صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آثار استاد شهید مطهری

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    مطلب آثار استاد شهید مطهری




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    انشاءالله به یاری خداوند در این تاپیک ها آثار ها و کتاب های استاد مطهری قرار داده خواهد شد.
    و از شما دوستان هم درخواست می کنم اگر مطالبی از شهید مطهری دارید قرار دهید تا دوستان اسک دین مطالعه کنند.

    ویرایش توسط شوق وصال : ۱۳۹۲/۰۱/۳۰ در ساعت ۱۱:۰۸ دلیل: ویرایش املایی عنوان
    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    خدا-ائمه-قرآن-رهبرم سید علی خامنه ای
    نوشته
    4,453
    حضور
    45 روز 2 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    365
    صلوات
    22965



    استاد شهید مرتضی مطهری
    شکی نیست که نوشتن مقاله ی دو صفحه ای در مورد شخصیت بزرگی مثل استاد مطهری نمی تواند خواننده را از ابعاد مختلف تفکر ومنش ایشان آگاه نماید بنابراین امید است که تشنگان معرفت واندیشه با مطالعه ی آثار ایشان به حقیقت وجود شهید مطهری پی ببرند ولی به قول شاعر :
    آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
    13 بهمن 1299 بود که روستای فریمان( درخراسان) از به دنیا آمد نوزادی پاک سیرت به خود بالید و او کسی نبود جز (مرتضی مطهری ) . در عالم خواب به مادرش نوید داده بودند که فرزندی به دنیاخواهی آورد که به اسلام خدمات ارزنده ای می کند.
    مرتضی چهارمین فرزند خانواده بود و پدرش از روحانیون مورد اعتماد خراسانی ها. سحر خیزی و انس با قرآن از یادگاری های پدرش به او بود. تفریح نوجوانان و جوانان روستای آن ها اسب سواری بود و مرتضی از بهترین سوارکاران آنجا به حساب می آمد.
    ورود به حوزه علمیه
    هنگامی که در 13 سالگی تصمیم گرفت به خواندن دروس طلبگی بپردازد مصادف با زمانی بود که رضا شاه با اقداماتش موجب تضعیف شدید روحانیون و دانشمندان علوم دینی شده بود تا جایی که نماز وتعلیمات دینی درمدارس ممنوع شده بود ومردم حتی حق نداشتند در خانه هایشان هم برای امام حسین (علیه السلام) مجلس روضه خوانی بگیرند. در آن زمان شرایط برای طلبه ها تا جایی سخت شده بود که پدر مرتضی برای خروج از خانه فقط شبها و آن هم مخفیانه می توانست از خانه خارج شود.
    مرتضی نزدیک 2 سال در حوزه علمیه مشغول تحصیل بود که به دستور رضا خان تمام حوزه های علمیه مشهد تعطیل شد. سپس ناامیدانه به روستایشان بازگشت ولی دوباره تصمیم گرفت به طلبگی ادامه دهد واین بار در حوزه علمیه قم.
    مرتضی با یک دنیا امید راهی قم شد. درسال های اول شدیدا میل به تنهایی داشت و غرق در تفکرات وسوالاتی بود که برایش پیش می آمد. در حوزه علمیه قم سیدی بود خوش سیما ونیک سیرت که با اخلاق و رفتارش دل تمام طلبه ها از جمله مرتضی را ربوده بود. اسمش سید روح ا... خمینی بود.
    مرتضی که به گفته ی خودش گمشده ی خود را درشخصیت او یافته بود جلسه اخلاق او را مشتاقانه پیگیری می کرد و شدیدا تحت تاثیر صحبت های حاج روح ا... قرار گرفته بود.کم کم با ورود ایت ا... بروجردی به حوزه علمیه قم جلسات درس ایشان و حاج روح ا... خمینی از مهمترین جلسات حوزه شده بود . مرتضی که علاقه زیادی به فلسفه داشت در درس فلسفه حاج آقا روح ا... حاضر می شد تا اینکه ایشان بنا به دلایلی دیگر فلسفه تدریس نکرد .پس از آن مرتضی با شخصیت بزرگی آشنا شد(که بعدها همه او را علامه طباطبایی می خواندند) و شروع به تحصیل فلسفه از محظر ایشان نمود.علامه که در آن زمان هنوز برای همگان شناخته شده نبود چنان تاثیری در مرتضی گذاشت که او را دلباخته خودش کردتا جایی که مرتضی هرگاه از علامه نامی می برد بعد از آن, عبارت روحی فداه(جانم فدایش)را بر زبان می آورد.کم کم از نظر علمی مرتضی به جایی رسید که خودش نیز برای طلبه های جوان تر جلسات تدریس داشت.
    دیانت و سیاست
    در آن روز ها که بیشتر وقت استاد مرتضی مطهری به بحث و تدریس می گذشت ایشان از مسائل سیاسی هم آگاه بودند و با گروه فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی هم ارتباط داشتند.استاد نزدیک به سی سال داشت که به خواستگاری دختری در مشهد رفت و با او ازدواج کرد.پس از ازدواج بنا به دلایلی مجبور به هجرت از قم شدند و غریبانه در شهر بزرگی به نام تهران سکونت کردند.استاد یک روز در هفته نیز به قم می رفت و در جلسه درس فلسفه علامه طباطبایی حاظر می شد.حاصل این جلسات را ایشان در کتابی به نام (اصول فلسفه و روش رئالیسم)منتشر کرد که باعث حیرت همگان شد و معروفیت استاد مطهری را به همراه داشت.پس از آن در دانشگاه الهیات دانشگاه تهران به عنوان مدرس حق التدریسی به فعالیت پرداخت.شهید بهشتی و شهید باهنر از جمله کسانی بودند که استاد راهنمای آنان در دکترا استاد مطهری بود.انتشار کتاب دوم مطهری به نام داستان راستان خیلی از طرفدارانش را به تعجب واداشت چرا که این کتاب را کتابی برای نوجوانان و عموم مردم می دانستند و از او انتظار دیگری داشتند.ولی دیری نپایید که این کتاب در بین مردم بسیار محبوبیت یافت و به چاپ های متعدد رسید تا جایی که از طرف سازمان جهانی یونسکو به عنوام کتاب سال برگزیده شد.
    جرقه انقلاب خمینی(ره)
    در سال 1340 پس ار درگذشت دو تن از روحانیون برجسته حوزه به نام های آیت ا... بروجردی وآیت ا... کاشانی شاه به گمان اینکه دیگر مخالفی در سر راه خود ندارد اصلاحات خانمان سوز و عوام فریبانه ای به نام انقلاب سفید را به راه انداخت. این برنامه با مخالفت علمای قم و در راس آن ها آیت ا... خمینی روبرو شد اما شاه اعتنایی نکرد در حالی که برخلاف خیالات او, این اقدامات سرآغاز انقلابی شد که در نهایت به عمر نظام شاهنشاهی در ایران پایان داد.جنایت های شاه همچنان ادامه داشت تا اینکه امام خمینی در محرم آن سال با همکاری استاد مطهری و مبارزان دیگر ,بین مسئولین هیات های عزاداری امام حسین (علیه السلام) هماهنگی هایی ایجاد کرد که به سخنرانی های رسواگرانه علیه نظام شاهنشاهی انجامید.در نتیجه این اقدامات بود که مردم در روز عاشورا همراه با دسته های عزاداری و در حالی که بر روی علامت ها و در بین مردم عکس های آیت ا... خمینی به چشم می خورد از خیابان ری به طرف کاخ شاه به راه افتادند و با شعار (مرگ بر این دیکتاتور) و (خمینی بت شکن ملت طرفدار توست)لرزه بر اندام کاخ نشینان انداختند.عصر عاشورا در قم نیز آیت ا... خمینی در یک سخنرانی بسیار تند رژیم شاه و اسرائیل را به باد انتقاد گرفت.روز بعد مامورین شاه به منزل افرادی مثل امام خمینی و شهید مطهری ریحتند و آنان را به زندان منتقل کردند که سرانجام با فشار علمای بزرگ پس ار 43 روز از زندان آزاد شدند.در سال 1343 گروهی به نام (هیات های موتلفه اسلامی )به طور مخفیانه تشکیل شد.اینان در واقع همان سران هیات های مذهبی بودند و استاد مطهری به دستور امام خمینی (ره) مسئولیت نظارت بر کار های این گروه را داشت .در همان سال حسن علی منصور به سفارش آمریکا نخست وزیر شد و در اولین اقدامش لایحه کاپیتولاسیون را در مجلس به تصویب رساند که به موجب آن نزدیک به 40هزار مستشار آمریکایی در ایران مصونیت قضایی پیدا کردند.وقتی این خبر به امام خمینی رسید شدیدا ناراحت شدند و طی یک سخنرانی تندی این اقدام را توهینی به ملت بزرگ ایران دانست.پس از این اقدام ,شاه امام خمینی را به بهانه اخلال در امنیت کشور به ترکیه تبعید کرد.فضای کشور را خفقانی سخت فرا گرفته بود.در این بین جمعیت هیات های موتلفه برای شکستن این فضاراهی ندید جز از بین بردن مهره های اصلی حکومت و برای اولین قدم نخست وزیر را سزاوار اعدام دیدند.بنابراین حکم او به عنوان مفسد فی الارض از سوی آیت ا... میلانی صادر شد و آن ها منصور را جلوی مجلس شورای ملی به گلوله بستند .مردم با شنیدن خبر کشته شدن نخست وزیر با خوشحالی به خیابان ها ریختند و به پخش شیرینی پرداختند.
    عمر دوباره
    پس از شناسایی و دستگیری اعضای هیات های موتلفه توسط ساواک,قاضی پرونده در خلال مدارک به نام مطهری برخورد کرد ولی چون از قبل او را می شناخت شجاعانه تمام مدارک مربوط به استاد مطهری را از پرونده حذف کرد و استاد از مجازات حتمی اعدام نجات یافت و تصمیم گرفت به شکرانه این نعمت,بیش از پیش یه فعالیت های اسلامی بپردازد.
    انقلاب فرهنگی
    استاد مرتضی مطهری در سال 1346 به همت چند تن دیگر,موسسه حسینیه ارشاد را در خیابان شمیران تهران بنا نهاد.این حسینیه که از آن به عنوان نبض فرهنگی پایتخت می توان نام برد ,هدفش تبلیغ و نشر ایدئولوژی اسلامی بود و خیلی زود در میان مردم شهره گشت.ولی دیری نپایید که استاد مطهری به خاطر دخالت های مدیر داخلی حسینیه ارشاد که فردی مشکوک بود مجبور به استعفا گردید و به دنبال ایشان آیت ا... خامنه ای ,دکتر شریعتی و اشخاصی دیگر نیز برنامه هایشان را در این حسینیه حذف کردند.پس از آن استاد مطهری در مسجد الجواد ,کانون توحید,مسجد جاوید و مسجد ارگ به فعالیت پرداختند که همه آنها به همراه حسینیه ارشاد یکی پس از دیگری به دستور شاه تعطیل می شدند.ساواک همچنین در سال 1354 با ممنوع المنبر کردن استاد مطهری دیگر خیال خود را راحت کرد.در سال بعد نیز ایشان را مجبور به استعفا از دانشگاه کردند .اما جلساتشان همچنان در منزل خود استاد برگزار می شد و ایشان به همراه امام خمینی هفته ای دو بار هم در حوزه علمیه قم به تدریس می پرداختند.پس از چندی با انتشار خبر شهادت آیت ا... حاج مصطفی خمینی فرزند امام ,راهپیمایی هایی با هماهنگی استاد مطهری درسراسر ایران برگزار شد که موجب شد نام خمینی پس از مدت ها بار دیگر بر سر زبان ها بیفتد و مردم دوباره به خیابان ها ریخته و فریاد یا مرگ یا خمینی سر دادند. پس از آن رژیم شاه در پائیز 1357 حکومت صدام حسین را مجبور کرد تا از آیت ا... خمینی بخواهد یا دست از مبارزه بردارد یاخاک عراق را ترک کند که امام دومی را برگزید و به کویت رفت ولی دولت کویت از ترس شاه به ایشان اجازه ورود نداد .سپس امام خمینی در تصمیمی ناگهانی به دهکده نوفل لوشاتو در فرانسه تغییر مسیر داد.آنجا بود که دیگر نام خمینی محور رسانه های جهان شد.در ایران حتی نخست وزیر وقت و فرماندهان ارتش نیز می دانستند که استاد مطهری رابط امام خمینی با ایران است. استاد یکبار هم برای دیدار با امام به دهکده نوفل لوشاتو سفر کرده بود.ایشان هرچند مانند مبارزان دیگر انقلاب شهرت نداشتند اما بعد از امام عملا شخص دوم انقلاب بودند و در همه امور مشاور ایشان به حساب می آمدند.تا اینکه شبی حاج احمد خمینی از فرانسه با استاد تماس گرفتند و گفتند امام می خواهد به ایران بازگردند.
    تصمیم خطرناکی بود و استاد مطهری از آن لحظه تا لحظه نشستن هواپیما دلهره ای عجیب داشتند زیرا هر لحظه اخبار ضد و نقیضی منتشر می شدمبنی بر احتمال ربودن هواپیمای امام و یا انفجار آن در آسمان و دیگر اینکه استاد مطهری مسئول کمیته استقبال از امام نیز بودند.سرانجام هواپیمای امام در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست و مردم در بزرگ ترین استقبال تاریخ,پس از سال ها با رهبر انقلابشان دوباره دیدار کردند و 10 روز بعد انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.
    انتقام از یک تفکر
    پس از پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان اسلام و ایران تصمیم به انتقام گرفتند و استاد مرتضی مطهری ,این مغز متفکر نظام از نخستین قربانیان آنها بود که توسط گروهک تروریستی فرقان و در عین بی گناهی به شهادت رسید.
    زیر نور چراغ کوچه در باز شد.یک مرد روحانی و به دنبالش دو نفر دیگر بیرون آمدند.هنوز چند قدمی نرفته بودند که ناگهان کسی از تاریکی صدا زد:استاد.استاد مطهری برگشت و گفت:جانم که ناگهان صدای تیری از تاریکی برخواست .خون , از پیشانی ایشان جاری شد و استاد بر زمین افتاد.آثار استاد شهید مطهری
    گرچه انقلاب ما از ادامه حیات نماد تفکر و اندیشه اسلامی بی بهره شد ولی پس از او کتابهایش همچنان همدم خلوت جستجوگران حقیقت و یاریگر فیلسوفان و اندیشمندان در کشاکش بحث های علمی شد.
    در آن روز بسیاری به این می اندیشیدند که : به راستی این مرتضی مطهری کیست که در سوگش مرد بزرگ و بردباری مانند امام خمینی (ره) اینچنین اشک می ریزد.


  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217



    سلام علیکم
    این پست را به دوستان دیگر هم معرفی کنید.

    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    خدا-ائمه-قرآن-رهبرم سید علی خامنه ای
    نوشته
    4,453
    حضور
    45 روز 2 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    365
    صلوات
    22965



    تعدادی ازآثار شهید مطهری
    آیینه جام،اخلاق جنسی،استاد مطهری وروشنفکران،اسلام ومقتضیات زمان1،اسلام ومقتضیات زمان2،آشنایی با علوم اسلامی1،آشنایی با علوم اسلامی2،آشنایی با علوم اسلامی3،انسان کامل، انسان درقرآن..

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    مطلب دعای مستجاب




    (خدايا مرا به خاندانم برنگردان !)
    اين جمله اى بود كه (هند) زن (عمرو بن الجموح ) پس از آنكه شوهرش ‍ مسلح شد و براى شركت در جنگ احد راه افتاد، از زبان شوهرش شنيد. اين اولين بار بود كه عمرو بن الجموح با مسلمانان در جهاد شركت مى كرد، تا آن وقت شركت نكرده بود. زيرا پايش لنگ بود و اتفاقا به شدت مى لنگيد. و مطابق حكم صريح قرآن مجيد، بر آدم كور و آدم لنگ و آدم بيمار جهاد واجب نيست (128). او هرچند خود شخصا در جهاد شركت نمى كرد، اما چهار شير پسر داشت كه همواره در ركاب رسول اكرم حاضر بودند، و هيچكس گمان نمى كرد و انتظار نداشت كه عمرو با عذر شرعى كه دارد، خصوصا با فرستادن چهار پسر برومند، سلاح برگيرد و به سربازان ملحق شود.
    خويشاوندان عمرو، همينكه از تصميم وى آگاه شدند آمدند مانع شوند، گفتنداولاً تو شرعا معذورى ، ثانيا چهار فرزند سرباز دلاور دارى كه با پيغمبر حركت كرده اند، لزومى ندارد خودت نيز به سربازى بروى !)
    گفت به همان دليل كه فرزندانم آرزوى سعادت ابدى و بهشت جاويدان دارند من هم دارم . عجب ! آنها بروند و به فيض شهادت نايل شوند و من در خانه پيش شما بمانم ، ابدا ممكن نيست ).
    خويشاوندان عمرو از او دست برنداشتند و دائما يكى پس از ديگرى مى آمدند كه او را منصرف كنند. عمرو براى خلاصى از دست آنها به خود رسول اكرم ملتجى شديا رسول اللّه ! فاميل من مى خواهند مرا در خانه حبس كنند و نگذارند در جهاد در راه خدا شركت كنم . به خدا قسم آرزو دارم با اين پاى لنگ به بهشت بروم ).
    (يا عمرو! آخر تو عذر شرعى دارى ، خدا تو را معذور داشته است ، بر تو جهاد واجب نيست ).
    (يا رسول اللّه ! مى دانم ، در عين حال كه بر من واجب نيست باز هم ...).
    رسول اكرم فرمودمانعش نشويد، بگذاريد برود، آرزوى شهادت دارد، شايد خدا نصيبش كند).
    از تماشايى ترين صحنه هاى احد، صحنه مبارزه عمرو بن الجموح بود كه با پاى لنگ ، خود را به قلب سپاه دشمن مى زد و فرياد مى كشيد (آرزوى بهشت دارم ). يك از پسران وى نيز پشت سر پدر حركت مى كرد. آن قدر اين دو نفر مشتاقانه جنگيدند تا كشته شدند.
    پس از خاتمه جنگ ، بسيارى از زنان مدينه از شهر بيرون آمدند تا از نزديك از قضايا آگاه گردند، خصوصا كه خبرهاى وحشتناكى به مدينه رسيده بود. عايشه همسر پيغمبر يكى از آن زنان بود. عايشه اندكى كه از شهر بيرون رفت ، چشمش به هند زن عمرو بن الجموح افتاد در حالى كه سه جنازه بر روى شترى گذاشته بود و مهار شتر را به طرف مدينه مى كشيد.
    عايشه پرسيد: چه خبر؟
    الحمدللّه ! پيغمبر سلامت است ، ايشان كه سالم هستند ديگر غمى نداريم . خبر ديگر اينكه رَدَّاللّهُ الَّذينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ خداوند كفار را در حالى كه پر از خشم بودند برگردانيد)
    اين جنازه ها از كيست ؟
    اينها جنازه برادرم و پسرم و شوهرم است .
    كجا مى برى ؟
    مى برم به مدينه دفن كنم .
    هند اين را گفت و مهار شتر را به طرف مدينه كشيد، اما شتر به زحمت پشت سر هند راه مى رفت و عاقبت خوابيد.
    عايشه گفت : بار حيوان سنگين است ، نمى تواند بكشد.
    اين طور نيست ، اين شتر ما بسيار نيرومند است . معمولاً بار دو شتر را به خوبى حمل مى كند. بايد علت ديگرى داشته باشد اين را گفت و شتر را حركت داد، تا خواست حيوان را به طرف مدينه ببرد دو مرتبه زانو زد و همين كه روى حيوان را به طرف احد كرد ديد به تندى راه افتاد.
    هند ديد وضع عجيبى است ، حيوان حاضر نيست به طرف مدينه برود، اما به طرف احد به آسانى و سرعت راه مى رود. با خود گفت ، شايد رمزى در كار باشد. هند در حالى كه مهار شتر را مى كشيد و جنازه ها بر روى حيوان بودند، يكسره به احد برگشت و به حضور پيغمبر رسيد: يا رسول اللّه ! ماجراى عجيبى است ، من اين جنازه ها را روى حيوان گذاشته ام كه به مدينه ببرم و دفن كنم ، وقتى كه اين حيوان را به طرف مدينه مى خواهم ببرم از من اطاعت نمى كند، اما به طرف احد خوب مى آيد، چرا؟
    (آيا شوهرت وقتى كه به احد مى آمد چيزى گفت ؟).
    يا رسول اللّه ! پس از آنكه راه افتاد اين جمله را از او شنيدم :
    (خدايا! مرا بخاندانم برنگردان ).
    پس همين است ، دعاى خالصانه اين مرد شهيد مستجاب شده است ، خداوند نمى خواهد اين جنازه برگردد. در ميان شما انصار كسانى يافت مى شوند كه اگر خدا را به چيزى بخوانند و قسم بدهند، خداوند دعاى آنها را مستجاب مى كند، شوهر تو عمرو بن الجموح يكى از آن كسان است ).
    با نظر رسول اكرم ، هر سه نفر را در همان احد دفن كردند. آنگاه رسول اكرم رو كرد به هنداين سه نفر در آن جهان پيش هم خواهند بود).
    يا رسول اللّه ! از خداوند بخواه من هم پيش آنها بروم .
    ______________________
    داستان راستان جلد اوّل و دوّم، شهید مطهری


    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217



    سلام علیکم
    لطفاً آدرس موضوعی را هم که ایجاد می کنید ذکر کنید!

    ویرایش توسط محمدی : ۱۳۹۲/۰۱/۲۸ در ساعت ۲۱:۰۹
    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    مطلب کار های منزل




    على بن ابيطالب عليه السلام و زهراى مرضيه سلام اللّه عليها پس از آنكه با هم ازدواج كردند و زندگى مشترك تشكيل دادند، ترتيب و تقسيم كارهاى خانه را به نظر و مشورت رسول اكرم واگذاشتند، به آن حضرت گفتنديا رسول اللّه ! ما دوست داريم ترتيب و تقسيم كارهاى خانه با نظر شما باشد).
    پيامبر، كارهاى بيرون خانه را به عهده على و كارهاى داخلى را به عهده زهراى مرضيه گذاشت . على و زهرا از اينكه نظر رسول خدا را در زندگى خصوصى خود دخالت دادند و رسول خدا با مهربانى و محبت خاص از پيشنهاد آنها استقبال كرد و نظر داد، راضى و خرسند بودند. مخصوصا زهراى مرضيه از اينكه رسول خدا او را از كار بيرون معاف كرد خيلى اظهار خرسندى مى كرد، مى گفت يك دنيا خوشحال شدم كه رسول خدا مرا از سر و كار پيدا كردن با مردان معاف كرده است ).
    از آن تاريخ كارهايى از قبيل آوردن آب و آذوقه و سوخت و خريد بازار را على انجام مى داد و كارهايى از قبيل آرد كردن گندم و جو به وسيله آسيا دستى و پختن نان و آشپزى و شستشو و تنظيف خانه به وسيله زهرا صورت مى گرفت .
    در عين حال على عليه السلام هروقت فراغتى مى يافت در كارهاى داخلى به كمك زهرا مى پرداخت . يك روز پيامبر به خانه آنان آمد و آنان را ديد كه با هم كار مى كنند. پرسيد كداميك از شما خسته تر هستيد تا من به جاى او كار كنم ، على عرض كرديا رسول اللّه ! زهرا خسته است ).
    رسول اكرم به زهرا استراحت داد و لختى خود به كار پرداخت . از آن طرف هروقت براى على گرفتارى يا مسافرتى يا جهادى پيش مى آمد، زهراى مرضيه كار بيرون را نيز انجام مى داد.
    اين روش همچنان ادامه داشت ، على و زهرا كارهاى خانه خود را خودشان انجام مى دادند و خود را به خدمتكار نيازمند نمى ديدند. تا آنكه صاحب فرزندانى شدند و كودكانى عزيز در كلبه محقر ولى روشن و با صفاى آنها چشم گشودند. در اين هنگام طبعا كار داخلى خانه زيادتر و زحمت زهرا افزون گشت .
    يك روز على عليه السلام دلش به حال همسر عزيزش سوخت ، ديد رفت و روب خانه و كارهاى آشپزى جامه هاى او را غبارآلود و دودى كرده ، به علاوه از بس كه با دستهاى خود آسيا دستى را چرخانيده دستهايش آبله كرده و بند مشك آب كه در مواقعى به دوش كشيده و از راه دور آورده روى سينه اش اثر گذاشته است . به همسر عزيزش پيشنهاد كرد، به حضور رسول اكرم برود و از آن حضرت خدمتكارى براى كمك خودش ‍ بگيرد.
    زهرا پيشنهاد را پذيرفت و به خانه رسول اكرم رفت . اتفاقا در آن وقت گروهى در محضر رسول اكرم نشسته و مشغول صحبت بودند. زهرا شرم كرد در حضور آن جمعيت تقاضاى خود را عرضه بدارد، به خانه برگشت . رسول اكرم متوجه آمد و رفت زهرا شد، فهميد كه دخترش با او كار داشته و چون موقع مقتضى نبود مراجعت كرده است .
    صبح روز بعد رسول اكرم به خانه آنها رفت ، اتفاقا على و زهرا در آن وقت پهلوى يكديگر آرميده و يك روپوش روى خود كشيده بودند. رسول خدا از بيرون اطاق با آواز بلند گفت اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ).
    على و زهرا از شرم جواب ندادند،
    بار دوم گفت اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ).
    باز هم سكوت كردند.
    سومين بار فرموداَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ).
    رسول اكرم رسمش اين بود كه هرگاه به خانه كسى مى رفت ، از پشت در خانه يا در اطاق با آواز بلند سلام مى كرد، اگر جواب مى دادند، اجازه ورود مى خواست و اگر جواب نمى دادند تا سه بار سلام خود را تكرار مى كرد، اگر باز هم جواب نمى شنيد مراجعت مى كرد.
    على عليه السلام ديد اگر جواب سلام پيغمبر را ندهند، پيغمبر مراجعت خواهد كرد و از فيض زيارت آن حضرت محروم خواهند ماند، از اين رو با آواز بلند گفت وعَلَيْكَ السَّلامُ يا رَسُولَ اللّهِ، بفرماييد):
    پيغمبر وارد شد و بالاى سر آنها نشست ، به زهرا گفت تو ديروز پيش من آمدى و برگشتى ، حتما كارى داشتى ، كارت را بگو!).
    على عرض كرديا رسول اللّه ! اجازه بدهيد من به شما بگويم كه زهرا براى چه كارى آمده بود. من زهرا را پيش شما فرستادم . علتش اين بود من ديدم كارهاى داخلى خانه زياد شده و زهرا به زحمت افتاده است . دلم به حالش ‍ سوخت . ديدم رفت و روب خانه و پاى اجاق رفتن ، جامه هاى زهرا را غبارآلود و دودى كرده ، دستهايش در اثر گرداندن آسيا دستى آبله كرده ، بند مشك آب روى سينه اش اثر گذاشته است . گفتم بيايد به حضور شما تا مقرر فرماييد از اين پس ما خدمتكارى داشته باشيم كه كمك زهرا باشد).
    رسول اكرم نمى خواست كه زندگى خودش يا عزيزانش از حد فقراى امت كه امكانات خيلى كمى داشتند بالاتر باشد، زيرا مدينه در آن ايام در فقر و احتياج به سر مى برد. مخصوصا عده اى از فقراى مهاجرين با نهايت سختى زندگى مى كردند. از آن طرف با روحيه دخترش زهرا آشنايى داشت و مى دانست زهرا چقدر شيفته عبادت و معنويت است و ذكر خدا چقدر به او نيرو و نشاط مى دهد، از اين جهت فرمودميل داريد چيزى به شما ياد بدهم كه از همه اينها بهتر باشد؟)
    (بفرماييد يا رسول اللّه !)
    (هر وقت خواستيد بخوابيد، 33 مرتبه ذكر سُبْحانَ اللّه و 33 مرتبه ذكر اَلْحَمْدُللّهِ و 34 مرتبه ذكر اَللّهُ اَكْبَرْ را فراموش نكنيد. اثرى كه اين عمل در روح شما مى بخشد، از اثرى كه يك خدمتكار در زندگى شما مى بخشد بسى افزونتر است ).
    زهرا كه تا اين وقت هنوز سر را از زير روپوش بيرون نياورده بود، سر را بيرون آورد و با خوشحالى و نشاط سه بار پشت سر هم گفت به آنچه خدا و پيغمبر خشنود باشند، خشنودم)
    ____________________________
    داستان راستان جلد اوّل و دوّم
    استاد شهيد مرتضى مطهرى

    ویرایش توسط محمدی : ۱۳۹۲/۰۱/۲۹ در ساعت ۱۴:۳۹
    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    حقوق زن




    اسلام در مورد حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفه خاصی دارد كه با آنچه در چهارده قرن پيش ميگذشته و با آنچه در جهان امروز ميگذرد مغايرت دارد .
    اسلام برای زن و مرد در همه موارد يك نوع حقوق و يك نوع وظيفه و يك نوع‏ مجازات قائل نشده است پاره‏ای از حقوق و تكاليف و مجازاتها را برای‏ مرد مناسبتر دانسته و پاره‏ای از آنها را برای زن. و در نتيجه در مواردی‏ برای زن و مرد وضع مشابه و در موارد ديگر وضع نامشابهی در نظر گرفته است‏

    ______________
    نظام حقوق زن در اسلام
    شهید مطهری

    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    امام باقر(ع) و مرد مسیحی




    امام باقر، محمد بن على بن الحسين عليه السلام لقبش (باقر) است . باقر يعنى شكافنده . به آن حضرت (باقرالعلوم ) مى گفتند، يعنى شكافنده دانشها.
    مردى مسيحى ، به صورت سخريه و استهزا، كلمه (باقر) تصحيف كرد به كلمه (بقر) يعنى گاو به آن حضرت گفت اَنْتَ بَقَرٌ؛ يعنى تو گاوى !!).
    امام بدون آنكه از خود ناراحتى نشان بدهد و اظهار عصبانيت كند، با كمال سادگى گفت نه ، من بقر نيستم من باقرم ).
    مسيحى : تو پسر زنى هستى كه آشپز بود.
    (شغلش اين بود، عار و ننگى محسوب نمى شود).
    مادرت سياه و بى شرم و بدزبان بود.
    (اگر اين نسبتها كه به مادرم مى دهى راست است ، خداوند او را بيامرزد و از گناهش بگذرد و اگر دروغ است ، از گناه تو بگذرد كه دروغ و افترا بستى)
    مشاهده اين همه حلم ، از مردى كه قادر بود همه گونه موجبات آزارد يك مرد خارج از دين اسلام را فراهم آورد، كافى بود كه انقلابى در روحيه مرد مسيحى ايجاد نمايد و او را به سوى اسلام بكشاند.
    مرد مسيحى بعدا مسلمان شد.
    _________________
    داستان راستان جلد اوّل و دوّم
    استاد شهید مطهری

    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217



    سلام علیکم
    دوستان می توانند کتاب های استاد مطهری هم در این موضوع ایجاد کنند!
    البته با ذکر نام کتاب
    موفق باشید

    ویرایش توسط محمدی : ۱۳۹۲/۰۱/۲۹ در ساعت ۱۸:۴۸
    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود