صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خداوند چگونه جهان را آفرید؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    494
    حضور
    6 روز 18 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    741

    اشاره خداوند چگونه جهان را آفرید؟




    سلام
    قُلِ اللهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
    خداوند چگونه جهان را آفرید؟
    اگر از انسان درباره یک مداد سوال شود که چگونه آن را آفریدی؟ توضیح می دهد که ابتدا اراده بر ساخت مداد کردم و سپس چوب لازم برای ساخت مداد را با قطع یک درخت و ....................

    حالا سوال اینجاست که اگر این سوال را از خدا بپرسیم که چگونه جهان را آفریدی چه جوابی می دهد؟
    آیا فقط همین را می گوید که إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون؟یا جواب مفصل تری با جرئیات بیشتر هم دارد؟

    با تشکر

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۱۴ در ساعت ۰۰:۲۹

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58323



    با نام و یاد دوست






    خداوند چگونه جهان را آفرید؟






    خداوند چگونه جهان را آفرید؟




    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۱:۴۹ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    در باب شناخت خدا و صفات و افعال خدا انسان به علت علم محدودی که دارد دست به تشبیه افعال الهی با افعال انسانی می زند و گمان می کند که مراحل خلق خدا نیز همانند مراتب خلق انسانی است انسان برای انجام کارهایش باید علم به فایده داشته باشد و شوق انجام کار را پیدا کند آنگاه اراده به انجام کار کند آنگاه تحریک عضلات و آنگاه کار را انجام دهد.
    این مراحل در خلق الهی جایی نداشته و به صرف اراده کار انجام می شود.
    که در این باره می فرماید: وانما امره اذا اراد شیء ان یقول له کن فیکون
    البته این بدان معنی نیست که خدا کار هایش را بدون اسباب و علل انجام می دهد بلکه امور مادی را در بستر علل و عوامل مادی انجام داده و در مسیر زمان مندی و مکانمندی این امور افعال مادی خویش را به تحقق میرساند.
    قرآن مجيد، در 7 سوره که واژه «ستة ايام» در آن ها آمده، به طور اختصار، و گوناگون به آفرينش آسمان، زمين و ديگر موجودات پرداخته است. بنابراين، با زيربنا قرار دادن آيات فوق به عنوان متن داستان و با استفاده از آيات ديگر، داستان آفرينش را در شش روز از ديدگاه قرآن پي‌‌‌‌مي‌‌‌‌گيريم. إِنَّ ربَّکُمُ اللهُ الّذی خَلَقَ السّمواتِ و الارضَ فی السِّتة ايّامٍ ثمَّ اسْتوی علی العرشِ يُغْشِی الّيلَ و النّهارَ يََطْلُبُهُ حَثِيثاً و الشَّمسَ و القمرَ و النُّجومَ مسخَّراتٍ بِامْرهِ اَلا لَهُ الخَلقُ وَالْامْرُ تبارک اللهُ رَبُّ العالمين. «پروردگار شما، خداوندي است که آسمان ها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد؛ سپس به تدبير جهاني هستي پرداخت؛ با «پردة تاريک» شب و روز را مي پوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت درحرکت است؛ و خورشيد و ماه و ستارگان را آفريد، که مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشيد که آفرينش و تدبير «جهان» از آنِ او (و به فرمان او) است. پر برکت (و زوال ناپذير) است، خداوندي که پرودگار جهانيان است.»اعراف/54.
    إِنَّ ربَّکُمُ اللهُ الّذی خَلَقَ السّمواتِ و الارضَ فی السِّتة ايّامٍ ثمَّ اسْتوی علی العرشِ، يُدَبّرُ الامرَ ما مِنْ شفيعٍ إلاّ بعدَ اذنهِ ذلکم ُ اللهُ ربُّکمْ فَاعْبُدوه أفَلا تذکَّرون. «پروردگار شما، خداوندي است که آسمان­ها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد؛ سپس بر تَخْت «قدرت» قرار گرفت،‌ و به تدبير کار (جهان) پرداخت؛ هيچ شفاعت کننده اي، جُز با اذن او نيست؛ اين است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنيد. آيا متذکّر نمي­شويد؟!»یونس/3.
    وَ هو الذی خَلقَ السَّمواتِ و الارضَ فی ستَّةِ أيّامٍ و کان عرشُهُ علی الماءِ لِيَبْلُوَکُمْ ايُّکم أحْسَنُ عملاً و لَئِنْ قُلْتَ إنَّکم مَبْعُثُونَ من بعدِ الْمَوتِ لَيَقولونَّ الَّذينَ کفروا إنْ هذا إلاّ سِحرٌ مُبِين.
    «او کسي است، که آسمان­ها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد؛ و عرشِ (حکومت) او، بر آب قرار داشت؛ (بخاطر اين آفريد) تا شما را بيازمايد که کدام يک عملتان بهتر است. و اگر (به آن­ها) بگويي: «شما بعد از مرگ، برانگيخته ميشويد»، مسلّماً کافران مي­گويند: «اين سحر آشکار است!» هود/7.
    الَّذی خَلَقَ السَّمواتِ و الارضَ و ما بينهما فی ستة ايّامٍ ثُمَّ اسْتَوی علی العرشِ الرَّحمنُ فَسئَلْ بِهِ خَيراً. «همانا (خداي) که آسمان ها و زمين و آنچه را ميان اين دو وجود دارد، در شش روز (شش دوران) آفريد؛ سپس بر عرش «قدرت» قرار گرفت، (و به تدبير جهان پرداخت، او خداوندِ) رحمان است؛ از او بخواه که از همة چيز آگاه است.» فرقان/59
    اللهُ الَّذی خَلَقَ السَّمواتِ و الارضَ و ما بينهما فی ستة ايَّامٍ ثُمَّ اسْتَوی علی العرشِ ما لَکُم من دونهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا شَفِيعٍ أفلا تَذَکَّرُونَ. «خداوند کسي است که آسمان­ها و زمين و آنچه را ميان اين دو است، در شش روز (شش دروان) آفريد، سپس بر عرش «قدرت» قرار گرفت؛ هيچ سر پرست و شفاعت کننده اي براي شما جُز او نيست؛ آيا متذکّر نمي­شويد؟!» سجده/4
    وَ لَقَدْ خلقنا السَّمواتِ و الارضَ وَ ما بينهما فی ستَّةِ ايّامٍ وَ ما مسَّنَا مِنْ لُّغوبٍ. «ما آسمان ها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريديم، و هيچ گونه رنج و سختي به ما نرسيد. (با اين حال چگونه زنده کردن مردگان براي ما مشکل است؟!»10. ق/38.


    هو الَّذی خَلَقَ السَّمواتِ و الارضَ و ما بينهما فی ستة ايَامٍ ثُمَّ اسْتَوی علی العرشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فی الارضِ و ما يَخْرُجُ مِنْها و ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ و ما يَعْرُجُ فيها و هو مَعَکُمْ أيْنَ ما کُنْتُمْ وَ اللهُ بِما تَعْمَلونَ بَصيرٌ. «او کسي است که آسمان­ها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد؛ سپس بر تَخت قدرت قرار گرفت (و به تدبير جهان پرداخت)؛ آنچه را از آن خارج مي شود و آنچه به آسمان بالا مي رود؛ و هر جا باشيد او با شماست. و خداوند نسبت به آنچه انجام مي­دهيد بيناست.».حدید/4






  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    32
    حضور
    19 روز 7 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    82



    سلام
    اگر لطف کنید دلیل آفرینش انسان رو هم توضیح بدید ممنون میشم . حقیقتش دلایل ذکر شده در کتاب های دینی ک اکثرا گرفته شده از متن قرآن بودند من و قانع نکرد .

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط ask نمایش پست ها
    یا جواب مفصل تری با جرئیات بیشتر هم دارد؟
    سلام
    و ان من شی الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم ( حجر 21)
    و هیچ چیز نیست الا اینکه خزائن آن در نزد ماست و ما آنرا جز به اندازه ای معلوم نازل نمی کنیم
    عالم امر عالم تحقق آنی و دفعی موجودات است
    اما عالم خلق عالم تحقق تدریجی است
    و تدریج نه از نقص فاعل بلکه به اقتضای مقام مفعول است
    و در این عالم تدریجی است که حقایق بی اندازه اندازه دار می شوند
    و از حقیقت جمعی خود به تکثر مادی می رسند
    والله العالم الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    سلام
    یافتن اسرار خلقت و اینکه چرا و چگونه و برای چه هدفی خلق شد از درک و حیطه عقل بشر خارج هست!
    در واقع ما تماشاچی هستیم و وظیفه داریم مدتی را در دنیا سپری کینم
    و خدا را عبادت کنیم و از خلقت آن لذت ببریم

    برای درستی این گفته همین را بگویم که وقتی از امام علی علیه السلام در باره کیفیت خلقت سوال شد مطلبی به این مضمون گفتن که دنیا به یکباره از اراده خداوند بوجود می اید و به یکباره با ارده او ناپید می شود و هیچ ذره (همان عناصر تشکیل دهنده ماده) باقی نمی ماند (کاملا فنا می شوند) و لحظه ای عرش خدا بدون وجود ماده هست (خالی خالی هست بر خلاف نظریه دانشمندان که می گویند ماده ناپیدید نمی شود بلکه به هویت دیگری بدل می شود اینجا این قضیه دیگه صدق نمیکنه!)

    سپس خداوند اسمای اعظم خود را در عرش به طنین می اندازد و انگاه جهانی نو از ماده شکل میگیرد به طوری که بین هیچ دو قانون (فیزیک _شیمی و ...) در عالم جدید متولد شده با عالم فانی قبلی
    تناظر و تشابهی وجود ندارد و حتی موجودات جدید هیچ گونه شباهتی با انسان های امروزی این جهان ندارن و کاملا متفاوتند (حتی چیزی به نام اتم در دنیای جدید وجود نحواهد داشت و بل کل قوانین حیات متفاوت هست!)

    به گفت امام علی ع این سیکل خلقت از ابتدا بوده و تا بی نهایت ابد ادامه خواهد داشت!

    اخیرا هم دانشمندان به نظریه ای شبیه به نظریه حضرت علی ع دست پیدا کردن که در اینجا من یکم از اونو براتون آوردم ، جالبه بخونین

       
    بر طبق استدلال های پنروز و گورزادیان، شواهدی که توسط کاوشگر ناهمسانگرد ریزموج ویلکینسون ناسا (Wilkinson Microwave Anisotophy Probe ) از دل تابش زمینه بیرون کشیده شده، نشان ها و آثاری را در این تابش ها نشان می دهد که سنشان از عمر مهبانگ فراتر می رود.
    آنها می گویند 12 نمونه از دایره های هم مرکز، برخی با 5 حلقه یافته اند که نشان می دهد جسم مربوطه، 5 رویداد سهمگین را در تاریخش پشت سر گذاشته. حلقه ها در اطراف خوشه های کهکشانیی دیده شده اند که تابش زمینه در آنها به شکل عجیبی نوسان کمی دارد.

    ظاهرا این پژوهش، نظریه ی فراگیر "انبساط کیهان" در مورد آغاز کیهان را کنار می زند. نظریه ای که طبق آن، جهان پس از مهبانگ آغاز شد و تا زمانی در آینده به گسترش ادامه خواهد داد.
    به باور آنها، این دایره ها، اثر و مُهرِ امواج بسیار خشن گرانشی است که در اثر برخورد سیاهچاله های ابَرسنگین در زمانی پیش از آخرین مهبانگ به وجود آمدند. آنها می گویند که این بدان معناست که کیهان در دورانی ازلی سیر می کرده که سرشار از مهبانگ ها و برخورد سیاهچاله های اَبَرسنگین بوده است.

    پرفسور پنروز معتقد است که نظریه ی تازه از "کیهان شناسی چرخه های همدیس" (conformal cyclic cosmology) بدین معناست که سیاهچاله ها سرانجام همه ی ماده ی موجود در کیهان را مصرف کرده و به پایان خواهند برد.
    طبق این نظریه، با پایان کار سیاهچاله ها (و مصرف همه ی مواد کیهان)، تنها چیزی که باقی می ماند، انرژی خواهد بود؛ انرژی ای که منجر به مهبانگ یا انفجار بزرگ بعدی و آغاز دورانی دیگر خواهد شد.
    پرفسور پنروز به BBC گفت: «در نظام مطرح شده توسط من، نمایی انبساطی وجود دارد ولی نه در این دوره ی کیهانی. من از این اصطلاح برای توصیف دوره ی زمانی میان مهبانگ تا آینده ای دور استفاده می کنم. من ادعا می کنم که این دوره ی کیهانی، بخشی از یک رشته رویداد پیاپی است و آینده ی دورِ دوره ی پیشین، به گونه ای همان انفجار بزرگی بود که کیهان ما از آن ایجاد شد


    ویرایش توسط پرنس کوچولو : ۱۳۹۲/۰۳/۰۴ در ساعت ۰۷:۰۲

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    نقاشی، شعر، عکاسی
    نوشته
    541
    حضور
    20 روز 8 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1113



    با سلام و تشکر از دوست عزیز عزرائیل
    هرچند طرح چنین مباحثی ممکن است از حوصله و چهارچوب این سایت خارج باشد، با این وجود به مطلب زیبایی برخوردم و فکر کردم در همراهی با شما آن را در اینجا ارائه دهم:

    بنابه نظریه بیگ بنگ ، گسترش کائنات از یک انفجار آتشین آغاز شده و تا امروز ادامه یافته است و احتمال دارد این گسترش تا بینهایت ادامه داشته باشد. ولی ما یقینا می‌خواهیم بدانیم پیش از این انفجار اولیه وضع از چه قرار بوده است. اما برای فهمیدن این موضوع باید از دیوار زمان صفر عبور کنیم. نه تنها در عرصه فیزیک ، بلکه حتی در عرصه منطق نیز سختی های زیادی در این سیر وجود دارد.

    ما نمی‌توانیم تاریخ کائنات را از زمان صفر آغاز کنیم ولی قادریم آن را از لحظه‌های بسیار کوتاه و غیر قابل تصور یعنی ۴۳- ^۱۰ ثانیه پس از بیگ بنگ آغاز کنیم. قوانین بنیادی فیزیک توانسته‌اند از امروز تا آن لحظه که کائنات بسیار بسیار کوچک ، داغ و غلیظ بوده ، استواری خود را حفظ کنند.

    خصوصیات کائنات در زمان صفر :

    در ۴۳- ^۱۰ ثانیه پس از بیگ بنگ ، کائنات بیش از ۳۵ – ^ ۱۰ متر قطر نداشته و ده میلیون میلیارد میلیارد بار کوچکتر از یک اتم هیدروژن بوده است. در این زمان حرارت به ۳۲ ^ ۱۰ کلوین میرسد. کائنات بسیار غلیظ و فشرده (۹۶ ^ ۱۰ برابر غلظت آب) و انرژی آن غیر قابل اندازه گیری است. چنانچه اگر بخواهیم چنین نیرویی تولید کنیم باید دستگاههای تسریع کننده ذرات اولیه‌ای بسازیم که چندین سال نوری قطر داشته باشند.



    زمان صفر یا زمان پلانک :

    در ۴۳- ^۱۰ ثانیه پس از انفجار ، کائنات چنان فشرده و غلظت چنان انباشته است که نیروی جاذبه ، که در حالت معمولی در مقیاس میکروسکوپی قابل اغماض است، مانند نیروها از قبیل نیروهای هسته‌ای قوی و ضعیف نیروی الکترومغناطیسی ، بسیار قوی می‌باشد. ولی ما نمی‌توانیم رفتار و مشخصات اتمها و نور را در جاذبه بسیار قوی دریابیم. این مساله نخستین بار در آغاز قرن حاضر توسط “ماکس پلانک” مطرح شد. به همین دلیل زمان ۴۳- ^۱۰ ثانیه را “زمان پلانک” می‌گویند. که در آن فیزیک از توضیح عاجز می‌شود و مرز آگاهی‌ها به نهایت می‌رسد.

    جاذبه سد زمان صفر :

    برای پشت سر گذاشتن زمان پلانک به نظریه‌ای‌ کوانتیک از جاذبه نیاز است که در آن قوه جاذبه بتواند با سایر نیروها متحد شود. فیزیکدانان در تلاشند تا یک نظریه جامع طبیعت بیابند که در آن چهار نیروی حاکم بر جهان بصورت یک نیروی واحد عمل کنند و تا کنون موفق شده‌اند شرایط گرد آمدن نیروهای هسته‌ای قوی و ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی را بدست آورند. ولی نیروی جاذبه همچنان با اتحاد با این نیروها مخالفت می‌کند. این نیرو که بر دنیای بینهایت بزرگها حاکم است از هر گونه اتحاد با دنیای بینهایت خردها سرباز می زند.
    پیوند و اتحاد مکانیک کوانتومی با نسبیت در حال حاضر همچنان سدی غیر قابل عبور است و حتی اینشتین که در سی سال آخر عمر خود ، سر سختانه در این زمینه به کار پرداخت، نتوانست از این سد بگذرد. تا وقتی مقاومت و استقامت جاذبه شکسته نشود، فراتر از زمان پلانک را در یافتن ، کاری غیر ممکن است. این زمان مرز و حد نهایی آگاهی و شناخت ما است. در پشت دیوار پلانک واقعیتی هنوز دست نیافتنی پنهان است که در آن جفت فضا ـ زمان کائنات چهار بعدی ما می‌تواند کاملا متفاوت باشد با دیگر وجود نداشته باشد.

    پشت دیوار پلانک :

    فیزیکدانهایی که شکافهای کوتاه و گذرایی در پشت دیوار پلانک وارد کرده‌اند، می‌گویند که با کائنات پرآشوبی که تا بیست و شش بعد دارد، برخورد کرده‌اند، که در آن قوه جاذبه چنان قوی است که فضا را به کلی دگرگون کرده است و در آن ، فضا ، تحت تاثیر جاذبه به تعداد بیشماری سوراخ سیاه میکروسکوپیک تبدیل شده است که گذشته ، حال و آینده و حتی زمان در آن معنا ندارد. هر کدام از این سوراخها صد میلیارد میلیارد بار کوچکتر از یک پروتون هستند، که با حرارت ۳۲ ^۱۰ کلوین در فاصله ۴۳- ^۱۰ ثانیه تبخیر می‌شوند، ناپدید می‌شوند و دوباره ظاهر می‌شوند.

    زمان مرجع :

    سالها کوشش و مطالعه طاقت فرسا لازم است تا دیوار پلانک سوراخ شود و تا رسیدن به آن روز ما باید “زمان پلانک” را به منزله “زمان صفر” بپذیریم. بنابرین ، وقتی از مبدا و آغازکائنات گفتگو می‌کنیم، زمان مرجع ما زمان پلانک خواهد بود.
    اگر شهامت داشته باشی که سوال کنی خواهی دید چقدر سوال بی جواب داری

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    علاقه
    آخرالزمان وظهورمهدی موعود(ع)
    نوشته
    352
    حضور
    1 روز 1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    95
    صلوات
    1096



    نقل قول نوشته اصلی توسط ask نمایش پست ها
    سلام
    قُلِ اللهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
    خداوند چگونه جهان را آفرید؟
    اگر از انسان درباره یک مداد سوال شود که چگونه آن را آفریدی؟ توضیح می دهد که ابتدا اراده بر ساخت مداد کردم و سپس چوب لازم برای ساخت مداد را با قطع یک درخت و ....................

    حالا سوال اینجاست که اگر این سوال را از خدا بپرسیم که چگونه جهان را آفریدی چه جوابی می دهد؟
    آیا فقط همین را می گوید که إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون؟یا جواب مفصل تری با جرئیات بیشتر هم دارد؟

    با تشکر
    باعرض سلام وخسته نباشيد
    اين سؤالی نيست كه بتوان به اين راحتی هاپاسخ داد،چون بيشتردانشمندان تاريخ تمام عمرعلمی خودراصرف پاسخ به اين سؤال كردند
    به طورمثال يه نقل قولی ازبزرگ آن دانشمندان يعنی مغزمتفكرقرن بيستم ،آلبرت اينشتين می كنم

    «من می خواهم بدانم خدااين جهان راچگونه آفريده است،هيچ علاقه ای به اين ياآن پديده ندارم وهيچ لطفی درطيف اين ياآن عنصرنمی بينم،
    من فقط می خواهم انديشه های بزرگ اورابدانم مابقی همه جزئيات است»

    اين بزرگ مردتاريخ تمام عمرش راصرف پاسخ به اين سؤال كرده است وفقط خودخدامی داندكه دراين راه چقدرموفق بوده است


    به نظرمن پاسخ خدابه اين سؤال شمابه اين چندكلمه محدودشود
    «آزادانه اراده كردم پس آفريده شد»

    آلبرت اينشتين می گويد:
    «برای من چه لذتی عميق تروواقعی ترازاين است كه بدانم آياخداوندهيچ انتخابی درآفرينش اين جهان داشته است»
    ايشان بارهاوبارهافرموده است كه «خداوندهرگزشيرياخط؟!نمی كندياهرگزبرای آفرينش تاس نمی اندازد»


    اين چيزی كه مابه آن معتقديم اين است كه خداهيچگونه گزينه ای برای آفرينش دربرابرش نبود
    مثلاً مابرای درست كردن همين مدادی كه می گوييدچندين گزينه برای انتخاب دراختيارداريم
    واقعاً ازچوب چندتاچيزمی توان درست كرد؟؟؟درسته كه شايدتعدادآن گزينه هابه صدهاعددبرسد
    امااين چيزی كه مادرموردخلقت می دانيم اين است كه خداحتی بيليون هابيليون گزينه نيزبرای انتخاب دراختيارنداشت
    يگانه پروردگارعالميان دركمال آزادگی اراده ی آفرينش كرده است به خاطرهمين ماوهمه‌ ی عالم هستی حاصل اراده ی آزادانه ومحض الله می باشيم

    شمادوست عزيزسؤال بسياربسيارمهم وحياتی ای پرسيديد
    برخلاف برخی ازدوستان كه اين پاسخ راخارج از حيطه ی عقلی انسان می دانندبايدبگويم به واقع هيچ تلاشی برای انسان بهترازپاسخ گرفتن برای اين سؤال شمانيست

    همانطوركه عارف نامی واستادبزرگ من شيخ ابوالسعيدابوالخير(بنيانگذ رعرفان درايران)می گويد:«آزادباش كه خداشماراآزادآفريد»

    معتقدم كه گرفتن پاسخ قانع كننده به اين سؤال مستلزم آزادگی ومعرفت نفس می باشد
    هرچندمابه خدانزديكترشويم می توانيم بيشتروبهترانديشه های بزرگش رادرك كنيم
    البته نبايدفراموش كردكه اين مسأله يك پديده ی نسبی است
    هرچندبيشتربتوانيم ازاميال نفسانی وتعلقات مادی آزادباشيم بيشتربه پاسخ سؤال خواهيم رسيد
    واين هم برايم كاملاً قابل قبول است ،انسانی كه خوداسيرآب وغذاست هرگزنمی توانداراده ی چنين آزادگی الهی رادرك كند
    خوب البته اين دليل نيست كه چنين شوق گرفتن پاسخ رادروجودمان فرونشانيم فقط به خاطراينكه ازحيطه ی عقلانی ماخارج است!!!


    حال برخی همانندبعضی ازدانشمندان ازطريق علم برای رسيدن به پاسخ درتلاشندوبرخی هم ازدين
    مثلاً خوداينشتين می گويد:«من بافته های فكرم رابااستفاده ازتيشه ی رياضی آنچنان ظريف وحساس كرده ام تابه فركانس های خداعكس العمل نشان بدهد»
    وخوشابه حال آنكس كه ازطريق هردوميل به تكامل ويگانگی باروح مقدس هستی بخش دارد


    همين ماكس پلانك كه يكی ازدوستانمون بهش اشاره كردندمی گويد:
    «دين وعلم مشتركاً برضدشرك والحادمی جنگندوبرانگيزاننده ی هردوی آنهاهمواره خدابوده است وهمينطورهم خواهدبود»


    به عقيده ی بنده روزبه هم رسيدن كامل دين وعلم روزموعودانبياوامامان الهی وبسياری ازاوليا،روشن ضميران ودانشمندان است
    اصلاً پيشرفت جدی بشرازآن زمان همراه بادين وعلم آغازخواهدشد
    پس وقتی می بينيم علم اخيراً به برخی از مباحث عميق دينی رسيده است جای بسی اميدواريست كه نشانه هايكی پس ازديگری درحال وقوع هستند




    نقل قول نوشته اصلی توسط عزرائیل نمایش پست ها
    برای درستی این گفته همین را بگویم که وقتی از امام علی علیه السلام در باره کیفیت خلقت سوال شد مطلبی به این مضمون گفتن که دنیا به یکباره از اراده خداوند بوجود می اید و به یکباره با ارده او ناپید می شود و هیچ ذره (همان عناصر تشکیل دهنده ماده) باقی نمی ماند (کاملا فنا می شوند) و لحظه ای عرش خدا بدون وجود ماده هست (خالی خالی هست بر خلاف نظریه دانشمندان که می گویند ماده ناپیدید نمی شود بلکه به هویت دیگری بدل می شود اینجا این قضیه دیگه صدق نمیکنه!)

    سپس خداوند اسمای اعظم خود را در عرش به طنین می اندازد و انگاه جهانی نو از ماده شکل میگیرد به طوری که بین هیچ دو قانون (فیزیک _شیمی و ...) در عالم جدید متولد شده با عالم فانی قبلی تناظر و تشابهی وجود ندارد و حتی موجودات جدید هیچ گونه شباهتی با انسان های امروزی این جهان ندارن و کاملا متفاوتند (حتی چیزی به نام اتم در دنیای جدید وجود نحواهد داشت و بل کل قوانین حیات متفاوت هست!)

    به گفت امام علی ع این سیکل خلقت از ابتدا بوده و تا بی نهایت ابد ادامه خواهد داشت!

    ببينيدفكرنكنم اطلاعات ماآنقدرباشدكه بياييم به بحث درموردصحت ياردنظريات دانشمندان علم نوين بپردازيم،چراكه اگر اينگونه بودماهم بايدخودازدانشمندان بوديم
    وچه بساكه ممكن است مادردرك سخنان استادان بزرگ روحانی تاريخ نظيرمولاعلی عليه السلام نيزعاجزباشيم


    اين قانونی كه شمابدان اشاره كرديدرامن هرگزنشنيده ام،امااگرمنظورتان قانون پايستگی انرژی باشد......
    دراين قانون حرف ازماده نيست بلكه انرژی می باشد،اين علم اعلام می كندكه انرژی هرگزنابودنمی شودبلكه ازشكلی به شكل ديگرتبديل می شود
    وهيچ دليلی برای رداين اصل نمی توان پيداكرد

    مادرعلم فيزيك كوانتم داريم كه اجزاسازنده ی ذرات زيراتمی بيشتربه شكل بسته های انرژی اندامااگرموردمشاهده قرارگيرندبه شكل ذره(ماده)نمودپيدامی كنند
    درغيراينصورت توسط آزمايشات به صورت انرژی احساس می شوند
    به خاطرهمين هم اصل عدم قطعيت هايزنبرگ جلومی آيدچون واقعاً به يقين نمی تواندگفت فلان ذره ی زيراتمی حال درچه موقعيت ومكان وسرعت و...می باشد

    دوست عزيزيافته های معجزه آسای فيزيك كوانتم براين دلالت دارندكه اين مشاهدات هستندكه خالق دنيای مادی می باشند
    همانطوركه نيك هربرت(Nick Herbert)دركتاب واقعيت كوانتم (Quantum Reality)می گويد:
    «درغياب قوه ی مشاهده،واقعيت وجودندارد،قوه ی مشاهده آفريننده ی واقعيت است»
    خوداينشتين هم ابرازدارد:«حقيقت تنهايك توهم است،حتی اگرروی آن پافشاری شده باشد»

    حال اگرمی خواهيدمعنای واقعی مشاهده وواقعيت رادرفيزيك كوانتم بدانيدبايدبه سراغش رويدوخودراغرق مباحث علمی وفلسفی اين علم نوين كنيد
    من هم تصميم به همين كارگرفته ام


    پس خداوند(البته درتوصيف عاميانه) ياروح هستی بخش (وسيله ی پروردگارعالميان برای خلقت) می تواندمنشأقدرتمندلايزال ولايتنهاهی انرژی باشد
    كه اين انرژی به هرصورتی كه موردمشاهده قرارگيردبه واقعيت ودنيای مادی تبديل می گردد
    وحتی بالعكس آن نوع عالم هستی به همان انرژی بدل گرددوبصورتی ديگرحتی درجايی ديگربه حقيقتی ديگرمنجرگردد
    به خاطرهمين تفسير،آلبرت اينشتين فرمول مشهورE=MC^2رامهمترين فرمول عالم خلقت معرفی می كند
    كه براساس اين فرمول براحتی ماده به انرژی وبالعكس M=E/C^2تبديل می شودوچه بساطبق همان قانونی كه قبلاً ذكركردم انرژی هم به صورتی ديگروهمينطوربه ماده ای كاملاً متفاوت تربدل می گردد

    پس آن اطلاعات جديدی كه نقل كرديدوياسخنان خودامام علی عليه السلام ازاين علم نوين اصلاً دورنيست
    آلبرت اينشتين
    «به جای اينكه سعی كنيدمردموفقی باشيد،سعی كنيدمردارزشمندی باشيد»
    «تنهازندگی ای ارزشمنداست كه صرف ديگران شود»

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط پریشان نمایش پست ها
    سلام اگر لطف کنید دلیل آفرینش انسان رو هم توضیح بدید ممنون میشم . حقیقتش دلایل ذکر شده در کتاب های دینی ک اکثرا گرفته شده از متن قرآن بودند من و قانع نکرد .
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    خداوند در قرآن براي افعال خود اهدافي را بيان مي‌کند به خصوص درباره خلقت انسان آيات متعددي وجود دارد که با آهنگ‌هاي مختلف، هدف خلقت انسان و چرايي کيفيت خلقت عالم به شکل موجود را بيان مي‌کنند. خداوند خود توضيح مي‌دهد که من چرا عالم را خلق کردم، چرا شما را خلق کردم، چرا عالم را به گونه‌اي خلق کردم که براي شما جاذبه داشته باشد، چرا شما را به گونه‌اي خلق کردم که در شما اختلافات طبيعي وجود داشته باشد و ...
    پاسخ همه اين چراها در قرآن بيان شده و ما مي‌توانيم همه اين پاسخ‌ها را در پرتو همان برهان عقلي تبيين کنيم. البته لزومي ندارد ما بحث‌هاي عقلاني و فلسفي را اين‌جا مطرح کنيم؛
    بلکه از خود آيات قرآن کريم بهره مي‌گيريم.
    شايد يکي از کلي‌ترين آياتي که در باره هدف آفرينش سخن گفته است آيه دوم از سوره ملک باشد: الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا. آنچه که به انسان نسبت داده مي‌شود، حيات وي و مرحله قبل و مرحله بعد از آن است (وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْييكُم)(بقره، 28)اين موت و حيات، مجموعا هويت انسان را تشکيل مي‌دهند و خداوند هدف از آن را امتحان بيان مي‌فرمايند.
    در آيات ديگري اشاره فرموده که اصلا آن‌چه در عالم و به خصوص در روي زمين هست براي هدفي آفريده شده که در راستاي هدف آفرينش شماست: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا(کهف، 7)ما آن‌چه روي زمين هست را داراي جاذبه‌اي قرار داديم تا مقدمه و زمينه‌ آزمايش شما باشد.» درباره اختلافاتي که در بين انسان‌ها وجود دارد نيز مشابه همين بيانات آمده است: وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ(انعام، 165)انسان‌ها همه با هم مساوي نيستند و هم در کمالات تکويني و هم در بهره‌مندي از نعم مادي با هم اختلاف دارند. قرآن اين اختلاف را وسيله آزمايش معرفي مي‌کند. اين يک دسته از آيات است که هدف آفرينش انسان بلکه آفرينش جهان را در ارتباط با آزمايش انسان مي‌داند.
    در بعضي آيات ديگر هدف خلقت را رساندن رحمت مي‌داند: وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ *إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ(هود، 118 و 119) به حسب تفسيري که از آيه استظهار مي‌شود که با دو روايت هم اين تفسير تأييد مي‌شود، لذلك يعني لاجل ذلك الرحمة؛ يعني اصلا شما را به خاطر همين رحمت آفريد. و بالاخره در آيه ديگري صريحا مطلبي را مي‌گويد که بيش از همه احتياج به تفسير و توضيح دارد و آن اين است که مي‌فرمايد: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ(ذاريات، 56) همه جنيان و انسيان را نيافريدم مگر براي اين‌که مرا عبادت کنند.» در اين آيه هدف از خلقت همه جن و انس عبادت خدا معرفي شده است.
    نتیجه: بهترین کسی که هدف خلقت را برای ما تبیین می کند خود خداست خدا در قرآن سه هدف را برای آفرینش بیان می فرماید:
    1.امتحان
    2. عبادت
    3. رحمت
    این سه هدف در طول هم هستند به این ترتیب که خدا در دنیا وسایل امتحان شدن انسان ها را فراهم کرده ( به این صورت که افراد را مختلف قرار داده و....) آنگاه در بستر این امتحان او را به عبادت دعوت می کند تا از روی اختیار مسیر خود را انتخاب کند و این انتخاب وی باید اختیاری باشد تا بتواند وسیله تقرب او شود. امتیاز انسان به دیگر موجودات نیز همین اختیار داشتن اوست . خدا در مسیر این امتحان و عبادت اختیاری بالا ترین امتیاز را به وی اختصاص داده که همانا رحمت خود می باشد خدا به مقتضای ذات خود که منشا رحمت است انسان را خلق کرده تا او را متنعم از این رحمت خویش گرداند. حال گاهی این نعمت ها مادی اند و گاه روحانی و معنوی . خدا با خلقت انسان می خواهد بالا ترین نعمت های خود را که همانا قرب و نزدیکی به خود است را نصیب او کند و این مقام نصیب کسی نمی شود جز از راه عمل های اختیاری. و این همان سه هدفی بود که در قرآن از آن نام برده شده بود امتحان وسیله ای برای عبادت اختیاری ؛ عبادت وسیله ای برای سنخیت پیدا کردن با رحمت ها ی خاص الهی ؛ که همانا قرب به ذات الهی که واجد همه کمالات است بزرگترین نعمت الهی است

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۲/۰۳/۰۶ در ساعت ۰۹:۲۶

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    نقاشی، شعر، عکاسی
    نوشته
    541
    حضور
    20 روز 8 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1113



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    خَلَقَ السّمواتِ و الارضَ فی السِّتة ايّامٍ ثمَّ اسْتوی علی العرشِ
    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    آسمان ها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد؛ سپس به تدبير جهاني هستي پرداخت
    با عرض سلام

    با توجه به عمر زمین که حدود 5 میلیارد سال و عمر کائنات که حدود 13 میلیارد سال تخمین زده میشود، از نظر نجومی مشخص است که زمین حدود 8 میلیارد سال پس از تولد کائنات بوجود آمده است. با این توضیح تدبیر جهان هستی (پس) از خلق زمین چه معنایی دارد؟ آیا خداوند قبل از خلق زمین جهان را تدبیر نمیکرده؟
    با تشکر
    ویرایش توسط چالشگر : ۱۳۹۲/۰۳/۰۷ در ساعت ۲۲:۰۲
    اگر شهامت داشته باشی که سوال کنی خواهی دید چقدر سوال بی جواب داری

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود