صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: #####زندگي امام علي(ع)#####

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203

    #####زندگي امام علي(ع)#####




    ولادت امير مؤمنان على ع


    مكّه در يكى از ماه‏هاى حرام، ماه رجب سال سى عام‏الفيل، پذيراى زائران خانه خدا بود آنان آداب و مناسك بيت اللَّه را انجام مى‏دادند و به گرد آن طواف مى‏كردند گاه پروردگارشان را مى‏خواندند و گاه بت‏ها را در ميان ايشان زنى بزرگوار ديده مى‏شد كه به انجام طواف و نيايش مشغول بود امّا نه آنسان كه ديگران بلكه تنها به خداى يكتا توجّه داشت و با او مناجات مى‏كرد از خدا مى‏خواست زايمان را بر او آسان گرداند و سپس هنگامى كه به ديوار غربى كعبه رسيده بود و به ركن يمانى نزديك مى‏شد، آنجا كه گروهى از حجّاج و بزرگان مكّه گرد آمده بودند و نظاره مى‏كردند، ديوار كعبه شكافته شد و زن داخل شده، شكاف بسته شد
    اين زن كسى نبود جز فاطمه، دختر اسد از بنى‏هاشم كه به امير مؤمنان على ع حامله بود فاطمه سه روز در كعبه ماند و اين داستان نَقل اهل مكّه شده بود چون روز چهارم، روز سيزدهم رجب شد ديوار كعبه از همان جا كه شكافته بود، گشوده شد و فاطمه در حالى كه نوزادى نورانى به روى دست داشت خارج شد و به منزل رفت ابوطالب با ديدن فرزند خود شاد شد خويشان و اهل شهر به ديدن نوزاد آمدند و پيامبر اكرمص نيز كه ده سال به بعثت فرخنده‏اش باقى مانده بود، به ديدار پسر عمّ عزيزش على آمد نوزاد را به دست پيامبرص دادند او كه تا آن لحظه چشم به كسى نگشوده بود، ديده به روى رسول خداص روشن ساخت
    پيامبر اكرمص محبّتى شديد به على ع داشت و همواره از او نگاهدارى مى‏كرد و مى‏فرمود اين برادر من، ولىّ من، ياور من، منتخب من، پناه من، داماد من، امانت‏دار من و جانشين من است
    خاندان على ع
    پدر آن حضرت، ابوطالب، عموى گرامى پيامبر اكرمص است ابوطالب كه از بنى‏هاشم بوده است، از بزرگان قريش محسوب مى‏شده و همواره مورد احترام آنان قرار داشته است وى كه بعد از عبدالمطّلب قوى‏ترين حامى رسول خداص به حساب مى‏آمد از همان ابتدا به پيامبرى پسر برادرش ايمان آورد و هميشه از جايگاه خاصّى نزد رسول خداص برخوردار بود مادر بزرگوار آن حضرت، فاطمه دختر اسد است كه وى فرزند هاشم بن عبد مناف است بنابراين پدر و مادر على ع هر دو هاشمى هستند و نسب على ع از دو جهت به هاشم مى‏رسد و آن حضرت و برادرانش اوّل كسانى‏اند كه از دو جهت هاشمى‏اند
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    دوران كودكى على ع


    ابوطالب بزرگ مكّه بود و از احترام ويژه‏اى برخوردار بود وى بعد از پدرش عبدالمطّلب رئيس بنى‏هاشم شد ولى در عين حال چون مردى عيالوار بود براى گذران زندگى دچار مشكل شده بود پيامبر اكرمص كه سال‏هاى زيادى در خانه ابوطالب به سر برده بود از چگونگى زندگى او باخبر بود و سختى‏هاى او را درك مى‏كرد روزى رسول خداص نزد عموى خود عباس رفت و به او فرمود برادرت ابوطالب عيالوار است و به سختى آبرودارى مى‏كند، بيا تا هر يك از ما يكى از فرزندان او را ببريم و نگاهدارى كنيم عباس پذيرفت و بعد از آن كه ابوطالب در جريان قرار گرفت، على ع به رسول خداص و جعفر به عباس سپرده شدند پيامبر اكرمص على ع را به خانه خود برده، سال‏هاى زيادى او را نگاهدارى كرد على ع از دوران كودكى خود چنين ياد مى‏كند هنگامى كه كودك بودم پيامبرص مرا در دامان خود مى‏نشاند، به سينه‏اش مى‏چسبانيد و در بستر خود جاى مى‏داد و او هر سال مجاورت كوه حرا را اختيار مى‏كرد و تنها من او را مى‏ديدم هنوز خانه‏اى در اسلام بنا نشده بود جز خانه رسول خداص و خديجه و من سوّمى آن‏ها بودم نور وحى و رسالت را مى‏ديدم و بوى نبوّت را استشمام مى‏كردم .
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    پيامبر اكرمص تا سه سال پس از بعثت مأمور به دعوت آشكار نبود و پس از آن آيه نازل شد كه اى پيامبر خويشان خود را بيم ده رسول خداص به على ع فرمان داد كه يك ميهمانى بر پا كرده، چهل نفر از نزديكان را دعوت كند ميهمانى بر پا شد و اقوام پيامبرص جمع شدند پيامبرص فرمود شما را به دو كلمه كه بر زبان آسان ولى در سنجش سنگين است فرا مى‏خوانم با اين دو كلمه مى‏توانيد بر عرب و عجم حكومت كنيد و همه ملّت‏ها را به تسليم واداريد و نيز با اين دو به بهشت برين درآييد و از آتش رهايى يابيد اين دو كلمه، شهادت به وحدانيت خدا و رسالت من است؛ هر كس بدين امر مرا پاسخ مثبت داد و به كمك من برخاست او برادر من، وصىّ من، وزير من، وارث من و خليفه بعد از من است ابولهب به مخالفت با اين دعوت زبان گشود و جمع را متفرّق ساخت براى بار ديگر ميهمانى برگزار شد و پيامبر اكرمص سخنان خويش را تكرار كرد على ع تنها كسى بود كه در آن ميان برخاست و حمايت و يارى خود را نسبت به پيامبر اكرمص اعلام كرد براى بار دوّم نيز پيامبر اكرمص سخن خود را تكرار كرد و جز على ع كسى اعلام حمايت نكرد سوّمين مرتبه كه پيامبرص سخن خود را تكرار كرد باز هم على ع برخاست و اعلام آمادگى كرد در اين هنگام رسول خداص رو به على ع كرده فرمود بنشين؛ تو برادر من، وصىّ من، وزير من و وارث و خليفه پس از من خواهى بود
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    يكى از افتخارات على ع


    كه مورد قبول همگان است جريان ليلة المبيت است
    بر اثر فشارهايى كه كفّار قريش بر رسول خداص و مسلمانان وارد مى‏آوردند و موانعى كه در راه تبليغ اسلام ايجاد مى‏كردند، پيامبر اكرمص تصميم گرفت پايگاه جديدى براى مأموريت رسالت بيابد پس از رفتن به طائف و نااميدى از اهل آن به مكّه بازگشت
    پيامبر خداص با شناختى كه از اهل مدينه داشت و با مقدّماتى كه خود فراهم كرده بود آماده هجرت به مدينه شد از طرفى اهل مكّه با مشاهده پيشرفت و گسترش دامنه اسلام و افزايش مسلمانان، درصدد نابودى مبلّغ اسلام يعنى رسول خداص برآمدند آنان با مشورتى كه در دارالنّدوة كردند تصميم گرفتند كه به صورت ناگهانى به پيامبر اكرمص حمله كرده، ايشان را به قتل برسانند
    خداوند رسول خود را از نقشه دشمنان آگاه ساخت و آن حضرت، على ع را در جريان قرار داد پيامبرص به على ع فرمان داد كه شب هنگام در بستر او بخوابد تا اينكه خود به سوى مدينه هجرت كند على ع با شنيدن سخن پيامبرص گفت آيا شما سالم مى‏مانى؟ حضرت فرمود آرى على ع با خوش‏حالى فرمان رسول خداص را پذيرفت و اجرا كرد
    شبى كه قرار بود كفّار به يكباره حمله‏ور شوند و رسول خداص را به قتل برسانند، على ع با رشادتى بى‏نظير و ايثارى مثال زدنى، در بستر آن حضرت خوابيد و روى خود را پوشانيد چهل نفر از مشركان با سلاح‏هاى خويش به سوى بستر آمدند كه ناگاه على ع از جا برخاست و نقشه‏هاى آنان را نقش بر آب كرد
    آرى، اين على ع بود كه افتخار ليلة المبيت را به نام خود ثبت نمود و كسى را جز او توان كسب چنين افتخارى نيست پس از خروج پيامبرص از شهر و رفتن به غار ثور، على ع به خدمت ايشان رسيد رسول خداص به او سفارش كرد كه به مكّه بازگشته، امانت‏هايى را كه نزد پيامبرص بوده است، به صاحبانش بازگرداند و زنان خانواده را به همراه خود به مدينه بياورد على ع مطابق سفارش رسول خداص عمل كرد و با همراهى فاطمه، دختر رسول خداص فاطمه بنت اسد، فاطمه بنت حمزه و فاطمه بنت زبير به سوى مدينه حركت كرد و با تحمّل سختى‏هاى زياد به محلّ قبا رسيد پيامبرص كه در قبا، در انتظار على ع به سر مى‏برد، به گرمى از ايشان استقبال كرد و بعد از دو روز به سوى مدينه حركت كردند

    كرده، گفت ابوموسى امام خود را عزل كرد و من نيز با او موافقم ولى بر خلاف او معاويه را بر خلافت ابقا مى‏كنم و اين‏چنين نبرد صفّين با شهادت نزديك به 25 هزار نفر از سپاه امامع و كشته شدن نزديك به 45 هزار نفر از سپاه معاويه و حادثه تلخ حكميّت، پايان پذيرفت و مشكلات بسيارى براى حكومت على ع و خلافت اسلامى پديد آورد كه هرگز برطرف نشد.
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  9. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    ازدواج على ع و زهراس


    على ع بنا بر سنّت حسنه اسلامى بر آن شد كه همسرى شايسته برگزيند، همسرى كه از نظر ايمان، تقوا، دانش، بينش و نجابت، هم‏شأن او باشد چنين كسى جز دختر رسول خداص، فاطمه زهراس كسى ديگر نبود پيش از على ع افرادى مانند ابوبكر و عمر، آمادگى خود را براى ازدواج با دختر پيامبر اكرمص اعلام كرده بودند و جوابى كه از رسول خداص شنيدند اين بود كه درباره ازدواج زهرا منتظر وحى الهى هستم آن دو كه از ازدواج با حضرت زهراس نااميد شده بودند، با سعد معاذ مشورت كردند و به اين نتيجه رسيدند كه جز على ع كسى شايستگى ازدواج با زهراس را ندارد و نظر پيامبرص نيز به كسى جز او نيست از اين رو همگى خدمت على ع رسيدند و جريان را نقل كردند و از او خواستند كه از فاطمهس خواستگارى كند على ع خوش‏حال شد و خدمت پيامبرص رسيد، ولى شرم و حيا مانع صحبت بود پيامبرص فرمود گويا براى كارى آمده‏اى؟ على ع سوابق خويش در اسلام و يارى رسول خداص را يادآورى كرد و سپس گفت آيا صلاح مى‏دانيد كه فاطمه را به عقد من درآوريد؟ پيامبر اكرمص فرمود درخواست شما را با دخترم در ميان مى‏گذارم و سپس وارد اتاق زهراس شد و پس از گفتن فضايل على ع خواستگارى وى از زهراس را مطرح ساخت زهراس در سكوتى عميق فرورفت ولى چهره‏اش را برنگرداند پيامبرص فرمود اللّه اكبر؛ سكوت او نشانه رضاى اوست و بدين ترتيب زمينه ازدواج دو درياى موّاج الهى فراهم شد و مراسم عقد و سپس عروسى در سال دوم يا سوم هجرى انجام گرفت و ثمره اين ازدواج بابركت، چهار فرزند به نام‏هاى حسن، حسين، زينب و امّ‏كلثوم بود
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  10. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    على ع در جنگ‏ها

    روز به روز پايگاه جديد اسلام قدرت بيشترى مى‏يافت و دشمنان نيز بيش از پيش آهنگ نابودى اسلام مى‏كردند آنان براى رسيدن به مقصود خود كه يا نابودى اسلام بود و يا جلوگيرى از گسترش آن، دست به هر كارى مى‏زدند اموال مسلمانانى كه به مدينه هجرت كرده بودند را توقيف كرده، نزديكان آنان را تحت فشار قرار مى‏دادند رفت و آمد به مدينه و داد و ستد با اهل آن را ممنوع كردند و شرايط سختى براى مسلمانان بوجود آوردند به دنبال اين دشمنى‏ها، جنگ‏هاى مختلفى بين كفّار و مسلمين درگرفت على ع در هر يك از جنگ‏هايى كه حضور داشت كارنامه‏اى درخشان از خود به جا گذاشت و رشادت‏ها و شجاعت‏هاى بى‏مانندش چنان بود كه زبانزد دوست و دشمن گرديد
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  11. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    على ع در بدر

    اوّلين جنگ ميان مسلمانان و كفّار قريش، جنگ بدر بود كفّار با سپاهى هزار نفرى و تجهيزات جنگى بسيار به سوى مدينه آمدند و بر سر چاه بدر اردو زدند پيامبر اكرمص نيز به سوى آنان حركت كرد سرانجام روز هفدهم رمضان سال دوم هجرى، نبرد به گونه تن به تن آغاز شد در همان ابتدا دو تن از شجاعان لشكر كفر به دست على ع به هلاكت رسيدند و سومين نفر نيز با همكارى على ع به قتل رسيد سپاه كفر با ديدن اين صحنه‏ها، لرزان شد نبرد همگانى آغاز شد و با يارى غيبى خداوند و شجاعت ياران رسول خداص به ويژه على ع لشكر كفر متلاشى شد و با دادن هفتاد كشته، كه نيمى از آنان به دست على ع به هلاكت رسيدند، و هفتاد اسير، عقب نشينى كرده، به مكّه بازگشتند.
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  12. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    على ع در اُحد

    كفار شكست خورده در بدر، با هدف انتقام و نابودى مسلمانان، با سپاهى عظيم‏تر از سال گذشته به سوى مدينه آمدند و در منطقه احد با مسلمانان درگير شدند در آغاز نبرد، با شجاعت اصحاب رسول خداص لشكر كفر رو به نابودى مى‏رفت كه با كوتاهى عدّه‏اى از مسلمانان، دشمن از پشت به آنان حمله‏ور شد بيشتر ياران پيامبرص پا به فرار گذاشته، گريختند رسول خداص با تعدادى از كفّار درگير شده بود و زخم‏هايى بر پيكر مباركش وارد آمده بود جان آن حضرت به شدّت در معرض خطر بود در اين هنگام على ع به يارى پيامبرص شتافت و زخم‏هاى بسيارى بر خود خريد تا اينكه سرانجام جان رسول خداص محفوظ ماند
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  13. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    #####زندگي امام علي(ع)#####

    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  14. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    جان‏فشانى‏هاى على ع

    در حفاظت از رسول خداص آن اندازه شگفت‏انگيز و بى‏نظير بود كه نداى جبرئيل به »لا سيف الاّ ذوالفقار و لا فتى الاّ على« بلند شد.
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود