صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کاوشی در عرفانهای نوظهور

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    رادیو-کتاب -اینترنت
    نوشته
    488
    حضور
    5 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1417

    کاوشی در عرفانهای نوظهور




    حجت الاسلام و المسلمین حمیدرضا مظاهری سیف:

    منبع: ویژه نامه روزنامه قدس




    عرفان های نوظهور توقف«اندیشه» را ترویج می دهند

    چندی است که عرفان‌های نوظهور فعالیت های خود را در کشور ما بسیار گسترش داده‌اند و توانسته‌اند تعدادی از افراد را به خود جلب کنند. در حالی که عموم این جریانات عرفانی، وارداتی می‌باشند، اما با این وجود شیوه و رویکرد آنان نسبت به پیامبر اعظم(ص) جالب توجه می‌باشد.



    رویکرد این جریانات نسبت به پیامبر(ص)، تفاوت آموزه‌های عرفانی این جریانات با عرفان اسلامی و نبوی و اهداف این جریانات از اتخاذ رویکردهای مختلف نسبت به پیامبر اعظم(ص) از جمله مسائلی است که نیاز به تبیین و تشریح دارد. به همین منظور به سراغ حجت الاسلام و المسلمین حمیدرضا مظاهری سیف، مدیر موسسه بهداشت معنوی رفتیم تا در این زمینه به گفتگو بنشینیم.

    با سلام . به نظر شما این جریانات عرفانی نوظهور، چه رویکردی را در قبال پیامبر اکرم(صٍ) اتخاذ کرده‌اند و نوع برخورد آنان نسبت به آن حضرت به چگونه می‌باشد؟
    به طور کلی با بررسی این جریانات عرفانی، با دو رویکرد مواجه هستید. یک رویکرد، به جریان‌های تندور اختصاص دارد که در بعضی جریان‌های نوظهور به ظاهر یهودی، مسیحی دیده می‌شود که به دنبال مخدوش کردن چهره و شخصیت آن حضرت هستند و سعی می‌کنند با تهمت‌های گوناگون، شخصیت آن حضرت را مخدوش کنند، این رویکرد جریان های معدودی را در بر می گیرد. اما در رویکرد گسترده‌تر عرفان‌های نوظهور، سعی می‌کنند پیامبر را به عنوان یک شخصیت بزرگ عرفانی در کنار سائر شخصیت‌های بزرگ تاریخی، هنری و غیره قرار دهند، به طوری که اگر پیامبر برجستگی خاصی در حیات بشری دارد، همانند افلاطون، لئوناردو داوینچی و غیره ارزیابی می شود و همه را در یک سطح قرار می‌دهند. حتی برخی از این جریانات همچون اکنکار، پیامبر را در سلسله بزرگان و حکمای خود قرار داده و آنها را به عنوان اساتید بزرگ تاریخی، معرفی می‌کنند.

    در بعضی جریانات سعی می‌کنند پیامبر را با مبانی خود تفسیر کنند، به طور نمونه در بعضی جنبش‌های شرقی پیامبر را با مبانی خود تفسیر می‌کنند و معتقدند که پیامبر هم مدیتیشن می‌کرده و شیوه‌های عبادی وی، همان شیوه‌های بودا بوده است. بنابراین ما دو رویکرد، در این زمینه داریم، رویکرد تندی حذفی و یک رویکرد معتدل تاویلی و تحریفی که پیامبر را طبق مبانی خود تفسیر می‌کنند.

    آیا این نوع رویکردها، صرفا به جریانات وارداتی اختصاص دارد؟ رویکرد جریانات بومی همچون عرفان حلقه نسبت به پیامبر، چگونه می‌باشد؟

    جریانات داخلی معمولا رویکرد دوم را دارند. آنها سعی می‌کنند آموزه‌های پیامبر را طبق مبانی خود تفسیر کنند. ما این رویکرد را در جنبش رام‌الله، عرفان حلقه، اندیشه‌های یعقوبی و غیره مشاهده می‌کنیم که رنگ و بوی عرفانی دارند. برای این جریان‌ها سخت است که پیامبر و تعالیم اسلامی را حذف کنند، بنابراین مناسب‌ترین روش، تفسیر و تاویل آموزه‌های پیامبر در تائید جریانات خود می‌باشد. به طور نمونه در عرفان حلقه آیات قرآن از رهگذر، تقطیع و حذف ابتدا و انتهای آیات با آموزه‌های عرفان حلقه تطبیق داده می‌شود.

    مثال بارزش آیه « وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ» است که در عرفان حلقه ادعا می‌شود که معنای این آیه، اتصال به حلقه‌های شعور کیهانی است، در حالی که با مراجعه به تفسیر این آیه مشاهده می‌شود که مخاطب آیه مومنین بسیار باتقوا هستند و منظور از حبل‌الله، دین اسلام می‌باشد.

    در جریان رام الله، به سرکردگی پیمان فتاحی، وی با تکیه بر تفسیر بسم‌الله الرحمن الرحیم، تنها چهره‌ای مهربان از خدا ارائه می‌کند که ابعاد جلال و شکوه و اقتدر الهی، در این نگاه حذف می‌شود. ما این مشکل را در تفسیرهای علی یعقوبی هم می‌بینیم که وی با تقطیع آیات و کنار هم گذاشتن عبارات کوتاهی از آیات گوناگون، نتایج نامربوط از موضوع می‌گیرد و سعی می‌کند با تعیین مصداق، ادعای خود را به آیات نسبت دهد.

    خلوت گزینی پیامبر که در قران آمده که گاهی نصف شب را به عبادت می گذراندند، چه تفاوتی با مدیتشن و مراقبه هندی دارد؟

    شکی نیست که انسان برای رشد و شکوفائی معنوی خودش، نیازمند به تعمق در اعماق وجودش می‌باشد. نیازمند به لحظاتی است که در خلوت خود بنشیند و به حقائق هستی و آفریدگار خود، فکر کند. این گرایش به سکوت و خلوت و عزلت از ضروریات و لوازم سیر و سلوک معنوی است. اما هر سکوت و خلوتی تاثیر سازنده در رشد معنوی ندارد، اگر چه ممکن است به لحاظ روانشناختی باعث آرامش و کاهش استرس‌ها شود.

    تفاوت سیره پیامبر با معنویت‌های نوظهور در رابطه با نقش و کارکرد سکوت خلوت در سیر و سلوک، به محتوی عمل بازمی‌گردد. شیوه‌های مختلف یوگا و مدیتیشن، بر اساس توقف تفکر و کنش و واکنش‌های ذهنی استوار شده است، اما مراقبه‌های پیامبر بر اساس، جهت‌دهی و شکوفائی تفکر بود به صورتی که تفکر و اندیشه زمینه‌ساز شکوفائی روحانی و ارتباط و اتصال او با خداوند بشود.

    بنابراین انواع مدیتیشن و تمرینات یوگا، به فکر نکردن و خالی کردن درون از هر معرفت و شناختی و سپردن خود به هیچ و ناشناخته‌ها معطوف می‌شود، اما در مراقبه‌های قرآن و برنامه‌های عبادی و خلوت پیامبر، پروردگار هستی، مورد تفکر و مراقبه قرار می‌گیرد. به طوری که نتیجه نهائی آن، پیوند روح انسان با سرچشمه اصلی هستی و حیات، یعنی روح خداست و انسان در نهایت چنین مراقبه‌ای به درجه عبودیت می‌رسد، یعنی تمام سطوح وجود خودش و حتی جسم خودش را ملک خدا و متعلق به او می‌داند، اما در مدیتیشن و برنامه‌های یوگا، هدف خالی شدن فکر و توقف اندیشه است، به طوری که انسان از افکار گوناگون و تنش‌زا خالی و رها بشود.

    · سوالی که اینجا مطرح است، با توجه به الگو بودن پیامبر طبق تصریح آیات قرآن و آموزه‌های والای آن حضرت، چرا عده‌ای جذب این جریانات و رهبران این جریانات می‌شوند؟

    پاسخ این سوال، در شناخت ما از معارف پیامبر نهفته است. متاسفانه آنطور که پیامبر خودشان را معرفی کردند و زندگی معنوی داشتند، ما او را نمی‌شناسیم. شناخت ما از پیامبر بسیار محدود و تحریف شده است. ما همه آنچه را پیامبر گفتند و مردم زمانش شنیدند ، با اینکه در منابع تاریخی وجود دارد، امروزه نمی‌بینیم.

    در واقع این شناخت ، ما را به ابعاد شورانگیز و جذاب زندگی پیامبر، نمی‌رساند. اتفاقا یکی از بخش‌های سیره پیامبر، همان سیره عبادی و خلوت‌های وی و تعمق‌های معنوی ایشان است و یارانش هم اهل این برنامه‌های معنوی بودند، اما متاسفانه هیچکدام از ان تعالیم در بین ما، شیوع ندارند. قرآن، در توصیف پیامبر، سحرخیزی، تفکر و اندیشه در آیات الهی، مبارزه و تسلیم نشدن برابر وضع موجود، را از ویژگی‌های آنان عنوان می‌کند و آنان را افرادی توصیف می‌کند که فرشتگان نقش برجسته‌ای در زندگی شان داشته و به شهادت بعضی آیات همچون آیه 125 سوره آل عمران، به گونه‌ای زندگی می‌کردند که هزاران هزاران فرشته، در بین آنها رفت و آمد و به آنها کمک می‌کردند و حضور این فرشتگان قدرت و سرور و امید و شکوفائی را در زندگی اینها رقم می‌زده است.

    ولی متاسفانه ما امروزه پیامبر را درست نمی‌شناسیم، نه اهل خلوت و تفکر در نشانه‌های خدا هستیم و نه اهل مبارزه و تغییر وضع موجود. در برابر هر اتفاقی که بیفتد سرد و تسلیم هستیم و شاید اصلا زندگی نمی‌کنیم و قلب‌های ما مرده و روح ما در زیر آرزوهای پوچ و پست و مشغله‌های پرفشار روزمرگی خفته است. در حالی که قرآن فریاد می‌زند و ما را دعوت می‌کند که « یا ایها الذین آمنوا استجیبو الله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید، وقتی که شما را می‌خواند، تا زنده کنند».

    · هدف این عرفان‌های نوظهور از اتخاذ چنین رویکردهائی در قبال پیامبر اکرم(ص) چیست؟

    معنویت‌های نوظهور با توجه به دو رویکرد سلبی از یک طرف و رویکرد تفسیری از طرف دیگر، در حقیقت می‌خواهند اسلام و تعالیم پیامبر را تغییر بدهند. نتیجه رویکرد سلبی آن است که مسلمانان جرات نکنند برخی از تعالیم پیامبر و ابعاد اسلام را اظهار کنند و در واقع شرم کنند از اینکه بگویند پیامبر شمشیر به دست می‌گرفت و اهل مبارزه با ظلم بود و در برابر پلیدی‌ها و ستم‌گری‌ها ساکت نمی‌نشست؛ اینکه پیامبر تقوی و عفت و پرهیزکاری را آموزش می‌داد و یا اینکه خدا در کنار بخشندگی و مهربانی‌اش، صاحب امر و نهی و شدید العقاب و انتقام گیرنده می دانست. رویکرد سلبی سعی می کند این موارد را نقص در خداشناسی اسلام بدانند و فقط به جنبه‌های صلح و آرامش و نیایش توجه کنند و ابعاد قهری و انقلابی و تکلیف گرای اسلام و آموزه‌های پیامبر کنار گذاشته شود.

    رویکردهای تاویلی هم مکمل رویکردهای سلبی عمل می‌کنند، به طوری که تفسیر ما از شریعت عوض بشود، و عبادات سازنده و تحول‌آفرین و مناسک عمیق معنی‌دار دینی، به خرافه و تقلید کورکورانه از گذشتگان، تفسیر بشود. در واقع رویکرد حذفی پشتیبان رویکرد تاویلی است و با وجود رویکرد حذفی، مسلمانانی که می‌خواهند دین خود را حفظ کنند به رویکرد تاویلی پناه می‌برند و تفسیری از اسلام ارائه می‌کنند که با ارزش‌های نظام سلطه و نظام لیبرال سرمایه‌داری سازگار باشد.

    اسلام بدون شریعت، اسلام بدون اعتقادات محکم، اسلامی که تنها به ما خدمات روانشناختی ارائه می‌کند و تنها انتظاری که باید از آن داشته باشیم این است که نیازهای معنوی‌مان را در سطحی موهوم برآورده و موجب آرامش ذهنی ما شود و با چند برچسب مذهبی و دینی کمی ما را از بی‌هویتی خارج بکند. چنین اسلامی، در مقیاس فرهنگی جهان امروز، اسلام خوبی خواهد بود، که فرهنگ ستم‌پذیری و خودفریبی، سکوت در برابر ظلم و تباهی‌های بشری است. هدف معنویت‌های نوظهور ترویج چنین اسلامی در بین مسلمین است که امام و مقام معظم رهبری در یک کلام آن را اسلام آمریکائی معرفی کرده‌اند.

    · مهم‌ترین مولفه و ویژگی‌ اسلامی که عرفان‌های نوظهور مروج آن می‌باشند، چه می‌باشد؟

    در مرحله اول، اقتدار زدائی و تعالی‌زدائی از خداوند است. خدائی که فقط مهربان است و در قلب ما است، نه بیشتر. چنین خدائی وظیفه‌اش در دنیا، فراهم کردن لذت و خوشی برای ما می‌باشد. در مرحله بعد، اعمال و تکالیف دینی معنی خودش را از دست می‌دهد و در مرحله نهائی، پاداش و مجازات اعمال خوب و بد در جهان دیگر، به طور کلی بی‌معنی می‌شود. در این اسلام شما باید به فکر خوشی و لذت در همین دنیا باشید و در برابر هیچ‌کس جز خودتان مسئول نیستید. نه تکلیفی، نه شریعتی، نه راهی، نه رشدی، نه شکوفائی. همه این مفاهیم کاملا دنیوی و سطحی تاویل و تفسیر می‌شوند


    هیچ کس جز خداوند هست نیست

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    عرفان ابن عربی نوظهور است

  5. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    عرفان ابن عربی نوظهور است
    باسمه تعالی
    باسلام:
    کدام یک از مولفه هایی که در پست بالا برای عرفان های نوظهور مطرح شد را شما در عرفان ابن عربی پیدا کردید که نسبت عرفان نوظهور را به او دادید؟
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۱۲/۰۷ در ساعت ۰۶:۲۱

  6. صلوات ها 4


  7. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033

    تعجب




    شما از زمان ظهور عرفان ابن عربی بگو.

    اون ملعون رو بزرگ نکنید:
    علامه مجلسي علیه الرحمه در كتاب عين الحيوه (ص 263) از محي الدين نقل كرده كه گفت در معراج خود ديدم كه مرتبه علي پست تر بود از مرتبه أبي بكر و عثمان و عمر. پناه میبرم به الله
    ویرایش توسط قدس شریف : ۱۳۹۱/۱۲/۰۶ در ساعت ۱۳:۱۵

  8. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    شما میتوانید از کسی که تاریخ عرفان مصطلح از وی برگرفته شده دفاع کنید؟؟؟ حسن بصری خائنی راهب بود که تمام علما بر رد وی اجماع دارند.

  9. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    شما میتوانید از کسی که تاریخ عرفان مصطلح از وی برگرفته شده دفاع کنید؟؟؟ حسن بصری خائنی راهب بود که تمام علما بر رد وی اجماع دارند.
    باسمه تعالی
    باسلام:
    اولا: من هنوز جواب پست 3 خود را نگرفتم
    ثانیا : فعلا قرار نیست از ابن عربی دفاع ویا ایشان را رد کنیم
    ثالثا: لطفا مدرک این ادعای خود مبنی بر رد تمام علما بر علیه حسن بصری را ذکر کنید



  10. صلوات ها 5


  11. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    چشم حقیر در حال عکس گرفتن از استفتائات هستم. خواهشمندم از شیعیان علی ع که موضع کاربر سمیع رو بعد این استفتائات بدقت وارسی کنند...

  12. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    649
    حضور
    5 روز 7 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2877



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    شما از زمان ظهور عرفان ابن عربی بگو.

    اون ملعون رو بزرگ نکنید:
    علامه مجلسي علیه الرحمه در كتاب عين الحيوه (ص 263) از محي الدين نقل كرده كه گفت در معراج خود ديدم كه مرتبه علي پست تر بود از مرتبه أبي بكر و عثمان و عمر. پناه میبرم به الله
    علامه مجلسی مگه کی بوده؟ از امام خمینی که بالاتر نبوده؟ بوده؟!!!
    تازه کی گفته هر چی گفته راست بوده و در کلام و نقل احادیث، صداقت داشته؟
    یا از کجا معلوم که کتب وی تحریف نشده باشد؟ مگر کم حدیث و روایت جعلی داریم؟

    چطور ممکنه کسی که از ملاصدرای فیلسوف اجازه روایت گرفته در کتبش ضد فسلفه باشه؟
    بعد اینکه ایشون از کجا چنین سخنی از ابن عربی نقل کرده؟

    بارها بزرگان گفتند و اثبات کردند که کتب ابن عربی تا حدودی تحریف شده یا تقیه میکرده وگرنه چطور ممکن است ابن عربی در یه کتاب نعت ائمه گوید و در جای دیگر توهین؟!!!!


    بارها گفتم و بازم میگم مشکل شما جماعت، ابن عربی و مولوی و دینش نیست! شما جماعت کلا با عرفا و فلاسفه مخالفید چه امام خمینی باشد چه آقای خامنه ای و ........

    در ۱۴ سالگی از ملاصدرا، اجازه روایت گرفت. و سپس در حضور استادانی چون علامه حسن علی شوشتری، امیرمحمد مومن استرآبادی، میرزای جزایری، شیخ حرعاملی، ملا محسن استرآبادی، ملا محسن فیض کاشانی، ملا صالح مازندرانی، تحصیل کرد. وی در اندک زمانی بر دانش‌های صرف و نحو، معانی و بیان، لغت و ریاضی، تاریخ و فلسفه، حدیث و رجال، درایه و اصول و فقه و کلام احاطه کامل پیدا کرد.


    صلوات جناب محیی الدین بن عربی برای اهل بیت علیهم السلام

    در كتاب
    شرح مناقب اثر ابن عربی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله رب العالمين حمداً ازلياً بابديته ، و ابدياً بازليته ، سرمداً باطلاقه ، متجلياً مرايا آفاقه ، حمدالحامدين دهر الداهرين .

    صلوات الله و ملائكته و حملة عرشه و جميع خلقه من ارضه و سمائه علي سيدنا و نبينا اصل الوجود و عين الشاهد و المشهود ، اول الاوائل و ادل الدلائل و مبدا الانوار الازلي و منتهي العروج الكمالي ، غاية الغايات ، المتعين بالنشئات ، اب الاكوان بفاعليته و ام الامكان بقابليته ، المثل الاعلي الالهي ، هيولي العوالم الغير المتناهي ، روح الارواح و نور الاشباح ، خالق اصباح الغيب ، رافع ظلمة الريب ، محتد التسعة و التسعين ، رحمة للعالمين ، سيدنا في الوجود ، صاحب لواء الحمد و المقام المحمود ، المبرقع بالعماء ، حبيب الله ، محمد المصطفي ، صلي الله عليه و آله وسلم

    و علي سر الاسرار و مشرق الانوار ، المهندس في الغيوب اللاهوتية ، السياح في الفيافي الجبروتية ، المصور للهيولي الملكوتية ، الوالي للولاية الناسوتية ، انموذج الواقع ، و شخص الاطلاق المنطبع في مرايا الانفس و الآفاق ، سر الانبياء و المرسلين ، سيد الاوصياء و الصديقين ، صورة الامانة الالهية ، مادة العلوم الغير المتناهية ، الظاهر بالبرهان ، الباطن بالقدرة و الشان ، بسملة كتاب الموجود ، فاتحة مصحف الوجود ، حقيقة النقطة البائية ، المتحقق بالمراتب الانسانية ، حيدر آجام الابداع ، الكرار في معارك الاختراع ، السر الجلي و النجم الثاقب ، علي بن ابي طالب ، عليه الصلاة والسلام

    و علي الجوهرة القدسية في تعين الانسية ، صورة النفس الكلية ، جواد العالم العقلية ، بضعة الحقيقة النبوية ، مطلع الانوار العلوية ، عين عيون الاسرار الفاطمية ، الناجية المنجية لمحبيها عن النار ، ثمرة شجرة اليقين ، سيدة نسآء العالمين ، المعروفة بالقدر ، المجهولة بالقبر ، قرة عين الرسول ، الزهراء البتول ، عليها الصلاة والسلام

    و علي الثاني من شروط لااله الاالله ، ريحانة محمد رسول الله ، رابع الخمسة العبائية ، عارف الاسرار العمائية ، موضع سر الرسول ، حاوي كليات الاصول ، حافظ الدين ، و عيبة العلم ، و معدن الفضائل ، و باب السلم ، و كهف المعارف ، و عين الشهود ، روح المراتب و قلب الوجود ، فهرس العلوم اللدني ، لولو صدف انت مني ، النور اللامع من شجرة الايمن ، جامع الكمالين ، ابي محمد الحسن ، عليه الصلاة و السلام

    و علي المتوحد بالهمة العليا ، المتوسد بالشهود و الرضا ، مركز عالم الوجود ، سر الواجد الموجود ، شخص العرفان ، عين العيان ، نورالله و سره الاتم ، المتحقق بالكمال الاعظم ، نقطة دائرة الازل و الابد ، المتشخص بالف الاحد ، فاتحة الكتاب الشهادة ، والي ولاية السيادة الاحدية ، الجمع الوجودي ، الحقيقة الكلية الشهودي ، كهف الامامة ، صاحب العلامة ، كفيل الدين الدين ، الوارث لخصوصيات سيد المرسلين ، الخارج عن محيط الاين و الوجود ، انسان العين ، لغز الانشاء ، مضمون الابداع ، مذوق الاذواق و مشوق الاشواق ، مطلب المحبين و مقصد العشاق ، المقدس عن كل الشين ، ابي عبدالله الحسين صلوات الله و سلامه عليه

    و عَلی آدمِ أهْلِ البَیتِ ، المُنَزّهِ عن کَیْت و ما کَیت ، روحِ جَسَد الإمامةِ ، شَمسِ الشّهامة ، مَضمونِ کِتابِ الإبداعِ ، حَلٍّ تَعْمیَة الإختِراعِ ، سِرِّ اللهِ فی الوُجودِ ، إنسانِ العَیْنِ الشُّهودِ ، خازِنِ کُنُوزِ الغَیبِ ، مَطلَعِ نورِ الإیمانِ ، کاشِفِ مستورِ العِرفانِ ، الحُجَّةِ القاطِعَة ، و الدُّرَّةِ اللّامِعَة ، ثَمَرةِ شَجَرةِ طوبی القُدسیّة ، أزل الغَیبِ و أبدِ الشّهادةِ ، السِّر الکُّلِّ فی السِرِّ العبادة ، وتَدِ الأوتادِ و زَیْنُ العبادِ ، إمام العالمین و مَجمعِ البَحرین ، زَیْن العابدینَ علیِّ بن الحسین علیهِ السلام

    و علی باقرِ العلومِ ، شخصِ العِلمِ و المعلومِ ، ناطقةِ الوجودِ ، ضرغامِ آجامِ المعارِفِ ، المُنکشِفِ لِکُلِّ کاشفِ ، الحیاةِ السّاریَةِ فی المجارِی ، النُّورِ المُنبَسِطِ علی الدُّراری ، حافظِ معارجِ الیقینِ ، وارثِ علومِ المُرسَلینِ ، حقیقةِ الحقائقِ الظُّهوریَّةِ ، دَقیقةِ الدّقائق النُّوریَّةِ ، الفُلکِ الجاریَّة فی اللُّجَجِ الغامرَةِ ، المُحیطِ عِلمُهُ بِالزُّبُرِ الغابِرَةِ ، النَّباءِ العَظیمِ و الصِّراطِ المُستَقیمِ ، المُستَنَدِ لِکُلِّ وَلیٍّ ، مُحَمَّد بنِ عَلیٍّ علیه السلام

    و علی اُستادِ العالَمِ و سَنَدِ الوجودِ ، مُرتَقی المَعارِجِ و مُنتَهَی الصُّعُودِ ، البَحرِ المَوّاجِ الأزَلی ، و السِّراجِ الوَهّاجِ الأبَدی ، ناقِدِ خَزائِنِ المعارفِ و العلومِ ، مَحتدِ العقولِ و نُهایة الفُهُومِ ، عالِمِ الأسماء ، دلیلِ طُرُق السَّماءِ ، الکَونِ الجامِعِ الحقیقی ، و العُروةِ الوثقی الوَثیقی ، بَرزَخِ البرازخ و جامِعِ الأضداد ، نورِ اللهِ بِالهِدایة و الإرشاد ، المُستَمِعِ القرآنِ مِن قائِلِهِ ، الکاشِفِ لأسرارِهِ و مَسائِلِهِ ، مَطلَع الشَمسِ الأبَدِ ، جَعفر بن محمَّد ، علیه صلوات الله المَلِکِ الأحَد

    و علی شَجَرَةِ الطُّورِ ، و الکتابِ المَسطُورِ ، و البَیتِ المَعمورِ ، و السِّرِ المَستورِ ، و آیةِ النُّور ، کَلیم أیمَنِ الإمامة ، مَنشأِ الشَّرَفِ و الکَرامةِ ، نُورُ مِصباحِ الأرواح ، جَلاء زُجاجةِ الأشباحِ ، ماء التَّخمیرِ الأربعینَ ، غایةِ مِعراجِ الیَقین ، إکسیرِ فِلِزّاتِ العُرفاء ، مِعیارِ نُقُودِ الأصفِیاءِ ، مَرکَز الأئمَّة العَلَویَّة ، محوَرِ الفَلَکِ المُصطَفَویّة ، الآمِرِ للصُّوَرِ و الأشکال بِقَبول الإصطِبارِ و الإنتِقال ، النُّور الأنور، موسَی بن جعفرٍ ، علیه صلوات الله العَلیِّ الأکبر .

    و عَلَی سِرِّ الإلهی و الرّائی لِلحقائق کَما هی ، النُّورِ اللّاهُوتی ، و الإنسانِ الجَبَروتی ، و الأصلِ المَلَکوتی ، و العالِمِ النّاسوتی ، مِصداقِ العِلمِ المُطلَقِ ، و الشّاهدِ الغَیبی المَحَقَّق ، روحِ الأرواح ، حیاة الأشباحِ ، هِندِسَةِ المَوجودِ ، السّیّارِ فی نَشأةِ الوُجودِ ، کَهفِ النُّفوسِ القُدسیّةِ ، غَوثِ الأقطاب الإنسیَّةِ ، الحُجَّةِ القاطِعَة الرَّبانیَّة ، مُحَقِّقِ الحَقائِقِ الإمکانِیَّة ، أزَلِ الأبَدیّاتِ و أبَدِ الأزَلیّاتِ ، الکَنزِ الغَیبی و الکتابِ اللّارَیبی ، قُرآنِ المُجمَلاتِ الأحَدیّةِ ، فُرقانِ المفصَّلاتِ الواحدیّةِ ، أمِّ الوَری ، بدرِ الدُّجی ، علیِّ بن موسَی الرِّضا ، علیه و علی آبائهِ الصَّلواةُ و السَّلام .

    و عَلی بابِ اللهِ المَفتوحِ و کتابِهِ المَشروحِ ، ماهیَّةِ الماهِیّاتِ ، مُطلَقِ المُقَیَّداتِ ، سِرِّ السِّریّات المَوجودِ فی ظِلِّ اللهِ المَمدود ، المُنطَبِعِ فی مِرآتِ العِرفانِ ، المُنقَطِعِ مِن نَیلِهِ حَبلِ الوُجدانِ ، غَوّاصِ بَحرِ القِدَم ، مَهبِط الفَضلِ و الکَرَمِ ، حامِلِ سِرِّ الرَّسولِ ، مُهَندِس الأرواحِ و العُقولِ ، أدیبِ مَعلَمَةِ الأسماء و الشُّئون ، قَهرَمانِ الکافِ و النّونِ ، غایةِ الظُهورِ و الإیجاد ، مُحَمَّدِ بنِ علیٍّ الجواد ، علیهِ الصَّلوةُ و السَّلام .

    و علی الدّاعی إلی الحَقِّ ، أمینِ الله علی الخَلق ، لِسانِ الصِّدق ، بابِ السِّلمِ ، أصلِ المعارفِ و عَینِ مَنبَتِ العِلمِ ، مُنجی أربابِ المُعاداتِ ، مُنقِذِ أصحابِ الضَّلالاتِ و البِدعاتِ ، عَینِ الإبداعِ ، اُنموذَجِ أصلِ الإختِراع ، مُهجَةِ الکَونَینِ و مَحجَةِ الثَّقَلَین ، مِفتاحِ الخزائِنِ الوُجوب ، حافِظِ مَکامِنِ الغُیوبِ ، طَیّارِ جَوِّ الأزَل و الأبَد ، علیِّ بن محمَّدٍ ، صلوات الله علیه .

    و علی البَحرِ الزّاخِرِ، زَینِ المَفاخِرِ، الشّاهِدِ لأربابِ الشُّهودِ ، الحُجَّةِ علی ذَوی الجُحُودِ ، مُعَرِّفِ حُدُودِ حقائِقِ الرَّبانیَّةِ ، مُنَوِّعِ أجناسِ العالَمِ السُّبحانیّة ، عَنقاء قاف القِدَم ، العالی عَن مَرقاة الهِمَمِ ، وِعاءِ الأمانةِ ، مُحیط الإمامةِ ، مَطلَع الأنوارِ المُصطَفَوی ، الحَسَن بن علیِّ العَسکری ، علیه صلوات الله المَلِکِ الأکبر .

    و عَلَی سِرِ الأسرارِ العَلیَّة و خَفیَّ الأرواحِ القُدسِیَّةِ ، مِعراجِ العُقُولِ ، مَوصِلِ الأصولِ ، قُطبِ رِحَی الوُجودِ ، مَرکَزِ دایِرَةِ الشُّهودِ ، کَمالِ النَّشأةِ و مَنشَأِ الکَمالِ ، جَمالِ الجَمیع و مَجمَع الجَمال، الوُجودِ المَعلومِ و العِلمِ الوجودِ، المائِلِ نَحوَهُ الثّابِتِ فی الوُلُودِ ، المُحاذی لِلمرآتِ المُصطَفَویّةِ ، المُتَحَقِّقِ بِالأسرارِ المُرتَضَویّةِ ، المُتَرَشِّحِ بالأنوارِ الإلهیّةِ ، المُربّی بالأستارِ الرُّبوبیَّةِ ، فَیّاضِ الحَقائِقِ بِوُجُودِه ِ، قَسّامِ الدّقایقِ بِشُهودِهِ ، الإسمِ الأعظَم الإلهی ، الحاوی للنَّشآتِ الغَیرِ المُتناهی ، غَوّاص الیَمِّ الرَّحمانیَّةِ ، مُسلِکِ الآلاءِ الرَّحیمیَّةِ ، طُورِ تَجلّی اللّاهوتیَّةِ ، نارِ شَجَرَةِ النّاسوتیَّةِ ، نامُوسِ اللهِ الأکبَرِ، غایةِ البَشَرِ، أبی الوَقتِ ، مَولَی الزَّمانِ ، الّذی هُوَ لِلحَقِّ أمانٌ ، ناظِمِ مَناظِمِ السِّرِ و العَلَنِ ، أبی القاسِمِ مُحَمَّدِ بن الحَسَن ، علیه الصَّلوة و السّلام .

    اللهم إنّی اُشهِدُکَ أنَّ هؤُلاءِ أهلَ بیتِ الرِّسالةِ ، و مُختَلفِ المَلائِکَةِ و مَهبِطَ الوَحیِ و خُزّانَ العِلمِ و مُنتَهَی الحِکمَةِ و مَعادِنَ الرَّحمَةِ و اُصولَ الکَرَمِ و قادَةَ الاُمَمِ و عَناصِرَ الأبرارِ و دَعائِمَ الأخیارِ و أبوابَ الإیمانِ و أصفیاءَ الرَّحمن، و سُلالةَ خِیَرَةِ النَّبیّینَ و خُلاصَةَ عِترَةَ صِفوَةِ المُرسَلینَ ، صلوات اللهِ و سلامُهُ علیه و علیهم أجمعین .

    نقل از وبلاگ طریق الی الله
    منبع : كتاب شرح مناقب اثر ابن عربی
    شارح : جناب سید صالح موسوی خالخالی
    ویرایش توسط اویس قرنی : ۱۳۹۱/۱۲/۰۶ در ساعت ۲۲:۴۸

  13. صلوات ها 6


  14. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    @ بلا
    هرکی صلوات فرستاد بر آل نبی ص خوبه؟؟؟؟؟ چقدر باحالی شما خندم گرف از متنتون کی رو با کی مقیاس میکنی؟؟ جک جالبی بود. آهان راستی پس هرکی صلوات بفرسته بر آل نبی ص خوبه دیگه؟

    مگر نشنیدی که نواصب کسانی نیستند که با اهل بیت ع دشمنند نواصب کسانیند که با شیعه اهل بیت دشمن اند. ابن عربی ملعون میگوید اولیای خدا شیعه را بشکل خنزیر میبینند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  15. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    بیش از 10 استفتا در مورد حسن بصری ملعون و ابداع کننده عرفان مصطلح در انتهای کتاب تحقیقی بر تصوف و عرفان آمده که من گلچین کرده ام اولی از عالم و عارف بالله رحمت الله لطف الله صافی گلپایگانی حفظه الله تعالی:
    (حسن بصری قدر مسلم متهم به نصب و انحراف)

    کاوشی در عرفانهای نوظهور

    از حضرت آیت الله نوری همدانی مدظله طرفدار درجه 1 انقلاب که شبهه ای دیگر نماند:
    (حسن بصری از منحرفین است)
    کاوشی در عرفانهای نوظهور

    و از حضرت آیت الله شیرازی مدظله:
    (حسن بصری از مغبضین امیرالمومنین ع است)
    کاوشی در عرفانهای نوظهور
    ویرایش توسط قدس شریف : ۱۳۹۱/۱۲/۰۷ در ساعت ۱۰:۴۶

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود