صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقدهایی بر روش تفسیر المیزان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033

    تعجب نقدهایی بر روش تفسیر المیزان




    1 آیا حدیث نبوی که فرمود این دو از هم جدا نخواهند شد فراموش شده که قرآن را از قرآن بصورت ابتر تفسیر کنیم؟
    2 آیا علوم دینی کم بود که باید با یک علم یونانی کتاب شریف قرآن تفسیر گردد؟
    3 آیا با فلسفه در اثبات خدا صاحب المیزان وانماند؟ اگر آری. پس چرا تن بنگاشتن این اثر داد؟

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331




    با نام و یاد دوست


    نقدهایی بر روش تفسیر المیزان



    کارشناس بحث: صدیق




    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۲/۰۲ در ساعت ۱۳:۲۵ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    آیا حدیث نبوی که فرمود این دو از هم جدا نخواهند شد فراموش شده که قرآن را از قرآن بصورت ابتر تفسیر کنیم؟[/quote]
    باسلام
    روش تفسیری علامه طباطبایی در المیزان منافاتی با تمسک اهل بیت در کنار قران کریم ندارد. برای پاسخ به این سوال و تبیین این مطلب توجه به چند نکته ضروری است.

    یکم: توجه به قران برای تفسیر کتاب خداوند، نه تنها منعی ندارد بلکه روایاتی چند موید این روش میباشد. در روایت نبوی9 بیان شده که «القران یفسر بعضه بعضه» (كتاب مقدمه فی اصول التفسیر، تألیف ابن تیمیه) و نیز در دو روایت دیگر، حضرت امیر 7در موردکتاب خداوند میفرمایدان كتاب الله لیُصدِّق بعضه بعضاً و لایكذب بعضه بعضاً»(توحید، صدوق، ص 255) و «كتاب الله... ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه و یشهد بعضه علی بعض»(نهج‌البلاغه، خطبه 133. صبحی صالحی ) همانطور که مشاهده شد، حضرت رسول9 و حضرت امیر7 در مورد ایات قران کریم فرموده اند که ایات قران کریم، مفسر و تصدیق کننده یکدیگر هستند و در مورد یکدیگر صحبت میکنند. بنابراین، تفسیر کردن ایات قران با یکدیگر، فی نفسه مشکلی ندارد.
    از سوی دیگر، قران که قرار است به حکم ایه شریفه«انا انزلنا القران تبیانا لکل شیء» تبیان و بیان کننده هر چیزی باشد، چگونه میتوان تصور کرد که تبیان برای خودش نباشد.

    دوم: این روش، ابداع ایشان نبوده است و پیش از ایشان نیز سابقه داشته است. برای فهم بهتر روش تفسیری قران به قران و پیشینه ان، توجه به مقاله ذیل مناسب است.
    http://hekmat49.blogfa.com/post/6

    سوم: این حدیث شریف بیان میکند که کتاب خدا و عترت پاک رسول خدا 9همواره با هم هستند و هر کس که به انها تمسک کند گمراه نمیشود، اما بیان نمیکند که در فهم قران، هیچ راه دیگری، ولو از خود قران و به کمک ایاتی که به وضوح ناظر به یکدیگر هستند، نمیتوان تمسک کرد و تنها باید سراغ اهل بیت: رفت. به عبارت دیگر، میفرماید عدم توجه به اهل بیت موجب گمراهی است، اما اینکه در کنار سخنان اهل بیت به خود قران نیز توجه داشته باشیم، منعی از ان نشده است. شاهد این مطلب نیز، روایاتی بود که در مورد صحت تفسیر قران به قران کریم به عرض رسید.

    چهارم:روش تفسیر ایات به روایات بدون توجه به ایات دیگر، خودش مبتلا به یک نقض بسیار مهم است که برای حل ان چاره ای جز توجه به خود ایات قران کریم نیست. بر اساس روایات معصومین، روایات ایشان در صورتی صحیح است که بر قران عرضه شود و اگر با ان موافقت داشت، معتبر است و الا به فرمایش حضراتشان، باید به دیوار کوبیده شود«» یا فرمایش رسول اکرم9 که در حجه الوداع فرمود«ِ فَإِذَا أَتَاكُمُ الْحَدِيثُ عَنِّي فَاعْرِضُوهُ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَخُذُوا بِهِ وَ مَا خَالَفَ‏ كِتَابَ‏ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَلَا تَأْخُذُوا بِه‏»(احتجاج، طبرسی، ج2، ص 447) پس برای صحت استناد به یک روایت برای تفسیر ایه ای از قران کریم ، متوقف است بر اینکه با ایات دیگر قران کریم موافق باشد. بنابراین، خود این مطلب نشان میدهد که حتی در تفسیر قران به روایات نیز محتاج ایات دیگر قران کریم هستیم.

    پنجمروش علامه تنها تمسک به ایات برای تفسیر ایات قران کریم نیست. با مراجعه ای کوتاه به این تفسیر عظیم معلوم میشود که ایشان برای تفسیر ایات، چند راه را سپری میکنند، توجه به سیاق ایات برای فهم بهتر هر ایه به کمک جایگاه ان در و سیاق ان در کنار ایات دیگر؛ توجه به روایات تا حد مورد نیاز برای فهم مطالب و ظرایفی که به کمک ایات دیگر مشخص نشده است و در نهایت در برخی مباحث که سبقه عقلی و فلسفی دارد، ایشان با کمک قواعد فلسفی حکمت متعالیه که فلسفه ای رشد یافته درمحیط اسلامی به بیان برخی نکات میپردازد.
    استاد فقيد آيت­الله معرفت در تبيين بکارگيري روايات در تفسير الميزان نکته­ی دقيقي را مطرح کرده­اند: «آنچه مايه­ی تأمّل و تفکّر است، اين است که خود علاّمه طباطبايي(ره) وقتي به سراغ آيات مي­رود با ذهني الهام يافته از روايات به سراغ آيات مي­رود؛ يعني پيداست که وقتي آيه را تفسير مي­کند، ذهنيّتي دارد که از روايات گرفته است ... در باب استفاده از روايات براي تفسير قرآن نيز وقتي علاّمه مي­فرمايد نبايستي به سراغ روايات رفت و از راه آن آيه را معنا کرد، اين «سراغِ روايت رفتن» دو قِسم است ... يک بار به سراغ روايت مي­رويم براي اينکه اين روايت، معنايي را به دهان آيه بگذارد؛ اين را علاّمه منکر است. امّا اگر به سراغ روايت برويم براي اينکه فضايي را براي ما باز کند و ما را در فضايي قرار دهد که از خود آيه مطلبي را بفهميم، اين پذيرفتني است» ( معرفت ، محمد هادی . (1385). « تفسیر قرآن به قرآن و جایگاه سنت ». فصلنامه­ی پژوهش­هاي قرآني. شماره­های 46-47/ سال 12، ص 15) مقاله استاد معرفت در باب جایگاه سنت در تفسیر قران کریم و اعتبار روش تفسیری قران به قران در لینک زیر میباشد.
    http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/162026

    با توجه به این چند نکته مشخص میشود که، روش علامه در المیزان تنها توجه به قران کریم یا توجه افراطی به روایات و عدم توجه به ایات خود قران کریم برای تفسیر ایات دیگر نیست، چرا که این روش، همانند توجه افراطی به مباحث عقلی و تحمیل ان بر ایات قران کریم، منجر به تفسیر ناقصی از ایات و گاه تفسیر به رأی خواهد شد. بلکه ایشان به فراخور بحث به تمام این روش ها توجه داشته است.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۲/۰۲/۰۳ در ساعت ۱۰:۴۵
    نقدهایی بر روش تفسیر المیزان

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    آیا علوم دینی کم بود که باید با یک علم یونانی کتاب شریف قرآن تفسیر گردد؟


    با این توضیحات جواب سوال دوم شما نیز روشن میشود که استفاده از مباحث فلسفی در تفسیر المیزان به چه صورت و در چه مواردی بوده است. ایشان در مواردی به مباحث فلسفی پرداخته اند که جای دقت نظر بیشتری داشته است و ظرایف بحث موردنظر با مباحث فلسفی روشن تر می شده است. خود ایشان درمقدمه تفسیرشان در مورد روش خویش در این کتاب میفرماید: «و ما نيز به يارى خداى سبحان روش تفسيرى خود را به همين طرز(تفسیر قران به قران) قرار مى‏دهيم، و از آيات قرآن در ضمن بياناتى بحث مى‏كنيم، و بهيچ وجه بحثى نظرى، و فلسفى، و يا به فرضيه‏اى علمى، يا مكاشفه‏اى عرفانى، تكيه نمى‏كنيم» مراجعه ای کوتاه به المیزان نیز نشان دهنده صدق این ادعاست. ایشان در سرتاسر این کتاب، تکیه ای به طرح مباحث فلسفی یا عرفانی ندارد و تنها در برخی موارد معدود و محدود به فراخور بحث و عقلی بودن مبحث،(علم موجودات مادى و غير مجرد؛ علت تامه بودن خداوند؛ سنخيت وجودى و رابطه ذاتى بين فعل و علت فاعل؛ نامحدود بودن فيض خداوند؛ چگونگى تكليف و دوام آن و...) پس از طرح ایات مرتبط و روایات ذیل ان و بررسی محتوایی انها، به طرح برخی مباحث فلسفی پرداخته است.
    علاوه براینکه، اگرچه بر اساس انچه مشهور است، فلسفه و مبانی ان از یونان باستان است، اما این مطلب به هیچ وجه مانع استفاده از این علم نمیشود. فلسفه ای که وارد جهان اسلام شد با تغییرات زیادی مواجه شد که بسیار با انچه در یونان باستان بود متفاوت است. کمکی که فلسفه و مباحث فلسفی برای حل مشکلات و شبهات غرب نشینان و ساکنان دیار مغرب به دین نموده است، امری نیست که بر کسی پوشیده باشد. چنانکه فهم دقیق پاره ای از مباحث دینی مندرج در ایات و روایات امامان معصوم: نیازمند به طرح چنین مباحثی است.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۲/۰۲/۰۳ در ساعت ۱۰:۳۳
    نقدهایی بر روش تفسیر المیزان

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    آیا با فلسفه در اثبات خدا صاحب المیزان وانماند؟ اگر آری. پس چرا تن بنگاشتن این اثر داد؟


    در مورد این سوال نیز توجه به مطالبی که در بخشهای قبل به عرض رسید، راهگشاست. ایشان در این کتاب، قصد انجام بحثهای فلسفی ندارد و به دنبال نگاشتن یک کتاب تفسیر فلسفی نیست. بلکه در برخی موارد برای فهم نکات دقیق بحث مجبور به استفاده از مباحث فلسفی شده است. حتی در برخی موارد نیز که در متون روایی و رویات ائمه: بحثهای دقیق عقلی مطرح شده است، به همان میزان اکتفا شده و از طرح مباحث بیشتر خودداری شده است. به عنوان نمونه ایشان در تفسیر ایات 68 تا 86 سورد مائده و در بیان توحید رب متعال و نفی وحدت عددی از ایشان به بیان کلام حضرت امیر در نهج البلاغه اکتفا کرده و میفرماید: «آرى ما تا كنون به بيانى كه پرده از روى اين حقيقت برداشته باشد بر نخورده‏ايم جز همين بيان شيوايى كه تنها و تنها در كلمات امام على بن ابى طالب (عليه افضل الصلوات و السلام) ديده مى‏شود، آرى تنها كلام آن جناب است كه گشاينده اين در و فاش كننده اين راز نهفته است، او است كه با روشن‏ترين اسلوب و واضح‏ترين برهان آن را تشريح و اثبات نموده است.... اين بود سر اينكه ما در بحث روايتى خود تنها اكتفاء به نقل نمونه‏هايى از كلمات غرا و زيباى آن جناب نموده و از نقل كلمات ديگران خود دارى كرديم، چه اسلوبى كه امام (ع) در اين مساله و تشريح آن از احتجاج برهانى بكار برده، اسلوبى است كه در كلمات ديگران ديده نمى‏شود، و به همين جهت از عنوان كردن بحثى فلسفى مستقل بمنظور بررسى و تحقيق در اطراف اين مساله خوددارى نموده و تنها به همان بحث روايتى اكتفاء كرديم، چون براهينى كه فلاسفه براى بدست دادن اين غرض چيده‏اند براهينى است كه از همين مقدمات كه در كلام امام است تشكيل يافته، و زايد بر آن چيزى ندارد، چون همگى آنها يعنى كلمات امام (ع) و فلاسفه همه مبنى بر صرافت وجود پروردگار، و احدى بودن آن ذات مقدس است (جلت عظمته»(ترجمه الميزان، ج‏6، ص: 155)
    نکته دوم: این کتاب به دنبال اثبات خداوند متعال از دیدگاه فلسفی نیست. این مطلب مناسب یک کتاب فلسفی است نه یک کتاب تفسیری. چنانکه چند مرتبه عرض شد و خود علامه نیز بر ان تأکید داشتند، توجه به مباحث فلسفی تنها به جهت فهم بهتر ایات و رفع برخی معضلات در این زمینه است نه بیان مستقل فلسفی یا عرفانی در تفسیر ایات وتکیه به ان.
    نکته سوم: چه کسی گفته که مرحوم علامه یا به صورت کلی تر، فلسفه در اثبات خداوند متعال وامانده است. این گفته، ادعایی است که نیازمند دلیل است. برای بررسی دقیقتر این بحث، مراجعه به کتابهای فلسفی، بخش الهیات به معنای اخص و براهین اثبات خداوند راهگشاست. هرچند برخی ازاین مباحث به صورت ساده شده در بخش خداشناسی، براهین اثبات خدا مندرج شده است که مراجعه به ان مطالب و کتابهای نگاشته شده در این زمینه، قبل از هر گونه قضاوت، بهتر است.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۲/۰۲/۰۳ در ساعت ۱۰:۳۴
    نقدهایی بر روش تفسیر المیزان

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    آیا حدیث نبوی که فرمود این دو از هم جدا نخواهند شد فراموش شده که قرآن را از قرآن بصورت ابتر تفسیر کنیم؟ 2 آیا علوم دینی کم بود که باید با یک علم یونانی کتاب شریف قرآن تفسیر گردد؟ 3 آیا با فلسفه در اثبات خدا صاحب المیزان وانماند؟ اگر آری. پس چرا تن بنگاشتن این اثر داد؟
    سلام
    1- ظاهرا این خود روایتی که می فرماید بعضی از قرآن بعض دیگر را تفسیر می کند پس این حقیقت می تواند محور یک تفسیر باشد
    2- محور قرار دادن یک روش در تفسیر قرآن دلیل بر نفی و عدم بهره وری از روشهای دیگر نیست
    3- تفسیرهای نوشته شده عمدتا دارای یک روش محوری اند مانند روش تفسیر روایی و هیچ اشکالی بر آنها وارد نیست
    4- خود علامه از روایات در تفسیر شریف المیزان استفاده زیادی می کنند و اساسا بحث روایی در ذیل ایات دارند
    5- باید توجه داشت که تفسیر قرآن محل رجوع همگان است و نه تنها شیعیان یا مسلمانان لذا استفاده از خود قرآن برای تبیین آیاتش روشی عام پسندی است که حتی شامل غیر معتقدین اسلام هم میشود
    6- علم ، یونانی و ایرانی و عربی ندارد . این سخنان باعث تاسف است . هم اکنون از پیشرفتهای علم در غرب برای تبیین بعضی آیات قران کریم استفاده می شود آیا این کار خلاف است
    فلسفه مجموعه ای از اندیشه های اندیشوران بزرگ در شناخت حقایق هستی است همانطور که علم فیزیک و شیمی نتیجه تلاش عده ای دیگر است لذا می توان از این علوم برای فهم حقایق بیکران کتاب الله الکریم بهره جست همانطور که از علوم ادبی مانند لغت و صرف و نحو استفاده می شود
    بهره مندی از یک علم برای تفسیر قرآن کریم ممنوعیتی ندارد
    7- علامه طباطبایی در زمانی تفسیر المیزان را به نگارش درآورد که انوع و اقسام تفکرات فلسفه الحادی در حال به تاراج دادن دین و ایمان مردم بود لذا ایشان با استفاده از اندیشه های فلسفه الهی به مبارزه با آنها پرداخت همانطور که کتاب ارزشمند اصول فلسفه را با همکاری شهید مطهری در تقابل با اندیشه های فلسفی مادی زمان خویش نگاشت
    8- اگر فلسفه در اثبات خدا وابماند دین ما پایه عقلانی ندارد . شما بدون برهان عقلی و فلسفی چگونه حقاینیت دین را اثبات می کنید ؟
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,365
    حضور
    15 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3246



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    تفسیرهای نوشته شده عمدتا دارای یک روش محوری اند مانند روش تفسیر روایی و هیچ اشکالی بر آنها وارد نیست
    با سلام.

    البته در مورد تفسیر قرآن و با توجه به حدیث ثقلین به نظر می رسد همان طور که جناب صدیق هم فرمودند تکیه بیش از حد (یا به قول شما محوری) به یکی از این دو بال می تواند به خطا و تفسیر به رأی بینجامد. البته هر اثری از آثار بشری ممکن الخطاست و تفسیر المیزان نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما بدیهی است که وقتی منابع اطلاعاتی پژوهشگر و نگاه پژوهشی او جامع تر و گسترده تر باشد امکان خطای او به حداقل می رسد.

    یادم هست مدت ها پیش در کلاسی حول تفسیر المیزان در عین مطالب دقیق و سودمند آن به اشکالات و ایرادات فراوانی بر می خوردیم که هر عقل سلیمی ضعف استدلالی آن را تشخیص می داد. این کاملاً طبیعی است. خود علامه هم به همین دلایل به تجدید نگارش و تدوین تفاسیر توصیه می کردند.

    موفق باشید.


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مؤمن نمایش پست ها
    البته در مورد تفسیر قرآن و با توجه به حدیث ثقلین به نظر می رسد همان طور که جناب صدیق هم فرمودند تکیه بیش از حد (یا به قول شما محوری) به یکی از این دو بال می تواند به خطا و تفسیر به رأی بینجامد. البته هر اثری از آثار بشری ممکن الخطاست و تفسیر المیزان نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما بدیهی است که وقتی منابع اطلاعاتی پژوهشگر و نگاه پژوهشی او جامع تر و گسترده تر باشد امکان خطای او به حداقل می رسد.
    سلام
    با توجه به گستردگی حقایق قرآن و با توجه به عدم جامعیت مفسرین بلکه عموم علماء در همه دانشها بدیهی است که یک یا چند جهت در یک تفسیر تقویت گردد
    اما تصور بنده این است که با توجه به نیازهای زمان و تسلط علامه در فلسفه ایشان به وظیفه خود خوب عمل کرده اند و تفسیر ایشان در نوع خود در تراز اول قرار دارد
    البته ما در صدد نفی یک نوع نگاه غیر منصفانه نسبت به برخی علماء هستیم که مذاقشان کمی متفاوت تر از دیگران است
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    54
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    101



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    «القران یفسر بعضه بعضه» (كتاب مقدمه فی اصول التفسیر، تألیف ابن تیمیه)
    پس نتیجه میگیریم که آقای طباطبایی طبق حدیث روایت شده توسط یک ناصبی شروع به نگاشتن این اثر کرد. ابن تیمیه کسی است که شراب خوردن امام علی ع را در کتب خود با احادیث اثبات می کند.

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    41
    حضور
    5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    242



    تفسیر قرآن با قرآن:
    هر چند تفسیر المیزان علامه طباطبائی(ره) به این روش معروف تفسیر شده و لكن قرآن با قرآن یك شیوه سابقه‌دار در بین مفسرین شیعه و اهل سنت است و حتی از زمان معصومین ـ علیهم السلام ـ رایج بوده است كه به نمونه‌هایی از آن اشاره خواهیم كرد.
    لكن برای روشن شدن مفهوم تفسیر قرآن با قرآن بهتر است در ابتداء كلام علامه طباطبائی(ره) را نقل كنیم، ایشان می‌فرماید:
    تشخیص مقاصد عالیه و فهم حقایق قرآن به دو صورت ممكن است:
    الف) این كه ما در ابتداء یك بحث‌های علمی یا فلسفی انجام دهیم تا نتیجه مطلوب و حق، در آن مسئله علمی یا فلسفی روشن شود و سپس آیات قرآن را بر آن مسئله علمی یا فلسفی حمل كنیم لكن این طریق درمورد غیر قرآن خوب است ولی در مورد قرآن صحیح نیست.
    ب) ایمان كه قرآن را با قرآن تفسیر كنیم ومعنی هر آیه را با تفكر در همان آیه و آیات دیگر بدست آوریم و مصادیق آیه را معلوم كنیم و با استفاده از خصوصیات ذكر شده در آیات آنها را مشخص كنیم. چنان‌چه خداوند می‌فرماید:
    نزلنا علیك الكتاب تبیاناً لكل شیء[2] (به درستی ما قرآن را بر تو فرو فرستادیم تا روشنگر هر چیزی باشد) و بعید است كه قرآن روشنگر و مبین هر چیزی باشد. ولی مبین خودش نباشد.[3]
    شواهد و دلایل تفسیر قرآن با قرآن:
    1 . در زمان ائمه ـ علیهم السلام ـ تمسك به آیات قرآن برای روشن شدن بعضی دیگر از آیات انجام می‌شد چنانچه از امام باقر ـ علیه السّلام ـ سئوال شد كه چرا قصر نماز مسافر را واجب می‌فرمائید در حالی كه در آیه قرآن آمده است، قال الله تعالی: اذا ضربتم فی الارض فلیس علیكم جناح ان تقصروا من الصلوه[4] (وقتی در زمین مسافرت كردید اشكالی ندارد كه نماز را شكسته بجا آورید) وكلمه لاجناح دلالت بر وجوب ندارد بلكه دلالت بر جواز دارد.
    حضرت فرمودند این مطلب به دلیل آیه دیگر قرآن است كه لاجناح را به معنی وجوب استعمال كرده است: قال تعالی: فمن حج البیت او اعتمر فلاجناح علیه ان یطوف بهما[5] (كسی كه حج یا عمره انجام داد اشكالی ندارد كه طواف انجام دهد) در حالی كه طواف واجب است.[6]
    2 . شیوه مفسرین بزرگ شیعه و اهل سنت هم تفسیر قرآن با قرآن بوده است.
    علامه مجلسی(ره) كه آیات قرآن را در بحارالانوار در اول هر فصل دسته‌بندی می‌كند ظاهراً منظورش تفسیر قرآن با قرآن بوده است، همچنین در تفسیر مجمع‌البیان و تفاسیر اهل سنت گاهی از آیات برای تفسیر یك آیه استفاده می‌شده است.
    پس این یك طریق قدیمی است و حتی ابن‌تیمیه می‌گوید:[7] اگركسی سؤال كند بهترین طریق تفسیر چیست؟ (فالجواب: ان اصح الطرق فی ذلك ان یفسر القرآن بالقرآن)ـ جواب این است كه صحیح‌ترین روش تفسیر قرآن با قرآن است.
    3 . تكرار آیات در قرآن خود شاهد این مطلب است كه طبعاً می‌تواند بعضی آیات مفسر بعضی دیگر باشد.
    4 . در روایت نبوی مرسل آمده است كه: القرآن یفسّر بعضه بعضاً (قرآن بعضی از قسمتهایش بعض دیگر را تفسیر می‌كند) این جمله مشهور است لكن سند آن برای ما روشن نیست و لذا مرسل نامیده می‌شود.
    و از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نقل شده است كه: ان كتاب الله لیُصدِّق بعضه بعضاً و لایكذب بعضه بعضاً[8](بدرستی كه قرآن بعضی از قسمتهایش بعض دیگر را تصدیق می‌نماید ولی همدیگر را تكذیب نمی‌كنند).
    و باز از امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ نقل شد كه فرمودند: كتاب الله... ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه و یشهد بعضه علی بعض (قرآن بعضی از قسمتهایش با بعض دیگر سخن می‌گوید و بر همدیگر شهادت می‌دهند).[9]
    تذكر: كسی تفسیر قرآن با قرآن را غیر جایز ندانسته است و لكن روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده كه از آن توهم مخالفت می‌شود: عن ابی عبدالله قال قال ابی: ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض الّا كفر(امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند كه پدرم فرمود: هیچ كس بعضی از قرآن را به بعض دیگر نزد مگر آنكه كافر شد)[10]و در دارالمنثور و تفسیر نعمانی هم مضمون این روایت آورده شده و مضموم شمرده شده است.
    معانی ضرب‌القرآن بعضه ببعض:[11]
    1 . علامه مجلسی(ره) احتمال می‌دهند كه منظور معنی ظاهری ضرب باشد (كوبیدن قرآن به زمین یا به هم زدن قرآن كه نوعی استخفاف به قرآن باشد و آن حرام است) و كفر هم به معنی گناه بزرگ باشد چنان‌چه در ترك صلوه آمده است.
    2 . شیخ صدوق(ره) می‌فرماید: منظور تفسیر كردن آیه‌ای با تفسیر آیه دیگر است(یعنی آیات را جابجا تفسیر كردن است).[12]
    3 . فیض كاشانی می‌فرماید: شاید منظور تأویل بعض متشابهات قرآن به بعض معانی (بر طبق هوای نفس و بدون شنیدن از اهل آن یا هدایت و نوری از طرف خدا) باشد.[13]
    4 . علامه طباطبایی(ره) می‌فرماید: آن خلط بین آیات از حیث مقامات معانی آنهاست یعنی اخلال به مقام آنها شود مثلاً محكم را متشابه فرض كنیم یا بالعكس شود.[14]
    5 . شاید منظور روایت، تناقض‌گیری از قرآن باشد چون در زمان علی ـ علیه السّلام ـ و امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ كسانی بودند كه زندیق بودند و آیاتی را كه به ظاهر مخالف همدیگر بود را جمع‌آوری می‌كردند تا به قرآن اشكال كنند و در این زمنیه روایت مفصلی در بحارالانوار وارد شده كه شاید روایت ضرب‌القرآن جواب این افراد باشد.[15]
    نتیجه: پس منظور از روایت ضرب‌القرآن تفسیر قرآن به قرآن نیست بلكه یا تفسیر به رأی یا تناقض‌گیری و یا خلط عمدی آیات ومعانی آنها می‌باشد.




    .................................................. .................................................. .................................................. .................................................. .........................
    [2] . سوره نحل، آیه 89.
    [3] . تفسیر المیزان، جلد اول، ص 11، با تخلیص و تصرف مختصر.
    [4] . سوره نساء، آیه 101.
    [5] . سوره بقره، آیه 158.
    [6] . وسایل الشیعه، جلد 5، ص 538، باب 22، از ابواب صلوه مسافر، حدیت 2.
    [7] . كتاب مقدمه فی اصول التفسیر، تألیف ابن تیمیه، متوفی 728.
    [8] . بحار الانوار، ج9، ص 127 نقل از توحید صدوق طبع بیروت.
    [9] . نهج‌البلاغه، خطبه 133.
    [10] . كافی، ج 2، ص 632، بحارالانوار، ج 89، ص 39، طبع بیروت.
    [11] . در این قسمت سخنان آیت الله استادی دامت بركاته استفاده شد.
    [12] . معانی الاخبار، به نقل از بحارالانوار، ج 89، ص 39.
    [13] . وافی، ج5، ص 274، به نقل از آقای استادی.
    [14] . به نقل از آقای استادی.
    [15] . بحار‌الانوار، ج 90، ص 98-142، طبع بیروت.





    ویرایش توسط منتظر مهدی موعود : ۱۳۹۲/۰۲/۰۴ در ساعت ۰۱:۱۸
    فَإِنْ سَلَكَ النَّاسُ كُلُّهُمْ وَادِياً وَ سَلَكَ عَلِيٌّ وَادِياً فَاسْلُكْ وَادِيَ عَلِيٍّ وَ خَلِّ النَّاسَ طُرّاً يَا عَمَّارُ إِنَّ عَلِيّاً لَا يَزَالُ عَلَى هُدًى يَا عَمَّارُ طَاعَةُ عَلِيٍّ طَاعَتِي وَ طَاعَتِي طَاعَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏
    ______________________________
    البحار: 38/ 37، و الخوارزمي في المناقب: 124

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود