صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: این داستان در کدام روایت آمده؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    اسک دین
    نوشته
    148
    حضور
    8 روز 18 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    704

    این داستان در کدام روایت آمده؟




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام دوستان

    یک روایتی شنیدم،
    در مجلسی از یک عارف می خواهند که پندی دهد. عارف می گوید که کدام یک از شما می داند که کی می میرد؟ هر که می داند بلند شود!
    کسی بلند نمی شود
    سپس می گوید، کدام یک اگر امشب مرگ به سراغتان آید آماده ی رفتنید؟!
    و باز هم کسی بلند نمی شود
    ......
    تا همین جاش رو بگم

    اساتید محترم کسی متن کامل یا منبع این روایت رو به خاطر میاره؟
    تشکر فراوان

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    علاقه
    معارف قرآن
    نوشته
    1,420
    حضور
    130 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    0
    گالری
    29
    صلوات
    23607



    سلام

    کارشناس جناب صدیقین

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    اسک دین
    نوشته
    148
    حضور
    8 روز 18 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    704



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام مجدد

    تا دوستان زحمت جواب رو می کشند من یک روایت دیگر هم اضافه کنمفقط به قلم خودم هست. ببخشید اگه کم و کاستی داره)

    می گویند پادشاهی بوده که یک خدمتکار داشته. این خدمتکار هر روز حاکم رو پند می داده و صله می گرفته

    از قضا وزیر حسود حاکم نقشه ای میکشه. به حاکم میگه که این خدمتکار پشت سر تو حرف می زنه می گه که دهن شما بوی بدی میده!! و جلوی دهانش رو می گیره
    بعد ویز خدمتکار رو دعوت می کنه و غذای پر سیر بهش میده و به اون میگه پادشاه از بوی سیر بدش میاد و حواست رو جمع کن. و میگوید که حاکم با تو کار داره
    خدمتگزار پیش فرمانروا میره و از دور میگه: امری با بنده داشتید؟
    پادشاه میگه بیا نزدیک!
    خدمتگزارجلو می آید و جلوی دهانش را می گیرد تا حاکم متوجه بوی سیر نشود. فرمانروا فکر می کند که حرف وزیر درست است
    نامه ای می نویسد و به او می دهد. می گوید نامه را باز نکن و پیش حاکم فلان شهر ببر. جایزه ی بزرگی می گیری(در حالی که در نامه نوشته بود که آورنده ی نامه را به جلاد بدهید)
    ...
    خدمتکار این حکم رو به یکی از دوستانش می بخشه.
    این دوست هم میرود و سرش از بدن جدا می شود
    خدمتگزار پیش حاکم می رود
    پادشاه متعجب شده و جریان را از او می پرسد
    و داستان را تعریف می کند.....


    ببخشید اگه سرتون رو درد آوردم
    انشاالله این یکی رو حضور ذهن دارن اساتید.

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    300
    حضور
    14 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    776



    من به مرگم راضیم اما نمیاید اجل بخت بد بین از اجل هم ناز میباید کشید
    من که اصلا از زندگیم راضی نیستم خیلی روراست میگم از خدا هم راضی نیستم و اصلا هم از این زندگی که به من داده راضی نیستم و دیگه خدا برای من تموم شده و وجود نداره برایم هم فرقی نمیکنه زنده باشم و یا مرده

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ثقلین : ذوالقرنین
    نوشته
    1,610
    حضور
    25 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    36
    صلوات
    3100



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نام و نشان نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام دوستان

    یک روایتی شنیدم،
    در مجلسی از یک عارف می خواهند که پندی دهد. عارف می گوید که کدام یک از شما می داند که کی می میرد؟:moteajeb!: هر که می داند بلند شود!
    کسی بلند نمی شود
    سپس می گوید، کدام یک اگر امشب مرگ به سراغتان آید آماده ی رفتنید؟!
    و باز هم کسی بلند نمی شود
    ......
    تا همین جاش رو بگم

    اساتید محترم کسی متن کامل یا منبع این روایت رو به خاطر میاره؟
    تشکر فراوان
    سلام

    ظاهراً این بنده خدا سری به جبهه های ایران نزده بوده چون بسیاری از شهدای ما هم اماده شهادت بودند و هم میدانستند چه زمانی به معبود خواهند پیوست .
    اگر اینرا نپذیرید نمیتوانید مدعی شوید امام حسین و یارانش اماده شهادت نبودند و یا نمیدانستند تا ظهر روز عاشورا همگی به معبودشان خواهند پیوست .

    خدایا مرا آن ده که آن به

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    etc
    نوشته
    134
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    343



    عزیز دلم برای چی به مرگت راضی ؟
    چرا از خدا ناراضی هستی ؟
    مگه می تونی از خدا ناراضی باشی ؟

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    etc
    نوشته
    134
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    343



    هیچ کس به علم امام حسین به شهادتشان شک ندارند اولا بحث های ضد و نقیض نکن که اگر سر این رشته باز بشه به جاهای خوبی ختم نمی شه
    در ثانی جنگ است و آتش و خون هر ثانیه ممکن است کسی شهید و کشته شود نوشتن وصیت نامه که صرف اطلاع از شهادت نیست عزیزم دقت کن

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نام و نشان نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان یک روایتی شنیدم، در مجلسی از یک عارف می خواهند که پندی دهد. عارف می گوید که کدام یک از شما می داند که کی می میرد؟ هر که می داند بلند شود! کسی بلند نمی شود سپس می گوید، کدام یک اگر امشب مرگ به سراغتان آید آماده ی رفتنید؟! و باز هم کسی بلند نمی شود ...... تا همین جاش رو بگم اساتید محترم کسی متن کامل یا منبع این روایت رو به خاطر میاره؟ تشکر فراوان
    سلام
    کار از آمادگی گذشته چون فرمود :
    انک میت و انهم میتون
    همانا تو مرده ای آنها هم مرده اند
    آری در پیشگاه حی قیومی مثل او ما که زنده به حساب نمی آییم
    ما همه مرده ایم همین اندازه باور برای آمادگی کافی است
    والله الموفق

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۱/۱۱/۰۷ در ساعت ۱۶:۱۶
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    300
    حضور
    14 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    776



    نقل قول نوشته اصلی توسط rassol نمایش پست ها
    عزیز دلم برای چی به مرگت راضی ؟
    چرا از خدا ناراضی هستی ؟
    مگه می تونی از خدا ناراضی باشی ؟
    چرا از خدا راضی باشم؟ وقتی از زندگی شخصی خودم هیچ لذتی نبردم و فقط نظارهگر لذتهای دیگران بودم و وقتی زندگی برای من هیچ شیرینی نداشته خوب نه تنها خدار را قبول ندارم و ازش تنفر دارم دیگه هیچ امیدی هم بهش ندارم و بود و نبودش برام فرقی نداره من الان با یه مرده متحرک هیچ فرقی ندارم هیچ چیزی هم دیگه شادم نمیکنه چون اون زمانی که من یه سری نیازها داشتم تو زندگی برام برآورده نشده از این به بعد اگر هم بشه دیگه هیچ فایده ای برام نداره آره نداره تنها آرزوم این بود که ای کاش از روز اول اصلا نبودم و اگر میخواستم اینجوری زندگی بکنم از زندگی کردن بیزارم

  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نام و نشان نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام دوستان
    یک روایتی شنیدم،
    در مجلسی از یک عارف می خواهند که پندی دهد. عارف می گوید که کدام یک از شما می داند که کی می میرد؟ هر که می داند بلند شود!
    کسی بلند نمی شود
    سپس می گوید، کدام یک اگر امشب مرگ به سراغتان آید آماده ی رفتنید؟!
    و باز هم کسی بلند نمی شود
    ......
    تا همین جاش رو بگم

    اساتید محترم کسی متن کامل یا منبع این روایت رو به خاطر میاره؟
    تشکر فراوان
    سلام به شما پرسشگر گرامی و دوستان شرکت کننده در این بحث،

    داستانی که نقل فرموده اید، «روایت» به معنای لغوی است (یعنی حکایت، داستان)، و نه به معنای اصطلاحی که در علم الحدیث مطرح است.

    روایت در لغت به معنای حکایت و داستان آمده است اما در علم حدیث، مترادف با معنای حدیث است؛ حدیث هم گفتار یا رفتار یا تقریر معصوم را حکایت می کند. (1)

    در زبان فارسی وقتی می خواهند داستانی نقل کنند (و لو داستانی خیالی و تمثیلی)، بعضا آن را با تعبیر «روایت شده»بیان می کنند و مثلا می گویند: روایت می کنند که در روزگاران قدیم، پادشاهی بود که...

    این «روایت» یعنی «نقل شده»؛ و منظور گوینده اینست که در کتاب های داستانی چنین قصه ای نقل شده. «روایت» در پرسش شما به همین معناست و خودتان هم اشاره داشته اید که از یک «عارفی» چنین داستانی نقل شده:
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نام و نشان نمایش پست ها
    در مجلسی از یک عارف می خواهند که پندی دهد. عارف می گوید...
    بالفرض که این داستان واقعیت خارجی هم داشته باشد، سخن یک عارف را نقل نموده و نه سخن معصوم؛ پس مطلب شما روایت (به معنای حدیث) نیست، بلکه حکایت و قصه ای است که شاید هم تمثیلی باشد و واقعیت خارجی نداشته باشد.

    در هر صورت، این مقدار از داستان که نقل کرده اید، در بیان آمادگی برای مرگ و به تعبیر حدیث مشهور نبوی «حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا...» است. (2)

    در آیه کریمه سوره حشر نیز فرمود:

    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ(حشر/18)
    اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد از (مخالفت) خدا بپرهيزيد و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده و از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مى‏ دهيد آگاه است


    پی نوشت
    -----------------
    1- برای اطلاعات بیشتر، مطلب این لینک را مطالعه بفرمایید: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23593
    2- اعمالتان را محاسبه کنید [و نیکی هایتان را افزون نموده و از بدی هایتان توبه کنید]، پیش از آنکه در دادگاه عدل الهی مورد حساب قرار گیرید؛ وسائل‏ الشيعة، ج 16 ص 99، ح 21082.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۱۱/۰۷ در ساعت ۲۲:۴۸

  20. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود