صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا حضرت علی (ع) اجازه طلاق دادن زنان پیامبر را داشته اند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033

    آیا حضرت علی (ع) اجازه طلاق دادن زنان پیامبر را داشته اند؟




    از کارشناسان عزیز حدیث هایی از اهل سنت مبنی بر اینکه مولا علی ع اجازه طلاق دادن زنان پیامبر را داشته را میخواهم. اجرکم عند الله عز و جل

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58288



    با نام و یاد دوست


    آیا حضرت علی (ع)  اجازه طلاق دادن زنان پیامبر را داشته اند؟



    آیا حضرت علی (ع)  اجازه طلاق دادن زنان پیامبر را داشته اند؟

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۱/۱۲/۱۴ در ساعت ۲۲:۲۲

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام و عرض ادب

    با تتبع ناقص خود منبعی جز تاریخ احمدی که مرحوم آیت الله مرعشی نجفی در شرح کتاب احقاق الحق ذکر نموده اند و همچنین شعری از خطیب خوارزمی در مناقب[1] نیافتم؛ لذا در این رابطه منبع معتبری در نزد عامه نمی توان ارائه نمود.

    آیت الله مرعشی در ذیل عنوان« جعل رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم طلاق نسائه بيد علي أمير المؤمنين في حياته وبعد مماته»، می نویسند:

    رواه جماعة من أعلام العامة في كتبهم : فمنهم الفاضل المعاصر الأمير أحمد بن حسين البريانوي بهادر خان الحنفي في " تاريخ الأحمدي " ( ص 182 ط بيروت ) قال نقلا عن " روضة الأحباب " :

    ونيز در آن كتاب است كه : روز ديگر غنچه چمن نبوت ورسالت وسرور بوستان نبالت وجلالت وبسالت يعين امام حسن مجتبى را به رسم رسالت به خانۀ عائشه فرستاد ، حسن آمد وگفت : أمير المؤمنين مى فرمايد : بدان خدائى كه بشكافت دانه را وبيافريد آدم فرزانه راكه اگر در زمان به تجهيز سفر مدينه نپر دازى پيغامى به تو بفرستم وتو را تنبيه كنم در امرى كه كيفيت آن را تو نيك دانى .

    راوى گويد كه : عائشه در آن وقت سر خويش شانه مى كرد وجانب راست را بافته بود ومى خواست جانب چپ را ببافد ، چون حسن مجتبى اين پيغام رسانيد عائشه گيسوى چب را نبافته در زمان از مكان بر خواست وباخواص وخدام خويش گفت كه : بار مرابر راحلۀ من نهيد وبه كارسازى سفر مدينه مشغول شويد كه هيچ چاره جز رفتن به مدينه ندارم وكمال اضطراب در بشرۀ وى ظاهر شد .

    زنى از نساء بصره با عائشه گفت : يا أم المؤمنين عبد الله بن عباس نزد تو آمد وهمچنين پيغام رسانيد وتو سخن با او بلند گردانيدى كه ما همۀ آواز تو را در حين مقاولۀ مجادلۀ با او بشنيديم چنانچه وى به غضب بر خاست واز اين خانه بيرون رفت وپدر اين جوان يعنى أمير المؤمنين على نزد تو آمد با تو سخن راند هيچ اقبال به قول او ننمودى اكنون چه افتاد كه به قول پسر او اين همه اضطراب دست داد ؟

    عائشه در جواب او گفت كه : پدرش ( على ) به دست او پيغامى فرستاده ومرابر امرى اطلاع داده كه به جز راه مدينه پيمون دواى ديگر ندارم ، آن زن از كيفيت آن امر استفسار نمود وعائشه گفت : حضرب رسالت روزى از غنائم كه به دست على رسيده بود ميان ذو القربى وياران خود قسمت مى فرمود ما نيز آن نصاب حصه ونصيبى طلبيديم ودر آن طلب الحاح ومبالغه بر آن سرور از حد اعتال گذرانيديم علي بن أبي طالب زبان را به ملامت ماگشوده وگفت : بس است كه مبالغه كرديد والحاح را از حد گذرانيديد حضرت راملول ساختيد وما را توبيخ بسيار كرد ما نيز او را سخنان خشونت آميز گفتيم .

    وى اين آيت را بر خواند كه : ( عسى ربه إن طلقكن أن يبدله أزواجا خيرا منكن ) يعنى : شايد بود كه اگر او دست ازشما بردار وشما را در حوضۀ مطلقات در آرد پروردگار او بهتر از شما بدل وعوض دهد او را ، ما نيز در خشونت ودرشتى افزوديم رسول از درشتى وغلظت قول ما كه با علي بن أبي طالب نموديم در عضب وغصه شد ونظر به جانب على كرد وفرمود : اى على ، من طلاق ايشان را در قبضۀ اختيار تو در آورم وتو را وكيل خود گردانيدم كه هر كدام از ايشان راكه تو از قبل من طلاق دهى نام او را از دفتر نساء النبى محو شود وآن حضرت امر طلاق را اطلاق فرمود وفرق ميان حيات وممات ننمود پس علي بن أبي طالب ما را بر اين معنى تنبيه من كند ومن مى انديشم كه مبادا بر زبان او چيزى رود كه تدارك آن تصور نتوان كرد . [2]


    -------------------------------------------------------------------

    [1].مناقب خوارزمی،ص401،موسسة النشر الاسلامی،قم،:«علي في النساء له وصي * أمين لم يمانع بالحجاب».

    [2]. شرح احقاق الحق، آیت الله مرعشی نجفی، ج32،ص413.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۱۲/۱۱ در ساعت ۲۳:۳۶
    آیا حضرت علی (ع)  اجازه طلاق دادن زنان پیامبر را داشته اند؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نگاهی به منابع شیعی

    در میان منابع شیعی ظاهرا قدیمی ترین اثر مربوط به کتاب«الفتوح»[1] نوشتۀ ابن اعثم کوفی[2]می باشد. که بعد از ایشان این جریان را در کتاب«کمال الدین» مرحوم شیخ صدوق(م:381)،ودر قرون بعدی در منابع واسطه ای همچون:مناقب آل ابی طالب(ابن شهر آشوب،م588ه)؛ احتجاج طبرسیابی منصور احمد بن علی بن ابی طالب الطبرسی ،م:588ه)؛ و دلائل الامامةأبو جعفر محمد بن جرير بن رستم الطبري الآملي الصغير،م:اوایل قرن پنجم هجری)، و بحار الانوار علامه مجلسی، می توان یافت.

    متن ترجمه کتاب کمال الدین بدین صورت است:

    حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَاتِمٍ النَّوْفَلِيُّ الْمَعْرُوفُ بِالْكِرْمَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ عِيسَى الْوَشَّاءُ الْبَغْدَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ طَاهِرٍ الْقُمِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَحْرِ بْنِ سَهْلٍ الشَّيْبَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مَسْرُورٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْقُمِّيِّ قَالَ...

    گفتم: اى مولى و اى فرزند مولاى ما از ناحيه شما براى ما روايت كرده ‏اند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم طلاق زنان خود را به دست امير المؤمنين عليه السّلام قرار داد تا جايى كه در روز جمل به دنبال عايشه فرستاد و به او فرمود: تو با فتنه انگيزى خود بر اسلام و مسلمين غبار ستيزه پاشيدى و فرزندان خود را از روى نادانى به پرتگاه نابودى كشاندى، اگر دست از من برندارى تو را طلاق مى‏ دهم، در حالى كه زنان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با وفات وى مطلّقه شده‏ اند.

    فرمود: طلاق چيست؟

    گفتم: باز گذاشتن راه.
    فرمود: اگر طلاق آنها با وفات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم صورت مى‏ گيرد چرا بر آنها حلال نبود كه شوهر كنند؟
    گفتم: براى آنكه خداى تعالى شوهر كردن را بر آنها حرام كرده است، فرمود: چرا در حالى كه وفات رسول خدا راه را بر آنها باز گذاشته است؟ گفتم: اى فرزند مولاى من! پس آن طلاقى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حكمش را به امير المؤمنين عليه السّلام واگذار كرد چه بود؟


    فرمود: خداى تعالى شأن زنان پيامبر را عظيم گردانيد و آنان را به شرافت مادرى امّت مخصوص كرد و رسول خدا به امير المؤمنين فرمود: اى ابا الحسن؟
    اين شرافت تا وقتى براى آنها باقى است كه به طاعت خدا مشغول باشند و هر كدام آنها كه پس از من خدا را نافرمانى كند و بر تو خروج نمايد راه را براى شوهر كردن وى بازگذار و او را از شرافت مادرى مؤمنين ساقط كن.[3]

    متن کتاب احتجاج بدین صورت است:

    «فقلت يَا مَوْلَانَا وَ ابْنَ مَوْلَانَا رُوِيَ لَنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلیالله علیه وآله جَعَلَ طَلَاقَ‏ نِسَائِهِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ حَتَّى أَنَّهُ بَعَثَ يَوْمَ الْجَمَلِ رَسُولًا إِلَى عَائِشَةَ وَ قَالَ إِنَّكِ أَدْخَلْتِي الْهَلَاكَ عَلَى الْإِسْلَامِ وَ أَهْلِهِ بِالْغِشِّ الَّذِي حَصَلَ مِنْكِ وَ أَوْرَدْتِي أَوْلَادَكِ فِي مَوْضِعِ الْهَلَاكِ لِلْجَهَالَةِ فَإِنِ امْتَنَعْتِ وَ إِلَّا طَلَّقْتُكِ فَأَخْبِرْنَا يَا مَوْلَايَ عَنْ مَعْنَى الطَّلَاقِ الَّذِي فَوَّضَ حُكْمَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام. فَقَالَ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ تَقَدَّسَ اسْمُهُ عَظَّمَ شَأْنَ نِسَاءِ النَّبِيِّ فَخَصَّهُنَّ بِشَرَفِ الْأُمَّهَاتِ‏ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ يَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّ هَذَا شَرَفٌ بَاقٍ مَا دُمْنَ لِلَّهِ عَلَى طَاعَةٍ فَأَيَّتُهُنَّ عَصَتِ اللَّهَ بَعْدِي فِي الْأَزْوَاجِ بِالْخُرُوجِ عَلَيْكَ فَطَلِّقْهَا وَ أَسْقِطْهَا مِنْ شَرَفِ أُمَّهَاتِ الْمُؤْمِنِين»‏؛[4]

    اى مولاى ما و اى فرزند مولاى ما! براى ما نقل است كه: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مسئوليت طلاق همسران خود را بر عهده أمير المؤمنين عليه السّلام نهاد، تا جايى كه در روز جمل به دنبال عائشه فرستاده و به او فرمود: تو با اين فريب و نيرنگى كه نمودى اسلام را در معرض هلاكت قرار داده و از جهالت فرزندان خود را به لب تيغ نشاندى، اگر امتناع كنى تو را طلاق گويم!. حال؛ شما اى مولاى من بفرماييد كه معنى طلاقى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله حكم آن را به أمير المؤمنين عليه السّلام واگذار فرموده بود چيست؟

    فرمود: خداى تعالى قدر و مرتبه همسران پيامبر را بزرگ داشته و ايشان را مشرّف به امّ المؤمنينى نمود، پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: اى أبو الحسن! اين شرف براى آنان تا زمانى كه بر طاعت خدايند باقى است، پس هر كدامشان بعد از من با شورش بر تو از فرمان حقّ سر بر تافت او را از همسران طلاق بده و شرف امّ المؤمنينى را از او ساقط ساز.

    --------------------------------------------------------------
    [1]. الفتوح، ج2، ص485، دارالاضواء، تحقیق علی شیری.

    [2]. ابو محمّد احمد بن على اعثم كوفى الكندى(متوفى 314 ه.ق./926 م.)محدّث،شاعر، و مورّخ شيعى بزرگ قرن سوم و چهارم هجرى است. عدم اطّلاع دقيق از زادگاه و تاريخ تولّد و زندگانى وى به حدّى است كه حتّى در نام و نسب وى اختلاف كرده برخى نامش را احمد و برخى نيز محمّد آورده‏اند. همچنين لفظ«اعثم»را كه لقب پدر او بوده است گاهى درباره خود«ابن اعثم»به كار برده‏اند.از ميان منابع قديمى تنها«معجم الادبا»ياقوت حموى(2/231)است كه اشاره‏اى مختصر به شرح حال وى كرده و بعد از او ابن حجر عسقلانى در«لسان الميزان»(1/138:433 - أحمد بن أعثم الكوفي الأخباري المورخ قال ياقوت كان شيعيا وعند أصحاب الحديث ضعيف وصنف كتاب الفتوح إلى أيام الرشيد وصنف تاريخا من أول دولة المأمون إلى آخر دولة المقتدر وله نظم وسط)گفته‏هاى ياقوت را نقل كرده است.

    [3]. کمال لدین و اتمام النعمة، ج2،ص456.

    [4]. احتجاج الطبرسی، ج2،ص462؛ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏32، ص: 268.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۷:۳۷
    آیا حضرت علی (ع)  اجازه طلاق دادن زنان پیامبر را داشته اند؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    290
    حضور
    12 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    247



    کارشناسان اگر از منابع معتبر نزد اهل سنت چیزی موجود هست بیان نمایید!!
    و اگر نیست که هیچ!

  11. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    نقل قول نوشته اصلی توسط استدلال نمایش پست ها
    کارشناسان اگر از منابع معتبر نزد اهل سنت چیزی موجود هست بیان نمایید!! و اگر نیست که هیچ!


    با سلام

    اولا كه عقیده شیعه از منابع خودش ثابت است نه منابع دیگران ! اگر ما به منابع دیگران احتجاج میکنیم برای اثبات بی سوادی و بی منطقی مخالفین است که از کتب خود خبر ندارند !


    عایشه می گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله طلاق زنانش را به او( علی بن ابی طالب) واگذار کرده بود چه در حیاتش و چه بعد از رحلتش و من می ترسم که اگر مخالفتش کنم او این کار را انجام دهد.( شرح الأخبار، قاضي نعماني ج1ص392)



    ثانیا طلاق عائشه و حفصه اولین بار بدست رسول الله (ص) انجام شد همچنانکه در صحاح عامه آمده است .


    ثالثا خدای متعال بصراحت وجه امتیاز زنان پیامبر (ص) را بر سایر زنان فقط در تقوا میداند وبس :

    {يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً }الأحزاب32

    وفقط برای محسنات ایشان اجری عظیم مهیا نموده است نه همه ایشان :

    فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْراً عَظِيماً }الأحزاب29
    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۱/۱۲/۱۷ در ساعت ۰۸:۳۳

  12. صلوات ها 3


  13. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    نقل قول نوشته اصلی توسط استدلال نمایش پست ها
    کارشناسان اگر از منابع معتبر نزد اهل سنت چیزی موجود هست بیان نمایید!! و اگر نیست که هیچ!
    بقرآن قسم که منابع قوی شمارو خواندمو جز فضائل علی ع در بخاری و خصوصا مسلم و مستدرک حاکم چیزی ندیدم



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    ثانیا طلاق عائشه و حفصه اولین بار بدست رسول الله (ص) انجام شد همچنانکه در صحاح عامه آمده است .
    این جمله رو اثبات می کنید لطفا

  14. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    این جمله رو اثبات می کنید لطفا


    با سلام


    در صحيح بخاري دو حديث أمده :

    حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ حَرْبٍ، حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ زَيْدٍ، عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ، عَنْ عُبَيْدِ بْنِ حُنَيْنٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: لَبِثْتُ سَنَةً وَأَنَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ، عَنِ المَرْأَتَيْنِ اللَّتَيْنِ تَظَاهَرَتَا عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَجَعَلْتُ أَهَابُهُ، فَنَزَلَ يَوْمًا مَنْزِلًا فَدَخَلَ الأَرَاكَ، فَلَمَّا خَرَجَ سَأَلْتُهُ فَقَالَ: عَائِشَةُ وَحَفْصَةُ، ثُمَّ قَالَ: كُنَّا فِي الجَاهِلِيَّةِ لاَ نَعُدُّ النِّسَاءَ شَيْئًا، فَلَمَّا جَاءَ الإِسْلاَمُ وَذَكَرَهُنَّ اللَّهُ، رَأَيْنَا لَهُنَّ بِذَلِكَ عَلَيْنَا حَقًّا، مِنْ غَيْرِ أَنْ نُدْخِلَهُنَّ فِي شَيْءٍ مِنْ أُمُورِنَا، وَكَانَ بَيْنِي وَبَيْنَ امْرَأَتِي كَلاَمٌ، فَأَغْلَظَتْ لِي، فَقُلْتُ لَهَا: وَإِنَّكِ لَهُنَاكِ؟ قَالَتْ: تَقُولُ هَذَا لِي وَابْنَتُكَ تُؤْذِي النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَأَتَيْتُ حَفْصَةَ فَقُلْتُ لَهَا: إِنِّي أُحَذِّرُكِ أَنْ تَعْصِي اللَّهَ وَرَسُولَهُ، وَتَقَدَّمْتُ إِلَيْهَا فِي أَذَاهُ، فَأَتَيْتُ أُمَّ سَلَمَةَ فَقُلْتُ لَهَا، فَقَالَتْ: أَعْجَبُ مِنْكَ يَا عُمَرُ، قَدْ دَخَلْتَ فِي أُمُورِنَا، فَلَمْ يَبْقَ إِلَّا أَنْ تَدْخُلَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَزْوَاجِهِ؟ فَرَدَّدَتْ، وَكَانَ رَجُلٌ مِنَ الأَنْصَارِ إِذَا غَابَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَشَهِدْتُهُ أَتَيْتُهُ بِمَا يَكُونُ، وَإِذَا غِبْتُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَشَهِدَ أَتَانِي بِمَا يَكُونُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَكَانَ مَنْ حَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدِ اسْتَقَامَ لَهُ، فَلَمْ يَبْقَ إِلَّا مَلِكُ غَسَّانَ بِالشَّأْمِ، كُنَّا نَخَافُ أَنْ يَأْتِيَنَا، فَمَا شَعَرْتُ إِلَّا بِالأَنْصَارِيِّ وَهُوَ يَقُولُ: إِنَّهُ قَدْ حَدَثَ أَمْرٌ، قُلْتُ لَهُ: وَمَا هُوَ، أَجَاءَ الغَسَّانِيُّ؟ قَالَ: أَعْظَمُ مِنْ ذَاكَ، طَلَّقَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نِسَاءَهُ، فَجِئْتُ فَإِذَا البُكَاءُ مِنْ حُجَرِهِنَّ كُلِّهَا، وَإِذَا النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ صَعِدَ فِي مَشْرُبَةٍ لَهُ، وَعَلَى بَابِ المَشْرُبَةِ وَصِيفٌ، فَأَتَيْتُهُ فَقُلْتُ: اسْتَأْذِنْ لِي، فَأَذِنَ لِي، فَدَخَلْتُ، «فَإِذَا النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى حَصِيرٍ قَدْ أَثَّرَ فِي جَنْبِهِ، وَتَحْتَ رَأْسِهِ مِرْفَقَةٌ مِنْ أَدَمٍ حَشْوُهَا لِيفٌ، وَإِذَا أُهُبٌ مُعَلَّقَةٌ وَقَرَظٌ» فَذَكَرْتُ الَّذِي قُلْتُ لِحَفْصَةَ وَأُمِّ سَلَمَةَ، وَالَّذِي رَدَّتْ عَلَيَّ أُمُّ سَلَمَةَ، «فَضَحِكَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَلَبِثَ تِسْعًا وَعِشْرِينَ لَيْلَةً ثُمَّ نَزَلَ»

    و :
    .....
    قَالَ: لاَ، بَلْ أَعْظَمُ مِنْهُ وَأَطْوَلُ طَلَّقَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نِسَاءَهُ، قَالَ: قَدْ خَابَتْ حَفْصَةُ وَخَسِرَتْ، كُنْتُ أَظُنُّ أَنَّ هَذَا يُوشِكُ أَنْ يَكُونَ، فَجَمَعْتُ عَلَيَّ ثِيَابِي، فَصَلَّيْتُ صَلاَةَ الفَجْرِ مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَدَخَلَ مَشْرُبَةً لَهُ، فَاعْتَزَلَ فِيهَا، فَدَخَلْتُ عَلَى حَفْصَةَ، فَإِذَا هِيَ تَبْكِي، قُلْتُ: مَا يُبْكِيكِ؟ أَوَلَمْ أَكُنْ حَذَّرْتُكِ، أَطَلَّقَكُنَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَتْ: لاَ أَدْرِي هُوَ ذَا فِي المَشْرُبَةِ، فَخَرَجْتُ، فَجِئْتُ المِنْبَرَ، فَإِذَا حَوْلَهُ رَهْطٌ يَبْكِي بَعْضُهُمْ، فَجَلَسْتُ مَعَهُمْ قَلِيلًا، ثُمَّ غَلَبَنِي مَا أَجِدُ، فَجِئْتُ المَشْرُبَةَ الَّتِي هُوَ فِيهَا، فَقُلْتُ لِغُلاَمٍ لَهُ أَسْوَدَ: اسْتَأْذِنْ لِعُمَرَ، فَدَخَلَ، فَكَلَّمَ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، ثُمَّ خَرَجَ فَقَالَ: ذَكَرْتُكَ لَهُ، فَصَمَتَ،.....

    رواه البخاري ومسلم والترمذي والنسائي من طرق متعددة

    وطلاق حفصه :

    حدثنا أبو بكر بن إسحاق الفقيه و علي بن حمشاد العدل قالا : أنبأ محمد بن عيسى بن السكن الواسطي ثنا عمرو بن عون ثنا هشيم أنبأ حميد عن أنس رضي الله عنه قال : لما طلق النبي صلى الله عليه و سلم حفصة أمر أن يراجعها فراجعها
    هذا حديث صحيح على شرط الشيخين و لم يخرجاه
    تعليق الذهبي قي التلخيص : على شرط البخاري ومسلم


    6753 - أخبرني أبو بكر الشافعي ثنا محمد بن غالب ثنا موسى بن إسماعيل ثنا حماد بن سلمة أنبأ أبو عمران الجوني عن قيس بن زيد : أن النبي صلى الله عليه و سلم طلق حفصة بنت عمر فدخل عليها خالاها قدامة و عثمان ابنا مظعون فبكت و قالت : و الله ما طلقني عن شبع و جاء النبي صلى الله عليه و سلم فقال : قال لي جبريل عليه السلام راجع حفصة فإنها صوامة قوامة و إنها زوجتك في الجنة
    تعليق الذهبي قي التلخيص : سكت عنه الذهبي في التلخيص

    - قَالَ أَبُو يَعْلَى الْمَوْصِلِيُّ : حَدَّثَنَا أَبُو كُرَيْبٍ ، حَدَّثَنَا يُونُسُ بْنُ بُكَيْرٍ ، عَنِ الأَعْمَشِ ، عَنْ أَبِي صَالِحٍ ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ ، قَالَ : دَخَلَ عُمَرُ عَلَى حَفْصَةَ ، وَهِيَ تَبْكِي ، فَقَالَ لَهَا : مَا يُبْكِيكِ ؟ لَعَلَّ رَسُولَ الله صَلَّى الله عَلَيه وسَلَّم طَلَّقَ ، إِنَّهُ قَدْ كَانَ طَلَّقَكِ مَرَّةً ، ثُمَّ رَاجَعَكِ مِنْ أَجْلِي ، وَالله لَئِنْ كَانَ طَلَّقَكِ مَرَّةً أُخْرَى لاَ أُكَلِّمُكِ أَبَدًا.
    هَذَا إِسْنَادٌ رِجَالُهُ ثِقَاتٌ.

    حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَكَّارٍ، حَدَّثَنَا هُشَيْمٌ، عَنْ حُمَيْدٍ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، «أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حِينَ طَلَّقَ حَفْصَةَ أُمِرَ أَنْ يُرَاجِعَهَا فَرَاجَعَهَا»

    [حكم حسين سليم أسد] : رجاله رجال الصحيح

    قال مسلم في الطلاق ايضا حدثني زهير بن حرب حدثنا عمر بن يونس الحنفي حدثنا عكرمة بن عمار عن سماك بن الوليد أبي زميل حدثني عبد الله بن عباس حدثني عمر بن الخطاب قال لما اعتزل نبي الله صلى الله عليه وسلم نساءه دخلت المسجد ...

    البته که متون متفاوت است مثلا در یک مرتبه عمر میگوید به دخترش که اگر من نبودم پیامبر تو را طلاق میداد :

    دخولُ عمرَ على عائشةَ وحفصة لوْمُهُ لهما ، وقوله لحفصةَ : « واللهِ لقد علمتُ أنَّ رسولَ الله صلى الله عليه وسلم لا يُحِبُّكِ ، ولولا أَنا لطَلَّقَكِ ».

    اما همانطور که دیدید پیامبر حفصه را طلاق داد که در اخبار از رجوع سخن گفته .

    اما در مرتبه شدید آن در نزول سوره تحریم و توطئه علیه پیامبر بود که پیامبر یک ماه از عائشه و حفصه دوری کردند که بین مردم شایع شد که پیامبر زنانش را طلاق داده اند !

  15. صلوات


  16. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431




    در مورد فضائل شكي و البته بحثي هم نيست، اما مضمون تاپيك يك چيز است و سوال جناب استدلال در مضمون تاپيك بوده و سوالشان هم كاملا واضح است به سوال ايشان پاسخ دهيد


    با سلام

    جواب ایشان داده شد وجناب صدرا هم از منابع عامه آوردند اما اینکه همه عقاید شیعه از کتب عامه باید ثابت شود مطلبی مضحک است زیرا در آنصورت شیعه وسنی یکی میشدند !!!!


    نکته دیگر اینکه بنا بر اخبار صحیح رسول خدا (ص) امام علی (ع) را وصی و منجز دین خود معرفی کردند که این امر شامل حق طلاق همسران ایشان هم میشود :

    ان وصيي و وارثي يقضي ديني و ينجزه وعدي و خير من اخلف بعدي (امام احمد و الطبراني في الكبير عن سلمان والبزاز عن انس )

    علي يقضي ديني (بزاز عن انس و طبراني )


    علي ينجز عداتي و يقضي ديني( الطبراني عن سلمان و ابن مردويه عن ابي سعيد و ديلمي عن سلمان)



    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۱/۱۲/۱۶ در ساعت ۱۱:۲۶

  17. صلوات ها 2


  18. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    290
    حضور
    12 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    247



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    اولا كه عقیده شیعه از منابع خودش ثابت است نه منابع دیگران ! اگر ما به منابع دیگران احتجاج میکنیم برای اثبات بی سوادی و بی منطقی مخالفین است که از کتب خود خبر ندارند !
    جناب خیر البریه لطفا به سایر مذاهب توهین نفرمایید اهل سنت هم مسلمان هستند!
    و خداوند در قرآن حتی اهل کتاب را همگی یک جور نمی داند(لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللهِ آناءَ الَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ) که شما به تمام اهل سنت تهمت بیسوادی میزنید!

    برای اطلاع شما مضمون و سوال تاپیک را برایتان می گذارم!
    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    از کارشناسان عزیز حدیث هایی از اهل سنت مبنی بر اینکه مولا علی ع اجازه طلاق دادن زنان پیامبر را داشته را میخواهم. اجرکم عند الله عز و جل

    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    جواب ایشان داده شد وجناب صدرا هم از منابع عامه آوردند
    نکند منظورتان از منابع عامه منابع شیعه است!

    بار دیگر سوالم را مطرح می کنم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط استدلال نمایش پست ها
    کارشناسان اگر از منابع معتبر نزد اهل سنت چیزی موجود هست بیان نمایید!! و اگر نیست که هیچ!


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود