صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: « توسل و توحید » ؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291

    « توسل و توحید » ؟؟؟




    سلام استاد ... خسته نباشید ...

    گویا یکی از معانی شرک : امید به غیر الله داشتن . از غیر الله چیزی رو خواستن و ... هست .

    1- شخصی میاد و با پای پیاده 10 شبانه روز پیاده روی میکنه و به حرم امام رضا (ع) مشرف میشه ... بعدش با تمام وجود از ایشان چیزی رو میخواد ... مثلا شفای دست هاش رو میخواد .... یا میگه اگر بهم فلان چیز رو ندی از حرمت بیرون نمیرم ( آیا این شرک نیست ) . آیا به نظر شما پیاده روی 10 شبانه روزی شرک محسوب میشه یا نه ؟؟؟ خوب ایشون تو این 10 شبانه روز فکرش رسیدن به حرم امام رضا هست نه درخواست از خدا ؟؟یا شخصی میاد با هزار بدبختی 400 هزار تومن پول جور میکنه تا به حرم امام رضا مشرف بشه ...

    2- یه داستان از شمس و مولانا خونده بودم ... که گویا این 2 عارف به یک رودخونه میرسن ... شمس میگه ردای منو بگیر و ذکر "یا شمس یا شمس" رو بگو و با من جلو بیا ... ایشون هم همینکار رو میکنه ... و روی آب حرکت میکنه و توی آب فرو نمیره .... بعد میگه بزار ببینم ذکر شمس چی هست ... میبینه ایشون " یا علی یا علی میگن" .... مولانا میگه چرا من بگم "یا شمس یا شمس" خوب میگم "یا علی یا علی " ... تا ایشون ذکر "یاعلی" رو میگن تو آب فرو میرن .... {این داستان رو فکر میکنم تو کتاب پله پله تا ملاقات با خدا خوندم } { نوعی توسل و وصل شدن به غیر الله }

    3- یه داستان هم از یکی از دوستان آیت الله بحجت به ذهنم رسید ... میگویند یکی از دوستان آیت الله بهجت که از جراح های حاذقی هم بودند یه روز نزد ایشون میرسن و ازشون یه سوال میپرسن ... میگن هر وقت کار جراحی سخت میشه وکار به جاهای باریک میرسه ... من ذکر ایمه رو میگم کارم راست در نمیاد ولی نمیدونم چرا هر وقت ذکر "یا بهجت" رو میگم کارم راست در میاد { نوعی توسل و وصل شدن به غیر الله }

    4- یه داستان هم به نوعی منقول از آیت الله قاضی هست ... آنچنانکه میدانیم امام خمینی ایشان را به کوه توحید تشبیه کرده اند ... ولی یه صحبتی از ایشون خونده بودم که میگفتن ... برای رسیدن به شاه راه توحید راهی جز توسل به حضرت سید الشهدا نیست . { نوعی توسل و وصل شدن به غیر الله }

    واقعا گیج شدم :
    1- از طرفی از نظر ایدیولوژیکی توسل به نوعی از " غیر از خدا خواستن " هست ....
    2-از طرفی طبق نظر برخی از علمای خودمون و اونچه از اعمالشون برمیاد گویا راهی بجز توسل نیست ...

    من همیشه با خودم میگفتم ... سنی ها میگن فقط از خدا بخواین .... از طرفی شیعه ها توسل رو جایز میدونن ....

    سوال من از شما این هست :
    1- آیا واقعا در برخی از امور راهی بجز توسل نیست ؟؟؟
    2-آیا بدون توسل میتوان به مقامات عالی علی الخصوص "توحید" رسید ؟؟؟
    3- اگر من فقط از خدا بخوام ممکن هست مثله مولانا تو دریاچه فرو برم یامثله دوست آقای بهجت کارم راست درنیاد و حتما باید دنبال وسیله باشم ؟؟؟




    کارشناس بحث: شعیب
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۱/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۴:۳۳ دلیل: درج نام کارشناس پاسخگو
    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ftmh_mohammadi نمایش پست ها
    1- شخصی میاد و با پای پیاده 10 شبانه روز پیاده روی میکنه و به حرم امام رضا (ع) مشرف میشه ... بعدش با تمام وجود از ایشان چیزی رو میخواد ... مثلا شفای دست هاش رو میخواد .... یا میگه اگر بهم فلان چیز رو ندی از حرمت بیرون نمیرم ( آیا این شرک نیست ) . آیا به نظر شما پیاده روی 10 شبانه روزی شرک محسوب میشه یا نه ؟؟؟ خوب ایشون تو این 10 شبانه روز فکرش رسیدن به حرم امام رضا هست نه درخواست از خدا ؟؟یا شخصی میاد با هزار بدبختی 400 هزار تومن پول جور میکنه تا به حرم امام رضا مشرف بشه ...
    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    یک سوال دارم :
    آیا این فرد امام رضا را مستقل از خدا تاثیر گذار می داند ؟
    به عبارت دیگر آیا امام رضا را در شفای دستهایش ماذون از طرف خدا نمی داند؟؟
    یا نه او امام رضا را چون ولی و واسطه فیض خداست قبول دارد و او را وسیله ای برای گرفتن شفا از خدا می داند؟؟؟


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291



    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    یک سوال دارم :
    آیا این فرد امام رضا را مستقل از خدا تاثیر گذار می داند ؟
    به عبارت دیگر آیا امام رضا را در شفای دستهایش ماذون از طرف خدا نمی داند؟؟
    یا نه او امام رضا را چون ولی و واسطه فیض خداست قبول دارد و او را وسیله ای برای گرفتن شفا از خدا می داند؟؟؟
    با تشکر از اینکه برام وقت گذاشتین استاد ارجمند ...
    مسلما عقیده درست این هست که اراده امام رضا مستقل و خارج از اراده الهی نیست و اراده امام رضا در طول اراده خداوند هست و نه در عرض آن .... ولی ما درنهایت از خدا چیزی رو میخوایم ... خوب میتونیم توسل به امام رضا بکنیم و از خدا هم بخوایم ... ولی پیاده روی 40 روزه و اینی که من از حرمت بیرون نمیرم تا منو شفا بدی به نظرم یه جور ایراد داره ... نظر شما چی هست !!! آیا ایرادی نداره !!! اگر من بدونم شفا دهنده نهایی خداوند متعال هست ولی اینجوری از امام رضا چیزی رو بخوام مشگل نداره ؟ روش مناینه که میرم حرم امام رضا یه نمازی میخونم ... یه زیارت نامه ای میخونم ... کمی گشت میرنم ... دو سه دفعه میگم { امام رضا ازت میخوام به خدا بگی حواسش به منم باشه } دعا میکنم و بعدش میام بیرون ... ولی اینجوری افراط نمیکنم ...
    ویرایش توسط FTMH_Mohammadi : ۱۳۹۱/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۶:۰۷
    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ftmh_mohammadi نمایش پست ها
    2- یه داستان از شمس و مولانا خونده بودم ... که گویا این 2 عارف به یک رودخونه میرسن ... شمس میگه ردای منو بگیر و ذکر "یا شمس یا شمس" رو بگو و با من جلو بیا ... ایشون هم همینکار رو میکنه ... و روی آب حرکت میکنه و توی آب فرو نمیره .... بعد میگه بزار ببینم ذکر شمس چی هست ... میبینه ایشون " یا علی یا علی میگن" .... مولانا میگه چرا من بگم "یا شمس یا شمس" خوب میگم "یا علی یا علی " ... تا ایشون ذکر "یاعلی" رو میگن تو آب فرو میرن .... {این داستان رو فکر میکنم تو کتاب پله پله تا ملاقات با خدا خوندم } { نوعی توسل و وصل شدن به غیر الله }
    ما جدای از صحت و سقم داستان می خواهیم ببینیم که واقعا متوسل شدن به غیر خدا شرک است یا نه؟
    آنچه که واضح و مبرهن است ما در این دنیا اسباب و وسایل را به رسمیت می شناسیم و برای هر کاری به دنبال علتی می گردیم و برای رسیدن به هر چیزی از راه درست رسیدن به آن را دنبال می کنیم . مثلا برای رسیدن به بالای پشت بام نردبان می گذاریم و برای رفع تشنگی آب می نوشیم .
    پس توسل به وسایل امری تردید ناپذیر است .
    خدا نیز در امور معنوی این شیوه را تایید می کند و برای رسیدن به هر چیزی راهی را و وسیله ای را معرفی می نماید .

    توبه را وسیله آمرزش گناهان ، استغفار را راه ریزش روزی جلب رضایت اولیاءش را وسیله رضایت خویش، پیروی از پیامبر را راه پیروی از خودو... معرفی می نماید.
    البته بنا بر ادله توحید همه کارها و همه اثر ها مال خداست استقلالا و همه امر بازگشتش به اوست و جز او در عالم تاثیر گذار مستقلی نیست. لا موثر فی الوجود الا الله.

    خدا در سوره مائده می فرماید:
    أيها الذين آمنوا اتقوا الله وابتغوا إليه الوسيلة وجاهدوا في سبيله لعلكم تفلحون
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از خدا بترسيد و [براى تقرب‏] به سوى او وسيله بجوييد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد
    حال باید دید که این وسیله ای که خدا برای توسل بدان به ما دستور داده چه چیز ها و چه کسانی هستند. که در روایات آنها را قرآن ، نماز، عمل صالح ، اهل بیت پیامبر معرفی می کند.
    پس مشخص شد آنچه که با توحید منافات دارد نگاه استقلالی به غیر خداست و این که غیر خدا را مسقل در اثر بدانیم و الا توسل به وسایلی که خدا خود اثر رد آنها گذاشته نه تنها منافاتی با توحید ندارد بلکه عین توحید است.



  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ftmh_mohammadi نمایش پست ها
    واقعا گیج شدم : 1- از طرفی از نظر ایدیولوژیکی توسل به نوعی از " غیر از خدا خواستن " هست .... 2-از طرفی طبق نظر برخی از علمای خودمون و اونچه از اعمالشون برمیاد گویا راهی بجز توسل نیست ... من همیشه با خودم میگفتم ... سنی ها میگن فقط از خدا بخواین .... از طرفی شیعه ها توسل رو جایز میدونن .... سوال من از شما این هست : 1- آیا واقعا در برخی از امور راهی بجز توسل نیست ؟؟؟ 2-آیا بدون توسل میتوان به مقامات عالی علی الخصوص "توحید" رسید ؟؟؟ 3- اگر من فقط از خدا بخوام ممکن هست مثله مولانا تو دریاچه فرو برم یامثله دوست آقای بهجت کارم راست درنیاد و حتما باید دنبال وسیله باشم ؟؟؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    ابتدا از اینقدر راحت مطالبتون را می نویسید متشکرم
    1- اگر خدا وسیله ای را برای رسیدن به خدا معرفی کرد و کسی از آن مدد جست این "از غیر خدا خواستن" نیست بلکه از خدا خواستن است .
    خدا برای هر کاری علل و اسبابی را تعریف کرده است که برای رسیدن به آن هدف باید از علل و اسباب آن مدد جست یک مثال ساده ما برای ارتباط با خدا از افعالی به نام نماز استفاده می کنیم آیا نماز وسیله ای برای تقرب به خدا نیست ؟ ما از این وسیله استفاده کرده و از این راه مدد جسته و به خدا نزدیک می شویم و این مدد از غیر نیست ای وسیله ایست که خدا برای ارتباط بندگانش با خود تعریف کرده است.
    مثال دیگر:خدا در قرآن پیامبر را وسیله آمرزش گناه بندگان معرفی می کند
    «و ما أرسلنا من رسول إلا لیطاع بإذن الله و لو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما »: ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى این که به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم مى کردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مى گذاردند)، به نزد تو مى آمدند و از خدا طلب آمرزش مى کردند و پیامبر هم براى آنها استغفار مى کرد خدا را توبه پذیر و مهربان مى یافتند(النساء،64).
    آیا نمی شد که خود گناه کاران بدون توسل به پیامبر از خدا در خواست آمرزش کنند ؟؟
    در آيه شريفه 97 سوره يوسف مى خوانيم:
    قالُوا يا اَبانَا اسْتَغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا اِنّا كُنّا خاطِئينَ
    (برادران يوسف خطاب به پدرشان) گفتند: پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار بوديم.
    وقتى كه خبر سلامتى حضرت يوسف (عليه السلام) به پدر و برادرانش رسيد، آن ها پى به خطا و اشتباهاتشان بردند و در صدد جبران و توبه و استغفار برآمدند، به خدمت پدر رسيدند تا او را بين خود و خدايشان واسطه قرار دهند، به پدر متوسّل شدند تا او از خداوند بخواهد كه گناهانشان را ببخشايد، پدر در جواب فرزندانش گفت:
    سَوْفَ اَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبّى اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ(یوسف/98)
    بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى طلبم، كه او آمرزنده و مهربان است.
    طبق اين آيه شريفه فرزندان خطاكار حضرت يعقوب (عليه السلام) به آن پيامبر عاليقدر متوسّل شدند و از او خواستند كه در درگاه الهى براى آن ها استغفار و طلب آمرزش كند. بنابراين، چه اشكالى دارد كه ما هم به پيامبر اسلام (ص) يا ائمّه معصومين (عليهم السلام)يا قرآن مجيد يا چيزهاى محترم ديگر، متوسّل شويم و از آن ها بخواهيم كه از خداوند حلّ مشكل ما را بخواهند؟!
    2- این که آیا بدون توسل می شود به مقامات رسید یا نه ؟
    عرض شد که هر کاری یک راهی دارد و خدا وسیله قرب به مقامات بالا را توسل به اهلبیت قرار داده است
    شاید رسیدن به برخی از مقامات در اثر برخی از عبادات حاصل شود ولی خیلی از این مقامات جز از طریق توسل پیدا نمی شود

    3- وقتی خدا شاهراه هایی نورانی مثل اهلبیت برای ما معرفی کرده است چرا از راه های باریکه و بدون ضمانت طی طریق کنیم
    اگر ما با ادله قطعیه به اینجا رسیدیم که اهلبیت شاهراه رسیدن اند دیگر عقلمان اجازه نمی دهد این راه را رها کرده و به راه های فرعی بپردازیم


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291



    الف ) آیا توسل به غیر از امامان معصوم هم جایز است ؟
    -------------------------------------------------------------------------
    1- آیا توسل به شخصی که مستجاب الدعوه هست یا دوستی که بسیار مومن هست جایز هست یا نه ؟؟؟
    2- آیا توسل به شخصی که مومن و مستجاب الدعوه هم نیست جایز هست ؟؟؟ مثلا من برم برم به خاله ام بگم برام دعا کن تو کنکور موفق بشم ... در حالیکه ممکن هست ایشون نماز هم نخونه ؟؟؟


    ب ) اشکال کارحضرت یوسف در زندان چی بود ؟
    --------------------------------------------------------------------------
    اون چیزی که من در دنیا دیده ام این هست که باید هر چیزی رو از راه و مسیرش انجام داد .... مثلا :
    1- من باید درس بخونم تا در دانشگاه قبول شوم .
    2- من باید به دنبال آب باشم تا تشنگی ام را رفع کنم .
    3- من برای رفع گرسنگی به غذا نیاز دارم .
    4- برای رسیدن به بهشت باید مومن و نیکو کار بود .
    5- و ...

    به بیان دیگر برای رسیدن به هرچیزی راه و مسیری وجود دارد ... در عین حالیکه من به وحدانیت خدا اذعان دارم ولی برای رسیدن به دانشگاه درس میخوانم ... برای رفع تشنگی ام آب مینوشم ... برای موفق شدن در زندگی خویشتن دار هستم و برای رسیدن به بهشت مومن و نیکو کار خواهم بود .
    خوب مشگل کار حضرت یوسف (ع) چی بوده ؟؟؟ در حالیکه ایشان به توحید اعتقاد داشته اند ... از ابزار و وسیله نیز استفاده کرده اند ... ایشان گزارش در بند بودن و عاری از گناه بودن خود را توسط دوستی به پادشاه اذعان کرده اند ؟؟؟ آیا استفاده از ابزار جهت نیل به اهداف مادی کفر محسوب میشه ؟؟؟ آیا برای رفع تشنگی نوشیدن آب نوعی کفر است ؟؟؟ آیا برای قبول شدن در دانشگاه درس خواندن نوعی کفر است ؟؟؟ آیا وکیل گرفتن در دادگاهها نوعی کفر است ؟؟؟


    ج) روش صحیح موحد بودن در اجتماع چگونه است ؟
    ----------------------------------------------------------------------
    آیا از نظر اسلام باید به توحید اقرار عملی کرد ؟؟؟
    آیا در مساله توحید نیز میتوان در برخی جاها تقیه کرد ؟؟؟
    آیا در مساله توحید هم مجوز کوتاه اومدن رو داریم ؟؟؟
    مثلا وقتی ملاصدرا برای یک مناظره نزد شاه رفته بود . پادشاه برای مزاح ملاصدرا را تهدید به مرگ کردند ... ولی ایشون در پاسخ به شاه گفتند " گر صد شمشیر برآید زجای .... نبرد تا نخواهد خداوند رآی" آیا نیازی هست من اینقدر سخت گیر باشم ... شاید من جای ملاصدرا بودم لبخندی تو دلم میزدم و تو دلم اقرار به وحدانیت خدا میکردم ... و اینجوری پر رو بازی هم در نمیاوردم !!! کدوم روش درست هست ؟؟؟ آیا همینکه من به توحید اعتقاد داشته باشم کفایت میکنه ؟؟؟ یا باید به صورت عملی به آن اقرار کنم ... یا به عنوان مثالی دیگر آیا برای موحد شدن همیشه باید لفظ "انشا الله " و "ماشاالله " در زبونم باشه ؟؟؟ اگر کسی بهم گفت فلان کار رو انجام بده .... و من در پاسخ گفتم "باشه انجام میدم " آیا این نوعی کفر هست ؟؟؟ حتما جتما حتما باید لفظ انشالله تو کلامم باشه ؟؟؟ چون بعضی جاها واقعا خسته کننده میشه ؟؟؟ هر چی مدیرت بهت میگه یا دوستانت بهت میگن ... باید بگی "انشالله و ماشاالله "


    پیشاپیش تشکر میکنم
    ویرایش توسط FTMH_Mohammadi : ۱۳۹۱/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۶:۱۵
    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ftmh_mohammadi نمایش پست ها
    الف ) آیا توسل به غیر از امامان معصوم هم جایز است ؟
    با سلام
    ما در توسل باید ببینیم که این وسیله ای که اخذ می کنیم دو تا شرط داشته باشد:
    1. قابلیت وسیله بودن را داشته باشدو یعنی برای رسیدن به هدف این وسیله کارایی داشته باشد .مثلا برای رسیدن به بام خانه نردبان وسیله مناسبی است . در امور معنوی نیز باید آن رعایت شود و وسیله ای انتخاب شود که این کارایی را برای ما داشته باشد که ما را به مقصود برساند . مشرکان مکه یکی از مشکلاتی که داشتند این بود که به بتی متوسل می شدند که هیچ قابلیتی برای وسیله واقع شدن نداشت .
    2.در امر معنوی چون این وسیله ها در وسیله بودنشان آنچنان شناخته نشده اند از طرف خدا به رسمیت شناخته شده باشند و معرفی شده باشند.
    شرط مهمی که در توسل باید بدان توجه لازم را نمود این که "به وسیله نگاه وسیله ای داشته باشیم نه نگاه استقلالی " یکی دیگر از مشکلات مشرکان مکه در زمان جاهلیت نگاه استقلالی به بت ها بود آنها با این که بت ها را مخلوق خدا می دانستند ولی از آنها به عنوان ارباب مستقل در تاثیر یاد می کردند یکی رب باران بود یکی خدای جنگ و یکی خدای صلح....


  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ftmh_mohammadi نمایش پست ها
    ب ) اشکال کارحضرت یوسف در زندان چی بود ؟
    انسانها از لحاظ گستره و ظرفیّت وجودی ، در یک سطح نیستند. لذا انتظار خداوند متعال از آنها نیز یکسان نیست. خداوند متعال آن انتظاری را که از چهارده معصوم دارد از انبیاء و اولیای دیگر ندارد. همچنین آن انتظاری را که از انبیای اولوالعزم دارد از غیر اولوالعزم ندارد. به همین ترتیب انتظار خدا از انبیاء غیر الوالعزم خیلی بیشتر از علمای ربّانی و از علمای ربّانی بیش از علمای عادی ، و از علما بیش از غیر علماست. لذا بازتاب رفتارهای اقشار گوناگون بندگان از جانب خدا نیز متفاوت است. آن کیفیّت از یک عمل که برای عوام کمال محسوب می شود چه بسا برای عالم نقص شمرده شود. و آنچه برای عالم عادی کمال فرض می شود چه بسا برای عالم ربّانی نقصان تلقّی شود. و به همین ترتیب حسنات عالم ربّانی سیئات انبیاء و حسنات انبیاء سیئات الوالعزم ، و حسنات الوالعزم سیئات اهل بیت(ع) قلمداد می شود. همانگونه که در نزد عرف ، اگر فردی عادی کنار خیابان ساندویچ بخورد ، کار او چندان قبیح تلقّی نمی شود در حالی که اگر عالمی یا استاد دانشگاه معروفی چنین عملی را انجام دهد ، کارشان به شدّت زشت شمرده می شود.

    بر این اساس ، کاری که حضرت یوسف (ع) در زندان انجام داد و برای اثبات حقّانیّت و بی گناهی خود نزد پادشاه مصر ، متوسّل به بنده ی خدا شد ، برای افرادی عادی یقیناً بد نبود ؛ بلکه چه بسا به حکم عقل و شرع ، چنین عملی برای افراد معمولی واجب نیز باشد ؛ امّا حضرت یوسف (ع) دارای مقامی در نزد خدا بود که باید بی اذن خدا دست به هیچ کاری نمی زد ؛ حتّی کار مباح یا خیر. لذا او تا اذن مستقیم نیافته بود حقّ چنین توسّل مشروعی را هم نداشت. افراد عادی به اذن عامّ خدا که در ضمن حکم عقل یا شرع می آید عمل می کنند ؛ امّا انبیای الهی در برخی امور فقط باید تابع وحی موردی باشند. یعنی باید منتظر فرمان خاصّ الهی باشند. برای مثال حضرت یونس(ع) وقتی یقین نمود که عذاب بر قومش نازل خواهد شد به حکم عقل از عذاب الهی فرار نمود ، در حالی که باید منتظر فرمان خاصّ الهی می ماند و اگر خدا فرمان نمی داد باید خود را تسلیم عذاب می کرد. لذا خداوند متعال حضرت یونس را به خاطر این عمل مجازات نمود در حالی که یقیناً خلاف شرع الهی یا خلاف حکم عقل عمل نکرده بود و تنها کاری را کرده بود که پایین تر از شأن او بود. علمای شیعه از چنین اموری تعبیر کرده اند به ترک اولی ؛ که نه ترک واجب و مستحبّ است ، نه ارتکاب حرام و مکروه ؛ بلکه ارتکاب عملی است که متناسب با شأن انبیاء نیست.
    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۱۱/۳۰ در ساعت ۲۲:۲۲

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ftmh_mohammadi نمایش پست ها
    ج) روش صحیح موحد بودن در اجتماع چگونه است ؟
    توحید دارای مراتبی است که انسان در مراحل مختلف سیر الی الله به آنها دست می یابد
    توحید در مرحله اول این است که انسان خدا را از همه لحاظ ها واحد و احد بداند و موثر اصلی را نیز خدا بداند

    هیچ کس را و هیچ چیز را بالاستقلال نداند جز خدا و همه امور عالم را در دستان خدا بداند و حق تشریع و قانون گذاری را و حق حاکمیت را از ءان خدا بداند
    آنگاه این دانسته های او از مقام علم به مقام عمل برسد و زندگی او بشود زندگی توحیدی . توحیدی فکر کند و توحیدی زندگی کند اعمالش نیز این را نشان دهد که لا موثر فی الوجود الا الله . اگر از کسی چیزی می خواهد او را وسیله بداند و اگر به او چیزی رسید آن را از خدا بداند و از خود و دیگران نداند اگر از دیگران هم تشکر می کند به خاطر این است که او وسیله شده است تا خیری به وی رسیده باشد . در قسمت توحید ربوبی جز از دستور خدا پی روی نمی کند نگاهش به شرق و غرب نیست که به کدامین ایسم زندگی اش را سامان بخشد خود را دائما تحت حکومت خدا می بیند و جز از او دستور نمی گیرد .
    و......
    این توحید عملی تمام زندگی اش را می گیرد تا آنجا که حتی جانش را نیز بر سر توحید می گذارد و صحنه عاشورا می شود تجلی اعظم توحید تا جایی که حضرت زینب (س) می فرماید " ما رایت الا جمیلا . همه اش می شود تجلی خدا همه اش می شود زیبایی.


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ftmh_mohammadi نمایش پست ها
    آیا از نظر اسلام باید به توحید اقرار عملی کرد ؟؟؟ آیا در مساله توحید نیز میتوان در برخی جاها تقیه کرد ؟؟؟ آیا در مساله توحید هم مجوز کوتاه اومدن رو داریم ؟؟؟

    توحید دارای مراتبی است که هر کس باید در حد توان خود آن را کسب کند و بنا بر مراتب افراد این توحید ذو مراتب است.
    اگر جایی واقعا جان انسان در خطر باشد می تواند تقیه کند و توحید را در درون خود مکتوم دارد. مانند داستان عمار:
    خانواده یاسر از خانواده‏ های اصیل اسلامی در مکه بود که در آغاز اسلام همگی به دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم لبیک گفته ودر این راه متحمل شکنجه‏های شدید شدند وسرانجام یاسر و همسرش سمیه جان خود را در راه آیین توحید و در زیر شکنجه‏های ابوجهل وهمفکران او از دست دادند. عمار فرزند جوان آن دو در سایه شفاعت جوانان مکه وابراز انزجار صوری از اسلام، نجات یافت. خداوند این کار عمار را با آیه زیر بی اشکال اعلام کرد و فرمود:

    من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان(نحل:۱۰۶) هرکس بعد از ایمانش به خدا کافر شود ، گرفتار غضبی از جانب خدا و عذاب عظیمی خواهد شد مگر کسی او را مجبور به اظهار کفر کند در حالیکه دلش آرام به ایمان است.
    وقتی داستان عمار واظهار کفر او به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گزارش شد آن حضرت فرمود: نه، هرگز. عمار از سرتا پا سرشار از ایمان است وتوحید با گوشت وخون او عجین شده است. در این هنگام عمار فرا رسید، در حالی که به شدت اشک می‏ریخت. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشکهای او را پاک کرد ویاد آور شد که اگر بار دیگر نیز در چنین تنگنایی قرار گرفت اظهار برائت کند. (تفسیر طبری، ج ۱۴، ص ۱۲۲; اسباب النزول، ص ۲۱۲; و دیگر تفاسیر.)

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۱۱/۳۰ در ساعت ۲۳:۳۸

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی آیا جا برای عارفان بالله کم است ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن عرفان عملی
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۵/۲۷, ۱۲:۴۳
  2. « بحث و مناظره تا چه مقدار سودمند است؟؟؟ »
    توسط ali pir در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۴, ۱۰:۳۷
  3. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۲۲:۰۸
  4. اتلاف زمان برای تیمم بدل از غسل؟؟؟!!!
    توسط kosar در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۰۹:۱۷

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود