صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تا کجا از دین سؤال کنیم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,365
    حضور
    15 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3246

    تا کجا از دین سؤال کنیم؟




    با سلام و احترام

    در قرآن کریم آمده است: «ای کسانی که ایمان آورده‌ اید. از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد شما را ناراحت می کند!» [مائده 101]

    یا در آیه دیگری حضرت موسی (ع) در اجرای دستور خداوند از دقت بیشتر در جزئیات حکم الهی نهی کرده و به قوم خود می گوید: «آنچه به شما دستور داده شده (هر چه زودتر) انجام دهید.» [بقره 68]

    آیا این آیات مفهومی ناظر بر عدم افراط در پرسش از دین دارند؟ آیا به نهی از عسر و حرج اشاره می کنند؟ اگر این گونه است مرز این تعادل کجاست؟

    سؤال بنده این است که مفهوم آیات فوق دقیقاً چیست؟ و مهم تر و کلی تر این که تا کجا باید از دین سؤال کرد؟

    از عالمی نیز شنیده بودم که خود ائمه (ع) گاهی عمداً قبل از رفتن به مستراح به لباس خود کمی آب می پاشیدند تا پس از خروج از مستراح با شک و تردید نجاست مواجه نشوند. در واقع نوعی خودفریبی یا تساهل و تسامح برای پیشگیری از مشقت در آینده!

    آیا ما هم مجازیم به همین ترتیب عمل کنیم تا زحمت کمتری از جانب احکام دین تحمل کنیم؟

    ممنون.




  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58317



    با نام و یاد دوست



    تا کجا از دین سؤال کنیم؟




    تا کجا از دین سؤال کنیم؟


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8533



    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَسَْلُواْ عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِن تَسَْلُواْ عَنهَْا حِينَ يُنزََّلُ الْقُرْءَانُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنهَْا وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ(101مائده)
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد سؤال نكنيد از چيزهايى كه اگر ظاهر شود بر شما ناراحت مى‏شويد و اگر هنگام نزول قرآن از آنها بپرسيد معلوم مى‏شود بر شما و خداوند آنها را مى‏بخشد، و خداوند بخشنده و حليم است‏

    سؤالات بيجا!
    شك نيست كه سؤال كردن كليد فهم حقائق است، و به همين دليل كسانى كه كمتر مى‏پرسند كمتر مى‏دانند، و در آيات و روايات اسلامى نيز به مسلمانان دستور اكيد داده شده است كه هر چه را نمى‏دانند بپرسند، ولى از آنجا كه هر قانونى معمولا استثنايى دارد، اين اصل اساسى تعليم و تربيت نيز استثنايى دارد و آن اينكه گاهى پاره‏اى از مسائل پنهان بودنش براى حفظ نظام اجتماع و تامين مصالح افراد بهتر است در اينگونه موارد جستجوها و پرسشهاى پى در پى، براى پرده برداشتن، از روى واقعيت، نه تنها فضيلتى نيست بلكه مذموم و ناپسند نيز مى‏باشد، مثلا غالب پزشكان صلاح اين مى‏دانند كه بيماريهاى سخت و وحشتناك را از شخص بيمار مكتوم دارند، گاهى تنها اطرافيان را در جريان مى‏گذارند، با اين قيد كه از بيمار پنهان دارند، زيرا تجربه نشان داده، بيشتر مردم اگر از عمق بيمارى خود آگاه شوند گرفتار وحشتى مى‏گردند كه اگر كشنده نباشد لا اقل بهبودى را به تاخير مى‏اندازد.
    در اينگونه موارد بيمار هرگز نبايد در برابر طبيب دلسوز خود به سؤال و اصرار بپردازد. زيرا اصرارهاى مكرر او گاهى چنان ميدان را بر طبيب تنگ‏مى‏كند كه براى آسودگى خود و رسيدگى به ساير بيماران جز اين نمى‏بيند كه حقيقت را براى اين" بيمار لجوج" آشكار سازد اگر چه او از اين رهگذر زيانهايى ببيند.
    همچنين مردم در همكاريهاى خود نياز به خوش‏بينى دارند و براى حفظ اين سرمايه بزرگ صلاح اين است كه از تمام جزئيات حال يكديگر با خبر نباشند، زيرا بالآخره هر كس نقطه ضعفى دارد، و فاش شدن تمام نقطه‏هاى ضعف، همكارى‏هاى افراد را مواجه با اشكال مى‏كند، مثلا ممكن است يك فرد با شخصيت و مؤثر تصادفا در يك خانواده پست و پائين متولد شده باشد، اكنون اگر سابقه او فاش شود، ممكن است آثار وجودى او در جامعه متزلزل گردد در اين گونه موارد به هيچوجه نبايد افراد، اصرارى داشته باشند و به جستجو برخيزند.
    و يا اينكه بسيارى از نقشه‏ها و طرحهاى مبارزات اجتماعى بايد تا هنگام عمل مكتوم باشد و اصرار در افشاى آنها ضربه‏اى بر موفقيت و پيروزى اجتماع است.
    اينها و امثال آن مواردى است كه سؤال كردن در آن صحيح نيست و رهبران تا در فشار زياد قرار نگيرند، نبايد آنها را پاسخ گويند.
    قرآن در آيه فوق به اين موضوع اشاره كرده، صريحا مى‏گويد:" اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از امورى كه افشاى آنها باعث ناراحتى و دردسر شما مى‏شود پرسش نكنيد" (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ).
    ولى از آنجا كه سؤالات پى در پى از ناحيه افراد و پاسخ نگفتن به آنها ممكن است موجب شك و ترديد براى ديگران گردد و مفاسد بيشترى به بار آورد اضافه مى‏كند" اگر در اينگونه موارد زياد اصرار كنيد بوسيله آيات قرآن بر شما افشاء مى‏شود" و به زحمت خواهيد افتاد (وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ ‏و اينكه افشا كردن اينها را به زمان نزول قرآن اختصاص مى‏دهد به خاطر آن است كه سؤالات مربوط به مسائلى بوده كه مى‏بايست از طريق وحى روشن گردد.
    سپس اضافه مى‏كند:" تصور نكنيد اگر خداوند از بيان پاره‏اى از مسائل سكوت كرده است از آن غفلت داشته بلكه مى‏خواسته است شما را در توسعه قرار دهد و آنها را بخشوده است، و خداوند بخشنده حليم است" (عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ).

    تفسير نمونه، ج‏5، ص: 97




  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط عزرائیل نمایش پست ها
    پیامبر صلوات لله علیه گفتن :برای هر کسی جنی هست و برای ما نیز هست اما جن ما بوسیله عبادات زیاد ما مسلمان شد! طبق این من سوالم این هست که ما اگر مردیم تکلیف اون جنه چی میشه؟می افته به حون بچه هامون؟یا اونم می میره؟
    سلام
    ظاهرا در روایت کلمه شیطان آمده نه جن و تعبیر شیطان اعم از جن است لذا چه بسا منظور از شیطان همان نفس اماره باشد که کارکرد شیطانی دارد و منظور ار مسمان شدن در تحت عقل قرار گرفتن است
    البته نمی خواهم منکر وجود جن شوم ولی روایت الزاما معنای مد نظر شما را ندارد
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,365
    حضور
    15 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3246



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست ها
    سپس اضافه مى‏كند:" تصور نكنيد اگر خداوند از بيان پاره‏اى از مسائل سكوت كرده است از آن غفلت داشته بلكه مى‏خواسته است شما را در توسعه قرار دهد و آنها را بخشوده است، و خداوند بخشنده حليم است"
    با سلام و تشکر از شما کارشناس عزیز

    بنده از پاسخ شما متوجه نشدم تا کجا باید از دین سؤال کرد.

    یعنی یک بار که سؤال کریم بعد از آن باید فوراً به هر چه فهمیده ایم عمل کنیم؟ یا باید باز هم در صورت ابهام سؤال کنیم تا مسأله برای ما کاملاً روشن باشد؟ اگر باید باز هم بپرسیم سؤال این است که تا کجا؟ تا جایی که جوابش برای ما سختی ایجاد نکند؟

    یک مثال عملی هم از نوعی تساهل در رفتار ائمه (ع) عرض شد.

    ما هم مجازیم این گونه رفتار کنیم یا فقط معصومین اجازه دارند؟

    ممنون.


  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    147
    حضور
    7 روز 8 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    11
    گالری
    1
    صلوات
    748



    خب الان از کجا باید بفهیم کدوم سوال های دینی ما ، مصداق سوالیه که بیمار نباید از طبیب بپرسه؟

    میشه مثال هم بزنین؟

    من در مورد مسائل شرعی خیلی سوال می پرسم و ریز می شم، ولی گاها بهم می گن تو داری زیاده روی می کنی و می شی مثل اون مورد کشتن گاو زرد توسط یهودی ها.

    یا من می دونم در مورد ماهیت وجودی خدا و این جور چیزا نباید خیلی عمیق شد چون نهی شده.
    بگذارید و بگذرید،
    ببینید و دل نبندید،
    چشم بیاندازید و دل نبازید،
    که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت....

    امام علی علیه السلام

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    با او

    سلام و ادب؛

    در بحث این تاپیک باید بین دو مبحث تفکیک کنیم:

    کجاها نمی توان سوال کرد؟ این به دو معنی است:

    1-کجاها اصلا امکان سوال و تفکر وجود ندارد و نه اینکه نباید سوال و فکر کرد، بلکه اصلا نمی توان سوال و تفکر کرد.

    2-کجاها نباید سوال و فکر کرد، یعنی امکان سوال و فکر کردن هست، ولی نباید این کار را کرد؟

    مورد اول مواردی است مثل تفکر و سوال در ذات الهی، و اینکه در برخی روایات نهی شده، نهی ارشادی است، نه مولوی. یعنی نمی گوید: یه وقت در مورد ذات خدا فکر نکنی ها! بلکه می گوید: در مورد ذات خدا نمی توانی فکر کنی و راه به جایی نمی بری.

    اما در مورد دوم که می توان ولی نباید سوال و فکر کرد، فاکتورهایی را می توان از متون دینی فهمید:

    1-علم لاینفع
    اگر سوال و تفکر ما در باب مسئله ای بود که علمی لاینفع بود و فایده ای برای ما نداشت، سوال و تفکر در باب آن، باعث اتلاف عمرمان می شود. و باید از فرصتمان برای سوال و تفکر در باب چیزهای مهم تر استفاده کنیم.
    مثل اینکه تعداد مورچه های زیر زمینِ شهر قم چند تاست؟ البته این نافع یا غیرنافع بودن، امر نسبی است. یعنی ممکن است سوال و تفکری برای فرد الف نافع و برای فرد ب، غیرنافع باشد. مثلا همان سوال تعداد مورچگان شاید برای یک جانور شناس مفید باشد ولی برای من نه.

    2-تجسس
    اگر سوال و تفکر ما در مسیر فضولی و تجسس در زندگی یا افکار دیگران باشه، این هم اشکال داره. ما باید برای حریم خصوصی افراد احترام بزاریم و سوال و تفکرمون در مسیر تجسس امور زندگی یا تجسس در افکار خصوصی کسی باشه، اشکال داره و نباید این کار را کرد.

    3-ظرفیت و اولویت
    یکی دیگر از مسائلی که باید در سوال ها و فکرهایمان در نظر داشته باشیم اولویت و ظرفیت است. اولویت یعنی این که تا به سوال ها و مسائل ضروری مان نپرداخته ایم، به سوال های غیر ضروری کم تر باید بپردازیم. چون تقدم با سوال های مهم تر است. مثلا کسی هنوز به سوالات مهمی از جمله توحید الهی و یا مسائل اخلاقی در اسلام نپرداخته، به سراغ مسائل عمیق عرفانی برود. و یا کسی هنوز مقدماتی مثل عربی و اصول و فقه الحدیث را نگذرانده، به سراغ منابع خام حدیثی رفته و در باب فنی ترین مسائل حدیثی به سوال بپردازد. این ها عدم رعایت اولویت است. لذا گاهی می بینیم کسی هنوز زبان عربی را به خوبی نیاموخته، در باب مسائل اجتهادی علوم اسلامی سوال می کند. طبعا او تا مقدمات را فرا نگیرد، سوالش در باب مسائل تخصصی و اجتهادی به جایی نمی رسد.
    از اینجا بحث ظرفیت را هم اشاره کنیم که باید به دنبال سوالی برویم که ظرفیت فهمش در ما هست. یک بخشی از ظرفیت فهم سوال و پاسخ آن، به کسب مقدمات وابسته است. کسی که مقدمات علوم حوزوی را نداند، ظرفیت فهم مسائل اجتهادی و تخصصی را ندارد.
    ولی بخشی از ظرفیت هم به سعه ی وجودی افراد وابسته است. برخی مسائل عرفانی و فلسفی و توحیدی برای کسی که ظرفیت آن را ندارد، سم است. چنان که مضامینی از معصومین هست که مثلا فرمودند ابوذر توان فهم آنچه را که سلمان می داند، ندارد.
    حتی آمده کسی آمد نزد امیرالمومنین و در مورد مسئله ای سوال کرد، حضرت گفت از این مسئله نپرس و برای تو نیست. سه بار اصرار کرد، حضرت پاسخ را گفت و او مُرد. چون توان و تحمل هضم پاسخ را نداشت.

    نکته1: اما برخی افراد، سوال و تفکر درباره ی دلیل احکام شرعی را هم جزو مواردی می دونن که نباید سوال و فکر کرد. برخی اون رو از نوع اول می دونن، یعنی فکر ما در سوال از دلیل احکام شرعی، اصلا نمی تونه پیش بره و فکر کنه. برخی سوال و فکر از دلیل احکام شرعی رو از نوع دوم می دونن و می گن این عرصه ی تعبد است و نباید چون و چرا کرد، ولو اینکه بشود سوال و فکر کرد و دلایلی کشف نمود. مثل اینکه چرا نماز صبح دو رکعت است.
    با این حال ما احادیث و روایاتی تحت عنوان علل الشرایع داریم که افرادی از دلیل احکام شرعی و حکمت این امور سوال کرده و پاسخ دریافت کرده اند.


    نکته2:
    این که پیامبر فرمودند که: بعثت بالحنيفيّة السّهلة السّمحة و یا روایتی که دوست محترم مومن اشار کردند که کسی آمد و گفت دچار وسواس شده ام و هر بار که از دستشویی می آیم فکر می کنم نجسم، اگر درست خاطرم باشد حضرت صادق(ع) بودند که فرمودند: قبل از رفتن به لباست آب بپاش که وقتی آمدی، خیسی لباس را حمل بر خیسی قبل کنی و... همه ناظر به مرحله ی عمل است. دین ما در مقام عمل سهل گیر بوده و از هرگونه وسواس به دور است. ولی مسائل عملی را نباید با مسائل فکری و نظری خلط کرد. اتفاقا ائمه ی اطهار هر چه در مسائل عملی بدون وسواس و سهل می گرفتند، در مسائل علمی، با دقت و وسواس تمام بحث کرده اند و اساسا عرصه ی نظر و فکر و علم، جای تسامح نیست که یک جوابی را بالاخره بپذیریم و تمام شود و برود. فکر یک کار تدریجی و مرحله ای و سخت است و البته شیرین که باید پای آن ایستاد و مسائل را دقیق فکر کردید و دقیق فهمید.

    پیوسته متعادل و متعالی
    یاحق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۹۲/۰۲/۲۵ در ساعت ۰۹:۵۸
    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,365
    حضور
    15 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3246



    با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز جناب طارق

    تشکر از مطالب شما که مثل همیشه گزیده و آموزنده بود.
    از پاسخ شما دو سؤال برای بنده مطرح شد که با اجازه عرض می کنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط طارق نمایش پست ها
    از اینجا بحث ظرفیت را هم اشاره کنیم که باید به دنبال سوالی برویم که ظرفیت فهمش در ما هست. یک بخشی از ظرفیت فهم سوال و پاسخ آن، به کسب مقدمات وابسته است. کسی که مقدمات علوم حوزوی را نداند، ظرفیت فهم مسائل اجتهادی و تخصصی را ندارد. ولی بخشی از ظرفیت هم به سعه ی وجودی افراد وابسته است.
    به ظرفیت و سعه وجودی در فهم مطالب اشاره فرمودید و این که در پرسش از مطالب علمی باید آن را در نظر گرفت. آیا ظرفیت و سعه وجودی در عمل به احکام و دستورات شرعی نیز به طور مشابه در پرسش از احکام عملی جایگاهی دارد؟

    مثلاً اگر فردی می داند که امکان انجام کفاره ای را در صورت واجب شدن آن ندارد آیا درست است که با اولین دلایل ساقط شدن حکم کفاره از تفحص بیشتر اجتناب کرده و بنا را بر صحت عمل خود بگذارد؟ آیا مجاز به این کار است؟ یا حتی خوب است که انسان از عسر و حرج دانسته های خود اجتناب کند؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط طارق نمایش پست ها
    این که پیامبر فرمودند که: بعثت بالحنيفيّة السّهلة السّمحة و یا روایتی که دوست محترم مومن اشار کردند که کسی آمد و گفت دچار وسواس شده ام و هر بار که از دستشویی می آیم فکر می کنم نجسم، اگر درست خاطرم باشد حضرت صادق(ع) بودند که فرمودند: قبل از رفتن به لباست آب بپاش که وقتی آمدی، خیسی لباس را حمل بر خیسی قبل کنی و... همه ناظر به مرحله ی عمل است. دین ما در مقام عمل سهل گیر بوده و از هرگونه وسواس به دور است.
    سؤال دوم بنده در مورد فرمایش شما این است که این توصیه به تسامح مربوط به چه شرایطی است؟

    آیا مختص شرایطی است که فرد با توهم نجاست درگیر است یا این که نه ممکن است واقعاً امکان نجاست وجود دارد اما برای دوری از مشقت این کار را می کند؟

    یعنی کسی که وسواس طهارت ندارد اما در شرایطی (که جای توضیح آن نیست) احتمال عقلانی می دهد که امکان آلودگی به نجاست بالاست و ممکن است عسر و حرجی برای او ایجاد کند (مثلاً از کارهای دیگری باز داشته شود) این فرد نیز شرعاً مجاز است امکان تساهل و تسامح را برای خود فراهم سازد؟

    ممنون.





    ویرایش توسط مؤمن : ۱۳۹۲/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۷:۰۲

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,365
    حضور
    15 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3246



    سلام

    کسی اینجا نیست که به سؤال ها جواب بده؟


  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    شعر,مطالعه
    نوشته
    832
    حضور
    33 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    225
    صلوات
    5729



    سلام علیکم
    ضمن عرض پوزش به جهت تآخیر ، به ایشون اطلاع داده شده تشریف بیارند ، لطفا کمی دیگه صبر بفرمایید.
    متشکرم.




    اينهمه فاصله داريم
    آن كه نيست و هست ، منم
    آن كه هست و نيست ، تويي ...

    هراس بي تو ماندنم ادامه دارد ...



  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۲/۰۷/۰۷, ۱۳:۴۸ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود