جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شأن نزول برخی آیات و سوره های قرآن کریم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445

    شأن نزول برخی آیات و سوره های قرآن کریم




    سلام خدمت قرآن دوستان گرامی

    انشاء الله در این تاپیک شأن نزول برخی آیات و سوره های قرآن کریم را قرار خواهیم داد. شما نیز میتوانید در این زمینه ما را یاری کنید.
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    شأن نزول « هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسان‏ ... » ( سوره انسان )


    در مجمع نقل نموده كه روايات خاصه و عامّه موافق شده بر نزول آيات اين سوره از انّ الابرار يشربون تا كان سعيكم مشكورا درباره امير المؤمنين علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها و حسنين علیهما السلام و فضّه خادمه ايشان عليهم السّلام؛

    و آنكه اجمال اين قصّه آن است كه حسنين عليهما السلام مريض شدند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و وجوه اصحاب از آن دو عيادت نمودند و به حضرت امير گفتند خوب است براى شفا دو فرزند خود نذرى فرمائى و او سه روز روزه نذر فرمود و حضرت زهرا و فضه خادمه هم به آنحضرت در نذر تأسى نمودند و خداوند آن دو را شفا داد و حضرت امير آن ايّام چيزى نداشت سه صاع جو كه هر صاعى قريب به يك من تبريز است از يك نفر يهودى قرض كرد و در بعضى از روايات است كه گرفت و بنا شد در عوض براى او پشم ببافد و آورد آن جو را نزد حضرت زهرا و او يك صاع از آن را آرد فرمود و نان پخت و چون امير المؤمنين عليه السّلام از نماز مغرب فارغ شد خدمت او آورد كه افطار نمايند ناگاه فقيرى آمد و سؤال نمود پس نان ها را به او دادند و با آب افطار نمودند و چون روز دوم شد صاع ديگر را آرد كرد و نان پخت و در وقت افطار حاضر نمود پس يتيمى آمد و درخواست نمود و ايشان نان ها را به او دادند و با آب افطار كردند و چون روز سوّم شد بقيّه جو را حضرت زهرا آرد فرمود و نان پخت و در وقت افطار خدمت امير عليه السّلام حاضر نمود پس اسيرى آمد و طلب نمود و ايشان نان ها را به او دادند و با آب افطار نمودند و چون روز چهارم شد و از نذر فارغ شده بودند ، حضرت امير با حسنين عليهما السلام خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيدند با آنكه ضعيف شده بودند پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گريه كرد و جبرئيل سوره هل اتى را نازل نمود.


    **********************
    تفسير روان جاويد، ج‏5، ص: 316
    ویرایش توسط رضوان : ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ در ساعت ۱۴:۳۱
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    شأن نزول « وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً » :

    مفسران نقل كرده‏اند: جمله « وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً » در باره دو نفر از اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله است كه رفيقشان « سلمان » را غيبت كردند، زيرا او را خدمت پيامبر فرستاده بودند تا غذائى براى آنها بياورد، پيامبر سلمان را سراغ «اسامة بن زيد » كه مسؤول «بيت المال» بود فرستاد.

    «اسامه» گفت: الآن چيزى ندارم، آن دو نفر از « اسامه » غيبت كردند و گفتند:

    او بخل ورزيده و در باره « سلمان » گفتند: اگر او را به سراغ چاه سميحه ( كه چاه پر آبى بو د) بفرستيم آب آن فروكش خواهد كرد! سپس خودشان به راه افتادند تا نزد « اسامه » بيايند، و در باره موضوع كار خود تجسس كنند.

    پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم فرمود: من آثار خوردن گوشت را در دهان شما مى‏بينم.

    عرض كردند: اى رسول خدا ما امروز مطلقا گوشت نخورده‏ايم!

    فرمود: آرى گوشت «سلمان» و «اسامه» را مى‏خورديد.

    آيه نازل شد و مسلمانان را از غيبت نهى كرد.


    ************************
    برگزيده تفسير نمونه، ج‏4، ص: 503

    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصيباً مَفْرُوضا

    براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان‏] بر جاى گذاشته‏اند سهمى است و براى زنان [نيز] از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان‏] بر جاى گذاشته‏اند سهمى [خواهد بود]- خواه آن [مال‏] كم باشد يا زياد- نصيب هر كس مفروض شده است.

    ( نساء / 7 )

    در سبب نزول آيه اختلاف است:

    « قتاده » و « ابن جريج » و « ابن زيد » گويند عرب جاهليت به پسران ارث مى دادند و به زنان و دختران ارث نمی دادند اين آيه براى رد روش آنان نازل گرديد.

    در تفسير « ابوالشيخ » و كتاب « الفرائض » از « ابن حبان » از « كلبى» او از « ابوصالح » او از « ابن عباس » روايت كنند كه در جاهليت به دختران ارث نمى دادند و نيز به صغار تا قبل از بلوغ ارث نمی دادند يكى از انصار به نام « اوس بن ثابت » مرده بود و دو دختر و دو پسر صغير از وى باقيمانده بود. دو پسر عموى اوس ميراث او را تصاحب كرده بودند زوجه اوس نزد سول خدا آمد و از او چاره جوئى كرد. پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمود : « در اين خصوص چيزى نمی دانم. » ؛ سپس اين آيه نازل گرديد .

    « زجاج » گويد عرب به كسى ارث نمى داد مگر اينكه شمشير زن و جنگى باشد و يا به تواند از حريم و دارائى خود دفاع كند.

    در تفسیر نمونه آمده است : اعراب با رسم غلط و ظالمانه‏اى كه داشتند زنان و فرزندان خردسال را از حق ارث محروم مى‏ساختند، آيه روى اين قانون غلط خط بطلان كشيده‏.
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    سوره قلم ـ آیه 51 :

    وَ إِنْ يَكادُ الَّذينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُون‏

    ترجمه : و آنان كه كافر شدند، چون قرآن را شنيدند چيزى نمانده بود كه تو را چشم بزنند، و مى‏گفتند: « او واقعاً ديوانه‏اى است.»

    شأن نزول :

    كفار خواستند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم را به وسيله چشم زخم آسيب رسانند ، لذا قومى از قريش آمدند و در مقابل او ايستادند و گفتند ما مثل اين مرد از حيث فصاحت و بلاغت و هم از لحاظ اظهار بينه و دلائل كسى را نديده ايم و اينان قوم « بنی اسد » بودند كه معروف به بد چشمى شده بودند و به هر چيزى اگر چشم مى انداختند و از آن تعريف زياد مى كردند به آن آسيبى مى رسيد ؛

    لذا به يكى از آنها گفته بودند از تو مى خواهيم كه به « محمد » چشم زخم بزنى. اين مرد چنين كرد و چشم خود را به پيامبر افكند و شروع به تعريف و توصيف رسول خدا نمود و سخت ، چشم خود را به پيامبر دوخت در حالتى كه رسول خدا به قرائت قرآن مشغول بود و اين نگاه و نظاره قريب يك ساعت به طول انجاميد و پيش خود تصور مى كرد كه چشم او تاثيرى در رسول خدا خواهد نمود سپس اين آيات به رسول خدا نازل شد : « وَ إِنْ يَكادُ الَّذينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ...‏ »

    ( تفسير «روض الجنان» يا « روح الجنان » )
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    آیه 44 سوره بقره :

    أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُون‏

    آيا مردم را به نيكى فرمان مى‏دهيد و خود را فراموش مى‏كنيد، با اينكه شما كتاب [خدا] را مى‏خوانيد؟ آيا [هيچ‏] نمى‏انديشيد؟

    شأن نزول :

    دانشمندان يهود، قبل از بعثت پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله، مردم را به ايمان آوردن به آن حضرت دعوت مى‏كردند و بشارت ظهور حضرت را مى‏دادند، امّا هنگام ظهور، خودشان ايمان نياوردند و حتّى بعضى از آنان به بستگان خود كه اسلام آورده بودند، توصيه مى‏كردند كه مسلمان بمانند، ولى خودشان اسلام نمى‏آوردند. «1»

    در روايات آمده است:

    دانشمندى كه ديگران را به بهشت دعوت كند، ولى خودش اهل جهنّم باشد، بزرگترين و سخت‏ترين حسرت‏ها را خواهد داشت. «2»

    _______________________
    (1). نمونه، ج 1، ص 214.
    (2). بحار، ج 2، ص 37.


    *****************
    تفسير نور، ج‏1، ص: 103
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  13. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود