صفحه 10 از 12 نخست ... 89101112 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آموزش نحوه استفاده از امكانات انجمن: "شیوه مشترک شدن در موضوعات"

  1. #91

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    368
    حضور
    12 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    852



    سلام
    قسمت پستهای برگزیده (عکس قلب کنار دکمه صلوات) محدودیت تعداد داره؟ که بعد اون تعداد با اضافه کردن، قدیمی‌ترها حذف میشن؟

  2. صلوات ها 2


  3. #92

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    طراحی قالب سیستم های مختلف ٫ کدنویسی
    نوشته
    1,221
    حضور
    30 روز 12 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    202
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    7747



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط 『طلوع』 نمایش پست ها
    قسمت پستهای برگزیده (عکس قلب کنار دکمه صلوات) محدودیت تعداد داره؟ که بعد اون تعداد با اضافه کردن، قدیمی‌ترها حذف میشن؟
    چیزی حذف نمیشه محدودیتی نیست اگر مشکلی بود اطلاع بدید


  4. صلوات ها 4


  5. #93

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    996
    حضور
    125 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2989



    سلام
    قبلا یادمه حداکثر کاراکترهای قابل ارسال در هر پست محدودیت داشت.
    الان این محدودیت برداشته شده؟

       

    نقل قول نوشته اصلی توسط سین نمایش پست ها

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم جناب استوار و رحمة الله
    بله حق با شماست، اشتباه می‌کردم، شاید ... تا کنون اگرچه تعریف حصولی بودن علوم را می‌دانستم ولی باز حصولی بودن را همان تحصیل‌پذیری و اکتسابی بودن ترجمه می‌کردم حال آنکه علی‌الظاهر موضوع سر اکتساب کردن نیست و سر باواسطه بودن شناخت است، اینکه شناخت از طریق صورت باشد و نه واقعِ مفهوم، بر اساس ظاهر باشد و نه کنه باطن، واسطه در همین حال حاضر است، چه این صورت و این واسطه در بستر زمان تحصیل شده باشد و چه با مکانیزم دیگری مورد شناخت قرار گرفته باشد که البته ظاهراً سر مکانیزم این یادگیر بحث و حدیث است ...

    تا کنون حول این مثال می‌چرخیدم که مثلاً فرمودند کوه اورست بلندترین کوه است و ما به این امر یقین داریم ... این یقین علاوه بر حصولی بودن با تعریف خاص از حصولی بودن اما اکتسابی هم هست ... شاید اشتباهم این بود که تمرکزم را روی این مثال گذاشتم ... حال آنکه به خاطر دارم مثال‌های دیگری که آن استاد برایم زدند «علم» بود و «وجود» که قابل تعریف نیستند ولی بدیهی هستند ... آن استاد بزرگوار فرمودند که علم را نمی‌توان تعریف کرد چون هر چیزی خودش به علم تعریف می‌شود و باز فرمودند که وجود بما هو وجود را هم نمی‌توان تعریف کرد چون کلی‌تر و بدون صفت‌تر از آن نداریم که اول آن را به عنوان جنس بگوییم و بعد با آوردن صفتی خاصّ آن مخصوصش نماییم ... پس این بار تمرکزم را بر این مثال‌های جدید می‌گذارم ...

    همانطور که شما هم به اشتباهم اشاره فرمودید نه مفهوم «علم» و نه مفهوم «وجود» اکتساب نمی‌شوند، به آن معنا ... گرچه یک نگاه هم این است که بگوییم اینها هم اکتسابی هستند چون تا مصادیق علم و وجود اکتساب نشوند آن تصورات کلی‌تر در ذهن شکل نمی‌گیرند (در نتیجه می‌توان این سؤال را پرسید که چه تضمینی هست که این مفاهیم کلی انتزاع شده از آن مصادیق جزئی درست انتزاع شده باشند که بتوان روی یقین روی آنها قسم خورد؟ اصلاً مگر ما درکی از دل دیگران داریم که بدانیم آنها هم همین درک کلی از علم و وجود و مانند آن را دارند که ما داریم تا یک پله بالاتر رفته و بگوییم یکسان بودن این فهم یعنی امکان انطباق این فهم با یک حقیقت خارجی یکتا؟ این مفاهیم هم مانند علوم حضوری قابل انتقال نیستند، یعنی هستند ولی تضمینی نداریم که درست انتقال داده شده باشند، داریم؟ ... گرچه صرف یکتا بودن این درک هم باز لزوماً به انطباق این فهم بر حقیقت خارجی نیست و چه بسا محدود شود به جنس انسان که تمامی این گزارش‌ها از ناحیه‌ی اوست ...)
    با این حال مبنای سؤالم را تغییر دادم و فرض کردم همانطور که شما فرمودید این تصوراتِ بدیهی اکتسابی نباشند و تنها با واسطه باشند، یعنی آن مصادیق فقط واسطه‌های آن شناخت کلی باشند و اکتسابی بودن شناخت واسطه‌ها دیگر به معنای اکتسابی بودن خود این شناخت‌ها نباشد ... با این فکر اول خواستم بگویم که همینکه این مفاهیم اکتسابی نیستند پس یعنی حصولی نیستند و حضوری هستند و به همین خاطر هم هست که همه‌ی ما آن‌ها را می‌دانیم ولی نمی‌توانیم شرحشان دهیم ... (در مشابهت با اینکه علوم حضوری مطابق فرمایش خود شما شخصی و غیرقابل انتقال به غیر هستند) ... اما بعد به فرمایش دیگر شما رسیدم که فرمودید علم حضوری این ویژگی را دارد که به میزان ظرفیت و سعه‌ی وجودی خود شخص حاصل می‌گردد، حال آنکه ظاهراً مفاهیمی مانند علم و وجود مفاهیمی بسیط هستند و نه مدرج و در نتیجه شناخت آن برای هر کسی که کمترین چیزی در مورد آن بداند یکسان است با اینکه همه چیز را در مورد آن بداند ... از این بابت فرقی ندارد که شخص بی‌سواد باشد یا دانشمند و یا یک ولیّ خدا و یا حتی پیامبر، درک همه از مفاهیمی مانند وجود و علم درکی یکسان است (یا امیدواریم که باشد، مگرنه این درک قابل انتقال به غیر و مقایسه با درک دیگران نیست) ... اینکه درک یک شخص عادی با درک یک ولیّ خدا یکسان باشد کمک می‌کند که درک کنم چرا می‌گویید درک این مفاهیم به علم حضوری نیست ... چون مشخص است که مرتبه‌ی وجودی ایشان یکسان نیست ... اما باز کافی نیست چون مدرج نبودن علم به این مفاهیم بخاطر بسیط بودن آنهاست ... حقیقت و کنه ذات خدا هم بسیط هست ولی قابل شناخت توسط هیچ کسی نیست چه انسان عادی و چه یک پیامبر ... در این صورت جمع بین این دو نظر به این صورت خواهد بود که این مفهوم بسیط که همه درکی یکسان از آن دارند را می‌توان صورت مفهوم بسیط دیگری دانست که هیچ کسی هیچ راهی به درک از او ندارد، مثل اینکه فلاسفه می‌گویند خداوند حقیقت وجود است و معصومین علیهم‌السلام هم فرمودند که خداوند وجود دارد ولی نهایت توحید در نفی تمامی کثرت‌ها و حتی اسماء و صفات از اوست ... با این حساب مفهوم وجود می‌شود یک تصور بدیهی که جزء علوم حصولی است از آن جهت که خودش صورت است برای یک مفهوم که هیچ شناختی از آن نداریم و در واقع راهی به سوی شناخت کنه آن نداریم ... یعنی آنچه را که ما بدهی حصولی دانستیم در واقع سایه‌ی یک علم حضوری است که درست نمی‌دانیم چیست و این بدیهی حصولی جدای از علوم حضوری نیست (گرچه نمی‌دانم چطور یک توهم نسبت به علم حضوری را می‌توان یقینی نسبت به علوم حصولی دانست ) ... این در مورد وجود بود ولی در مورد علم نمی‌دانم بشود مثل این بیان را ادا کرد یا خیر ...
    حال در همان بحث بر روی تصور وجود می‌توان پرسید که وقتی هیچ راهی برای شناخت خود حقیقت وجود (خداوند) نداریم چگونه بدانیم تصورمان از وجود یک توهم صرف نیست؟ حس‌گراها ممکن است به دنبال مدارک حسی برای این مسأله بگردند ولی این به خودی خود یک دور است چون اعتبار خود آن مدارک باید طور دیگری تأیید شود و به صرف ادعا نیست که بگویند ما به محسوسات خود یقین داریم ... اما در عوض متفکرین مسلمان به سراغ وصل کردن این تصورات به علم حضوری رفته‌اند:

    علامه طباطبایی درباره منشأ علم می گوید «هر علم حصولی مسبوق است به یک علم حضوری»؛ یعنی قبل از آنکه نفس تصوری از شی‏ء حاصل کند باید واقعیت آن شی‏ء را به علم حضوری دریابد. حاصل سخن علامه طباطبایی درباره راه حصول علم و به طور کلی منشأ همه تصورات و مفاهیم اعم از صور حسی و خیالی و عقلی (اولی و ثانوی) این است که:
    اولاً: ما از پیش خود واجد هیچ تصوری نیستیم.
    ثانیاً: تصور بما هو تصور، غیر از شی‏ء خارجی است.
    ثالثاً: حقیقت و ذات علم کشف از معلوم است.
    نتیجه این می‏شود که ما قبل از آنکه به تصوری دست یابیم یعنی واجد علم شویم، باید با واقعیت معلوم ارتباط و اتصال وجودی مستقیم و بی‏‌واسطه برقرار کنیم، یعنی بدان علم حضوری پیدا کنیم. و گرنه، هیچ تصوری از آن در ذهن خود نمی‏‌توانیم داشته باشیم. و به فرض محال اگر هم داشته باشیم، آن تصور چیزی است بی‌‏پایه و بی‏‌ریشه است که ربطی به شی‏ء خارجی ندارد. مطابق این بیان، اگر تصور مفروضی قابل انطباق بر یک امر محسوس باشد؛ یعنی صورت حسی یا صورت خیالی یا معقول اول باشد حتماً از یک علم حضوری به آن امر محسوس حاصل شده است و اگر قابل انطباق بر امر محسوسی نباشد (معقول ثانی) از علم حضوری دیگری به دست آمده است.
    پس ما باید هم به اشیای خارجی علم حضوری داشته باشیم تا بتوانیم از روی آن صور حسی و خیالی را بسازیم و از روی صور خیالی، صور معقولات اولیه را، و هم به حقیقت معقولات ثانویه نظیر علت، جوهر و عرض؛ یعنی باید در جایی با حقیقت و واقعیت علیت و جوهریت و عرضیت اتصال مستقیم وجودی داشته باشیم. (هرچند آنجا عالم محسوسات نباشد)، تا بتوانیم مفاهیم آنها را بسازیم و گرنه، در خصوص این مفاهیم یا باید نظریه معقولات فطری را بپذیریم که قولی است تحکمی و بی‏‌دلیل، یا همچون هیوم آنها را موهوم بدانیم یا مثل کانت برای گریز از شکاکیت هیومی آنها را قالبهای ذهن بنامیم و در نهایت مانند هیوم خارجیت و عینیت آنها را انکار کنیم.
    پس باید گفت طبق نظر علامه طباطبایی این سخن هیوم که هر تصوری مسبوق به انطباعی است درست است، به این معنا که ما از پیش خود واجد هیچ تصوری نیستیم و باید قبل از حصول هر تصوری از هر شیئی، واقعیت آن شی‏ء را حضورا در یافته باشیم و این دریافت حضوری در مورد همه تصورات، منحصر به دریافت از طریق حواس ظاهری یا باطنی نیست بلکه در مورد بعضی مفاهیم به طریق دیگری است. حتی در خصوص اشیای خارجی محسوس نیز ابتدا باید علم حضوری حاصل کرد و آن گاه به واسطه آن علم حضوری، به تصورات نایل شد. به اعتقاد ایشان محسوسات با واقعیت خود در حواس موجودند و این نیز یک نحو علم حضوری است.
    منبع: اینجا

    همچنین:

    دانستیم که علم حضوری یافتن خود واقعیت عینی است و از این روی شک و شبهه‌ای در آن راه ندارد ولی می‌دانیم که دایره علم حضوری محدود است و به تنهایی نمی‍‌تواند مشکل شناخت شناسی را حل کند و اگر راهی برای باز شناسی حقایق در میان علوم حصولی نداشته باشیم نمی‌توانیم منطقا هیچ نظریه قطعی را در هیچ علمی بپذیریم و حتی بدیهیات اولیه هم قطعیت و ضرورت خودشان را از دست خواهند داد و از بداهت و ضرورت تنها نامی برای آن ها باقی خواهد ماند بنابراین لازم است تلاش خود را برای ارزشیابی شناخت‌های حصولی و بدست آوردن معیار حقیقت در آن‌ها ادامه دهیم و بدین منظور به بررسی انواع حصولی می‌پردازیم. ...
    منطقیین علم را به دو قسم تصور و تصدیق تقسیم کرده‌اند و در واقع مفهوم عرفی علم را از یک نظر محدود کرده و آنرا به علم حصولی اختصاص داده‌اند و از سوی دیگر آنرا به تصور ساده هم گسترش داده‌اند. ...
    تصور در یک تقسیم‌بندی به دو قسم کلی و جزئی تقسیم می‌شود: تصور کلی، عبارت است از مفهومی که بتواند نمایشگر اشیاء یا اشخاص متعددی باشد، مانند مفهوم انسان که بر میلیاردها فرد انسانی صدق می‌کند. و تصور جزئی، عبارت است از صورت ذهنی که تنها نمایشگر یک موجود باشد مانند صورت ذهنی سقراط. ...تصورات کلی که به نام مفاهیم عقلی و معقولات نامیده می‌شود محور بحث‌های فلسفی مهمی را تشکیل می‌دهد و از دیر زمان مورد گفتگوهای فراوانی قرار گرفته است. ...
    از زمان‌های قدیم چنین نظری وجود داشته که اساسا مفهومی به نام مفهوم کلی نداریم و الفاظی که گفته می‌شود دلالت بر مفاهیم کلی دارند در واقع نظیر مشترکات لفظی هستند که دلالت بر امور متعددی می‌نمایند مثلا لفظ انسان که بر افراد فراوانی اطلاق می‌شود مانند اسم خاصی است که چندین خانواده برای فرزندانشان قرار داده باشند یا مانند نام فامیلی است که همه افراد خانواده به آن نامیده می‌شوند. ...
    نظریه دیگر که قریب به نظریه مزبور می باشد این است که تصور کلی عبارت است از تصور جزئی مبهم به این صورت که بعضی از خصوصیات صورت جزئی و خاص حذف شود به طوری که قابل انطباق بر اشیاء یا اشخاص دیگری گردد [این فکر کنم همان است که حقیر فکر می‌کردم چیزی که قابل تعریف نباشد پس یعنی مبهم است و دیگر نمی‌تواند بدیهی باشد ] مثلا تصوری که از شخص خاصی داریم با حذف بعضی از ویژگی‌هایش قابل انطباق بر برادر او هم می باشد و با حذف خصوصیات دیگری بر چند فرد دیگر هم قابل تطبیق می‌شود و بدین ترتیب هر قدر ویژگی‌های بیشتری از آن حذف شود کلی تر و قابل انطباق بر افراد بیشتری می‌گردد تا آن جا که ممکن است شامل حیوانات و حتی نباتات و جمادات هم بشود چنان که شبحی را که از دور می‌بینیم در اثر ابهام زیادی که دارد هم قابل انطباق بر سنگ است و هم بر درخت و هم بر حیوان و هم بر انسان [جالب است که علوم حصولی را هم نتیجه‌ی نگاه کردن از دور تعریف می‌کنند در مقابل نگاه کردن از نزدیک که همان علم حضوری می‌شود ] و به همین جهت است که در آغاز رؤیت شک می‌کنیم که آیا انسان است یا چیز دیگری و هر قدر نزدیکتر شویم و آنرا روشنتر ببینیم دائره احتمالات محدودتر می‌شود تا سرانجام در شی ء یا شخص خاصی تعین پیدا کند، هیوم در باره مفاهیم کلی چنین نظری را داشت، چنان که تصور بسیاری از مردم در باره کلیات همین است. ...
    بعضی گفته‌اند روح انسان قبل از تعلق به بدن در عالم مجردات حقایق عقلی را مشاهده می‌کرده است و بعد از تعلق گرفتن به بدن آن‌ها را فراموش کرده و با دیدن افراد مادی به یاد حقایق مجرد می‌افتد و ادراک کلیات همین یادآوری آن‌ها است ...
    بعضی دیگر که قائل به قدیم بودن و وجود روح قبل از بدن نیستند ادراکات حسی را وسیله‌ای برای مستعد شدن نفس نسبت به مشاهده مجردات دانسته‌اند اما مشاهده‌ای که از راه چنین استعدادی حاصل می‌شود مشاهده‌ای از دور است و ادراک کلیات عبارت است از همین مشاهده حقایق مجرده از دور، به خلاف مشاهدات عرفانی که با مقدمات دیگری حاصل می شد و مشاهده‌ای از نزدیک است. [تصور ایجاد شده را یک تصور ذهنی دانسته و درک آن را کار عقل معرفی می‌کنند و بیشتر فلاسفه‌ی مسلمان به این نظر قائلند]
    منبع: اینجا

    سؤال بعدی این است که اگر علوم حصولی هم مبتنی بر علوم حضوری هستند و بدون آن‌ها درک حقیقت ناقص و بی‌ریشه است حال چطور به آن درک باطنی خود می‌توان اعتماد کرد و آن را می‌توانم از توهم تمیز داد؟ پاسخ را شاید بتوان به این صورت داد:

    ... علوم حصولی برگرفته از علم حضوری به مجردات عقلی یا مثالی هستند. یکی از معانی ارجاع علوم حصولی به حضوری ناظر به نظریة علامه طباطبایی در باب صورت‌های علمی و ادراکی و کیفیت پیدایش علوم حصولی است؛ جناب علامه در این زمینه نوعی رویکرد افلاطونی دارد و انواع علوم حصولی، از ادراکات عقلی و خیالی و حسی، را به مشاهده مجردات عقلی و مثالی بر می‌گرداند و علم حصولی را محصول یک اعتبار عقلی می‌داند:
    «العلمُ الحصولیُ اعتبار عقلی یُضطَرُّ الیه العقل مأخوذ من معلوم حضوری هو موجودٌ مجرد مثالی او عقلی حاضر بوجوده الخارجی للمدرِک» (طباطبایی، 1383: 4 / 931)
    توضیح اینکه صورت‌های علمی و ادراکی، که در ظاهر قائم به ذهن و حالّ در نفس هستند و از اشیای مادی خارجی حکایت می‌کنند، در حقیقت موجودات مجرّد عقلی و مثالی هستند که مبدأ فاعلی و علت واقعیات مادی محسوب شده، به مراتب قوی‌تر و شدید‌تر از آنها می‌باشند و با وجود خارجی مجردشان نزد نفس حاضرند و نفس این موجودات را مشاهده کرده، به آنها علم حضوری پیدا می‌کند.
    بنابراین، عقل بین معلوم به علم حضوری (امور مجرد) و مصادیق مادی آن نسبتی برقرار می‌کند و یافتة حضوری خود را صورت ادراکی آن امر مادی و حاکی از آن تلقی می‌کند. آنگاه علم حصولی بر اساس همین اعتبار عقلی شکل می‌گیرد. (شیروانی، 1373: 3 / 36؛ مصباح یزدی، 1405: 351؛ شریف‌زاده، 1382: 82 ـ 89؛ کرد فیروزجایی، 1382: 47)
    بدین ترتیب، پیش از پیدایش هر علم حصولی، باید موجود مجردی نزد انسان حاضر و معلوم حضوری نفس باشد تا علم حصولی با تکیه بر آن پدید آید. توجه به این سخن تفاوت دیدگاه فلاسفه گذشته و نظر علامه را آشکار می‌کند. آنها بر این باور بودند که صورت علمی نزد ذهن صورت‌های متعلق به اشیاء و واقعیات مادی خارجی است که به سبب ذهنی شدن آثار خارج را از دست داده‌اند. [یعنی از نظر حضرت علامه خود عقل راه ارتباط انسان با مجردات و علوم حضوری است و هیچ علم حصولی ولو با تفکر منطقی بدون علوم حضوری ارزشی ندارد و توهمی بیش نیست و علم حضوری دیگر خودش قابل اعتماد است و دلیلی برای صحت‌سنجی نیازی ندارد]
    اما جناب علامه اندیشة تعلق این صور به واقعیات مادی را ناشی از ایهام قوة واهمه دانسته، آن را اعتباری گریزناپذیر می‌خواند؛ از آنجا که انسان از راه حواس با جهان اتصال دارد، واقعیات مادی را اصل می‌پندارد و چون آثار خارجی و مادی را در صور علمی (موجودات مثالی و عقلی) نمی‌یابد، ناگزیر حکم می‌کند که این صور ماهیاتی هستند که از وجود خارجی منسلخ گشته، به وجود ذهنی تحقق یافته‌اند. بنابراین، به اعتقاد علامه، منشأ علوم حصولی همین توهم است. (طباطبایی، 1387: 2 / 136 ـ 137؛ همو، 1383: 4 / 930؛ شیروانی، 1373: 3 / 47)
    نکته مهم دیگر در نظرگاه علامه این است که اتصال با جهان مادی شرط پیدایش علم حصولی است؛ علامه معتقد است که علم حضوری، خود به خود، نمی‌تواند علم حصولی به بار آورد. (طباطبایی، 1377: 2 / 56) بدین معنا که اتصال به جهان ماده علت اعدادیِ پیدایش علم حصولی است، زیرا تا اتصالی به ماده نباشد، توهمی پیش نمی‌آید که زمینه‌ساز اعتبار علم حصولی از سوی عقل شود.
    و همچنین اتصال به واقعیات مادی است که نفس را آمادة مشاهده موجودات مجرّد عقلی و مثالی می‌کند؛ این مجردات، به عنوان علت واقعیات مادی، همواره موجودند اما تنها زمانی معلوم نفس می‌شوند که نفس در اثر ارتباط و اتصال با مادیات، به این مجردات عقلی و مثالی توجه پیدا کند. بنابراین، اتصال با جهان مادی از راه حواس، اولاً معدّ شهود و تنبه نفس نسبت به موجودات مجرد عقلی و مثالی هستند و ثانیاً زمینه‌ساز فعالیت قوه واهمه و سپس اعتبار علم حصولی است. (شریف‌زاده، 1382: 82 ـ 89)
    منبع: اینجا
    یعنی آن چیزی که در اصل توهم است علوم حصولی است (نه علوم حضوری) و نقطه‌ی اتصال انسان به حقیقت در این توهمات همان علوم حضوری است و تعقلی که علوم حضوری را در علوم حصولی تسرّی می‌دهد تا بین آن‌ها سره را از ناسره تمیز دهد ... این تعقل هم لزوماً تفکر فلسفی نیست اگرچه می‌تواند آن هم باشد ... بنابراین اینکه دوستان اشکال می‌گرفتند که «اگر درک حضوری از آیت بودن قرآن حاصل شد چطور باید مطمئن شد که این درک حضوری ناظر بر حقیقت است و توهم نیست» اصلاً وارد نیست، چرا که باید پرسید از کجا متوجه شویم که بحث‌های ظاهری‌امان در مورد قرآن از ادبی گرفته تا علمی (علم به معنای طبیعیات) ممکن است توهم باشد و باید به دنبال راستی‌آزمایی آنها بر مبنای علوم حضوری بر بیاییم ... و جالب است که همه هم همین کار را می‌کنند اگرچه به آن معترف نباشند ... یعنی برای کسی که الهی بودن قرآن را حضوراً درک کرده است اگر هزار دلیل ادبی و غیر آن هم از ظاهر قرآن آورده شود که قرآن الهی نیست او نمی‌پذیرد و معتقد است یک ریگی در کفش مدعی چنان ادعایی هست که او فقط نمی‌تواند متوجه آن شود ... کسی هم که حضوراً الهی بودن قرآن را فهمیده باشد و بنا را بر انکار گذاشته باشد باز هر چه برایش دلیل ظاهری آورده شد توجیه می‌کند و در دنیا هم که درب توجیه باز است مطابق با اینکه انسان‌ها باید از اختیار خود استفاده نمایند ...
    با وجود اینکه علوم حصولی مطابق فرمایش حضرت علامه (اگر درست متوجه شده باشم) به نوعی توهم هستند اما علوم حضوری هم برای ما راحت قابل شناخت نیستند و مطابق نظر حضرت علامه (باز اگر درست متوجه شده باشم) باید در ارتباط با عالم خارج باشد تا مهیای متوجه شدن به چیزی بشود که پیشتر آن را درک حضوری کرده‌اند ولی متوجه نبوده‌اند ... این همان مدارکی است که برای تشخیص حق از توهم در مورد خطورات ذهنی به کار می‌آید ... همان مدارکی که جناب آرمان به دنبالش بودند و باز همان مدارکی که حقیر به سرکار گلشن از آنها یاد کردم ... همان مدارکی که خداوند هم در ارتباط با قرآن فرموده است اگر در خودتان و در آفاق نگاه کنید حق بودن قرآن را تأیید می‌کنید و این نگاه کردن به درون خود و به عالم خارج مطابق نظر حضرت علامه شخص را مهیا می‌کند برای تشخیص حق بودن آن درک حضوری و بلکه برای محکم شدن یک درک حضوری و روشن شدن آن برای شخص ... و تمام این درک‌ها توسط نگاه کردن به درون خود و به آفاق است و نه عمل کردن به دین خدایی که هنوز شخص نمی‌داند واقعاً خدا باشد یا نباشد ... یعنی این یقینی است که می‌شود ایجاد شود بدون آنکه شخص به مرتبه‌ای از ایمان رسیده باشد ... با این نگاه کردن به درون خود و به آفاق در ادامه‌ی مطالعه‌ی آیات قران عملاً تدبر در قرآن است که انجام شده است و یقین ناشی از این درک حضوری یک یقین کاذب است، شخص می‌فهمد که درست و غلط چیست ولی اینطور نیست که لزوماً به درستی که شناخته است پایبند هم باشد ...

    آیا تا اینجای کار را با هم توافق داریم؟

    بحث‌های ادبی و غیر آن در ظاهر قرآن می‌تواند جنبه‌ی جلب توجه کردن را داشته باشد و می‌تواند اثرات دیگری هم داشته باشد مثل اینکه اصل ظرایف قران برای مؤمنان است ... ولی حقیر نمی‌توانم همچنان دلیل بیابم که ظاهر قرآن اعجاز قران باشد که الهی بودن قرآن را اثبات نماید ... با این وجود الآن این امکان هست که بر مبنای علوم حضوری دیگری بشود به علوم حصولی در ظاهر قرآن اصالت داد تا بعد علم حضوری به الهی بودن قرآن با این علوم حصولی اثبات شوند، اگر بشوند، نمی‌دانم

    با تشکر از نقدهایتان
    در پناه خدا باشید
    یا علی علیه‌السلام


  6. صلوات ها 3


  7. #94

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۴
    نوشته
    352
    حضور
    91 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    35
    صلوات
    1304



    نقل قول نوشته اصلی توسط kobram نمایش پست ها
    سلام
    قبلا یادمه حداکثر کاراکترهای قابل ارسال در هر پست محدودیت داشت.
    الان این محدودیت برداشته شده؟

       

    سلام
    خیر محدودیت نیست!

  8. صلوات ها 4


  9. #95

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3
    حضور
    5 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6



    با سلام خدمت شما.
    من در بعضی قسمت های سایت دچار مشکل شدم، موقع باز کردن بعضی صفحات سایت یا دانلود کتابها خطا میده. عکس خطا رو در پایین گذاشتم.متشکر میشم اگه کمک کنید.
    http://s7.picofile.com/file/82464960...2016_04_09.png
    ویرایش توسط hadiamani : ۱۳۹۵/۰۱/۲۱ در ساعت ۱۶:۲۷ دلیل: تکمیل متن

  10. صلوات ها 3


  11. #96

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۴
    نوشته
    352
    حضور
    91 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    35
    صلوات
    1304



    نقل قول نوشته اصلی توسط hadiamani نمایش پست ها
    با سلام خدمت شما.
    من در بعضی قسمت های سایت دچار مشکل شدم، موقع باز کردن بعضی صفحات سایت یا دانلود کتابها خطا میده. عکس خطا رو در پایین گذاشتم.متشکر میشم اگه کمک کنید.
    http://s7.picofile.com/file/82464960...2016_04_09.png

    سلام
    در حال بررسی هستیم.

  12. صلوات ها 3


  13. #97

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    4
    حضور
    1 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    13



    با توجه به محیطی که در آن هستیم و مردمان که برخلاف ظاهر بشدت به منافع مادی خویش میاندیشند وووو بسیا را طبیعیست که خشم و عصبانیت بیداد میکند . آیا یک برنامه تلویزیونی برای آرام کردن جامعه با بیان سوالات و پاسخ به مشکلات نمیتوان راهی برای آموزش و ایجاد آرامش در جامعه باشد ؟ یقینا میگویید نه ! اما اندکی تفکر در این امر میتواند راهگشا باشد .

  14. صلوات


  15. #98

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    4
    حضور
    1 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    13



    مشکل شما را همه داریم شاید یک دلیل شلوغ بودن سایت باشد .یافتن صفحه مناسب و نگارش مطلب مد نظر براستی کار حضرت فیل ست .صبور باید بود و اندک اندک راه به جلو را باید یافت . مدیریت هم دستی به سر و روی سایت بکشد بد نیست

  16. صلوات ها 2


  17. #99

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۶
    نوشته
    4
    حضور
    2 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10



    سلام..
    چطور مطلب بزاریم؟؟
    میشه سریع جوابمو بدین.

  18. صلوات ها 2


  19. #100

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۴
    نوشته
    352
    حضور
    91 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    35
    صلوات
    1304



    نقل قول نوشته اصلی توسط raha00 نمایش پست ها
    سلام..
    چطور مطلب بزاریم؟؟
    میشه سریع جوابمو بدین.
    با سلام
    http://www.askdin.com/newthread.php?do=newthread&f=549

  20. صلوات ها 2


صفحه 10 از 12 نخست ... 89101112 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 454

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود