صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فقط منم منم من

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    همه علایقم
    نوشته
    9
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25

    فقط منم منم من




    آیا غیر از من چیزی وجود دارد ؟
    با کمی دقت این مطلب واضح است که جز من چیزی در عالم وجود نیست و هر چه هست منم . استدلال و برهانی هم که در اینجا کاربرد دارد همان برهان تمانع میباشد . با توجه به این برهان قرآنی گفته میشود که من هستم و الله هم هست . حال یا باید من و الله یکی باشیم من جمیع الجهات و یا اینکه الله وجود ندارد و فقط منم و یا اینکه فقط الله هست و من نیستم که فرض آخر خلاف علم حضوری است . پس یا خدایی وجود ندارد و یا اگر خدایی هست آن خدا منم یعنی من و الله از تمام جهات یکی و یک چیز هستیم چونکه (لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا) البته این برهان بیشتر برای واحد بودن معبود و رب به کار میرود ولی آیا مگر وجود واحد نیست ؟ پس اگر وجود هم واحد باشد باید گفت که ( لو کان فیهما موجود الا الله لفسدتا ) .

    کارشناس بحث: شعیب

    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۱/۱۱/۰۷ در ساعت ۱۴:۰۰

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط منادی نمایش پست ها
    آیا غیر از من چیزی وجود دارد ؟ با کمی دقت این مطلب واضح است که جز من چیزی در عالم وجود نیست و هر چه هست منم . استدلال و برهانی هم که در اینجا کاربرد دارد همان برهان تمانع میباشد . با توجه به این برهان قرآنی گفته میشود که من هستم و الله هم هست . حال یا باید من و الله یکی باشیم من جمیع الجهات و یا اینکه الله وجود ندارد و فقط منم و یا اینکه فقط الله هست و من نیستم که فرض آخر خلاف علم حضوری است . پس یا خدایی وجود ندارد و یا اگر خدایی هست آن خدا منم یعنی من و الله از تمام جهات یکی و یک چیز هستیم چونکه (لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا)
    با سلام
    دوست گرامی همانطور که می دانید این آیه درباره تمانع وجود دو آلهه بحث می کند و منظور از اله آن موجودی مستقلی در تاثیر و تدبیر کننده امور به صورت مستقل را گویند.
    این آیه می خواهد بگوید هرگاه در آسمان و زمین دو خدا(یا بیشتر) باشد به خاطر تنازع و اختلافی که بین آنها پیش می آید آسمان و زمین فاسد خواهند شد چرا که هر کدام از آن دو بالاستقلال می خواهند امورات زمین و آسمان را تدبیر کنند که دوگانه گی در تدبیر پیش خواهد آمد و امور زمین و آسمان به هم خواهد ریخت در حالی که ما می بینیم که زمین و آسمان در سلامت کامل از نظر نظم و انظباط به سر می برند پس در زمین و آسمان یک خدا بیش نیست.
    و این استدلال کاری به وجود ما و تعارض آن با خدا ندارد و قیاسی است مع الفارغ
    از طرفی همان گونه که ما با علم حضوری وجود خود را می یابیم وجودات اشیاء در اطراف خود و وجود دیگران را نیز بالبداهه درک می کنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط منادی نمایش پست ها
    ولی آیا مگر وجود واحد نیست ؟ پس اگر وجود هم واحد باشد باید گفت که ( لو کان فیهما موجود الا الله لفسدتا ) .

    اما این که وجود واحد است یا نه یک بحث فلسفی است .
    آنچه که باید دانست این است که تنها وجود مستقل و واجب بالذات خداست و بقیه وجود ها مخلوق او و عین ربط به او هستند و هیچ گونه استقلالی از خود ندارند
    این موجودات در عالم از لحاظ وجود با خدا اشتراک داشته و تمایزشان هم به همان وجود است و به قول فلاسفه وجود یک واحد مشکک است که دارای درجات زیادی است. این وجود ذو مراتب در خدا به نحو تمام و در موجودات به نحو ضعیف تر است که خدا تمامی درجات را به نحو بساطت در خود دارد و به قول عرفا موجودات تجلی از تجلیات او می باشند.


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    همه علایقم
    نوشته
    9
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    اما این که وجود واحد است یا نه یک بحث فلسفی است .
    آنچه که باید دانست این است که تنها وجود مستقل و واجب بالذات خداست و بقیه وجود ها مخلوق او و عین ربط به او هستند و هیچ گونه استقلالی از خود ندارند
    این موجودات در عالم از لحاظ وجود با خدا اشتراک داشته و تمایزشان هم به همان وجود است و به قول فلاسفه وجود یک واحد مشکک است که دارای درجات زیادی است. این وجود ذو مراتب در خدا به نحو تمام و در موجودات به نحو ضعیف تر است که خدا تمامی درجات را به نحو بساطت در خود دارد و به قول عرفا موجودات تجلی از تجلیات او می باشند.
    عرض سلام و خدا قوت خدمت کارشناس ارجمند
    اینکه شما میفرمایید وجود مشکک است و دارای درجات زیاد به نظر من کاملا اشتباه است . شرح قضیه اینطور است که همگی معترفیم که وجود موجود است . حالا وجود من نوعی 100 درصد نیست ولی وجود الله 100 است آیا شما قبول داری که هم خدا وجود دارد و هم من نوعی یا نه ؟ اگر بگویید که هردو موجوداند باید بگویید که وجود در عین حالیکه صد در صد است صد در صد نیست . اگر بفرمایید هم خدا وجود دارد و هم من هستم دچار اجتماع نقضین میگردید یعنی باید بگویید که هم وجود کامل و صد در صد الان هست و هم وجود غیر کامل یعنی انسان . پس چاره ای برای شما نمیماند که یا منکر خویش شوید یا منکر الله یا به وحدت شخصی وجود معتقد باشید و بفرمایید من و الله یک چیزیم .
    موفق باشید




  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط منادی نمایش پست ها
    عرض سلام و خدا قوت خدمت کارشناس ارجمند اینکه شما میفرمایید وجود مشکک است و دارای درجات زیاد به نظر من کاملا اشتباه است . شرح قضیه اینطور است که همگی معترفیم که وجود موجود است . حالا وجود من نوعی 100 درصد نیست ولی وجود الله 100 است آیا شما قبول داری که هم خدا وجود دارد و هم من نوعی یا نه ؟ اگر بگویید که هردو موجوداند باید بگویید که وجود در عین حالیکه صد در صد است صد در صد نیست . اگر بفرمایید هم خدا وجود دارد و هم من هستم دچار اجتماع نقضین میگردید یعنی باید بگویید که هم وجود کامل و صد در صد الان هست و هم وجود غیر کامل یعنی انسان . پس چاره ای برای شما نمیماند که یا منکر خویش شوید یا منکر الله یا به وحدت شخصی وجود معتقد باشید و بفرمایید من و الله یک چیزیم . موفق باشید
    با سلام
    برای این که معنای تشکیک بهتر برایتان روشن شود یک مثال می زنم :
    شما یک چراغ مطالعه را فرض کنید که هزار درجه نور دارد وقتی درجه آن را کمتر می کنیم 900 درجه نور دارد بعد 800 درجه و بعد 700 و...بعد 100 درجه و بعد 90و بعد....30 درجه 20 درجه و بعد 10 درجه و بعد 9 درجه و بعد 8و.....3 درجه نور دارد و بعد 2 درجه و بعد 1 درجه و بعد ...
    این همه حالت های مختلف نور با درجه های مختلف ، همه نور بودند و هیچ کدام نام دیگری نداشت ولی درجه شدت و ضعف در آنها متفاوت بود . این را در منطق مشکک گویند می گویند نور تشکیکی است یعنی دارای درجات مختلف است . درجه بالا درجات پایین را در خود دارد مثلا نور درجه 1000 در بر دارنده همه نورهای پایین خود می باشد .
    وجود هم همانند نور مشکک است و دارای درجاتی می باشد .
    خدا وجود دارد ملایک وجود دارند انسان وجود دارد حیوان وجود دارد گیاه وجود دارد جماد وجود دارد اما این وجودشان دارای درجاتی است که دارای شدت و ضعف است


  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    پیاده روی-مطالعه-سفر
    نوشته
    96
    حضور
    1 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    225



    نقل قول نوشته اصلی توسط منادی نمایش پست ها
    آیا غیر از من چیزی وجود دارد ؟
    غیر از کی؟؟؟ تو ؟ یا من؟

    نه فقط من وجود دارم. تو وجود نداری!!!!

    موفق باشید.
    ز هجرت می کشم بار جهانی
    که گويی
    من جهانی را ستونم

    به صورت کمترم از نيم ذره
    ز روی عشق از عالم فزونم

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    سوارکاری
    نوشته
    340
    حضور
    16 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1282



    به نام او

    با اجازه از عالمان بزرگ تر .
    انسان یک جسم دارد و یک جوهر .جسم ما که نیاز به توضیح ندارد و همه می دانیم چیست اما جوهر که ما به اصطلاح به آن روح هم می گوییم می توانید بر جسم های مختلف سوار شود و شکل های مختلف بر خود بگیرد و از این روی است که می گویند ما در آن دنیا به شکل آن چیزی که دوست داریم مهشور می شویم . خوب این بحث جوهر ما بود . حال ما جوهرمان قسمتی از جوهر خداست در حالی که تمام صفات خدا را در خود داریم ولی استفاده از آن دست خودمان است ولی مردمان معمولی قادر به استفاده از این صفات نیستند .
    حال ما در این سیر و سلوک سه مرحله داریم که عبارتند از : 1- جهان بینی ، خودبینی و خدابینی 2- خودبینی و خدابینی 3- خدابینی که این مرحله ی سوم از تمام مراحل مهم تر و دارای درجه ی بالاتری است که رسیدن به آن هم به آسانی به دست نمی آید . حال در این مرحله کامل شده ی جوهر خود که جوهر خدا است را می بینیم و از این حرف ها می توان نتیجه گرفت که ما در دور و برمان خدا را می توانیم به وضوح ببینیم ولی چون جوهر ما کامل نیست ما هم خدا نیستیم .
    امیدوارم مطالب من به دردتان خورده باشد . اگر سوالی بود ، بفرمایید

    یا حق

    ویرایش توسط عصا : ۱۳۹۱/۱۱/۲۸ در ساعت ۲۰:۳۴
    خلق را تقلیدشان بر باد داد
    ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

    *****
    دلم را با دل تو آشنا کرد
    نه من کردم نه تو کردی خدا کرد

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    محبت ,عشق ,بندگی
    نوشته
    27
    حضور
    4 روز 14 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    173



    نقل قول نوشته اصلی توسط کنکاش نمایش پست ها
    غیر از کی؟؟؟ تو ؟ یا من؟

    نه فقط من وجود دارم. تو وجود نداری!!!!
    این چه جوابیه دادین؟ کاربرای بیچاره به چی دلخوش کردن!
    یا رقیب.

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    فلسفه و حکمت،عرفان،خودسازی،دوری از گناه کاران،فقه و مسایل شرعی
    نوشته
    632
    حضور
    1 روز 19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3116



    طی این مرحله بی همرهی خضر مکن//ظلمات است بترس از خطر گمراهی

    بسم الله
    سلام خدمت دوستان و بزرگواران
    متاسّفانه مساله ای که در مورد فلسفه و حکمت اسلامی وجود دارد،خصوصاً در حکمت متعالیه بر اثر نزدیکی و قرابت به علم شریف عرفان،برای طیّ منازل علمی،نیاز به استادی باتجربه و مبرز میباشد.
    چرا که وادی،وادی سنگینی است.چه بسا افرادی که سر به جنون میگذارند،و چه افرادی که در وادی سفسطه افتادند و انکار تمامِ حقایق کردند.این مساله ی اشتراک معنوی وجود نیز که دوست خوبمان در پست اوّل به آن اشاره فرمودند از جمله وادی های سنگین است.
    عده ای برای رهایی از این مخمسه،سر بر انکار فلسفه و عرفان گذاشتند و همه را کفر و شرک دانستند.نعوذ بالله من شرور اوهامنا

    و عده ای در این وادی کمر همّت بسته تا بچه حقیقت دست پیدا کنند.در این میان حکمت متعالیه این افتخار را نصیب خود کرد تا به واسطه ی عقل و برهان،سالک را به فهم عقلانیِ آنچه که عارف به علم شهودی میبابد نائل گرداند.و بنای وحدت شخصیّه ی وجود در حکمت و فلسفه نیز بسی محکم گذاشته شد.
    مساله این است که اگر خداوند وجود مطلق و بی نهایت است،چطور ممکن است من نیز موجود باشم؟ چرا که اگر من نیز موجود باشم،به همین میزان از بینهایت بودن خداوند کمّ میشود و در نتیجه خداوند دیگر بی نهایت نخواهد بود.به عبارتی خداوندِ "هو الاوّل و الاخر و الظاهر و الباطن"،همه جارا پر کرده و جایی برای غیر باقی نگذاشته است.
    همین مساله باعث میشود که چند دیدگاه مختلف پدید آید:
    الف)نفی وجود خودمان و اشیای دیگر
    ب)نفی وجود خدای متعال
    ج)اتحاد و یگانگی خلق و خالق

    د)وجود تشکیکی

    ادامه دارد...ان شاالله

    مبدأ همه خیرات توحید است.توحید شرط اصلی و شروع تکامل است
    و تا توحید اصلاح نشود اصلاحات دیگر خیلی مفید نخواهد بود
    گفتم که الف،گفت دگر،گفتم هیچ/در خانه اگر کس است،یک حرف بس است

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    فلسفه و حکمت،عرفان،خودسازی،دوری از گناه کاران،فقه و مسایل شرعی
    نوشته
    632
    حضور
    1 روز 19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3116



    نفی وجود خود و اشیای دیگر،نهایتاً به سفسطه می انجامد.کسی که اعتقاد دارد که هیچ حقیقتی در عالم وجود ندارد،در جوابش میگویند: همین کلام که میگویی "هیچ حقیقتی در عالم وجود ندارد"،آیا حقیقت است یا حقیقت نیست؟ اگر در جواب بگوید که هیچ حقیقتی در عالم وجود ندارد،از جمله همین سخن،معنایش نفی سخن خود میباشد،پس نتیجه میدهد که حقیقتی در عالم موجود است.
    و اگر شخص بگوید خیر،هیچ حقیقتی در عالم وجود ندارد،به جز این سخن من(که میگویم هیچ حقیقتی در عالم وجود ندارد)،خود آشکارا دلیل بر آن است که حقیقتی در عالم وجود دارد و جمله ی "هیچ حقیقتی در عالم وجود ندارد" کذب است و نمیتواند حکمی یقین آور باشد.چه آنکه در برهان و یقین،استثنا وجود ندارد.و این اصلی است بدیهی نزد ارباب عقول

    سخن در نفیِ خود،بدین معنا که منی در عالم وجود ندارد،خود مستلزم سفسطه است.زیرا که شخص،دارد به عنوان یک فردِ موجود این سخن را میگوید و به عبارتی سخن گفتن و تبیین مساله ای(از جمله اینکه منی در عالم وجود ندارد)،فرعِ بر وجود شخص میباشد.


    ادامه دارد...ان شاالله

    مبدأ همه خیرات توحید است.توحید شرط اصلی و شروع تکامل است
    و تا توحید اصلاح نشود اصلاحات دیگر خیلی مفید نخواهد بود
    گفتم که الف،گفت دگر،گفتم هیچ/در خانه اگر کس است،یک حرف بس است

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    121
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    265



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و عرض ادب
    نمی توانیم بگوییم «مع کل شی لا بمقارنه و غیر کل شی لا بمزایله» که مابقی اش را خودتان بهتر می دانید؟
    یعنی فقط بگوییم به گونه ای «معیت و همراهی هست و از سویی جدایی» و چگونگی این مطلب را نمی دانم و دنبالش هم نمی روم. چون بالاتر از این حرفهاست.
    لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر (الانعام-103)
    سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ (فصلت-53)
    کسي که عبادت هاي خالصانه خود را به سوي خدا فرستد ، پروردگار بزرگ برترين مصلحت را به سويش فرو خواهد فرستاد. حضرت زهرا(س)
    خدایا به تو پناه می بریم از شر انحرافات در دین چه از سوی خودمان چه از ناحیه مثلاً دوستان و چه از ناحیه دشمنان.

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود