارالانوار، ج 6، ص 164.

    (4). اصول الکافی، کتاب الایمان والکفر، باب الطاعة والتقوی، ج2، ص74، ح3.
    قرآن و دیدگاه آن در مورد نگاه به گذشته
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  11. صلوات ها 2


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143



    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت کارشناس بزرگوار جناب مقداد :

    بار دیگر از پاسخ های مفید جنابعالی تشکر می کنم و امیدوارم در سایه حق تعالی موفق باشید.

    نسبت به شبهه گریه و زاری بنده تا حدودی قانع شده ام و آنچه که از سخنانتان دریافت کردم اینست که : صرف گریه و زاری پاداشی ندارد , بلکه این گریه ها راهی است برای معرفت به ائمه اطهار ( علیهم السلام ) که در نهایت نیز آن معرفت به محبت منجر شده و خاتمه آن اطاعت از معصومین که همانا اطاعت از خداوند است حاصل می گردد. اگر برداشتم صحیح است تصدیق بفرمایید.

    البته در موضع عزاداری برای امام حسین ( ع ) شبهاتی در مورد روایاتی که بر صرف عزاداری تاکید دارند ( نظیر همان روایت امام زین العابدین ( ع ) که از نظر گذشت ) وجود دارد که بنده در این خصوص با شما هم عقیده بوده و تنها راه حل آنها را تفسیرشان با سایر آیات و روایات می دانم.که انشاء الله بحث در مورد آنها در محلی متناسب تر با موضوع اصلی انجام خواهد شد. همین قدر برای بنده در خصوص این شبهه کافی بود.

    اما برویم بر سر دو سوال انتهایی بنده از جنابعالی که امیدوارم به آنها پاسخ دهید , چرا که سوال اصلی بنده منوط به پاسخگویی به دو سوال قبلی است به خصوص آخرین پرسش.

    متن دو پرسش انتهایی :



    طبق این نظر می توان به افرادی نظیر علامه امینی خرده گرفت ؟ چرا که ایشان نیز طبق قول خودشان عمده عمر خود را صرف تحقیق در فضایل اهل بیت ( علیهم السلام ) کرده اند. آیا این تحقیقات و پی بردن به فضایل آنها نفعی به حالشان داشته است ؟ یا اگر تعمیم دهیم آیا کار تاریخ نویسانی که برای نوشتن افتخارات و زندگانی بزرگان عمر خود را صرف کرده اند طبق سخن شما مخالف قرآن است ؟

    یک سوال دیگر و آن اینکه : صدور حکم حق یا باطل بودن کار و اعمال افراد گذشته توسط ما آیا با منطق قرآنی سازگار است یا خیر ؟


    با تشکر فراوان

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرسول نمایش پست ها
    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت کارشناس بزرگوار جناب مقداد :

    بار دیگر از پاسخ های مفید جنابعالی تشکر می کنم و امیدوارم در سایه حق تعالی موفق باشید.

    نسبت به شبهه گریه و زاری بنده تا حدودی قانع شده ام و آنچه که از سخنانتان دریافت کردم اینست که : صرف گریه و زاری پاداشی ندارد , بلکه این گریه ها راهی است برای معرفت به ائمه اطهار ( علیهم السلام ) که در نهایت نیز آن معرفت به محبت منجر شده و خاتمه آن اطاعت از معصومین که همانا اطاعت از خداوند است حاصل می گردد. اگر برداشتم صحیح است تصدیق بفرمایید.

    البته در موضع عزاداری برای امام حسین ( ع ) شبهاتی در مورد روایاتی که بر صرف عزاداری تاکید دارند ( نظیر همان روایت امام زین العابدین ( ع ) که از نظر گذشت ) وجود دارد که بنده در این خصوص با شما هم عقیده بوده و تنها راه حل آنها را تفسیرشان با سایر آیات و روایات می دانم.که انشاء الله بحث در مورد آنها در محلی متناسب تر با موضوع اصلی انجام خواهد شد. همین قدر برای بنده در خصوص این شبهه کافی بود.

    با تشکر فراوان

    با عرض سلام و ادب

    قبل از بیان مطالبی در پاسخ به دو سوال پایانی شما،لازم است مطالبی پیرامون موضوع گریه و عزاداری برای امام حسین(ع) خدمت شما عرض کنم:

    مقصود بنده از بیان مطالب در مورد اینکه صرف گریه بر امام حسین(ع) سبب نمی شود انسان به بهشت برود،این نیست که خود گریه و عزاداری برای اهل بیت(ع)،بویژه امام حسین(ع)،ثواب و پاداشی نداشته باشد،بلکه منظور بنده این است که هر چند اشک ریختن و اقامه عزا برای امام حسین(ع)،دارای ثواب و ارزش است،ولی اینگونه نیست که فقط به صرف گریه کردن بتوان بهشتی شد.

    برای روشن شدن این موضوع در رابطه با اهمیت و فلسفه عزاداری برای امام حسین(ع) نکاتی عرض می کنم:

    1. یکی از محورهایی که در آیات متعددی از قرآن کریم مورد تأکید واقع شده، زنده نگه داشتن یاد و خاطره مردان الهی و شخصیت های فرزانه و برجسته تاریخ، و سرگذشت عبرت آموز آنان است.

    در سوره مریم، خداوند می فرماید: «در این کتاب از ابراهیم نیز یاد کن، او بسیار راستگو و پیامبر خدا بود»[1] و سپس برخورد قهر آمیز او را با بت ها و بت پرستان بیان می کند.

    در آیه دیگری می فرماید: «در این کتاب از ادریس نیز یاد کن، او بسیار راستگو و پیامبر (بزرگی) بود و ما او را به مقام والایی رساندیم».[2] و در پی آن به پیامبرانی اشاره می کند که مشمول نعمت های خدا قرار گرفتند.

    و در سوره دیگری می فرماید: «به خاطر آور بنده ما ایوب را، هنگامی که پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا) شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است (به او گفتیم) پای خود را بر زمین بکوب، این چشمه آبی خنک برای شستشو و نوشیدن است و خانواده اش را به او بخشیدیم و همانند آن را به آنان افزودیم تا رحمتی از سوی ما باشد و تذکری برای اندیشمندان».[3]

    روشن است که در این آیات و مانند آن، به جنبه های شخصی و خانوادگی و کارهای معمولی در زندگی این بزرگان توجه نشده است، بلکه از صلاحیت ها و فضیلت های اخلاقی و برنامه های سازنده آنان سخن به میان آمده است، و این موضوع نمایانگر آن است که یاد و خاطره شخصیت های برجسته و بزگزیده تاریخ بشر باید زنده بماند و صفات و حالات پسندیده آنان مورد توجه باشد. از این رو، می بینیم که امامان معصوم (علیهم السلام) در زنده نگه داشتن یاد و نام شهیدان کربلا، به ویژه سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع)، از شیوه های گوناگونی بهره می گرفتند.


    2. عزاداري امام حسين(ع) آثار، فوايد و کارکردهاي بسيار مهمي در ابعاد فرهنگي، اجتماعي و سياسي داشته است. بي گمان، شناخت اين کارکردها و آثار سبب مي شود تا ما نسبت به «چرايي عزاداري براي امام حسين(ع) آگاهي ژرف تري پيدا کنيم. مهمترين اين کارکردها و آثار به اجمال عبارتند از:

    الف. زنده نگاه داشتن نهضت عاشورا

    عزاداري براي امام حسين(ع) در مهمترين کارکرد خود، سبب شده است تا ياد، نام و پيام هاي نهضت عاشورا زنده و جاويد بماند، و آموزه هاي آن به همه بشريت انتقال يابد. از اين طريق، همه انسان ها- مسلمان و نامسلمان- در طول تاريخ، با آموزه هايي همچون ستم ستيزي، آزادگي، شهادت طلبي، ايثار و حقيقت جويي آشنا شده اند. در اين باره، اين سخن از يک نويسنده غربي بسيار جالب توجه است:«اگر مورخان ما حقيقت اين روز (عاشورا) را مي دانستند و درک مي کردند که عاشورا چه روزي است، اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند: زيرا پيروان حسيني به واسطه عزاداري حسيني مي دانند که پستي و زيردستي و استعمار و استثمار را نبايد قبول کرد: زيرا شعار پيشرو و آقاي آن ها ندادن تن به زير بار ظلم و ستم بود.

    ب – معرفي الگوهاي راستين و ايجاد پيوند عميق عاطفي با آنان
    عزاداران حسيني، با شرکت در مراسم عزاي امام حسين(ع) و ياران باوفايش، با شخصيت و عظمت روحي آنان آشنا مي شوند، و آنان را انسان هاي کاملي مي يابند که واجد صفات پسنديده صبر، وفا، استقامت، و از خودگذشتگي اند، و هر يک ، الگو و اسوه نيکي هايند. مهم تر اينکه عزاداران به ياد مظلوميت و مصيبت ايشان به سوگ مي نشينند، مي گريند، و بر سر و سينه مي زنند، و از اين طريق، شناخت خود را نسبت به آنان با پيوندي عاطفي، استحکام مي بخشند. از آن سو، عزاداران با دشمنان امام يعني ، يزيد و يزيديان، نيز آشنا مي شوند، و نسبت به آنان عميقا نفرت پيدا مي کنند. براين اساس، عزاداري در عمل، به تحقق «تولي» و «تبري» مي انجامد، و فرصتي مي شود تا عزاداران در خطاب به مقتداي خود، اعلام کنند:«اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولي لمن و الاکم و عدو لمن عاداکم».
    من، با کساني که با شما درآشتي و صلح باشند، آشتي ام؛ و با کساني که با شما در ستيز و جنگ باشند، در ستيزم؛ و با کساني که شما را دوست بدارند، دوستم؛ و با کساني که شما را دشمن بدارند، دشمنم.

    ج- تعليم معارف ديني
    مجالس عزاداري امام حسين(ع) فرصتي بسيار ارزشمند به دست مي دهد تا واعظان و خطيبان عالم، به بيان احکام و مباحث شرعي، اخلاقي و اعتقادي بپردازند و عزاداران حسيني را با معارف ديني آشنا کنند. براين اساس، همان گونه که در محرم سال ۶۱ هجري، امام حسين(ع) براي احياي دين قيام کرد، مراسم عزاداري او نيز در طول تاريخ، بستري شد براي احياي دين و ترويج معارف آن.

    د- ايجاد معنويت در جامعه
    چنان که پيش تر گذشت، شرکت در عزاداري امام حسين(ع) آرامش خاصي به عزاداران مي بخشد. در واقع، اين آرامش ناشي از فضاي ويژه اي است که در مجالس عزاي حسيني به وجود مي آيد. در اين مجالس، سخن از ديانت، حقيقت و مظلوميت، با اشک و سوز همراه مي شود و جان هاي خسته از زندگي هاي روزمره را دگرگون مي کند. در نتيجه، عزاداران احساس پاکي، سبکباري، لطافت و معنويت مي کنند که اين حالات خود مي تواند بيانگر نوعي از تزکيه و پالايش روحي باشد که با شرکت در مجالس عزاي حسيني به دست مي آيد: البته سزاوار است که عزاداران در خارج از مجالس عزا نيز مراقب اعمال خود باشند تا رشد معنوي آنان افول نيابد.

    این گریه نوعی اعلام وفاداری به امام و اهدافش می‏ باشد،آنهم پیوند عاطفی که یاد امام حسین(ع) را همیشه زنده نگه می‏دارد و خود می‏تواند انسان را متحرک کند و به هدف امام حسین(ع) نزدیک کند.علاوه گریه بر امام حسین(ع)، گریه بر شخص نیست بلکه گریه بر ظلمی است که بر مذهب و اسلام رفته است.

    خلاصه اینکه:

    تردیدی نیست که گریه کردن بر امام حسین ـ علیه السلام ـ اجر و پاداش بس بزرگ و بی شماری دارد که انسان چه بسا از توصیف و بیان حقیقت آن عاجز است.
    اما آن چه نباید از نظر دور داشت اینست که هر گریه ای برای امام حسین ـ علیه السلام ـ بدون تحقق شرایط و انگیزه معقول و مناسب آن نمی تواند موجب آن همه پاداش و ثواب هایی شود که در روایات به آن اشاره شده است، اگر چه همه این گریه ها بدون ثواب و اجر نخواهد بود. لذا نباید از مسأله عزاداری و گریه کردن بر امام حسین ـ علیه السلام ـ سوء استفاده و به تعبیر بهتر برداشت بد و ناصواب شود، به گونه ای که متأسفانه گاهی اینگونه تصور می شود که هر گناهی مرتکب شویم و با گریه برای اهلبیت - علیهم السلام- آن را پاک نماییم.


    پی نوشتها:

    [1] مریم، 41.

    [2] مریم، 56 و 57.

    [3] ص، 41-43.

    قرآن و دیدگاه آن در مورد نگاه به گذشته
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  15. صلوات ها 2


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143



    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    با سلام خدمت کارشناس محترم و بزرگوار

    ضمن تشکر مجدد بابت پاسخگویی و زحماتی که متحمل می شوید چند مطلبی را خدمتتان عرض می کنم :

    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    مقصود بنده از بیان مطالب در مورد اینکه صرف گریه بر امام حسین(ع) سبب نمی شود انسان به بهشت برود،این نیست که خود گریه و عزاداری برای اهل بیت(ع)،بویژه امام حسین(ع)،ثواب و پاداشی نداشته باشد،بلکه منظور بنده این است که هر چند اشک ریختن و اقامه عزا برای امام حسین(ع)،دارای ثواب و ارزش است،ولی اینگونه نیست که فقط به صرف گریه کردن بتوان بهشتی شد.
    اگر سخن قبلیتان را هم در کنار این بیانتان می آوردید به نظرم کامل تر و پخته تر می بود :

    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    باید اذعان کرد که گریه بر امام حسین علیه‌السلام در جایگاه یک عمل عبادی که در خور اجر و ثواب فراوانی است، هم‌چون سایر عبادات، ارتباطی تنگاتنگ با نیت افراد پیدا می‌کند؛ به‌طوری که اگر اولاً خالصانه و به قصد تقرب به خداوند انجام شود، و ثانیاً با معرفت و شعور همراه باشد،‌ به بالاترین درجه پذیرش می‌رسد و فرد را به بالاترین پاداش‌ها می‌رساند. هم‌چنین شکی نیست که خداوند هرگز گریه از روی ریاکاری و خودنمایی را نمی‌پذیرد.
    بله با دو سخن شما در کنار هم کاملا موافقم. نیت افراد در عبادات مهم است چرا که (( انما الاعمال بالنیات )). از پاسخ های متین و سنجیده جنابعالی تشکر می کنم.بنده به پاسخ خود رسیدم.

    با بیان آیات در مورد زنده نگاه داشتن حالات افراد نیز جنابعالی پرسش بنده را در مورد کار تاریخ نویسان و سایر افراد نگارنده پاسخ دادید. متشکرم.

    حال تنها آخرین سوال باقی می ماند که با دانستن پاسخ آن پرسش اصلی خود را مطرح می کنم.

    با تشکر فراوان از جنابعالی

    آخر دعوانا الحمد لله.

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682




    1) در این آیه خداوند به چه مفهومی اشاره دارد ؟ آیا این خبر قرآن می تواند حاوی دستوراتی در مورد تحقیق در گذشته باشد ؟

    سلام
    آیه از این جهت در مقام بیان نیست یعنی آیه چنین معنایی را قصد نکرده است چه اینکه نقل سرگذشت گذشتگان در خود قرآن خلاف این معنا را می رساند . چطور خود قرآن سرگذشت گذشتگان را مطرح ودر آن قضاوت می کند اما از مسلمانان می خواهد این کار را نکنند .
    منظور آیه این است که انسانها در حیات اجتماعی خود مختارند . سرنوشتشان و اعمالشان بدست خود آنهاست . یکی محکوم به حکم دیگری نیست . جبر تاریخی وجود ندارد . شما می توانید متفاوت باشید . شما می توانید مسیر دیگری بروید . و از قبیل همین معانی که بیان کننده حاکمیت انسانها و جوامع بر اعمال و سرنوشت و سرانجام خویش است .

    2) طبق این آیه حکم تحقیق در گذشته چیست ؟ حکم تحقیق در وضعیت افراد و یا صدور رای در مورد آنان و اعمالشان چطور ؟

    گفتیم که در مقام بیان این مطلب نیست

    3) منظور از اینکه اعمال آنها برای خودشان است و اعمال شما برای خودتان چیست ؟ آیا بیان نمی کند که مطرح کردن حال اقوام گذشته ( صرف نظر از جنبه عبرت پذیری از آن ) نفعی برای ما ندارد ؟ اینکه ما اعمال افراد را بیاوریم و مورد بررسی قرار داده و حکم بطلان یا حق بودن بر آن بزنیم آیا طبق این آیه بدون فایده نمی باشد ؟

    اگربی فایده بود بخش اعظمی از قرآن بیان سرگذشت پیشینیان نبود
    تاریخ محل وقوع تجارب بشری و شناخت حوادث و پدیده های اجتماعی و فردی است


    4) به طور کلی نظر قرآن در مورد تحقیق در گذشته چیست ؟ قرآن چه نظری در مورد رد اعمال یک گروه و حق دانستن اعمال گروه دیگر توسط ما انسان ها دارد ؟


    قران کریم خود با بررسی حوادث زندگی گذشتگان تابلو روشنی از عبرت را پیش روی انسانها قرار می دهد و این قاعده کلی را می آموزد که
    تاریخ عبرت آموز است . در پایان سوره مبارکه یوسف ع می فرماید :

    لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى‏ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (یوسف111)
    ترجمه:
    111- در سرگذشتهاى آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه است، اينها داستان دروغين نبود بلكه (وحى آسمانى است و) هماهنگ است با آنچه پيش روى او (از كتب آسمانى پيشين) است و شرح هر چيز (كه پايه سعادت انسان است) و هدايت و رحمت براى گروهى است كه ايمان مى‏ آورند

    پس ما نیز حق داریم بلکه عقلانی و منطقی است که از این روش پیروی کرده و با اطلاع از حوادث گذشته بر دانسته های خود نسبت به پدیده های اجتماعی بیفزاییم .
    و هوالله الموفق

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۲/۰۳/۰۱ در ساعت ۰۹:۳۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات ها 2


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143



    با سلام خدمت برادر بزرگوار جناب حامد :

    سه سوال نخست را جناب مقداد پاسخ گفتند و بنده به جواب خود رسیدم.لیکن از پاسخ جنابعالی نیز تشکر میکنم و مطالب مفیدی که ارائه داید را استفاده خواهم کرد.

    اما بحث اصلی بر سر اینست که آیا ما انسان ها حق داریم در مورد کار افراد گذشته رای صادر کنیم ؟ مطلب اصلی همین جاست.

    جنابعالی می فرمایید :




    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    پس ما نیز حق داریم بلکه عقلانی و منطقی است که از این روش پیروی کرده و با اطلاع از حوادث گذشته بر دانسته های خود نسبت به پدیده های اجتماعی بیفزاییم .
    سخن شما طبق سایر آیات قرآن قابل قبول است. اما بنده در مورد صرف اطلاع از احوال نپرسیده ام.سوال بنده اینجاست که صدور رای حق یا بطلان آیا در حیطه اختیارات ما هست ؟ اینکه به قول عده ای دادگاهی تشکیل دهیم و در آن حکم کار افرادی که 1400 سال پیش کاری انجام داده اند را صادر کنیم آیا منطق قرآنی دارد یا خیر ؟

    فکر میکنم که سوالم واضح و شفاف است و نیاز به توضیحی دیگر نداشته باشد .

    با تشکر قبلی

    آخر دعوانا الحمد لله


  21. صلوات


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود