صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند وقتیه که خیلی در مورد سرنوشت و اختیار مشکل دارم !

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    سرزمین عشق و خون
    نوشته
    7
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    63

    پرسش چند وقتیه که خیلی در مورد سرنوشت و اختیار مشکل دارم !




    سلام به همه دوستان
    چند وقتیه که خیلی در مورد سرنوشت و اختیار مشکل دارم
    نمیتونم درست و حسابی حلاجی کنم که چه طور هم آدم اختیار داشته باشه و هم اینکه به سرنوشت خودش که امری شدنی است؟؟؟؟؟؟؟
    مثلا در مورد قضیه ازدواج نقش اختیار و سرنوشت هر کدومشون چه جوریه؟؟؟؟؟؟؟/
    ممنون از همه کسانی که به سوالم جواب میدند!

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    سلام

    سرنوشت رو میشه دو جور بررسی کرد

    یکی مباحث قضا و قدر که در انجمن خود بحث شده است

    و دیگری تغییر قضا و قدر مثلا می فرمایند دعا قضای حتمی الهی را نیز عوض میکند اختیار 100 در صد هیچ موجودی به جز خداوند نداره


    در مورد ازدواج همسر انسان چند عامل داره یکی سرنوشت دیگری خود انسان چون ببینید تو تاریخ اکثر ازدواج های افراد بشر بین کسانی بوده که سنخیت بایکدیگر داش تهاند مواردی نیز پیدا میشود که خلاف این قائده باشند ولی کلیت همینه که کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با یکدیگر پرواز می باشد این بحث طولانیه ان شا الله در پست های بعدی ادامه بحث را خدمتان تقدیم میکنم

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    157
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    436



    نقل قول نوشته اصلی توسط m.gh.5 نمایش پست ها
    سلام به همه دوستان
    چند وقتیه که خیلی در مورد سرنوشت و اختیار مشکل دارم
    نمیتونم درست و حسابی حلاجی کنم که چه طور هم آدم اختیار داشته باشه و هم اینکه به سرنوشت خودش که امری شدنی است؟؟؟؟؟؟؟
    مثلا در مورد قضیه ازدواج نقش اختیار و سرنوشت هر کدومشون چه جوریه؟؟؟؟؟؟؟/
    ممنون از همه کسانی که به سوالم جواب میدند!
    با سلام خدمت شما دوست عزیز در مورد این سوال باید توجه داشت که سرنوشت چیزی جز اعمال و کردار آدمی در شرایط مختلف نیست که آدمی خود آنها را رقم می زند ؛ و این یعنی اختیار آدمی . مختار بودن انسان نیز بدیهی است و اصلا نیازی به استدلال ندارد چرا که همین که سر دو راهی قرار می گیریم خود روشن ترین دلیل بر وجود اختیار است .
    اما در مورد رابطه سرنوشت و خداوند تبارک و تعالی باید گفت : این مطلب که همه چیز دست خداست و تحت اراده الهی مطلب درستی است ولی مربوط به عالم تکوین است ، یعنی هر عملی در دار هستی و لو کوچکترین آنها صورت پذیرد به اراده الهی بوده و خداوند سبحان باید آن را اجازه دهد ؛ اما این اراده و اجازه الهی هیچ منافاتی با اختیار آدمی ندارد ، چرا که اراده انسان ، در طول اراده الهی قرار می گیرد و خداوند سبحان به نحو مشروط آن را اراده می کند و به بیان ساده تر آنچه را که انسان اراده کند همان را خداوند اراده می کند و اجازه می دهد.
    لذا در اصطلاح کلامی گفته می شود خداوند به نحو قضا و قدر مشروط امور را تدبیر می کند و آنها را به اراده انسان مشروط می کند ، به طور مثال خداوند در قضا و قدر خود می نویسد این بنده اگر در این مسافرت صدقه داد تصادفی برای او پیش نیاید و اگر صدقه نداد برای او پیش بیاید ، و اینکه صدقه بدهیم یا ندهیم به تصمیم ما بستگی دارد .
    قضیه ازدواج نیز به همین شکل است ، یعنی خداوند می تواند زمینه ها و شرایط آنها را فراهم آورد ولی در نهایت این خود ما هستیم که تصمیم می گیریم که با آن مورد ازدواج کنیم یا خیر.

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    سوال شما بر مي گردد به مسئله قضا و قدر و اينكه سرنوشت انسان حتمي است و از قبل رقم خورده يا اينكه انسان در سرنوشت خود مختار است.


    قدر: یعنی اندازه و اندازه گیری و تعیین حدّ و حدود چیزی و در اصطلاح به این معنا است که خداوند برای هر چیزی اندازه ای قرار داده و آن را بر اساس اندازه گیری و محاسبه و سنجش آفریده است.

    قضا: یعنی حکم و قطع و حتمیت.



    قضا یعنی حتمیت حادثه ای که البته این حتمیت از ناحیه علل و اسباب اوست و قدر یعنی کسب حدود و مشخصات و خصوصیات که آن هم از ناحیه علل و اسباب آن حادثه می باشد و قضا و قدر الهی در واقع عبارت است از انبعاث و سرچشمه گرفتن همه علل و اسباب از اراده و مشیت و علم حق که علت العلل است یعنی هر عاملی که در جهان خودنمایی می کند، تجلی علم و اراده حق و مظهر خواست خداوند و وسيله اجرای قضا و قدر اوست.



    ویرایش توسط فرقان : ۱۳۹۰/۱۱/۲۵ در ساعت ۰۷:۲۸
    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    يكي از عللي كه نقش مهمي در سرنوشت انسان دارد همان اختيار آدمي است كه با اراده خود راهي را بر مي گزيند.البته منظور از قضا و قدر در سخن ما قضا و قدر حتمي نيست.


    براي انسان يك سرنوشت وجود ندارد كه انسان در آن هيچ نقشي نداشته باشد بلكه مي تواند با اختيار خود سرنوشتي را به سرنوشت ديگر مبدل كند.انساني كه دچار بيماري سختي است و معالجه كند و سالم شود يك سرنوشت دارد و اگر همان شخص بي تفاوت به بيماري باشد و از دنيا برود نيز يك سرنوشت دارد. . امام علی(ع) از پای دیوار کجی برخاست و پای دیوار دیگری نشست. گفتند: آیا از قضای الهی فرار می کنی؟ پاسخ داد: "از قضای خدا به قَدَر وی و قضای دیگری فرار می کنم".[توحید صدوق، ص 369]



    نبايد فراموش كرد كه عوامل و علل موجود در اين جهان همگي مادي نيستند بلكه علل معنوي نيز وجود دارد.از موارد علل معنوي مي توان به نقش دعا اشاره كرد. قضا دارای اسبابی است که یکی از آن اسباب دعا کردن است که با دعا کردن یکی از اسباب قضاء محقق می شود چنانچه پیامبر اکرم (ص) می فرماید: "لایرد القضاء الا الدعا [بحار الانوار ج 90 ص294 باب 16 روایت23]" قضاء را رد نمی کند مگر دعا.


    همچنين كار خيري كه انسان مي كند تاثير مهمي براي او دارد.امام صادق(ع) می‌فرماید: "عدد کسانی که به واسطة گناهان می میرند،‌از آنان که به واسطة‌سر آمدن مدت عمر جان می سپارند، بیشتر است، و شمار کسانی که به سبب نیکوکاری، زندگی دراز می یابند، از آنان که با عمر اصلی خود زندگی می کنند، فزون تر است".[بحارالانوار، ج 73، ص 354]


    از اين سخنان چنين به دست مي آيد كه انسان در تعيين سرنوشت خود مختار است و با اراده خود مي تواند راه صحيح يا راه غير صحيح را براي خود انتخاب كند.خداوند در قرآن کریم مي فرمايد: "ما انسان را هدایت کردیم. یا سپاس گزار است یا ناسپاس".[ انسان (76) آیة 3] "هر کس خواست ایمان آورد و هر که خواهد کفر ورزد".[کهف (18) آیة 29] "خدا وضع هیچ مردمی را عوض نمی کند مگر آن که آن‌ها وضع خود را تغییر دهند".[رعد(13) آیة 11]



    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    گل یاس
    نوشته
    51
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    15
    صلوات
    282



    علم خداوند و اختیار انسان
    خداوند با علم ازلی خویش می دانست که انسان چه راهی را با اختیار خودش انتخاب خواهد کرد
    فلذا هم علم خدا ازلی است و هم انسان دارای اختیار است.

  13. صلوات ها 5


  14. #7
    *تسنیم* آنلاین نیست. همکار سابق افتخاری انجمن اخلاق و عرفان

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    خداوند.آسمان.امام حسین(علیه السلام).کتاب.
    نوشته
    268
    حضور
    4 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2442



    علم ما به حوادث با وصف اختياريت تعلق مي گيرد.
    مثال:يعني خدا مي داند شما در فلان روز با اختيار خودتان به مهماني مي رويد.
    التماس دعا
    نوكري ننگ است اما نيز دارد افتخار هر كه نوكر بر حسين (عليه السلام) گرديد آقايي كند

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    دوست،شعرودرس
    نوشته
    292
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2299



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرقان نمایش پست ها
    با سلام خدمت شما دوست عزیز در مورد این سوال باید توجه داشت که سرنوشت چیزی جز اعمال و کردار آدمی در شرایط مختلف نیست که آدمی خود آنها را رقم می زند ؛ و این یعنی اختیار آدمی . مختار بودن انسان نیز بدیهی است و اصلا نیازی به استدلال ندارد چرا که همین که سر دو راهی قرار می گیریم خود روشن ترین دلیل بر وجود اختیار است .
    اما در مورد رابطه سرنوشت و خداوند تبارک و تعالی باید گفت : این مطلب که همه چیز دست خداست و تحت اراده الهی مطلب درستی است ولی مربوط به عالم تکوین است ، یعنی هر عملی در دار هستی و لو کوچکترین آنها صورت پذیرد به اراده الهی بوده و خداوند سبحان باید آن را اجازه دهد ؛ اما این اراده و اجازه الهی هیچ منافاتی با اختیار آدمی ندارد ، چرا که اراده انسان ، در طول اراده الهی قرار می گیرد و خداوند سبحان به نحو مشروط آن را اراده می کند و به بیان ساده تر آنچه را که انسان اراده کند همان را خداوند اراده می کند و اجازه می دهد.
    لذا در اصطلاح کلامی گفته می شود خداوند به نحو قضا و قدر مشروط امور را تدبیر می کند و آنها را به اراده انسان مشروط می کند ، به طور مثال خداوند در قضا و قدر خود می نویسد این بنده اگر در این مسافرت صدقه داد تصادفی برای او پیش نیاید و اگر صدقه نداد برای او پیش بیاید ، و اینکه صدقه بدهیم یا ندهیم به تصمیم ما بستگی دارد .
    قضیه ازدواج نیز به همین شکل است ، یعنی خداوند می تواند زمینه ها و شرایط آنها را فراهم آورد ولی در نهایت این خود ما هستیم که تصمیم می گیریم که با آن مورد ازدواج کنیم یا خیر.
    پس چرا وقتی کاری نمیشه میگیم خدا بهتر میدونه حتما صلاحت در این بوده!
    اگه ما انجام دادیم و تصمیم با ماست چرا دوباره باید بگیم شاید خیر در این باشه!
    «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی؛ یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو [و حال آنکه از مردم حیا کردم؛ ولی تو را بر خود حاضر ندانستم] مرا مجازات کردی [و حال نماز و دعا را از من گرفتی].»

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    نقل قول نوشته اصلی توسط پرنده بهشتی نمایش پست ها
    پس چرا وقتی کاری نمیشه میگیم خدا بهتر میدونه حتما صلاحت در این بوده!
    اگه ما انجام دادیم و تصمیم با ماست چرا دوباره باید بگیم شاید خیر در این باشه!
    دوست گرامي بحث اينكه شايد خيرت در اين بوده با بحث جبر و اختيار تفاوت دارد .ممكن است انسان با اختيار خود كاري را انجام مي دهد و به نتيجه نرسد و اينچنين نيست خير حتما در كاري باشد كه به نتيجه مي رسد بلكه ممكن است خير در كاري باشد كه به نتيجه نمي رسد.

    در واقع به صورت حتم نمي توان در اينجا چنين گفت كه حتما فلان كار براي تو خير است و فلان كار شر.

    اما نكته اي كه نبايد فراموش كرد اينست كه همانطور كه گفتيم علاوه بر علل مادي ،علل معنوي نيز وجود دارند ، ممكن است شخص در پي انجام كاري باشد كه در آن شر وجود دارد و به خاطر يك علل معنوي آن كار را انجام نمي دهد كه همانطور كه در پست هاي قبل ذكر كردم اين منافاتي با اختيار ندارد.

    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149



    نقل قول نوشته اصلی توسط *تسنیم* نمایش پست ها
    علم ما به حوادث با وصف اختياريت تعلق مي گيرد. مثال:يعني خدا مي داند شما در فلان روز با اختيار خودتان به مهماني مي رويد. التماس دعا
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرآور نمایش پست ها
    علم خداوند و اختیار انسان خداوند با علم ازلی خویش می دانست که انسان چه راهی را با اختیار خودش انتخاب خواهد کرد فلذا هم علم خدا ازلی است و هم انسان دارای اختیار است.
    سلام و عرض ادب
    از این مطالبی که شما عزیزان می آورید به جز جبر چه برداشت دیگری میتوان داشت
    هر چند با لذت از کلمه اختیار در متن خود استفاده کرد ه اید
    ویرایش توسط متحیر : ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۲:۵۸
    ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
    تا راهرو نباشی کی صاحب خبر شوی

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود