صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: « شبهه ای درباره آيه اطاعت »

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7

    تعجب « شبهه ای درباره آيه اطاعت »




    با سلام
    هميشه شيعيان با استفاده از آيه اطاعت عصمت ائمه را اثبات مي كنند اما در شبه اي كه براي من پيش آمد كرده اهل تسنن از طريق همين آيه اثبات مي كنند خلفاي پيامبر و هر كسي كه بر مومنين حكومت مي كند شامل اولي الامر مي شوند و احتياجي به عصمت ندارد و آن شبه اين است كه در آيه

    • ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا﴾(سورهٔ نساء-آیهٔ ۵۹)

    بيان گرديده كه اطاعت از خدا ، پيامبر و اولي امر واجب است و اگر كسي درچيزي به مشكلي برخورد كرد بايد به خدا و رسول مراجعه كند و اهل تسنن ادعا مي كنند كه اگر اولي الامر عصمت الهي داشتند بايد در بخش دوم آيه پس از خدا و پيامبر نام آنها نيز قرار مي گرفت پس حتما اولي الامر عصمت ندارند كه در مشكلات نمي توان به آن ها مراجعه كرد لطفا سريعا پاسخ دهيد

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316




    با نام و یاد دوست


    « شبهه ای درباره آيه اطاعت »


    « شبهه ای درباره آيه اطاعت »




  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام و عرض ادب

    در تفسیر آیۀ شریفه باید به نکاتی توجه نمود.

    1) اطاعت از خداوند متعال

    براساس ديدگاه توحيدى، انسان بايد فرمانبردار و تسليم مطلق فرمان‏هاى الهى باشد و اطاعتش از هر كس ديگر نيز در راستاى اطاعت خدا باشد؛ زيرا مالكيت حقيقى جهان هستى از ذات حق بوده و در نتيجه، حاكميت بدون قيد و شرط نيز متعلق به اوست. قرآن كريم مى ‏فرمايدانِ الْحُكْمُ الَّا لِلَّهِ امَرَ الَّا تَعْبُدُوا الَّا ايَّاهُ»؛[1]حكم، جز متعلق به خدا نيست، دستور داده كه غير او را نپرستيد.

    بنابراين، مقصود از اطاعت خداوند، پيروى اعتقادى و عملى از دين و مكتبى است كه از طريق وحى بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل فرموده است. اطاعت از خداوند به حكم عقل، لازم و ضرورى بوده و امر آيه ارشاد به اين حكم عقلى است.

    2) اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله‏

    با توجه به اصل «توحيد در اطاعت» پيروى از دستورات غير خدا در صورتى جايز است كه از سوى او مجوّزى داشته باشد. پيامبران الهى عليهم السلام از جمله كسانى هستند كه به اين مقام والا دست‏يافته و با اذن خدا، اطاعتشان واجب شده است؛ زيرا آنان بيانگر و اجرا كننده احكام خدا بوده و اطاعت آنها در طول اطاعت خداست. قرآن كريم مى‏فرمايد:«وَ ما ارْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ الَّا لِيُطاعَ بِاذْنِ اللَّهِ»؛[2]هيچ پيامبرى نفرستاديم، مگر اين كه به اذن خدا اطاعت شود.

    نكته قابل توجه آن است كه اطاعت پيامبر صلى الله عليه و آله داراى دو بعد است؛ زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله داراى دو منصب و مقام ازسوى خداوند مى‏ باشد كه هر كدام اقتضاى صدور فرمان‏ها و دستوراتى را دارد كه اطاعت آنها واجب است:

    الف- منصب تبيين احكام الهى:
    در اين بُعد، رسول خدا صلى الله عليه و آله مسؤوليت تبيين جزئيات احكام و آيات الهى را كه به او وحى گرديده و تفصيل آنچه را داراى اجمال است؛ بر عهده دارد. قرآن كريم مى ‏فرمايد: «وَ انْزَلْنا الَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ الَيْهِم»؛[3]بذكر (قرآن) را به سويت فرستاديم تا براى مردم آنچه را كه به‏ سوى آنان نازل گرديده، تبيين كنى.

    ب- منصب حكومت و رهبرى:
    پيامبر صلى الله عليه و آله از سوى خداوند، داراى مقام ولايت و رهبرى در تمام شؤون سياسى، اجتماعى، اقتصادى و ... در جامعه اسلامى مى ‏باشد و مسلمانان موظفند اوامر ولايى آن حضرت را بدون چون و چرا پيروى كنند.

    با توجه به آنچه ذكر شد، روشن مى ‏گردد كه اطاعت از خدا به ‏معناى اطاعت از احكام و دستورات او مى ‏باشد و اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله به‏ معناى اطاعت از او در دستوراتى است كه به ‏عنوان تبيين و تشريع احكام كلّى الهى و نيز احكامى كه در مقام رهبرى امت و قضاوت ميان افراد، صادر مى ‏نمايد، هر چند حقيقت آن به اطاعت خدا باز مى ‏گردد؛ زيرا لزوم اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله، خود حكم الهى است.

    3) اطاعت از اولى ‏الامر
    كلمه «اولى ‏الامر» مركب از «اولي» به‏معناى صاحب و «الْامر» به‏ معناى شأن است.
    منظور از آن كسانى است كه شؤون مربوط به دين و دنياى مؤمنان (مورد خطاب آيه) را برعهده دارند و از متن جامعه اسلامى برخاسته‏اند. مقصود از اطاعت آنها، اطاعت در فرمان‏هايى است كه براساس حكم خدا و رسول، در مقام رهبرى و اداره امور جامعه صادر مى ‏نمايند.[4]


    --------------------------------------------------------------


    [1].یوسف/40.

    [2].النساء/40.

    [3].النحل/44.

    [4].ترجمه المیزان، ج4،ص624.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۷/۳۰ در ساعت ۲۲:۳۶
    « شبهه ای درباره آيه اطاعت »
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    4) عصمت اولي الامر
    آیه شریفه، اطاعت از اولی الامر را هم ردیف اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه وآله قرار داده است؛ و همچنان که اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه وآله در هیچ آیه ای مقید نگشته است؛ اطاعت از ولی امر نیز به همین صورت خواهد بود؛لذا اطاعت از اولی الامر در امتداد اطاعت از خداوند متعال خواهد بود و چنین اطاعتی جز با مقام عصمت اولی الامر سازگاری نخواهد داشت.

    به عبارت دیگر «اطاعت مطلق و بدون قيد و شرط» از پيامبر صلى الله عليه و آله و اولى‏ الامر همانند اطاعت از خدا واجب شده است. اين دليل بر آن است كه آنان هيچ فرمانى مخالف با حكم واقعى الهى صادر نمى كنند، و گرنه وجوب اطاعت از آنان موجب تناقض در كلام خدا مى ‏گرديد؛ زيرا درصورتى كه از روى عمد يا سهو، گفتار يا كردارى برخلاف حكم الهى از پيامبر صلى الله عليه و آله يا اولى‏ الامر سر زند، از سويى، بايد طبق فرمان «اطيعُوا الرَّسُولَ وَ اولِى ‏الْامْرِ» اطاعتشان واجب باشد و از سوى ديگر، چون مخالف با حكم واقعى خداوند است، طبق صدر آيه (اطيعُوا اللَّهَ)، بايد اطاعت خدا را مقدّم داشت. در نتيجه، صدر و ذيل آيه به تناقض منتهى مى‏ شود كه هم به چيزى امر و هم از آن نهى نمايد. و از آنجا كه از خداوند حكيم، سخن لغو يا منتهى به محال صادر نمى ‏شود، آيه بر «عصمت» پيامبر صلى الله عليه و آله و اولى ‏الامر دلالت دارد.

    5) تنازع میان مومنین است نه مؤمنین با اولی الامر

    از اینکه خطاب آیه متوجه مومنین است متوجه می شویم: مراد از تنازع، تنازع مؤمنين در بين خودشان است، نه تنازعى كه فرضا بين آنها و اولى الامر اتفاق بيفتد، و يا بين خود اولى الامر رخ دهد، چون فرض اولى يعنى تنازع مؤمنين با اولى الامر با مضمون آيه سازگار نيست كه اطاعت اولى الامر را بر آنان واجب كرده، و همچنين فرض دوم با آيه نمى‏ سازد چون معنا ندارد خداى تعالى اطاعت كسانى را بر امت واجب كند كه بين خودشان تنازع رخ دهد، زيرا اگر اولى الامر در بين خود تنازع كنند قطعا يكى بر حق و ديگرى بر باطل خواهد بود، و خداى تعالى چگونه اطاعت كسى را واجب مى ‏كند كه خود بر باطل است، علاوه بر اين كه اگر منظور تنازع اولى الامر در بين خودشان بود پس چرا در جمله مورد بحث خطاب را متوجه مؤمنين كرد، و فرمود: (پس اگر در چيزى تنازع كرديد آن را به خدا و رسول برگردانيد ...).

    6)تنازع در مسائل تشریعی است نه در مسائل حکومتی

    كلمه (شى‏ء)، در آیۀ شریفه:«تنازعتم فی شیء»هر چند عموميت دارد و همه احكام و دستورات خدا و رسول و اولى الامر را شامل مى ‏شود، و ليكن جمله بعد كه مى ‏فرمايدپس آن را به خدا و رسول برگردانيد)، به ما مى ‏فهماند كه مراد از كلمه شى‏ء مورد تنازع، چيزى است كه اولى الامر در باره آن استقلال ندارد و نمى ‏تواند در آن به رأى خود تکیه نمایند، لذا منظور از نزاع مردم، نزاع در احکام و دستورات ولی امرشان که در دایره ولایتش اجرا می کند نخواهد بود، مثل اين كه به آنها دستور جنگيدن و يا صلح كردن با دشمن، و يا امثال اينها را بدهد؛ زیرا مردم موظف به اطاعت از اولی الامر در این احکامند، و اساسا معنا ندارد بفرمايد وقتى در اين گونه احكام نزاع نمودید، ولى امر خود را رها كرده، به خدا و رسولش مراجعه كنيد.
    بنابر اين آيه شريفه دلالت دارد بر اين كه مراد از كلمه (شى‏ء)، خصوص احكام دينى است، كه احدى حق ندارد در آن دخل و تصرفى بكند، مثلا حكمى را كه نبايد انفاذ كند، انفاذ، و حكمى را كه بايد حاكم بداند، نسخ كند، چون اين گونه تصرفات در احكام دينى خاص خدا و رسول او است، و آيه شريفه مثل صريح است در اين كه احدى را نمى‏ رسد كه در حكمى دينى كه خداى تعالى و رسول گرامى او تشريع كرده‏اند تصرف كند.[1]


    7) در مسائل تشریعی رجوع به حکم خدا و رسول می شود
    در چنین مواردی اگر دو طايفه ‏اى كه با هم نزاع دارند توانستند حكم كتاب و سنت را بفهمند بايد آن را از كتاب و سنت استنباط و استخراج كنند، و اگر نتوانستند از امام معصوم كه در فهم حكم خدا از كتاب و سنت عصمت دارد می پرسند، نظير سيره‏اى كه معاصرين رسول خدا صلی الله علیه واله داشتند، که هر چه را خودشان از كتاب و از كلمات رسول خدا صلی الله علیه واله مى ‏فهميدند به همان عمل مى‏كردند، و هر جا نمى ‏فهميدند از رسول خدا صلی الله علیه واله مى ‏پرسيدند.[2]

    بنابراين، نخستين مرجع حل اختلاف مردم در احكام و قوانين اسلامى خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله است كه بر او وحى مى‏ شود و اگر امامان معصوم بيان حكم مى ‏كنند، آن نيز از خودشان نيست، بلكه از كتاب اللَّه و يا علم و دانشى است كه از پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها رسيده است و به اين ترتيب علت عدم ذكر اولوا الامر در رديف مراجع حل اختلاف در احكام روشن مى‏گردد؛ [3]زیرا بیان آنها، تفسیر معصومانه سنت خواهد بود و برگشت تفسیر آنها نیز به سنت خواهد بود.

    موفق باشید.

    ---------------------------------------------------------

    [1]. ترجمه الميزان، ج‏4، ص:641، با تصرف.

    [2]. ترجمه المیزان، ج4،ص640.

    [3]. تفسیر نمونه، ج3،ص565 .

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۷/۳۰ در ساعت ۲۲:۳۸
    « شبهه ای درباره آيه اطاعت »
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    مفسر معروف فخر رازى در آغاز سخنش در ذيل اين آيه، به حقيقت لزوم عصمت اولی الامر اعتراف كرده، مى‏گويد:
    " كسى كه خدا اطاعت او را به طور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتما بايد معصوم باشد، زيرا اگر معصوم از خطا نباشد به هنگامى كه مرتكب اشتباهى مى‏شود خداوند اطاعت او را لازم شمرده، و پيروى از او را در انجام خطا لازم دانسته، و اين خود يك نوع تضاد در حكم الهى ايجاد مى‏كند، زيرا از يك طرف انجام آن عمل ممنوع است، و از طرف ديگر پيروى از" اولوا الامر" لازم است، و اين موجب اجتماع" امر" و" نهى" مى‏شود.
    بنا بر اين از يك طرف مى‏بينيم خداوند اطاعت فرمان اولوا الامر را بدون هيچ قيد و شرط لازم دانسته و از طرف ديگر اگر اولوا الامر معصوم از خطا نباشند چنين فرمانى صحيح نيست، از اين مقدمه چنين استفاده مى‏كنيم كه اولوا الامر كه در آيه فوق به آنها اشاره شده حتما بايد معصوم بوده باشند"
    منتها در ادامه می گوید: كه اين معصوم يا مجموع امت است و يا بعضى از امت اسلام، احتمال دوم قابل قبول نيست، زيرا ما بايد اين بعض را بشناسيم و به او دسترس داشته باشيم، در حالى كه چنين نيست و چون اين احتمال از بين برود، تنها احتمال اول باقى مى‏ماند كه معصوم مجموع اين امت است، و اين خود دليلى است بر اينكه اجماع و اتفاق امت حجت و قابل قبول است، و از دلائل معتبر محسوب مى‏شود"
    (تفسير كبير فخر رازى جلد دهم صفحه 144 طبع مصر سنه 1357.)
    در پاسخ فخر رازی باید گفت که ما از نص بر اولی الامری دوزاده امام معصوم داریم! زیرا طبق نقل اهل سنت این آیه درباره امام علی نازل شده است و ام علی نیز وصیت به امام بعد از خود نموده است و همچنین هر امامی امام بعد از خود را مشخص نموده است هر چند از پیامبر نیز تصریح به نام ائمه بزرگوار شیعه نقل شده است.
    مراجعه شود به:
    احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج‏14، ص: 348


  11. صلوات ها 8


  12. #6
    هدایت شده مهمان



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    پيامبر صلى الله عليه و آله از سوى خداوند، داراى مقام ولايت و رهبرى در تمام شؤون سياسى، اجتماعى، اقتصادى و ... در جامعه اسلامى مى‏باشد و مسلمانان موظفند اوامر ولايى آن حضرت را بدون چون و چرا پيروى كنند.
    لطفا برای همین قسمت از حرفتان دلیل قرآنی بیاورید.
    زیرا تا اینجا هنوز برای ما سوال است که چرا در هنگام اختلاف نباید به اولی الامر رجوع کرد!!!

    سوال فرضی ما ساده است:
    شخصی در زمان امیرالمومنین حضرت علی رض با آن حضرت در مساله ای اختلاف نظر پیدا می کند، حرف آخر را باید حضرت علی بزند یا آن شخص؟؟؟
    اگر حضرت علی معصوم و اطاعت از ایشان بدون چون چرا است چرا پس الله گفته خدا و رسولش رجوع کنید؟؟؟

  13. #7
    هدایت شده مهمان



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    اطاعت از اولی الامر در امتداد اطاعت از خداوند متعال خواهد بود و چنین اطاعتی جز با مقام عصمت اولی الامر سازگاری نخواهد داشت.
    خوب چرا با اینکه به عقیده شما اولی الامر هم شان و هم سنگ پیامبر است و معصوم نیز می باشد، الله در زمان اختلاف نگفته به این شخص معصوم بدون خطای هم شان پیامبر رجوع کنید؟؟؟
    پس حتما احتمال اشتباه در اولی الامر وجود دارد که الله ما را دستور نداده.

  14. #8
    هدایت شده مهمان



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    تنازع میان مومنین است نه مؤمنین با اولی الامر
    اتفاقا خودتان جواب خودتان را دادید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    فرض اولى يعنى تنازع مؤمنين با اولى الامر با مضمون آيه سازگار نيست كه اطاعت اولى الامر را بر آنان واجب كرده
    دقیقا ما هم مشکلمان اینجاست که شما نمی توانید از این آیه ثابت کنید که الله اطاعت از اولی الامر را واجب مطلق یادکرده است زیرا ادامه ی آیه چیزی دیگری می گوید.

    در ضمن مشکل اصلی این است که الله فرموده است:«تنازعتم فی شیء» یعتی در هر چیزی که اختلاف کردید.
    نفرموده است فقط در مواردی خاص اختلاف کنید.
    قرآن را به دلخواه تفسیر کردن کار صحیحی نمی باشد برادر من.

  15. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    نقل قول نوشته اصلی توسط هدایت شده نمایش پست ها
    لطفا برای همین قسمت از حرفتان دلیل قرآنی بیاورید. زیرا تا اینجا هنوز برای ما سوال است که چرا در هنگام اختلاف نباید به اولی الامر رجوع کرد!!! سوال فرضی ما ساده است: شخصی در زمان امیرالمومنین حضرت علی رض با آن حضرت در مساله ای اختلاف نظر پیدا می کند، حرف آخر را باید حضرت علی بزند یا آن شخص؟؟؟ اگر حضرت علی معصوم و اطاعت از ایشان بدون چون چرا است چرا پس الله گفته خدا و رسولش رجوع کنید؟؟؟
    جناب مدعي سوالي از شما دارم

    آيا سنت رسول
    سخن و كلامي خلاف قرآن مي گويد؟

  16. صلوات ها 2


  17. #10
    هدایت شده مهمان



    نقل قول نوشته اصلی توسط kheymegahabalfazl نمایش پست ها
    آيا سنت رسول سخن و كلامي خلاف قرآن مي گويد؟
    قطعا که سنت رسول ص بر خلاف کلام الله نیست.
    اما در سنت رسول مواردی است که در کلام الله (نص قرآن) به صورت واضح نیست.
    مانند نماز های 5 گانه.

    سنت رسول ص و کلام الله مکمل همدیگر هستند و دو اصل بسیار اساسی برای ما اهل سنت می باشند.

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود