صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا پیامبر اسلام ، امام بود؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    41
    حضور
    5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    242

    اشاره آیا پیامبر اسلام ، امام بود؟




    آیا پیامبر اسلام امام بود؟
    با دلایل عقلی و نقلی برای اهل سنت ثابت کنید(یک تاپیک بود اما با دلیل نقلی برای اهل سنت نبود) که حضرت محمد (ص) امام بود.
    با تشکر فراوان
    .
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۷/۱۶ در ساعت ۱۱:۱۵
    فَإِنْ سَلَكَ النَّاسُ كُلُّهُمْ وَادِياً وَ سَلَكَ عَلِيٌّ وَادِياً فَاسْلُكْ وَادِيَ عَلِيٍّ وَ خَلِّ النَّاسَ طُرّاً يَا عَمَّارُ إِنَّ عَلِيّاً لَا يَزَالُ عَلَى هُدًى يَا عَمَّارُ طَاعَةُ عَلِيٍّ طَاعَتِي وَ طَاعَتِي طَاعَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏
    ______________________________
    البحار: 38/ 37، و الخوارزمي في المناقب: 124

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,517
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست


    آیا پیامبر اسلام ، امام بود؟



    آیا پیامبر اسلام ، امام بود؟


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر یوسف زهرا نمایش پست ها
    آیا پیامبر اسلام امام بود؟
    با دلایل عقلی و نقلی برای اهل سنت ثابت کنید(یک تاپیک بود اما با دلیل نقلی برای اهل سنت نبود) که حضرت محمد (ص) امام بود.
    با تشکر فراوان.
    با سلام و عرض ادب

    پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم در نزد امت اسلام(شیعه و سنی) افضل انبیاء شمرده می شوند[1] و وقتی انبیایی همچون حضرت ابراهیم و برخی از انبیای بنی اسرائیل علیهم السلام دارای مقام نبوت و امامت بودند پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به طریق اولی حائز چنین مقامی خواهند بود.

    توضیح:
    يكى از برجسته‏ترين مقامات پيامبران، مقام امامت آنان نسبت به انسانهاست. رسول گرامى اسلام عاليترين درجه امامت بر انسانها را دارا بود. براى تبيين اين مسأله لازم است نخست جايگاه «امامت، رسالت و نبوت» و برترى مقام امامت بر مقام نبوت روشن شود.
    خداوند متعال مى‏فرمايد:

    «وَ اذِ ابْتَلى ابْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاتَمَّهُنَّ قالَ انّى‏ جاعِلُكَ لِلنَّاسِ اماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لايَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ»؛[2]و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خداوند ابراهيم را با وسائل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده آزمايش برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم. ابراهيم گفت: آيا از دودمان من نيز به اين مقام مى‏رسند؟ خداوند فرمود: پيمان من (مقام امامت) به ستمكاران‏نمى‏رسد. (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه معصوم باشند، شايسته اين مقام هستند).

    در توضيح معناى اين آيه، توجه به نکاتی ضروری است:

    1) حضرت ابراهيم پس از آنكه از عهده امتحانهاى سخت برآمد، به اين مقام رسيده است. اين معنا نشانگر آن است كه امامت پس از گذراندن مراحلى از جانب خداوند اعطا مى‏شود.

    2) حضرت ابراهيم علیه السلام قبل از آنكه مقام امامت به او اعطا شود، پيامبر بود و مقام امامت، در دوران پيرى به وى عطا شد. وقتى به حضرت ابراهيم علیه السلام مقام امامت داده‏شد، داراى فرزند بود و براى همين از خدا خواست تا ذريّه او را نيز به اين مقام برساند.

    در قرآن كريم از زبان آنحضرت چنين آمده است:
    «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى‏ وَهَبَ لى‏ عَلَى الْكِبَرِ اسْماعيلَ وَ اسْحاقَ انَّ رَبِّى لَسَميعُ الدُّعاءِ»؛[3]سپاس خداوندى را كه به هنگام پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد. پروردگارم‏دعاى بندگان را مى‏شنود.

    بنابراین امامت و نبوّت قابل تفكيك هستند. حضرت ابراهيم علیه السلام نبوّت داشت، ولى امامت نداشت و در دوران پيرى پس از موفقيّت در آزمايشهاى دوران رسالت، به او عطا شد. اين سخن بدين معناست كه مقام نبوّت مستلزم داشتن مقام امامت نيست، مانند بعضى از پيامبران كه به مقام امامت نرسيدند هم چنانكه ممكن است كسى امام باشد، ولى نبوت نداشته باشد، مانند ائمۀ معصومین علیهم السلام .[4]

    3) امامت، فقط به معناى‏ راهنمايى و نشان دادن راه نيست، بلكه به معناى «ايصال الى المطلوب» و رسانيدن به سر منزل مقصود است. قرآن کریم در این رابطه مى‏فرمايد:

    «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِين»؛[5]و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما، (مردم را) هدايت مى‏كردند و انجام كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و اداى زكات را به آنها وحى كرديم و تنها ما را عبادت مى‏كردند.

    «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُون»؛[6]و از آنان امامان (و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏كردند چون شكيبايى نمودند، و به آيات ما يقين داشتند.

    همانند حضرت ابراهیم علیه السلام، اين تعداد از پيامبران نیز، پيش از آنكه به مقام امامت برسند، مقام نبوت و رسالت به معناى راهنمايى و انذار و تبشير را دارا بودند. بنابراين، هدايتى را كه خداوند از شؤون امامت قراداده(یَهْدُونَ بِأَمْرِنا) ، مرتبه بالاترى از نبوت و رسالت است و آن اينكه دست مردم و انسانهاى مستعد را گرفته و به حق و حقيقت و كمال مى‏رساند.[7]

    --------------------------------------------------------------

    [1].شرح المقاصد،التفتازانی، ج‏5،47:«أجمع المسلمون على أن أفضل‏ الأنبياء محمد، لأن أمته خير الأمم لقوله تعالى: كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ‏ «آل عمران/19» وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطا«البقرة/143»...الأحاديث الصحاح في هذا المعنى كثيرة، حتى قال (عليه السلام): أنا أكرم الأولين و الآخرين على اللّه تعالى و لا فخر.
    [2]. البقره( 2)، آيه 124.

    [3].البقره( 2)، آيه 124.
    [4]. در اصطلاح مى‏گويند: بين نبوت و امامت «عموم و خصوص من وجه» است؛ يعنى ممكن است كسی امام باشد و نبى نباشد و ممكن است كسى نبى باشد و امام نباشد و ممكن است هم نبى باشد و هم امام.
    نبى به کسی گفته می شود كه وحى بر او نازل مى‏شود و آنچه به وسيله وحى دريافت مى‏كند، چنانچه از او بخواهند در اختيار ديگران مى‏گذارد. رسول كسى است كه مأموريت تبليغ، نشر احكام خداوند و تربيت مردم از طريق تعليم را به عهده دارد. لازمه هيچ يك از آنها، اين نيست كه مردم او را پيشوا دانسته و در ظاهر و باطن از او پيروى كنند اما امام از ماده «امَّ- يَؤُمُّ» و به معناى مقتدا بودن است؛ يعنى امام كسى است كه در تمام شؤون اعم از گفتار، كردار، عمل و عقيده از او پيروى و تبعيت شود و مسؤوليت اجراى قوانين الهى را در جامعه داشته باشد كه تعدادى از پيامبران مانند پيامبر اكرم (ص) هر سه مقام را دارا بودند. تفسير نمونه، ج 1، ص 318 و امام شناسى، محمد حسين حسينى طهرانى، ج 1، ص 131، انتشارات حكمت.

    [5].الانبیاء(21)،آیه73.

    [6] السجده( 32)، آيه24.

    [7]. براى توضيح بيشتر به ترجمه الميزان، ج 14، ص 428 و تفسير نمونه، ج 1، ص 320 مراجعه كنيد.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۲/۱۰ در ساعت ۲۳:۳۴
    آیا پیامبر اسلام ، امام بود؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    4) قرآن اين مقام را براى پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله ثابت دانسته و آنحضرت به عنوان سرمشق و الگوى عملى انسانها معرفى كرده مى‏فرمايد:
    «وَ لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسوُلِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛[1]براى شما در رفتار رسول خدا صلی الله علیه وآله پيروى نيكوست.
    اسوه به معناى تأسى نمودن و اقتداكردن است.[2] بنابراين، اسوه بودن رسول‏خدا صلی الله علیه وآله عبارت است از پيروى كردن از آنحضرت، علاوه بر اینکه پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله خاتم پيامبران و افضل تمام آنان است [3] و هر فضيلت، منصب و كمالى براى هر پيامبرى ثابت باشد، پيامبر اكرم آن را داراست ومقام امامت يكى از آنهاست.

    امام صادق علیه السلام در این رابطه می فرمایند:
    «انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يُعْطِ الْأَنْبِياءَ شَيْئاً الَّا وَ قَدْ أَعْطاهُ مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله»[4]همانا خداى عزّوجلّ هيچ چيزى را به انبيا اعطا نكرده، مگر آنكه آن را به محمّد صلی الله علیه وآله اعطا كرده است.

    در اينجا به ذكر دو روايت از كلام گهربار حضرت على علیه السلام كه دلالت بر مقام امامت پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله دارد، بسنده مى‏شود:

    «يا أَيُّهَا النَّاسُ انَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله امامٌ حَيّاً وَ مَيِّتاً»[5]
    اى مردم! همانا رسول خدا صلی الله علیه وآله در حال حيات و ممات پيشوا و امام (همگان) است.

    «فَهُوَ امامُ مَنِ اتَّقى‏ وَ بَصيِرَةُ مَنِ اهْتَدى‏»[6]
    پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله پيشواى پرهيزكاران و روشنى ديده طالبان هدايت است.[7]

    موفق باشید.

    ------------------------------------------------------------------


    [1]. الاحزاب( 33)، آيه 21.

    [2] . تفسير نمونه، ج 17، ص 243.
    [3]. خداوند متعال در سوره احزاب آیه 7 می فرماید:«وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً؛[3] (به خاطر آور) هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم، و (همچنين) از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم، و ما از همه آنان پيمان محكمى گرفتيم (كه در اداى مسئوليت تبليغ و رسالت كوتاهى نكنند). در اینکه خداوند متعال در این آیه این پنج نفر را اختصاص به ذکر نموده تنها به منظور تعظيم و احترام ايشان است، چون شانى عظيم و مقامى رفيع داشتند، براى اينكه اولی العزم و صاحب شريعت و داراى كتاب بودند، و به همين ملاك بود كه چهار نفر از ايشان را به ترتيب عصرشان ذكر كرد، ولى رسول خدا صلی الله علیه وآله را بر آنان مقدم داشت، با اينكه آن جناب از لحاظ عصر آخرين ايشان بود، براى اينكه آن جناب برترى و شرافت و تقدم بر همه آنان دارد».

    [4]. الکافی، ج 1، ص 225، الاسلامیة.

    [5]. الکافی، ج1،ص451،الاسلامیة.

    [6]. نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 93، ص 279.

    [7].امامت و ولایت،علی نوری،ص22.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۲/۱۰ در ساعت ۲۳:۲۶
    آیا پیامبر اسلام ، امام بود؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    با سلام
    قبلا در این تاپیک این سوال مورد بحث قرار گرفته :
    http://www.askdin.com/thread17587.html
    غربت کده ای که بوی دریا دارد ----- صدخاطره ازغربت زهرا دارد
    برگرد وعلی چشم به راه هست هنوز-- اسراردلش دردل چاه است هنوز
    آن چاه پرازستاره راپیدا کن ---------- آن سینه پاره پاره راپیداکن
    برگرد که بر بهاران می خندند -------- یک عده به انتظارمان می خندند
    اللهم عجل لولیک الفرج

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر یوسف زهرا نمایش پست ها
    آیا پیامبر اسلام امام بود؟ با دلایل عقلی و نقلی برای اهل سنت ثابت کنید(یک تاپیک بود اما با دلیل نقلی برای اهل سنت نبود) که حضرت محمد (ص) امام بود.
    سلام

    امامت چیزی جز رهبری جامع جامعه در مسیر تکامل مادی و معنوی آنها نیست و این همان کاری است که رسول اکرم ص در مقام تعامل با امت اسلام به انجام رسانده است و تفاوت این مقام با نبوت انستکه امامت مبتنی بر قانون الهی است و نبوت صرف دریافت قانون است لذا امامت پیاده سازی قانون الهی در جامعه است ( به تفاوت نبوت و امامت در اینجا دقت بفرمایید )

    و اما اثبات امامت برای نبی اکرم به آیه 124 سوره مبارکه بقره ممکن است چه اینکه در این آیه شریفه خدای متعال وعده می فرماید که به پاکان از ذریه ابراهیم ع امامت عنایت کند و این در مورد نبی اکرم قطعی است چه اینکه نبی اکرم ص پاک پاکان بود و وعده الهی هم تخلف نمی کند لذا او امام است

    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    66
    حضور
    6 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    34



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    «وَ اذِ ابْتَلى ابْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاتَمَّهُنَّ قالَ انّى‏ جاعِلُكَ لِلنَّاسِ اماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لايَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ»؛[2]و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خداوند ابراهيم را با وسائل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده آزمايش برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم. ابراهيم گفت: آيا از دودمان من نيز به اين مقام مى‏رسند؟ خداوند فرمود: پيمان من (مقام امامت) به ستمكاران‏نمى‏رسد. (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه معصوم باشند، شايسته اين مقام هستند). در توضيح معناى اين آيه، توجه به نکاتی ضروری است: 1) حضرت ابراهيم پس از آنكه از عهده امتحانهاى سخت برآمد، به اين مقام رسيده است. اين معنا نشانگر آن است كه امامت پس از گذراندن مراحلى از جانب خداوند اعطا مى‏شود.
    این ادعا از چندین جهت باطل است.
    1.گویا اینان اعتقاد خودشان را فراموش کرده اند! زیرا اهل تشیع بر این عقیده هستند که ائمه از زمانی که به دنیا می آیند امام هستند، حال سوال می شود که یک نوزاد به چه بلایایی مبتلا می شود که بتوانیم آن را با بلایی که حضرت ابراهیم به آن مبتلا شد یکی بدانیم و آن نوزاد را نیز به دلیل مبتلا شدن به بلایای مختلف به مقام امامت برسانیم؟ امام جواد و امام هادی و امام غائبتان که در سنین 5، 6 ساله امام شدند، آنان نیز به بلایا مبتلا شدند و مورد آزمایش قرار گرفتند؟ !!!
    اگر علت ترفیع! حضرت ابراهیم علیه السلام سربلند گشتن در امتحانات و بلایا بود ؛ ائمۀ شما که قبل از اینکه در این دنیا نفس بکشند هم امام می شوند و هم معصوم و هم صاحب علم لدنی می گردند !! حال چرا حضرت ابراهیم باید به بلایای مختلف گرفتار شود تا بتواند به امامت دست یابد ولی ائمۀ شما از وقتی به دنیا می آیند امام هستند! آیا این تناقض نیست؟

    بعضی اوقات می گویند:«حضرت حسین آن همه بلا دید و 72 تن از یاران و خویشان خود را در کربلا از دست داد و ... آیا امتحانی از این بالاتر ممکن است؟» جواب این است که: به عقیدۀ شما سیدنا حسین قبل از اینکه به کربلا بروند امام بودند و این بلا بعد از امام شدن ایشان بود، پس این سخن شما بی مورد است.
    2.اگر مقام امامت بالاتر از نبوت است چرا پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به جای اینکه به عنوان "امام" معرفی شوند در جای جای قرآن از ایشان به عنوان "عبد" و"رسول"و "نبی" یاد شده است؟
    سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ (اسراء:1)
    مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ (احزاب:40)
    مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ (فتح:29)
    اگر مقام امامت بالاتر از نبوت باشد، شایسته بود که نبی اکرم صلی الله علیه وسلم به عنوان امام معرفی شوند نه به عنوان، بنده و رسول و نبی ! حداقل می بایست یک بار "امام" نامیده می شدند!

    برای درک بهتر؛ شخصی را فرض کنید که در ابتدا "حاکم خراسان" بوده و بعد از مدتی "شاه کل ایران" می شود ؛ هر عاقلی می داند که مقام "شاه کل ایران" از مقام "حاکم خراسان" بالاتر است!(همانطور که نزد شیعه مقام امامت از نوبت بالاتر است) حال، آیا معقول است که شخصی در مقام تعریف و تمجید از شاه، او را با عنوان "حاکم خراسان" خطاب کند؟ آیا معقول است که همیشه او را "حاکم خراسان" بخواند؟ (همانطور که خداوند نبی اکرم را رسول خود خوانده و از او به عنوان امام یاد نکرده) و آیا این تناقضی آشکار نیست؟ آیا معقول است که در مقام تعریف؛ "رضا خان میر پنج" را زمانی که تبدیل به "رضا شاه" شد، باز هم "رضا خان میر پنج" بخوانیم؟
    در کتب شیعه از هشام بن حكم از حضرت صادق عليه السّلام نقل است که در بارۀ آيۀ «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»گفت: « لَوْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّ اسْماً أَفْضَلُ مِنْهُ لَسَمَّانَا بِه‏» یعنی: اگر خداوند بهتر از اين(کلمۀ امام) اسمى را ميدانست ما را به آن نام مى‏نامید! (تفسیر عیاشی ج1 ص58 _تهران ؛ بحار الانوار ج25 ص104 _تهران)
    حال چرا پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم حتی یکبار هم به این نام مسمی نشده و با این کلمه ستوده نشده است؟
    3.در آیۀ 74 سورۀ فرقان، می خوانیم: «وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا» (فرقان:74) = « و (مومنین) كسانى‏اند كه مى‏گويند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را امام با تقوایان بگردان»
    طبق این آیه من می توانم از خدا بخواهم که، «خدایا مرا امام بگردان»! حال اگر امامت از نبوت بالاتر باشد چگونه من می توانم آن مقام والا را از خدا درخواست کنم؟؟ آیا من اجازه دارم که بگویم:« ای خدایا مرا پیامبر بگردان؟» مسلماً خیر و اگر کسی چنین بگوید به مقام نبوت توهین کرده و پیامبری را به سخره گرفته است (العیاذ بالله)، حال چگونه ممکن است من از خدا مقامی را طلب کنم که از نبوت هم بالاتر است؟
    مثل این است که با 10 هزار تومان پول به بازار بروی و قیمت دو جنس را از فروشنده بپرسی ؛ فروشنده بگوید، این 12 هزار تومان است و آن هم 15 هزار تومان ؛ شما 10 هزار تومان را نشان داده و بگویی: آن 12 هزار تومانی را به من بده؛ فروشنده می گوید: پولت کم است و نمی توانی این جنس را بخری! بعد بگویی ؛ باشد پس لطف کن آن جنس 15هزار تومانی را به من بده!!!! آیا فروشنده حق ندارد فکر کند که دارند او را مسخره می کنند؟؟ یقیناً بله؛ پس چه می گویید در مورد بازی شیعیان با مقام نبوت که آن را به سخره گرفته اند؟
    وقتی نتوانی نبی باشی چطور می توانی از خدا بخواهی که تو را امام کند در صورتی که امامت از نبوت هم بالاتر است؟؟ (به زعم شیعه البته)

    پس ثابت می شود که نبوت بالاتر از امامت است، اما آخوند شیعی در این موضع دنبال راه فراری می گردد و چاره را در این می داند که بگوید: «این دو امامت با هم فرق می کنند ؛ امامی که خود خدا به شخصی اعطا می کند این امامت از نبوت بالاتر است ولی آن امامتی که تو خود، از خدا بخواهی آن امامت از نبوت پایینتر است! مانند این است که تو از شخصی آب بخواهی و این به دست شخص مقابل است که در چه لیوانی برایت آب بریزد! »
    در جواب می گوییم: معیار شما برای این ادعا چیست؟ به دلخواه آیات قرآن را تاویل و تفسیر به میل کردن، سخت نیست ولی کو دلیل قانع کننده؟ اما برای اینکه بدانید،آخوند شیعی بی منطق است به مثالشان توجه کنید!!
    در مثالشان می گویند: «اگر تو آب در خواست کنی، انتخاب لیوان با طرف مقابل است» حال ما می گوییم، برعکس آن هم همینگونه است، یعنی اگر شخص مقابل به دلخواه خواست به شما آب تعارف کند، باز هم دست خود شخص است که در چه لیوانی برایتان آب بریزد!! غیر از این است؟؟ همانطور که اگر تو تقاضای آب بکنی، لیوانش را شخص مقابل انتخاب می کند به همین ترتیب اگر شخص خواست به دلخواه آب تعارف کند باز انتخاب لیوان به دست خودش است، ممکن است برای من آب را در لیوان کریستالی بریزد برای دیگری در لیوان یک بار مصرف !
    وانگهی، زمانی که من درخواست آب میکنم، همان موقع می توانم نوع لیوان را هم تعیین کنم، مثلاً بگویم: «به من آب بده و آن را در لیوان کریستالی بریز!» چنانکه در آیۀ مذکور(فرقان:74) شخص از خدا می خواهد که او را امام قرار دهد، نوع امامتش را نیز می گوید! و می گوید: «ما را امام پرهیزکاران قرار ده» پس نوعش هم مشخص شدیعنی وقتی گفت آب بده، عملاً گفت آن را در لیوان کریستالی بریز!


    ضمناً:امامتی که خدا می دهد به دو شکل است، یا امامت هدایت که نیک و پسندیده است یا امامت کفر که بد و مذموم است! به این دو آیه توجه کنید:
    وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ (قصص:41) = و آنان را از آن گونه پيشوايانى ساختيم كه مردم را به آتش دعوت مى‏كنند و در روز قيامت كسى ياريشان نكند.
    وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ (سجده:24) = از ميان آن قوم پيشوايانى پديد آورديم كه چون صبورى پيشه كردند و به آيات ما يقين داشتند، به فرمان ما به هدايت مردم پرداختند.
    در این دو آیه خداوند درمورد اشخاصی صحبت می کند که آنان را امام قرار داده است،(=به آنان آب تعارف کرده) اما یکی را امام کفر و دیگری را امام هدایت قرار داده(یکی در لیوان کریستالی و دیگری در لیوان پلاستیکی).
    پس آیا متوجه شدید که اینان چقدر از آیات قرآنی غافل و با منطق بیگانه و غریبند؟
    حال برای اینکه دل شیعیان نشکند می گوییم: باشد این ادعای شما را می پذیریم و می گوییم: «قبول!!(البته فعلاً) این امامتی که من می توانم از خدا درخواست کنم مقامش پایینتر از نبوت است، دلیلش هم این است که این را خودم از خدا خواستم تا به من بدهد، نه مانند حضرت ابراهیم که خداوند خودش آن را به وی اعطا نمود»،اما باز هم مشکلی به وجود می آید!

    ما در آیۀ 5 سورۀ قصص در مورد قوم حضرت موسی می خوانیم:
    «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (قصص:5) = «و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست‏شده بودند منت نهيم و آنان را امام گردانيم و ايشان را وارث كنيم.»
    دقت کنید به واژۀ "نجعلهم" که خداوند می فرماید: "ما قرار دهیم" ؛ یعنی این بار دیگر امامت را شخص از خداوند درخواست نکرده بلکه خداوند به آنها اعطا کرده است، پس با توجه به جواب شیعه؛ می گوییم: «امامت قوم حضرت موسی از نبوت بالاتر است!!! یعنی قوم موسی از خود حضرت موسی والا مقام تر بودند و به جای اینکه آنان از حضرت موسی تبعیت کنند، حضرت موسی علیه السلام باید از آنان تبعیت کند!!»
    ما همین جواب را به شیعه ها دادیم ؛ ولی آنها به مغزهای خود فشار آورده جواب تراشیده و گفتند: «مگر نمی دانید قوم حضرت موسی علیه السلام، بنی اسرائیل بودند؟ مگر نمی دانید در بین قوم حضرت موسی، "سامری" هم بود و مگر نمی دانید عده کثیری از این قوم گوساله پرست شدند و ....؟»
    ما هم در جواب می گوئیم: ما به کل قوم حضرت موسی کاری نداریم ؛اگر 10 نفر از کل آن قوم اهل توحید بوده باشند برای ما کافیست، نه!! 10 نفر زیاد است، 5 نفر هم کافیست که ما بتوانیم بگوئیم: «آن دو نفر مستحقتر به تبعیت بودند و حضرت موسی باید از آنها تبعیت می کرد، نه اینکه آنان از حضرت موسی تبعیت کنند! چونکه آنها امام هستند ولی حضرت موسی پیامبر است و به اعتقاد شما امام از نبی بالاتر است . پس حضرت موسی باید از تابعان خود(همان ائمۀ قوم) تبعیت می کرد!!» تناقضی از این واضحتر تا به حال دیده اید؟ دالانی پر پیچ و خم تر از این، سراغ دارید؟!
    در اینجا شیعیان کمی عقب نشینی می کنند و می گویند:« این چه حرفیست که می گوئید: قوم حضرت موسی از خود ایشان، والا مقام تر بودند؟ اگر به خاطر امامت است که ما معتقدیم حضرت موسی هم پیامبر است و هم امام!»
    جواب: در این مورد شیعه عقیدۀ خودش را فراموش کرده و دروغ می گوید زیرا آنان حضرت موسی را امام نمی دانند چرا که امام باید معصوم باشد ولی حضرت موسی خطاهایی از او سر زده که با عصمت و امامت ساختۀ شیعه در تضاد است، حضرت موسی ریش برادرش را کشید، الواح را به زمین کوبید و فردی را نیز به قتل رساند ؛ اما از این دروغ و مخفی کردن عقیده اشان میگذریم و کاری به صادق یا کاذب بودن آنان نداریم، فقط در جواب می گوئیم: مگر شما ائمۀ خود را به این خاطر که به یکباره از مقام بندگی به مقام امامت رسیدند، از حضرت موسی و دیگر انبياء و رُسُل بالاتر نمی دانید؟؟؟ پس چرا امامهای قوم حضرت موسی که به یکباره از بندگی به امامی رسیدند را از آن حضرت بالاتر نمی دانید؟؟ آیا این دو گانه گویی نیست؟
    آخر مگر می شود عقیده ای حق باشد و این همه تناقضات بزرگ و واضح داشته باشد؟؟


    4. نبی حکم شرع را ابلاغ می کند، اوامر او در امور دینی، قوانین آن دین محسوب می شوند، و نبی بانی شرع است، چنانکه نبی اکرم بانی اسلام بود ؛اما آیا ائمۀ شیعه می توانند شرعی بنا کنند و حلالی را حرام گردانند و ...؟ مسلماً خیر بلکه خود حضرت علی باید تابع پیامبر باشد، حال چگونه ممکن است مقام تابع از مقام متبوع والاتر باشد؟
    5.چنانکه شیعیان نیز قبول دارند و در نهج البلاغه تصریح شده، به ائمۀ شیعه وحی نمی رسد و بعد از نبی اکرم وحی قطع شد .
    در نهج البلاغه از قول حضرت علي آمده است: «فَقَفَّى بِهِ الرُّسُلَ، وَخَتَمَ بِهِ الْوَحْيَ» یعنی: « به وسيله او پيامبران دنبال شدند؛ و نزول وحي را به آنحضرت ختم نمود.» (خطبه 133)
    و همچنین آمده است: « بِأَبِي أَنْتَ وأُمِّي يَا رَسُولَ اللهِ! لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَالأنْبَاءِ وأَخْبَارِ السَّماءِ»
    یعنی: « «پدر و مادرم فدايت اى پيامبر خدا (ص) با مرگ تو چيزى قطع گرديد كه با مرگ غير تو قطع نشد، (و آن اين كه:) نبوت و اخبار از ناحيه خدا از آسمان، با مرگ تو قطع گرديد. » (خطبۀ 225 یا 226 یا 235، بنا بر اختلاف نُسخ)
    و مجلسی از شیخ مفیده چنین نقل کرده است: « و الاتفاق على أنه من زعم أن أحدا بعد نبينا ص يوحى إليه فقد أخطأ و كفر.»
    یعنی:«و اتّفاق علماي شيعه بر این است که هر کس قائل باشد که پس از پيامبر اسلام به کسي وحي ميشود، خطا کرده و کافر شده است.» (بحار الأنوار، المجلسي،ج‏26،ص:84 ؛ أوائل المقالات، ص: 68، شیخ مفید_قم)
    حال سوال این است که چگونه پیامبرانی که به عقیدۀ شیعه مقامشان از مقام حضرت علی کمتر بود، به آنان وحی می شد ولی حضرت علی که حتی از ابراهیم و عیسی و موسی نیز والا مقام تر است (بزعمهم) به او وحی نمی شود!! مگر ترفیع مقام و تقلیل لوازم ممکن است؟ به این می ماند که شخصی ابتدا حاکم خراسان باشد و از دیگران خراج اراضی بگیرد ولی زمانی که شاه کل ایران شد،دیگر خراج به او ندهند.

    6. این عقیدۀ کفر آمیز که نبوت را پایینتر از امامت می دانند، عقیده ای نوپدید است و اصولاً در نزد کثیری از قدمای شیعه چنین عقیده ای مردود محسوب می شده است، چنانکه "عبد الجلیل قزوینی رازی" از علمای قرن 6 اهل تشیع در کتاب " بعض مثالب النواصب فی النقض بعض فضائح الروافض " که آن را به زبان فارسی و در رد اهل سنت نوشته است، می گوید: «امّا آنچه گفته است كه: «شيعه امامت دوازده چون رسالت رسول دانند ».
    دعويى بى‏حجّت است و سخنى بى‏بيّنت، اوّلا بمذهب شيعت اصوليّه درجه نبوّت و رسالت درجه أعظم است و مرتبت اكبر، و رسول مطاع است و امام را طاعت‏ وى واجب است، و رسول مقتداست و على و غيرعلى مقتدى، و صاحب كتاب و شريعت و معراج و نبوّت مصطفى است كه أفضل الأنبيا است. پس بدين شرح شبهتى نماند كه امام را درجه نبوّت نباشد.»
    (بعض مثالب النواصب فی النقض بعض فضائح الروافض (مشهور به "النقض")، متن، ص: 240-241، عبد الجليل قزوينى رازى‏ ؛ انتشارات انجمن آثار ملى‏ _ تهران‏، 1358 ش‏)
    و ابو الفتوح رازی (قرن6)در تفسیرش که قدیمیترین تفسیر شیعی به زبان فارسی است، در مورد آیۀ «إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا » می نویسد: «اگر گويند: چگونه گفت پيغامبر را كه من تو را امام خواهم كردن، و درجه پيغامبرى بيش از امامت است، و چون پيغامبر باشد، خود امام باشد؟
    جواب گوييم: معنى امامت در حقّ پيغامبر امر به جهاد باشد كه همه پيغامبران امام نباشند، از پيغامبران امام آن باشد كه مأمور باشد به جهاد.» ( روض الجنان و روح الجنان في تفسيرالقرآن، ج‏2، ص: 141، ابو الفتوح رازی _مشهد)
    و ابو المحاسن جرجانی از علمای قرن 8 شیعی نیز می نویسد: «گويند كه پيغمبر را چگونه گفت كه: ترا امام خواهم كرد و درجه نبوّت بيش از درجه امامت است و هر كه پيغمبر باشد خود امام بود نه چنين است كه ميگويند از بهر آنكه پيغمبران بسى بوده‏اند كه ايشان را بجهاد نفرموده‏اند، ابراهيم را گفت كه: ترا خلعت نبوّت داديم تشريف امامت خواهيم داد و بجهاد خواهيم فرمود» (تفسیر جلاء الأذهان و جلاء الأحزان(فارسی)، ج‏1، ص: 144، جرجانی _تهران،ط1)
    تاملوا کلام الله:
    وَ ما يَسْتَوِي الْأَحْياءُ وَ لاَ الْأَمْواتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُوَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُور (سوره فاطر،آیه 22)
    و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند، خداوند پيام خود را به گوش هر كس بخواهد مى‏رساند و تو نمى‏توانى سخن خود را به گوش آنهايى كه در قبرستان خفته‏اند برسانى.

  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    66
    حضور
    6 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    34



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    امامت چیزی جز رهبری جامع جامعه در مسیر تکامل مادی و معنوی آنها نیست و این همان کاری است که رسول اکرم ص در مقام تعامل با امت اسلام به انجام رسانده است و تفاوت این مقام با نبوت انستکه امامت مبتنی بر قانون الهی است و نبوت صرف دریافت قانون است لذا امامت پیاده سازی قانون الهی در جامعه است ( به تفاوت نبوت و امامت در اینجا دقت بفرمایید )
    سلام
    احسنت ، اما شما که اعتقاد ندارید هر کس قوانین اسلامی را اجرا کرد امام است چون در آن صورت ابوبکر هم امام شما خواهد شد!
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    و اما اثبات امامت برای نبی اکرم به آیه 124 سوره مبارکه بقره ممکن است چه اینکه در این آیه شریفه خدای متعال وعده می فرماید که به پاکان از ذریه ابراهیم ع امامت عنایت کند و این در مورد نبی اکرم قطعی است چه اینکه نبی اکرم ص پاک پاکان بود و وعده الهی هم تخلف نمی کند لذا او امام است
    این استدلال چند اشکال دارد:
    1- جایی خداوند وعده نداد که از ذریه تو است بلکه ابراهیم درخواست کرد و خدا نه رد کرد و نه تایید بلکه گفت لايَنالُ عَهْدِي الظّالِمينَ
    2- شما باید بعد هم بر فرض که چنین وعده ای داده شده آنگاه برای اثبات مدعای خود باید ثابت کنید در ذریه ابراهیم همه به جز 13 امام البته منهای امام های جدید همه ظالم بوده اند که امامت به آن ها نرسیده!
    3- شما اگر بگویید که اگر فلان صفت در شخصی بود پس آن شخص امام است دیگر این موارد که امام از ناحیه خدا انتخاب می شود دیگر چیست؟؟ در شورا جمع می شوند و می بینند که چه کسی ظالم نیست و قوانین را اجرا می کند و شرایط امام در او وجود دارد آنگاه او را امام بر می گزینند! که همینطور هم شد.
    4- اگر پیامبر امام است وامامت مقام بالاتری است چرا یک بار به این مقام در قرآن خوانده نشده است؟؟ و با مقام به گمان شما پایین تر خوانده شده؟؟



    تاملوا کلام الله:
    وَ ما يَسْتَوِي الْأَحْياءُ وَ لاَ الْأَمْواتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُوَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُور (سوره فاطر،آیه 22)
    و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند، خداوند پيام خود را به گوش هر كس بخواهد مى‏رساند و تو نمى‏توانى سخن خود را به گوش آنهايى كه در قبرستان خفته‏اند برسانى.

  16. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    66
    حضور
    6 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    34



    نقل قول نوشته اصلی توسط من کلاب الرقیه س نمایش پست ها
    وحی اقسام دارد همانطور که به زنبور عسل و مادر موسی س نیز وحی شد. و نبوت و امامت هرگز یکی نیستند. همانطور که نبی ص به علی ع فرمود: تو بمنزله هارونی جز اینکه نبی ای پس از من نیست.
    لطفا ربط این مطالب با صحبت های من من را بگو!
    ویرایش توسط TAHOOR : ۱۳۹۲/۰۲/۱۱ در ساعت ۱۸:۴۶ دلیل: بی ارتباط با موضوع
    تاملوا کلام الله:
    وَ ما يَسْتَوِي الْأَحْياءُ وَ لاَ الْأَمْواتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُوَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُور (سوره فاطر،آیه 22)
    و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند، خداوند پيام خود را به گوش هر كس بخواهد مى‏رساند و تو نمى‏توانى سخن خود را به گوش آنهايى كه در قبرستان خفته‏اند برسانى.

  17. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط کلمه نمایش پست ها
    سلام احسنت ، اما شما که اعتقاد ندارید هر کس قوانین اسلامی را اجرا کرد امام است چون در آن صورت ابوبکر هم امام شما خواهد شد!
    سلام
    فکر میکنم منظورم را متوجه نمی شوید
    وقتی میگوییم امامت یعنی پیاده کردن دین در جامعه منظور این نیست که اگر یک ناشایست آمد عهده دار کار شد او امام حق شده است بلکه او غاصبانه در این مقام قرار گرفت چرا که پیاده سازی دین در جامعه وقتی حقانی است که :
    اولا شایستگی های الهی امامت که خیلی فراتر از چند کار حکومتی است داشته باشد
    ثانیا منصوب از سوی خدا و رسول باشد
    تاکید ما بر جهت تفاوت نبوت و رسالت بوده است

    نقل قول نوشته اصلی توسط کلمه نمایش پست ها
    جایی خداوند وعده نداد که از ذریه تو است بلکه ابراهیم درخواست کرد و خدا نه رد کرد و نه تایید بلکه گفت لايَنالُ عَهْدِي الظّالِمينَ
    کسی غیر از ابراهیم در آیه از خدای متعال درخواست امامت نکرد تا خدا به او جواب دهد پس قطعا پاسخ به خود حضرت ابراهیم ع است بخصوص که پس از سوال در خصوص ذریه فرمود لاینال
    2-
    نقل قول نوشته اصلی توسط کلمه نمایش پست ها
    شما باید بعد هم بر فرض که چنین وعده ای داده شده آنگاه برای اثبات مدعای خود باید ثابت کنید در ذریه ابراهیم همه به جز 13 امام البته منهای امام های جدید همه ظالم بوده اند که امامت به آن ها نرسیده!
    در این تاپیک در صدد نفی امامت از کسی نیستیم بلکه در صدد اثبات امامت برای نبی اکرم ص هستیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط کلمه نمایش پست ها
    شما اگر بگویید که اگر فلان صفت در شخصی بود پس آن شخص امام است دیگر این موارد که امام از ناحیه خدا انتخاب می شود دیگر چیست؟؟ در شورا جمع می شوند و می بینند که چه کسی ظالم نیست و قوانین را اجرا می کند و شرایط امام در او وجود دارد آنگاه او را امام بر می گزینند! که همینطور هم شد.
    ما بی اساس پیامبر ص را پاک نگرفتیم بلکه پیامبری او دلیل بر پاکی اوست
    نقل قول نوشته اصلی توسط کلمه نمایش پست ها
    اگر پیامبر امام است وامامت مقام بالاتری است چرا یک بار به این مقام در قرآن خوانده نشده است؟؟ و با مقام به گمان شما پایین تر خوانده شده؟؟
    چون امامت در ضمن رسالت است
    پیامبری به دو گونه است
    1- نبوت : که صرف اخذ و ابلاغ پیام الهی است
    2- رسالت : که علاوه بر اخذ و ابلاغ باید آنرا به معرض اجرا نیز درآورد
    لذا رسول امام نیز هست
    به همین دلیل در جای جای قرآن از پیامبر اکرم ص به رسول تعبیر فرمود
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  18. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود