جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: « تربیت و اختیارات »

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    384
    حضور
    8 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    882

    « تربیت و اختیارات »




    سلام علیکم

    من پسر هستم 22 سال دارم. مشکل من این است که من در زمینه هایی که فکر می کنم اختیار دارم؛ نمی خواهم کسی برایم تعیین تکلیف کند، در ساعت خواب، خوردنیها ساعت نهار و شام و صبحانه، برنامه ی روزانه، سفر های تفریحی، کار هایی که عموماً شاید به صورت اختیاری انجام میدهیم. چنانچه کسی در این زمینه ها این اختیارات را از من بگیرد یا چیزی که اختیاریست را تکلیفم کند، ممکن است عصبی شوم و افکارم ناراحت شود، ادعا نمی کنم که کار درستی را می کنم. چنانچه من اطاعت کنم و این مسائل را بپذیرم، دوست دارم قلبم نیز همراهیم کند. و یا اینکه چنین مسائلی پیش نیاید. اصولاً این عادت من است که تمام آن چیز هایی که معمولاً اشخاص از روی اشتیاق و علاقه انجام میدهند، من نیز از روی اختیار اشتیاق و علاقه انجام دهم و در جایی که اشتیاق و علاقه ندارم ، انجام ندادن را انتخاب کنم. نمیدانم واکنشم طبیعیست یا غیر طبیعی. لطفاً منو راهنمایی کنید.


  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58358



    با نام و یاد دوست



    « تربیت و اختیارات »


    « تربیت و اختیارات »
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۱/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۳:۴۷

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473



    سلام دوست گرامی
    از اعتمادتون متشکرم.
    انسان ابعاد مختلف شناختی، هیجانی، عاطفی، احساسی، رفتاری، زیستی، فیزیولوژیکی، اجتماعی، تجسمی و معنوی و فطری دارد.
    در برخی از ابعاد از جمله بعد زیستی شباهت زیادی با حیوانات دارد. و از این جهت در غرایز ( نیاز به جفت و همسر، نیاز به خوراک، آب و...) با حیوانات هسمویی دارد.
    اما به حکم داشتن روح که اصالت انسان به آن است و بعد ملکوتی انسان است
    و به حکم داشتن مغز و ذهن که رئیس سیستم مادی انسانی است و پیچیده تر از همه مخلوقات است، نسبت به مخلوقات دیگر بعد عالی تر دارد و متمایز از دیگران است.
    در این میان قدرت اراده و اختیار و تصمیم گیری چیزی است که اساس انسانیت ما را تشکیل می دهد و با همین ویژگی است که قدرت داریم از ملک برتر شویم و جانشین خدا در زمین.
    با قدرت اراده باید بر بسیاری از تمایلات و گرایشات و عادات غلبه پیدا می کنیم تا در زندگی مادی و معنوی خود رشد کنیم.
    در واقع بسیاری از تمایلات غریزی ما مرکبی برای رسیدن به تمایلات عالی است در این میان "خودخواهی" و "راحت طلبی" سبب افت و نزول ما می شود. با غلبه بر آنها می توانیم روابطمان با خود، دیگران و خدا و طبیعت را در راستای نزدیکی به خدا تعریف کنیم و تلاش کنیم تا آن را محقق سازیم.
    بسیاری از تکالیف اجتماعی و دستورات اخلاقی و رهنمون های عقل به کمک ما می آیند تا از زندگی صرفا غریزی و حیوانی فاصله بگیریم و عالی ترین گرایشان انسانی مثل حق جویی، پرستش، عدالت خواهی، کمال و..را در خود شکوفا کنیم.
    در واقع تربیت و تکلیف با زحمت همراه است و این زحمت به عشق رسیدن به ثمره لذت بخش قابل تحمل است همان گونه که باغبان برای رسیدن به میوه و گل تلاش می کند.
    اجازه دهید پاسخ ما را در قالب شعر از سعدی شیرین سخن بشنویم:

    تن آدمی شریفست به جان آدمیت
    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
    اگر آدمی به چشمست و دهان و گوش و بینی
    چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
    خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت
    حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
    به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد
    که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
    مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
    که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
    اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد
    همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
    رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
    بنگر که تا چه حدست مکان آدمیت
    طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت
    به در آی تا ببینی طیران آدمیت
    نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
    هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت
    سعدی
    اگر سؤالی باقی است بفرمایید در خدمت شما هستم

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۰۱/۱۴ در ساعت ۲۳:۲۷
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473

    جمع بندی




    سؤال:
    من پسر هستم 22 سال دارم.من در زمینه‌هایی که فکر می‌کنم اختیار دارم؛ نمی‌خواهم کسی برایم تعیین تکلیف کند، در ساعت خواب، خوردنی‌ها ساعت نهار و شام و صبحانه، برنامه ی روزانه، سفرهای تفریحی، کار هایی که عموماً شاید به صورت اختیاری انجام می‌دهیم. چنانچه کسی در این زمینه ها این اختیارات را از من بگیرد یا چیزی که اختیاریست را تکلیفم کند، ممکن است عصبی شوم و افکارم ناراحت شود،



    پاسخ:

    انسان ابعاد مختلف شناختی، هیجانی، عاطفی، احساسی، رفتاری، زیستی، فیزیولوژیکی، اجتماعی، تجسمی و معنوی و فطری دارد.
    در برخی از ابعاد از جمله بعد زیستی شباهت زیادی با حیوانات دارد. و از این جهت در غرایز (نیاز به جفت و همسر، نیاز به خوراک، آب و ...) با حیوانات هسمویی دارد.
    اما به حکم داشتن روح که اصالت انسان به آن است و بعد ملکوتی انسان است و به حکم داشتن مغز و ذهن که رئیس سیستم مادی انسانی است و پیچیده تر از همه مخلوقات است، نسبت به مخلوقات دیگر بعد عالی تر دارد و متمایز از دیگران است.
    در این میان قدرت اراده و اختیار و تصمیم گیری چیزی است که اساس انسانیت ما را تشکیل می دهد و با همین ویژگی است که قدرت داریم از ملک برتر شویم و جانشین خدا در زمین.
    با قدرت اراده باید بر بسیاری از تمایلات و گرایشات و عادات غلبه پیدا می کنیم تا در زندگی مادی و معنوی خود رشد کنیم.
    در واقع بسیاری از تمایلات غریزی ما مرکبی برای رسیدن به تمایلات عالی است در این میان «خودخواهی» و «راحت طلبی» سبب افت و نزول ما می‌شود. با غلبه بر آنها می توانیم روابطمان با خود، دیگران و خدا و طبیعت را در راستای نزدیکی به خدا تعریف کنیم و تلاش کنیم تا آن را محقق سازیم.
    بسیاری از تکالیف اجتماعی و دستورات اخلاقی و رهنمون های عقل به کمک ما می‌آیند تا از زندگی صرفا غریزی و حیوانی فاصله بگیریم و عالی‌ترین گرایشان انسانی مثل حق جویی، پرستش، عدالت خواهی، کمال و ... را در خود شکوفا کنیم.
    در واقع تربیت و تکلیف با زحمت همراه است و این زحمت به عشق رسیدن به ثمره لذت بخش قابل تحمل است همان گونه که باغبان برای رسیدن به میوه و گل تلاش می‌کند.
    اجازه دهید پاسخ ما را در قالب شعر از سعدی شیرین سخن بشنویم:
    تن آدمی شریفست به جان آدمیت
    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
    اگر آدمی به چشمست و دهان و گوش و بینی
    چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
    خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت
    حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
    به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد
    که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
    مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
    که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
    اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد
    همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
    رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
    بنگر که تا چه حدست مکان آدمیت
    طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت
    به در آی تا ببینی طیران آدمیت
    نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
    هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت



    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۰۶/۰۷ در ساعت ۱۱:۵۶
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود