جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ● زیر باران دوشنبه بعد از ظهر ! ●

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    شهادت قسمت ما می شد ای کاش ...
    نوشته
    4,004
    حضور
    44 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    58
    آپلود
    15
    گالری
    1227
    صلوات
    32319

    ● زیر باران دوشنبه بعد از ظهر ! ●




    ● زیر باران دوشنبه بعد از ظهر ! ●

    زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
    اتفاقی مقابلم رخ داد

    وسط کوچه ناگهان دیدم
    زن همسایه بر زمین افتاد

    سیب ها روی خاک غلطیدند
    چادرش در میان گرد وغبار

    قبلا این صحنه را...نمی دانم
    در من انگار می شود تکرار

    آه سردی کشید،حس کردم
    کوچه آتش گرفت از این آه

    و سراسیمه گریه در گریه
    پسر کوچکش رسید از راه

    گفت:آرام باش! چیزی نیست
    به گمانم فقط کمی کمرم...

    دست من را بگیر،گریه نکن
    مرد گریه نمی کند پسرم

    چادرش را تکاند، با سختی
    یا علی گفت و از زمین پا شد

    پیش چشمان بی تفاوت ما
    ناله هایش فقط تماشا شد

    صبح فردا به مادرم گفتم
    گوش کن ! این صدای روضهٔ کیست

    طرف کوچه رفتم و دیدم
    در ودیوار خانه ای مشکی است

    **
    با خودم فکر می کنم حالا
    کوچهٔ ما چقدر تاریک است

    گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه
    راستی! فاطمیه نزدیک است...

    ویرایش توسط افلاکیان : ۱۳۹۲/۰۱/۰۵ در ساعت ۱۴:۴۷

  2. صلوات ها 8


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود