صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آخه چرا ؟؟؟؟؟ مگه نمی گویید خدامهربونه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    علاقه
    گریه
    نوشته
    12
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    48

    آخه چرا ؟؟؟؟؟ مگه نمی گویید خدامهربونه




    چرا یه سری از آدمها همیشه دنیا براشون خوب هست با همه سگدلی و هفت خط بودنشون از همون بچگی خوب هست‬‫اما بعضی ها از بچگی بی چاره اند دل پاک و یکرنگ و ساده همیشه اذیت بودن‬
    ‫جالب همیشه دلشون شکسته است‬ و نهایت استفاده از انها دیگران می کنن ‫این نمیشه که خدا یه سری از آدمها واسه این آفریده که آن یکی ادمهاش دلشون خوش باشه و مورد استفاده دیگران باشن
    یه وقت ها خیلی اتفاقات هیچ سورتی دخیل نیستی ولی به کام بقیه و دلشکستی ایش مال همون آدمهای ساده دل هست . به عبارتی بدون اینکه بخواد و گناهی داشته باشه واقعا از همه نظر بی گناه باز میشه پله ترقی دیگران و خودش باید یه عمر بسوزه

    من دارم به همه چیز شک می کنم دوران نوجوانی ایم در مورد اعمه خوندم و پذیرفتم که اطاعت و برحق بودنشون درسته ولی این سوال من به فکر کرده
    خدا که مهربونه پس چرا ؟؟؟؟؟؟
    اگر خدا نیست پس چرا ؟؟؟؟




    رگ احساسم را زده ام
    تا یاد بگیرد باهرکسی مهربان نشود


  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,517
    حضور
    175 روز 2 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316




    با نام و یاد دوست




    آخه چرا ؟؟؟؟؟ مگه نمی گویید خدامهربونه







    آخه چرا ؟؟؟؟؟ مگه نمی گویید خدامهربونه










    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۲/۲۰ در ساعت ۰۹:۳۳ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام خدمت شما که خیلی راحت سؤال دغدغه تان را بیان کردید و تشکر می کنم از اعتمادتون.
    سؤال تان خیلی دقیق است و در واقع با یافتن پاسخ همین سؤالات است که دل آدم قرص و محکم می شود.
    این سؤال از جوانب مختلف فلسفی، روایی، تفسیر و اعتقادی و روان شناختی قابل بررسی است.
    بستگی دارد که مخاطب این پرسش در چه سطحی باشد. گاهی فرد با حساب دو دوتا چهارتا دین و اصول آن را با منطق و تفکر عقلایی پذیرفته و وارد دایره دین شده است. این فرد در مورد این که خداوند حکیم است هیچ شک و شبهه ای ندارد. برخی مواقع برای برخی سؤالاتش ممکن است تا آخر عمر جواب عقلی پیدا نکندولی می گوید من مخلوق خدا هستم عقلم نسبت به خالق هستی خیلی محدود است و توقعی ندارم فلسفه همه امور را بدانم همین که خدا و فرستادگانش گفته اند من هم می پذیرم و می دانم پشت این امور و شرور عالم مصلحت و حکمتی است که عقلم به آن قد نمی دهد.
    یک مکالمه با پیامبر را بخوانیم ببینم چگونه فرد به علم خود اکتفا نمی کند و در برابر علم متکی به وحی پیامبر قانع است:

    مژده الهی

    در زمان رسول اکرم (ص) شخصی بسیار زشت رو و بدقیافه به نام ذوالنّمره زندگی می کرد.[1]روزی خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: یا رسول الله! خداوند چه مسائلی را بر من واجب کرده است؟
    حضرت به او فرمود: خداوند، هفده رکعت نماز در هر شبانه روز، روزه ماه رمضان، حج خانه ی خدا (با شرایط آن، مانند داشتن امکانات مالی) و زکات را بر تو واجب کرده است. سپس حضرت شرح کاملی درباره واجبات او بیان کرد.
    آن شخص عرض کرد: به آن خدایی که تو را به حق مبعوث کرده است، جز واجبات کار دیگری انجام نخواهم داد. پیامبر اسلام(ص) به او فرمود: چرا ای ذوالنّمره؟!
    عرض کرد: برای این که مرا این گونه زشت و بدقیافه آفریده است! در این هنگام جبرئیل(ع) نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله! پروردگار می فرماید: «از طرف من ذوالنمره را سلام برسان و به او بگو: «آیا نمی خواهی خدا تو را در قیامت به زیبایی و وجاهت جبرئیل(ع) قرار داده و به این صورت تو را محشور گرداند؟!»
    پیامبر اکرم(ص) وقتی مژده ی الهی را به وسیله جبرئیل به او رساند، عرض کرد:
    خدایا! خشنود شدم، «یا ربِّ فوعزَّتِک لأیدنک حتَّی ترضی»؛ پروردگارا! به عزتت سوگند، من هم در مقابل، آن قدر عمل نیکو و شایسته انجام بدهم تا تو راضی شوی.»
    خدا گر زحکمت ببند دری
    به رحمت گشاید در دیگری

    ادامه دارد....

    [1].نمره، در لغت به معنای لکه صورت است که هم رنگ آن نمی باشد.

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۰۲/۲۳ در ساعت ۲۳:۲۳
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    مزد اخروی
    در کتاب پرقیمت وسائل الشیعه قسمت دعا آمده وقتی مؤمنی وارد بهشت می شود و چشمش به پاداش بزرگ و با عظمت اخروی که دائم و وصف نشدنی است می افتد با تعجب می گوید اینها؟! مال منه؟! ولی من که این همه کار خوب نکرده ام....
    خطاب می شود بله همه اش از آن توست. قفس دنیا با همه تنگی و تلخیش تموم شد الان که از شما می پرسند چه مدت در دنیا بودید می گویید شبی یا ظهری...بله به همین سرعت گذشت الان این تو و این همنشینی با من و فشتگانم و این همه پاداش و قصر و حور با عمر جاوید و پایدار.
    مؤمن با تعجب از دلیل این همه نعمت می پرسد به او می گویند در دنیا سختی هایی کشید و رنج ها بردی گاهی چون مصلحت بود مستجاب می کردم
    زمانی با دعایت شروری را از تو دفع می کردم
    و وقتی که به صلاحت نبود به خواسته ات برسی و تو با علم خودت آن را خیر می دانستی و من با آگاهی بینهایتم برایت شر و بد می دانستم ذخیره آخرتت کردم و حالا این همه پاداش ثواب همان دعاهای مستجاب نشده تو است.
    مؤمن که مبهوت مانده می گوید ای کاش می شد به دنیا بر می گشتم و این بار بلاها برسم می بارید و دعا می کردم و هیچ یک مستجاب نمی شد و همه اش برای این سرای ماندگار سکر آور خیره کننده ذخیره می شد.
    برای همین است سعدی در باب دوم گلستان با زبان بسیار شیرینی گفته:
    پارسایی را دیدم بر کنار دریا ، که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو ، به نمی‌شد . مدت‌ها در آن رنجور بود و همچنان شکر خدای عزّوجل علی الدوام گفتی . پرسیدندش که شکر چه می‌گویی ؟ گفت شکر آن که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی .
    گر مرا زار به کشتن دهد آن یار عزیز
    تا نگویی که در آن دم غم جانم باشد
    گویم : از بنده مسکین چه گنه شد صادر
    کو دل آزرده شد از من ، غم آنم باشد

    ادامه دارد..

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۰۲/۲۳ در ساعت ۲۳:۳۶
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    انبیا و امامان غرق در بلاها
    عزیزترین مخلوقات عالم نزد خداوند، معصومین علیهم السلام هستند. ایشان در این زندگی دنیا پر زحمت ترین زندگی را برای هدایت ما تحمل کردند و لب به شکایت نگشوند.
    حضرت زینب کبری سلام الله علیها در کربلا 18 داغ عزیز در بدترین وضع دید اما شکایت نکرد. وقتی ابن زیاد گفت دیدید چگونه به خواری افتادید.
    زینب کبری فرموند: ندانم خوش یا که ناخوش کدام است
    خوش آن است برمن که او می پسندد
    من در این عالم هر چه می بینم زیبایی است و همه پلیدی ها و پلشتی ها از شما(ما رائت ها الا جمیلا)
    به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
    عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

    خداوند عالم آدمی را براساس اختیار و اراده او خلق کرده است. راه خیر و شر را نشان داده است. این انسان است که باید با کمک عقل و فطرت و شرع مسیر درست را انتخاب کند.
    اگر قرار شود هرجایی که ستمی بخواهد اتفاق بیفتد خداوند اراده و اختیار را از افراد سلب کند
    می دانید چه اتفاقی می افتد
    آدمی دیگر در دنیا نبود
    یعنی جهان ما همه جهان فرشتگان بود که اختیار و اراده نداشتیم و تکوینا در حال تسبیح و تقدیس بودیم.
    بنابراین لازمه دنیا اختیار داشتن انسان ها است
    و لازمه اختیار داشتن این است که خدا اراده را دستکاری نکند وگرنه بهترین جا در گودال کربلا بود که خدا جلوی شمر را بگیرید
    ولی امام حسین که آفرینش و هدف آن برایش مشخص است بدون هیچ شکوه ای می گوید
    الهی رضاً برضائک
    تسلیما الی امرک
    لامعبود سواک
    آن کس که تو را شناخت جان را چه کند ؟
    فرزند و عیال و خانمان را چه کند ؟
    دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
    دیوانه ی توهر دو جهان را چه کند ؟
    ***
    سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

    که هرچه بر سر ما می رود ارادت اوست

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۰۲/۲۳ در ساعت ۲۳:۵۱
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469




    آخه چرا ؟؟؟؟؟ مگه نمی گویید خدامهربونه

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    بلاها و سختی های زندگی




    بلاها و گرفتاری ها علل مختلفی دارد
    1. تقدیر و امتحان الهی
    2. تببیه و هشدار خداوند و عوض ظلم و گناه
    3. جهل و علم و امکانات محدود بشر
    4. سستی و تنبلی
    1- در بلاهای که از سوی خداوند است خداوند اجر شهید را به انسان می دهد و براساس حکمت او عین خیر و برکت است برای انسان گرفتار،
    2- برخی از گناهان سبب عذاب و گرفتاری و مرگ ناگهانی می شود در دعای کمیل می خوانیم اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل البلا امام رضا فرمودند وقتی انسان گناه هان جدیدی انجام می دهد بلاها بیماری های جدید بر بشر عارض می شود. برخی از عذاب و رفتاری های دنیا به دلیل مسئولیت پذیر نبودن و امر به معروف و نهی از منکر نکردن و راضی به گناه دیگران بود و تأیید کردن آنهاست.
    3- برخی از مشکلات به دلیل علم محدود و امکانات محدود بشر است به عنوان نمونه فردی که روی گسل های و جاهای زلزله خیز خانه ساخته طبیعی است که گرفتار شود. فردی که مثلا بدون رعایت مسائل ایمنی مبتلا به ایدز یا....شود نمی تواند دیگری را مقصر بداند.
    4- گاهی هم گرفتاری ها نتیجه تنبلی و سستی خود فرد است وقتی مثلا فردی از روی تنبلی ماشینش را بیمه نمی کند و تصادف می کند و خود و زن و بچه اش را گرفتار می کند کی مقصر است.
    فردی که بدون توجه به توصیه های نظام مهندسی خانه غیراستاندارد و غیرمهندسی می سازد و خانه بر سر اهل آن فرود می آید کی مقصر است.

    اما در کل این را بدانیم که لازمه اختیار داشتن و اراده داشتن ما و بودن جهانی به نام جهان آدم ها در کنار فرشتگان، دستکاری نکردن خدا ست مگر جایی خاص که براساس حکمت اوست مثل سرد شدن آتش برای ابراهیم و ...
    اگر قرار باشد به هر دلیلی و انتظار بشری خداوند تزاحم ها و تنش های این دنیا را برطرف می کرد باید برای همه این کار را می کرد چون عدالتش ابجاب می کند. البته اجابت دعا و دفع بلا با صدقه و ذخیره کردن دعا برای آخرت یا دفع بلا کردن و....براساس مصلحت خدا و به نفع ماست.
    **********8

    1. دیدن مشکلات بزرگ تر ما را از مشکلات کوچک خود وا می دارد
    2. همنشینی با عالمان ربانی بینش ما را به جهان و درد و گرفتاری و سیرینی آن معنادار می کند.
    3. کتاب رضایت از زندگی نوشته عباس پسندیده نشر دارالحدیث قم و کتاب راز سختی ها و بلاها نوشته احمد لقمانی را مطالعه کنید.
    4. آموختن مهارت های زندگی مانند خودشناسی، هدفگذاری، حل مسأله و....ما را در رویارویی با مشکلات آماده می کند.
    5. مشورت با افراد با تجربه در مشکلات کمک و میان بر است.
    6. داشتن دوستی همدل،راز و نیاز با خالق بی نیاز، رفتن به اماکن مقدس و مذهبی، دیدارخویشاوندان، نوشتن عریضه به امام زمان، گفتن اسرار زندگی به امام حاضر، استفاده از لذت های حلال که بسیار متنوع اند، ورزش، گردش در طبیعت، شنا و....به ما برای زندگی با نشاط و ایستادگی در برابر مشکلات و حل آنها کمک می کند.
    حق یارتون



    آخه چرا ؟؟؟؟؟ مگه نمی گویید خدامهربونه
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۰۲/۲۴ در ساعت ۰۰:۱۷
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    ائمه فرمودند ما به یاد شما هستیم به تب شما هم تب می کنیم در سختی ها برای تان دعا می کنیم
    آخه چرا ؟؟؟؟؟ مگه نمی گویید خدامهربونه
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469




    که دوش زده ام فالی و فریاد رسی میآید ...

    شاید این جمعه بیاید ... شــــــــــــاید ...

    خبر آمد خبری در راه است*****سرخوش آن دل که از آن آگاه است
    شاید این جمعه بیاید...شاید****پرده از چهره گشاید...شاید
    دست افشان...پای کوبان می روم****بردر سلطان خوبان می روم
    می روم بار دگر مستم کند*****بی سر و بی پا و بی دستم کند
    می روم کز خویشتن بیرون شوم*****در پی لیلا رخی مجنون شوم
    هر که نشناسد امام خویش را*****بر که بسپارد زمان خویش را
    با همه لحظه خوش آواییم********در به در کوچه ی تنهاییم
    ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر****نغمه ی تو از همه پر شور تر
    کاش که این فاصله را کم کنی *****محنت این قافله را کم کنی
    کاش که همسایه ی ما می شدی***مایه ی آسایه ی ما می شدی
    هر که به دیدار تو نایل شود*******یک شبه حلال مسائل شود
    دوش مرا حال خوشی دست داد****سینه ی ما را عطشی دست داد
    نام تو بردم لبم آتش گرفت******شعله به دامان سیاوش گرفت

    نام تو آرامه ی جان من است****نامه ی تو خط امان من است
    ای نگهت خاستگه آفتاب****در من ظلمت زده یک شب بتاب
    پرده برانداز ز چشم ترم****تا بتوانم به رخت بنگرم
    ای نفست یار و مدد کار ما*****کی و کجا وعده ی دیدار ما
    دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد******به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
    به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم ******تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
    کدام گوشه ی مشعرکدام گوشه ی منا/به شوق وصل تو در انتظار بنشینم/ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش/تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد/
    ببوسم خاک پاک جمکران را***** تجلی خانه ی پیغمبران را
    خبر آمد خبری در راه است***سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
    شاید این جمعه بیاید...شاید********پرده از چهره گشاید شاید

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۰۲/۲۴ در ساعت ۰۰:۲۹
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    درس ، موسیقی ، شعر ( سهراب )
    نوشته
    70
    حضور
    4 روز 16 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    400



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    بلاها و گرفتاری ها علل مختلفی دارد
    تقدیر و امتحان الهی
    تببیه و هشدار خداوند و عوض ظلم و گناه
    جهل و علم و امکانات محدود بشر
    سستی و تنبلی
    سلام
    از کجا میشه تشخیص داد که شرایط یا مشکلاتی که داریم مربوط به کدوم یکی از اینهاست ؟
    اگه همه چیزو به تببیه و هشدار خداوند و عوض ظلم و گناه نسبت بدیم خب پس مهربونی و بخشنده بودن خدا چی میشه ؟
    یا اگه همه چیزو به تقدیر و قضاو قدر نسبت بدیم خب اختیارخودمون چی میشه ؟
    کلا چه طوری میشه تشخیص داد که مشکلات از کدوم نوعند ؟
    زندگی خالی نیست مهربانی هست سیب هست ایمان هست آری تا شقایق هست زندگی باید کرد...

    سهراب

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی چطور ظرفیتمون رو بالا ببریم؟؟؟؟؟
    توسط بال در انجمن شیوه های تهذیب نفس
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۲۶, ۱۱:۵۸
  2. رابطه اخلاق با عرفان چیست؟؟؟؟؟
    توسط ذکر یونسیه در انجمن فرق اخلاق و عرفان عملی
    پاسخ: 23
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۵, ۰۰:۱۱
  3. پاسخ: 51
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۲/۲۱, ۲۲:۳۰
  4. حکم عمل شخص عامی.....؟؟؟؟؟
    توسط يه منتظر در انجمن مسائل متفرقه در مورد تقلید
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۸:۱۱
  5. تغییر دین چه حکمی دارد؟؟؟؟؟
    توسط JustGOD5 در انجمن عقل و دین
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۱۰:۴۴

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۰۸, ۲۱:۰۵ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود