صفحه 1 از 213 1231121314151101 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ای آرزوی بندگی ات مانده بر دلم ... (نجواهای شبانه)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    دانش
    نوشته
    2,613
    صلوات
    28069
    حضور
    50 روز 7 ساعت 38 دقیقه
    وبلاگ
    4
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    36

    ای آرزوی بندگی ات مانده بر دلم ... (نجواهای شبانه)




    ای آرزوی بندگیت مانده بر دلم... (نجواهای شبانه)
    دوستان خوب و گرامی بیایید در تاپیکی مستقل گوشه هایی از نجواهای شبانه خود با خدای مهربانمان را بنگاریم شاید که برای خود و دیگرانمان تلنگری روحانی و معنوی باشد.
    امیدوارم یکایک دوستان با خلوت خود نواهای به گوش جان رسیده از اعماق چشمه های درون را برایمان به یادگار بنگارند تا ببینیم هر کسی چه توشه ای دارد از او چه به بیرون می تراود.
    پس این بار دل نوشته ای از حقیر که ساعتی قبل نگاشته شد تقدیم محضر پرفروغتان.


    ...آری عجیب نیست گر صدای دعایم نمی رسد از تحبس الدعا که صدایی نمی رسد.

    من تحبس الدعای غفلت و بی همتی خویشم آنجا که همتی نیست و اظهار فقر و نداری که عطایی نمی رسد.
    عمری چشم انتظار بارقه ای از آسمان غیب بودیم تا معجزه ای سازد و این ویرانه دل را گلستان سازد بی خبر از آنکه بر دل مرده بی نصیب از حیات که لطفی نمی رسد.
    آنگاه که پر باز میکنم و به پرم می خورم زمین بیخود شده خویشم و غافل که بال و پر شکسته به جایی نمی رسد.
    ای کاش این تن نحیف خود را با سپر اعمال شایسته ای بیمه می کردم گرچه می دانم با اعمال چون منی او هم به نوایی نمی رسد.
    با دست خالی ام نه گره زخود گشایم و نه گره گشای دیگری باشم آری دستی که قطع شد به گدایی نمی رسد.
    ای میزبان فدای تو و سفره کرم بی کرانه ات، اکنون درد من این است که آیا به این فقیر غذایی نمی رسد؟
    از من نخواه بیش از این با کشتی نجات او امید رستگاری و آزادگی بپرورم وقتی از جانب حبیب برات کرببلایی نمی رسد.
    این دلخسته گم کرده راه به اسارت افتاده ای، سالها منتظر یک ضمانت است آخر چرا برای ضمانتش امام رضایی نمی رسد؟
    ویرایش توسط اویس : 1392/02/14 در ساعت 00:42


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت مهر 1391
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    صلوات
    1576
    حضور
    17 روز 3 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ای خدای جهانیان ای سرچشمه وجود
    عیب نداره که حاجتمُ ندادی عیب نداره که جواب سوالامُ ندادی عیب نداره...
    اما تو رو به هرکی که دوست داری لااقل یه طوری بهم بفهمون که صدامُ میشنوی
    خسته شدم از این که اینقدر بخوام با دلیل و استدلال بفهممت
    بذار یقدر هم ببینمت

    آی خدا
    برس به داد ما
    ویرایش توسط معلق : 1392/02/14 در ساعت 01:33


  4. #3

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1392
    نوشته
    59
    صلوات
    323
    حضور
    4 روز 7 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدایا ممنونم که توی ثانیه ثانیه زندگی همراهم هستی.
    خدایا ممنونم که تا حالا یه لحظه تنهام نذاشتی.
    خدایا ممنونم که می ذاری بودنت رو حس کنم
    خدایا برای بودنت شکر شکر شکر........
    خدایا ببخش که تو بی نهایت خوبی و اما من ..........

    یا زهرا
    ویرایش توسط montazer 66 : 1392/02/14 در ساعت 18:19


  5. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    نوشته
    6,605
    صلوات
    37048
    حضور
    100 روز 23 ساعت 20 دقیقه
    وبلاگ
    116
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1557



    مولاي من ! من همان کودکم که تو پرورده اي و بزرگش کرده اي !
    من همان نادانم که تو آموزشش داده اي و دانايي اش بخشيده اي !
    من همان گمراهم که تو به راهش آورده اي و هدايتش کرده اي !
    من همان پست بي مقدارم که تو از زمين بلندش کرده اي و رفعتش بخشيده اي !
    من همان ترسوي بيم آکنده ام که تو امانش داده اي و خاطرش را آسوده کرده اي !
    من همان گرسنه ام که تو سيرش ساخته اي !
    من همان تشنه ام که تو آبش داده اي !
    من همان برهنه ام که تو لباسش پوشانده اي !
    من همان فقيرم که تو غنايش بخشيده اي !
    من همان ضعيفم که تو قوت و قدرتش داده اي !
    من همان ذليلم که تو عزيزش کرده اي !
    من همان بيمارم که تو شفايش بخشيده اي !
    من همان گدايم که تو کرامتش کرده اي !
    من همان گنهکارم که تو گناهانش را پوشانده اي !
    من همان ضعيف مظلومم که تو به ياريش شتافته اي !
    من همان رانده درمانده ام که تو منزل و ماوايش داده اي !
    خداي من ! من همانم که در خلوت از تو شرم نکرد و پيش ديگران نيز در انديشه تو نبود !
    منم آن درگير ماجراهاي سترگ !
    من همانم که به سرور خود جسارت کرده است و بر مهتر خود دليري ورزيذه است !
    من همانم که جبار آسمان را نا فرماني کرده است !
    من همانم که زمينه معصيت خداوند جليل را فراهم کردم .
    من همانم که در گناه از ديگران پيشي گرفتم .
    من همانم که تو پرده بر زشتي رفتارم افکندي و من شرم نکردم و همچنان گناه کردم و معصيت را از حد گذراندم .
    من همانم که تو وقتي مرا از چشم خود انداختي و نظر عنايتت را برداشتي ، اعتنا نکردم .
    تو آن قدر با صبوريت مهلتم دادي و با پرده اغماضت ، گناهانم را پوشاندي که گمان کردم از ديدن من پرهيز مي کني و از عقوبت گناهانم اجتناب مي ورزي ؛
    انگار تو شرمسار مني ...

    خدای من قصد من به هنگام ارتکاب گناه ، نافرمانی تو نبوده است

    نمی خواسته ام منکر خدایی تو باشم

    نمی خواسته ام فرمان تو را سبک بشمارم و زیر پا بگذارم

    نه ! هرگز چنین نبود.

    بلکه این نفس من بود که مرا می فریفت و این هوس بود که بر من چیره می شد

    و این بخت بد بود که به یاری می شتافت

    و این پرده پوشی تو بود که مرا مغرور می کرد.

    چنین می شد که پای پرهیزم می لغزید و به وادی گناه می افتادم و معصیت تو را مرتکب می شدم.

    اما اکنون چه کسی می تواند مرا از عذاب برهاند؟

    فردا چه کسی می تواند از دست دشمنان خلاصم کند؟

    پس وای بر من ! وای بر رسوایی ام ! وای بر آنچه در نامه اعمالم ثبت کرده ای!




    برگرفته از دعای ابوحمزه


    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله





  6. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند 1391
    نوشته
    672
    صلوات
    3647
    حضور
    4 روز 52 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24



    خدایا ما را ببخش که در کار خیر یا جا زدیم یا جار زدیم !!!


  7. #6

    عضویت
    جنسیت آذر 1391
    علاقه
    -ورزش - هنر -خلاقیت- آسمان خدا- ادمای خوب
    نوشته
    444
    صلوات
    3111
    حضور
    4 روز 21 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدایا ممنونم از این همه عشق و علاقه تو نسبت به خودم
    خیلی خوشحالم و این دوس داشتن را کامل احساس می کنم چه لذتی داره...

    خدایا منو ببخش بخاطر کم لطفی هام و اینکه نفهمیدم که چقد دوسم داری
    اما دیگه جبران میکنم

    خدایا دوست دارم
    اللهم عجل لولیک الفرج


  8. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد 1391
    علاقه
    درس خواندن،گوش کردن، و یه عالمه چیز دیگه!
    نوشته
    520
    صلوات
    2469
    حضور
    4 روز 7 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدايااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااا
    تنها تويي كه خير من رو ميدوني
    خداجونم الآن كه توي دنيام كسي از دلم خبر نداره
    وقتي هم مردم ديگه كسي نه از جسمم خبر داره و نه از دلم
    اگه گاهي بي ادبي كردم و يار هميشگيم رو از ياد بردم ببخش
    خدايا همه ي ما رو تو غربت دنيا و قربت خودت آفريدي اين قدر كه بين اين دوتا غربت و قربت مونديم كه با كدوم آشنايم ...
    گاهي اين قدر با دنيا دني و فاني شدم ولي باز تو با من بودي!آن قدر كه گاهي بود و نبودت رو احساس نكردم ولي تو هميشه قريب بودي
    خدا فكر ميكنم كسي كه بخواد توحيد داشته باشه بايد تو رو بشناسه و تو رو بايد از خودم و از امامانت و از قرآنت بشناسم
    خدايا سنگين است بار امانت تو
    خدايا چنان كن سرانجام كار
    تو خوشنود باشي و ما رستگار
    آتش بگیر تا بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود
    آقا بیا...


  9. #8

    عضویت
    جنسیت فروردین 1392
    علاقه
    امام زمان عج
    نوشته
    195
    صلوات
    811
    حضور
    2 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    3



    خدایا عاااشقتم
    تا یه زائر می رسه از کربلا این گفتگومه،منم آقا آرزومه
    آقا یک عمره که صحبت حرم بغض گلومه،منم آقا آرزومه
    خوش به حال اون پرنده که لونش بین دو بومه،منم آقا آرزومه
    منم آقا آرزومه


  10. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد 1390
    نوشته
    77
    صلوات
    746
    حضور
    1 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    7



    یا عَظیمَ المَن! گناه آورده ام
    غافرُ التَوب! اشتباه آورده ام
    لا تُؤدِّبنی، خودم شرمنده ام
    تازه قلبم را به راه آورده ام
    عُدّتی فی کُربَتی! دلخسته ام
    من جوانیِ تباه آورده ام
    صاحِبی فی شِدّتی! من را مران
    رو به سوی باراله آورده ام
    أینَ عَفوُک؟ أینَ سِترُک؟ یاجَمیل!
    نامه ای غرق گناه آورده ام
    قاضیُ الحاجات، خَیرُالحاکمین
    !
    رو به ربِ دادخواه آورده ام
    یا أنیسَ الذّاکرین و یا بَصیر
    !
    اشک توبه از نگاه آورده ام
    یا حَلیم و یا کَریم و یا غَفور!
    خلوتی، تار و سیاه آورده ام
    هارِبٌ مِنکَ إلَیکَ، یا اله!
    من به سوی تو پناه آورده ام
    وَاصرِف عَنی سَیّدی
    الأسواء، حفیظ!
    وَاقضِ عَنَّ الدَین، آه آورده ام
    یا غیاثَ المُستغیثین! ربّنا!
    یک زبان عذر خواه آورده ام
    لا تُخَیِّبنی،أنا العَبدُ الحُسین
    گریه
    بر این پادشاه آورده ام
    مناجات از :رضا تاجیک

    ویرایش توسط besharat : 1392/02/15 در ساعت 22:24
    امیرالمومنین علی(علیه السلام):
    دوای تو در وجود خودت نهفته است و تو نمی فهمی
    بیماریت نیز از خودت سرچشمه گرفته و تو نمی بینی.
    ...و تو آن كتاب درخشانی هستی
    كه با حروف آن پنهان‎ها آشكار می گردد... .


  11. #10

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    دانش
    نوشته
    2,613
    صلوات
    28069
    حضور
    50 روز 7 ساعت 38 دقیقه
    وبلاگ
    4
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    36



    این متن کوتاه نیز که نثر موزون است و نه شعر و دقایقی قبل به رشته تحریر درآمد تقدیم محضر پر انورتان:
    گر طالب و دیوانه دیدار رویت هنر داشته باشد، اول قدم آن است که در این معرکه همت داشته باشد
    جز گریه طفلانه و آه شبانگاهی و اشک جگر سوز زمن زار هیچ نیاید، آری دیوانه مسکین محال است خطر داشته باشد
    از کرم ساقی بر دست ما جام شرابی است که دست دگران نیست، از جرات باده پرستی ما کیست خبر داشته باشد
    اینجا که به حکم هم آغوشی دلدار حرام است پریدن زلب بام نگاهش، حسرت بَرَد آن مرغ لجن خوار که پر داشته باشد
    تیر عشق پر شررش از کرمش بر دل عشاق نشیند، هرچند گدای افتاده در راه سپر داشته باشد
    چون شمع سحرگاه و پروانه پَر سوز مرا کشته خود کن، حیف است که خواهان تو سودای دگر داشته باشد
    بگشای قفل در سینه صد چاک دل ما به رخ خویش، شاید که با دیدارآن روی دل انگیز میل سفری داشته باشد
    رحمت به گدایی که از فرط نیازش به غیر تو نزد روی، هر چند که خلقت کوهی ز گهر داشته باشد
    آری گرمای قیامت داغی نزند سوختگان شیدای غمت را، در میان آتشفشان کجا شعله کبریت اثر داشته باشد
    ما را از سر این گریه پر درد هماره سوزی است که به دوزخ نهراسیم، هیهات بر خورشیدِ شرر عشق، دمیدن اثری داشته باشد
    در آن روز که خلقی در صف کشی حشر معطل ایستاده به پایند، ما آسوده بر آنیم که باید جَنان درب دگری داشته باشد
    ای یار، ما را در آن روز به دیاری که نباشی مشغول مائده پر کرمت نفرمای، هرچند که جنات دیگر قند وشکر داشته باشد
    دانی زچه روی در این عصر تورم و گرانی، زر طلبیدم ز در تو، چون وقت گدا در همه حال، قیمت زر داشته باشد
    جز گریه و سوز و اشک شبانه رهی نیست به سر منزل مقصود، این خانه پر ارج و بها محال است دو در داشته باشد
    گفتی که بیایید و بنوشید از این باده جانانه ولی خلق نشستند، درد است که شه بی حدّ و عدد لطف نشان، بنده کر داشته باشد







صفحه 1 از 213 1231121314151101 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از 1395/06/15, 09:37 : 42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود