صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: میخوام رها شم از دستش

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    83
    حضور
    21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    347

    میخوام رها شم از دستش




    سلام؛
    خسته نباشید.
    لطفا هرکسی جواب میخاد بده موارد زیر رو در نظر بگیره:
    1. افراطی ج. نده. یعنی نگه تنها راه ازدواجه یا ازدواج موقت و اینها چون اصلا بحث این مسائل نیست.
    2. به دید من دانشجو به مسئله نگاه کنه.
    ....

    من یه پسر هستم. دانشجوی دندونپزشکی. با یه دختری از همکلاسی هام اشنا شدم از طریق وبلاگ کلاسی. ایشون چند بار در مواردی راهنمایی خواست و من از طریق ایمیل و مسنجر راهنماییشون کردم. چندباری هم باهم چت داشتیم. واقعا ایشون دختر نجیب سر سنگین و عاقلی هستن. من احساس کردم که به ایشون علاقه مند شدم. آخه برام خیلی زوده این مسائل. این خانم بعضی کارهاشون هم با من نمیخونه یعنی با معیارهای من سازگار نیست. نمیدونم چیکار باید بکنم. میرم توی کلاس انگار یکی نشسته و ایشون رو با دستش به من نشون میده که چشمم به ایشون بیفته. رابطه ایمیلیم رو با ایشون قطع کردم. این رو هم گفتم باز هم میگم ایشون خیلی سر سنگین رفتار میکنن توی همین ایمیلهاشون. توی محیط دانشکده شاید دو یا سه بار با هم همکلام شدیم اون هم در مورد مسائل درسی و اینها.. دوست دارم دیگه به ایشون فکر نکنم.. با نمیدونم چیکار کنم که ایشون از فکر من برن بیرون....نمیخام آتو دست آقا شیطون داشته باشم. لطفا چند تا راهکار به من بدید.


    ممنون//
    ویرایش توسط حاج علی : ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ در ساعت ۱۳:۴۳ دلیل: بنا به درخواست کاربر

  2. صلوات ها 19


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331





    با نام و یاد دوست



    میخوام رها شم از دستش


    میخوام رها شم از دستش







  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469




    سلام دوست من
    تشکر از این که با این که شرایط خوبی ندارید و زود دنبال جواب بودید صبر کردید.
    و سپاس از این که به ما اعتماد کردید و سؤالتان راحت بیان کردید.
    ماهیت برخی مسائل پیچیده است. به همین دلیل شما می خواهید که کلی گویی نشود. پیچیدگی مشکلات آدم را مثل گرداب و گرداب در خود می پیچاند و مردد می کند.
    چیزی که شما درگیرش هستید در علم اخلاق بهش می گویند جهاد با نفس و جهاد اکبر.
    جبهه جنگ با آن همه سختی ها، درگیری ها و زخمی شدن ها و استرس هایش جهاد کوچک نامیده شده و این جهاد را جهاد بزرگ تر یا شاید هم بزرگترین جهاد نامیده اند.
    خداوند حکیم متناسب با تلاش به ما مزد می دهد. برای دل کندن از کسی که به او احساس عاطفی پیدا کرده ایم نیاز به تلاش سخت و مستمر داریم که به زبان گفتنش راحت است و بس. به همین دلیل اجر چنین کسی نزد خداوند بسیار بزرگ است. در روایت داریم کسی که عاشق( مجازی) کسی شود و ان را در وجود خود مهار کند و با ان حال از دنیا رود شهید از دنیا رفته است.
    اگر جهاد جنگ جهاد اصغر است و جهاد با نفس جهاد اکبر است حتما شهید و مجاهد در این میدان هم جهاد و شهادتش اکبر و بزرگ تر است.

    ادامه دارد...

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نسخه شما سهل و ممتنع است
    از سویی بسیار سخت است و از جهتی به همان آسانی که همه می دانیم که باید وسائل اشتعال زا را هنگام آتش سوزی از منبع آتش دور کرد باید شما از ایشان فاصله بگیرید
    فاصله فیزیکی و
    فاصله عاطفی

    در واقع مقدار تلاش شما برای حذف این احساس بستگی دارد به این که چقدر در این مسیر جلو رفته اید. یعنی همان گونه که اگر مسیری را اشتباه رفتیم به همان مقدار مسافت و زمان باید برگردیم شما هم باید حوصله کنید و مقاومت تا به حال اولیه خود برگردید.

    برخی از راهکارهای مفید و عملیاتی
    1- ارتباط زیادتر با دوستان معنوی خود
    2- ارتباط معنوی با اساتید اخلاق( حضوری یا غیر حضوری تلاش بر حضوری)
    3- ذکر لااله الا الله زیاد. به خصوص زمانی که فکر او می آید.
    4- انصراف توجه زمانی که فکر ایشان به ذهن تان می آید مانند
    -خواندن آیاتی که حفظید به خصوص آیات مربوط به این که خدا و ائمه حاظر و ناظراند، برا چشم ها و سینه ها آگاهی دارند، از دوستی با جنس مخالف ما را پرهیز داده اند،
    -خواند شعرهایی که مربوط به ائمه است نوعی توسل به ائمه مثلا خطاب به امام زمان:
    تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
    حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
    - محاسبات ریاضی یا مرور دروس
    - سوره ناس و فلق و آیت الکرسی خواندن
    - تلاش بر فاصله گرفتن از ایشان و اگر نیاز شد تا جایی که ممکن است استفاده از واسطه
    5- حذف نشانه هایی که ایشان را یاد می آورد شماره تماس، کتاب و...
    6- توجه به این که اراده بالاترین معجزه ای و هدیه است که خداوند به ما داده. و شیطان تاز مانی که ما نخواهیم کاری از دستش نمی آید. و او فقط دعوت کننده است.
    7- نذر و توسل به ائمه برای ریشه کند شدن این احساس
    8- دعا
    9- دادن صدقه برای دفع بالا و گرفتاری
    10- در صورت امکان انتقالی گرفتن یا تنظیم دروس به گونه ای که با هم نباشید مثلا یک ترم مرخصی گرفتن.


    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 12


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    83
    حضور
    21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    347



    ممنون از پاسخ کاملتون....
    اما وقتی مثلا توی کلاس نشستم انگار یه نفر (خوم احساس میکنم شیطونه) با دستش اشاره میکنه به اون... باور کنید اینقدر میدان دید خودم رو تنگ میکنم... حتی دستم رو میگذارم روی قسمتی از سرم که ایشون توی میدان دید من نباشه... میرم جلو میشینم که ایشون رو نبینم... اما باز هم انگار این احساس الکی میاد سراغم... ایشون رو میبینم انگار یه چیزی توی دلم میریزه.. قلبم یه دفعه تند میزنه... نمیخام این احساس رو داشته باشم... چون الان وقتش نیست...
    امکانش هست بهم باز راهکار بدید؟
    سپاس فراوان//

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام
    بله واقعا سخت است
    سخت
    به همین دلیل گفته اند جهاد اکبر.
    به همین دلیل است پیروز این میدان نزد خدا اجر زیاد دارد.
    به همین دلیل است که کراماتی به امثال شیخ رجبعلی خیاط و ابن سیرین داده اند.
    شهید بابایی زندگی شان خواندنی است کتاب پرواز تا بی نهایت. در آمریکا راه هر گناهی برای او باز که چه عرض کنم اتوبان بود و شهادت نصیب او شد
    این مبارزه دقیقا مانند ترک اعتیاد است مقاومت کنید مقاومت به تدریج قدرتت بیشتر و بیشتر می شود
    دقیقا همان گونه که ما اول ماه رمضان با گرسنگی مبارزه می کنیم و مقاومت می کنیم تا این که به تدریج اراده مان محکم و محکم تر می شود
    از خدا می خواهم ما و شما را در این امتحانات که این روزها مرتب سر راه ما در شئوون مختلف زندگی ما ن است پیروز کند.
    داستان تعبیر خوابم را دنبال کنید جدیدا شروع کردم
    شب تان بخیر
    اشجع الناس من غلب هواه
    قوی ترین و شجاع ترین مردم کسی است که بر هوا و شهوتش پیروز شود

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 14


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    خلبان شهید بابایی و مدیریت شهوت
    یکی از دوستان شهید بابایی می­گوید: در دوران تحصیل در آمریکا روزی در بولتن خبری پایگاه « ریس» که هر هفته منتشر می­شد، مطلبی نوشته شده بود که توجه همه را به خود جلب کرد . مطلب این بود : « دانشجو بابایی ساعت 2 نیمه شب می دود تا شیطان را از خود دور کند.» من و بابایی هم اتاق بودیم . ماجرای خبر بولتن را از او پرسیدم . او گفت: - چند شب پیش بی خوابی به سرم زده بود .رفتم میدان چمن و شروع کردم به دویدن. از قضا کلنل باکستر فرمانده پایگاه با همسرش مرا دیدند و شگفت زده شدند . کلنل ماشین را نگه داشت ومرا صدا زد. نزد او رفتم . او گفت در این وقت شب برای چه می دوی؟ گفتم : خوابم نمی آمد خواستم کمی ورزش کنم تا خسته شوم .گویا توضیح من برای کلنل قابل قبول نبود او اصرار کرد تا واقعیت را برایش بگویم . به او گفتم مسائلی در اطراف من می گذرد که گاهی موجب می شود شیطان با وسوسه هایش مرا به گناه بکشاند ودر دین ما توصیه شده که در چنین مواقعی بدویم یا دوش آب سرد بگیریم. آن دو با شنیدن حرفهای من تا دقایقی می خندیدند ، زیرا با ذهنیتی که نسبت به مسائل جنسی داشتند نمی توانستند رفتار مرا درک کنند.[1]

    آقای قرائتی شهید بابایی را الگوی جوانان این دوره معرفی می­کنند و تشویق می­کنند خاطرات این شهید را بخوانند وی می­گوید: خدا شهيد بابايى را رحمت كند. ايشان دانشجو بود و در آمريكا درس مى‏خواند. سياست آمريكا اين بود كه يك بچه‏ ى ايرانى را با يك بچه آمريكايى در يك اتاق بكنند. مى ‏گفتند: براى اينكه زبان انگليسى را خوب ياد بگيرند، اين كار را مى‏كنيم. اما هدفشان اين بود كه فرهنگ ايرانى پيروز نشود. يك روز يكى از دوستان شهيد بابايى مى ‏گفت: در اتاق شهيد بابايى رفتم و ديدم كه ايشان يك طناب بسته است و يك پارچه روى آن انداخته است. گفتم: چرا طناب بسته ‏اى؟ گفت: اين آمريكايى به ديوار عكس ‏هاى سكسى مى‏زند و شراب هم مى ‏خورد. من هم نمى ‏خواهم آن عكس‏ ها را ببينم. ممكن است ديدن اين عكس‏ ها در روح من تأثير بگذارد. من به خاطر همين با پارچه بين خودم و او را جدا كرده ‏ام.[2]

    [1]
    . پرواز تا بی نهایت، صفحه 36.

    [2]
    نرم افزار مجموعه آثار حاج آقای قرائتی، مرکز تحقیقات نور، برنامه درس­هايى از قرآن سال 73. به نقل از کتاب احکام کار، محمدعلی قدیری و محمدحسین قدیری،ص 159.
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۱/۱۲/۰۷ در ساعت ۰۱:۲۳
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 17


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    83
    حضور
    21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    347



    سلام
    خدا اجرتون بده که پاسخهای کاربردی میدید...
    چه مدت طول میکشه تا این حس الکی من از بین بره با رعایت مواردی که فرمودید؟

  17. صلوات ها 12


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    درس خواندن،گوش کردن، و یه عالمه چیز دیگه!
    نوشته
    520
    حضور
    4 روز 7 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2477



    ببخشید با اجازه ی آقای حامی من نظرم رو بگم
    این مساله به میزان فکر کردن شما به ایشون برمیگرده و عمق محبتتون، هرچه بیشتر باشه زمان بیشتری می خواد
    تمام دوستیا با یک رابطه ی محترمانه شروع می شه و به دلیل کششی که بین جنس های مخالف هست عمیق تر می شه
    ازتون خواهش می کنم با انجام کارهایی مثل گرفتن دست جلوی چشم برای ندیدن راز دلتون رو برملا نکنین واسه ی بقیه، به جای این کار وقتی استاد داره میاد سر کلاس برین داخل کلاس بشینین، پس رفتارتون عادی باشه
    اگه می تونین انتقالی بگیرین وگرنه برای ترم دیگه تو کلاس این خانم نباشین و با استاد دیگه ای درساتون رو بگیرین
    اگه وقت کافی دارین ورزش کنین، به خصوص باشگاه برین
    از چت و فیس بوک و فضاهایی که شما رو عادت می ده به حرف زدن و جذب شدن به سمت این طور روابط دوری کنین
    id حودتون رو اتغییر بدین، و ارتباطات غیر حضوریتون رو به حداقل ممکن برسونین
    ضرورت برخورد دانشجویان پسر و دختر در مسایل درسی بسیار بسیار کمه، شاید در حد تبادل جزوه برای تکمیل اطلاعات و آمادگی برای امتحان، همین
    در ضمن شما مشغول تحصیل در رشته ی پزشکی هستین و قراره طی این درس با تمام بدن افراد آشنا بشین پس بیشتر خودسازی کنین
    آتش بگیر تا بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود
    آقا بیا...

  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    83
    حضور
    21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    347



    نقل قول نوشته اصلی توسط fezeh نمایش پست ها
    ببخشید با اجازه ی آقای حامی من نظرم رو بگم
    این مساله به میزان فکر کردن شما به ایشون برمیگرده و عمق محبتتون، هرچه بیشتر باشه زمان بیشتری می خواد
    تمام دوستیا با یک رابطه ی محترمانه شروع می شه و به دلیل کششی که بین جنس های مخالف هست عمیق تر می شه
    ازتون خواهش می کنم با انجام کارهایی مثل گرفتن دست جلوی چشم برای ندیدن راز دلتون رو برملا نکنین واسه ی بقیه، به جای این کار وقتی استاد داره میاد سر کلاس برین داخل کلاس بشینین، پس رفتارتون عادی باشه
    اگه می تونین انتقالی بگیرین وگرنه برای ترم دیگه تو کلاس این خانم نباشین و با استاد دیگه ای درساتون رو بگیرین
    اگه وقت کافی دارین ورزش کنین، به خصوص باشگاه برین
    از چت و فیس بوک و فضاهایی که شما رو عادت می ده به حرف زدن و جذب شدن به سمت این طور روابط دوری کنین
    id حودتون رو اتغییر بدین، و ارتباطات غیر حضوریتون رو به حداقل ممکن برسونین
    ضرورت برخورد دانشجویان پسر و دختر در مسایل درسی بسیار بسیار کمه، شاید در حد تبادل جزوه برای تکمیل اطلاعات و آمادگی برای امتحان، همین
    در ضمن شما مشغول تحصیل در رشته ی پزشکی هستین و قراره طی این درس با تمام بدن افراد آشنا بشین پس بیشتر خودسازی کنین
    سلام. ممنون از پاسختون. با انتقالی، گرفتن با استاد دیگه و این راهکارها مخالفم. (البته با اجازه تون). و این راهکار آخر که اسمش خودسازی بود رو از همه بیشتر قبول دارم. من اسمش رو میگذارم تقویت روحی و ظرفیت روحی... فقط نمیدونم چطوری باید بالا بردش... از عبارات دوست که استفاده کردید به نظرم زیاد مناسب احوال ما نمیشه!! چون این احساس یکطرفه هست... خودن هم میدونم الکی هست... فقط باید از بین بره... به استادم گفتم مساله رو. ایشون فرمود اگه قصدت ازدواجه خوبه این آشنایی که باید خونواده در جریان باشن... اگر غیر از ازدواج هست کارت خیلی شوته!! من بخاطر همین میخام تموم بشه این رابطه.... اگر چندسال بزرگتر بودم حتما برای ازدواج با ایشون اقدام میکردم.... الان فقط سنن کمه یه خرده و ممکن هم هست که اگر مطرح بشه خونواده ایشون قبول نکنن... از قبول کردن خونواده خودم هم مطنین نیستم! پس بهتره اسمی از ازدواج نیارم فعلا....

    منتظر راهکارها و تجربیات دوستان هستم...
    اللهم صل علی محمد و آل محمد//

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود