صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معصوميت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    32
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11

    معصوميت




    شيعه معتقدند كه علي (رض) امامي معصوم است سپس چنان كه خود شيعيان قبول دارند علی را می بینیم که دخترش ام کلثوم(خواهر حسن و حسین (رضی الله عنهما)) را به ازدواج عمر بن خطاب (رض) در می آورد!!!
    شیعه باید از دو چیز یکی را بپذیرند که هریک برایشان ناخوشایند است : اول اینکه باید قبول کنند که علی معصوم نیست:چون که دخترش را به ازدواج مرد کافری در آورده است! و چنین سخنی با پایه اساسی مذهب شیعه متضاد است.دوم اینکه : بپذیرند که عمر مسلمان است و علی دوست داشته او دامادش شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167




    با نام الله



    معصوميت




    معصوميت



    ویرایش توسط حکمت : ۱۳۹۱/۱۲/۰۷ در ساعت ۱۰:۳۴


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    با سلام و عرض ادب

    جواب این سوال در تایپیک های مختلف در این انجمن داده شده است می توانید مراجعه بفرمائید:

    اما به صورت خلاصه ما می گوئیم چنین داستانی منحصر در این دو فرض نمی باشد که ما ناچار به پذیرش یکی از اطراف آن شویم؛ بلکه فرض دیگری نیز در میان است و آن این است که: برفرض پذیرش چنین ازدواجی معتقدیم این ازدواج اکراهی بوده و نه اختیاری که از روی میل صورت پذیرفته باشد.

    البته در تحقق چنین ازدواجی در میان علمای شیعه اختلاف اقوال وجود دارد؛ لذا برخی از علمای متقدم شیعه همچون شیخ مفید (رضوان الله علیه) منکر چنین امری بوده اند.

    هر چند مشهور میان علمای شیعه این است که تنها عقدی صورت پذیرفته که این امر نیز اکراهی بوده است؛ همچنان که در روایات شیعه چنین امری بیان شده است.

    تحقق عقد اکراهی نیز اساسا هیچ ارتباطی با بحث عصمت و یا عدم آن نخواهد داشت؛ همچنان که وجود چنین مسائلی در داستان برخی از انبیاء علیهم السلام مشاهده می شود. آیا در این داستان که لوط به قوم کافر خویش پیشنهاد ازدواج با دخترانش را می دهد عدم عصمت آن حضرت و یا مؤمن بودن قوم او را نتیجه می گیریم؟!:«وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ قالَ يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيد».[1]

    وجود چنین عقدی نیز فضیلتی برای خلیفۀ دوم نخواهد بود؛ البته با مراجعه به متون اهل سنت جز مذمت جناب خلیفۀ دوم مشاهد نمی شود؛ همچنان که سبط بن جَوزى (درگذشته: 654) در اين رابطه می نویسد: جدّ من در كتاب‏ المنتظم‏ مى‏ نويسد: على، امّ كلثوم را به نزد عمر فرستاد، تا عمر او را ببيند. عمر ساق او را برهنه كرد و به آن دست زد و لمس كرد (!!).
    سبط ابن جَوزى مى‏افزايد: به نظر من- به خدا سوگند!- اين كار زشت و قبيحى است؛ اگر او كنيز هم بود، با او چنين رفتارى نمى ‏كرد.

    از طرفى، مسلمانان اتّفاق نظر دارند كه لمس كردن زن نامحرم جايز نيست؛ پس چگونه عمر چنین کاری می کند؟[2]
    البته : اى كاش تنها لمس كردن بود. در روايت خطيب بغدادى از بوسيدن و گرفتن ساق‏ پا سخن به ميان آمده است (!!).[3]
    بنابراین انحصار دو فرض باطل است و در صورت پذیرش چنین امری وجود آن اکراهی بوده، که نه تنها فضیلتی برای خلیفۀدوم به وجود نیاورد؛ بلکه اساسا چیزی جز مذمت بر دامن وی نمی نشیند.

    موفق باشید.


    ----------------------------------------------------------------------------------

    [1]. هود/78.قوم او (به قصد مزاحمت ميهمانان) به سرعت به سراغ او آمدند- و قبلًا كارهاى بد انجام مى‏دادند- گفت: «اى قوم من! اينها دختران منند براى شما پاكيزه‏ترند! (با آنها ازدواج كنيد و از زشتكارى چشم بپوشيد!) از خدا بترسيد و مرا در مورد ميهمانانم رسوا نسازيد! آيا در ميان شما يك مرد فهميده و آگاه وجود ندارد؟!

    [2].تذكرة الخواص: 288 و 289.

    [3].تاريخ بغداد: 6/ 180.«وقتى كه عمر، امّ كلثوم را ديد، برخاست و دست به ساق پاى (!!) او زد و گفت: به پدرت بگو: به راستى راضى شدم، راضى شدم، راضى شدم. وقتى كه دختر به نزد پدرش آمد، على به او گفت: اميرالمؤمنين به تو چه گفت؟ امّ كلثوم گفت: مرا پيش خود خواند و بوسيد (!!) و وقتى برخاستم دست به ساق‏ پايم زد (!!) و گفت: به پدرت بگو راضى شدم.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۱۲/۰۷ در ساعت ۲۲:۵۰
    معصوميت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    نقل قول نوشته اصلی توسط surankurd نمایش پست ها
    علی معصوم نیست:چون که دخترش را به ازدواج مرد کافری در آورده است! و چنین سخنی با پایه اساسی مذهب شیعه متضاد است....
    سلام علیکم
    اولا:
    آیا پایه اساسی شیعه این است که عمر کافر است؟!!! خیر بلکه شیعه با اعتقاد به خلافت بلافصل امام علی علیه السلام معتقد است خلفای سه گانه نخست با غصب خلافت ظلم نموده اند و چون خداوند ظالمین را لعن نموده آنها را لعن می کند ولی تلازمی بین لعن و کفر فقهی نیست!
    ثانیا:
    ازدواج زن مسلمان با مرد کافر اصلا صحیح نیست و محقق نمی شود. و حال آن که این ازدواج بنابر زعم اهل سنت محقق شده و حتی بچه هایی را هم به عنوان محصول این ازدواج نام برده اند!!!
    ثالثا:
    عصمت از گناه در فرض اختیار است! وقتی کسی اختیار نداشته باشد دیگر عصمت و معصیت معنایی ندارد. بنابر نقل خود اهل سنت، عمر، امام را تهدید نمود و حضرت چاره ای جز اجازه این ازدواج نداشت!
    رابعا:
    اصلا امام دختری به نام ام کلثوم نداشته است که بخواهد به عقد عمر در بیاورد!
    **
    یکی گفت: خسن و خسین هر سه دختران مغاویه هستند!
    بهش گفتند: خسن نیست و حسن است. خسین نیست و حسین است. هر سه نیستند و هردو هستند. دختر نیستند و پسرند. مغاویه نیست و معاویه است بعدش اصلا ایندو پسران علی هستند نه معاویه!


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    32
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11



    شما می گویید این ازدواج سند تاریخی ندارد در صورتی که این ازدواج در اکثر کتاب های خودتان وجود دارد برای نمونه:::کافی کلینی فی فروغ(115/6)--طوسی فی تهذیب الاحکام(باب عدد النسا148/8)وفی(380/2)--ابن ابی الحدید فی شرح نهج البلاغه(124/3)--المجلسی فی بحار الانوار(ص621) وبرای اطلاع بیشتر به رساله:زواج عمر بن الخطاب من ام کلثوم بنت علی بن ابی طالب-حقیقة لا افترا-لابی معاذ اسماعیلی مراجعه فرمایید.
    ثانیا اینکه می گویید علی بن ابی طالب دختری به نام ام کلثوم نداشته خیلی بی معنیه توصیه می کنم یکم مطاله تون رو بیشتر کنید!!!!!!!!!!!!!!

  11. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,036
    حضور
    59 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    111
    آپلود
    0
    گالری
    89
    صلوات
    3388



    نقل قول نوشته اصلی توسط surankurd نمایش پست ها
    شما می گویید این ازدواج سند تاریخی ندارد در صورتی که این ازدواج در اکثر کتاب های خودتان وجود دارد برای نمونه:::کافی کلینی فی فروغ(115/6)--طوسی فی تهذیب الاحکام(باب عدد النسا148/8)وفی(380/2)--ابن ابی الحدید فی شرح نهج البلاغه(124/3)--المجلسی فی بحار الانوار(ص621) وبرای اطلاع بیشتر به رساله:زواج عمر بن الخطاب من ام کلثوم بنت علی بن ابی طالب-حقیقة لا افترا-لابی معاذ اسماعیلی مراجعه فرمایید.
    ثانیا اینکه می گویید علی بن ابی طالب دختری به نام ام کلثوم نداشته خیلی بی معنیه توصیه می کنم یکم مطاله تون رو بیشتر کنید!!!!!!!!!!!!!!
    شما که مطالعه تان زیاده بفرمایید بگید معنی این روایت از شارح صحیح مسلم چی هست؟؟


    أختا عائشة: اللتان أرادهما أبو بكر الصديق، رضى الله عنه، بقوله لعائشة: إنما هما أخواك وأختاك، قالت: هذان أخواى، فمن أختاى؟ فقال: ذو بطن بنت خارجة، فإنى أظنها جارية. ذكر هذه القصة فى باب الهبة من المهذب، وقد تقدم بيانهما فى أسماء الرجال فى النوع الرابع فى الأخوة، وهاتان الأختان هما أسماء بنت أبى بكر، وأم كلثوم، وهى التى كانت حملاً، وقد تقدم هناك إيضاح القصة، وأم كلثوم هذه تزوجها عمر بن الخطاب، رضى الله عنه.

    النووي، أبو زكريا محيي الدين يحيى بن شرف بن مري (متوفاي676 هـ)، تهذيب الأسماء واللغات، ج 2، ص630، رقم: 1224، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1996م.
    ویرایش توسط علی مع الحق : ۱۳۹۱/۱۲/۰۸ در ساعت ۱۷:۳۲

  12. صلوات ها 2


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نقل قول نوشته اصلی توسط surankurd نمایش پست ها
    شما می گویید این ازدواج سند تاریخی ندارد در صورتی که این ازدواج در اکثر کتاب های خودتان وجود دارد برای نمونه:::کافی کلینی فی فروغ(115/6)--طوسی فی تهذیب الاحکام(باب عدد النسا148/8)وفی(380/2)--ابن ابی الحدید فی شرح نهج البلاغه(124/3)--المجلسی فی بحار الانوار(ص621) وبرای اطلاع بیشتر به رساله:زواج عمر بن الخطاب من ام کلثوم بنت علی بن ابی طالب-حقیقة لا افترا-لابی معاذ اسماعیلی مراجعه فرمایید.
    ثانیا اینکه می گویید علی بن ابی طالب دختری به نام ام کلثوم نداشته خیلی بی معنیه توصیه می کنم یکم مطاله تون رو بیشتر کنید!!!!!!!!!!!!!!
    با سلام و عرض ادب
    همچنان که مختصرا عرض شد در رابطه با چنین ازدواجی در میان علمای شیعه اقوالی وجود دارد. اما مشهور میان شیعه تحقق عقد به صورت اکراهی بوده و نه بیشتر.

    اما همچنان که گفته شد این ازدواج فضیلت ساز نیست؛ بلکه با مراجعه به متون عامه که متعرض بعضی از ابعاد این قضیه شده اند جز مذمت چیز دیگری برای خلیفه ثانی اثبات نمی شود.

    براستی کسی که اینچنین متعرض نوامیس دیگران می شود چگونه شایستگی خلافت مسلمین و حفظ نوامیس مردم را خواهد داشت؟

    موفق باشید.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۱۲/۰۸ در ساعت ۱۹:۵۱
    معصوميت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  14. صلوات ها 2


  15. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    32
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11



    آقای علی مع الحق من حدیث بالا رو تو هیج کتاب حدیثی نیافتم لطفا اگه سند دقیق تری دارید بیان نمائید.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۱۲/۰۹ در ساعت ۲۰:۴۷ دلیل: بی احترامی

  16. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    32
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11



    آقای صدرای به اصطلاح کارشناس صفحه 180 جلد 6 (تاریخ بغداد) در مورد فردی به نام هارون حرف می زند و اینکه ثقه هست یا نه (که در اینجا به این موضوع کاری نداریم) و اصلا در مورد امام عمر (رضی الله عنه) و ام کلثوم حرفی به میان نیاورده .
    این دلیلتون هم مثل بقیه دلیل هاتون بدون سند در اومد(فکر کنم کتاب های ترجمه شده به فارسی رو هم به نفع خودتون تحریف می کنید)ازتون خواهش می کنم که از این به بعد هر دلیلی میارید از منابع کتب عربی باشه. با تشکر

  17. صلوات


  18. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,036
    حضور
    59 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    111
    آپلود
    0
    گالری
    89
    صلوات
    3388



    مثل اینکه بحث با این بابا رو از ب بسم الله باید شروع کنیم
    خدا رحم کند
    اخوی ادرس کتاب و چاپش به شما داده شده
    رجوع کن پیدا میکنی

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود