جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تباه شدن علم و معرفت

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    علاقه
    انسانــم آرزوست
    نوشته
    101
    حضور
    5 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    275

    پرسش تباه شدن علم و معرفت




    سلام؛

    چند جا خوندم که خدا علمی رو که به فردی عطا کرده، ازش میگیره یا محو میکنه.
    مثلاً بلعم باعور (در قرآن) و یا ماجرای مجوسیان که دفاع شاه از گناهش را پذیرفتند (حدیث)


    سوال من اینه:
    از نظر قرآن و اهل بیت دلایل این مسئله چیه؟


    لطفاً آیات و احادیثی که در این مورد میدونید رو مطرح کنید.
    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۵/۱۰ در ساعت ۰۲:۵۹

    نترس از این سیاهی
    تو شبــتابی ، مگه نه؟!

    نتــــرس از مرگ دریــا
    خود آبــی ، مگه نـــــه؟!


  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,511
    حضور
    174 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58276



    با نام و یاد دوست




    تباه شدن علم و معرفت






    تباه شدن علم و معرفت





    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۲/۲۰ در ساعت ۲۲:۱۴ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    پاسخ و جمع بندی




    نقل قول نوشته اصلی توسط شب تاب نمایش پست ها
    سلام؛
    چند جا خوندم که خدا علمی رو که به فردی عطا کرده، ازش میگیره یا محو میکنه.
    مثلاً بلعم باعور (در قرآن) و یا ماجرای مجوسیان که دفاع شاه از گناهش را پذیرفتند (حدیث)
    سوال من اینه:
    از نظر قرآن و اهل بیت دلایل این مسئله چیه؟
    لطفاً آیات و احادیثی که در این مورد میدونید رو مطرح کنید.
    سلام به شما پرسشگر گرامی
    درباره اینکه خدای متعال علمی به کسی بدهد و سپس آن را از او بگیرد، مطلبی سراغ ندارم و نیافتم، اما چند نکته درباره این موضوع و نیز درباره موضوعاتی که در نوشتارتان اشاره داشتید، عرض می کنم:

    1- بلعم باعورا (که بنا به عقیده برخی مفسرین، مصداق آیه 176 سوره اعراف است) در عصر حضرت موسى (علیه السلام) زندگى مى‏ كرد و از دانشمندان و علماى مشهور بنى اسرائيل محسوب مى‏ شد، و حتى حضرت موسى از وجود او به عنوان يك مبلغ نيرومند استفاده مى‏ كرد و كارش در اين راه آن قدر بالا گرفت كه دعايش در پيشگاه خدا به اجابت مى‏ رسيد و مستجاب الدعوه بود، ولى به خاطر تمايل به فرعون و وعد و وعيدهاى او از راه حق منحرف شد و همه مقامات خود را از دست داد، تا آنجا كه در صف مخالفان موسى قرار گرفت‏! (1) از امام باقر (علیه السلام) روايت شده كه در تفسیر آیه مذکور فرمود: الاصل فى ذلك بلعم، ثم ضربه اللَّه مثلا لكل مؤثر هواه على هدى اللَّه من اهل القبلة؛ اصل این آيه درباره بلعم است، سپس خداوند آن را به عنوان يک مثال در باره كسانى از این امت كه هواپرستى را بر خدا پرستى و هدايت الهى مقدم بشمرند، بيان كرده است. (2)

    2- دوران پیری و فرتوتی و فراموشی

    ...وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئا... (3)
    و بعضى آن قدر عمر مى‏ كنند كه به بدترين مرحله زندگى (و پيرى) مى‏ رسند آن چنان كه بعد از علم و آگاهى، چيزى نمى ‏دانند!

    منظور از ارذل العمر نامطلوب ترين دوران هاى عمر انسان مى‏ باشد كه به نهايت پيرى مى‏ رسد و علوم و دانش هاى خود را به كلى فراموش مى‏ كند، و درست همانند يک كودک مى‏ شود؛ از نظر معلومات همچون كودک می شود، از نظر تدبير امورش شبيه كودک می شود، همانند يك كودک از چيزهای جزئى ناراحت مى‏ شود و با امر مختصرى هم خوشحال و راضى مى‏ گردد، ظرفيت و حوصله خود را از دست مى‏ دهد، و حتی گاهی حركات كودكانه از او سر می زند! با اين تفاوت كه مردم از كودک انتظارى ندارند اما از او دارند، به علاوه در مورد كودكان اين اميدوارى هست كه با رشد و نمو جسم و روحشان، همه اين حالات کودکانه شان برطرف شود، اما در مورد پيران فرتوت و كهنسال چنين اميدى وجود ندارد؛ نیز با اين تفاوت كه يک كودک چيزى نداشته كه از دست بدهد اما اين پير كهنسال، همه سرمايه‏ هاى علمی و حياتى که در طول زندگی و با تلاش بدست آورده را از دست داده است! روى اين جهات، حال پيران سالخورده در مقايسه با حال كودكان، بسيار رقت‏ بارتر و ناگوارتر است. (4)

    این موضوع، یک مصداق فراموشی و از دست دادن علم و دانش است که البته مسأله ای طبیعی و مربوط به فرتوتی و تحلیل قوای جسمی است.(ادامه مطلب در پست بعدی...)


    پی نوشت
    --------------------
    1- تفسير نمونه، ج‏7، ص 14
    2- همان/ص 16
    3- حج/5
    4- تفسير نمونه، ج‏14، ص 26
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۱۲/۱۸ در ساعت ۱۷:۳۶

  6. صلوات ها 2


  7. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    ادامه پست قبلی...




    3- در رساله حقوق منسوب به امام سجاد (علیه السلام) درباره حقوق شاگرد و دانشجو آمده است:

    ...وَ أَمَّا حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِالْعِلْمِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا جَعَلَكَ قَيِّماً لَهُمْ فِيمَا آتَاكَ مِنَ الْعِلْمِ وَ فَتَحَ لَكَ مِنْ خِزَانَةِ الْحِكْمَةِ فَإِنْ أَحْسَنْتَ فِي تَعْلِيمِ النَّاسِ وَ لَمْ تَخْرَقْ بِهِمْ وَ لَمْ تَضْجَرْ عَلَيْهِمْ زَادَكَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ إِنْ أَنْتَ مَنَعْتَ النَّاسَ عِلْمَكَ أَوْ خَرِقْتَ بِهِمْ عِنْدَ طَلَبِهِمُ الْعِلْمَ مِنْكَ كَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَسْلُبَكَ الْعِلْمَ وَ بَهَاءَهُ وَ يُسْقِطَ مِنَ الْقُلُوبِ مَحَلََّکَ... (1)
    ...و حق شاگردانى كه از دانش تو بهره مى‏ برند اين است كه بدانى خداوند در آن دانشى كه به تو ارزانى داشته و از گنجينه دانش خود درى به روى تو گشوده، تو را براى آنان سرپرست قرار داده، پس اگر نسبت به مردم با خوش رفتارى آموزش داده و بر آنان خشونت نكرده و از آنان دلتنگ نشوى، خداوند دانش تو را از فضلش فزونى خواهد بخشيد، ولى اگر دانشت را از مردم دريغ كرده و آنگاه كه از دانش تو بخواهند بر آنان بدخلقى كنى، بر خداوند است كه دانش و آبروى تو را از تو بگيرد و جايگاه تو را از دل‏ها بردارد...

    ********

    دو نکته زیر را هم به تناسب بحث عرض می کنم:

    4- در روایات دیگر، انتشار علم و یاد دادن آن به کسانی که بدان نیاز دارند و اهلش هستند و عمل به آن، به عنوان زکات علم معرفی شده:

    زكاة العلم نشره (2)
    زكاة العلم بذله لمستحقه و إجهاد النفس في العمل به (3)

    5- در روایاتی هم بیان شده که دوزخیان از بوی بد عالم بی عمل اذیت می شوند:

    عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ فِي كَلَامٍ لَهُ الْعُلَمَاءُ رَجُلَانِ رَجُلٌ عَالِمٌ آخِذٌ بِعِلْمِهِ فَهَذَا نَاجٍ وَ رَجُلٌ عَالِمٌ تَارِكٌ لِعِلْمِهِ فَهَذَا هَالِكٌ وَ إِنَّ أَهْلَ النَّارِ لَيَتَأَذَّوْنَ بِرِيحِ الْعَالِمِ التَّارِكِ لِعِلْمِهِ... (4)

    سليم بن قيس از امير المؤمنين (ع) و او از پيامبر خدا (ص) نقل مى‏ كند كه فرمود: عالمان دو دسته ‏اند: عالمى كه به علمش پايبند است و چنین عالمی اهل نجات است، و عالمى كه علمش را رها مى‏ سازد (و بدان عمل نمی کند)! چنین کسی هلاک مى‏ شود! همانا اهل آتش از بوى بد عالمى كه علمش را ترک كند اذيت مى‏ شوند.


    پی نوشت
    -------------------
    1- أمالي الصدوق 370
    2- غررالحکم، ص44، ح 131
    3- همان، ح 132
    4- الخصال، ج‏ 1، ص 51، ح 63
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۰۲/۲۲ در ساعت ۱۸:۰۴

  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط شب تاب نمایش پست ها
    مثلاً بلعم باعور (در قرآن) و یا ماجرای مجوسیان که دفاع شاه از گناهش را پذیرفتند (حدیث)
    سلام
    از نظر حقیر دلیلش این است
    قال الصادق ع : العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء
    خوب وقتی گناه که ظلمت و حجاب است آمد نور چگونه روشن کند؟
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  10. صلوات


  11. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    علاقه
    انسانــم آرزوست
    نوشته
    101
    حضور
    5 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    275



    اصل این آيه درباره بلعم است، سپس خداوند آن را به عنوان يک مثال در باره كسانى از این امت كه هواپرستى را بر خدا پرستى و هدايت الهى مقدم بشمرند، بيان كرده است.
    اگر دانشت را از مردم دريغ كرده و آنگاه كه از دانش تو بخواهند بر آنان بدخلقى كنى، بر خداوند است كه دانش و آبروى تو را از تو بگيرد و جايگاه تو را از دل‏ها بردارد...
    با سلام و تشکر از صدیقین وحامد عزیز؛

    تا حالا دو مورد از عواملی که انسان به اختیار خودش جایگاه علمی و معرفتیش رو از دست میده فهمیدم؛ اگه عوامل دیگری هم هست لطفا عنوان کنید.


    سلام
    از نظر حقیر دلیلش این است
    قال الصادق ع : العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء
    خوب وقتی گناه که ظلمت و حجاب است آمد نور چگونه روشن کند؟
    والله الموفق
    توضیح شما اگر چه درسته ولی خیلی کلی هست.
    ویرایش توسط شب تاب : ۱۳۹۲/۰۲/۲۴ در ساعت ۱۴:۰۷

    نترس از این سیاهی
    تو شبــتابی ، مگه نه؟!

    نتــــرس از مرگ دریــا
    خود آبــی ، مگه نـــــه؟!


  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط شب تاب نمایش پست ها
    با سلام و تشکر از صدیقین وحامد عزیز؛

    تا حالا دو مورد از عواملی که انسان به اختیار خودش جایگاه علمی و معرفتیش رو از دست میده فهمیدم؛ اگه عوامل دیگری هم هست لطفا عنوان کنید.
    سلام

    علم و دانش، آفاتی دارد که در برخی موارد، موجب تباه شدن و از دست رفتن آن می شود؛ می توانید موارد مذکور را از اینجا مطالعه بفرمایید؛


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۷:۵۶

  14. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا خداوند علمی رو که به فردی عطا کرده، ازش میگیره یا محو میکنه؟! مثلاً بلعم باعور (در قرآن) و یا ماجرای مجوسیان که دفاع شاه از گناهش را پذیرفتند (حدیث). لطفاً آیات و احادیثی که در این باره وارد شده رو مطرح کنید.


    پاسخ:
    سلام به شما پرسشگر گرامی
    درباره اینکه خدای متعال علمی به کسی بدهد و سپس آن را از او بگیرد، مطلبی سراغ ندارم و نیافتم، اما چند نکته درباره این موضوع و نیز درباره موضوعاتی که در نوشتارتان اشاره داشتید، عرض می کنم:

    1- بلعم باعورا (که بنا به عقیده برخی مفسرین، مصداق آیه 176 سوره اعراف است) در عصر حضرت موسى (علیه السلام) زندگى مى‏ كرد و از دانشمندان و علماى مشهور بنى اسرائيل محسوب مى‏ شد، و حتى حضرت موسى از وجود او به عنوان يك مبلغ نيرومند استفاده مى‏ كرد و كارش در اين راه آن قدر بالا گرفت كه دعايش در پيشگاه خدا به اجابت مى‏ رسيد و مستجاب الدعوه بود،

    ولى به خاطر تمايل به فرعون و وعد و وعيدهاى او از راه حق منحرف شد و همه مقامات خود را از دست داد، تا آنجا كه در صف مخالفان موسى قرار گرفت‏! (1) از امام باقر (علیه السلام) روايت شده كه در تفسیر آیه مذکور فرمود: الاصل فى ذلك بلعم، ثم ضربه اللَّه مثلا لكل مؤثر هواه على هدى اللَّه من اهل القبلة؛ اصل این آيه درباره بلعم است، سپس خداوند آن را به عنوان يک مثال در باره كسانى از این امت كه هواپرستى را بر خدا پرستى و هدايت الهى مقدم بشمرند، بيان كرده است. (2)

    2- دوران پیری و فرتوتی و فراموشی
    ...وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئا... (3)
    و بعضى آن قدر عمر مى‏ كنند كه به بدترين مرحله زندگى (و پيرى) مى‏ رسند آن چنان كه بعد از علم و آگاهى، چيزى نمى ‏دانند!


    منظور از ارذل العمر نامطلوب ترين دوران هاى عمر انسان مى‏ باشد كه به نهايت پيرى مى‏ رسد و علوم و دانش هاى خود را به كلى فراموش مى‏ كند، و درست همانند يک كودک مى‏ شود؛ از نظر معلومات همچون كودک می شود، از نظر تدبير امورش شبيه كودک می شود، همانند يك كودک از چيزهای جزئى ناراحت مى‏ شود و با امر مختصرى هم خوشحال و راضى مى‏ گردد، ظرفيت و حوصله خود را از دست مى‏ دهد، و حتی گاهی حركات كودكانه از او سر می زند! با اين تفاوت كه مردم از كودک انتظارى ندارند اما از او دارند، به علاوه در مورد كودكان اين اميدوارى هست كه با رشد و نمو جسم و روحشان، همه اين حالات کودکانه شان برطرف شود، اما در مورد پيران فرتوت و كهنسال چنين اميدى وجود ندارد؛ نیز با اين تفاوت كه يک كودک چيزى نداشته كه از دست بدهد اما اين پير كهنسال، همه سرمايه‏ هاى علمی و حياتى که در طول زندگی و با تلاش بدست آورده را از دست داده است! روى اين جهات، حال پيران سالخورده در مقايسه با حال كودكان، بسيار رقت‏ بارتر و ناگوارتر است. (4)

    این موضوع، یک مصداق فراموشی و از دست دادن علم و دانش است که البته مسأله ای طبیعی و مربوط به فرتوتی و تحلیل قوای جسمی است.
    3- در رساله حقوق منسوب به امام سجاد (علیه السلام) درباره حقوق شاگرد و دانشجو آمده است:

    ...وَ أَمَّا حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِالْعِلْمِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا جَعَلَكَ قَيِّماً لَهُمْ فِيمَا آتَاكَ مِنَ الْعِلْمِ وَ فَتَحَ لَكَ مِنْ خِزَانَةِ الْحِكْمَةِ فَإِنْ أَحْسَنْتَ فِي تَعْلِيمِ النَّاسِ وَ لَمْ تَخْرَقْ بِهِمْ وَ لَمْ تَضْجَرْ عَلَيْهِمْ زَادَكَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ إِنْ أَنْتَ مَنَعْتَ النَّاسَ عِلْمَكَ أَوْ خَرِقْتَ بِهِمْ عِنْدَ طَلَبِهِمُ الْعِلْمَ مِنْكَ كَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَسْلُبَكَ الْعِلْمَ وَ بَهَاءَهُ وَ يُسْقِطَ مِنَ الْقُلُوبِ مَحَلََّکَ... (5)
    ...و حق شاگردانى كه از دانش تو بهره مى‏ برند اين است كه بدانى خداوند در آن دانشى كه به تو ارزانى داشته و از گنجينه دانش خود درى به روى تو گشوده، تو را براى آنان سرپرست قرار داده، پس اگر نسبت به مردم با خوش رفتارى آموزش داده و بر آنان خشونت نكرده و از آنان دلتنگ نشوى، خداوند دانش تو را از فضلش فزونى خواهد بخشيد، ولى اگر دانشت را از مردم دريغ كرده و آنگاه كه از دانش تو بخواهند بر آنان بدخلقى كنى، بر خداوند است كه دانش و آبروى تو را از تو بگيرد و جايگاه تو را از دل‏ها بردارد...


    ********
    دو نکته زیر را هم به تناسب بحث عرض می کنم:


    4- در روایات دیگر، انتشار علم و یاد دادن آن به کسانی که بدان نیاز دارند و اهلش هستند و عمل به آن، به عنوان زکات علم معرفی شده:

    زكاة العلم نشره (6)
    زكاة العلم بذله لمستحقه و إجهاد النفس في العمل به (7)

    5- در روایاتی هم بیان شده که دوزخیان از بوی بد عالم بی عمل اذیت می شوند:

    عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ فِي كَلَامٍ لَهُ الْعُلَمَاءُ رَجُلَانِ رَجُلٌ عَالِمٌ آخِذٌ بِعِلْمِهِ فَهَذَا نَاجٍ وَ رَجُلٌ عَالِمٌ تَارِكٌ لِعِلْمِهِ فَهَذَا هَالِكٌ وَ إِنَّ أَهْلَ النَّارِ لَيَتَأَذَّوْنَ بِرِيحِ الْعَالِمِ التَّارِكِ لِعِلْمِهِ... (8)

    سليم بن قيس از امير المؤمنين (ع) و او از پيامبر خدا (ص) نقل مى‏ كند كه فرمود: عالمان دو دسته ‏اند: عالمى كه به علمش پايبند است و چنین عالمی اهل نجات است، و عالمى كه علمش را رها مى‏ سازد (و بدان عمل نمی کند)! چنین کسی هلاک مى‏ شود! همانا اهل آتش از بوى بد عالمى كه علمش را ترک كند اذيت مى‏ شوند.


    پی نوشت
    --------------------
    1- تفسير نمونه، آیة الله مکارم شیرازی، ج‏7، ص 14
    2- همان/ص 16
    3- حج/5
    4- تفسير نمونه، ج‏14، ص 26
    5- أمالي الصدوق، 370
    6- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى، ص44، ح 131
    7- همان، ح 132
    8- الخصال، شیخ صدوق، ج‏ 1، ص 51، ح 63


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۶/۰۳/۱۴ در ساعت ۱۲:۲۳

  15. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود