جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نظم و اختيار

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    209
    حضور
    152 روز 21 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    289
    آپلود
    1
    گالری
    6
    صلوات
    1387

    نظم و اختيار





    نظم و اختيار
    سوال :
    نظم محض نتیجه ی مشخص دارد!پس ایا جایی برای اختیار میماند؟!
    پاسخ :
    برای پاسخ به سوال ، ابتدا لازم است به یک پرسش اصلی برسیم و در حول آن بحث کنیم . سوال اصلی در مورد جبر و اختیار است و اینکه با توجه به عواملی چون محیط ، وراثت و تربیت و ... حیطه اختیاری ما نیز عملا معلول حیطه جبری ما خواهد بود و در نهایت ما باید بگوییم که جبر محض وجود دارد .

    همان طور که در احادیث اهل بیت بیان شده است ، شیعیان نه قائل به جبر و قدرت مطلق الهی بدون آزادی و اختیار انسان هستند و نه قائل به قدرت مطلق انسان بدون دخالت الهی . چنان چه از امام صادق (ع) منقول است : لا جبر و لا تفویض و لکن امر بین امرین .
    نه جبر است و نه تفویض ، بلکه چیزى میان این دو است .(1)

    آنچه روشن این که در زندگی همه ما مسائلی وجود دارد که جزء امور غیر ارادی است . هیچ کدام از ما در مورد خانواده ، شهر ، کشوری که در آن به دنیا می آییم ، حق انتخاب نداشتیم . هیچ کدام از ما در مورد انتخاب پدر و مادر خود نقشی نداشتیم و اموری مانند این .
    از سوی دیگر ما نمی توانیم اختیار خود را نیز نفی کنیم . اینکه به طور مثال چه رشته ای را در دانشگاه انتخاب کنیم ، امری است که توسط ما صورت می گیرد . اینکه چه کسی را به دوستی انتخاب کنیم و یا اینکه برای انتخاب همسر طبق چه ملاکاتی عمل کنیم .
    با توجه به مطالب فوق اختیار انسان و نیز امور غیر اختیاری هر دو وجود دارند و قابل انکار نیز نیستند . در این بین سوال دیگر از سوی شما مطرح می شود که حیطه انتخاب های انسانی را نیز متاثر از حیطه امور غیر ارادی دانسته اید که در نتیجه در حیطه اختیارات هم انسان مجبور می شود .
    در پاسخ به این سوال باید عرض شود که اموری مانند جغرافی زندگی ، تاریخ ، وارثت و ... اگرچه همگی در شکل گیری شخصیت انسان تاثیر دارند و این تاثیر قابل انکار نیست ولی هیچ کدام از این ها اموری نیستند که اختیار انسان را سلب کنند . بلکه علی رغم تمام این تاثیرات ، انسان با وجدان خود درک می کند که در انتخاب امور آزاد است . مطلبی که ادعای فوق را تایید می کند این است که در طول تاریخ افراد بسیاری بوده اند که به طور مثال در خانواده و محیطی بسیار بد به دنیا آمده و بزرگ شده اند ولی پس از سال ها راه صحیحی برای زندگی خود انتخاب کرده اند .
    از سوی دیگر نیز افرادی بوده اند که فرزند پیامبر یا امام معصوم بوده اند که در خانه ای به دنیا آمده اند که معصوم در آن حضور داشته است و از نظر وراثت و نیز محیط ، شرایط کم نظیری داشته اند ولی در نهایت گمراه شده اند و به کارهای ناروا روی آورده اند.
    اموری این چنین نشانگر آن است که شرایط و عوامل دیگر در شکل گیری شخصیت نقش دارند ولی نقش این عوامل در حدی نیست که اختیار را از انسان سلب کند و هر فردی می تواند به دنبال حقیقت برود و راه حقیقت بر روی هیچ کسی بسته نیست . (2)

    برای پاسخ به سوال فوق همچنین نیازمند دقت در مفهوم نظم هستیم . این جهان دارای نظم است اما این نظم با اختیار انسان منافاتی ندارد . اختیار انسان نیز بخشی از نظم این جهان است .
    اگر انسان در راستای اهداف این جهان پیش رود و در آن مسیر حرکت کند موجب شکوفایی آن خواهد شد ولی اگر بر خلاف آنچه باید ، حرکت کند ، موجب ایجاد حالتی دیگر خواهد شد که این حالت هم بخشی از نظم این جهانی است . به عبارت دیگر در نظم این جهان ، علاوه بر وجود عوامل جبری ، عامل اختیاری نیز وجود دارد که او نیز می تواند در شکل گیری این حالت کلی نقش آفرین باشد .
    به طور مثال امروزه شاهد آن هستیم که طبق رویه ای که انسان ها در پیش گرفته اند ، محیط زیست در حال آسیب دیدن است . طبیعتا انسان ها با اختیار خود این کار را انجام می دهند و نظم موجود موجب از بین رفتن اختیار آنها نمی شود .
    نکته ای که باید به آن توجه شود این است که نظم را باید در مفهوم عام آن در نظر گرفت . در مجموعه کلی نظم ، اراده انسان نیز به عاملی در آن در نظر گرفته می شود . فلذا منافاتی با کل مجموعه ندارد . نظم جهان متشکل از عوامل مختلفی است که برخی جبری و برخی نیز اختیاری مانند اراده انسان ، است .

    هر معلولی علتی دارد . این سخن قابل پذیرش است . تمام افعال انسان نیز که معلول هستند ، علتی دارند . این علت خواست و اراده ی انسان است . نکته ی مهم این است که خواست انسان گاهی (تا حدی) متاثر از عواملی می شود که به تفصیل بیان شدند مانند محیط ، وراثت و.. . اما بخش مهم اراده انسان در واقع خواست و اراده ی خود او بدون تاثر از محیط است . اساس و اصل قدرت انتخاب انسان ها از سوی خداوند اعطا شده است که انسان کاری را که مورد علاقه اش بود انجام دهد. این خواست و اراده تا حدی متاثر از عوامل دیگر است ولی اصل آزادی انسان را از بین نمی برد . دو نفر را در نظر بگیرید که هر دو در سن جوانی هستند ، یکی امور دینی را جدی می گیرد و دیگری آنها را جدی نمی گیرد . نفر نخست بر اساس آن باور زندگی خود را برنامه ریزی می کند و دیگری چنین نمی کند . در نتیجه زندگی این دو فرد متفاوت خواهد بود . ممکن است شما بگویید که اصل اتخاذ چنین تصمیمی متاثر از محیط و ... است ولی در پاسخ باید عرض کنم که عوامل و شرایط محیطی علی رغم موثر بودنشان ، آزادی و اختیار را از انسان سلب نمی کند و منجر به جبر نمی شود .
    انسان متاثر از محیطی است که در آن رشد کرده است و نوع تربیتی که از والدین خود دریافت کرده است و ...
    نکته ی مهم : این مطلب مورد غفلت واقع شده است که انسان تماما تحت تاثیر از محیط نیست . به عبارت دیگر این چنین نیست که تمام وجود ما متاثر از وراثت ، محیط و ... باشد . اموری وجود دارند که فراتر از هر فرهنگ و تاریخ و جغرافیاییست. امور اخلاقی ، امور فطری و ... همگی از آن دسته مسائلی هستند که در نهاد هر انسانی وجود دارد .
    به عبارت دیگر ، این چنین نیست که انسان ها 100 درصد چارچوب فکریشان از محیط متاثر شده باشد. درصد قابل توجهی از مسائل فکری متاثر از ارزش های اخلاقی ، مسائل فطری است و این امور بدون توجه به اینکه فرد در چه تاریخ و جغرافیایی زندگی می کند ، برای همه وجود دارند . و همین امور موجب ایجاد اختیار برای فرد می شوند که بر اساس آنچه خود (بر اساس فطرت یا اخلاق) به عنوان امر خوب درک می کنند، هرچند جامعه و محیط هم برخلاف آن باشد ، عمل می کند یا خیر ؟
    به طور مثال حضرت ابراهیم ، در محیطی به دنیا آمد که سراسر بت پرست بودند (با تفاوت در نوع بت ها) ، طبیعتا در چنین فردی زمینه بت پرستی فراوان است ولی او بت پرستی را با آموزه های عقلانی خود ، سازگار نیافت و آن را مردود دانست و به توحید گروید . این مورد و موارد دیگر نشان گر آن هستند که این چنین نیست که تنها تربیت و محیط بر اندیشه و تصمیم های ما موثر باشند ، بلکه امور فرازمانی و فرامکانی وجود دارند (مانند عقل ، اخلاق و فطرت ) که آنها سهم مهمی در تصمیم گیری و اندیشیدن ما دارند .


    1.
    اصول کافى ، ج 1، ص 160
    2.
    برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به کتاب جبر و اختیار اثر علامه جعفری و نیز انسان و سرنوشت اثر استاد شهید مطهری ، مراجعه کنید


    لينك بحث اصلي :
    http://www.askdin.com/thread23939-4.html

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۲/۰۲/۱۳ در ساعت ۱۹:۰۰

  2. صلوات


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود