صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: طلبه فوق خوش شانس!!! ( بسيار زيباست - بخونيد )

  1. #1
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367

    طلبه فوق خوش شانس!!! ( بسيار زيباست - بخونيد )




    طلبه فوق خوش شانس!!! ( بسيار زيباست - بخونيد )

    فاضل بزرگوار سيد جعفر مزارعى روايت كرده :


    يكى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معيشت در تنگنا و دشوارى غير قابل تحملّى بود . روزى از روى شكايت و فشار روحى كنار ضريح مطهّر حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام)عرضه مى دارد : شما اين لوسترهاى قيمتى و قنديل هاى بى بديل را به چه سبب در حرم خود گذارده ايد ، در حالى كه من براى اداره امور معيشتم در تنگناى شديدى هستم ؟!

    شب اميرالمؤمنين (عليه السلام) را در خواب مى بيند كه آن حضرت به او مى فرمايد : اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اينجا همين نان و ماست و فيجيل و فرش طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى بايد به هندوستان در شهر حيدرآباد دكن به خانه فلان كس مراجعه كنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز كرد به او بگو :
    به آسمان رود و كار آفتاب كند .

    پس از اين خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اينجا پريشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهيد !!

    بار ديگر حضرت را خواب مى بيند كه مى فرمايد : سخن همان است كه گفتم ، اگر در جوار ما با اين اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت كن ، اگر نمى توانى بايد به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگيرى و به او بگويى :
    به آسمان رود و كار آفتاب كند

    طلبه فوق خوش شانس!!! ( بسيار زيباست - بخونيد )


    پس از بيدار شدن و شب را به صبح رساندن ، كتاب ها و لوازم مختصرى كه داشته به فروش مى رساند و اهل خير هم با او مساعدت مى كنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حيدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گيرد ، مردم از اين كه طلبه اى فقير با چنان مردى ثروتمند و متمكن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى كنند .
    وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى كنند مى بيند شخصى از پله هاى عمارت به زير آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گويد :
    به آسمان رود و كار آفتاب كند

    فوراً راجه پيش خدمت هايش را صدا مى زند و مى گويد : اين طلبه را به داخل عمارت راهنمايى كنيد و پس از پذيرايى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببريد و او را با لباس هاى فاخر و گران قيمت بپوشانيد .

    طلبه فوق خوش شانس!!! ( بسيار زيباست - بخونيد )

    مراسم به صورتى نيكو انجام مى گيرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذيرايى مى شود . فردا ديد محترمين شهر از طبقات مختلف چون اعيان و تجار و علما وارد شدند و هر كدام در آن سالن پر زينت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى كه كنار دستش بود ، پرسيد : چه خبر است ؟

    گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پيش خود گفت : وقتى به اين خانواده وارد شدم كه وسايل عيش براى آنان آماده است .

    هنگامى كه مجلس آراسته شد ، راجه به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند و او نيز پس از احترام به مهمانان در جاى ويژه خود نشست .

    آنگاه رو به اهل مجلس كرد و گفت : آقايان من نصف ثروت خود را كه بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلك و منزل و باغات و اغنام و اثاثيه به اين طلبه كه تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه كردم ، و همه مى دانيد كه اولاد من منحصر به دو دختر است ، يكى از آنها را هم كه از ديگرى زيباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دين ، هم اكنون صيغه عقد را جارى كنيد .

    چون صيغه جارى شد طلبه كه در دريايى از شگفتى و حيرت فرو رفته بود ، پرسيد : شرح اين داستان چيست ؟

    راجه گفت : من چند سال قبل قصد كردم در مدح اميرالمؤمنين (عليه السلام) شعرى بگويم ، يك مصراع گفتم و نتوانستم مصراع ديگر را بگويم ; به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه كردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ايران مراجعه كردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پيش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر كيميا اثر اميرالمؤمنين (عليه السلام)قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر كردم اگر كسى پيدا شود و مصراع دوم اين شعر را به صورتى مطلوب بگويد ، نصف دارايى ام را به او ببخشم و دختر زيباتر خود را به عقد او در آورم ، شما آمديد و مصراع دوم را گفتيد ، ديدم از هر جهت اين مصراع شما درست و كامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است .

    طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟

    راجه گفت : من گفته بودم :
    به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند

    طلبه گفت : مصراع دوم از من نيست ، بلكه لطف خود اميرالمؤمنين (عليه السلام) است .

    راجه سجده شكر كرد و خواند :

    به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند *** به آسمان رود و كار آفتاب كند

    طلبه فوق خوش شانس!!! ( بسيار زيباست - بخونيد )


    طلبه فوق خوش شانس!!! ( بسيار زيباست - بخونيد )

  2. صلوات ها 45


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    etc
    نوشته
    134
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    343



    حالا یه سوال دارم
    آیا این ثروت و آرامش به دوری از امیر ارزش دارد؟

  5. صلوات ها 19


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط گل ليلا نمایش پست ها
    به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند *** به آسمان رود و كار آفتاب كند
    سلام
    فوق خوش شانس یعنی کسی که این شعر را باور کند و راه بیفتد
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 19


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    51
    حضور
    4 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    271



    ممنون جالب بود

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    649
    حضور
    5 روز 7 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2877



    ماشاء الله عجب داستانهایی نقل میکنند!!!!!!!

    اون داستان خنده دار طلبه ای که حور العین از حضرت عباس گرفته بود واقعا جای تاسف داشت!

    این داستان هم یه کم بو دار هست!!!!

    اولا که شعرش شبیه مضمون چند بیت حافظ شیرازی است! یعنی شعر و داستان میتواند ساختگی باشد!

    به هواداری او ذره صفت رقص کنان
    تا لب چشمه خورشید درخشان بروم

    کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز
    تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

    ذره را تا نبود همت عالی حافظ
    طالب چشمه خورشید درخشان نشود

    ثانیا ما نفهمیدیم ناقل داستان قصدش از نقل این داستان، نشان دادن عنایت ائمه بوده یا دنیا طلبی طلبه؟

    قبول دارم ائمه به خیلیها عنایت داشتند و در توسل مردم به آنها اتفاقات نادری افتاده ولی برخی مواقع در داستانها اغراق و بعضی مسائل بکار میرود تا جایی که امام دیگر امام نیست و العیاذ بالله یا خدا میشود یا غول چراغ جادو و.....

    ویرایش توسط اویس قرنی : ۱۳۹۱/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۰:۲۱

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    15
    حضور
    6 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    67



    سلام علیکم

    این داستان می تواند بیشتر جنبه مادی گرایانه داشته باشد تا ابراز ارادت و بزرگی مولا (ع). انسانی که به خاطر مال دنیا محضر ایشان را رها کند دنیا را شاید به دست آورد، اما آخرت را چه؟ قطعا این از خوش شانسی و بهروزی ایشان نبوده، چرا که اگر چنین داستانی واقعیت داشته باشد در آزمون بندگی مولا (ع) پیشاپیش رد شده است.

    درویش و غنی بنده این خاک درند *** آنان که غنی ترند محتاج ترند

    یا علی

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    بسم الله
    يا محمد ص
    سلام تشكر
    يا حق

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  15. صلوات ها 6


  16. #8
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367



    نقل قول نوشته اصلی توسط اهل بلا نمایش پست ها
    ماشاء الله عجب داستانهایی نقل میکنند!!!!!!! اون داستان خنده دار طلبه ای که حور العین از حضرت عباس گرفته بود واقعا جای تاسف داشت! این داستان هم یه کم بو دار هست!!!!
    سلام
    بررسي صحت اين داستان در تخصص من نيست و کارشناسان محترم بايد نظر بدن اما موارد مستند زياد و خارق العاده اي که در طول تاريخ ديده ايم و حتي بعضاً در اطرافيان خود از کرامات اهل بيت مشاهده کرده ايم ، نشان بر صدق کرامات وارد شده از اهل بيت(ع) مي باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط اهل بلا نمایش پست ها
    اولا که شعرش شبیه مضمون چند بیت حافظ شیرازی است! یعنی شعر و داستان میتواند ساختگی باشد! به هواداری او ذره صفت رقص کنان تا لب چشمه خورشید درخشان بروم کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان ذره را تا نبود همت عالی حافظ طالب چشمه خورشید درخشان نشود
    به قول يه بنده خدايي هر کسي که سيبيل داره که باباي ما نيست
    اين شعر چون هم ذره توشه هم خورشيد ميشه اون شعر؟؟؟!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط اهل بلا نمایش پست ها
    قبول دارم ائمه به خیلیها عنایت داشتند و در توسل مردم به آنها اتفاقات نادری افتاده ولی برخی مواقع در داستانها اغراق و بعضی مسائل بکار میرود تا جایی که امام دیگر امام نیست و العیاذ بالله یا خدا میشود یا غول چراغ جادو و.....
    به نظرم بهتره به جاي اينکه خيلي دنبال اين چيزها و رد يا تاييد اين کرامات باشيم از اصل قضايا درس و عبرت بگيريم.

    ممنونم
    يا علي

    ویرایش توسط گل ليلا : ۱۳۹۱/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۲:۱۰
    طلبه فوق خوش شانس!!! ( بسيار زيباست - بخونيد )

  17. صلوات ها 10


  18. #9
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    فوق خوش شانس یعنی کسی که این شعر را باور کند و راه بیفتد
    دقيقاً

    نقل قول نوشته اصلی توسط rassol نمایش پست ها
    حالا یه سوال دارم آیا این ثروت و آرامش به دوری از امیر ارزش دارد؟
    احسنت

    نقل قول نوشته اصلی توسط متّقی نمایش پست ها
    این داستان می تواند بیشتر جنبه مادی گرایانه داشته باشد تا ابراز ارادت و بزرگی مولا (ع). انسانی که به خاطر مال دنیا محضر ایشان را رها کند دنیا را شاید به دست آورد، اما آخرت را چه؟ قطعا این از خوش شانسی و بهروزی ایشان نبوده، چرا که اگر چنین داستانی واقعیت داشته باشد در آزمون بندگی مولا (ع) پیشاپیش رد شده است.
    خب بايد قبول کنيم که همين که چنين کرامتي شامل حال يک نفر ميشه که حضرت امير نظري بر حال او مي کنه خود نشان از بخت و اقبال بلند اين فرد هست.
    جنبه مادي خوش اقبالي ايشون که سر جاش!!!
    البته خوشا به حالش اگر بعدا باز به نجف برگشته و همجوار مولا بوده باشد
    الله اعلم

    ممنون
    يا علي

    ویرایش توسط گل ليلا : ۱۳۹۱/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۲:۰۷
    طلبه فوق خوش شانس!!! ( بسيار زيباست - بخونيد )

  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مسائل مربوط به تعارض علم و دین.احکام شرعی
    نوشته
    42
    حضور
    39 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    247



    واقعا برای من هم سواله.ارزشش رو داشت؟

  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۴, ۰۵:۲۵ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود