صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زورگویی محض شوهرم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    رانندگی
    نوشته
    21
    حضور
    9 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    133

    زورگویی محض شوهرم




    باسلام یه سوالی داشتم.
    من 7ساله ازدواج کردم وشوهرم شخصیتی بداخلاق وتند خو داره.به خاطر دلایل نامعقول وبی پایه ایی از ارتباط من با خواهرم جلوگیری میکنه وادعاداره چون از باجناقش خوشش نمیاد منم حق ندارم حتی اسم خواهرم یا بچه هاشو پیش اون بیارم چه برسه به رفت آمد ودیدار.
    من الان حدو 3ساله که تو هیچ مناسبتی پا تو خونه خواهرم نذاشتم. فقط گاهی تو خونه پدریم میبینمشون. این در حالیه که خواهر خودش شخصیتی فوق العاده فتنه جو دارد وهمیشه سعی در اختلاف افکندن بین ما ودیگر عروسان با برادرانش دارد.
    شوهرم چون چندین بار بهش ثابت شدکه چه خواهر فتنه جویی دارد مدتی با اوقطع رابطه کرد .اما جدیدا معلوم شده که یواشکی باهم آشتی کردن وحال همو میپرسن.
    باهمه تهمتها وافتراهایی که خواهر شوهرم بهم زد وشوهرم مظلومیت وبی گناهی منو دیدوشخصیت خواهرش رو خوب شناخت اما بازهم نمیتونه بهش سر نزنه وحالشو نپرسه اما من چون زنم نباید بدونه اجازه ورضایت اون باخواهر عزیزم دیدار داشته باشم. به خداوندی خدا قسم خودش یه بارهم اعتراف کرد که از خواهرمن جز احترام چیزی ندیده اما چون از شوهرش بدش میاد نباید باهم ارتباط داشته باشیم.
    حالا سوال من اینجاست که آیا این عدالته؟؟؟
    خودش با آگاهی از فتنه گریهای خواهرش همه رو ندیده بگیره وباهاش رفت وآمد داشته باشه وبه بچه های اون محبت کنه اما من با اینکه هیچ بهانه ایی برای قطع رابطه وجود نداره نباید حتی اسم خواهرمو ببرم چه برسه به بچه هاش محبت کنم.
    آیا اشکالی داره من گاهی بدون اطلاع همسرم برم وخواهرمو ببینم ویا اونو دعوت کنم بیاد خونمون؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چون خودشم یواشکی این کارو میکنه ووقتی میفهمم واعتراض میکنم با حرفای زور وخشمگین جوابمو میده.
    من خیلی احساس بدی دارم لطفا زودتر جوابمو بدید چون الانم ایام عیده ودوست دارم صله رحم کنم وبه خواهرم که 5سال از من بزرگتره سر بزنم.لطفا بهم بگید بیاطلاعی شوهرم از رفتن من گناه داره برام یانه؟؟/
    یاسخنی داشته باش دلپذیر ***یا دلی داشته باش سخن پذیر

  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,516
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست


    زورگویی محض شوهرم



    کارشناس بحث: اسراء






    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۱/۰۴ در ساعت ۰۷:۲۰ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,787
    حضور
    6 روز 22 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9230



    نقل قول نوشته اصلی توسط rozesefid نمایش پست ها
    باسلام یه سوالی داشتم.
    من 7ساله ازدواج کردم وشوهرم شخصیتی بداخلاق وتند خو داره.به خاطر دلایل نامعقول وبی پایه ایی از ارتباط من با خواهرم جلوگیری میکنه وادعاداره چون از باجناقش خوشش نمیاد منم حق ندارم حتی اسم خواهرم یا بچه هاشو پیش اون بیارم چه برسه به رفت آمد ودیدار.
    من الان حدو 3ساله که تو هیچ مناسبتی پا تو خونه خواهرم نذاشتم. فقط گاهی تو خونه پدریم میبینمشون. این در حالیه که خواهر خودش شخصیتی فوق العاده فتنه جو دارد وهمیشه سعی در اختلاف افکندن بین ما ودیگر عروسان با برادرانش دارد.
    شوهرم چون چندین بار بهش ثابت شدکه چه خواهر فتنه جویی دارد مدتی با اوقطع رابطه کرد .اما جدیدا معلوم شده که یواشکی باهم آشتی کردن وحال همو میپرسن.
    باهمه تهمتها وافتراهایی که خواهر شوهرم بهم زد وشوهرم مظلومیت وبی گناهی منو دیدوشخصیت خواهرش رو خوب شناخت اما بازهم نمیتونه بهش سر نزنه وحالشو نپرسه اما من چون زنم نباید بدونه اجازه ورضایت اون باخواهر عزیزم دیدار داشته باشم. به خداوندی خدا قسم خودش یه بارهم اعتراف کرد که از خواهرمن جز احترام چیزی ندیده اما چون از شوهرش بدش میاد نباید باهم ارتباط داشته باشیم.
    حالا سوال من اینجاست که آیا این عدالته؟؟؟
    خودش با آگاهی از فتنه گریهای خواهرش همه رو ندیده بگیره وباهاش رفت وآمد داشته باشه وبه بچه های اون محبت کنه اما من با اینکه هیچ بهانه ایی برای قطع رابطه وجود نداره نباید حتی اسم خواهرمو ببرم چه برسه به بچه هاش محبت کنم.
    آیا اشکالی داره من گاهی بدون اطلاع همسرم برم وخواهرمو ببینم ویا اونو دعوت کنم بیاد خونمون؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چون خودشم یواشکی این کارو میکنه ووقتی میفهمم واعتراض میکنم با حرفای زور وخشمگین جوابمو میده.
    من خیلی احساس بدی دارم لطفا زودتر جوابمو بدید چون الانم ایام عیده ودوست دارم صله رحم کنم وبه خواهرم که 5سال از من بزرگتره سر بزنم.لطفا بهم بگید بیاطلاعی شوهرم از رفتن من گناه داره برام یانه؟؟/
    باسلام و تبریک سال نو
    امیدوارم سالی پربرکت و سرشار از بندگی خدا پیش رو داشته باشید .
    از اینکه مقیدید بدون اینکه از حلال و مشروع بودن تصمیمتون مطمئن بشید اقدام نکنید خوشحالم
    می دانید که خروج زن از منزل بدون اذن همسرش حرام است و جایز نیست . اما از طرفی صله ی رحم نیز واجب است وترک ان جایز نیست . اما از ان جایی که راه صله ی رحم منحصر به حضور در منزل اقوام و ارحام نیست و میتوانید با یک تماس تلفنی این صله رحم را انجام دهید . پس حرمت خروج از منزل به استحکام خود باقیست. اما انچه در باره ی ملاقات شوهرتان با خواهرشان وطاقت نیاوردن خودشان در دوری خواهرشان و توقعی که از شما دارند در تحمل این دوری و ملاقات ننمودن خواهرتان ،سخنی است بسیار منطقی که فکر میکنم اگر با محبت و زبان نرم این را با همسرتان در میان بگذارید و به شکل و لحن مچ گیری و لحن اعتراض شدید از ارتباطش با خواهرش مطرح نشود ،اثر خواهد گذاشت ، انچه لازم است زبان نرمتر و محبت امیز تر است ، البته بیشتر این را باید با کارشناسان مشاوره مطرح کنید که چگونه بهتر میتوانید در شوهرتان تاثیر گذار باشید
    خوش و پیروز و سر بلند باشید .

  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    پروازكردن
    نوشته
    188
    حضور
    5 روز 23 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    43
    صلوات
    1455



    سلام...
    بنده كوچكترازآني هستم كه نكته اي روبيان كنم
    عنوان تاپيك روديدم برام جالب بود
    بنده بااين سوال قبلي كاري ندارم اماميخوام چيزي بگم
    چراماخانم هاالبته بعضي هامون اين طوري شديم
    چرافكرميكنيم اين قدرداره به ماظلم ميشه
    باوركنين بااينكه يه خانم هستم اماميخوام سازماني بزنم به حمايت ازمردان باشه
    چراسريال هاي ماهمش زن ذليلي وبي دست وپابودن مردان رودرمديريت خونه رونشون ميدن؟؟!!!
    چرامازنان فكرنميكنيم كه بايدمردان رودرك كنيم
    چرافكرميكنم خودم روميگم اگه به همسرم چشم بگم به جايي برميخوره؟!!
    خونه هابعضاشده يازن سالاريابچه سالار....
    پس مردبنده خداچي؟!
    ازصبح تاشب كلي زحمت ميكشه بازم حق نداره حرف بزنه
    كاش سازش روازمادرانمون يادبگيريم
    موردي روازآشنايان سراغ دارم كه به خاطراينكه فرزنداولش دختربودكلي كتك ازشوهرش خورده بودولي بازم به شوهرش احترام ميذاشت وجلوي اسمش آقاميذاشت...
    من كارمردروقبول ندارم اماببينيم اگه بامااين برخوردبشه فكرنكنم اجازه بديم مردديگه زنده بمونه
    كمي احترام به شوهرروتمرين كنيم
    به احترام همسرمون ازجامون بلندبشيم
    ميگه يه ليوان آب بگيم چشم همسرم....
    ببخشيدخواستم اين روبگم تاكمي ماخانمابه خودمون بيايم..

    خدایا؛
    همیشه و هر لحظه یادم بنداز که؛
    نامحرم، نامحرم است؛
    چه در دنیای حقیقی، چه در دنیای مجازی؛
    یادم بنداز فاطمه «س» را که؛
    از نابینا رو می پوشاند ...

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    جناب ستیلا نمیگم حرفاتون غلطه ولی به نظر من زندگی زناشویی یه رفاقت نه رابطه ی رییس و مرئوسی!...

    احترام به اقایون و قدرشناسی از زحماتشون سرجاش ولی خدا هم میگه ازار مومن گناه داره
    همون قدر که یه خانم بدون اجازه همسرش بیرون بره گناه میکنه یه اقا هم بی دلیل این محدودیت رو ایجاد کنه و از سر لجبازی و نه منطق گناه میکنه!!
    کی سو ستفاده از اختیارات رو درست میدونه!...؟؟
    این خانم به وظیفه ی شرعیش عمل میکنه و ان شا الله اون دنیام خدا براش جبران میکنه ولی واقعا به نظرتون رفتار اون اقا اخلاقی است؟!؟....(البته یه چیزم بگم تو این جور منازعات نمیشه با شنیدن حرف یکی از طرفین قضاوت کرد ...!من نمیگم کار اون اقا 100% غلطه ولی اگه قضیه همین باشه که ایشون گفتن ....!!)

    ویرایش توسط hoorshid : ۱۳۹۲/۰۱/۰۵ در ساعت ۱۲:۲۸
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  11. صلوات ها 13


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    پروازكردن
    نوشته
    188
    حضور
    5 روز 23 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    43
    صلوات
    1455



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    جناب ستیلا نمیگم حرفاتون غلطه ولی به نظر من زندگی زناشویی یه رفاقت نه رابطه ی رییس و مرئوسی!...

    احترام به اقایون و قدرشناسی از زحماتشون سرجاش ولی خدا هم میگه ازار مومن گناه داره
    همون قدر که یه خانم بدون اجازه همسرش بیرون بره گناه میکنه یه اقا هم بی دلیل این محدودیت رو ایجاد کنه و از سر لجبازی و نه منطق گناه میکنه!!
    کی سو ستفاده از اختیارات رو درست میدونه!...؟؟
    این خانم به وظیفه ی شرعیش عمل میکنه و ان شا الله اون دنیام خدا براش جبران میکنه ولی واقعا به نظرتون رفتار اون اقا اخلاقی است؟!؟....(البته یه چیزم بگم تو این جور منازعات نمیشه با شنیدن حرف یکی از طرفین قضاوت کرد ...!من نمیگم کار اون اقا 100% غلطه ولی اگه قضیه همین باشه که ایشون گفتن ....!!)
    توجه بفرماييدبنده عرايضم اصلاربطي به سوال قبلي نداشت صحبت خودم به صرف بود.
    غرض بنده اينه كه اگه توي زندگي يكي آتيش ميشه ديگه اون طرف مقابل بنزين نباشه.
    خدایا؛
    همیشه و هر لحظه یادم بنداز که؛
    نامحرم، نامحرم است؛
    چه در دنیای حقیقی، چه در دنیای مجازی؛
    یادم بنداز فاطمه «س» را که؛
    از نابینا رو می پوشاند ...

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    الله
    نوشته
    284
    حضور
    2 روز 2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    315



    جناب rozesefid

    بنده که مرد هستم چندین سال است که مشکل شما را دارم یعنی بنده با باجناقم قهر هستم ولی این قهر باعث نشده است که خانم بنده یا خواهرش به خانه های یکدیگر رفت و آمد نکنند تنها بنده و باجناقم به خانه های یکدیگر نمی رویم. مثلا در عید نوروز بنده خانم و فرزندانم را به خانه باجناقم می برم و توی ماشین منتظر می مانم تا آنها بیایند و باجناقم هم همین کار را می کند.

  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    19
    حضور
    15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    79



    سلام...
    بنده كوچكترازآني هستم كه نكته اي روبيان كنم
    عنوان تاپيك روديدم برام جالب بود
    بنده بااين سوال قبلي كاري ندارم اماميخوام چيزي بگم
    چراماخانم هاالبته بعضي هامون اين طوري شديم
    چرافكرميكنيم اين قدرداره به ماظلم ميشه
    باوركنين بااينكه يه خانم هستم اماميخوام سازماني بزنم به حمايت ازمردان باشه
    چراسريال هاي ماهمش زن ذليلي وبي دست وپابودن مردان رودرمديريت خونه رونشون ميدن؟؟!!!
    چرامازنان فكرنميكنيم كه بايدمردان رودرك كنيم
    چرافكرميكنم خودم روميگم اگه به همسرم چشم بگم به جايي برميخوره؟!!
    خونه هابعضاشده يازن سالاريابچه سالار....
    پس مردبنده خداچي؟!
    ازصبح تاشب كلي زحمت ميكشه بازم حق نداره حرف بزنه
    كاش سازش روازمادرانمون يادبگيريم
    موردي روازآشنايان سراغ دارم كه به خاطراينكه فرزنداولش دختربودكلي كتك ازشوهرش خورده بودولي بازم به شوهرش احترام ميذاشت وجلوي اسمش آقاميذاشت...
    من كارمردروقبول ندارم اماببينيم اگه بامااين برخوردبشه فكرنكنم اجازه بديم مردديگه زنده بمونه
    كمي احترام به شوهرروتمرين كنيم
    به احترام همسرمون ازجامون بلندبشيم
    ميگه يه ليوان آب بگيم چشم همسرم....
    ببخشيدخواستم اين روبگم تاكمي ماخانمابه خودمون بيايم..
    سلام

    مشکل جامعه ما اینه

    بسیاری از خانواده ها یا زن سالارن همه حقوق مردو نادیده میگیرن یا میشه مرد سالار و زن هر جوری ظلم شد بهش باید فرشته باشه و احترام و ....

    میشه عالی بود ولی گفتن این حرف ها راحته باید بود در شرایط و دید چند نفر میتونن بی احترامی و ظلم و .. ببینن و سالیان سال فرشته بمونن!

    چه توانستن از نظر بنیه روحی(هر کسی ازدواج میکنه تا به کمال برسه و ارامش و نیازاش بر طرف بشه ) چه ایمانی

    بماند که از نظر من نمیشه یقینی تایید کرد و پسندیده دونست این مسالرو که
    در مقابل ظلم ها و رفتار نادرست و غیر منطقی همسر همیشه مظلوم و بله قربان گو موند

    شاید با این کار ظلمی که میتونه تموم بشه ادامه پیدا کنه و گناهان مرد هم بیشتر ....

    همیشه اینگونه نیست فرد مقابل با محبت به اشتباهش پی ببره و گناه ظلمو ترک ...

    ویرایش توسط تنـــــها و دلتنگ : ۱۳۹۲/۰۱/۰۵ در ساعت ۱۳:۱۶

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    رانندگی
    نوشته
    21
    حضور
    9 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    133



    ضمن عرض سلام وتشکر خدمت کارشناس محترم ودیگر دوستان که نظرات دلسوزانشون رواینجا مطرح کردن.


    بعداز خوندن صحبتها مخصوصا صحبتهای جناب ستیلا لازم دیدم یه مقدار بیشتر از مشکلاتم رو اینجا بگم تا خدا نکرده اینظور به نظر نیاد که من دنبال حقوقی بیشتر از حق واقعیم هستم. من الان یه گوشه از گذشتم رو تعریف میکنم بعد خودتون قضاوت کنید من آیا تو این مدت صبور بودم یانه؟ وآیا هر زن دیگه هم جای من بود آیا بازهم صبور بود ؟؟؟؟م


    همونظور که قبلا گفتم من 7ساله ازدواج کردم و شوهرم فردی فوق العاده بدخلق وزود رنجیه وخلقیاتش دقیقا برعکس منه. شدیدا گرایش به مردسالاری داره ومنو همیشه تحت تسلط خودش قرار داده. وقتی به گذشته نگاه میکنم همش تلخی وگریه های شبانه ام هست. نمیخواهم یکطرفه به قاضی بروم چون ایشون با وجود خلقیات تنگ شخصی بااراده ومستقل هست اما عیبش اینه که این خصوصیات باعث شده خود ش رو همیشه تنها وبی کس فرض کنه وبه هیچ کس اعتمادنکنه.
    ایشون اگه بیش از حد عصبانی بشن دست بزن هم پیدا میکنه وبرام خاطرات تلخ وناگواری به یادگار گذاشته. از جمله اینکه وقتی سال 84 برای فرزند اولم باردار بودم چند ماه اول خوب بود اما همین که فهمید بچه دختره ازاین رو به اون رو شد.رفتارها وحرفهای غیر قابل باوری با من که یک زن باردار بودم داشت.سر هر هیچ وپوچ دعوای حسابی راه مینداخت. جوری بود که هیچ کس رو نمیذاشت به خونمون بیاد حتی مادرم. تا اینه یه روز مادرم طبق رسم ما برام کادوی عید نوروزآورد بعد که فهمید مادرم اومده وبرام کادو آورده یک قیامتی به پا کرد که فقط خدا شاهده.
    منم اونقدر بهم فشار روحی وارد شد که فشار خونم زد بالا وجنین 8ماهم تو شکمم از حرکت ایستاد تا 2 روز التماس میکردم که منو دکتر ببره.هنوزم نفهمیدم چرا وجدانش اونقدر بیخیال بچش شده بود .تا اینکه سه روزبعد با مادرم رفتیم سنو گرافی ومتاسفانه دکتر گفت که همون سه روز پیش جنین تلف شده واگه زودتر از شکمم خارج نشه جون منم در خطره.
    تا اینکه بستری شدم اما همه اومدن وبشت اتاق زایمان برام دعا وذکر میخوندن به غیر ازخود شخص شوهرم تازه فرداش به زور یه ربعی اومد وبدون پرسیدن احوالات من مثل یه مهمان غریبه کارش رو بهونه کرد وپاشد رفت.
    حتی منو از بیمارستان مرخصم نکرد.واین خونوادم بودن که به کارا میرسیدن. پدر ومادرم برای اینکه زندگیم بیشتر از این خراب نشه منو همش دعوت به صبوری میکردن . بعد این ماجرا من وشوهرم هرگز دیگه راجب اودوران صحبت نکردیم اما این یه زخمی بود که بر قلبم زد وهنوزم که هنوزه تا یادش میوفتم آتیش میگیرم.


    حالا جناب ستیلا که فکر میکنید حقوق مردان ضایع شده آیا شما جای من بودید وبهترین دوران زندگیت اینجور به عقوبت ظالمانه شوهر اونم به غیره منطقیترین دلیل دچار میشدید بازهم اعتقاد داشتی که مردان مظلومن وحقشون ضایع شده؟ (البته من منظورم همه مردان نیست)



    آیا این کفران نعمت نبود در قبال خدا؟؟؟؟؟


    حالا بگذریم که خواهر ومادرش این وسط چه آتیشهایی که نسوزوندن!وچه ها که تو گوش شوهرم نخوندن! من اینارو بعدها فهمیدم !


    نمیخوام زیاد تو بهر خواهر شوهر اینا برم که خدا خودش داره جزای کاراشو میچشونه من فقط اینو میخوام بدونم مگه من احساسم از آهنه؟ مگه من انسان نیستم ؟ بعد اینهمه برخورد واتفاقات تلخ تو زندگیم که شما فقط یه گوشه کوچیکی ازش فهمیدین هنوزم باید چشم بگم والبته خدا شاهده که میگم اما این دیگه خیلی ظلمه که منو بیشتر از سه ساله که از دیدن خواهرم محروم کنه اما خودش با آگاهی از اینگه چه خواهر فتنه جویی داره باهاش رابطشو حفظ کنه؟؟؟؟



    .

    ویرایش توسط rozesefid : ۱۳۹۲/۰۱/۰۵ در ساعت ۲۳:۵۰
    یاسخنی داشته باش دلپذیر ***یا دلی داشته باش سخن پذیر

  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    زیارت ، اقتصاد
    نوشته
    1,467
    حضور
    17 روز 3 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    58
    صلوات
    12737



    لا حول و لا قوة الا بالله

    سلام بر شما
    زدن این حرفها توسط من که هیچ تجربه ای ندارم شاید خنده دار باشه اما چیزهایی بوده که در زندگی دیگران دیدم
    مردها برعکس ظاهرشون که خشن و بی احساس نشون داده میشه فوق العاده احساساتی هستند و به شدت تحت تاثیر محبت های همسرشون قرار میگیرند
    محبت کیمیایی هست که مس وجود هر انسانی رو طلا میکنه
    استفاده از کلمات محبت آمیز و رفتارهایی که همسرتون دوست داره مطمئناً راه گشاست ، نمیگم تا بحال این کار رو نکردید میگم بیشتر این کار رو بکنید و نه از روی اجبار بلکه واقعاً از ته دل
    اینکه مرد در اختیار همسرش باشه هنر اون زن هست اگر نه هیچ مردی دوست نداره چیزی که الآن بهش میگن زن ذلیل (که من بهش میگم احترام متقابل) باشه
    وقتی دل همسرتون نرم شد منطقی باهاش صحبت کنید ، به نظرم همسرتون حرکت اشتباهی در باجناقشون دیدند اما چون دنبال این نبودند که چرا این حرکت رو انجام دادند این دید منفی نه تنها از بین نرفت بلکه بدتر هم شده
    این برای خودم هم اتفاق افتاده که بدلیل عملی که یک بنده خدایی انجام داده بود واقعاً ازش متنفر شدم اما یک بار کاملاً اتفاقی دیدمش و سلام و احوال پرسی کردیم دیدگاهم بهشون کاملاً عوض شد
    به نظرم از همسرتون بپرسید چرا فکر میکنند باجناقشون انسان خوبی نیستند

    یادم میاد قرار روز اولم باهات ، مگه قرارمون نبود بشم منم فدات
    آقا دارن میرن دونه دونه کبوترا ، توی دمشق و کاظمین و شهر سامرا
    دلم پر از شکایته امام مهربون ، چه جور دلت میاد بهم بگی بازم بمون
    به جون حضرت جواد و جون مادرت ، ی کاری کن که پرپرت بشه کبوترت


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود