صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توضیح درباره آیات 74 و 75 سوره اسراء

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37600

    اشاره توضیح درباره آیات 74 و 75 سوره اسراء




    سلام
    بنده در آیات 74 و 75 اسراء دنبال نکاتی غیر از آنچه در تفاسیر آمده هستم.آیا کسی میتونه این نکات رو که اعم از نکات اخلاقی و اعتقادی این آیات هست برام بگه؟
    پیشاپیش تشکرمیکنم.

    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۶/۲۷ در ساعت ۱۶:۳۲

    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست


    توضیح درباره آیات 74 و 75 سوره اسراء




    توضیح درباره آیات 74 و 75 سوره اسراء


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    پاسخ و جمع بندی (1)




    سلام به شما پرسشگر گرامی

    ابتدا برای اطلاع دوستان خواننده، متن و ترجمه و توضیح فشرده و کوتاهی درباره آیات 73 تا 75 سوره اسراء که با یکدیگر اتحاد موضوعی دارند را عرض می کنم و سپس به برخی نکاتی که می توان از این آیات برداشت نمود هم اشاره می نمایم.

    وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوكَ خَليلاً (73)
    وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَليلاً (74)
    إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصيراً (75)

    نزديک بود آنها تو را (با وسوسه‏ هاى خود) از آنچه بر تو وحى كرده ‏ايم بفريبند، تا غير آن را به ما نسبت دهى و در آن صورت، تو را به دوستى خود بر مي گزينند
    و اگر ما تو را ثابت قدم نمى‏ ساختيم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودى)، نزديک بود به آنان تمايل كنى
    اگر چنين مى‏ كردى، ما دو برابر مجازات (مشركان) در زندگى دنيا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، به تو مى‏ چشانديم سپس در برابر ما، ياورى براى خود نمى‏ يافتى

    *****************

    متن آیات کریمه گویای این مطلب است که پیشنهادها و وسوسه هایی در مسیر سازش از سوی مشرکین به پیامبر داده شد و بدین وسیله می خواستند تمایل ایشان را جلب نمایند، اما از آنجا که خدای متعال خود می داند که رسالتش را به چه بزرگوارانی سپرده، در سخت ترین لحظات هم حامی و پشتیبان آنهاست و آنان را از هر گونه خطا و اشتباه مصون می دارد و در لحظات بحرانی یاری می نماید، لذا با شديدترين لحن، آن جناب را تهديد مى‏ كند كه مبادا ذره ای به طرف مشركين و پیشنهادهایشان ميل نشان دهد که در آن صورت عذاب مضاعفی برای حضرتش در پی خواهد داشت.

    منظور از آيه 74 که می فرماید: «اگر ما تو را ثابت قدم نگاه نداشته بوديم، نزديک بود به آنها تمايل پيدا كنى»، همان تثبیت الهی و مقام عصمت است.

    علامه طباطبایی نکته ظریفی در اینجا بیان داشته اند و آن اینکه:
    اینکه جواب «لولا» را خود «ركون» قرار نداده و نفرموده: «و لو لا ان ثبتناک لقد تركن...» (یعنی اگر تو را ثابت قدم نگاه نداشته بودیم، به آنها تکیه می کردی)، بلكه فرمود: «وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ...» (یعنی اگر ما تو را ثابت قدم نگاه نداشته بوديم، نزديک بود به آنها تمايل پيدا كنى )، این تعبیر، با در نظر داشتن اينكه «ركون» به معناى كمترين ميل است، دلالت دارد بر اينكه رسول خدا (ص) نه تنها به كفار میل و تکیه ای نكرد، بلكه نزديک به ميل و تکیه هم نشد.

    و معناى مجموع آيه چنین می شود که: اگر ما تو را با عصمت خود پايدار نمى‏ کردیم، به سوى آنان اندكى تمایلی پیدا می کردی ولی از آنجا که ما تو را استوار ساخته ايم، در نتيجه به آنان كمترين تمایلی هم پیدا نكردى، تا چه رسد به اينكه اجابتشان نمایی.

    پس رسول خدا (ص) نه تنها آنان را اجابت نكرد و ذره ‏اى ميل به ايشان هم ننمود، بلکه نزدیک این میل هم نرفت. (الميزان، ج‏13، ص 173)

    *****************

    برخی دیگر از مفسران، نظیر استاد مکارم شیرازی مطلب را به گونه ای دیگر تفسیر می کنند و آن اینکه:

    آيه 73 و 74 در واقع اشاره به دو حالت مختلف پيامبر (ص) دارد:

    آیه 73 اشاره به حالت بشرى و عادى اوست که ايجاب مى‏ كند وسوسه‏ هاى دشمنان در او اثر بگذارد، به ویژه اگر در ظاهر مصالحى هم برای آن انعطاف به چشم بخورد، مانند اميد داشتن به اسلام سران شرک بعد از نشان دادن انعطاف، و يا پيشگيرى از خونريزى و درگيری هاى بيشتر و مانند آن؛ هر بشر عادى، هر چقدر هم قوى باشد، به طور طبیعی ممکن است تحت تاثير اين وسوسه‏ ها قرار گیرد.

    اما در آيه 74، به جنبه روحانى و ویژگی عصمت و لطف خاص پروردگار سبحان _كه شامل حال همه پيامبران، به ویژه پيامبر اسلام است_، اشاره می نماید.

    بنابراین مفاد این دو آیه، پيامبر رحمت و مهربانی، از جهت طبع بشری اش و برای رعایت مصالحی، نزدیک بود که تحت تاثیر وسوسه‏ ها و پیشنهادهای مشركان قرار گیرد، اما به خاطر تاييدات الهى، از شر این وساوس محفوظ و در امان ماند و کمترین اشتباه و خطایی نکرد.

    اين تعبير درست همانند تعبيرى است كه در سوره يوسف آمده كه در بحرانى‏ ترين لحظات و در اوج زمانی که ممکن بود غریزه بشری اش سرکشی نماید، برهان الهی و یاری حق تعالی به سراغ او آمد و او از آن مخصمه سخت رهایی بخشید؛ یعنی تا لب پرتگاه رفت اما به لطف الهی هرگز نلغزید نکرد و کاملا در امان ماند:

    وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ (یوسف/24)
    آن زن قصد او كرد و او نيز- اگر برهان پروردگار را نمى‏ ديد- قصد وى مى‏ نمود. اين چنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود

    البته همان طور که آیه 75 اسراء اشاره دارد، معصوم بودن پیامبران (و از جمله، پیامبر گرامی اسلام)، جنبه اضطرارى ندارد، بلكه توأم با يك نوع خودآگاهى است كه با اختيار و آزادى اراده انجام مى‏ شود، لذاست که در صورت خطا و اشتباه، به او وعده عذاب مضاعف می دهد! این بدان معناست که برای پیامبران هم ارتكاب گناه در چنين حالت هایی عقلا محال نيست، بلكه عملا به خاطر آن آگاهى و ايمان خاص، هرگز وجود خارجى نمی یابد و اگر فرضا وجود مى‏ يافت مشمول كيفرها و مجازات هاى شدید الهى می شد. (تفسير نمونه، ج‏12، ص211 تا 213)

    ان شاء الله، چند نکته دیگر در ادامه ذکر خواهد شد.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۱۲/۱۷ در ساعت ۱۷:۴۰

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    پاسخ و جمع بندی (2)




    برخی نکته های دیگر که از آیات مورد اشاره قابل برداشت است:

    1- كفّار براى جذب انبيا طرح و برنامه مى‏ ريزند؛ «كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ»
    2- اگر دوستى و ارتباط با افراد و كشورها به قيمت چشم‏ پوشى از مكتب و مقدّسات باشد، بى‏ ارزش است؛ «إِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا»
    3- اگر لطف و نگهدارى الهى نباشد، براى مصونيّت و عصمت پيامبران هم ضمانتى نيست؛ «لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ»
    4- قاطعيّت و نفوذ ناپذيرى در برابر دشمنان و كفّار، از امتيازات انبياست؛ «ثَبَّتْناكَ»
    5- عقب‏ نشينى در مسائل اعتقادى و اصول مكتب، نوعی تمايل و گرايش به ظالمان است و رهبران در معرض چنين خطرى مى‏ باشند؛ «لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ»
    6- كمترين عقب‏ نشينى از اصول و ارزش ها نيز ممنوع است، زيرا براى دشمنان يک موفقيت و پيروزى حساب مى‏ شود؛ «شَيْئاً قَلِيلًا»
    7- خداوند، هم لطف دارد، هم قهر؛ «ثَبَّتْناكَ، لَأَذَقْناكَ»
    8- ركون (و گرايش و اعتماد) به كفّار، از گناهان كبيره است، چون درباره‏ اش وعده عذاب داده شده است؛ «تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ ... لَأَذَقْناكَ»
    9- هر چه مقام علمى و موقعيّت اجتماعى و معنوى انسان بيشتر باشد، مسئوليّت و خطر هم بيشتر است؛ «شَيْئاً قَلِيلًا ... ضِعْفَ الْحَياةِ»
    10- در برابر قهر الهى حتّى براى پيامبر نيز هيچ قدرت و مقامى نمى‏ تواند مانع ايجاد كند؛«لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً»
    11- تمايل به كفّار، سبب تنها ماندن انسان و محروم شدن از نصرت خداوند است؛ «تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ ... لا تَجِدُ ... نَصِيراً» (تفسير نور، ج‏7، ص 98 تا 101)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۱۲/۱۷ در ساعت ۱۷:۴۰

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37600



    باسلام و احترام و تشکر از کارشناس محترم،جناب صدیقین جناب صدیقین،با توجه به نکات خوبی که در بالا متذکر شدید آیا داستانی در زندگی پیامبر موجود است که بتوان به این آیه ربط داد؟البته چیزی غیر از شان نزول؟!

    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط باغ بهشت نمایش پست ها
    باسلام و احترام و تشکر از کارشناس محترم،جناب صدیقین جناب صدیقین،با توجه به نکات خوبی که در بالا متذکر شدید آیا داستانی در زندگی پیامبر موجود است که بتوان به این آیه ربط داد؟البته چیزی غیر از شان نزول؟!
    سلام مجدد خدمت شما

    همه شان نزول هایی که درباره این آیه گفته شده، مورد قبول مفسرین نمی باشد چون با مفاد آیه تطبیق ندارد؛ به عنوان مثال می توانید به الميزان في تفسير القرآن، ج‏13، ص 177 و 178، قسمت «بحث روائي» (و یا ترجمه الميزان، ج‏13، ص 244 و 245) مراجعه فرمایید که در آنجا علامه طباطبایی بنا به تفسیری که از آیه کریمه داشتند (و تفسیرشان هم در پست قبل نقل شد)، برخی شان نزول ها را مردود می دانند.

    داستان دیگری که مرتبط با این آیات باشد، را نیافتم.

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    672
    حضور
    4 روز 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    3667



    سلام.البته باید توجه داشت که این آیه خدا میفرماید:اگر اندکی به مشرکان تمایل پیدا میکردی....
    یعنی پیغمبر حتی فکر تمایل به اونها هم تو ذهنش خطور نکرد چه برسه به اینکه کنشی نسبت به مشرکان نشون بده.در رابطه با شان نزولهایی که وارد شده باید گفت اگه اونطور باشه که در کتب اهل سنت اومده پس آیات 1-4 سوره نجم مصداق حضرت نمیشه!به این مورد دقت شود.موفق باشید


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط دوستدار علی نمایش پست ها
    سلام.البته باید توجه داشت که این آیه خدا میفرماید:اگر اندکی به مشرکان تمایل پیدا میکردی....
    یعنی پیغمبر حتی فکر تمایل به اونها هم تو ذهنش خطور نکرد چه برسه به اینکه کنشی نسبت به مشرکان نشون بده.
    سلام دوست عزیز

    این مطلب را در پست 3 توضیح دادم و از بیان توانای علامه طباطبایی عرض کردم که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    علامه طباطبایی نکته ظریفی در اینجا بیان داشته اند و آن اینکه:
    اینکه جواب «لولا» را خود «ركون» قرار نداده و نفرموده: «و لو لا ان ثبتناک لقد تركن...» (یعنی اگر تو را ثابت قدم نگاه نداشته بودیم، به آنها تکیه می کردی)، بلكه فرمود: «وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ...» (یعنی اگر ما تو را ثابت قدم نگاه نداشته بوديم، نزديک بود به آنها تمايل پيدا كنى )، این تعبیر، با در نظر داشتن اينكه «ركون» به معناى كمترين ميل است، دلالت دارد بر اينكه رسول خدا (ص) نه تنها به كفار میل و تکیه ای نكرد، بلكه نزديک به ميل و تکیه هم نشد.

    و معناى مجموع آيه چنین می شود که: اگر ما تو را با عصمت خود پايدار نمى‏ کردیم، به سوى آنان اندكى تمایلی پیدا می کردی ولی از آنجا که ما تو را استوار ساخته ايم، در نتيجه به آنان كمترين تمایلی هم پیدا نكردى، تا چه رسد به اينكه اجابتشان نمایی.

    پس رسول خدا (ص) نه تنها آنان را اجابت نكرد و ذره ‏اى ميل به ايشان هم ننمود، بلکه نزدیک این میل هم نرفت. (الميزان، ج‏13، ص 173)


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    672
    حضور
    4 روز 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    3667



    جناب صدیقین من ساده تر توضیح دادم.روایتی در این زمینه موجود هست که بشه بهش ربط داد؟

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط بهشت برین نمایش پست ها
    جناب صدیقین من ساده تر توضیح دادم.روایتی در این زمینه موجود هست که بشه بهش ربط داد؟
    روایات ذیل آیه را برسی کردم. تنها دو روایت یافتم که مناسب پاسخ برای این پرسش شماست. هر دو روایت از نظر معنا به یکدیگر نزدیک اند لذا یک موردش را عرض می کنم:

    و في العيون، بإسناده عن علي بن محمد بن الجهم عن أبي الحسن الرضا ع: مما سأله المأمون فقال له: أخبرني عن قول الله: «عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ» قال الرضا ع هذا مما نزل بإياك أعني و اسمعي يا جارة- خاطب الله بذلك نبيه و أراد به أمته، و كذلك قوله: «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ» و قوله تعالى: «وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا» قال: صدقت يا بن رسول الله. (الميزان، ج‏13، ص 178)

    در عيون، به سند خود از على بن محمد بن جهم روایت کرده که مامون سؤالاتی از امام رضا (علیه السلام) پرسید و حضرت جواب می دادند، از جمله اینکه پرسید: منظور از آیه «عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ» چيست؟ فرمود: اين آيه از باب كنايه است؛ خداوند به پيغمبرش خطاب كرده، ولی در واقع امت او را مورد خطاب و منظور قرار داده است. همچنانکه در آيه «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ» و آيه «لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا» چنین است. مامون گفت: درست مى‏ فرمايى، ای پسر رسول اللَّه (ص).

    در این روایت، به فرض صحت سند، حضرت رضا (علیه السلام) آیه مورد بحث را از باب هشدار به مؤمنین دانسته اند که کمترین تکیه و رکونی به کفار و مشرکان نداشته باشند و به هیچ وجه به خاطر آنان، در عقاید توحیدی خود تسامح و تساهلی به خرج ندهند.

    این روایت با آنچه که در تفسیر آیه کریمه عرض کردیم _که توضیحش در پست های قبل گذشت_ همخوانی دارد و دست کم، یک وجه بیان آیه را روشن می سازد.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۱۲/۲۶ در ساعت ۲۰:۵۶

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود