صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تیرباران جنازه امام حسن(علیه السلام)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    اشاره تیرباران جنازه امام حسن(علیه السلام)




    تعریف تیرباران شدن امام حسن(ع) بعد از شهادت!
    معاويه براي اجراي نقشه‌هاي شوم خود و زمينه‌سازي ولايت عهدي يزيد، فقط امام مجتبي را مانع مي‌ديد ، لذا نقشة قتل آن حضرت را طرح كرد و از همان روزهاي نخست با تحريك عوامل خود حتي در درون خانوادة امام نقشه‌هايش را به اجرا درآورد. در هنگام حركت آن حضرت از كوفه به مدينه نقشة شهادت امام به طور زيركانه‌اي طرح شد، به گونه‌اي كه شخص كوري با عصاي مسموم به امام حمله برد و امام را مجروح كرد ، ولي امام نجات يافت، بلاذري مي‌گويد: كه معاويه به دختر سهيل بن عمرو گفت: صد هزار دينار به تو مي‌دهم كه به امام سمّ بخوراني، و در پايان معاويه توسط دختر اشعث (جُعْده) نقشة قتل امام را به وسيلة سم اجرا كرد. همچنين ابن خلدون مي‌نويسد: (يزيد با وعدة ازدواج به جُعْده سبب شهادت امام شد.)
    سرانجام امام مجتبي در 28 صفر سال 50 و به نقلي 51 هجري به دست جُعْده همسرش به شهادت رسيد.
    امام وصيت كرده بود كه او را نزديك قبر پيامبر گرامي دفن كنند و اگر ممانعت كردند در كنار قبر مادرش دفن كنند، دار و دستة بني اميه به سركردگي معاويه مانع از دفن امام در كنار قبر رسول خدا شدند و عايشه هم در اين ماجرا آتش بيار معركه بود، و سوار بر قاطري جلوي جنازة امام ايستاد و از دفن امام در خانة رسول خدا ممانعت كرد و گفت: آيا مي‌خواهيد كسي را كه من دوست ندارم، در خانة من دفن كنيد، در همان حال ابن عباس جلو آمد و به عايشه گفت:
    يك روز سوار بر شتر شدي (اشاره به جنگ جمل) يك روز هم بر قاطر سوار شدي براي جلوگيري از دفن جنازة پسر رسول خدا، اگر زنده بماني يك روز هم سوار بر فيل مي‌شوي تا خانة كعبه را خراب كني. تو 9/1 از يك هشتم خانة رسول خدا را به ارث مي‌بري، چطور آن را تصرّف كردي؟ امام حسين مانع از درگيري خونين شد و جنازه را به طرف بقيع حركت دادند و سرانجام امام مجتبي در قبرستان بقيع و در كنار قبر مادر بزرگ خود فاطمه بنت اسد مدفون شد، وقتي خبر شهادت امام به معاويه رسيد، تكبير گفت و سجده شكر به جا آورد و اطرافيانش نيز چنين كردند.[1]در قسمت‌هايي از زيارت جامعه، خطاب به امام حسن ماجراي شهادت آن حضرت را از زبان امام باقر چنين نقل مي‌كند:
    يا مواليّ …. وشهيد فوق الجنازه قد شكّت بالمهام الكفانه[2] اي سروران من…! بعضي از شما شهيدي هستيد كه دشمنان اسلام بر جنازة شما تيراندازي كردند، به طوري كه كفنتان سوراخ سوراخ گرديد….
    ابن شهر آشوب مي‌گويد: به هنگام بردن جنازة امام حسن مجتبي به سوي بقيع، افراد شرور و پست به پشتيباني امويان به جنازة آن حضرت تيراندازي كردند،[3] به طوري كه هنگام دفن هفتاد تير از بدن آن حضرت جدا نمودند،[4] «وَرَموا بِالنبال جنازته حتي سَلَّ منها سبعون نَبلاً[5]» جنازة آن حضرت را تيرباران كردند، تا جايي كه هفتاد چوبة تير به تابوت آويخته شد.
    ___________________________
    [1] ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 42 به نقل از تاريخ تحليلي و سياسي اسلام‌، علي اكبر حسني، چاپ اول (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1373) ص 480.
    [2] ـ بحارالانوار، ج 99، ص 166.
    [3] ـ احمد زماني، حقايق پنهان، چاپ اول (قم: دفتر تبليغات اسلامي، 1375) ص 306.
    [4] ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 50.
    [5] ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 44.

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۹/۲۹ در ساعت ۲۲:۵۴
    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217



    سلام علیکم
    درحقیقت چقدر امامان معصوم ما سختی را تحمل کردن!
    از آنان عبرت بگیریم، آنان را سرمشق زنگی خودمان بکنیم.

    ویرایش توسط محمدی : ۱۳۹۲/۰۲/۰۶ در ساعت ۱۲:۱۷
    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    31
    حضور
    2 روز 18 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    186




    • خدا دشمنان ائمه (ع) رو لعنت و عذابشون رو مضاعف کنه انشاءالله و ما رو از پیروان و شیعیان راستین اونها قرار بده



  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    یا الله..........
    با سلام خدمت تمامی اعضای انجمن

    سوال این است:
    چرا ام المومنین عایشه رضی الله عنها نگذاشتند جسد مبارک امام حسن مجتبی رضی الله عنه را کنار نبی - صلی الله علیه وسلم- دفن کنند و دستور تیرباران جسد مبارک را دادند؟

    جواب این سوال:
    این هم افسانه و دروغی بیش نیست که متاسفانه برای ایجاد تفرقه در جهان اسلام ساخته شده است و حتی یک سند نسبتا صحیح در اثبات این قضیه وجود ندارد...........به سخنان زیر توجه کنید و لطفا قبل از اینکه تعصب به خرج دهیم دنبال حقیقت برویم و مدارک را از کتب اصلی نگاه کرده و به صحیح یا ضعیف بودن سند ارائه شده نیز توجه کنیم:

    الحمدلله،
    «سُبْحَانَکَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِیمٌ»
    این سخن واقعیت ندارد، و از دروغهای تاریخی است که دشمنان ام المومنین و مدافعان دروغین اهل بیت ساختند، چرا که هیچگاه عایشه دستور به تیرباران جسد حسن رضی الله عنه ندادند و مانع دفن ایشان نزد قبر رسول خدا صلی الله علیه وسلم نشدند بلکه حتی موافقت هم کرد ولی مخالفت بعضی از مردم (غیر صحابی) موجب شد که برای جلوگیری از برپایی فتنه و اختلاف حسین رضی الله عنه تصمیم بگیرد که پیکر برادرش را در بقیع کنار قبر مادرش دفن نماید.
    دکتر علی صلابی از مورخین معاصر در کتاب "حسن مجتبی رضی الله عنه " چنین آورده است : « در مورد چگونگی خاکسپاری حسن بن علیرضی الله عنه، روایات ضعیفی نقل شده و این فرصت را در اختیار غرض‌ورزان قرار داده است که با سوءاستفاده از این روایات ضعیف، در جهت اهداف شوم خویش، دسیسه نمایند و به طرح مسایلی بی‌اساس و دروغین بپردازند. چنانچه ادعا کرده‌اند که ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه رضی‌الله‌عنها، از خاکسپاری حسن رضی الله عنه در کنار رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم و ابوبکر و عمر رضی‌الله‌عنهما جلوگیری کرده و گفته است: «نفرِ چهارمی، اینجا دفن نخواهد شد؛ زیرا اینجا خانه‌ی من است که رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم در دوران حیاتش، آن را به من داد». این روایت، صحیح نیست و سندش، مجهول می‌باشد. " ر.ک: سیر أعلام النبلاء (3/276).
    ابن‌تیمیه ‌رحمه‌الله، بر اساس روایات صحیح ثابت نموده که عایشه رضی‌الله‌عنها، به درخواست حسن رضی الله عنه برای خاکسپاری جنازه‌اش در کنار رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم، پاسخ مثبت داده بود. چراکه حسن رضی الله عنه پیش از وفاتش، این درخواست را با عایشه رضی‌الله‌عنها در میان نهاد و عایشه‌ رضی‌الله‌عنها نیز موافقت کرد که حسن رضی الله عنه را در خانه اش دفن نمایند. اما عده‌ای دیگر، مانع از خاکسپاری حسن رضی الله عنه در کنار رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم شدند و گفتند: چون عثمان رضی الله عنه، در آنجا دفن نشده، پس هیچ کس دیگر هم نباید آنجا دفن شود. از این‌رو چیزی نمانده بود که آشوب به‌پا شود. (ر.ک: الفتاوی ابن تیمیه (27/222)). در این‌باره نیز روایات بی‌اساسی نقل شده است. چنانچه در برخی از کتاب‌های تاریخ آمده است که ابان بن عثمان بن عفان گفت: خیلی عجیب است که پسرِ قاتل عثمان در جوار رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم و ابوبکر و عمر، دفن شود، حال آنکه امیرمؤمنان، شهید مظلوم در بقیع‌الغرقد، به خاک سپرده شد! (طبقات (1/355)، سند این روایت، به‌شدت ضعیف است) سند این روایت، واقعاً ضعیف است و متن ناشایستی دارد. در کتاب‌های تاریخ، روایاتی وجود دارد که بیانگر جلوگیری مروان بن حکم از خاکسپاری حسن رضی الله عنه در جوار رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم می‌باشد؛ گفتنی است: تمامی این روایات، ضعیف است. دکتر محمد صامل سلمی، ضمن تحقیق خویش بر کتاب طبقات، بدین موضوع پرداخته و ضعف روایات مورد اشاره را، بیان نموده است.ر.ک: طبقات (1/356، 257،364).
    اینک به بیان روایت صحیحی می‌پردازیم که درباره‌ی خاکسپاری حسن رضی الله عنه، نقل شده است:
    ابوحازم روایت نموده که حسن رضی الله عنه در واپسین لحظات زندگی‌اش به برادرش حسین رضی الله عنه فرمود: «مرا در کنار پدرم (یعنی رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم) دفن نمایید، مگر اینکه بیم درگیری و خونریزی وجود داشته باشد؛ در این صورت به‌خاطر من، هیچ خونی به زمین نریزید و مرا در قبرستان (عمومی) مسلمانان دفن کنید». زمانی که حسن رضی الله عنه وفات نمود، حسین رضی الله عنه و همراهانش، مسلح شدند. ابوهریره رضی الله عنه، حسین رضی الله عنه را سوگند داد و فرمود: «وصیت برادرت را یادآوری می‌کنم که دستور داد اگر بیم خونریزی وجود داشت، مرا در گورستان عمومی مسلمانان، دفن کنید». راوی می‌گوید: ابوهریره رضی الله عنه آن‌قدر پافشاری کرد که حسین رضی الله عنه موافقت نمود و آن‌گاه حسن رضی الله عنه را در بقیع‌الغرقد به خاک سپردند. ابوهریره رضی الله عنه فرمود: «اگر پسر موسی علیه السلام را می‌آوردند تا در کنار پدرش، به خاک بسپارند و عده‌ای، مانعِ خاکسپاری وی در کنار پدرش، می‌شدند، آیا چنین کاری، ظلم و ستم نبود؟» گفتند: آری. فرمود: «این، پسر پیامبر خداست که پیکرش را آورده‌اند تا در کنار پدرش دفن نمایند». طبقات (1/340) با سند صحیح.
    بیماری حسن رضی الله عنه، چهل روز طول کشید (نگا: المستدرک علی الصحیحین (3/190)) و چون دار فانی را وداع گفت، سعید بن عاص رضی الله عنه، به درخواست حسین رضی الله عنه جلو شد و نماز جنازه‌ی حسنرضی الله عنه را امامت داد. سعید بن عاص، در آن زمان، والی مدینه بود و در هیچ‌یک از فتنه‌ها و جنگ‌هایی که میان مسلمانان روی داد، حاضر نشد و با معاویه نجنگید. وی، در زمان عثمان بن عفان رضی الله عنه، امارت کوفه را بر عهده داشت. سعید بن عاص، شخصی سخنور بود و شیوه‌ی سخن گفتنش، به شیوه‌ی سخن گفتن رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم شباهت داشت؛ از این‌رو از سوی عثمان بن عفان رضی الله عنه مأموریت یافت که با مأموران کتابت قرآن، همکاری کند.( نگا: سیر أعلام النبلاء (3/448)) زمانی که حسن رضی الله عنه وفات نمود، ابوهریره رضی الله عنه کنار درب ورودی مسجد النبی ایستاد و در حالی که می‌گریست، با صدای بلند، فریاد برآورد: «ای مردم! بگریید که امروز، جگرگوشه‌ی رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم، درگذشت».( البدایة و النهایة (12/211)). آن‌چنان جمعیتی در تشییع جنازه‌ی حسن رضی الله عنه شرکت کردند که بقیع، از کثرت ازدحام، دیگر گنجایش هیچ‌کس را نداشت؛ ( البدایة و النهایة (12/211)) حتی جای سوزن انداختن هم نبود. حسن رضی الله عنه، شخصیتی بردبار، فاضل و پرهیزگار بود و هیچ رغبتی به دنیا و مقام‌های دنیوی نداشت؛ از این‌رو دنیا و پست و مقامش را به امید دستیابی به نعمت‌های ماندگار و جاوید خداوندی، رها کرد.
    ذهبی رحمه‌الله درباره‌ی حسن رضی الله عنه می‌گوید: این امام، آقا و زیباروی، خردمند، باوقار، بخشنده، پرهیزگار، دین‌دار، ستوده و بزرگوار بود.( سیر أعلام النبلاء (3/253)) رحمت و رضوان خداوند، بر حسن مجتبی باد؛ خدای متعال، ما را در کنار آن بزرگوار، با بهترین بندگان خویش اعم از پیامبران، صدیقین، شهدا و صالحان، یک‌جا بگرداند. به‌راستی که سیرت حسن مجتبی رضی الله عنه، آکنده از درس‌ها و آموزه‌های فراوانی است باید سرمشق اهل خرد و مسلمانان قرار بگیرد».

    والله اعلم
    وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم
    سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
    IslamPP.Com
    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    یا الله..........
    با سلام خدمت تمامی اعضای انجمن

    سوال این است:
    چرا ام المومنین عایشه رضی الله عنها نگذاشتند جسد مبارک امام حسن مجتبی رضی الله عنه را کنار نبی - صلی الله علیه وسلم- دفن کنند و دستور تیرباران جسد مبارک را دادند؟

    جواب این سوال:
    این هم افسانه و دروغی بیش نیست که متاسفانه برای ایجاد تفرقه در جهان اسلام ساخته شده است و حتی یک سند نسبتا صحیح در اثبات این قضیه وجود ندارد...........به سخنان زیر توجه کنید و لطفا قبل از اینکه تعصب به خرج دهیم دنبال حقیقت برویم و مدارک را از کتب اصلی نگاه کرده و به صحیح یا ضعیف بودن سند ارائه شده نیز توجه کنیم:


    سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
    IslamPP.Com
    با سلام
    جناب ایمان قبلا ثابت کرده ایم که عایشه ام المومنین نیست !!!
    و اما بعد ................
    یکی از مطاعن عایشه که در کتب اهل تسنن مسطور بوده و در کتب شیعه نیز به وفور بیان شده ، مساله جلوگیری عایشه از دفن امام حسن مجتبی سلام الله علیه میباشد .
    تاریخ گواه است که عایشه نه تنها از دفن پیکر آن بزرگوار در منزل رسول الله صلی الله علیه و آله جلوگیری کرد بلکه سبب شد پیکر آن مظلوم نیز تیر باران شود .

    این حقیقت تلخ را میتوان در کتب اهل تسنن رصد کرد و مدارک زیادی از آن یافت ولی از باب رعایت اختصار ، به سخن یکی از علمای برجسته اهل تسنن و رجالی مشهور ایشان یعنی ابن عبدالبر اشاره میکنیم.

    ابو عمر ابن عبدالبر در کتاب « بهجه المجالس و انس المجالس » چنین میگوید :

    لما مات الحسن أرادوا أن يدفنوه في بيت رسول الله صلى الله عليه وسلم، فأبت ذلك عائشة وركبت بغلة وجمعت الناس، فقال لها ابن عباس: كأنك أردت أن يقال: يوم البغلة كما قيل يوم الجمل?! قالت: رحمك الله، ذاك يوم نسي. قال: لا يوم أذكر منه على الدهر.


    زمانی که حسن (سلام الله علیه ) از دنیا رفت ، خواستند او را در خانه رسول الله صلی الله علیه وآله دفن کنند ولی عایشه از این امر جلوگیری کرده و بر قاطری سوار شد و مردم را جمع کرد .

    ابن عباس به او گفت : آیا میخواهی (به امروز) بگویند روز قاطر آنچنان که در مورد روز جمل (شتر) گفتند ؟
    عایشه گفت : خداوند تو را رحمت کند ، آن روز فراموش شده.
    ابن عباس کفت : هیچ روزی فراموش نشدنی تر از آن روز نیست.

    بهجة المجالس وأنس المجالس و شحذ الذاهن و الهاجس ، ج 1 ص 100 ، اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463 ، دار النشر : درالکتب العلمیه - بيروت ، الطبعة : الثانیه ، تحقيق : محمد مرسی الخولی


    این سخن ابن عبدالبر در حقیقت تایید ادعای شیعه در طعن بر عایشه برای جلوگیری از دفن امام حسن سلام الله علیه در خانه جد بزرگوارشان میباشد .
    واقعاً جای سوال است که عایشه چه حقی داشت که در بیت رسول الله تصرف کرده و از دفن سبط اکبر ایشان جلوگیری نماید ؟ اگر خانه به وی به ارث رسیده پس حدیث مجعول ابوبکر ( ما پیامبران هرگز ارث نمیگذاریم ) را چه میکند ؟
    و اگر خانه برای بیت المال بوده است که عایشه را چه به دخالت در اموال عمومی ؟!

    العبد الاحقر

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    علما و دانشمندان اهل سنت نيز نقل كرده‌اند كه عائشه سوار بر قاطر آمد و اجازه نداد كه امام مجتبى عليه السلام در كنار پيامبر صلى الله عليه وآله دفن شود.


    بلاذرى در انساب الأشراف و إبن أبى الحديد در شرح نهج البلاغه نوشته‌اند:

    وتوفي فلما أرادوا دفنه أبى ذلك مروان وقال: لا، يدفن عثمان في حش كوكب ويدفن الحسن ههنا. فاجتمع بنو هاشم وبنو أمية فأعان هؤلاء قوم وهؤلاء قوم، وجاؤوا بالسلاح فقال أبو هريرة لمروان: يا مروان أتمنع الحسن أن يدفن في هذا الموضع وقد سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول له ولأخيه حسين: هما سيدا شباب أهل الجنة. فقال مروان: دعنا عنك، لقد ضاع حديث رسول الله ان كان لا يحفظه غيرك وغير أبي سعيد الخدري إنما أسلمت أيام خيبر، قال: صدقت، أسلمت أيام خيبر، إنما لزمت رسول الله صلى الله عليه وسلم فلم أكن أفارقه، وكنت أسأله وعنيت بذلك حتى علمت وعرفت من أحب ومن أبغض ومن قرب ومن أبعد، ومن أقر ومن نفى، ومن دعا له ومن لعنه.
    فلما رأت عائشة السلاح والرجال، وخافت أن يعظم الشر بينهم وتسفك الدماء قالت: البيت بيتي ولا آذن أن يدفن فيه أحد.
    هنگامى كه امام حسن (عليه السلام) از دنيا رفت، خواستند كه او را دفن كنند، مروان اجازه نداد و گفت: نه، عثمان در حش كوكب (قبرستان يهوديان در كنار بقيع) دفن شود و حسن در اين جا؟
    بنى هاشم و بنى اميه براى يارى يكديگر جمع شدند و اسلحه آوردند. ابوهريره به مروان گفت: آيا تو از دفن حسن در اين جا جلوگيرى مى‌كنى؛ در حالى كه از رسول خدا شندى كه به او برادرش حسين مى‌گفت: «اين دو سردار جوانان اهل بهشتند»؟
    مروان گفت: رهايم كن، حديث رسول خدا ضايع شده، اگر غير از تو و ابو سعيد خدرى آن را حفظ نكرده باشند، تو در زمان فتح خير اسلام آوردى. ابوهريره گفت: راست گفتى، در زمان فتح خيبر اسلام آوردم؛ اما همواره ملازم پيامبر بودم و از او جدا نشدم، از او سؤال مى‌كردم و به اين كار عنايت داشتم، تا اين كه دانستم و شناختم كه رسول خدا (ص) چه كسى را دوست دارد و از چه كسى بدش مى‌آيد، چه به او نزديك است و چه كسى از او دور، چه كسى را گذاشت در مدينه بماند و كى را تبعيد كرد، چه كسى را دعا كرد و چه كسى را لعن.


    وقتى عائشه اسلحه و مردان را ديد و ترسيد كه شر بين آن‌ها بزرگتر شود و خونريزى شود، گفت: خانه، خانه من است، اجازه نمى‌دهم كه كسى در آن دفن شود.

    البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاى279هـ)، أنساب الأشراف، ج1، ص389، طبق برنامه الجامع الكبير.

    إبن أبي‌الحديد المدائني المعتزلي، ابوحامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاى655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج16، ص8، تحقيق محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.
    يعقوبى در تاريخ خود مى‌نويسد:

    وقيل أن عائشة ركبت بغلة شهباء وقالت بيتي لا آذن فيه لأحد فأتاها القاسم بن محمد بن أبي بكر فقال لها يا عمة ما غسلنا رؤوسنا من يوم الجمل الأحمر أتريدين أن يقال يوم البغلة الشهباء فرجعت
    عائشه در حالى كه سوار بر قاطر خاكسترى رنگى شده بود، گفت: اين خانه من است، به هيچ كس اجازه (دفن) نمى‌دهم. قاسم بن محمد بن أبى بكر جلو آمد و گفت: اى عمه، ما هنوز سرهاى خود را (از ننگ) بعد از روز شتر سرخ نشسته‌ايم، تو مى‌خواهى كه مردم بگويند «روز قاطر خاكستري»؟ پس عائشه بازگشت.

    اليعقوبي، أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح (متوفاى292هـ)، تاريخ اليعقوبي، ج2، ص225، ناشر: دار صادر – بيروت.

    ابوالفداء در تاريخ خود نوشته است:

    وكان الحسن قد أوصى أن يدفن عند جده رسول الله صلى الله عليه وسلم، فلما توفي أرادوا ذلك، وكان على المدينة مروان بن الحكم من قبل معاوية، فمنع من ذلك، وكاد يقع بين بني أمية وبين بني هاشم بسبب ذلك فتنة، فقالت عائشة رضي الله عنها: البيت بيتي ولا آذن أن يدفن فيه، فدفن بالبقيع، ولما بلغ معاوية موت الحسن خر ساجداً.
    (امام) حسن (عليه السلام) وصيت كرد كه او را در كنار جدش رسول خدا (ص) دفن كنند، وقتى از دنيا رفتند، خواستند به وصيت او عمل كنند، در اين زمان مروان از جانب معاويه حاكم مدينه بود، پس او از اين كار جلوگيرى كرد، نزديك بود كه بين بنى اميه و بنى هاشم به خاطر اين مسأله فتنه شود؛ پس عائشه گفت: خانه، خانه من است، من اجازه نمى‌دهم كه او در اين جا دفن شود، پس او را در بقيع دفن كردند؛ وقتى خبر از دنيا رفتن (امام) حسن به معاويه رسيد، (از شادي) سجده كرد.

    أبو الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي (متوفاى732هـ)، المختصر في أخبار البشر، ج1، ص127، طبق برنامه الجامع الكبير.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    سلام بر کسی که پیرو هدایت است........
    جناب رضا شما قبلا اثبات کرده اید که حضرت عایشه ام المومنین نیست؟؟؟؟؟؟
    اولا: قرآن گفته است که ام المومنین است و سخن شما در برابر سخن قرآن بسیار بی ارزش است.
    دوما: اگر حرف شما درست باشد، پس چرا تمام کارشناسان شبکه ولایت (قزوینی و روستایی و یزدانی و...) همگی بر ام المومنین بودن حضرت عایشه اتفاق نظر دارند ولی میگویند این ام المومنین بودن فضیلت نیست........(یعنی حتی استادهای شما نمیتونن در رسانه تصویری اعلام کنند که ایشان ام المومنین نیست، شما از اساتید خود با سواد ترید؟ یا از قرآن حرف شما سند محکمتری است؟)
    سوما: در مورد حضرت عایشه و تیرباران حضرت حسن، من حرفهایم را زدم، شما هم حرفهایتان را زدید. هر کس که حقیقت طلب باشد و متعصب نباشد، دنبال حقیقت خواهد رفت و هم منابعی را که شما داده اید بررسی سندی خواهد کرد و هم منابعی را که من داده ام بررسی خواهد کرد. من فقط میخواستم بیان کنم که این یک دروغ بیش نیست و کسی که واقعا خواهان فهمیدن قضیه است نباید به دهان من و شما نگاه کند بلکه باید منابعی را که من و شما معرفی کرده ایم برود و نگاه کند تا حقیقت برایش آشکار شود.

    وسلام علی من تبع الهدی
    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  15. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله




    تیرباران جنازه امام حسن(علیه السلام)







    کارشناس بحث: استاد ممسوس

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۳:۱۹


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    سلام بر کسی که پیرو هدایت است........
    جناب رضا شما قبلا اثبات کرده اید که حضرت عایشه ام المومنین نیست؟؟؟؟؟؟
    اولا: قرآن گفته است که ام المومنین است و سخن شما در برابر سخن قرآن بسیار بی ارزش است.
    دوما: اگر حرف شما درست باشد، پس چرا تمام کارشناسان شبکه ولایت (قزوینی و روستایی و یزدانی و...) همگی بر ام المومنین بودن حضرت عایشه اتفاق نظر دارند ولی میگویند این ام المومنین بودن فضیلت نیست........(یعنی حتی استادهای شما نمیتونن در رسانه تصویری اعلام کنند که ایشان ام المومنین نیست، شما از اساتید خود با سواد ترید؟ یا از قرآن حرف شما سند محکمتری است؟)
    سوما: در مورد حضرت عایشه و تیرباران حضرت حسن، من حرفهایم را زدم، شما هم حرفهایتان را زدید. هر کس که حقیقت طلب باشد و متعصب نباشد، دنبال حقیقت خواهد رفت و هم منابعی را که شما داده اید بررسی سندی خواهد کرد و هم منابعی را که من داده ام بررسی خواهد کرد. من فقط میخواستم بیان کنم که این یک دروغ بیش نیست و کسی که واقعا خواهان فهمیدن قضیه است نباید به دهان من و شما نگاه کند بلکه باید منابعی را که من و شما معرفی کرده ایم برود و نگاه کند تا حقیقت برایش آشکار شود.

    وسلام علی من تبع الهدی
    با سلام
    جناب ایمان شما اگر سری به کتب اهل سنت بزنید خود در می یاب
    ید

    مراد از «ام المؤمنين» در آيه « وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» چيست ...


    ..
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۳/۰۲/۰۵ در ساعت ۱۴:۲۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,260
    حضور
    24 روز 16 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646



    با سلام خدمت دوستان در انجمن
    سوال در مورد امتناع عایشه از دفن امام حسن(علیه السلام) در کنار پیامبر (صلی الله علیه و آله) است. جناب آقای ایمان این مطلب را افسانه و دروغ خوانده اند. و جالب این که ایشان گزارشات منع دفن امام حسن را ضعیف و مردود شمردند. جناب آقای ایمان شما به گزارش ابن سعد در طبقات الکبری مراجعه نمایید وی مینویسد« عبادبن عبدالله بن زبیر خبر داد که در آن روز از عایشه شنیدم که میگفت این کار(دفن امام حسن کنار پیامبر) هرگز صورت نخواهد گرفت و باید در بقیع دفن شود و شخص چهارمی با آنان(یعنی پیامبر صلی الله علیه واله وسلم و شیخین) دفن نخواهد شد .
    وی در ادامه همین مطلب می گوید: عمر که خلیفه بود بدون اجازه من دفن نشد و علی(علیه السلام) و بازماندگانش در نظر ما پسندیده نیستند» ابن سعد طبقات الکبری ج 1 ص 356
    پس این مطلب نه افسانه است و نه دورغ و نه ابن سعد قصد تفرقه در جهان اسلام را دارد.

    بلکه از نظر شخصیت شناسی وی از متعصبین اهل سنت است واین امر از مطالب وی در کتاب طبقات به وضوح روشن است. حتی بزرگانی مانند ابن ندیم ،ابوحاتم ، خطیب، ذهبی، و ابن حجر او را صدوق دانسته اند. این نکته قابل تامل است کهشمس الدین ذهبی که شما از او آدرس داده اید شخصا ، ابن سعد را تصدیق میکند.[1]پس کتاب طبقات ابن سعد در بین بزرگان اهل سنت مورد اعتماد است.

    [1] . ذهبی میزان الاعتدال ج 3 ص 560
    ویرایش توسط ممسوس : ۱۳۹۳/۰۲/۰۸ در ساعت ۱۷:۵۶

  20. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۲/۱۸, ۱۲:۳۴ : 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود