صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نمازهاي پنجگانه متعلق به رب العالمين است يا آباء اولين؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109

    نمازهاي پنجگانه متعلق به رب العالمين است يا آباء اولين؟




    از ظاهر ایات قرآن چنین به نظر می رسد که این کتاب معظم به هیچ روی نمازهای پنجگانه سنتی را قبول ندارد و حقیقت نماز چیز دیگری است که در اعماق تاریک تاریخ دگرگون شده است ، با این وجود سند فریقین برای اثبات الهی بودن نمازهای پنجگانه چیست؟
    ایا به صرف اینکه در طول تاریخ عده زیادی نمازهای سنتی را اقامه کرده اند می تواند سند محکمی در اثبات حقانیتش باشد؟
    ویرایش توسط Nooh : ۱۳۹۱/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۲:۴۵

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله


    نمازهاي پنجگانه متعلق به رب العالمين است يا آباء اولين؟


    نمازهاي پنجگانه متعلق به رب العالمين است يا آباء اولين؟



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط nooh نمایش پست ها
    از ظاهر ایات قرآن چنین به نظر می رسد که این کتاب معظم به هیچ روی نمازهای پنجگانه سنتی را قبول ندارد و حقیقت نماز چیز دیگری است که در اعماق تاریک تاریخ دگرگون شده است ، با این وجود سند فریقین برای اثبات الهی بودن نمازهای پنجگانه چیست؟
    ایا به صرف اینکه در طول تاریخ عده زیادی نمازهای سنتی را اقامه کرده اند می تواند سند محکمی در اثبات حقانیتش باشد؟
    سلام به شما پرسشگر گرامی
    پاسخ شما را با استناد به آیات کریمه قرآن، با بیانی کوتاه و ساده عرض می کنم:

    قرآن کریم از یک سو، تبیین آیات و تفصیل احکامش را به پیامبر گرامی اسلام واگذار کرده است:

    وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/44)
    و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند


    ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ (حشر/7)

    آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است‏


    و از سوی دیگر، در آیات متعددی مردم را به تبعیت مطلق از دستورات و سخنان پیامبر رحمت و مهربانی، دعوت نموده است:

    مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه (نساء/80)
    كسى كه از پيامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده‏


    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذاباً أَليماً (فتح/17)
    و هر كس خدا و پيامبر او را فرمان بَرَد، وى را در باغ هايى كه از زير [درختان‏] آن نهرهايى روان است در مى ‏آورد، و هر كس روى برتابد، به عذابى دردناك معذّبش مى ‏دارد


    مطابق این دو دسته از آیات کریمه (که از یکسو می فرماید تفصیل احکام را از پیامبر فرا گیرید، و از سوی دیگر، این تبعیت و فراگیری را واجب اعلام می نماید)، پس با استناد به احادیث صحیحی که نماز پیامبر را توصیف کرده اند، از ایشان اطاعت نموده، و فرمان الهی در کیفیت نماز را بجا می آوریم.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۴:۴۲

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109





    باسلام و تقديم امتنان

    معمولاً وقتي با دوستان شيعه و سني درباره كافي بودن قرآن براي تشريع دين صحبت مي شود فوراً به نمازهاي پنجگانه تمسك مي جويند كه چرا جزئيات آنها در قرآن نيامده است. مي گويند: اگر قرآن به تنهايي كفايت مي كند پس چرا جزئيان نماز را تشريح نكرده است؟ دو ركعت بودن نماز صبح و نحوه اقامه آن در كجاي قرآن آمده است؟
    اگر از آنها پرسيده شود كه نمازهاي پنجگانه را از كجا آورده اند ، مي گويند از سنت يا عترت و براي تائيد سنت به آياتي نظير آنچه شما آورديد اعتصام مي كنند.
    جنابعالي ديگر بحث ركعات نماز را مطرح نكرديد و يك راست رفتيد سر اصل مطلب در حالي كه مطلب اصلاً اين نبود. بلكه يك چيزي به نام نمازهاي پنجگانه در خارج از قرآن وجود دارند كه شيعه و سني( كما بيش با اختلاف) معتقدند رسول الله به فرمان خداوند آن را تشريع كرده است .
    حالا ما مي خواهيم ببينيم آيا اين قسم از شريعت با آيات قرآن سازگاري دارد يا خير؟ قرآن نمازهاي پنجگانه را قبول مي كند يا پس مي زند؟ شما بايد اين كار را مي كرديد و چون نكرديد بنده با اعتصام به آيات نوراني قرآن ثابت مي كنم اگر قرآن به ركعات نماز و نحوه اقامه آنها اشاره اي ندارد به خاطر اين است كه اصولآً نمازي به اين شكل در قرآن جا ندارد و اينگونه اقامه نماز، الهي نيست و بر اساس سنت آباء اولين است نه سنت نبوي ( = سنت الهي)
    بنده در هر تالار گفتماني چه شيعي و چه سني بحث صلات را مطرح كردم كلاً حذفم شدم، شايد علت اين بوده كه در آن تالارها كسي براي پاسخگويي پيدا نشده و مديران سايتها براي جلو گيري از گمراهي كاربران اقدام به اين كار كرده اند. با توجه به اينكه سايت حاضر پاسخگو دارد و غالباً از طلاب و فضلاي محترم حوزه علميه مي باشند ، با اين اميد كه ديگر مطالبم حذف و ويرايش نشوند، انشاء الله ثابت خواهم كرد نمازهاي پنجگانه سنتي ربطي به قرآن و رسول گرامي و عزيز اسلام نداشته و برگرفته از سنت اعقابمان هستند.
    صلات نيز همچون ساير مفاهيم قرآني ، نظير اسلام، سجده،ركوع، تسبيح، ذكر، توحيد وغيره در شكل و شمايلي مخالف با حقيقت و ماهيتش به نمايش در آمده تا جايي كه بسختي بتوان چهره واقعي و مفهوم قرآنيش را تشخيص داد. مخصوصاً و مخصوصاً اينكه به حد شگفت آوري از پشتوانه قدمت و كثرت برخوردار است. مگر ممكن است چيزي كه ميلياردها نفر درطي قرون متوالي ، زبان به زبان و سينه به سينه به يكديگر منتقل كرده اند آنچيزي نباشد كه مورد نظر خداوند است ؟!
    مگر ممكن است سنت آباء اولين اشتباه باشد؟! تا بوده و بوده ديده ايم كه پدرانمان و پدران پدرانمان و پدران پدران.... اينگونه نماز مي خوانده اند و سابقه نداشته كسي خلاف آن را گفته باشد و به قول قرآن كريم: « مَّا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ» يا « مَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ»
    حالا صلات عبارت است از يك سري الفاظ كلامي و حركات منظم اندامي كه بسته به سليقه فرقه ها تا حدودي در شكل آن اختلاف وجود دارد. آيا حقيقتاً صلاتي كه تمام موجودات هستي از اولين تا آخرين مأمور به اقامه آن شده اند و قرآن كريم بالاترين درجه اهميت را به آن داده ، همين الفاظ و حركات يا چيزي مشابه آنها بوده است؟!
    آنجا كه خطاب به موسي مي فرمايند:
    إنني أنا اللـه لا إله إلا أنا فاعبدني وأقم الصلاة لذكري ﴿١٤طه﴾
    منم، من، خدايى كه جز من خدايى نيست، پس مرا پرستش كن و براي ذكرم صلات اقامه كن.

    آيا منظور اين است كه در وعده هايي از شب و روز يك سري اذكار تكراري را با حركاتي منظم ادا نمايد؟!

    در اينجا ضمن بيان اينكه صلات مخلوق عبارت است از اقبال و رويكردش به ذكرالله(= ما انزل الله) و اقامه اين صلات مساوي است با اقامه كتاب آسماني. به صلاة الوسطي اشاره مي كنم كه از ميان صلوات الهي مورد تأكيد پروردگار است.
    مي خواهم بدانم توضيح سنت در باره اين صلات بخصوص چيست تا بعد صلاة الوسطي و اهميت آن را بر اساس تعريف فوق توضيح دهم ؟
    آيا نمازهاي سنتي مي توانند جايگاه اين صلات و علت اهميت آن را توضيح دهند؟
    آيا سنت در اين باره حرفي كه قابل قبول فريقين باشد براي گفتن دارد؟
    قطعاً ندارد و از ميان فريقين احدي بدرستي نمي داند كه اين صلاة الوسطي چيست و براي چه نسبت به بقيه صلوات از اهميت بيشتري برخوردار شده است.
    شيعه مي گويد نماز ظهر است بدليل اينكه در وسط روز اقامه مي شود
    سني مي گويد نماز عصر است بدليل اينكه وسط نمازهاي پنجگانه قرار گرفته
    آن يكي مي گويد نماز مغرب است چون از نظر كوتاهي و بلندي حد وسط نمازهاي پنجگانه است و در مسافرت قصر نمي شود
    آن ديگري مي گويد نماز عشاء است چون وسط نماز مغرب و صبح مي باشد
    نماز صبح است چون وسط نور و تاريكي قرار دارد
    تمامي نمازهاي پنجگانه است، نماز جمعه است، نماز وتر است ، نماز عيد قربان است.....
    بگذار بپذيريم نماز صبح است يا نماز ظهر است يا نماز عصر و شايد هم مغرب و عشاء. اصلاً بگذار بپذيريم مطابق سليقه شيعيان نماز ظهر است
    در اينصورت چرا؟
    چرا نماز ظهر بر ساير نمازها اولويت و اهميت يافته است؟
    نگو بخاطر گرما يا مشغله كاري يا اينكه در ظهر درهاي آسمان باز مي شوند كه ديگر بي دليل اندر بي دليل خواهد شد


  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    3
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5



    سلام علیکم

    جناب نوح سلام

    صلات در قران به معنی رویکرد و عطف توجه میباشد اما اینگونه نیست که بگوییم در قران نماز وجود ندارد و بخواهیم نماز را حذف و یا ردش نماییم ، نمازی که ما اکنون میخوانیم تنها یک شکل از اشکال صلات مورد اشاره در قران میباشد...

    قبول دارید ؟



    صحرای دلم عشق تو شورستان کرد
    تا مهر کسی در آن نروید هرگز

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    نقل قول نوشته اصلی توسط ربانی نمایش پست ها
    سلام علیکم

    جناب نوح سلام

    صلات در قران به معنی رویکرد و عطف توجه میباشد اما اینگونه نیست که بگوییم در قران نماز وجود ندارد و بخواهیم نماز را حذف و یا ردش نماییم ، نمازی که ما اکنون میخوانیم تنها یک شکل از اشکال صلات مورد اشاره در قران میباشد...

    قبول دارید ؟

    سلام بر رباني عزيز

    نمازي كه امروز پدران و مادران و برادران و خواهران ما مي خوانند تنها يك شكل كاملاً دگرگون شده و فوق العاده كم رنگ از اقسام و اشكال صلواتي است كه جنابعالي متذكر آن شديد و بين اين قسم صلات و آنچه پروردگارمان امر به اقامه فرموده تفاوت بسيار وجود دارد كه اگر اندكي شكيبايي به خرج دهيد و اين بحث را دنبال كنيد انشاء الله حقيقت آن را با اعتصام به آيات نوراني قرآن بيان خواهم كرد .


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109




    صلاة الوسطی
    قسمت اول

    مشاهده كرديد كه آراء مذهبيون در باره صلاة الوسطي بسي گونا گون و متشتت بوده و هر فرقه اي بنا بر دلايلي كه شرحش گذشت ، يكي از نمازهاي پنجگانه و يا افزون بر آن را صلاة الوسطي مي داند. هيچيك از اين ادله بر بنيان محكمي استوار نيستند و سلطان مبيني همراهيشان نمي كند بلكه مبتني بر اقوال و احاديثي هستند كه از اعماق تاريخ مي آيند و همگي به پيامبر و مقدسين فرقه ها نسبت داده شده اند
    براستي اين صلاة الوسطي چيست كه اينقدر اقوال در باره آن مختلف است؟!

    گذشته از اينكه صلاة اصلاً ، آرمي، عبري ، سرياني و غيره باشد ، در تقابل و مجاورت با ساير اسماء و كلمات قرآن به مفهوم دعا و طلب كردن چيزي توأم با توجه و اقبال به سوي آن است كه بين خالق و مخلوق مشترك است و گاهي خالق به مخلوق رو مي كند و از او چيزي طلب مي نمايد و گاهي هم مخلوق به خالق. با اين ياد آوري به سراغ سوره ابراهيم مي رويم، آنجا كه خداوند سبحان از قول ابراهيم مي فرمايند:

    وإذ قال إبراهيم رب اجعل هذا البلد آمنا واجنبني وبني أن نعبد الأصنام ﴿٣٥﴾ رب إنهن أضللن كثيرا من الناس ۖ فمن تبعني فإنه مني ۖ ومن عصاني فإنك غفور رحيم ﴿٣٦﴾ ربنا إني أسكنت من ذريتي بواد غير ذي زرع عند بيتك المحرم ربنا ليقيموا الصلاة فاجعل أفئدة من الناس تهوي إليهم وارزقهم من الثمرات لعلهم يشكرون﴿٣٧﴾
    و آن‌گاه كه ابراهيم گفت: پروردگارا! اين شهر را ايمن گردان و من و فرزندانم را از پرستش بتان دور بدار- پروردگارا! آنها بسيارى از مردم را گمراه كرده‌اند پس هر كه از من پيروى كرد بى‌گمان او از من است، و هر كه نافرمانى كرد همانا تو آمرزنده و مهربانىپروردگارا! من برخى فرزندانم را در درّه‌اى بى‌آب و علف در جوار خانه مكرّم تو اسكان دادم پروردگارا! تا نماز را به پا دارند. پس دل‌هايى از مردم را به سوى آنها مايل گردان و از ميوه‌ها روزيشان ده تا شكر گزارند

    از بردران و خواهران عزيزي كه اين مطالب را مي خوانند مصرانه تقاضا دارم بيش از نوشته هاي بنده، به آيات قرآني كه آورده مي شوند دقت نمايند و كلمه به كلمه و با موشكافي تمام آنها را مورد بررسي قرار دهند باشد كه انشاء الله لطف خداوند شامل حالمان شود و همگي رستگار گرديم.
    در آيات فوق ابراهيم از خداوند رحمان تقاضا مي كند كه او و فرزندانش را از بت و بت پرستي باز داشته و سرزمين الله را از اين بليه بزرگ ايمن دارد. مشابه اين آيات را مي توانيد در آيات 124 تا 126 سوره بقره ببينيد در آنجا نيز ابراهيم از پروردگار نازنين همين را طلب مي كند و خداوند نيز از او طلب مي كند كه خانه اش را براي كساني كه به پروردگارشان رو مي كنند از شرك و دوگانه پرستي پاكسازي نمايد. در آنجا خداوند، ابراهيم را بخاطر اينكه از امتحانات الهي رو سفيد بيرون مي آيد، پيشوا و امام مردمان قرار مي دهد و او از مولايش سئوال ( تقاضا) مي كند كه آيا اين موهبت بزرگ نصيب ذريه اش نيز مي شود و پاسخ مي گيرد: مگر آنها كه ظلم نمي كنند.
    حالا ابراهيم از ذريه اش كساني را در شهر خداوند مأوي داده تا بلكه بتواند جامعه آرماني اسلام را در بلدي كه خانه رب العالمين درش واقع شده ، پايه ريزي نمايد.
    او در اينجا خطاب به رب العالمين عرض مي دارد:

    ربنا إني أسكنت من ذريتي بواد غير ذي زرع عند بيتك المحرم ربنا ليقيموا الصلاة فاجعل أفئدة من الناس تهوي إليهم وارزقهم من الثمرات لعلهم يشكرون

    بنا بر آيه فوق، ابراهيم صرفاً براي اين ذريه اش را در آن سرزمين خشك و بي آب و علف جاي داده تا صلات اقامه كنند
    چه صلاتي و چرا در اينجا؟ جواب اين سئوال در بخش آبي رنگ آيه فوق نهفته است:

    فاجعل أفئدة من الناس تهوي إليهم
    پس دلهای مردم را به آنها متمايل ساز


    ابراهيم در آيات فوق شكايت مي كند كه بساط بت و بت پرستي جمع كثيري از مردم را گمراه كرده و از ذريه اش كساني را در جنب بيت معظم الله و در كنار آن مردم جاي داده تا اقامه صلات كنند پس از خدا مي خواهد تا دلهاي همين مردم را بسوي ذريه اش متمايل سازد.
    براي چي؟
    تا آنها را رهبري كنند و رهنمونشان به طريقت مستقيم باشند. آخر ابراهيم امام و پيشوا و مسلمان است و از ذريه اش نيز بعضي امام و پيشوا و مسلمانند و در حقيقت واسطند بين خدا و خلقش. و اين صلاتي كه فرزندان ابراهيم براي اقامه آن برخاسته اند همان صلاة الوسطاست كه بالاترين و والاترين و در عين حال سخت ترين و دشوارترين صلوات است و نصيب هر كسي نمي شود مگر شهداء و صديقين انبياء و مسلمين و مجاهدين في سبيل الله.

    وكذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا ۗ وما جعلنا القبلة التي كنت عليها إلا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه ۚ وإن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللـه ۗ وما كان اللـه ليضيع إيمانكم ۚ إن اللـه بالناس لرءوف رحيم ﴿بقره ١٤٣﴾
    و بدين‌سان شما را امّتى وسط قرار داديم تا بر مردم [جهان‌] گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد. و ما قبله‌اى را كه بر آن بودى (بيت المقدس) قرار نداديم مگر براى آن كه كسى را كه از پيامبر پيروى مى‌كند از كسى كه به عقب برمى‌گردد باز شناسيم، و البته


    در فرهنگ قرآن پيروان حقيقي رسول و كساني كه از او تبعيت مي كنند مسلمان نام دارند و در وسط خدا و رسولش قرار دارند تا به حكم پروردگار ،پيام الهي را از رسول ستانده و به مردم ابلاغ نمايند.

    وجاهدوا في اللـه حق جهاده ۚ هو اجتباكم وما جعل عليكم في الدين من حرج ۚ ملة أبيكم إبراهيم ۚ هو سماكم المسلمين من قبل وفي هذا ليكون الرسول شهيدا عليكم وتكونوا شهداء على الناس ۚفأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة واعتصموا باللـه هو مولاكم ۖ فنعم المولى ونعم النصير ﴿حج ٧٨﴾
    و در راه خدا چنانكه حق جهاد اوست ( زباناً ، قلماً ، جاناً و مالاً) جهاد كنيد، اوست كه شما را برگزيده و در دين بر شما سختى قرار نداده است. دين شما ، آئين پدرتان ابراهيم حنيف است . اوست( =خدا) كه پيروان آئين يكتا پرستي را چه در گذشته و چه در حال مسلمان نام نهاد تا پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشيد( حالا كه اينگونه است) پس صلات بپا داريد( = به شهادت برخيزيد) و زكات دهيد و به خداوند پناه ببريد. او مولاى شماست؛ چه نيكو مولايى و چه نيكو ياورى.


    قا ل الله تعالي: خداوند اينگونه مقرر كرده كه رسول شاهد آيات قرآن بر شما باشد و شما شاهد آن بر مردم پس بپا داريد صلات را.
    كدام صلات را؟ همين رساندن پيام خداوند به خلقش را
    اگر فرض كنيم در اينجا منظور از صلات همان نمازهاي پنجگانه باشند آنگاه ترجمه آيه فوق به اين صورت خواهد شد:
    او شما را مسلمان( تسليم فرمان الله) قرار داد تا رسول فرمان خداوند را به شما برساند و شما آن را به ديگر مردمان ابلاغ نمائيد پس نماز بخوانيد.

    آنگاه چه ارتباطي بين جمله قبل از اين پس و بعد از آن وجود دارد ؟ معلوم نيست!


    مسلماني يك سلسله به هم پيوسته است كه از طريق حلقه اول( = رسول) به الله وصل مي شود و هر حركتي حلقه اول مي كند حلقه هاي ديگر نيز به تبعش حركت مي كنند . بنابراين مسلماني سلسله به هم پيوسته انبياء الهي است كه همگي از طريق حلقه اول واسطند بين خدا و خلقش. سلسله مسلماني همان حبل الله است كه آويختن به آن از تفرقه جلوگيري مي كند و ما را به سوي جامعه آرماني قرآن رهنمون مي شود. با اين وجود آيا مسلماني چيز كمي است؟ آيا ما مي توانيم اسم خود را مسلمان بگذاريم؟


  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109




    صلاة الوسطی
    قسمت دوم



    إنا أنزلنا التوراة فيها هدى ونور ۚ يحكم بها النبيون الذين أسلموا للذين هادوا والربانيون والأحبار بما استحفظوا من كتاب اللـه وكانوا عليه شهداء ۚ فلا تخشوا الناس واخشون ولا تشتروا بآياتي ثمنا قليلا ۚومن لم يحكم بما أنزل اللـه فأولئك هم الكافرون ﴿مائده ٤٤﴾
    تورات را ما نازل كرديم، در آن هدايت و روشنائی است. انبيائي كه تسليم فرمان خدا بودند و خدا پرستان و دانشمندان دينی مطابق آن برای يهودی‌ها حكم ميكردند، بعلت اينكه از آنها خواسته شده بود كه از كتاب خدا محافظت كنند و آنها شهداي ما انزل الله بودند. پس از مردم نترسيد و از من بترسيد و آيات مرا به قيمت كمی نفروشيد.


    آيه 44 در بالا به صراحت و وضوح اشاره مي كند كه انبياء تسليم شده در برابر احكام الهي و همچنين ربانيون و احبار ، به تورات حكم مي كردند بواسطه اينكه مأمور به حفاظت از آن و پاسداري از احكامش شده بودند و برآن در مقابل مردم شاهد بودند يعني حقيقت پيام الهي را در اختيارشان قرار مي دادند تا ارشادشان نمايند و به طريقت مستقيم رهنمونشان باشند. و اين عمل سر افرازانه مسلمانان موسوي براي مسلمانان محمدي درسي بس بزرگ است كه در راه شهادت به كتاب الهي و اقامه صلات الوسطي، بجز خداوند ديگر از احدي نترسند و همواره به كتاب الهي حكم كنند كه هركه چنين نكند در زمره كافران خواهد بود.
    چرا به شهادت آيه 143 سوره بقره، خداوند مسلمانان محمدي را امت وسطي خوانده است؟ براي اينكه مانند مسلمانان موسوي شهداء علي الكتاب باشند.
    من نمي دانم كساني كه امت وسط را امت ميانه رو و معتدل معني مي كنند از روي چه سندي اين كار را انجام داده اند اما هر سندي كه بوده مسلماً قرآن نبوده چون تعريف قرآن در باره امت وسط كامل است :

    وكذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا


    به شهادت آيه فوق، مسلمان محمدي براي اين امت وسط است كه بين رسول و مردم قرار مي گيرد و پيام را از رسول مي ستاند و به مردم تحويل مي دهد و چون رسول خود حكم را از خداوند و كلام الله مي گيرد در نتيجه مسلمان محمدي همواره حايل است بين مردم و ما انزل الله.
    به بيان ديگر، خداوند مسلمانان حقيقي را وسط قرار داده تا دعا و درخواستش را اجابت كنيم . او از آنها مي خواهد كه در برابر مردم به كتابش شهادت دهند . در اين راه هركس كه به قرآن شهادت دهد در واقع صلات الهي را پاس داشته و برپا نموده است.
    حالا تصور مي كنم با خواندن آيه زير و ديدن تشابهي كه با آيه فوق( 44 سوره مائده) دارد، بيشتر متوجه منظورش بشويد( انشاء الله):

    حافظوا على الصلوات والصلاة الوسطى وقوموا للـه قانتين﴿٢٣٨﴾ فإن خفتم فرجالا أو ركبانا ۖ فإذا أمنتم فاذكروا اللـه كما علمكم ما لم تكونوا تعلمون ﴿٢٣٩بقره ﴾
    از حدود الهي حفاظت كنيد و شاهد احكام او بر مردم باشيد و خاضعانه و عابدانه براي الله بپا خيزيد( = به ايستيد و شهادت دهيد) اگر ترسيديد پياده رويد و شهادت دهيد يا سواره رويد و شهادت دهيد( كنايه از اينكه هر گونه كه مي توانيد شهادت را اقامه نمائيد) پس چون ايمن شديد متذكر خداوند( = كلام الله) شويد و مردم را كتاب و حكمت آموزيد كما اينكه خداوند شما را كتاب و حكمت آموخت و از قبل چيزي نمي دانستيد.


    و به صراحت وبا تأكيد مي گويم كه نتيجه ايات فوق همين جمله آخر آيه 239 مي باشد:

    فاذكروا اللـه كما علمكم ما لم تكونوا تعلمون
    يعني
    فذكروا ( اسم ) الله كما علمكم ما لم تكونوا تعلمون
    يعني
    فذكروا كلمة الله كما علمكم.....
    يعني
    فذكروا آيات الله كما.....
    آيات خداوند را براي مردم بيان كنيد و آنها را كتمان ننمائيد تا رهنمونشان بسوي نور شويد درست همانگونه كه خداوند آياتش را برايتان بيان كرد در حالي كه از قبل چيزي از آنها نمي دانستيد

    والذين هم بشهاداتهم قائمون ﴿٣٣﴾والذين هم على صلاتهم يحافظون ﴿٣٤﴾ أولئك في جنات مكرمون ﴿٣٥﴾


  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    براي چه صلوات مي فرستيد؟!

    گفته شد كه صلات به معناي دعا و طلب چيزي توأم با توجه و اقبال به سوي آن است و معمولاً بين خالق و مخلوق دو طرفه است . صلات و اقبال خالق به مخلوق ، دعوت او به ذكرالله است و صلات و رويكرد مخلوق به خالق توجه و ايمان وي به ذكر اوست. كسي كه ذكر(= كلام الله) را تصديق مي كند و به آن رو مي آورد مؤمن است و آنكس كه ذكر را تكذيب مي كند و از آن رو بر مي گرداند كافر خواهد بود:

    فلا صدق ولا صلى ﴿٣١﴾ولكن كذب وتولى ﴿٣٢ قيامت﴾

    اما آنچه مشخص و مبرهن است اين است كه صلات ذكر به تنهايي كفايت نمي كند و به هيچ كاري نمي آيد بلكه اقامه آن است كه اجر دارد و مورد توجه پروردگار رحمن قرار مي گيرد. وقتي صلات اقامه شد مي شود عمل صالح و به همين دليل است كه در قرآن غالباً آمنوا با عملوا الصالحات مي آيد و نه ايمان بدون عمل و نه عمل بدون ايمان مقبول رب العالمين نمي افتد.
    قرآن كريم به ما مي آموزد كه صلات مخلوق براي خالق توجه و اقبال او به ذكرش مي باشد و اقامه اين صلات به مفهوم اقامه كتاب آسماني و اجراي كليه اوامر و نواهي پروردگار است:

    قل يا أهل الكتاب لستم على شيء حتى تقيموا التوراة والإنجيل وما أنزل إليكم من ربكم ۗ وليزيدن كثيرا منهم ما أنزل إليك من ربك طغيانا وكفرا ۖ فلا تأس على القوم الكافرين ﴿مائده ٦٨
    بگو: اى اهل كتاب! تا وقتى كه [احكام‌] تورات و انجيل و آنچه را از پروردگارتان به سوى شما نازل شده برپا نكنيد و در عمل پياده نسازيد هيچ اعتبارى نداريد، و [هشدار كه‌] آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده، بى‌گمان بر كفر و طغيان بسياريشان مى‌افزايد. پس بر قوم كافر اندوه مخور

    اقامه تورات و انجيل يعني اقامه صلات ما انزل الله كه مي شود عمل صالح و بطوري كه گفته شد؛ ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان به هيچ كاري نخواهد آمد و آيه فوق نيز دارد به همين موضوع اشاره مي كند .
    شرط اصلي تشكيل جامعه آرماني قرآن و امت واحده اسلام تعبد رب واحد است كه صرفاً با اقامه كتاب آسماني و ديگر هيچ، تحقق مي يابد و خداوند براي چنين جامعه اي وعده داده كه درهاي رحمتش را از زمين و آسمان بگشايد:

    ولو أنهم أقاموا التوراة والإنجيل وما أنزل إليهم من ربهم لأكلوا من فوقهم ومن تحت أرجلهم ۚمنهم أمة مقتصدة ۖ وكثير منهم ساء ما يعملون ﴿٦٦مائده﴾
    و اگر آنها [احكام‌] تورات و انجيل و آنچه را كه از جانب پروردگارشان به سوى آنها نازل شده، برپا مى‌كردند، بى‌ترديد از بالاى سر و از زير پايشان روزى مى‌خوردند. از آنها گروهى ميانه رو و معتدل هستند ولى بسيارى از ايشان بد عمل مى‌كنند

    اينك براي در ك هرچه بيشتر مفهوم حقيقي و تلبيس نشده صلات ، مضافاً توجهتان را به آيات زير جلب مي كنم:

    إنني أنا اللـه لا إله إلا أنا فاعبدني وأقم الصلاة لذكري ﴿طه ١٤
    اين منم خداوند [يكتا] كه خدايى جز من نيست، پس مرا بندگي كن و براي ذكرم اقامه صلات كن

    فأعرض عن من تولى عن ذكرنا ولم يرد إلا الحياة الدنيا ﴿٢٩ نجم﴾
    پس از كسى كه از كلام ما دل مى‌گرداند و جز زندگى دنيا را نمى‌خواهد روى گردان



    خوب به دو عبارت: « الصلاة لذكري» و « تولى عن ذكرنا» كه در دو آيه فوق قرار دارند توجه فرمائيد. هردو يك مفهوم دارند منتهي در خلاف جهت يكديگر. اولي طلب كتاب و حركت و توجه به سوي آن است و دومي امتناع و بي نيازي از كتاب و دور شدن از آن است.
    اولي مي شود ايمان و دومي مي شود كفر. اگر خودتان در قرآن بگرديد به صدها آيه برمي خوريد كه با آيات فوق مشابه هستند و شك شما را درباره حقيقت معناي صلات بطور كامل برطرف مي سازند.

    احتمالاً مي دانيد عمل فيزيكي و بسيار رايج صلوات بر محمد و آلش از آيه زير اختراع گرديده است:

    إن اللـه وملائكته يصلون على النبي ۚ يا أيها الذين آمنوا صلوا عليه وسلموا تسليما ﴿احزاب ٥٦

    إن اللـه وملائكته يصلون على النبي….. نمي شود اللهم صلي علي محمد وعلى آل محمد اين اصلاً منصفانه نيست و رويكرد درستي نمي باشد. حق قرآن اين نيست!

    إن اللـه وملائكته يصلون على النبي يعني هو الذي يصلي عليكم وملائكته

    باورتان نمي شود؟!

    آيه صلوات آيه 56 سوره احزاب است و اين هم آيه 43 همان سوره:

    هو الذي يصلي عليكم وملائكته ليخرجكم من الظلمات إلى النور ۚ وكان بالمؤمنين رحيما ﴿احزاب٤٣

    من در اينجا مي خواهم بوسيله آيات نوراني قرآن ، معادله زير را ثابت كنم:


    إن اللـه وملائكته يصلون على النبي = هو الذي يصلي عليكم وملائكته


    گفتيم كه صلات معادل دعاست و دعا طلب چيزي توأم با توجه و اقبال به آن است كه وقتي در مورد انسان محقق گرديد ، مي شود ايمان.
    صلات در مورد خداوند به چه صورت است؟
    صلات خداوند و فرشتگانش براي پيامبر و ما چگونه است؟
    خداوند در صلاتش قصد و طلب چه چيزي را دارد و دعا و دعوتش چيست؟

    هو الذي يصلي عليكم وملائكته ليخرجكم من الظلمات إلى النور ۚ وكان بالمؤمنين رحيما ﴿احزاب٤٣

    يعني :


    هو الذي ينزل على عبده آيات بينات ليخرجكم من الظلمات إلى النورۚوإن اللـه بكم لرءوف رحيم ﴿حديد ٩
    او كسى است كه بر بنده‌ى خود آياتى روشن فرو مى‌فرستد تا شما را از تاريكى‌ها به روشنايى در آورد، و به راستى خداوند به شما سخت رئوف و مهربان است

    الر ۚ كتاب أنزلناه إليك لتخرج الناس من الظلمات إلى النور بإذن ربهم إلى صراط العزيز الحميد ﴿ابراهيم ١
    الف، لام، را. [اين‌] كتابى است كه آن را به سوى تو نازل كرديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكى‌ها به سوى روشنايى در آورى، به راه آن شكست‌ناپذير ستوده

    خداوند به پيامبراقبال مي كند و از او دعوت نموده و طلب مي نمايد تا بواسطه ايات نوراني اش، مردمان را از تاريكيها بيرون آورده و به روشنايي ها رهنمون شود.
    و به مردم نيز اقبال مي كند و از آنها طلب نموده و ايشان را دعوت مي نمايد تا به آيات الهي كه نزد رسولان است اقبال نموده و ايمان بياورند و تسليم شوند .
    نه تسليم هر كسي ، بلكه تسليم مخلصانه يگانه رب و مولايشان الله.

    سلموا تسليما دقيقاً يعني اين نه اينكه به پيامبر و آلش سلام كنيم.

    فلا وربك لا يؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا في أنفسهم حرجا مما قضيت ويسلموا تسليما﴿٦٥نساء﴾
    پس نه، به پروردگارت سوگند، ايمان نمى‌آورند مگر اين كه در اختلافى كه دارند تو را داور كنند و آن‌گاه در دلشان از حكمى كه كرده‌اى ملالى نيابند و بى‌چون و چرا تسليم شوند

    با توجه به آنچه گفته شد


    إن اللـه وملائكته يصلون على النبي = هو الذي يصلي عليكم وملائكته



    براي چه؟



    لتخرج الناس من الظلمات إلى النور


    در بحث آينده انشاء الله به بررسي صلات يوميه و آشكار سازي چهره حقيقي اين قسم از صلوات خواهم پرداخت. اينكه منظور از اقامه چنين صلاتي چه مي باشد و مواقيت اقامه آن در چه ساعاتي از شبانه روز است.


  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    الله , کتاب الله
    نوشته
    56
    حضور
    13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    49



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت همه دوستان

    جناب نوح از آنجایی که شما قبول دارید صلاه به معنی رویکرد , توجه و اقبال است پس یک رابطه ای میان صلاه که در قرآن است و صلاتی که اقامه میکنیم به وجود می آید .و به همین راحتی نمیتوان آن را رد کرد
    مگر اینکه یکی از دو طرف قضیه معنی آن تغییر کند یعنی یا صلاتی که در قرآن است معنی رویکرد را ندهد یا اینکه نمازی که می خوانیم چنین معنی ندهد
    صلاه که در قرآن است معنی رویکرد را همانگونه که قبلا در برخی پستها اشاره کردید این معنی را شامل میشود که در مقابل "تولی" قرار گرفته .
    ولا صدق و لا صلی و لکن کذب و تولی
    صلی != تولی
    پس مشکلی با این قضیه نداریم .
    و نمازی که میخوانیم نیز بدلیل اینکه باید حضور قلب و توجه به سمت خداوند متعال باشد معنی رویکرد را شامل میشود

    البته این را هم در نظر بگیریم که معانی دیگری را هم میدهد شاید همان معنی که شما عرض کردید و به معنی نقض سایر معانی نست

    اما اگر ابهام شما در تکرار صفات خداوند است قبلا خدمتتان عرض کردم :
    این موردی که بر آن ایراد گرفتید از مهمترین و بهترین مواردی هست که باید رعایت شود یعنی زیاد بگوییم سبحان الله و همچنین لا اله الا الله . و یکی از راههای خالص کردن خود برای خداست
    اگر منظورتان باید با نهایت علاقه و عشق این اذکار را بجا بیاوریم که مسلما عالیست ولی اگر منظورتان نفس تکرار که حالت رباتیک دارد مشکل دارد بنده با شما مخالفم (البته بدون هواس پرتی و فکر کردن به چیزهای دیگر و اگر فقط تکرار شود خوب است ).
    با مثال خدمتتان عرض میکنم
    فکر کنید امتحان دارید و علاقه ی زیادی به کتاب دارید مسلما سریع آن را یاد میگیرید و ذهنتان آماده پذیرش آن مطالب است
    حال اگر از کتابی خوشتان نیاید و از آن امتحان دارید راه دیگری که هست تکرار آن مطلب است یعنی چند بار آن کتاب را بخوانید تا برای ذهنتان اهمیت آن مطالب بالا رود و آنها را ثبت کند
    اما اگر هواستان جای دیگری هست و کتاب را میخوانید که اگر نمیخواندید سنگینتر بودید چون دارید مطالب دیگری را در ذهنتان میخوانید و بهتر است وقت خود را تلف نکنید

    کلام بنده این است که اگر عشق نبود تکرار را زیاد کنیم تا اهمیت موضوع در ذهن بالا رود
    که شما در جواب بنده عرض کرده بودید :
    برادرجان خداوند به دنبال زبان قال ما نيست و اذكار ديجيتالي نه براي خداوند ارزشي دارند و نه سودي به حال ما خواهند داشد. حمد خداوند هرگز به زبان ميسر نمي شود و تنها در عمل پياده مي شود.
    با بيان لا اله الا الله نه كسي مسلمان مي شود و نه به توحيد مي رسد . توحيد زماني حاصل مي شود كه انسان با تمام وجودش به سه اصل اياك نحمد و اياك نعبد و اياك نستعين پايبند باشد
    که البته بعد از آن تایپیک بسته شد .
    نوح عزیز خداوند به گفتن لا اله الا الله ما نیاز ندارد ولی گفتن این کلمه تاثیری در وجود و روان ما میگذار
    که منجر به اطاعت هر چه بیشتر اوامر الله تعالی میشود به عبارتی دیگر به ما تلقین میشود و باورمان میشود که خدایی جز خداوند یگانه نیست (و البته این تلقین بر اساس یک حقیقت است که در جای خود اثبات شده هست ) و از انجایی که در طول روز به دلیل جهالت ما خلاف آن به ما تلقین میشود ( مثلا در یک شرکتی کار کنیم و حقوقمان را رئیس آن شرکت به ما میدهد و بدلیل جهالت فکر کنیم روزی ما به دست رئیس شرکت است که به صورت مستمر به ما تلقین میشود در حالی که خداوند هو الرزاق است و بقیه وسیله هستند )
    بگذارید علم هم نظر خود را بدهد :
    انسان دارای دو ضمیر خود آگاه و ناخودآگاه است
    بحث ما در رابطه با ناخودآگاه است . ضمیر ناخودآگاه انسان لحظه به لحظه ی از عمرمان را در درون خودش ثبت میکند یعنی اگر هزار بار بگوییم سبحان الله این کلمه هزار بار در ضمیر ما ثبت میشود و با تکرار ان اهمیت آن بالا میرود و سبب جایگزین شدن آن با مفاهیمی که مخالف آن است میشود یا به عبارتی replace میشود شاید مطابق با این عبارت قرآن باشد که میفرمایید " ان الحسنات يذهبن السيئات//حسنات، سيئات از بين مي‌برند"

    و در آخر خدمت شما عرض میکنم که مسلما خدا به نماز ما نیاز ندارد اما ما هستیم که به آن نیاز داریم

    والحمد لله
    ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ويبشر المومنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا كبيرا//اسرا 9
    این قرآن به راهی که استوارترین راه هاست هدایت میکند ...


صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۷/۰۷, ۱۵:۱۶ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود