جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621

    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا




    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۳۰﴾

    مراد از للدین حنیفا چیست؟

    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفا ... ( روم / 30 )

    پس روى خود را با گرايش تمام به حقّ، به سوى اين دين كن، با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرينش خداى تغييرپذير نيست. اين است همان دين پايدار، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.

    " حنيف" از ماده" حنف" ( بر وزن كنف ) به معنى تمايل از باطل به سوى حق و از كجى به راستى است، به عكس" جنف" ( بر همين وزن ) به معنى تمايل از راستى به گمراهى است.

    بنا بر اين دين حنيف يعنى دينى كه از تمام كجي ها و از انحرافات و خرافات و گمراهيها به سوى راستى و درستى متمايل شده است.

    مجموع اين جمله چنين معنى مى‏دهد كه توجه خود را دائما به سوى آئينى داشته باش كه از هر گونه اعوجاج و كجى خالى است، همان آئين اسلام و همان آئين پاك و خالص خدا است «1».

    آيه فوق تاكيد مى‏كند كه دين حنيف و خالص خالى از هر گونه شرك دينى است كه خداوند در سرشت همه انسانها آفريده است سرشتى است جاودانى و تغيير ناپذير هر چند بسيارى از مردم توجه به اين واقعيت نداشته باشند.


    __________________________________________________
    (1)" الف و لام" در" الدين" الف و لام" عهد" است، و اشاره به همان دين و آئينى است كه پيامبر اسلام (ص) مامور ابلاغ آن بوده.


    *******************
    تفسير نمونه، ج‏16، ص: 418
    ویرایش توسط رضوان : ۱۳۸۸/۱۱/۰۷ در ساعت ۱۹:۵۰
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون‏ ( روم / 30 )

    آيه فوق بيانگر چند حقيقت است:

    1- نه تنها خداشناسى، بلكه دين و آئين بطور كلى، و در تمام ابعاد، يك امر فطرى است، و بايد هم چنين باشد، زيرا مطالعات توحيدى به ما مى‏گويد ميان دستگاه " تكوين " و " تشريع " هماهنگى لازم است، آنچه در شرع وارد شده حتما ريشه‏اى در فطرت دارد و آنچه در تكوين و نهاد آدمى است مكملى براى قوانين شرع خواهد بود.

    به تعبير ديگر: " تكوين " و " تشريع " دو بازوى نيرومندند كه به صورت هماهنگ در تمام زمينه‏ها عمل مى‏كنند، ممكن نيست در شرع دعوتى باشد كه ريشه آن در اعماق فطرت آدمى نباشد، و ممكن نيست چيزى در اعماق وجود انسان باشد و شرع با آن مخالفت كند.

    بدون شك شرع براى رهبرى فطرت حدود و قيود و شرائطى تعيين مى‏كند تا در مسيرهاى انحرافى نيفتد، ولى هرگز با اصل خواسته فطرى مبارزه نمى‏كند بلكه از طريق مشروع آن را هدايت خواهد كرد، و گرنه در ميان تشريع و تكوين تضادى پيدا خواهد شد كه با اساس توحيد سازگار نيست.

    به عبارت روشنتر خدا هرگز كارهاى ضد و نقيض نمى‏كند كه فرمان‏ تكوينيش بگويد انجام ده، و فرمان تشريعيش بگويد انجام نده!

    2- دين به صورت خالص و پاك از هر گونه آلودگى در درون جان آدمى وجود دارد، و انحرافات يك امر عارضى است، بنا بر اين وظيفه پيامبران اين است كه اين امور عارضى را زايل كنند و به فطرت اصلى انسان امكان شكوفايى دهند.

    3- جمله لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ و بعد از آن جمله ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ تاكيدهاى ديگرى بر مساله فطرى بودن دين و مذهب و عدم امكان تغيير اين فطرت الهى است هر چند بسيارى از مردم بر اثر عدم رشد كافى قادر به درك اين واقعيت نباشند.

    توجه به اين نكته نيز لازم است كه" فطرت" در اصل از ماده " فطر " ( بر وزن بذر ) به معنى شكافتن چيزى از طول است، و در اينگونه موارد به معنى خلقت به كار مى‏رود، گويى به هنگام آفرينش موجودات، پرده عدم شكافته مى‏شود و آنها آشكار مى‏گردند.

    به هر حال از نخستين روزى كه انسان قدم به عالم هستى مى‏گذارد اين نور الهى در درون جان او شعله‏ور است.

    روايات متعددى كه در تفسير اين آيه آمده آنچه را در بالا گفتيم تاييد مى‏كند.


    ***********************
    تفسير نمونه، ج‏16، ص: 418 و 419


    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوان نمایش پست ها
    بنا بر اين دين حنيف يعنى دينى كه از تمام كجي ها و از انحرافات و خرافات و گمراهيها به سوى راستى و درستى متمايل شده است.



    __________________________________________________
    (1)" الف و لام" در" الدين" الف و لام" عهد" است، و اشاره به همان دين و آئينى است كه پيامبر اسلام (ص) مامور ابلاغ آن بوده.


    *******************
    تفسير نمونه، ج‏16، ص: 418
    لطفا بفرمایید چرا صراحتا به دین اسلام (للدین اسلام) اشاره نشده است؟ آیا مراد این بوده که دین اسلام را حنیف معرفی کند؟
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    بسمه تعالی
    با سلام و تشکر

    حنيف: بمعنى معتدل در جريان سير است كه با طمأنينه و وقار صورت گرفته و از انحراف و تجاوز و لغزش محفوظ باشد.
    یکی از احتمالاتی که در آیه داده شده این است که «حنیفا» حال از دین باشد.اما احتمال دیگر هم هست که سیاق آیه موید این احتمال است.

    چون خطاب در ابتداء و انتهاى آيه كريمه به پيغمبر گرامى (صلی الله علیه و آله) است، مناسب به سياق و خطاب آيه اينست كه كلمه حنيفا حال باشد از فاعل كلمه «أقم»، نه از دين، يعنى اقامه بصورت اعتدال باشد نه بحالت افراط و تفريط كه موجب تجاوز از حق گردد. تفسير روشن، ج‏11، ص: 114

    تشکر


  11. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۱۸, ۱۷:۵۳
  2. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۰۴, ۱۱:۱۲
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۲/۲۶, ۰۱:۲۰
  4. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
    توسط حرم امن الهی در انجمن سؤالات و شبهات تفسیري
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۸/۰۲, ۱۶:۳۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود