صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩


    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩



    سوگ نشین نهر علقمه

    ( اشعار و قطعات ادبی ویژه ی وفات حضرت ام البنین(س))



    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩



    مادر؛ مادری که اگر چه در کربلا نبود، ولی دلش تا ابد در کربلا ماند و نگاهش بر افق، که آیا «کاروان عشق» را بازگشتی خواهد بود؟


    مادری که دلش برای همیشه در کنار «نهر علقمه»، سوگ نشین فرزندی شد که نظیر نداشت در زیبایی و شجاعت!


    مادری که دلش در میدان «قتلگاه» بود و نگاهش بر آسمان، که چه وقت، «ماه»، بار دیگر خواهد تابید!


    مادری که یک عمر، دست از «حسین حسین» گفتن بر نداشت و تمام غریبانه هایش را، حتی سوگ عزیزانش را با نام حسین علیه السلام همراهی کرد!


    مادری که «ام البنین علیهاالسلام » بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا، تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛ آن گاه که راوی، از عبور نیزه ها روایت می کرد!


    مادری که حتی کوچه های «مدینه»، مرثیه سرای اندوه سترگ او شدند و به استقامت و صبر او ایمان آوردند!


    مادری که «وفا»، اولین درس زندگی و «شجاعت»، عالی ترین سرشت همسری اش بود و «صحبت»، بالاترین باور مهر پروری اش
    مادری که برای همیشه، با ناله های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود و سروده هایش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا می کند!
    مادری که بعد از شهادت «عباس علیه السلام »، دیگر به ماه نگاه نکرد و آسمان مدینه، نعمت نورافشانی اش را از دست داد!


    مادری که در کربلا نبود، ولی تا ابد در کربلا ماند و دل از «گودال قتلگاه» نگرفت و فریاد «یا حسین»اش را نه تنها در مدینه، که از صحن مطهر کربلا می توان شنید! درود خداوند و سلام پاکان، بر روح بلند و وفاداری بی نظیرش باد!


    روح آسمانی اش، در سایه سار کوثر، شاد، و شفاعت بشکوهش، دستگیرمان باد!


    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩


    سید علی اصغر موسوی


    ویرایش توسط سلیلة الزهراء : ۱۳۹۲/۰۲/۰۳ در ساعت ۱۷:۱۵

  2. صلوات ها 16


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 6 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054

    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩




    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩

    به مناسبت 13 جمادي الثاني سالروز وفات مادر اسوه ادب ، حضرت ام البنين(س)



    منم که سایه نشین و جود مولایم
    کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم

    منم که خانـــه به دوش غــم علی منم
    که همقدم محنت ولی هستم

    منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
    انیس گریه به یاس شکسته پهلویم

    منم که در همه جا در تب حسن بودم
    منم که شاهد خون لب حسن بودم

    منم که جلوه حق را به عین می دیدم
    خدای را به جمال حسین می دیددم

    منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
    منم میان همه ؛ هم کلام با زینب

    منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
    به سینه زخم غم کربلائیان دارم

    منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
    چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد

    منم که مادر عشق و امید و احساسم
    فدای یک سر موی حسین عباسم



  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    ای مدینه گریه كن بر حال من
    گریه سر كن بر من واحوال من
    ناله های آتشین را گوش كن
    شكوه ام البنین را گوش كن
    ای مدینه یاد داری پیش از این
    یك مدینه بود و یك ام البنین
    بود كانون وفا كاشانه ام
    بو ی زهرا می رسید از خانه ام
    جای گل در تو گلستان داشتم
    هفده سرو خرامان داشتم
    خانه ام ام القرای عشق بود
    جای جایش جای پای عشق بود
    عرش را گر ماه روشن می نمود
    كسب نور از خانه من می نمود
    خانه ام خشبو ز عطر یاس بود
    در كنارم اكبر و یاس بود
    بود از یمن حسین بن علی
    خشت خشت آشیانم منجلی
    هر زنی هر جا كه نامم می شنید
    برمقامم آه حسرت می كشید
    وه چه شیرین روزگاری بود و رفت
    برسرمن سایه ساری بودو رفت
    یاد آن كانون احساسم بخیر
    ای مدینه یاد عباسم بخیر
    یاد باد از قامت رعنای او
    یاد باد از نرگس شهلای او
    خوب دانم با سر و دستش چه شد
    خوب دانم نرگس مستش چه شد
    زینبم می گفت آن روح ادب
    داده جان یبن دو دریا تشنه لب
    زینبم گفتا كنار علقمه
    دیده او را در كنار فاطمه


    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩

    مخوان جانا دگر ام البنينم


    كه من با محنت دنيا قرينم

    مرا ام البنين گفتند، چون من

    پسرها داشتم ز آن شاه دينم

    جوانان هر يكى چون ماه تابان

    بدندى از يسار و از يمينم

    ولى امروز بى بال و پر ستم

    نه فرزندان ، نه سلطان مبينم

    مرا ام البنين هر كس كه خوائد

    كنم ياد از بنين نازنينم

    به خاطر آورم آن مه جبيان

    زنم سيلى به رخسار و جبينم

    به نام عبدالله و عثمان و جعفر

    دگر عباس آن در ثمينم

    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩


  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩

    منكه جدا گشته ز سوى كبريايم
    بنت الوقارم مادر حجب و حيايم
    در امر ظاهر نه، ولى در باطن كار
    از بانيان واقعى هل اتايم
    من برتر از زنهاى والاى بهشتم
    من خانه دار حضرت شير خدايم
    من گرچه فيض از محضر زهرا نبردم
    از راه زينب محرم خيرالنسايم
    مريم خورد غبطه به فرزندى كه دارم
    من مادر سقاى دشت كربلايم
    من باغبان گلشن احساس هستم
    ام البنينم مادر عباس هستم
    تا كه عقيل آمد سراغم جان گرفتم
    روزى پاك از سفره يزدان گرفتم
    پيغام حيدر روح تازه بر تنم داد
    يعنى مدال از حضرت جانان گرفتم
    تا خواستگار من اميرالمؤمنين شد
    حاجات خود را از خدا آسان گرفتم
    شكر خدا كردم كه قابل ديد ما را
    جا در حريم صاحب قرآن گرفتم
    وقت ورودم در حريم پاك زهرا
    در ابتدا از زينبش دامان گرفتم
    گفتم نيَم من بانوى خانه، عزيزم
    بر مادرت سوگند من بر تو كنيزم
    تا كمترين عضو سراى وحى گشتم
    مأنوس‏تر با آيه‏هاى وحى گشتم
    در درس تفسير گل زهرا نشستم
    تا از دل و جان آشناى وحى گشتم
    محو خدا گشتم ادب را آفريدم
    فانى فى الحيدر فداى وحى گشتم
    من ليلة القدرى شدم تا كه خبردار
    از ابتدا و انتهاى وحى گشتم
    از خواندن آيات يوسف بهره بردم
    تا مادر يوسف لقاى وحى گشتم
    در بين يوسفها گلم زيباترين است
    عباس من ماه اميرالمؤمنين است
    تا كه خدا عباس را بر من عطا كرد
    اميد پنهان على را بر ملا كرد
    آل عبا دور مرا بگرفته بودند
    چشم قشنگ كودكم محشر بپا كرد
    ديدم على بوسه زند بر دست عباس
    با گريه‏اش جشن تولد را عزا كرد
    گفتم مگر عيبى بود در بازوى او
    مولا مرا با راز پنهان آشنا كرد
    گفتا كه اين زيبا لقا ذُخرالحسين است
    او را علمدار شهادت كبريا كرد
    زيبا نگهدارش كه او مال حسين است
    بر چشم او بنگر كه دنبال حسين است
    زيباتر از هر ماه مى‏تابيد عباس
    بر بيت حيدر نور مى‏بخشيد عباس
    زينب برايش مادرى مى‏كرد آرى
    بر پاى خواهر خوب مى‏خوابيد عباس
    لالايى‏اش آيات شمسُ والضحى بود
    سرّ خدا را خوب مى‏فهميد عباس
    در چشم زينب خيره مى‏شد كودك من
    رخسار زهرا را در آن مى‏ديد عباس
    كودك ولى هيبت به زير ابرويش بود
    تنها براى يار مى‏خنديد عباس
    از كودكى اسم غيور كبريا بود
    شير رشيد حضرت شير خدا بود
    او باب جنات النعيم اهل‏بيت است
    آيينه ذات رحيم اهل‏بيت است
    روز ازل حق روى عرش خود نوشته
    عباس علمدار حريم اهل‏بيت است
    در سفره دارى و كرم در رزم و غيرت
    شاگر ممتاز كريم اهل‏بيت است
    تا كه رساند بر خدا پيغمبران را
    نامش صراط مستقيم اهل‏بيت است
    حق را اگر سوگند دادى بر حسينش
    او باب احسان قديم اهل‏بيت است
    كرب و بلا را نام او كرب و بلا كرد
    يك نعره زد در علقمه محشر بپا كرد
    عباس را معصوم تنها مى‏شناسد
    او را كه بى همتاست زهرا مى‏شناسد
    وقتى كه دستش مى‏شود باب شفاعت
    عالم مقامش را به فردا مى‏شناسد
    فرمود «زُقّ العلم زَقّا» در مديحش
    اوج كمالش را شه ما مى‏شناسد
    بر دختر چشم انتظار خيمه سوگند
    يك مشك پاره غيرتش را مى‏شناسد
    آب فرات و خاك علقم باد صحرا
    او را بنام پاك سقّا مى‏شناسد
    او رفت و زينب ماند و زنجير و اسارت
    افتادن او شد شروع هر جسارت

    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩


  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩
    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩

    غم با نگاه خیس تو معنا گرفته
    یک موج از اشک تو را دریا گرفته

    در فصل غم،فصل خسوف ماه خونین
    خورشید هم مثل دلت گویا گرفته!

    تا آسمانها میرود دلمویه هایت
    کار دل خونت عجب بالا گرفته!

    این روزها با دیدن حال تو بانو!
    بغضی گلوی اهل یثرب را گرفته

    هر روز اشک و آه، حق داری بسوزی
    یک کربلا غم در نگاهت جا گرفته!


    می دانم اینجا بارها با دست لرزان
    اشک از دو چشمت حضرت زهرا گرفته

    تاریخ را می گردم ـآری ـ تا ببینم
    مثل دل تنگت دلی آیا گرفته؟

    اینجا به همراه لب خشک تو مادر!
    هر سنگریزه ختم "یا سقا" گرفته...




  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    دیگر مرا ام البنین نخوانید!



    دیگر مرا ام البنین نخوانید؛ تا جای پای خاطرات برهنه کودکی های پسرانم در ساحل خالی دریای توفانی خیالم، با اندوه مادرانه ام، پُر نشود!

    کدام تندیس تاریخی، در میانه میدان شهر آرزوهای زیر تیغ رفته ام، می تواند گوشه ای از پیکره دست نیافتنی عباس علیه السلام را تجسمی دوباره بخشد؟

    آن بغض پنهان در رجزهای ناخوانده «ابن اسداللّه » که در ابهت غرش هیچ شیری بازگو نخواهد شد، تارهای حنجره زخمی مرا نیز از صدای زندگی انداخته است!

    مرا به نام مادر خطاب نکنید، تا گهواره عقاب تیزبال بنی هاشمی ام، بر فرار قله کوه های غرورم، با لرزش دستان ناامیدم از حرکت باز نایستد!

    چه کسی برق آسمان چشمان درخشان او را به باران خون و اشک تبدیل کرد؛ بی آن که از صدای رعدآسای تکان بال و پرش بهراسد؟

    پدرش علی علیه السلام که دست خدا بود، او را به دور دست ترین نقطه آسمانی، مشق پرواز داده بود تا پنجه هیچ کفتاری نتواند بال و پرش را زخمیِ خیانت خویش کند!

    آه از آن لحظه ای که عقابی بر زمین بیفتد!

    همین است که از عاشورای خبر مصیبت علقمه تا کنون، زمین زیر پایم می لرزد و من برای پیری ام، عصایی نمی یابم جز قامت خمیده زینب علیهاالسلام که مهتاب نیمه جان شب های کوری دلم گشته!



    نزهت بادی


  15. صلوات ها 6


  16. #8
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367



    غمت راه نفس در سينه بسته
    ترک بر چهره آيينه بسته
    ز بس که خاک بر سر ريختم من
    ببين عباس دستم پينه بسته

    پيشاپيش وفات باب الحوائج حضرت ام البنين(س) تسليت باد


    ۩۞۩ سوگ نشین نهر علقمه(شعر و قطعات ادبی) ۩۞۩

  17. صلوات ها 14


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    مادر داغدار مدینه



    سلام بر صبر!
    سلام بر استقامت ام البنین!


    آسمانی که چهار قرص ماهش را بی هیچ چشم داشتی تقدیم کربلا کرد، مادری که چهار ستون قامتش فرو ریخت؛ اما باز ایستاد و پژواک کربلا را در مدینه انعکاس داد!

    این بقیع است و اینکه آخرین قدم زمینی اش را بر آن گذاشته، «ام البنین» مادر «وفاداری»، مادر «صبر» و «استقامت»، مادر «چهار قرص ماه»، دامنی که ادامه دامن فاطمه بود تا حسین علیه السلام سر بر آن بگذارد، تا زینب، بی هیچ دغدغه، غصه هایش را در آن مویه کند، تا عموی تشنگان کربلا، وفاداری را و گذشت را از آن بیاموزد.

    ام البنین، مادر داغدار مدینه بود، اما ایستاد؛ ایستاد و کربلا را در مدینه، پنجره در پنجره سرود. کربلا را در کوچه های مدینه جاری کرد. دست هایش، آشناترین داغ کربلا بود.

    حالا مدینه مویه می کند و بقیع، ماتمی دیگر را در دامن می کشد و اشک می ریزد. آن روز هم که قبری در مدینه گم شد، بقیع اشک می ریخت.

    بقیع، اشک می ریزد و چهار ماه کامل در آسمانش می درخشند؛ چهار ماه پاره پاره.



    علی سعادت شایسته


  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    از آن گلایه تلخ



    چهار مرتبه بانو! برای تو خبر آمد
    چهار بار دلت کوه شد به لرزه درآمد


    تو منتظر، تو گدازنده بر معابر خونین
    مسافر تو نیامد مسافری اگر آمد

    چهار مرتبه شن زارهای ظهر، تنت را
    گریستند و تو را داغ های مستمر آمد


    چنان گریسته ای روزهای خستگی ات را
    که تکّه تکّه خاک بقیع نوحه گر آمد

    از آن گلایه تلخت به گوش علقمه بانو!
    هر آنچه رود از آن لحظه سر به زیرتر آمد

    چهار بار پسر رفت و اسب رفت و تو بودی
    چهار بار تو بودیّ و اسب بی پسر آمد

    تو کوه بودی و از پشتِ شانه های بلندت
    چهار مرتبه خورشید سر بریده برآمد



    حسین هدایتی


  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود