صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ازدواج اينترنتي

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33

    ازدواج اينترنتي




    سلام دوستان
    من تازه عصو این شبکه شدم
    یک سوال مطرح می کنم و خواهشمندم هرکسی نظر خودشو بصورت واقع گرایانه بده

    بنده توی یه خانواده کاملا مذهبی بزرگ شدم. همون کوچیکی هم کلی حدیث و روایت و احکام بلد بودم که آدم بزرگش نمیدونس. اینارو گفتم که بدونید شرایط خانواده ما چطوره
    اما از ابتدای نوجوانی احساس خلا یک همدم در کنارم خیلی اذیتم میکرد
    اینو بگم که متاسفانه به شدت آدمی احساسی هستم. خلاصه باتوجه به همه این شرایط، که قصش مفصله، صبر کردم و دوران دبیرستان تموم شد و دو سال هم از دانشگام گذشت؛ اما منطقم اجازه نداد که پا رو اعتقادات بذارم و با دختری ارتباط برقرار کنم.

    واقعا شرایط سختیو می گذروندم. شبی نبود که بدون گریه بخوابم نمیدونم چرا :'( از بی هدفی رنج میبردم. (البت یه گوشش واسه این بود که دیگه عبادات و واجبات رو از روی اشتیاق انجام نمی دادم) افسردگی گرفته بودم. من که شب امتحانی میخوندم، معدلم تو رشته فیزیک 14 بود، اما ترم چهار، فقط 3 واحد پاس کردم

    خلاصه بگم؛ حدود شش ماه بود که گاه و بی گاه چت میکردم. با دوست، آشنا، همکلاسی، فامیل. معمولا هم طرف مقابل دختر نبود
    یک روز تو یه روم با یه دختری آشنا شدم که دوهفته دیگه کنکور داشت. خلاصه منم که عاشق کنکور چندتا نکته بهش گفتم و بعد از یه مدت متوجه شدم که این دختر ازون آدمایی نیس که فکرشو میکردم. ازنظر تفکری و اعتقادی بسیار شبیه به خود ما هستن. دختریه چادری، از خانواده شهید، مث خودمون بسیجی (حداقل از نظر ظاهری بسیجیم) با ایمان، حافظ چند جز قرآن، و .... که اون رو هم تنهـــــــــــایـــــی کشونده بود به دنیای کثیف «نیـــمـباز»

    بعد از حدود سه ماه تصمیم گرفتیم همدیگرو ببینیم و اتفاقا اولین قرارمون، مزار شهدای شهر، کنار قبر عموی شهیدش، بود
    تا اینجا خلاصه ای بود از ماجرا! و اما سوال من:
    ما تا جایی که امکان داره حدود رو رعایت می کنیم. خود بنده ی خدا اجازه نمیده که تماس داشته باشیم. من هم غیرتم اجازه نمیده.
    اما نمیتونیم بی خیال این موضوع شیم که حداقل هفته ای سه بار با هم تلفنی صحبت کنیم و درطول روز به هم پیامک بدیم و از حال هم باخبر شیم
    من تقریبا مطمئنم که همسر ایده آلی برای منه. چون از تمام خانواده و جد و آبائش خبر دارم.
    خودش میگه منتظره من حداقل لیسانسمو بگیرم و یه کار معمولی داشته باشم و اون وقت پا پیش بذارم، اما من در شرایطی هستم که توان تحمل دو یا سه سال دیگه رو ندارم و اصلا نمیتونم سر درسام تمرکز کنم. به قول معروف آتشم تنده و خب نمیشه با طبیعتِ یه انسان 20 ساله جنگید.
    ارتباط رو میدونم اشتباهه. اما خواهش میکنم در شرایط فعلی واقع بین باشید. بهترین کار چیه؟؟؟؟ با خانواده ها مطرح کنیم موضوع رو؟؟ یا بذاریمش واسه یوقتی که من از نظر درسی و معدل به حالت نرمال برگردم (اگه برگردم) تا مقبولیت بیشتری داشته باشم
    این رو هم بگم که بعید میدونم پدر دختره حاضر بشه دخترش با فردی که تکلیف کار و درسش معلوم نیس، ارتباط داشته باشه

    کارشناس بحث: حامی
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۱/۱۱/۱۱ در ساعت ۲۳:۱۰

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    .....
    نوشته
    301
    حضور
    17 روز 1 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    868



    حیف که اعتقاداتمون با هم فرق میکنه و توصیه هام بدردت نمیخوره. اگر نه حتمن یه راهکاری ارائه میدادم.

    به هر حال آرزوی موفقیت دارم

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    ریاضی
    نوشته
    1,536
    حضور
    222 روز 3 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7886



    به نام خدا.

    سلام دوست عزیز. اینقدر سریع نا امید نشو. دوستان کارشناس یکم سرشون شلوغه و دیر میتونن جواب بدن.

    به نظر من بهترین کار اینه که با خانواده ها موضوع رو مطرح کنید.

    با تشکر ، ستایشگر
    اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا، صلواتک علیه و اله، و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قله عددنا و شده الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و اله و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها، برحمتک یا ارحم الراحمین.

    من بیچاره ترین موجود در عالم بودم و خدایا، محبت حسین (ع) رو در دل من گذاشتی و من خوشبخت ترین فرد زمین شدم.

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    تا رسیدن کارشناس محترم یک نظر از تجربه ها

    بزرگوار سن بیست سالگی سن غلبه ی احساسات داغ برفکر وعقل وتدبیر است .

    کمی تامل کنید آیا روا است زندگی و آینده ی خود ویک فرد دیگر را تحت سیطره ی این تمایلات واحساسات کنید ؟

    به عینه شاهد این قبیل موارد بوده ام که پس از رفع نیاز در دادگاه حاضر شده اند وضمن طلاق توافقی در پاسخ دلیل می گویند آن وقتها آتیشمان تند بود و .... امروز فهمیده ایم که دیگر نیازی به هم نداریم وهر کدام باید دنبال نیمه ی گم شده ی خودمان باشیم .

    سخت است .اما ایمان در همین صبر ها واستقامت ها به یقین می رسد .

    از اول باید شرایط خود را می سنجیدید و این ارتباط را شروع نمی کردید . اما الآن بهترین گزینه ی شما مشورت با بزرگترها ومحرمان رازتان می باشد اگر از آنها کمک بخواهید قطعا" راه حل مناسبی را پیدا خواهند کرد . زیرا برای این مطلب نمی توان یک دستورالعمل واحد صادر کرد شاید خانواده ای شرایط پشتیبانی از فرزندش را درآن شرایط داشته باشد ویا .....

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۱/۱۱/۱۲ در ساعت ۱۸:۲۴

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    مشاوره
    نوشته
    114
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    757



    سلام
    برادر دل داغ و تنهاتو وردار بیار پیش خودم... من همین جام... مال همین زمان... سال 2013 و توی همین جامعه... اعتقادمو از دینی بدست آوردم که پیامبرش گفت انسان پس از ایمان به خدا به چیزی برتر از همسر شایسته دست پیدا نمیکنه... 1400 سال پیش اومده بود ولی حرفاش تازه تر از حرفایی که این روزا میشنوی

    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست ها

    بزرگوار سن بیست سالگی سن غلبه ی احساسات داغ برفکر وعقل وتدبیر است .
    سلام خدمت جناب ••ostad••
    چند تا سوال دارم... هم سواله هم درد و دل
    بزرگوار.. شمایی که میگی سن 20 سالگی سن غلبه ی احساسات بر عقل است... دوره ی درمانشم میگی؟... میخوام بدونم یه جوون 20 ساله کی خوب میشه؟... کی ورم دلش خوب میشه و عقلش بر میگرده سر جاش... کی شفا پیدا میکنه خلاصه؟


    [/QUOTE]
    کمی تامل کنید آیا روا است زندگی و آینده ی خود ویک فرد دیگر را تحت سیطره ی این تمایلات واحساسات کنید ؟
    [/QUOTE]

    نه خداییش همچنین روا هم نیستآ... داماش جان خودخواه نباش دیگه بابا... ببین پسرم تو الان جوونی... شور و هیجان و احساسات و انگیزه ی کار و تلاش داری... اون دختره... جوونه... پاکه... شور و نشاط داره... عین بچه آدم زندگیتونو کنین دیگه... حیف این جوونی ناب نیست که گند بزنی بهش؟
    اینا ترجمه ی حرف شماست برای جوونی که دلش یه جایی گیره و دستش زیر سنگ


    [/QUOTE]
    سخت است .اما ایمان در همین صبر ها واستقامت ها به یقین می رسد .
    [/QUOTE]

    هر چی بیشتر خوندم و خط به خط پایین تر اومدم بیشتر آتیش گرفتم

    یقین... اون وقت یقین به چی دقیقا؟... به اینکه یه جوونه دانشجوی بی کار که خرجشو باباش میده حق نداره عاشق بشه... بلانسبت (....) که عاشق شد... که دل داد... که از یکی خوشش اومد اونم رو حساب اینکه از خانواده شهیده... اهل بسیج و این چیزاست... حافظ قرآنه... با حجابه... که حاضر نبود و نیست و نخواهد شد نوک انگشتش به این پسر بخوره حتی اگه تو عشق بشه لیلی و اون پسر بشه مجنون... این پسر باید صبر میکرد... نباید میدید اصلا... اصلا حق نداشت برای دلتنگی هاش و پر کردن جای خالی یه همزبون بره با کسی چت کنه... وقتی دید و از خانواده و تفکر و حجابش با خبر شد باید میگفت خوب خدایا دیدم ولی بخاطر تو پا میذارم روی تمام احساسات و عواطف و نیازام... شب تا صبح پای سجاده میگفت فمن یتوکل علی الله فهو حسبه... بعد که احساسات و غریزه و عشق و این چیزا تو وجودش مرد و یه جورایی از تمام اینا گذشت اون وقت به یقینی میرسه که بیا و ببین...
    درسته؟
    درست معنی کردم؟... Damash78 نیست ولی من جاش عین اسفند رو آتیشم... اگه صبر میکرد و هیچی به اون دختر نمیگفت و اون دختر ازدواج میکرد میگفتین قسمت نبود دیگه... غیر از اینه؟... چون تاکید داشتین که زیاد دیدن و از رو تجربه میگین میخوام بپرسم عشق رو هم تجربه کردین؟
    جسارتا توی آموزه ها دینی نگفته دین ملت چه جوری کامل میشه؟... من نمیگم راهی که رفتی درسته و هیچ راه دیگه هم نبود... از این دلم میگیره که میگین باید صبر میکردی و از اون طرف این صبرش رو میچسبونین به یقین به خدا... همون خدایی که میگیم برگی از شاخه نمی افته مگر اینکه میدونه... همون خدایی که میگیم از رگ گردن به ما نزدیک تره... همون خدایی که میگیم گفته مرا بخوانید شما را اجابت کنم... همون خدایی که میگیم گفته اونی که رفت پی هوسش جهنمی شد و اونی که به خدا توکل کرد خدا براش چاره سازه

    یه نفر تو یه بیابون داشت میرفت که افتاد تو یه چاه... نشست به دعا کردن... گفت خدایا خودت نجاتم بده... فقط خودت... بعد یه مدت یه آتش نشان از بالای چاه یه طناب انداخت پایین و گفت بیا بالا... طرف گفت نه... خود خدا باید بیاد... اون قدر دعا کرد که مرد... بعدش موقع قیامت شاکی اومد پیش خدا که خدایا... مگه نگفتی صدام کنید جوابتونو میدم... مگه نگفتی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را... چرا هر چی صدات کردم نیومدی؟... خدا عصبانی برگشت بهش گفت آخه فلان فلان شده... وسط اون بیابون خشک بدون علف بدون جاده و خیابون و هیچ راه ارتباطی، آتش نشانی کجا بود که با خبر بشه بیاد تو رو نجات بده... من اونو فرستادم برای نجات تو

    امیدوارم ربط این داستانو با حرفام و حرفاتون متوجه شده باشین


    [/QUOTE]
    از اول باید شرایط خود را می سنجیدید و این ارتباط را شروع نمی کردید . اما الآن بهترین گزینه ی شما مشورت با بزرگترها ومحرمان رازتان می باشد اگر از آنها کمک بخواهید قطعا" راه حل مناسبی را پیدا خواهند کرد . زیرا برای این مطلب نمی توان یک دستورالعمل واحد صادر کرد شاید خانواده ای شرایط پشتیبانی از فرزندش را درآن شرایط داشته باشد ویا .....
    [/QUOTE]

    شکی نیست که باید با بزرگتر ها مطرح کنه... ولی کلا بابت دل گرمی که آخرش دادین واقعا ازتون تشکر میکنم... اون چند تا نقطه رو بعد از یا بهتر بود این جوری ادامه میدادین... یا فاتحه مع الصلوات... تا دوستانی هم که براتون صلوات میزنن توی ثواب فاتحه هم شریک بشن


    این حرفا رو با خون دل و عصبانیت نوشتم... قصد توهین نداشتم و ندارم ولی اگه زبونم تند و تلخ شد بخاطر حرفای نرم شما بود که نرمیش مثل نرمی پنبه ای که باهاش سر میبرن... عشق و احساسات و شعور یه جوون 20 ساله رو زیر سوال بردن و در آخر توصیه به مطرح کردن با خانواده بلکه برای شفاش کاری کنن، دلم آدم رو به درد میآره

    برای قضاوت و راهنمایی یادتون باشه بجز دیدن تجربه هایی که اشتباه کردن... و حتی بجز دیدن تجربه هایی که موفق بودن... تجربه و درک چیزی که اون شخص باهاش درگیره الزامیه... برای اینکه به یه آدم گرسنه بگید چی بخوره و چی نخوره... دونستن اینکه گرسنگی چیه و شخص گرسنه چه حالی داره از همه مهم تره

    بد جوری آتیش میگیرم وقتی کسی خیلی راحت به شعور و شخصیت آدم توهین میکنه... چه متوجه باشه چه نباشه... فحش میده بدونه اینکه بدونه حرفش برای طرف مقابل یعنی فحش... که تو 20 سالته و احساساتت باعث شده عقلت کار نکنه، دعا کن انشالله خوب میشی... شاید بگید منظورم این نبود... ولی تک تک کلمات اون جملتون عین چاقو فرو رفت تو قلب این جوون

    ***

    Damash78 جان
    یکم ازت سوال دارم و اطلاعات میخوام و یکم بعدش باهات حرف دارم... نمیگم میتونم مشکلت رو حل کنم چون دست من نیست دست خداست... دوست دارم اون آتش نشانه باشم که خدا میفرسته برای نجات... ولی اول و آخرش دست خداست
    اگه دوست داشتی کمکت کنم و باهام درد و دل کنی بگو که منم حرفام و سوالامو شروع کنم
    برات آرزوی سلامتی میکنم
    فعلا

    آیه ی آخر سوره ی یس:

    فَسُبْحَانَ الَّذِى بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِ‏ّ شَىْ‏ءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

    من این آیه رو این جوری معنی میکنم:
    دست در دست خدا، عاشقانه تا بهشت

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرزند فاطمه نمایش پست ها
    سلام برادر دل داغ و تنهاتو وردار بیار پیش خودم... من همین جام... مال همین زمان... سال 2013 و توی همین جامعه... اعتقادمو از دینی بدست آوردم که پیامبرش گفت انسان پس از ایمان به خدا به چیزی برتر از همسر شایسته دست پیدا نمیکنه... 1400 سال پیش اومده بود ولی حرفاش تازه تر از حرفایی که این روزا میشنوی


    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    اما اگر حرف بنده اشتباه بود وسن شما سن غلبه ی احساسات نبود فقط این احادیث را نمیدیدید واین آیات قران کریم را هم که مطلب بنده بر اساس آن بیان شده را هم در نظر می گرفتید :
    اسلام دستورات ویژه‌ای در صورت فراهم نبودن شرایط ازدواج دارد، که به آنها دستور صبر و رعایت تقوا می‌دهد. خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: ﴿وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ ...﴾، (نور/۳۳). و کسانى که [وسیله] زناشویى نمى‏یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بى‌‏نیاز گرداند...


    و یا آیات 25 تا 28 سوره ی نساء
    .25- و من لم يستطع منكم طولا ان ينكح المحصنت المؤمنات فمن ما ملكت ايمنكم من فتيتكم المؤمنات و اللّه اعلم بايمنكم بعضكم من بعض فانكحوهن باذن اهلهن و ءاتوهن اجورهن بالمعروف محصنت غير مسفحت و لامتخذت اخدان فاذا احصن فان اتين بفاحشه فعليهن نصف ما على المحصنت من العذاب ذلك لمن خشى العنت منكم و ان تصبروا خير لكم و اللّه غفور رحيم

    26- يريد اللّه ليبين لكم و يهديكم سنن الّذين من قبلكم و يتوب عليكم و اللّه عليم حكيم

    27- و اللّه يريد ان يتوب عليكم و يريد الّذين يتبعون الشهوت ان تميلوا ميلا عظيما

    28- يريد اللّه ان يخفف عنكم و خلق الانسان ضعيفا


    و كسى كه از شما توانائى مالى براى ازدواج زنان آزاد و عفيف و مؤمن ندارد _ نمى تواند از عهده پرداخت مهريه و نفقه برآيد، _ مى تواند با كنيزان به ظاهر مؤمنه اى كه ساير مؤمنين دارند ازدواج كند، و خدا به ايمان واقعى شما داناتر است، و از اين گونه ازدواج ننگ نداشته باشيد، كه مؤمنين همه از همند، و فرقى بين آزاد و كنيزشان نيست، پس با كنيزان عفيف و نه زناكار و رفيق گير البته با اجازه مولايشان ازدواج كنيد، و كابين آنان را بطور پسنديده بپردازيد، و كنيزان بعد از آن كه شوهردار شدند اگر مرتكب زنا شدند عقوبتشان نصف عقوبت زنان آزاده است، اين سفارش مخصوص كسانى از شما است كه ترس آن دارند اگر با كنيز ازدواج نكنند به زناكارى مبتلا شوند، و اما اگر مى توانيد صبر كنيد و دامن خود به زنا آلوده نسازيد، براى شما بهتر است، _ چون مستلزم نوعى جهاد با نفس است، _ و خدا آمرزگارى رحيم است (25)
    خدا مى خواهد روشهاى كسانى كه پيش از شما بودند براى شما بيان كند، و شما را بدان هدايت فرمايد، و شما را ببخشد. و خدا دانائى فرزانه است (26)
    خدا مى خواهد با بيان حقيقت و تشريع احكام به سوى شما برگردد، و پيروان شهوات مى خواهند شما از راه حقيقت منحرف شويد، و دچار لغزشى بزرگ بگرديد (27) خدا مى خواهد با تجويز سه نوع نكاحى كه گذشت بار شما را سبك كند، چون انسان ضعيف خلق شده است (28)


    از این که حرفهای بنده باعث شد تا شما هم درد دلت را بازگو کنی خوشحالم .
    زیرا گفتن درد از سنگینی آن شاید کمی بکاهد .دردی که دامنگیر بسیاری از جوانان مؤمن ومعتقد امروز جامعه است .

    گرچه در نظر اول ما پدر ومادرها را همدرد ندانید ! اما درد آشنای غمخواری هستیم که صدمه بر قلبمان کمتر از صدمه بر دلهای جوانانمان نیست .

    اما شما بزرگوار اغلب مطالب بنده را زیر ذره بین بردید به جز دو نکته ی اساسی را :

    اول مشاهدات روزمره مان را مثلا" مطالب بنده که عین مشاهداتم بود ضمیمه ی تجربه در خطهای بالاتر بود .

    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست ها
    به عینه شاهد این قبیل موارد بوده ام که پس از رفع نیاز در دادگاه حاضر شده اند وضمن طلاق توافقی در پاسخ دلیل می گویند آن وقتها آتیشمان تند بود و .... امروز فهمیده ایم که دیگر نیازی به هم نداریم وهر کدام باید دنبال نیمه ی گم شده ی خودمان باشیم .


    مثل این سطر که از ابتدا عرض کردم بنده کارشناس روانشناس نیستم وفقط حاصل تجربیاتم را به عنوان کسی که خودش فعلا" دو فرزند همدرد با شما را دارد واز طرفی هم تجربه های حقوقی که بعد از این اقدامهای بدون برنامه شاهد بوده ام واین که تنهایی بعدی بسیار سخت تر و دردناک تر از این تنهایی خواهد بود وآسیبهایی که در تصمیم گیری های عجولانه به خاطر رفع نیاز ، هم عزیزانمان وهم جامعه متحمل میشوند شاید کمتر از این آسیبها نباشد . فعلا" تا کارشناس محترم بیاند برای شروع بحث در حد توان وتجربه در خدمت دوستان هستم .

    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست ها
    کمی تامل کنید آیا روا است زندگی و آینده ی خود ویک فرد دیگر را تحت سیطره ی این تمایلات واحساسات کنید ؟
    [

    البته راهکارهایی هم دراین مورد بیان شده که اکثرا" بهتر از آنها خبر دارید .از جمله پایین آوردن سطح توقعات و یا اقدام به ازدواج موقت با اهلش که آسیب ها کمتر باشد .

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۱/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۶:۳۲

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    711
    حضور
    17 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    57
    صلوات
    6004



    بله دوستی بده
    کیه که ندونه؟
    همه میدونن
    بله همه میدونن لااقل اینجا همه میدونن
    ولی چاره چیه؟ راه حل کدومه؟
    وقتی پدر مادرها همراه نیستن چیکار باید کرد؟
    چیکار میشه کرد؟
    وقتی گیر میکنی چیکار باید بکنی؟
    آهااااااااااااااااااااااا ی یکی جواب بده چی کار باید کرد؟؟؟؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط گل مینا : ۱۳۹۱/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۲:۲۴
    شهــــــــــــدا را به یــــــــــــــــــاد بسپاریم نه به خاکـــــــــــــــــــ ...

  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    زیارت ، اقتصاد
    نوشته
    1,467
    حضور
    17 روز 3 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    58
    صلوات
    12737



    لا حول و لا قوة الا بالله

    جناب فرزند فاطمه بزرگوار حرف شما متین اما لطف کنید یک راهکار هم بدید
    اینکه هر کس هر وقت نسبت به کسی احساس خاصی پیدا کرد یعنی حتماً باید همون روز باهاش ازدواج کنه که درست نیست ، شرایط ازدواج رو هم باید داشته باشن
    من حدود 24 سال سن دارم ، به نظرتون دوست ندارم ازدواج کنم ؟
    اگر جوانی در سن من نخواد ازدواج کنه به جرات میگم که بیمار هست اما شرایطش هم باید باشه
    در این گونه موارد باید یک شناختی از طرف داشت و تا زمانیکه این شناخت نباشه نسخه عمومی پیچیده میشه
    عموم این ارتباطات احساسی هست و متاسفانه در شرایط کنونی 20 سال سنی نیست که بشه در مورد موضوع مهمی مثل ازدواج بصورت عقلایی تصمیم گرفت
    اصولاً زمانی که احساس بوجود میاد (همونطور که ایشون گفتن) قطعاً عقل رو تحت تاثیر قرار میده بخصوص در این سن
    عرف جامعه قبول نمیکنه که کسی در این سن با عقل و منطق تصمیم به ازدواج بگیره و موفق هم باشه
    این از شرایط عمومی
    حالا ایشون خلاف عرف هستند و انشاالله با عقل سلیم به این نتیجه رسیدند که این خانم همسر مناسبی برای ایشون هستند چه باید کرد ؟
    باید دوستی کرد یا با خانواده ها مطرح کرد ؟
    الحمدلله ایشون و اون خانم خانواده مذهبی دارند و راحتتر میشه باهاشون صحبت کرد
    چه ایرادی داره باهاشون صحبت کنید ؟
    حتی اگر هم مخالفت کردن حداقلش این هست که خانواده اون خانم هم میدونند که پسری در زندگی دخترشون هست که بهش علاقه داره و اگر براشون خواستگار اومد خیلی به دخترشون فشار نیارن
    برای خودتون هم خوب هست که حداقل خانواده شما حواسشون باشه که پسرشون کم کم به سنی رسیده که نیاز به ازدواج داره
    متاسفانه بعضی از خانواده ها اصلاً به ذهنشون هم نمیرسه که بچه 25 سالشون ممکنه که بخواد ازدواج کنه و در ذهنشون این بشر هنوز بچه هست
    بهترین کار این هست که به خانواده هاتون بگید

    یادم میاد قرار روز اولم باهات ، مگه قرارمون نبود بشم منم فدات
    آقا دارن میرن دونه دونه کبوترا ، توی دمشق و کاظمین و شهر سامرا
    دلم پر از شکایته امام مهربون ، چه جور دلت میاد بهم بگی بازم بمون
    به جون حضرت جواد و جون مادرت ، ی کاری کن که پرپرت بشه کبوترت


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    711
    حضور
    17 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    57
    صلوات
    6004



    بهترین کار این هست که به خانواده هاتون بگید
    بله ولی این و هم همه میدونن!
    اما اینکه چرا عمل نمیکنن به نظرتون دلیلش چی میتونه باشه؟
    همون که من در پست قبلی عرض کردم
    عدم همراهی پدر مادر ها
    اینجاست که من میگم حالا باید چیکار کرد؟
    شهــــــــــــدا را به یــــــــــــــــــاد بسپاریم نه به خاکـــــــــــــــــــ ...

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    زیارت ، اقتصاد
    نوشته
    1,467
    حضور
    17 روز 3 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    58
    صلوات
    12737



    لا حول و لا قوة الا بالله

    نقل قول نوشته اصلی توسط گل مینا نمایش پست ها
    بله ولی این و هم همه میدونن!
    اما اینکه چرا عمل نمیکنن به نظرتون دلیلش چی میتونه باشه؟
    همون که من در پست قبلی عرض کردم
    عدم همراهی پدر مادر ها
    اینجاست که من میگم حالا باید چیکار کرد؟
    اما به نظر من دلیلش این نیست
    ایشون گفتند خانواده مذهبی دارند و من هم گفتم با خانواده های مذهبی راحتتر میشه در این مورد صحبت کرد
    به نظرم دلایل زیادی میتونه داشته باشه خجالت کشیدن ، عدم اعتماد به نفس ، ترس از شنیدن جواب منفی و مخالفت ، و اینکه اون شخص انقدر اهمیت نداره که در موردش با خانواده صحبت بشه که امیدوارم این آخری نباشه چون نشون میده که این یک احساس هست نه عشق

    یادم میاد قرار روز اولم باهات ، مگه قرارمون نبود بشم منم فدات
    آقا دارن میرن دونه دونه کبوترا ، توی دمشق و کاظمین و شهر سامرا
    دلم پر از شکایته امام مهربون ، چه جور دلت میاد بهم بگی بازم بمون
    به جون حضرت جواد و جون مادرت ، ی کاری کن که پرپرت بشه کبوترت


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود