صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    علاقه
    امام زمان ، شلمچه ، فلسفه ، علم ، پزشکی
    نوشته
    16
    حضور
    2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    43

    پرسش آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟




    با سلام و وقت به خیر
    چرا در دین ما هدف وسیله رو توجیه نمی کند؟
    مثلا ما اگر یک هدف بزرگ در مقابلمان باشد و راهی برای رسیدن به آن نباشد جز یک راه اشتباه چرا حق استفاده از آن راه اشتباه را نداریم؟؟

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167





    با نام الله






    آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟





    کارشناس بحث: اویس






    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    با عرض سلام و ادب خدمت سرکار محترم قلم بیدار
    یکی از دلایل این مطلب که در دین ما هدف هر چند بزرگ بوده باشد استفاده ابزاری از هر نوع وسیله ای را توجیه نمی کند و به تعبیر دیگر نمی شود از هر وسیله ای برای رسیدن به اهداف عالیه استفاده کرد این است که:
    وسیله باید فی نفسه از چنان نورانیتی برخوردار باشد که اگر به هر دلیلی توفیق دستیابی به هدف و نتیجه برای انسان ممکن نشد خود وسیله تا حد بسیاری در پیشگاه خداوند عالم، سزاوار اجر و پاداش برای انسان را داشته باشد. لذا یکی از دلایلی که در دین مبین اسلام هدف وسیله را توجیه نمی کند مساله «تکامل برزخی انسان» است. اگر وسیله از نورانیت کافی برخوردار بود و مثلا مرگ این فرصت را به انسان نداد که او به هدف مطلوب خود نائل شود، خود نورانیت وسیله در نشئات مافوق او را به سمت هدف رهنمون ساخته و اسباب تکامل برزخی را پس از مرگ برای شخص فراهم می سازد.
    به عنوان مثال اگر شخص، عمری را با عرق جبین کار کرد و پول حلالی را پس انداز کرد که با آن به حج تشرف یابد و به محض فراهم شدن مال، اجل مهلت نداد که به حج برود و از دنیا رفت همین پول حلالی که جمع نموده و نیت حجی که داشته در نشئات مافوق، ثواب حجی را برای انسان به دنبال داشته و از این حیث موجب تکامل برزخی فرد می شود. اما در مقابل اگر شخصی برای هدف عالیه ای چون حج رفتن، مالی را به حرام جمع نماید و اجل به او مهلت ندهد که با این پول حرام به حج برود، مسلما این وسیله که مال حرام است نه تنها شانیت اجر و ثواب حج در نشئات مافوق را به همراه نخواهد داشت بلکه همین وسیله ولو، با نیت خیر هم همراه بوده باشد اسباب گرفتاری و عذاب انسان را در عالم برزخ فراهم خواهد کرد.
    ادامه دارد...



  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    پس وسیله در راستای رسیدن به هدف باید با نفس هدف سنخیت و مناسبت کامل داشته باشد که اگر به هر دلیلی توفیق دستیابی به هدف ممکن نشد نفس وسیله نیز بواسطه نورانیت خود موجبات تکامل برزخی انسان را فراهم نماید.
    لذا همواره باید بین هدف و وسیله نسبتی برقرار باشد بر این اساس نه تنها هدف، وسیله را توجیه نمی کند بلکه این هدف ها هستند که ما را هدایت می کنند از چه ابزاری باید استفاده کنیم. با هر هدفی به هر وسیله ای نمی توان رسید. وسیله باطل تنها برای رسیدن به اهداف باطل به کار می رود و وسیله حق برای رسیدن به اهداف حقانی. با دروغگویی نمی توان ترویج راستگویی کرد. چنانچه با راستگویی نیز نمی توان ترویج دروغگویی کرد. حق و باطل مقولاتی مربوط به سعادت و شقاوت اند. شاید کلاه برداری، وسیله خوبی برای پولدار شدن باشد اما وسیله خوبی برای سعادت نیست و چه بسا که بهترین ابزار برای شقاوت باشد. باید و نباید های اخلاقی به این درد می خورند که ما را با هست و نیست های جهان هماهنگ کنند. تشریع در راستای تکوین است. اگر گفته اند که به هر قیمتی نباید به اهداف مان برسیم به این معناست که اصلآ به هر قیمتی و با هر ابزاری نمی توانیم به هر هدفی برسیم. مثلا اگ بخواهیم با جعل حدیث کذب و روضه دروغ به دیندار کردن مردم کمک کنیم راه به بیراهه برده ایم چون از همان اول دروغ را به رسمیت شناخته ایم. آن دینداری که با دروغ رایج شود خود فی نفسه و در مقام عمل تبلیغ بی دینی است.



  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    علاقه
    امام زمان ، شلمچه ، فلسفه ، علم ، پزشکی
    نوشته
    16
    حضور
    2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    43



    ممنون از توضیحات مفیدتون تا حدی مشکلم بر طرف شد اما مثلا فرض کنید که با گرفتن جون یک انسان می تونستید به 1000 تا انسان دیگه کمک کنید مثلا با کشتن یک عده که در هواپیمای در حال سقوطند می تونستید جون یک شهر پر از انسان را نجات بدید ولی ...
    خوب من از یک استاد شنیدم که در زمان دفاع مقدس در عملیات های حساس می گفتند که اگه کسی زخمی شد و نتونستید جلوی ساکت شدنش بگیرید و عملیات خواست لو بره باید هرجوری که شده ساکتش کنید که شخصی مجبور می شه سر دوستش زیر آب نگه داره و ...
    خوب درسته که این کار اشتباهه ولی اگه این کار نمی کرد عده زیادی شهید می شدند!
    ویرایش توسط قلم بیدار : ۱۳۹۲/۰۲/۲۶ در ساعت ۰۹:۲۱

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    در اینگونه موارد حتما باید صاحب ولایتی در میان باشد که بر اساس مقام ولایت خویش تشخیص دهد که آیا با در نظر گرفتن مصلحت عامتر و بزرگتر می توان از جان برخی افراد گذشت یانه. در هر صورت در برخی موارد که مفسده بزرگتری را به دنبال نداشته باشد میشود و در برخی موارد دیگر نمی شود. تشخیصش در مصادیق گوناگون به صاحب ولایت است.
    در عین حال این نکته را نیز باید توجه کنید که ما در احوالات امام معصوم مثلا داریم که امام علی علیه السلام حتی برای هدف بزرگی چون پیروزی بر کفر در جنگ صفین با آنکه آب را در اختیار داشتند حاضر نشدند آب را بر معاویه و لشکر دشمن ببندند و از این طریق به پیروزی دست یابند با آنکه اگر در آن روز این ام الخبائث به هلاکت می رسید شاید دیگر روزی واقعه کربلا بواسطه امر فرزند نحسش یزید محقق نمی گشت.



  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,365
    حضور
    15 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3246



    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    با دروغگویی نمی توان ترویج راستگویی کرد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    تشخیصش در مصادیق گوناگون به صاحب ولایت است.
    با سلام و احترام

    اگر اشتباه نکنم در تقیه دروغگویی هم مجاز است. ولی صاحب ولایت که فرمودید کیست؟

    یعنی هر کسی که می خواهد تقیه کند باید از امام معصوم یا مرجع تقلیدی اجازه داشته باشد تا بتواند دروغ بگوید؟

    شنیده ام که در زمان ضعف نسبی حکومت اسلامی در صدر اسلام مسلمانان به کاروان های مکه یورش می بردند تا کالاهای آنها را ببرند. این کالاها اگر قبلاً اموال خودشان هم بوده باشد آیا این وسیله برای به دست آوردن آنها قابل توجیه است؟

    بسیاری از موارد مشابه در جامعه ما با چنین توجیهاتی انجام می شوند. این که مثلاً این سازمان یا این کارفرما قبلاً حق ما را خورده است و ما داریم حق خودمان را پس می گیریم. اگر راه دیگری بجز راه های اینچنینی نبود آیا ما هم مجازیم از این کارها بکنیم یا باید حتماً دستور امام معصوم (ع) باشد؟

    ممنون.






    ویرایش توسط مؤمن : ۱۳۹۲/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۷:۳۲

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    نقل قول نوشته اصلی توسط مؤمن نمایش پست ها
    اگر اشتباه نکنم در تقیه دروغگویی هم مجاز است. ولی صاحب ولایت که فرمودید کیست؟ یعنی هر کسی که می خواهد تقیه کند باید از امام معصوم یا مرجع تقلیدی اجازه داشته باشد تا بتواند دروغ بگوید؟ شنیده ام که در زمان ضعف نسبی حکومت اسلامی در صدر اسلام مسلمانان به کاروان های مکه یورش می بردند تا کالاهای آنها را ببرند. این کالاها اگر قبلاً اموال خودشان هم بوده باشد آیا این وسیله برای به دست آوردن آنها قابل توجیه است؟ بسیاری از موارد مشابه در جامعه ما با چنین توجیهاتی انجام می شوند. این که مثلاً این سازمان یا این کارفرما قبلاً حق ما را خورده است و ما داریم حق خودمان را پس می گیریم. اگر راه دیگری بجز راه های اینچنینی نبود آیا ما هم مجازیم از این کارها بکنیم یا باید حتماً دستور امام معصوم (ع) باشد؟
    در مورد تقیه باید به سه مطلب توجه کامل داشت اول اینکه در دین مبین ما اگر هم در مواردی توصیه به تقیه شده است بخاطر مصلحت عام تر و بزرگتری است که تقیه در بر خواهد داشت. مرحوم شيخ مفيد درباره تقيه مي‏گويد:
    «التقيه ستر الاعتقاد و مكاتم المخالفين و ترك مظاهرتهم بما يعقب ضرراً في الدين و الدنيا»(تصحيح الاعتقاد، ص 66) یعنی تقيه، مستور داشتن اعتقاد باطني و كتمان آن در برابر مخالفان است؛ به جهت ترس و اجتناب از زيان‏هاي دنيوي و ديني.
    بر اين اساس، در تعريفي روشن‌تر می‌توان گفت: تقيه آن است که انسان براي دفع ضرر جاني يا مالي و يا حيثيتي، از اظهار عقيده و مذهب خويش خودداري کند؛ يعني با گفتار يا کرداري بر خلاف وظيفه اوليه شرعي، خود را از خطري که از ناحيه ديگري به او مي‌رسد، برهاند.
    از اين تعريف به‌خوبي روشن می‌شود که تقيه در مواردي که ضرورت ايجاب کند انجام می‌شود و اين عمل از نظر شرع و عقل، جایز و ممدوح و حتي برخي اوقات واجب می‌باشد؛ چنان‌که خوردن مردار و گوشت خوک و امثال آن‌ها در موقعيت ضروري در شرع مقدس جايز شمرده شده است. ‌

    مطلب دیگر اینکه اگرچه ما تقيه را اصلي عقلایي می دانیم ولی جواز بلکه وجوبش را در موارد گوناگون از ناحیه شریعت مطهره و صاحبان ولایت می دانیم و چنین نیست که بدون امر شارع مقدس و ائمه معصومین این کار را انجام دهیم. پس باز هم امر صاحب ولایتی برای تقیه نمودن موجود است.
    ادامه دارد...




  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    مطلب سوم اینکه نگاه اسلام به مقوله تقيه و استفاده ابزاري از آن و مانند آن، بسيار دقيق و معين و با حفظ اصول و ضوابط ديگر ديني و اخلاقي است؛ یعنی اسلام هيچ گاه رسيدن به هدفي مقدس را از راه ظلم و ستم و حق‌کشي را نخواسته و اجازه نداده است و انجام تقيه در هر موقعیت و مقامي را مطلوب نمی‌داند و حقيقت تقيه با اين تعبير که "هدف وسيله را توجيه می‌کند"، فاصله بسيار دارد؛ زيرا قائلان به اين ايده منظورشان اين است که وقتي هدف شما خوب بود، ديگر مهم نيست از چه راهي به آن هدف برسيم؛ مهم تلاش براي رسيدن به هدفي عالي و خوب و ارزشمند است و اين نتيجه، چه از راه عادلانه و آزادانه و انساني و چه با زور و تحميل و ستمگري و ظلم انجام شود، تفاوتي نخواهد داشت.
    اما در تفکر شيعي اين گونه نيست و بالاترين اهداف از مسير نادرست تعقيب نمی‌شود. به همين دليل، می‌بينيم امام علي ـ عليه السلام ـ وقتي اعلام کرد که مطابق سنت رسول خدا بيت المال را به طور مساوي بين مسلمانان تقسيم می‌کند، بسياري که به خوردن اموال زياد عادت کرده و توسط خلفاي قبل سهم خاصي از بيت المال داشتند، از اين رو، امام دلزده شدند و بنا بر مخالفت گذاشتند. در اين هنگام، بعضي از ياران، امام را به دلیل اين روش صحيح سرزنش کردند و پيشنهاد دادند حداقل براي مدتي اين روش را کنار بگذارد و با آن‌ها مدارا کند تا پايه‌هاي حکومتش محکم گردد؛ ولي امام فرمود:
    «أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَمَّ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً- [وَ] لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّه»‏‌(نهج البلاغة، خطبه 126) یعنی آيا به من دستور می‌دهيد براي پيروزي خود از جور و ستم در حق کساني که بر آن‌ها حکومت می‌کنم، مدد گيرم؟ به خدا سوگند تا عمر من باقي و شب و روز برقرار است و ستارگان آسمان در پي هم طلوع و غروب می‌کنند، هرگز به چنين کاري دست نمی‌زنم؛ اگر اموال از خودم بود، هم آن‌ها را به طور مساوي تقسيم می‌کردم، چه رسد به این‌که اموال خدا است.
    ادامه دارد...



  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    در اين واقعه، افرادي پيشنهاد می‌دادند که حضرت براي رسيدن به هدف مهم خود، نادرستي وسيله را برای رسيدن به هدف ناديده بگيرند؛ اما حضرت به‌شدت در برابر اين نگرش ايستاده، با آن برخورد نمودند؛ اين نظير همان کاري بود که امام در شوراي شش‌نفره انجام داد و حاضر نشد براي گرفتن خلافت به دروغ بگويد که به روش شيخين عمل می‌کند.
    در حقيقت، در زندگي هر انساني مواردي پيش می‌آيد که فرد بين انجام دو هدف و وظيفه که به نوعي با هم تضاد پيدا می‌کنند، مردد مي‌ماند؛ زيرا انجام هر يک به ترک ديگري منتهي می‌گردد، مانند آن‌که فردي می‌بيند که بيان يک حقيقت و واقعيت ساده، باعث ايجاد کدورت و درگيري بين دو نفر می‌گردد؛ در این‌جا او هم موظف به راستگويي است و هم جلوگيري از به وجود آمدن فتنه و تنش بين ديگر مؤمنان. در اين مواقع، اسلام دستوري کاملاً عقلاني می‌دهد که نتايج و ارزش دو امر با هم سنجيده شود. هر کدام که از درجه اهميت بيشتري بود، بر ديگري مقدم گردد؛ همانند حکم اکل ميته در مقام اضطرار که پيش‌تر ذکر شد.
    اگر کمي تأمل کنيد، می‌بينيد تقيه نيز از همين قبيل و از باب تزاحم مصالح و تقديم مصلحت مهم‌تر است که اين دستور دين، بر مبناي حکم عقل و سيره عاقلان نيز می‌باشد؛ مثلاً فردي که توسط ظالمان در معرض شکنجه و مرگ واقع می‌شود و تنها راه نجات او را انکار اعتقادات قرار می‌دهند، در این‌جا به حکم عقل به اين فرد مظلوم و اجازه داده می‌شود مطابق خواست آن‌ها اعتقادات حق را انکار کند.



  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود