جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شکست در ازدواج گذشته و ساختن زندگی آینده

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    علاقه
    خداواهل بیت ع
    نوشته
    631
    حضور
    27 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    4542

    شکست در ازدواج گذشته و ساختن زندگی آینده




    سلام این اولین تاپیکیه که به این سایت میفرستم
    من دختری 21ساله هستم که درسن14سالگی ازدواج کردم باپسرخالم وبه اصرارخانوادم واصلادوستش نداشتم وزندگیم3ماه بیشترطول نکشیدنمیدونیدچه سختی هایی کشیدموچه تهمتایی که بهم زدن وقلبم شکسته بعدسالهاهنوزیه نمونش دروروم قفل کردن وازپنجره برانجات جونم فرارکردم اوایل چیزی برام مهم نبودحتی نمیخواستم ازدواج دیگه ای داشته باشم حتی این موضوع طلاقموروازدوستام پنهان کردم حالاحدود1ساله که نظرم نسبت به زندگی وازدواج عوض شده تصمیم گرفتم به خودم چندسال بعدفرصت ازدواج عاقلانه بدم بیشترزندگی دوستاموفامیلامومیبینم که خوشبخت شدن میگم پس خوشبختی برای منم امکان داره اماپدرم میگه قیدازدواجوبزن دیدی چه بلاهایی سرت اوردن من دیگه حوصله دادگاه پاسگاه ندارم هرخواستگاری هم میادردمیکنه من طوریم که اصن روم نمیشه روحرف پدرم حرف بزنم تازه دیروزروم شدوبهش راجع به اینده وتصمیمم گفتم گفت من دیگه باتووایندت کاری ندارم واقعااین جواب منه اگه به اصرارشماهانبودکه من باپسرخالم ازدواج نمیکردمواین بلاهاسرم نمیومدحالاتنهام گذاشته براتصمیم گیری اینده خیلی ناراحتم مخصوصابااین سوال دوستام که میگن چراازدواج نمیکنی ازقضیه طلاقمم خبرندارن چیکارکنم؟براایندم؟خسته شدم اززندگی راهنماییم کنید.

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58341



    با نام و یاد دوست




    شکست در ازدواج گذشته و ساختن زندگی آینده





    کارشناس بحث: امیدوار


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط پارمین نمایش پست ها
    سلام این اولین تاپیکیه که به این سایت میفرستم
    من دختری 21ساله هستم که درسن14سالگی ازدواج کردم باپسرخالم وبه اصرارخانوادم واصلادوستش نداشتم وزندگیم3ماه بیشترطول نکشیدنمیدونیدچه سختی هایی کشیدموچه تهمتایی که بهم زدن وقلبم شکسته بعدسالهاهنوز:ghamgin:یه نمونش دروروم قفل کردن وازپنجره برانجات جونم فرارکردم اوایل چیزی برام مهم نبودحتی نمیخواستم ازدواج دیگه ای داشته باشم حتی این موضوع طلاقموروازدوستام پنهان کردم حالاحدود1ساله که نظرم نسبت به زندگی وازدواج عوض شده تصمیم گرفتم به خودم چندسال بعدفرصت ازدواج عاقلانه بدم بیشترزندگی دوستاموفامیلامومیبینم که خوشبخت شدن میگم پس خوشبختی برای منم امکان داره اماپدرم میگه قیدازدواجوبزن دیدی چه بلاهایی سرت اوردن من دیگه حوصله دادگاه پاسگاه ندارم هرخواستگاری هم میادردمیکنه من طوریم که اصن روم نمیشه روحرف پدرم حرف بزنم تازه دیروزروم شدوبهش راجع به اینده وتصمیمم گفتم گفت من دیگه باتووایندت کاری ندارم واقعااین جواب منه اگه به اصرارشماهانبودکه من باپسرخالم ازدواج نمیکردمواین بلاهاسرم نمیومدحالاتنهام گذاشته براتصمیم گیری اینده خیلی ناراحتم مخصوصابااین سوال دوستام که میگن چراازدواج نمیکنی ازقضیه طلاقمم خبرندارن چیکارکنم؟براایندم؟خسته شدم اززندگی راهنماییم کنید.
    بسمه‌تعالي
    خدمت شما خواهر محترم عرض سلام و تحيت دارم و از محضرتان به خاطر حسن اعتمادتان سپاسگزارم.
    خوشحاليم كه در فضايي همراه با ارامش و به دور از تجربه تلخ گذشته، نسبت به خود و آينده خويش احساس مسووليت مي‌كنيد، و راه صحيح را مبني بر تمايل به ازدواج انتخاب نموده‌ايد. طبيعتا مستحضريد كه طلاق راه آخر است اما هيچگاه آخر راه نيست.
    قطع نظر از تجربه گذشته، از آنجا كه حضرتعالي جوان هستيد و در سن ازدواج قرار داريد، فرصتهاي فراوان ديگري را براي تجربه ازدواج خواهيد داشت (كه البته خود نيز به آن اشاره نموده‌ايد)، لكن بايد احتياط بيشتري به خرج دهيد و از روي شناخت و آگاهي و به دور از عواطف و احساسات، گزينه‌اي را انتخاب كنيد كه بيشتريت سنخيت و همتايي را با وي داشته باشيد. همتايي در اموري چون طرز تفكر، صفات شخصيتي، فرهنگ، خانواده، اولويتها و ارزشها و...
    پس به صحت و اتقان تصميم خويش، اطمينان داشته باشيد و با پرهيز از شتاب‌زدگي و با رعايت احترام مستيقما و يا غير مستقيم( از طريق مادر، خواهر، عمه، ...) در رابطه با آينده و تصميم خود گفتگو كنيد و از مقصر جلوه دادن ايشان و...اجتناب نماييد. به ايشان اطمينان خاطر دهيد كه تجربه گذشته علي‌الرغم تلخي، چراغ راهي است براي آينده شما. ضمن اينكه وجهي ندارد كه خصوصيات و شرايط يك فرد را بدون دليل به ديگران تعميم دهيم و چنين نتيجه بگيريم كه ازدواج با هر شخص ديگري هم، منجر به ناكامي خواهد شد!
    براي شما آرزوي توفيق و خوشبختي دارم.
    تحت عنايت حضرت رب مستدام باشيد

    شکست در ازدواج گذشته و ساختن زندگی آینده
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37600



    سلام دوست عزیز.همونطورکه کارشناس محترم گفتند طلاق راه آخره اما آخر راه نیست!!! روحیتونو نبازید و امید داشته باشید و بدانید موقعیتهای خوبی در انتظار شماست.
    دور و بر من هستند آدمهایی که زندگیشون یه جورایی شبیه شما بود و بعد از طلاقشون دوباره ازدواج کردن و الحمدلله زندگی خوبی دارند. به هیچ وجه موقعیتهات رو از دست نده .قبل از ازدواج مجدد سعی کن خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنی و از اون خاطرات درس عبرت بگیر که در زندگی آینده ات تکرار نشه .اما هیچوقت نا امید نشو .باور کن فقط با امید به خدا میتونی زندگی خوب و شیرینی را برای خودت رقم بزنی .نترس....امید داشته باش و توکل کن .


    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  9. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    علاقه
    خداواهل بیت ع
    نوشته
    631
    حضور
    27 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    4542

    غمگین




    شمامیگیدمستقیمایاغیرمستقی م باپدرم صحبت کنم خودم که خیلی خجالتیم پدرمم حرف کسی روگوش نمیده حالافعلاصبرمیکنم تاچن سال دیگه ببینم خداچی میخوادفعلاکه خودمم امادگی ازدواج ندارم
    ویرایش توسط یامین : ۱۳۹۲/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۵:۲۴

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود