صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا زنان می توانند در قضاوت و سياست وارد شوند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    و...
    نوشته
    116
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    199

    آيا زنان می توانند در قضاوت و سياست وارد شوند؟




    ايا زنان مي توانند وارد سياست شوند و قضاوت کنند
    گر مرد رهي ميان خون بايد رفت از پاي فتاده سرنگون بايد رفت
    تو پاي به راه در نه و هيچ مپرس. خود راه بگويدت که چون بايد رفت

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست





    آيا زنان می توانند در قضاوت و سياست وارد شوند؟




    آيا زنان می توانند در قضاوت و سياست وارد شوند؟


    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۱/۱۲/۲۰ در ساعت ۲۳:۲۲ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5706



    به نام خدا
    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط شهامت نمایش پست ها
    ايا زنان مي توانند وارد سياست شوند و قضاوت کنند
    استاد شهيد مرتضي مطهري بحث مبسوطي در اين زمينه دارند كه در موضوع زن و قضاوت به بررسي و نقد ادله موجود مبني بر ممنوعيت قضاوت زن مي پردازند .
    ايشان معتقدند در باب قضا آن چیزی که ما داریم و دلیل اساسی ما هست، جز اجماع فقها چیز دیگری نیست. چیزی که قابل اعتماد باشد نیست.
    و بدین ترتیب استاد شهید همانند بسیاری از فقهاء دیگر اثبات ممنوعیت قضاوت توسط بانوان از نظر روایات را امری مشکل می‏ داند و تکیه‏ گاه اصلی را عبارت از اجماع می ‏شمارد. استاد در توضیح همین امر اضافه می‏ کند:
    «عده‏ ای از اهل تسنن قضاوت زن را جایز می‏ دانند. بعضیها مثل «ابن ‏جریر طبری» مطلقا جایز می ‏دانند و بعضی در مواردی که شهادت زن جایز است مثل حقوق مالی، قضاوت زن را جایز می‏ دانستند؛ اما در شیعه ادعای اجماع شده است [که زن نمی‏تواند قاضی شود،] البته نه اجماع به آن معنا که احدی خارج نیست. افرادی هم استثنایی، قبول کرده‏ اند که نه، زن می ‏تواند قاضی شود، ولی اینها عددشان خیلی کم است و نادر.»(1)

    (1)- برگرفته از سايت پرتال جامع علوم انساني -زن و جامعه در نگرش استاد مطهري


  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5706




    بررسی ادله ممنوعیت قضاوت زن
    عمده ‏ترین نقطه بحث، ارزیابی ادله‏ ای است که منکرین جواز قضاوت زن به آن استدلال نموده‏ اند. این ادله نیز همانند سایر مباحث فقهی توسط فقیهان مورد کنکاش قرار گرفته است، اما قطعیت مسأله در نگاه بسیاری از فقها می ‏تواند در نگرش به ادله مربوطه بویژه روایات تأثیر بگذارد. چرا که اعتقاد به قطعی بودن مسأله درجه نیازمندی فقیه به ادله موجود را کاهش می ‏دهد. در میان کتبی که به تفصیل به مسأله قضاوت و شهادت پرداخته است همان گونه که استاد شهید نیز یادآور شده ‏اند، باید از کتاب ارزشمند «مستند الشیعه» اثر فقیه وارسته و جامع، حضرت آیت ‏اللّه‏ ملامهدی نراقی(قده) نام برد.
    استاد شهید، محور ارزیابی مذکور را از این کتاب برگزیده است. مرحوم نراقی(قده) در بررسی شرایط لازم برای شخص قاضی در خصوص شرط «ذکورت» چنان که مرحوم استاد نیز بازگو نموده است، چنین می‏گوید:
    و منها الذکورةُ بالاجماعِ کما فی المسالک و نهج الحق و المدارک و غیرهما [ها، ظ] و استشکل بعضُهم فی اشتراطه و هو ضعیفٌ لاختصاصِ الصحیحین(1) بالرَجُل فَیُخَصَصُ بهما غیرُهما مما یَعُمَّ و یدلّ علیه مرسلة الفقیه «یا معاشر الناس! لا تُطیعوا النساء علی حالٍ و لا تأمنوهنّ علی مالٍ»(2) و روایات ابناء نباتة و ابی‏المقدام و کثیر «لا تُملِّک المرأةَ مِنَ الأَمْرِ ما یجاوز نَفْسَها»(3) و روایة الحسین بن‏المختار «اتّقوا شرار النساء و کُونُوا من خیارهِنَّ علی حذرٍ و اِنْ اَمَرْتَکُمْ بالمعروف(4) فخالفوهُنَ کی لا یَطْمَعْنَ منکم فی المنکر»(5) و یقربها مُرْسَلَتا المطلّب بن‏زیاد(6) و عمرو بن‏عثمان(7) و روایة حماد بن‏عمرو الطویلة و فیها «یا علی! لَیْسَ عَلَی النساء جمعةٌ و لا جماعةٌ» الی أن قال «و لا تولی القضاء»(8) و روایة جابر عن الباقر(ع) «و لا تولی المرأة القضاء و لا تولّی الا مارة»(9) و فی خبرٍ آخر «لا یصلح قوم ولَتهم امرأةٌ(10) (مستند الشیعة، ج2، ص519).
    توضیح فراز مذکور را با استفاده از جملات استاد شهید پی می‏گیریم.
    «می‏گوید: از جمله شرایط قاضی، به اجماع علماء، مرد بودن است، همان طور که در [کتاب] مسالک [و نهج ‏الحق و مدارک]هم ادعای اجماع شده است ؛ ولی بعضی از علمای ما در اینکه مرد بودن شرط باشد اشکال کرده ‏اند و این می‏رساند که بعضی از علماء شیعه هم هستند که در شرط بودن مرد در باب قضاوت، اشکال کرده ‏اند؛ اما خود ایشان می‏گوید: نه. آن اشکال ضعیف است. چرا این اشکال ضعیف است؟ می‏گوید: برای اینکه ما در باب قاضی دو تا حدیث صحیح داریم و این دو حدیث صحیح کلمه «مرد» آورده است.»


    1ـ وسائل الشیعة، ج18، ص4 و 99.
    2ـ همان، ج14، ص129.
    3ـ همان، ص120.
    4ـ کلمه «بالمعروف» گرچه در «مستند الشیعه» نیامده است ولی در متن روایت موجود است و ظاهرا اشتباه ناشی از استنساخ است.
    5ـ وسائل الشیعه، ج14، ص128.
    6ـ همان.
    7ـ همان، ص129.
    8ـ همان، ج18، ص6.
    9ـ این روایت و روایت قبلی در بحث زن و سياست هم مورد استناد است .
    10- این روایتی است که با تعبیرات مختلفی وارد شده است. از جمله: صحیح البخاری، ج3، ص90 ـ سنن نسائی، ج8، ص227 ـ سنن ترمذی، ج3، ص360 ـ مسند احمد، ج5، ص38 ـ تحف العقول ـ نهایة ابن‏ اثیر، ج4، ص135 ـ خلاف شیخ ‏طوسی، ج3، ص311 ـ کنزالعمال، ج6، ص40.


  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5706




    توضیح فراز مذکور را با استفاده از جملات استاد شهید پی می‏گیریم.
    «می‏گوید: از جمله شرایط قاضی، به اجماع علماء، مرد بودن است، همان طور که در [کتاب] مسالک [و نهج‏ الحق و مدارک]هم ادعای اجماع شده است ؛ ولی بعضی از علمای ما در اینکه مرد بودن شرط باشد اشکال کرده‏ اند و این می ‏رساند که بعضی از علماء شیعه هم هستند که در شرط بودن مرد در باب قضاوت، اشکال کرده ‏اند؛ اما خود ایشان می‏گوید: نه. آن اشکال ضعیف است. چرا این اشکال ضعیف است؟ می‏گوید: برای اینکه ما در باب قاضی دو تا حدیث صحیح داریم و این دو حدیث صحیح کلمه «مرد» آورده است.»
    آن گاه استاد به نقل و شرح این دو حدیث می‏پردازد.
    «یک حدیث آن چنین است: اُنْظُروا الی رجلٍ منکم یَعْلَمُ شیئا مِنْ قضایانا فاجعلوه بینکم فانّی قد جعلتُة علیکم قاضیا. امام فرمود: نگاه کنید، یکی از خودتان، یک مردی که چیزی از قضایای ما را بداند، یعنی بداند که نظر ما چیست؟ بر نظریه‏های ما اطلاع داشته باشد، او را در میان خودتان قرار دهید، من او را به عنوان قاضی در میان شما نصب کرده‏ام.
    این دستور عمومی است، بنابراین هر مردی که بر اخبار و روایات ائمه(ع) اطلاع داشته باشد، ائمه(ع) او را به عنوان قضاوت نصب کرده‏اند. کلمه «الی رجلٍ منکم» می‏فرماید نگاه کنید به مردی از خودتان.»
    سپس استاد حدیث دوم را نقل می‏کند و با طرح این سؤال که «آیا این دلیل، دلیل درستی است یا نیست؟» به ارزیابی آن می‏پردازد:
    «اگر اجماع در کار نباشد، این دلیل، روی سبک درک فقهی درست نیست. چرا؟ [چون] یک حرفی خود فقها دارند و آن این است [که] می‏گویند نه ضمیر مذکر اختصاص به مرد دارد، نه ضمیر مؤنث اختصاص به زن دارد. ضمیر مذکر اعم است. کلمه رجل نیز در بسیاری از موارد اختصاص به مرد ندارد، بلکه به عنوان مثل ذکر می‏شود. [به این[ می‏گویند الغاء خصوصیت. مثلاً یک کسی می‏آید سؤال می‏کند «رَجُلٌ شَکٌ بَیْنَ الثلاثِ و الارْبَعِ» یک مردی شک کرده است بین سه و چهار، حکمش چیست؟ امام می‏گویند مثلاً بنا را بر چهار بگذارد. اینجا باید چه چیزی بگوییم؟ [آیا] بگوییم این حکم اختصاص به مردها دارد یا [بگوییم] نه. مقصود از «رجل» یک فرد است. رجولیت خصوصیت ندارد. در اینجا آنکه خصوصیت دارد شک بین سه و چهار است. خودمان هم در تعبیرات خودمان داریم؛ می‏گوییم «یک مردی اگر پیدا شود چنین کاری بکند.» مقصودمان این نیست که واقعا از جنس رجال باشد، [بلکه] یعنی کسی که دارای این خصوصیت و مزیت باشد. [در بحث] اینجا [نیز[ نمی‏شود مفهوم گرفت که «انظروا الی رجلٍ منکم» تکیه روی رجولیّت است. ولی چون کلمه مرد همیشه به عنوان مثل ذکر می‏شود [در اینجا نیز] کلمه
    مرد ذکر شده [است.] یعنی می‏شود در اینجا الغاء خصوصیت کرد.»
    و بدین گونه ارزیابی استاد شهید نسبت به دو روایت مذکور انجام می‏ پذیرد.


  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5706




    ارزیابی سایر ادله
    استاد شهید پس از بررسی دو روایت مذکور به ارزیابی سایر ادله‏ای که مرحوم نراقی(قده) ذکر کردند می‏پردازد. نظر استاد نسبت به این ادله چنین است:
    «غیر از این دو صحیحه، روایات دیگری ذکر می‏کنند که آن روایات هیچ کدامش، یا سند ندارد و یا سند معتبر ندارد. یک روایت، مرسله است. (مرسله است یعنی سند ندارد. همین طور گفته‏ اند،امام فرموده. اما چه کسی روایت کرده؟ هیچ معلوم نیست.» مرسله‏ ای از کتاب «من لا یحضره الفقیه» روایت شده است که «یا معاشر الناس! لا تطیعوا النساء علی حالٍ و لا تأمنوهنّ علی مالٍ» مردم! زنان را به هیچ حال، اطاعت نکنید و آنها را بر مالی، امین قرار ندهید. این روایت که کارش خیلی مشکل است؛ به جهت قسمت دوم که می‏گوید «و لا تعملوهن علی مال» [این [برخلاف ضرورت فقه است و قسمت اول هم «لا تطیعوهنّ علی حالٍ» مربوط به روابط خانوادگی است، یعنی مربوط به این است که یک مرد نباید زمام امور خودش را دست زن قرار دهد. این یک مطلب درستی است. مرد نباید مهارش دست زن باشد. پس اولاً روایت، مرسله است، یعنی سندش، معتبر نیست و ثانیا جمله اول این روایت مربوط به روابط خانوادگی است ... قسمت دوم آن، اساسا قابل عمل نیست. «قابل عمل نیست.» یعنی برخلاف دستور فقه است.»
    آن گاه در خصوص شرح و پاسخ روایت «لا تملک المرأة من الامر ما یجاوز نفسها» می‏گوید:
    «زن را آن قدر به او اختیار نده که از حدّ خودش تجاوز بکند. اینکه حدّ، معین نمی‏کند، این نیز در روابط زن و شوهری است. به شوهران می‏گویند: به زنها آن قدر میدان ندهید که از حدّ خودشان تجاوز بکنند. این نیز از نظر کلی یک مطلب درستی است، چون اینجا، حدّ معین نشده است ولی در اینکه باید برای زن حدی باشد ما شک و بحثی نمی‏کنیم. مطلب به باب قضاوت مربوط نیست. [خلاصه در[ «لا تملک المرأة ما یجاوز نفسها» گذشته از اینکه حدی مشخص نشده تا ما بفهمیم این حدّ چیست؟ وضع «لا تملک» که به مرد می‏گوید این کار را نکن، معلوم است به شوهر از آن جهت که شوهر است [و[ نسبت به زن از آن جهت که همسرش است را می‏گوید.»


  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5706




    روایت معروف شیخ ‏صدوق
    استاد شهید ادامه بحث خویش را به روایتی اختصاص می‏دهد که مرحوم شیخ‏ صدوق (قده) نقل کرده است و جزء ادله مرحوم نراقی نیز آمده بود و به تعبیر استاد خیلی به آن استناد می‏شود. این روایت که شامل وصیتهای پیامبر اکرم(ص) به امیرالمؤمنین(ع) است حدیثی مفصل است. در فرازی از آن همان گونه که استاد شهید نیز نقل نموده چنین آمده است:
    «لیس علی النساء جمعة و لا جماعة ... و لا تولی القضاء»
    بر بانوان نماز جمعه و جماعت واجب نیست ... کار قضاوت به زن واگذار نمی‏شود.
    تحلیل مرحوم استاد نسبت به روایت مذکور این است که «این روایت اگر سندش درست باشد در دلالتش هیچ بحثی نیست.» ولی به نظر استاد، سند این روایت قابل اعتنا نیست. بیان ایشان چنین است:
    «ما تحقیق کردیم؛ دیدیم غیر از شیخ ‏صدوق، کس دیگری آن را روایت نکرده. شیخ ‏صدوق هم یک مسافرتی به بلخ و بخارا کرده و در آنجا به یک مردی به نام محمد بن‏ مردشاه برخورد می‏کند و او یک سلسله روایات دارد و روایات او را اخذ می‏کند. شیخ ‏صدوق در آخر کتاب «فقیه» سند خودش را نقل می‏کند که سند من در اینجا چیست؟ ولی علما گفته ‏اند که در این سند افراد مجهولی هستند. یعنی افرادی هستند که اصلاً ما نمی‏دانیم اینها کی هستند؟ بنابراین به سند این روایت نمی‏شود اعتنا کرد.» استاد(قده) نسبت به این روایت می‏افزاید:
    «... علی الظاهر [این روایت شیخ ‏صدوق] از روایات اهل تسنن است و از روایات شیعه نیست و اینکه در سندش افراد مجهولی هستند به این علت است که از روات شیعه نقل نشده است.»
    استاد روایت جابر از امام باقر(ع) را به همین مضمون می‏داند و می‏گوید این روایت را هنوز نتوانستم پیدا کنم.

    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ در ساعت ۲۱:۴۲

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5706




    آخرین روایت
    در باره آخرین روایت شرح و ارزیابی استاد نسبت به این روایت چنین است:
    «یک روایت دیگری نیز هست که این نیز از اهل تسنن است و در باب سیاست هم به آن استدلال می‏کنند. آن مسأله این است که می‏گویند به پیغمبر اکرم(ص) خبر دادند در ایران سلطنت را به «پوراندخت» واگذار کردند. پیغمبر(ص) فرمودند که «لا یصلح قومٌ ولَتهم امرأة» یا «لم یصلح قوم ولَتهم امرأة». هرگز قومی که ولایت آنها در اختیار یک زن قرار بگیرد، آنها رستگار نخواهند شد. این هم باز از روایاتی است که در کتب اهل شیعه نیامده و فقط در کتب اهل تسنن آمده است.»
    استاد شهید(قده) در پایان ارزیابی خویش نسبت به روایات مورد بحث یادآور می‏شود:
    «به هر حال، این مطلب با اینکه از نظر روایات، همه اینها قابل خدشه و مناقشه است ولی تقریبا از نظر فقه اسلامی یک امری است که مورد تسلم شناخته شده است.»


  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    با او
    سلام و ادب؛

    نقل نکاتی در باب موضوع این تاپیک از آیت الله جوادی آملی و همچنین نقل نظر خود ایشان در این باب؛ (اگر میان مطلب پیوسته ی شماست عذرخواهی می کنم.)

    آيا زنان می توانند در قضاوت و سياست وارد شوند؟

    الف: درباره تصدّي مقام قضا و داوري، برخي از فقيهان نام‏آور اماميه، نه تصريح به شرطيّت ذكورت نموده‏اند تا زنْ فاقد شرط قضا باشد، نه تصريح به مانعيّت انوثت كرده‏اند تا زنْ واجد مانع داوري باشد؛ مانند شيخ مفيد(قدس‌سرّه) در مقنعه كه به اشتراط عقل، كمال، علم به كتاب الهي كه سنّت معصومان(عليهم‌السلام) را به همراه دارد، اكتفا نموده است و نظير شيخ طوسي(قدس‌سرّه) در نهايه كه افزون بر مقنعه مفيد چيزي جز حِرص بر تقوا را نيفزوده و نامي از اشتراط مرد بودن يا امتناع زن بودن نبرده است و مانند ابن‏ادريس در سرائر كه گذشته از شرايط مذكور، تورّع از محارم الهي را يادآور شده و سخن از مرد و زن بودن قاضي به ميان نياورده است و چون غُنْيةالنزوع حمزة بن علي بن زهره كه تصريح به اشتراط ذكورت نكرده است.
    اگر زن به مقام شامخ اجتهاد برسد و داراي ملكه عدالت باشد و واجد شرايط ديگري گردد كه در قضا و اوصاف قاضي معتبر است و تصدّي قضاي زنان را عهده‏دار شود با نصب از طرف فقيه جامع الشرايط كه ولايت امر مسلمانان و رهبري جامعه اسلامي را به عهده دارد، از نظر بزرگاني چون مقدس اردبيلي مانعي ندارد.

    **********

    ب: به ياد دارم يكي از مراجع گذشته شفاهاً چنين گفت: مرجعيت زن، مايه هتك اين مقام منيع است، ليكن گفتار مزبور ناشي از نشناختن هويّت انساني زن و نيز معرّفي ظالمانه نظام طغيان و تعدّي از او به عنوان كالاي غريزه و اقتصاد و همچنين محروم نگه‏داشتن اين قشر عظيم بزرگوار از ورود در معارف والا و منيع عقلي و نقلي و نيز ناباوري خود، براي خودِ زنان و نيز برخي از علل و عوامل مستور و مشهور ديگر بوده و هست.

    **********

    نظر خود ایت الله جوادی آملی؛ جنبه عاطفي بودن زن، ذاتاً مانع تعديل قواي عقلي و فكري او نيست و تمام بحث در صورتي است كه زن چون مرد از اعتدال عقل نظري برخوردار باشد و جنبه خردورزي و فرزانگي معتبر در قضا و مرجعيت، مقهور عاطفه و احساس نگردد؛ زيرا گاهي خردورزي برخي از مردان، مقهور بعضي از شئون نفساني آنان مي‏شود و جنبه فرزانگي آنها تحت پوشش ديگر جنبه‏هاي نفساني قرار مي‏گيرد؛ كه در اين حال، چنين مرداني نيز واجد شرايط قضا يا مرجعيت نيستند.
    ممكن است لزوم ارتياض و تمرين زنان براي تعديل عواطف، بيشتر از مردان باشد، ليكن اگر در پرتو تمرين، شرايط مساوي پديد آيد، دليلي بر محروميت زنان از سمتهاي ياد شده وجود ندارد.

    پیوسته متعالی

    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    با سلام و صلوات

    قبلا مفصل بحث کردیم واز آیات وروایات مجموعا ثابت است که زن صلاحیت ورود به بعضی مناصب را ندارد .

    علاوه براین صرفنظر از شرع ، غالب زنان بعلت شرایط جسمی که در بعضی مواقع دارنداز نظر روحی وروانی صلاحیت قضاوت را ناچارا نخواهند داشت و این امر بکرات تجربه وبالعیان مشهود است .

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود